پرش به محتوا

مُثُل: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''[[مُثُل]]،''' در فلسفه و خصوصاً مربوط به «شناخت هستی» Epistemology، جمع مثال به معنی نمونه نوعی موجودات این جهان در عالم مجردات. بنا بر نظر افلاطون، هر نوعی از اشیاء این جهان مادی، كه برای او واقعیت ندارد، دارای نمونه یا مثالی در عالم واقعی (= عالم مجردات) است؛ مانند انسان، اسب، مرد، زن، زیبائی و غیره. مُثُل، قائم به ذات، بی‌نیاز، ثابت و بی‌حركت است. جهان مادی نماد و سایه عالَمِ مُثُل، می‌باشد<ref>افلاطون. '''''جمهوری'''''. ترجمه فواد روحانی، تهران: 1348ش، ص380، 398، 400- 401.</ref>. انگیزه افلاطون در اوردن این نظریه ان است كه وی از یك‌سو جهان مادی و طبیعت را در حال گذار و حركت دائم می‌یافت و از سوی دیگر، به ثبات و یكسانی مفاهیم كلی و تعاریف قائل بود. مثلاً خردمندان می‌ایند و می‌روند اما خردمندی همواره موجود است. بنابراین برای توجیه علت وجود عالم هستی به دوگانگی عالم واقعی و عالم عقلی معتقد شد. ارسطو از نظریه مثل انتقاد كرد و موجودات جزئی همین جهان را واقعی دانست و مثل را جز به مثابه مفاهیم كلی تأئید نكرد<ref>ارسطو. '''''متافیزیك'''''. ترجمه شرف‌الدین خراسانی، تهران.</ref>. پس از انتقال این نظریه به عالم اسلامی، چند گونه تفسیر و تأویل از ان به عمل امد. فارابی، مثل را صور علمیه در علم واجب‌الوجود دانست كه قیامشان به ذات واجب شدیدتر از قیام به ذات خودشان است<ref>سبزواری. '''''شرح''''' '''''منظومه'''''. '''''«فلسفه».''''' قم: مكتبه المصطفوی، ص202.</ref>. ابن‌سینا، مثل را مفاهیم كلی طبیعی دانست كه در ضمن افراد كثیر مانند اثر پدران در فرزندان ـ و نه پدر واحد در فرزندان، متفرق و منتشر است<ref>ابن‌سینا. '''''الشفا'''''. '''''«الهیات».''''' به كوشش ابراهیم مدكور، قاهره: 1380ق/ 1960م، ص315.</ref>. در نظر سبزواری، مثل، نمونه هر نوع در عالم عقلانی است و چون هر یك از عقول، نشانه مافوق و مثال مادون خویش است، مثال نامیده شده‌اند. وجود مثل ابداعی‌ست و به عالم كون و فساد (طبیعت) تعلق ندارد<ref>سبزواری. '''''همان'''''. ص199- 200.</ref>. مراد از ابداع، در اصطلاح اهل فلسفه ایجاد موجودات مجرد است، به همین سبب از مجردات به مبَدعات تغیر می‌یابد<ref>جرجانی. '''''تعریفات'''''. مدخل «ابتداع» و «ابداع».</ref>.
'''[[مُثُل]]،''' در فلسفه و خصوصاً مربوط به «شناخت هستی» Epistemology، جمع مثال به معنی نمونه نوعی موجودات این جهان در عالم مجردات. بنا بر نظر افلاطون، هر نوعی از اشیاء این جهان مادی، که برای او واقعیت ندارد، دارای نمونه یا مثالی در عالم واقعی (= عالم مجردات) است؛ مانند انسان، اسب، مرد، زن، زیبائی و غیره. مُثُل، قائم به ذات، بی‌نیاز، ثابت و بی‌حرکت است. جهان مادی نماد و سایه عالَمِ مُثُل، می‌باشد<ref>افلاطون. '''''جمهوری'''''. ترجمه فواد روحانی، تهران: 1348ش، ص380، 398، 400- 401.</ref>. انگیزه افلاطون در آوردن این نظریه ان است که وی از یک‌سو جهان مادی و طبیعت را در حال گذار و حرکت دائم می‌یافت و از سوی دیگر، به ثبات و یکسانی مفاهیم کلی و تعاریف قائل بود. مثلاً خردمندان می‌ایند و می‌روند اما خردمندی همواره موجود است. بنابراین برای توجیه علت وجود عالم هستی به دوگانگی عالم واقعی و عالم عقلی معتقد شد.  


==  '''ماخذ:''' ==
ارسطو از نظریه مثل انتقاد کرد و موجودات جزئی همین جهان را واقعی دانست و مثل را جز به مثابه مفاهیم کلی تأئید نکرد<ref>ارسطو. '''''متافیزیك'''''. ترجمه شرف‌الدین خراسانی، تهران.</ref>. پس از انتقال این نظریه به عالم اسلامی، چند گونه تفسیر و تأویل از آن به عمل امد. فارابی، مثل را صور علمیه در علم واجب‌الوجود دانست که قیامشان به ذات واجب شدیدتر از قیام به ذات خودشان است<ref>سبزواری. '''''شرح''''' '''''منظومه'''''. '''''«فلسفه».''''' قم: مكتبه المصطفوی، ص202.</ref>. ابن‌سینا، مثل را مفاهیم کلی طبیعی دانست که در ضمن افراد کثیر مانند اثر پدران در فرزندان ـ و نه پدر واحد در فرزندان، متفرق و منتشر است<ref>ابن‌سینا. '''''الشفا'''''. '''''«الهیات».''''' به كوشش ابراهیم مدكور، قاهره: 1380ق/ 1960م، ص315.</ref>. در نظر سبزواری، مثل، نمونه هر نوع در عالم عقلانی است و چون هر یک از عقول، نشانه مافوق و مثال مادون خویش است، مثال نامیده شده‌اند. وجود مثل ابداعی‌ست و به عالم [[کون و فساد]] (طبیعت) تعلق ندارد<ref>سبزواری. '''''شرح''''' '''''منظومه'''''. '''''«فلسفه».''''' قم: مكتبه المصطفوی،. ص199- 200.</ref>. مراد از ابداع، در اصطلاح اهل فلسفه ایجاد موجودات مجرد است، به همین سبب از مجردات به مبَدعات تغیر می‌یابد<ref>جرجانی. '''''تعریفات'''''. مدخل «ابتداع» و «ابداع».</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[آفرینش(در اسلام)|آفرینش]]
* [[ماهیت]]
* [[کون و فساد]]<br />


== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهر پزشک
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۴۱

مُثُل، در فلسفه و خصوصاً مربوط به «شناخت هستی» Epistemology، جمع مثال به معنی نمونه نوعی موجودات این جهان در عالم مجردات. بنا بر نظر افلاطون، هر نوعی از اشیاء این جهان مادی، که برای او واقعیت ندارد، دارای نمونه یا مثالی در عالم واقعی (= عالم مجردات) است؛ مانند انسان، اسب، مرد، زن، زیبائی و غیره. مُثُل، قائم به ذات، بی‌نیاز، ثابت و بی‌حرکت است. جهان مادی نماد و سایه عالَمِ مُثُل، می‌باشد[۱]. انگیزه افلاطون در آوردن این نظریه ان است که وی از یک‌سو جهان مادی و طبیعت را در حال گذار و حرکت دائم می‌یافت و از سوی دیگر، به ثبات و یکسانی مفاهیم کلی و تعاریف قائل بود. مثلاً خردمندان می‌ایند و می‌روند اما خردمندی همواره موجود است. بنابراین برای توجیه علت وجود عالم هستی به دوگانگی عالم واقعی و عالم عقلی معتقد شد.

ارسطو از نظریه مثل انتقاد کرد و موجودات جزئی همین جهان را واقعی دانست و مثل را جز به مثابه مفاهیم کلی تأئید نکرد[۲]. پس از انتقال این نظریه به عالم اسلامی، چند گونه تفسیر و تأویل از آن به عمل امد. فارابی، مثل را صور علمیه در علم واجب‌الوجود دانست که قیامشان به ذات واجب شدیدتر از قیام به ذات خودشان است[۳]. ابن‌سینا، مثل را مفاهیم کلی طبیعی دانست که در ضمن افراد کثیر مانند اثر پدران در فرزندان ـ و نه پدر واحد در فرزندان، متفرق و منتشر است[۴]. در نظر سبزواری، مثل، نمونه هر نوع در عالم عقلانی است و چون هر یک از عقول، نشانه مافوق و مثال مادون خویش است، مثال نامیده شده‌اند. وجود مثل ابداعی‌ست و به عالم کون و فساد (طبیعت) تعلق ندارد[۵]. مراد از ابداع، در اصطلاح اهل فلسفه ایجاد موجودات مجرد است، به همین سبب از مجردات به مبَدعات تغیر می‌یابد[۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. افلاطون. جمهوری. ترجمه فواد روحانی، تهران: 1348ش، ص380، 398، 400- 401.
  2. ارسطو. متافیزیك. ترجمه شرف‌الدین خراسانی، تهران.
  3. سبزواری. شرح منظومه. «فلسفه». قم: مكتبه المصطفوی، ص202.
  4. ابن‌سینا. الشفا. «الهیات». به كوشش ابراهیم مدكور، قاهره: 1380ق/ 1960م، ص315.
  5. سبزواری. شرح منظومه. «فلسفه». قم: مكتبه المصطفوی،. ص199- 200.
  6. جرجانی. تعریفات. مدخل «ابتداع» و «ابداع».

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک