سلسله غوریان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
* [https://iranology-e.ir/%D8%B9%D8%B5%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C عصر ساسانی] | * [https://iranology-e.ir/%D8%B9%D8%B5%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C عصر ساسانی] | ||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== '''منبع اصلی''' == | == '''منبع اصلی''' == | ||
شعبانی، رضا(1381). کتاب ایران: گزیده تاریخ ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی]. | شعبانی، رضا(1381). کتاب ایران: گزیده تاریخ ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی]. | ||
نسخهٔ کنونی تا ۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۵۵
خسروملکبن خسروشاه (۵۸۲ - ۵۵۵ ق): او آخرین پادشاه غزنوی است و به دست یاران شهابالدین محمدبن سام غوری دستگیر شد و تا سال ۵۹۸ ق در زندانی در غور محبوس بود و غور ناحیه کوهستانی بالنسبه وسیعی مابین دو ولایت هرات و غزَنه بودهاست. سرحد شمالی ولایت کوهستانی غور و غرجستان، ابتدای جلگه ماوراءالنهر، و دره شعب جنوبی آمو دریاست، که در قدیم بخشهای شمالی آن را طخارستان مینامیدند. بزرگترین و مشهورترین آبادیهای ناحیه غور، شهر فیروزکوه بود که پایتخت اصلی غوریان محسوب میشد. اما این طایفه بعدها با گسترش متصرفات خود، بامیان و بعد هرات و سپس غزنه را به پایتختی برگزیدند.[۱]
محمدبن سوری از رؤسای غوری، متعرض متصرفات غزنویان میشد. سلطان محمود در سال ۴۰۱ ق بر او تاخت و اسیرش کرد و حکومت غور را به پسر او سپرد. غوریان از این تاریخ تحت تبعیت غزنویان درآمدند، اما در سرزمین اصلی خود همان استقلال سابق را داشتند. در دوره بهرامشاه غزنوی، که ضعف سلاطین غزنه آشکار شدهبود و قدرت سلجوقیان هر روز فزونی میگرفت، غوریان به اطاعت سلطان سنجر سلجوقی درآمدند. مؤسس حقیقی سلسله غوریه، سیفالدین سوری پسر ملک عزالدین حسین است، و حکمرانان این سلسله عبارتند از:
سیفالدین سوری (۵۴۴ - ۵۴۳ ق): وی در سال ۵۴۳ ق به غزنه حمله کرد، زیرا بهرامشاه غزنوی، برادر سیفالدین را، که به وی پناه برده بود، مسموم ساخته بود. او بهرامشاه را منهزم ساخت اما سال بعد بهرامشاه سیفالدین را دستگیر کرد و به قتل رساند.
علاءالدین حسین جهانسوز (۵۵۶ -۵۴۴ ق):وی به قصد انتقام برادر خود سیفالدین چندین بار با بهرامشاه جنگید و او را به سوی هند منهزم ساخت. او پس از دستیابی به غزنین، از شدت غضب، مدت هفت شبانه روز آن شهر را سوزانید، آثار و عمارات غزنویان را با خاک یکسان ساخت و به همین دلیل به «جهانسوز» ملقب شد. سپس بلخ را از سلجوقیان گرفت. اما در سال ۵۴۷ ق از سلطان سنجر شکست خورد و سرانجام در ۵۵۶ ق درگذشت.[۲]
محمدبن علاءالدین حسین (۵۵۸ -۵۵۶ ق): وی پس از مرگ پدرش جهانسوز جانشین او شد. با دعات اسماعیلی که پدرش را به مذهب اسماعیلی فراخوانده بودند در افتاد و آنان راکشت و فرمان قتل اسماعیلیان را در قلمرو خود صادر کرد. اما سرانجام در جنگ با ترکان غز از پای در آمد.
غیاثالدین محمدبن سام (۵۹۹ - ۵۵۸ ق): وی پسر عم محمدبن علاءالدین بود. در ۵۶۹ ق غزنین را از ترکمانان غز، که بر خراسان مستولی شدهبودند،گرفت و مرزهای دولت غوریه را از طرف مغرب و جنوب غربی گسترش داد. در همان اوان، سلسله خوارزمشاهی در خراسان و ماوراءالنهر و خراسان به جای سلسله سلجوقی روی کار آمده و دولت قدرتمندی تشکیل دادهبودند. سلطان علاءالدین تکش خوارزمشاهی قدرت زیادی یافتهبود، و برادر او جلالالدین محمود سلطانشاه متعرض بلاد غوریه شد. اما از غیاثالدین غوری شکست خورد. سرانجام در ۵۹۷ ق سلطانمحمد خوارزمشاه غوریان را مغلوب نمود. محمد در ۵۹۹ ق درگذشت.
معزالدین محمدبن سام (ملک شهابالدین) (۶۰۲ - ۵۹۹ ق): دردوره حکومت او فتوحات گستردهای در سرزمین هند نصیب غوریان شد. این امیر با سلطان محمد خوارزمشاه نیز به جنگ پرداخت، اما شکست سختی را متحمل شد. پس از این شکست عدهای از غلامانش ادعای، استقلال نمودند از جمله تاجالدین یلدز و آیبک. معزالدین در ۶۰۲ ق به دست تعدادی از علاءالدین محمدبن شجاعالدین علی (۶۱۲ - ۶۱۰ ق): وی بعد از دو سال امارت تسلیم عمال خوارزمشاه شد و بدین ترتیب سلسله غوریه پایان یافت.۱ غوریان دراصل خاندانی ایرانیاند و به آداب و رسوم ایرانی نیز توجهی تمام نشان میدادند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
شعبانی، رضا(1381). کتاب ایران: گزیده تاریخ ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی