زین العابدین مراغه ای: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «زينالعابدين مراغهاي، نويسنده و روزنامهنويس. پدرش مشهدي علي نام مردي بازرگان بود. نياكانش از كُردهاي شمال ساوجبلاغ (مهاباد) و از خوانين آن سامان بودند و مذهب شافعي داشتند، اما بعدها به مذهب شيعه گرويدند و در مراغه به تجارت پرداختند.<sup>1</su...» ایجاد کرد |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:99999999999.jpg|بندانگشتی|زین العابدین مراغه ای، قابل بازیابی از https://www.beytoote.com/art/artist/zainu-abdin-01maraghei.html]] | |||
زینالعابدین مراغهای، نویسنده و روزنامهنویس. | |||
پدرش | پدرش مشهدی علی نام مردی بازرگان بود. نیاكانش از كُردهای شمال ساوجبلاغ (مهاباد) و از خوانین آن سامان بودند و [[شافعی|مذهب شافعی]] داشتند، اما بعدها به مذهب شیعه گرویدند و در مراغه به تجارت پرداختند<ref>مراغهای، زین العابدین. '''''سیاحتنامه ابراهیم بیگ یا بلای تعصب او'''''. با مقدمه و حواشی باقر مؤمنی، چ 4، 2537 (1357)، ص 11 (مقدمه).</ref>. زین العابدین در هشت سالگی به دبستان رفت و هشت سال راه مكتب پیمود و سواد مختصری آموخت. در شانزده سالگی در حجره پدر به كار مشغول شد<ref>آرین پور، یحیی. '''''از صبا تا نیما'''''. تهران: جیبی، 1351، ج 1، ص 304.</ref>. در بیست سالگی برای تجارت به اردبیل رفت، اما پس از مدتی در آنجا ورشكست شد. سپس همراه برادرش به قفقاز رفت و در آنجا به تجارت پرداخت و از سوی ژنرال كنسول ایران در تفلیس، به سمت نایب كنسولی رسید. در تفلیس نیز سرمایهاش را از دست داد و ناچار با برادرش رهسپار كریمه شد<ref>قبادی، حسینعلی. '''''بنیادهای نثر معاصر فارسی'''''. تهران: پژوهشكده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی، 1383، ج.1، ص 170.</ref>. گاهی همراه برادرش برای تجارت به استانبول میرفت و به تدریج سرمایهای اندوخت. در 1294ق / ؟م به شهر ییلاقی یالتا رفت و با دیوانیان و درباریان روس آشنا شد<ref>سادات ناصری، حسن. '''''سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دورهاسلامی'''''. تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، 1353، بخش نخست، ص 422.</ref>. به سبب شهرت در درستكاری، با پافشاری دربار تزاری به تابعیت روس درآمد<ref>استعلامی، محمد. '''''ادبیات دوره بیداری و معاصر'''''. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران، 2535 (1355)، ص 62.</ref>. چند سال بعد در استانبول ازدواج كرد و همسرش را به یالتا برد و صاحب سه فرزند شد. به تنهایی سفری به حج رفت و سپس بقیه عمر را با خانوادهاش در استانبول زیست<ref>آرین پور، یحیی. '''''از صبا تا نیما'''''. تهران: جیبی، 1351، ج 1، ص 305ـ 306.</ref>. او مقالاتی برای روزنامههای ''شمس''<sup>*</sup> استانبول و ''[[حبل المتین]]''<sup>*</sup> كلكته نیز مینوشت<ref>مهجور، كیوان و دیگران. '''''چهرههایی از پیشروان هنر و ادبیات معاصر ایران'''''. تهران: فرهنگسرای نیاوران، 1357، ص 68.</ref>. بعدها به ملیت خویش بازگشت. اثر مشهور او ''سیاحتنامه ابراهیم بیگ'' ''یا بلای تعصب'' او را میتوان در میان آثار اصیل طنزآمیز پیش از [[نهضت مشروطه|مشروطیت]]، كم نظیر دانست<ref>منیبالرحمن. '''''شعر دوره مشروطه'''''. ترجمه یعقوب آژند، تهران: نشر روزگار، چ 1، 1378، ص 131.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[شافعی]] | |||
* [[نهضت مشروطه]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
ابوالقاسم رادفر | ابوالقاسم رادفر | ||
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]] | |||
[[رده:ادبیات]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۴۴

زینالعابدین مراغهای، نویسنده و روزنامهنویس.
پدرش مشهدی علی نام مردی بازرگان بود. نیاكانش از كُردهای شمال ساوجبلاغ (مهاباد) و از خوانین آن سامان بودند و مذهب شافعی داشتند، اما بعدها به مذهب شیعه گرویدند و در مراغه به تجارت پرداختند[۱]. زین العابدین در هشت سالگی به دبستان رفت و هشت سال راه مكتب پیمود و سواد مختصری آموخت. در شانزده سالگی در حجره پدر به كار مشغول شد[۲]. در بیست سالگی برای تجارت به اردبیل رفت، اما پس از مدتی در آنجا ورشكست شد. سپس همراه برادرش به قفقاز رفت و در آنجا به تجارت پرداخت و از سوی ژنرال كنسول ایران در تفلیس، به سمت نایب كنسولی رسید. در تفلیس نیز سرمایهاش را از دست داد و ناچار با برادرش رهسپار كریمه شد[۳]. گاهی همراه برادرش برای تجارت به استانبول میرفت و به تدریج سرمایهای اندوخت. در 1294ق / ؟م به شهر ییلاقی یالتا رفت و با دیوانیان و درباریان روس آشنا شد[۴]. به سبب شهرت در درستكاری، با پافشاری دربار تزاری به تابعیت روس درآمد[۵]. چند سال بعد در استانبول ازدواج كرد و همسرش را به یالتا برد و صاحب سه فرزند شد. به تنهایی سفری به حج رفت و سپس بقیه عمر را با خانوادهاش در استانبول زیست[۶]. او مقالاتی برای روزنامههای شمس* استانبول و حبل المتین* كلكته نیز مینوشت[۷]. بعدها به ملیت خویش بازگشت. اثر مشهور او سیاحتنامه ابراهیم بیگ یا بلای تعصب او را میتوان در میان آثار اصیل طنزآمیز پیش از مشروطیت، كم نظیر دانست[۸].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ مراغهای، زین العابدین. سیاحتنامه ابراهیم بیگ یا بلای تعصب او. با مقدمه و حواشی باقر مؤمنی، چ 4، 2537 (1357)، ص 11 (مقدمه).
- ↑ آرین پور، یحیی. از صبا تا نیما. تهران: جیبی، 1351، ج 1، ص 304.
- ↑ قبادی، حسینعلی. بنیادهای نثر معاصر فارسی. تهران: پژوهشكده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی، 1383، ج.1، ص 170.
- ↑ سادات ناصری، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دورهاسلامی. تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، 1353، بخش نخست، ص 422.
- ↑ استعلامی، محمد. ادبیات دوره بیداری و معاصر. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران، 2535 (1355)، ص 62.
- ↑ آرین پور، یحیی. از صبا تا نیما. تهران: جیبی، 1351، ج 1، ص 305ـ 306.
- ↑ مهجور، كیوان و دیگران. چهرههایی از پیشروان هنر و ادبیات معاصر ایران. تهران: فرهنگسرای نیاوران، 1357، ص 68.
- ↑ منیبالرحمن. شعر دوره مشروطه. ترجمه یعقوب آژند، تهران: نشر روزگار، چ 1، 1378، ص 131.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
ابوالقاسم رادفر