پرش به محتوا

جوهر فرد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''جوهر فرد'''، يا جزء لايتجزا، اصطلاح فلسفي و كلامي، كوچك‌ترين جزء تشكيل دهندة جسم. اين مبحث از دوران يونان باستان مطرح بوده و در عالم اسلامي موضوع اختلافي ميان متكلمان و فيلسوفان به شمار مي‌آيد. وجود جزء لايتجزا به جسم و اتصال آن باز مي‌گردد....» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''جوهر فرد'''، يا جزء لايتجزا، اصطلاح فلسفي و كلامي، كوچك‌ترين جزء تشكيل دهندة جسم. اين مبحث از دوران يونان باستان مطرح بوده و در عالم اسلامي موضوع اختلافي ميان متكلمان و فيلسوفان به شمار مي‌آيد. وجود جزء لايتجزا به جسم و اتصال آن باز مي‌گردد. در نظر برخي از متفكران، جسم به اجزاء ريزي تقسيم مي‌شود تا به كوچك‌ترين جزء خود برسد كه ديگر قابل تجزيه نيست. دموكريتس اين نظريه را ابراز كرد (نظرية اتم‌ها) و ارسطو، سدة 4 پ. م، از او انتقاد نمود.<sup>1</sup> اين بحث در عالم اسلامي با دقت بيشتري دنبال شد و هم در ميان متكلمان و هم در ميان فيلسوفان، نظرات گوناگوني را برانگيخت. روي هم رفته، متكلمان با وجود برخي اختلافات، به وجود جزء لايتجزا معتقد شدند<sup>2</sup> و فيلسوفان نيز با وجود اختلاف جزئي در ميان مشائيان و اشراقيان، به ابطال آن رأي داده‌اند. فيلسوفان كه به پيروي از ارسطو، جسم را مركب از هيولي (ماده) و صورت مي‌دانند، برآنند كه جسم تا بي‌نهايت قابل انقسام است و جزء لايتجزا را باطل مي‌دانند.<sup>3</sup> متكلمان مسلمان، بنا بر مباني خود، تصور بي‌نهايت را با وجود خدا و صفات او درست ندانسته و به اين جهت با مفهوم لايتناهي مخالفت كرده‌اند و به همين سبب در مبحث جسم به جزء لايتجزا قائل شده‌اند و در پاسخ اين اشكال كه: چگونه هم جسم بزرگ و هم جسم كوچك تا بي‌نهايت تجزيه مي‌شوند، گفته‌اند: تجزيه شدن و تقسيم‌ پذيرفتن دو گونه است: بالفعل و بالقوه و در بسياري از موارد مراد از تقسيم شدن تا بي‌نهايت، تقسيم شدن بالقوه است.<sup>4</sup>
'''[[جوهر فرد]]'''، یا جزء لایتجزا، اصطلاح فلسفی و کلامی، کوچکترین جزء تشکیل دهنده جسم. این مبحث از دوران یونان باستان مطرح بوده و در عالم اسلامی موضوع اختلافی میان متکلمان و فیلسوفان به شمار می‌آید. وجود جزء لایتجزا به جسم و اتصال آن باز می‌گردد. در نظر برخی از متفکران، جسم به اجزاء ریزی تقسیم می‌شود تا به کوچکترین جزء خود برسد که دیگر قابل تجزیه نیست. دموکریتس این نظریه را ابراز کرد (نظریه اتم‌ها) و ارسطو، سده 4 پ. م، از او انتقاد نمود<ref>  ارسطو، '''''طبیعیات'''''. ترجمه مهدی فرشاد، تهران: 1363، ص 61.</ref>.


این بحث در عالم اسلامی با دقت بیشتری دنبال شد و هم در میان متکلمان و هم در میان فیلسوفان، نظرات گوناگونی را برانگیخت. روی هم رفته، متکلمان با وجود برخی اختلافات، به وجود جزء لایتجزا معتقد شدند<ref>  قطب‌الدین شیرازی'''''.شرح حكمه الاشراق'''''. چاپ عكسی، 238-239و بعد (المقاله الثالثه، فی مباحث یتعلق بالهیولی و صوره).</ref><ref>نصیرالدین طوسی'''''. شرح اشارات'''''. در ابن‌سینا، الاشارات و التنبیهات، 1378ق، 2/8-9.</ref> و فیلسوفان نیز با وجود اختلاف جزئی در میان [[حکمت مشاء|مشائیان]] و اشراقیان، به ابطال ان رأی داده‌اند. فیلسوفان که به پیروی از ارسطو، جسم را مرکب از هیولی (ماده) و صورت می‌دانند، برانند که جسم تا بی‌نهایت قابل انقسام است و جزء لایتجزا را باطل می‌دانند<ref>  ابن‌سینا. '''''الشفا'''''. «الهیات»، به كوشش ابراهیم مدكور، تهران: 1363، ص 63-65.</ref>. متکلمان مسلمان، بنا بر مبانی خود، تصور بی‌نهایت را با وجود خدا و صفات او درست ندانسته و به این جهت با مفهوم لایتناهی مخالفت کرده‌اند و به همین سبب در مبحث جسم به جزء لایتجزا قائل شده‌اند و در پاسخ این اشکال که: چگونه هم جسم بزرگ و هم جسم کوچک تا بی‌نهایت تجزیه می‌شوند، گفته‌اند: تجزیه شدن و تقسیم‌ پذیرفتن دو گونه است: بالفعل و بالقوه و در بسیاری از موارد مراد از تقسیم شدن تا بی‌نهایت، تقسیم شدن بالقوه است<ref>صدرالدین شیرازی. '''''اسفار'''''. قم: مكتبه المصطفوی، 2/(2)/.</ref>.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.    ارسطو، '''''طبيعيات'''''. ترجمة مهدي فرشاد، تهران: 1363، ص 61.
* [[اسلام]]
* [[حکمت مشاء]]<br />


2.    قطب‌الدين شيرازي'''''.شرح حكمه الاشراق'''''. چاپ عكسي، 238-239و بعد (المقاله الثالثه، في مباحث يتعلق بالهيولي و صوره)؛ نصيرالدين طوسي'''''. شرح اشارات'''''. در: ابن‌سينا، الاشارات و التنبيهات، 1378ق، 2/8-9.
== مآخذ ==
<references />


3.    ابن‌سينا. '''''الشفا'''''. «الهيات»، به كوشش ابراهيم مدكور، تهران: 1363، ص 63-65.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
4.    صدرالدين شيرازي. '''''اسفار'''''. قم: مكتبه المصطفوي، 2/(2)/.


== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهر پزشک
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۷

جوهر فرد، یا جزء لایتجزا، اصطلاح فلسفی و کلامی، کوچکترین جزء تشکیل دهنده جسم. این مبحث از دوران یونان باستان مطرح بوده و در عالم اسلامی موضوع اختلافی میان متکلمان و فیلسوفان به شمار می‌آید. وجود جزء لایتجزا به جسم و اتصال آن باز می‌گردد. در نظر برخی از متفکران، جسم به اجزاء ریزی تقسیم می‌شود تا به کوچکترین جزء خود برسد که دیگر قابل تجزیه نیست. دموکریتس این نظریه را ابراز کرد (نظریه اتم‌ها) و ارسطو، سده 4 پ. م، از او انتقاد نمود[۱].

این بحث در عالم اسلامی با دقت بیشتری دنبال شد و هم در میان متکلمان و هم در میان فیلسوفان، نظرات گوناگونی را برانگیخت. روی هم رفته، متکلمان با وجود برخی اختلافات، به وجود جزء لایتجزا معتقد شدند[۲][۳] و فیلسوفان نیز با وجود اختلاف جزئی در میان مشائیان و اشراقیان، به ابطال ان رأی داده‌اند. فیلسوفان که به پیروی از ارسطو، جسم را مرکب از هیولی (ماده) و صورت می‌دانند، برانند که جسم تا بی‌نهایت قابل انقسام است و جزء لایتجزا را باطل می‌دانند[۴]. متکلمان مسلمان، بنا بر مبانی خود، تصور بی‌نهایت را با وجود خدا و صفات او درست ندانسته و به این جهت با مفهوم لایتناهی مخالفت کرده‌اند و به همین سبب در مبحث جسم به جزء لایتجزا قائل شده‌اند و در پاسخ این اشکال که: چگونه هم جسم بزرگ و هم جسم کوچک تا بی‌نهایت تجزیه می‌شوند، گفته‌اند: تجزیه شدن و تقسیم‌ پذیرفتن دو گونه است: بالفعل و بالقوه و در بسیاری از موارد مراد از تقسیم شدن تا بی‌نهایت، تقسیم شدن بالقوه است[۵].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1.   ارسطو، طبیعیات. ترجمه مهدی فرشاد، تهران: 1363، ص 61.
  2.   قطب‌الدین شیرازی.شرح حكمه الاشراق. چاپ عكسی، 238-239و بعد (المقاله الثالثه، فی مباحث یتعلق بالهیولی و صوره).
  3. نصیرالدین طوسی. شرح اشارات. در ابن‌سینا، الاشارات و التنبیهات، 1378ق، 2/8-9.
  4.   ابن‌سینا. الشفا. «الهیات»، به كوشش ابراهیم مدكور، تهران: 1363، ص 63-65.
  5. صدرالدین شیرازی. اسفار. قم: مكتبه المصطفوی، 2/(2)/.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک