غزنویان
غزنویان، نخستین سلسله ترکنژاد در ایران با مرکزیت غزنه (در افغانستان کنونی) در سدههای 4-6ق / 10-12م).
نخستین نشانه برآمدن غزنویان به فرمانروائی، مربوط به اقدامات آلپتکین سپهسالار ترک پس از مرگ عبدالملک بن نوح سامانی(350ق / ؟ م) میباشد که غزنه را به تصرف درآورد و پس از او ابواسحاق، بلکاتکین، بوریتکین و سبکتکین قدرت و قلمرو غزنویان را گسترش دادند، و از زمان حکمروایی محمود پسر سبکتکین زمینههای سقوط سامانیان و تسلط غزنویان بر خراسان فراهم شد[۱].
با تقسیم خراسان میان محمود و ایکن نصرقراخانی(389ق / ؟ م)[۲] و صدور منشور حکومت از سوی خلیفه برای محمود حملات او به عنوان غزوه به هندوستان آغاز شد[۳]. مولتان غرچستان، سیستان، شمال شرق نواحی داخلی ایران و غرب هند به قلمرو او ضمیمه شد و در پی آن اسلام، فرهنگ ایرانی و زبان فارسی در هند گسترش یافت.
فوت محمود (421ق / ؟ م) باعث جدال میان طرافداران پسرانش محمد (پدیان یا محمودیان) و مسعود (پسریان) شد[۴] که به پیروزی مسعود و هلاک برخی از بدریان انجامید.
او نیز اهداف پدر را در حمله به هند دنبال کرد. در حالی که قلمرو او از جانب سلجوقیان در معرض خطر بو وی به هند و طبرستان لشگر میکشید و این بیتوجهای سرانجام منجر به شکست وی از سلجوقیان در دندانقان شد (430ق / ؟ م)[۵]. وی توسط سپاهیان شورشی خود عزل و پس از مدتی به قتل رسید[۶]. (432ق) و با مرگ وی دوره اول حکومت غزنویان به پایان رسید. سپاهیان شورشی محمد برادرش را به سلطنت برگزیدند. اما مودود پسر مسعود بر محمد شورید و پس از قتل وی خود به حکومت رسید. پس از وی عبدالرشید، فرخزاد، ابراهیم، مسعود، ارسلانشاه و خسروشاه تا زمانی که علاءالدین حسین غوری (جهانسوز) غزنه را متصرف شد (555ق / ؟ م) حکومت غزنویان را ادامه دادند[۷]. اداره قلمرو گستردهای که بخش بزرگی از ایران تا هند را در بر میگرفت نیازمند نظام دیوانسالاری قدرتمندی بود که با پنج دیوان وزیر، رسالت، اشراف، عرض و وکالت زیر نظر وزیر و صاحب دیوانها مالیه و اداره عمومی مکاتبات اداری و سیاسی سازماندهی وتجهیزات سپاهی، ارتباطات داخلی و نظامی جاسوسی و اداره کاخ و املاک شاهی را عهدهدار بودند[۸] و بواسطه املاک خالصه، دارائیهای خصوصی سلطان، ضبط دارائی مردگان، مصادرهها، خراج، هدایا، غنائم و مالیاتهای مرسوم و مالیات اضافی تأمین اعتبار میشدند[۹].
فرمانروایی غزنویان مبتنی بر تشکیلات نظامی. طرفداری متعصبانه از مذهب رسمی سنت به ویژه فرقه حنفیه و سرکوبی دیگر مذاهب و جلب حمایت خلیفه در ازای انجام غزوات و ارسال هدایای جنگی بود[۱۰].
اما در عین حال آنان متأثر از فرهنگ ایرانی بودند که در زمان سامانیان گسترش یافته بود. سرایش شاهنامه فردوسی در همین زمان به انجام رسید و عنصری بلخی امیرالشعرای دربار غزنویان، فرخیسیستانی، منوچهری دامغانی و تأثیرپذیر از دوره سامانیان در این دوره بودند. ابوریحان بیرونی که تحقیق ماللهند را در زمان حمله محمود به هند نوشت مورد توجه او بود[۱۱].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ منهاجالسراج، طبقات ناصری. چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1363، انتشارات دنیای کتاب، چاپ اول، ج1، ص227-226.
- ↑ عزالدین، علی بن الاثیر. تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران. ترجمه عباس خلیلی، چاپ دکتر مهیار خلیلی، تهران: 1364، انتشارات علمی، ج15، ص261.
- ↑ عتبی، ابونصر محمد بن عبدالجبار محمد بن عتبی. تاریخ یمینی. ترجمه ابوشرف ناصح بن ظفر جرفادقانی، چاپ دکتر جعفر شعار، تهران: 1357، 2537، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص182.
- ↑ گردیزی، ابوسعید عبدالحی بن ضحاک. تاریخ گردیزی. چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1363، انتشارات دنیای کتاب، ص424،425.
- ↑ خواندمیر، غیاثالدین. حبیبالسیر. تهران: 1343، خیام، ج2،ص392.
- ↑ ابنخلدون. تاریخ ابن خلدون. ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: 1366، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ج3، ص522.
- ↑ میرخواند، محمدبن خواندشاه بلخی. روضه الصفا. چاپ دکتر عباس زریاب، تهران: 1373، انتشارات علمی، ج4،5،6، ص611.
- ↑ پرویز، عباس. تاریخ دیالمه و غزنویان. تهران: 1336، مؤسسه مطبوعاتی علیاکبر علمی، ص372-369.
- ↑ باسورث، کلیفورد ادموند. تاریخ غزنویان. ترجمه حسن انوشه، تهران: 2536، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، ص64.
- ↑ باسورث، کلیفورد ادموند. «دوره اول غزنویان» تاریخ ایران. ترجمه حسن انوشه، تهران: 1363، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، ج4، ص159.
- ↑ خواجه ابوالفضل، محمد بن حسین بیهقی. تاریخ بیهقی. چاپ دکتر غنی و دکتر فیاض، تهران: 1324، چاپخانه بانک ملی ایران، چاپ اول، ص208.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
سیدحسن شجاعی دیو کلائی