پرش به محتوا

سکر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''سكر،''' در برابر صحو در لغت به معني مستي و مست شدن است. در اصطلاح تصوف و عرفان، سُكر، از جمله احوال قلبي است و آن بيخودي و سرمستيي است كه از ذكر و تعظيم خدا<sup>1</sup> و در پي غلبة محبت حق تعالي بر دل سالك به بار مي‌آيد.<sup>2</sup> سكر، اصطلاحي است در حوزة...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''سكر،''' در برابر صحو در لغت به معني مستي و مست شدن است. در اصطلاح تصوف و عرفان، سُكر، از جمله احوال قلبي است و آن بيخودي و سرمستيي است كه از ذكر و تعظيم خدا<sup>1</sup> و در پي غلبة محبت حق تعالي بر دل سالك به بار مي‌آيد.<sup>2</sup> سكر، اصطلاحي است در حوزة معرفت‌ شناسي و بدين معنا كه به نظر اهل عشق لازمة كشف حقيقت، غير از تصفيه و تزكية دل، خروج از حالت استشعاري و رسيدن به حالت سرمستي و بيخودي نيز هست. به همين سبب كَلابادي يا كلاباذي (د 380ق / ؟م) تصريح مي‌كند كه سالك در حالت سكر، ماهيت اشيا را مي‌فهمد<sup>3</sup> و به حقيقت اشيا پي مي‌برد و مولوي در يك غزل حالت بيخودي را در برابر حالت باخودي (= صحو) قرار مي‌دهد و نتيجه مي‌گيرد كه تا وقتي سالك، بي‌خود نشود به وصال معشوق نايل نمي‌گردد<sup>4</sup> و به كشف حقيقت دست نمي‌يابد.
'''[[سکر]]،''' در برابر صحو در لغت به معنی مستی و مست شدن است. در اصطلاح [[تصوف]] و عرفان، سُکر، از جمله احوال قلبی است وآن بیخودی و سرمستی ی است که از ذکر و تعظیم خدا<ref>سراج نیشابوری. '''''اللّمع فی التّصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م،  ص343.</ref> و در پی غلبه محبت [[حق|حق تعالی]] بر دل سالک به بار می‌آید<ref name=":0">کلابادی. '''''التعرّف'''''. چاپ  ، ص413- 417.</ref><ref>هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. چاپ عابدی، ص279- 283.</ref>. سکر، اصطلاحی است در حوزه معرفت‌ شناسی و بدین معنا که به نظر اهل [[عشق]] لازمه کشف حقیقت، غیر از تصفیه و تزکیه دل، خروج از حالت استشعاری و رسیدن به حالت سرمستی و بیخودی نیز هست. به همین سبب کَلابادی یا کلاباذی (د 380ق / ؟م) تصریح می‌کند که سالک در حالت سکر، ماهیت اشیا را می‌فهمد<ref name=":0" /> و به حقیقت اشیا پی می‌برد و مولوی در یک غزل حالت بیخودی را در برابر حالت باخودی (= [[صحو]]) قرار می‌دهد و نتیجه می‌گیرد که تا وقتی سالک، بی‌خود نشود به وصال معشوق نایل نمی‌گردد<ref>   مولوی. '''''غزلیات''''' '''''شمس'''''</ref> و به کشف حقیقت دست نمی‌یابد.


'''طبقه‌بندي:''' سكر داراي اقسام و درجاتي است كه از جملة آن‌ها طبق نظر ابوالقاسم قشيري (سدة 5 هجري قمري) دو گونه است: 1) ''سكر ناقص'' يا ''سكر متساكر'' است و آن سرمستي ناتمام است؛ 2) ''سكر كامل و تمام''، يعني بي‌خودي و سرمستي كامل است و آن سرمستيي است كه نتيجة آن توجه تمام به الله و بي‌توجهي كامل به ماسوي‌الله است.<sup>5</sup> [← صحو]
=== طبقه‌بندی ===
سکر دارای اقسام و درجاتی است که از جمله آن‌ها طبق نظر ابوالقاسم قشیری (سده 5 هجری قمری) دو گونه است:


