پرش به محتوا

نوروز در شعر فردوسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «نوروز در شعر فردوسی حماسه‌سرای بزرگ توس فردوسی علیه‌الرحمه در باب پیدایش نوروز به دست جمشید می‌گوید: همه کردنی‌ها چو آمد پدید بفر کیانی یکی تخت ساخت که چون خواستی دیو برداشتی نو گفتی جز از خویشتن را ندید چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت ز هامون...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
نوروز در شعر فردوسی


حماسه‌سرای بزرگ توس فردوسی علیه‌الرحمه در باب پیدایش نوروز به دست جمشید می‌گوید: همه کردنی‌ها چو آمد پدید بفر کیانی یکی تخت ساخت که چون خواستی دیو برداشتی
[[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] در شعر [[فردوسی]] حماسه‌سرای بزرگ توس [[فردوسی|فردوسی علیه‌الرحمه]] در باب پیدایش [[نوروز بزرگ|نوروز]] به دست جمشید می‌گوید: <blockquote>همه کردنی‌ها چو آمد پدید


نو گفتی جز از خویشتن را ندید چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت ز هامون به گردون برافراشتی
تو گفتی جز از خویشتن را ندید  


۱- محتملاً این پرویز جهان همان ضبط غلط ویونگها باشد و کیاخسرو نبز بر جمشید
بفر کیانی یکی تخت ساخت 


تعلق گیرد.
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت


۲- سرزمین ایران.
که چون خواستی دیو برداشتی 


۳- جا حظ، ابوعثمان، المحاسن والاضداد، چاپ مصر، ص ۲۳۳.
ز هامون به گردون برافراشتی


۴- بیرونی، ابوریحان، آثارالباقیه، ترجمه اکبر داناسرشت، ابن سینا، تهران، ۱۳۵۲، صص .۲۱۵-۲۱۷
چو خورشید تابان میان هوا 


نشسته برو شاه فرمانروا 


جهان انجمن شد بر تخت اوی 


۱۲
شگفتی فرو ماند از بخت اوی 


أداب و رسوم نوروز
به جمشید بر گوهر افشاندند   


چو خورشید تابان میان هوا جهان انجمن شد بر تخت اوی به جمشید بر گوهر افشاندند سر سال نو هرمز فرودین بزرگان به شادی بیاراستند چنین جشن فرخ از آن روزگار
مر آن روز را «[[نوروز بزرگ|روز نو]]» خواندند 


جهان انجمن شد بر تخت اوی به جمشید بر گوهر افشاندند سر سال نو هرمز فرودین بزرگان به شادی بیاراستند چنین جشن فرخ از آن روزگار
سر سال نو هرمز فرودین  


نشسته برو شاه فرمانروا شگفتی فرو ماند از بخت اوی مر آن روز را «روز نو» خواندند بر آسود از رنج دل تن زکین می و جام و رامشگران خواستند بمانده است از آن خسروان یادگار^{۱}
بر آسود از رنج دل تن زکین  


بدیهی است که هیچیک از این افسانه‌ها را دلیل ایجاد جشن نوروز نمی‌توان دانست. فقط می‌شود گفت که شاید جشن نوروز را این پادشاه داستانی، که شخصیتی هند و ایرانی است و در وجودش تقریباً نمی‌توان ردید کرد، مرسوم و متداول کرده باشد. بی‌شک این جشن از جشنهای بسیار قدیم ایرانی است و در زمره اعیادی است که از اجداد آریایی ایرانیان به ارث بدیشان رسیده و یا اقلاً قبل از زمان زرتشت^{۲} مرسوم گردیده است. بدین تقریر زمان پیدایش جشن را می‌توان دستکم تا حدود بیست قرن قبل از میلاد ارتقاء داد.
بزرگان به شادی بیاراستند   
 
می و جام و رامشگران خواستند 
 
چنین جشن فرخ از آن روزگار 
 
بمانده است از آن خسروان یادگار<ref>فردوسی، ابوالقاسم، '''''شاهنامه'''''، به کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی. </ref> </blockquote>بدیهی است که هیچ یک از این افسانه‌ها را دلیل ایجاد جشن [[نوروز بزرگ|نوروز]] نمی‌توان دانست. فقط می‌شود گفت که شاید [[نوروز بزرگ|جشن نوروز]] را این پادشاه داستانی، که شخصیتی هند و ایرانی است و در وجودش تقریباً نمی‌توان ردید کرد، مرسوم و متداول کرده باشد. بی‌شک این جشن از جشنهای بسیار قدیم ایرانی است و در زمره اعیادی است که از اجداد [[آریاییان|آریایی]] ایرانیان به ارث بدیشان رسیده و یا اقلاً قبل از زمان [[زرتشت]][1] مرسوم گردیده است. بدین تقریر زمان پیدایش جشن را می‌توان دستکم تا حدود بیست قرن قبل از میلاد ارتقاء داد.
 
== نیز نگاه کنید به ==
 
* [[نوروز جشن طبیعت]]
* [[مقدمات نوروزی]]
* [[مراسم چهارشنبه سوری]]
* [[آتش افروزی]]
== پاورقی ==
[1]. محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.
 
== مآخذ ==
<references />
 
== منبع اصلی ==
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhoda.ir موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.]
 
== نویسنده مقاله ==
رضا شعبانی
[[رده:فرهنگ و نظام فرهنگی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۴۴

نوروز در شعر فردوسی حماسه‌سرای بزرگ توس فردوسی علیه‌الرحمه در باب پیدایش نوروز به دست جمشید می‌گوید:

همه کردنی‌ها چو آمد پدید

تو گفتی جز از خویشتن را ندید

بفر کیانی یکی تخت ساخت

چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی

ز هامون به گردون برافراشتی

چو خورشید تابان میان هوا

نشسته برو شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر تخت اوی

شگفتی فرو ماند از بخت اوی

به جمشید بر گوهر افشاندند

مر آن روز را «روز نو» خواندند

سر سال نو هرمز فرودین

بر آسود از رنج دل تن زکین

بزرگان به شادی بیاراستند

می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار

بمانده است از آن خسروان یادگار[۱]

بدیهی است که هیچ یک از این افسانه‌ها را دلیل ایجاد جشن نوروز نمی‌توان دانست. فقط می‌شود گفت که شاید جشن نوروز را این پادشاه داستانی، که شخصیتی هند و ایرانی است و در وجودش تقریباً نمی‌توان ردید کرد، مرسوم و متداول کرده باشد. بی‌شک این جشن از جشنهای بسیار قدیم ایرانی است و در زمره اعیادی است که از اجداد آریایی ایرانیان به ارث بدیشان رسیده و یا اقلاً قبل از زمان زرتشت[1] مرسوم گردیده است. بدین تقریر زمان پیدایش جشن را می‌توان دستکم تا حدود بیست قرن قبل از میلاد ارتقاء داد.

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.

مآخذ

  1. فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، به کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی