پرش به محتوا

اشاعره: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اشاعره'''، نامي كه بر پيروان مكتب كلامي ابوالحسن اشعري اطلاق مي‌شود. اشاعره در معناي عام به سنّت‌گرايان يا اهل سنّت و جماعت گفته مي‌شود، يعني آنان كه در برابر خردگرايان معتزلي، بر نقل (= قرآن و سنت) تأكيد مي‌ورزند و نقل را بر عقل ترجيح مي‌ده...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''اشاعره'''، نامي كه بر پيروان مكتب كلامي ابوالحسن اشعري اطلاق مي‌شود. اشاعره در معناي عام به سنّت‌گرايان يا اهل سنّت و جماعت گفته مي‌شود، يعني آنان كه در برابر خردگرايان معتزلي، بر نقل (= قرآن و سنت) تأكيد مي‌ورزند و نقل را بر عقل ترجيح مي‌دهند.<sup>1</sup> اشاعره كه در مقابل معتزله قرار دارند، ضمن پرهيز از جريان‌هاي افراطي عقل‌گرايانه و اجتناب از تفريط عقل‌ستيزانه، «اقتصاد در اعتقاد» را به‌عنوان راهي ميانه و معتدل در اعتقاد اسلامي مطرح كردند.<sup>2</sup> ابوالحسن اشعري در برابر دو جريان افراطي قرار داشت و مي‌كوشيد تا ضمن پرهيز از افراط و اجتناب از تفريط راهي ميانه برگزيند، جريان‌هاي افراطي رويي در عقل‌گرايي داشت و رويي در عقل‌ستيزي يا نقل‌گرايي. معتزله بر عقل به عنوان يگانه‌ ابزار شناخت حقيقت تأكيد مي‌كردند و با نفي هر آن‌چه در نظر آنان خردپذير نمي‌نمود و نيز با تكيه بر آيات نفي‌كنندة تشبيه و با تأويل آيات دال بر تشبيه، نه فقط تشبيه و تجسيم را مردود دانستند، كه رؤيت را نيز نفي كردند، منكر صفات زايد بر ذات شدند و از خلق كلام خدا سخن گفتند. در برابر معتزله، اصحاب حديث با تكيه بر نقل، شيوه‌اي عقل‌ستيزانه در پيش گرفتند، به تفسير ظاهري آيات پرداختند، و از تأويل عقلاني قرآن سخت پرهيز كردند. اشعري و پيروان او كوشيدند تا در برابر اين افراط‌ها و تفريط‌ها راهي ميانه بيابند و «اقتصاد در اعتقاد» را متحقق سازند. ابن خلدون در مقدمه گزارشي از آن افراط‌ها و تفريط‌ها و از اين ميانه‌روي به دست داده است.<sup>3</sup> اشعري و سپس اشاعره بر بنياد شيوة ميانه روانه انديشيدند و نظريه‌هاي خود را بر همين اساس پرداختند. آنان گذشته از آن كه پيوسته در انديشه‌هاي كلامي‌شان ميانه‌روي را پيش چشم داشتند، جاي از آن سخن مي‌گفتند؛ چنان كه غزالي ''الاقتصاد في الاعتقاد'' را عنوان كتابي مستقل ساخت. جلوه‌هاي اين ميانه‌روي را در تمام نظريه‌هاي اشعري و اشاعره، به ويژه در نظرية كلام نفسي و لفظي، در نظرية رؤيت، و در نظرية رابطة ذات و صفات بايد بازجست.  
'''اشاعره'''، نامی كه بر پیروان مكتب كلامی ابوالحسن اشعری اطلاق می‌شود. اشاعره در معنای عام به سنّت‌گرایان یا اهل سنّت و جماعت گفته می‌شود، یعنی آنان كه در برابر خردگرایان معتزلی، بر نقل (= قرآن و سنت) تأكید می‌ورزند و نقل را بر عقل ترجیح می‌دهند<ref>ابن‌حزم، علی. الفصل. به كوشش محمد ابراهیم نصر، جده: مكتبات عكاظ، بی‌تا، تمام صفحات.</ref>. اشاعره كه در مقابل معتزله قرار دارند، ضمن پرهیز از جریان‌های افراطی عقل‌گرایانه و اجتناب از تفریط عقل‌ستیزانه، «اقتصاد در اعتقاد» را به‌عنوان راهی میانه و معتدل در اعتقاد اسلامی مطرح كردند<ref>شهرستانی. '''''الملل و النحل'''''. به كوشش محمد فتح‌الله بدران، قاهره: 1375ق، 1/94.</ref>. ابوالحسن اشعری در برابر دو جریان افراطی قرار داشت و می‌كوشید تا ضمن پرهیز از افراط و اجتناب از تفریط راهی میانه برگزیند، جریان‌های افراطی رویی در عقل‌گرایی داشت و رویی در عقل‌ستیزی یا نقل‌گرایی. معتزله بر عقل به عنوان یگانه‌ ابزار شناخت حقیقت تأكید می‌كردند و با نفی هر آن‌چه در نظر آنان خردپذیر نمی‌نمود و نیز با تكیه بر آیات نفی‌كننده تشبیه و با تأویل آیات دال بر تشبیه، نه فقط تشبیه و تجسیم را مردود دانستند، كه رؤیت را نیز نفی كردند، منكر صفات زاید بر ذات شدند و از خلق كلام خدا سخن گفتند. در برابر معتزله، اصحاب حدیث با تكیه بر نقل، شیوه‌ای عقل‌ستیزانه در پیش گرفتند، به تفسیر ظاهری آیات پرداختند، و از تأویل عقلانی قرآن سخت پرهیز كردند. اشعری و پیروان او كوشیدند تا در برابر این افراط‌ها و تفریط‌ها راهی میانه بیابند و «اقتصاد در اعتقاد» را متحقق سازند. ابن خلدون در مقدمه گزارشی از آن افراط‌ها و تفریط‌ها و از این میانه‌روی به دست داده است<ref>ابن‌خلدون. '''''مقدمه'''''. ترجمه محمدپروین گنابادی، تهران: 1353، ج2، ص942- 947.</ref>.


'''روش عقلي ـ نقلي:''' گرچه جنبش اشعري با پرهيز از عقل‌گرايي و تأويل آغاز شد، اما از آن‌جا كه ميان عقل‌گرايي افراطي و عقل‌ستيزي، گونه‌اي عقل‌گرايي معتدل هست، اشعري نه تنها عملاً كه نظراً نيز به مفهومي عقل‌گراست و اين عقل‌گرايي كه ميراث معتزليان و فيلسوفان به شمار مي‌آيد، در آثار پيروان اشعري بيشتر مي‌شود. گذشته از اين، اشاعره در برابر فيلسوفان و معتزليان خردگرا و به اصطلاح بدعت‌هاي آنان، از باورهاي اصيل اسلامي، يعني از داده‌هاي وحي (= نقل) به دفاع برخاستند و روشي عقلي ـ نقلي برگزيدند و با تكيه بر استدلال‌هاي منطقي عمل كردند. پس از اشعري پيروانش عقل‌گرايي را شدت بخشيدند. روشن‌ترين و مستندترين نمونه‌اي كه مي‌توان براي عقل‌گرايي اشعري كرد، رسالة ''استحسان الخوض علم الكلام'' اوست. اشعري در اين رساله به كساني كه تفكر و تعقل را در الهيات حرام مي‌دانستند، سخت تاخته و استدلال‌هاي گوناگوني براي باطل ساختن عقايدي از اين دست مطرح كرده است.  
اشعری و سپس اشاعره بر بنیاد شیوه میانه روانه اندیشیدند و نظریه‌های خود را بر همین اساس پرداختند. آنان گذشته از آن كه پیوسته در اندیشه‌های كلامی‌شان میانه‌روی را پیش چشم داشتند، جای از آن سخن می‌گفتند؛ چنان كه غزالی ''الاقتصاد فی الاعتقاد'' را عنوان كتابی مستقل ساخت. جلوه‌های این میانه‌روی را در تمام نظریه‌های اشعری و اشاعره، به ویژه در نظریه كلام نفسی و لفظی، در نظریه رؤیت، و در نظریه رابطه ذات و صفات باید بازجست.  


'''عقل‌گرايي و تأويل:''' مايه‌هاي عقل‌گرايي در آثار اشعري از يك سو و تأثير ميراث عقل‌گرايي در جامعة اسلامي از سوي ديگر، زمينه را براي بازگشت پيروان اشعري به عقل‌گرايي و به تأويل ـ كه نتيجة عقل‌گرايي است ـ فراهم ساخت و بزرگان مكتب اشعري، يعني باقلاني، جويني، غزالي و سرانجام فخرالدين رازي عقل‌گرايي را تجديد كردند و همانند معتزله در كار تأويل كوشيدند. در سدة 6ق / 12م ابن رشد در كتاب ''فصل المقال'' آن‌جا كه از مدعيان فهم شريعت سخن مي‌گويد و مشهورترين آنان را 4 گروه ـ اشعريه، معتزله، باطنيه و حشويه ـ مي‌شمارد، آشكار از گرايش آنان به تأويل سخن به ميان مي‌آورد و تصريح مي‌كند كه اين گروه‌ها به تأويل الفاظ شرع مي‌پردازند و الفاظ شرع را بر طبق باورهاي خود تأويل مي‌كنند.<sup>4</sup>
=== روش عقلی ـ نقلی ===
گرچه جنبش اشعری با پرهیز از عقل‌گرایی و تأویل آغاز شد، اما از آن‌جا كه میان عقل‌گرایی افراطی و عقل‌ستیزی، گونه‌ای عقل‌گرایی معتدل هست، اشعری نه تنها عملاً كه نظراً نیز به مفهومی عقل‌گراست و این عقل‌گرایی كه میراث معتزلیان و فیلسوفان به شمار می‌آید، در آثار پیروان اشعری بیشتر می‌شود. گذشته از این، اشاعره در برابر فیلسوفان و معتزلیان خردگرا و به اصطلاح بدعت‌های آنان، از باورهای اصیل اسلامی، یعنی از داده‌های وحی (= نقل) به دفاع برخاستند و روشی عقلی ـ نقلی برگزیدند و با تكیه بر استدلال‌های منطقی عمل كردند. پس از اشعری پیروانش عقل‌گرایی را شدت بخشیدند. روشن‌ترین و مستندترین نمونه‌ای كه می‌توان برای عقل‌گرایی اشعری كرد، رساله ''استحسان الخوض علم الكلام'' اوست. اشعری در این رساله به كسانی كه تفكر و تعقل را در الهیات حرام می‌دانستند، سخت تاخته و استدلال‌های گوناگونی برای باطل ساختن عقایدی از این دست مطرح كرده است.  


'''    مآخذ:'''
=== عقل‌گرایی و تأویل ===
مایه‌های عقل‌گرایی در آثار اشعری از یك سو و تأثیر میراث عقل‌گرایی در جامعه اسلامی از سوی دیگر، زمینه را برای بازگشت پیروان اشعری به عقل‌گرایی و به تأویل ـ كه نتیجه عقل‌گرایی است ـ فراهم ساخت و بزرگان مكتب اشعری، یعنی باقلانی، جوینی، غزالی و سرانجام فخرالدین رازی عقل‌گرایی را تجدید كردند و همانند معتزله در كار تأویل كوشیدند. در سده 6ق / 12م ابن رشد در كتاب ''فصل المقال'' آن‌جا كه از مدعیان فهم شریعت سخن می‌گوید و مشهورترین آنان را 4 گروه ـ اشعریه، معتزله، باطنیه و حشویه ـ می‌شمارد، آشكار از گرایش آنان به تأویل سخن به میان می‌آورد و تصریح می‌كند كه این گروه‌ها به تأویل الفاظ شرع می‌پردازند و الفاظ شرع را بر طبق باورهای خود تأویل می‌كنند<ref>ابن‌رشد. '''''«فصل المقال» در فلسفه ابن رشد.''''' بیروت: دارالآفاق، الجدیده، بی‌تا، ص46.</ref>.


== 1.     ابن‌حزم، علي. الفصل. به كوشش محمد ابراهيم نصر، جده: مكتبات عكاظ، بي‌تا، تمام صفحات. ==
== نیز نگاه کنید به ==
2.      شهرستاني. '''''الملل و النحل'''''. به كوشش محمد فتح‌الله بدران، قاهره: 1375ق، 1/94.


3.      ابن‌خلدون. '''''مقدمه'''''. ترجمة محمدپروين گنابادي، تهران: 1353، ج2، ص942- 947.
* [[اسلام]]
 
4.      ابن‌رشد. '''''«فصل المقال» در فلسفه ابن رشد.''''' بيروت: دارالآفاق، الجديده، بي‌تا، ص46.


==     مآخذ     ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
علی دادبه
علی دادبه


تلخیص سید حسن امین
تلخیص سید حسن امین
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۳۶

اشاعره، نامی كه بر پیروان مكتب كلامی ابوالحسن اشعری اطلاق می‌شود. اشاعره در معنای عام به سنّت‌گرایان یا اهل سنّت و جماعت گفته می‌شود، یعنی آنان كه در برابر خردگرایان معتزلی، بر نقل (= قرآن و سنت) تأكید می‌ورزند و نقل را بر عقل ترجیح می‌دهند[۱]. اشاعره كه در مقابل معتزله قرار دارند، ضمن پرهیز از جریان‌های افراطی عقل‌گرایانه و اجتناب از تفریط عقل‌ستیزانه، «اقتصاد در اعتقاد» را به‌عنوان راهی میانه و معتدل در اعتقاد اسلامی مطرح كردند[۲]. ابوالحسن اشعری در برابر دو جریان افراطی قرار داشت و می‌كوشید تا ضمن پرهیز از افراط و اجتناب از تفریط راهی میانه برگزیند، جریان‌های افراطی رویی در عقل‌گرایی داشت و رویی در عقل‌ستیزی یا نقل‌گرایی. معتزله بر عقل به عنوان یگانه‌ ابزار شناخت حقیقت تأكید می‌كردند و با نفی هر آن‌چه در نظر آنان خردپذیر نمی‌نمود و نیز با تكیه بر آیات نفی‌كننده تشبیه و با تأویل آیات دال بر تشبیه، نه فقط تشبیه و تجسیم را مردود دانستند، كه رؤیت را نیز نفی كردند، منكر صفات زاید بر ذات شدند و از خلق كلام خدا سخن گفتند. در برابر معتزله، اصحاب حدیث با تكیه بر نقل، شیوه‌ای عقل‌ستیزانه در پیش گرفتند، به تفسیر ظاهری آیات پرداختند، و از تأویل عقلانی قرآن سخت پرهیز كردند. اشعری و پیروان او كوشیدند تا در برابر این افراط‌ها و تفریط‌ها راهی میانه بیابند و «اقتصاد در اعتقاد» را متحقق سازند. ابن خلدون در مقدمه گزارشی از آن افراط‌ها و تفریط‌ها و از این میانه‌روی به دست داده است[۳].

اشعری و سپس اشاعره بر بنیاد شیوه میانه روانه اندیشیدند و نظریه‌های خود را بر همین اساس پرداختند. آنان گذشته از آن كه پیوسته در اندیشه‌های كلامی‌شان میانه‌روی را پیش چشم داشتند، جای از آن سخن می‌گفتند؛ چنان كه غزالی الاقتصاد فی الاعتقاد را عنوان كتابی مستقل ساخت. جلوه‌های این میانه‌روی را در تمام نظریه‌های اشعری و اشاعره، به ویژه در نظریه كلام نفسی و لفظی، در نظریه رؤیت، و در نظریه رابطه ذات و صفات باید بازجست.

روش عقلی ـ نقلی

گرچه جنبش اشعری با پرهیز از عقل‌گرایی و تأویل آغاز شد، اما از آن‌جا كه میان عقل‌گرایی افراطی و عقل‌ستیزی، گونه‌ای عقل‌گرایی معتدل هست، اشعری نه تنها عملاً كه نظراً نیز به مفهومی عقل‌گراست و این عقل‌گرایی كه میراث معتزلیان و فیلسوفان به شمار می‌آید، در آثار پیروان اشعری بیشتر می‌شود. گذشته از این، اشاعره در برابر فیلسوفان و معتزلیان خردگرا و به اصطلاح بدعت‌های آنان، از باورهای اصیل اسلامی، یعنی از داده‌های وحی (= نقل) به دفاع برخاستند و روشی عقلی ـ نقلی برگزیدند و با تكیه بر استدلال‌های منطقی عمل كردند. پس از اشعری پیروانش عقل‌گرایی را شدت بخشیدند. روشن‌ترین و مستندترین نمونه‌ای كه می‌توان برای عقل‌گرایی اشعری كرد، رساله استحسان الخوض علم الكلام اوست. اشعری در این رساله به كسانی كه تفكر و تعقل را در الهیات حرام می‌دانستند، سخت تاخته و استدلال‌های گوناگونی برای باطل ساختن عقایدی از این دست مطرح كرده است.

عقل‌گرایی و تأویل

مایه‌های عقل‌گرایی در آثار اشعری از یك سو و تأثیر میراث عقل‌گرایی در جامعه اسلامی از سوی دیگر، زمینه را برای بازگشت پیروان اشعری به عقل‌گرایی و به تأویل ـ كه نتیجه عقل‌گرایی است ـ فراهم ساخت و بزرگان مكتب اشعری، یعنی باقلانی، جوینی، غزالی و سرانجام فخرالدین رازی عقل‌گرایی را تجدید كردند و همانند معتزله در كار تأویل كوشیدند. در سده 6ق / 12م ابن رشد در كتاب فصل المقال آن‌جا كه از مدعیان فهم شریعت سخن می‌گوید و مشهورترین آنان را 4 گروه ـ اشعریه، معتزله، باطنیه و حشویه ـ می‌شمارد، آشكار از گرایش آنان به تأویل سخن به میان می‌آورد و تصریح می‌كند كه این گروه‌ها به تأویل الفاظ شرع می‌پردازند و الفاظ شرع را بر طبق باورهای خود تأویل می‌كنند[۴].

نیز نگاه کنید به

    مآخذ    

  1. ابن‌حزم، علی. الفصل. به كوشش محمد ابراهیم نصر، جده: مكتبات عكاظ، بی‌تا، تمام صفحات.
  2. شهرستانی. الملل و النحل. به كوشش محمد فتح‌الله بدران، قاهره: 1375ق، 1/94.
  3. ابن‌خلدون. مقدمه. ترجمه محمدپروین گنابادی، تهران: 1353، ج2، ص942- 947.
  4. ابن‌رشد. «فصل المقال» در فلسفه ابن رشد. بیروت: دارالآفاق، الجدیده، بی‌تا، ص46.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی دادبه

تلخیص سید حسن امین