# ''سکر ناقص'' یا ''سکر متساکر'' است و آن سرمستی ناتمام است؛
# ''سکر کامل و تمام''، یعنی بی‌خودی و سرمستی کامل است و آن سرمستی ی است که نتیجه آن توجه تمام به الله و بی‌توجهی کامل به ماسوی‌الله است<ref>  قشیری. '''''الرساله'''''. چاپ بیروت، 2001م، ص112- 114.</ref><ref>هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. چاپ عابدی، ص279- 283.</ref><ref>ابن‌عربی. '''''الفتوحات'''''. چاپ بولاق، 2/554- 546.</ref> [← [[صحو]]]


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.    سراج نيشابوري. '''''اللمع...''''' . چاپ نيكلسن، ص343.
* [[تصوف]]
 
* [[صحو]]<br />
2.    كلابادي. '''''التعرّف'''''. چاپ  ، ص413- 417؛ هجويري. '''''كشف''''' '''''المحجوب'''''. چاپ عابدي، ص279- 283.
 
3.    كلابادي. '''''التعرف'''''. همانجا.
 
4.    مولوي. '''''غزليات''''' '''''شمس'''''.
 
5.    قشيري. '''''الرساله'''''. چاپ بيروت، 2001م، ص112- 114؛ نيزنك: هجويري. '''''كشف''''' '''''المحجوب'''''. چاپ عابدي، ص279- 283؛ ابن‌عربي. '''''الفتوحات'''''. چاپ بولاق، 2/554- 546.


== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۱۷

سکر، در برابر صحو در لغت به معنی مستی و مست شدن است. در اصطلاح تصوف و عرفان، سُکر، از جمله احوال قلبی است وآن بیخودی و سرمستی ی است که از ذکر و تعظیم خدا[۱] و در پی غلبه محبت حق تعالی بر دل سالک به بار می‌آید[۲][۳]. سکر، اصطلاحی است در حوزه معرفت‌ شناسی و بدین معنا که به نظر اهل عشق لازمه کشف حقیقت، غیر از تصفیه و تزکیه دل، خروج از حالت استشعاری و رسیدن به حالت سرمستی و بیخودی نیز هست. به همین سبب کَلابادی یا کلاباذی (د 380ق / ؟م) تصریح می‌کند که سالک در حالت سکر، ماهیت اشیا را می‌فهمد[۲] و به حقیقت اشیا پی می‌برد و مولوی در یک غزل حالت بیخودی را در برابر حالت باخودی (= صحو) قرار می‌دهد و نتیجه می‌گیرد که تا وقتی سالک، بی‌خود نشود به وصال معشوق نایل نمی‌گردد[۴] و به کشف حقیقت دست نمی‌یابد.

طبقه‌بندی

سکر دارای اقسام و درجاتی است که از جمله آن‌ها طبق نظر ابوالقاسم قشیری (سده 5 هجری قمری) دو گونه است:

  1. سکر ناقص یا سکر متساکر است و آن سرمستی ناتمام است؛
  2. سکر کامل و تمام، یعنی بی‌خودی و سرمستی کامل است و آن سرمستی ی است که نتیجه آن توجه تمام به الله و بی‌توجهی کامل به ماسوی‌الله است[۵][۶][۷] [← صحو]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. سراج نیشابوری. اللّمع فی التّصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص343.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ کلابادی. التعرّف. چاپ  ، ص413- 417.
  3. هجویری. کشف المحجوب. چاپ عابدی، ص279- 283.
  4.    مولوی. غزلیات شمس
  5.   قشیری. الرساله. چاپ بیروت، 2001م، ص112- 114.
  6. هجویری. کشف المحجوب. چاپ عابدی، ص279- 283.
  7. ابن‌عربی. الفتوحات. چاپ بولاق، 2/554- 546.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه