عبدالحسین سپنتا: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی « '''سپنتا، عبدالحسين (1286- 1348)،''' كارگردان، فيلمنامهنويس و سازندة نخستين فيلم ناطق سينماي ايران، كه در هندوستان تهيه شد. فعالترين كارگردان نخستين دورة فيلمسازي (1309 ـ 1315) بود، و از 9 فيلمي كه در اين سالها ساخته شد پنج فيلم از آثار او...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
عباس بهارلو | عباس بهارلو | ||
'''سپنتا، عبدالحسين'''، (1325ق- 1348ش/ 1907-1969م). | |||
نويسنده، كارگردان، فيلمنامهنويس و سازندة نخستين فيلم ناطق سينماي ايران، كه در هندوستان تهيه و در ايران با استقبال بسيار گستردهاي مواجه شد. فعالترين كارگردان نخستين دورة فيلمسازي (1309 ـ 1315) بود، و از 9 فيلمي كه در اين سالها ساخته شد پنج فيلم از آثار او است: دختر لر<sup>*</sup> (با مشاركت فني خانبهادر اردشير ايراني، 1312)،<sup>1</sup> شيرين و فرهاد (1313)، فردوسي (1313)، چشمهاي سياه (1315) و ليلي و مجنون (1315). همة اين فيلمها در هندوستان و با مشاركت مالي و صناعتي استوديوهاي امپريال فيلم (بمبئي)، كريشنا فيلم (بمبئي) و كمپاني ايست اينديا (كلكته) ساخته شدند، و موضوع و مضمون همة آنها صبغة تند ملي و تاريخي داشت.<sup>2</sup> | |||
سپنتا در تهران متولد شد، و در اصفهان درگذشت. در 1306ش به هندوستان رفت، و با زرتشتيان هند (به ويژه دينشاه ايراني سليسيتر) محشور شد، و در همان جا كتابهايي همچون اخلاق ايران باستان (1311)، زرتشت كه بود و چه كرد (1311)، نوآموز مزديسنا (1311) و منتخبات اشعار ميرزا عبدالوهاب گلشن ايرانپور (1312) را تأليف و چاپ كرد.<sup>3</sup> همين علاقه سبب شد كه وقتي جذب فعاليتهاي سينمايي شد موضوعهاي سرگذشت فردوسي و چگونگي سرايش شاهنامه، ماجراي شورانگيز شيرين و فرهاد، عشق تراژيك ليلي و مجنون و لشكركشي نادرشاه افشار به هندوستان و فتح لاهور را براي فيلمهاي خود برگزيند.<sup>4</sup> | |||
با بازگشت او به ايران دورة اول فيلمسازي<sup>*</sup> متوقف و تهيه و توليد فيلم به مدت يك دهه دچار فترت شد.<sup>5</sup> سپنتا در سالهاي 1322 تا 1332 در اصفهان هفتهنامة سپنتا را انتشار داد، و مدتي هم مترجم كنسولگري انگلستان و كارمند تشكيلات «اصل چهار» در اصفهان بود. از وي يك ديوان شعر هم بهجا مانده، كه در اوايل دهة 1340 به همت همسرش گوهرتاج سپنتا منتشر شده است.<sup>6</sup> | |||
نيز نك: «سپنتا، عبدالحسين»، «دختر لر» و «سينما، تاريخچه». | |||
'''مآخذ:''' | |||
1. نقل از نسخة خطي خاطرات عبدالحسين سپنتا. | |||
2. «فرهنگ و زندگي» (ويژة سينماي ايران)، شمارة 18، تابستان 1354، ص 46، مقالة '''''«آثار سينمايي عبدالحسين سپنتا».''''' نوشتة ساسان سپنتا. | |||
3. '''''«اشعار عبدالحسين سپنتا»'''''. گردآورنده گوهرتاج سپنتا، 1341، چاپخانة امامي، ص 26ـ25. | |||
4. '''''«صد چهرة سينماي ايران»'''''. عباس بهارلو، نشر قطره، چاپ اول 1381، ص 23. | |||
5. '''''«تاريخ سينماي ايران»'''''. مسعود مهرابي، انتشارات فيلم، 1363، ص 32. | |||
6. '''''«فيلم»'''''. شمارة 267، فروردين1380، ص163، مقالة '''''«نگرشي به زنده ياد استاد عبدالحسين سپنتا»'''''. نوشتة هوشنگ كاوسي. | |||
نسخهٔ ۱۵ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۲۰:۱۰
سپنتا، عبدالحسين (1286- 1348)، كارگردان، فيلمنامهنويس و سازندة نخستين فيلم ناطق سينماي ايران، كه در هندوستان تهيه شد. فعالترين كارگردان نخستين دورة فيلمسازي (1309 ـ 1315) بود، و از 9 فيلمي كه در اين سالها ساخته شد پنج فيلم از آثار او است: دختر لر* (با مشاركت فني خانبهادر اردشير ايراني،* 1312)،1 شيرين و فرهاد (1313)، فردوسي (1313)، چشمهاي سياه (1315) و ليلي و مجنون (1315). اين فيلمها در هندوستان و با مشاركت مالي و صناعتي استوديوهاي امپريال فيلم (بمبئي)، كريشنا فيلم (بمبئي) و كمپاني ايست اينديا (كلكته) ساخته شدند، و موضوع و مضمون همة آنها صبغة تند ملي و تاريخي داشت.2
سپنتا* در تهران متولد شد، و در اصفهان درگذشت. در 1306 به هندوستان رفت، و با زرتشتيان هند (به ويژه دينشاه ايراني سليسيتر) محشور شد، و در همان جا كتابهايي همچون اخلاق ايران باستان (1311)، زرتشت كه بود و چه كرد (1311)، نوآموز مزديسنا (1311) و منتخبات اشعار ميرزا عبدالوهاب گلشن ايرانپور (1312) را تأليف و چاپ كرد.3 همين علاقه سبب شد كه وقتي سپنتا جذب فعاليتهاي سينمايي شد موضوعهاي سرگذشت فردوسي و چگونگي سرايش شاهنامه، ماجراي شورانگيز شيرين و فرهاد، عشق تراژيك ليلي و مجنون و لشكركشي نادرشاه افشار به هندوستان و فتح لاهور را براي فيلمهاي خود برگزيند.4 با بازگشت سپنتا به ايران دورة اول فيلمسازي* متوقف و فيلمسازي به مدت يك دهه دچار فترت شد.5 او تا قبل از فوت در سالهاي 1322 تا 1332 در اصفهان هفتهنامة سپنتا را انتشار داد، و مدتي هم مترجم كنسولگري انگلستان در اصفهان و كارمند تشكيلات «اصل چهار» بود. از وي يك ديوان شعر هم بهجا مانده، كه به همت همسرش گوهرتاج سپنتا منتشر شده است.6
مآخذ:
نيز نك: «سپنتا، عبدالحسين»، «دختر لر» و «سينما، تاريخچه».
1- نقل از نسخة خطي خاطرات عبدالحسين سپنتا.
2- «فرهنگ و زندگي» (ويژة سينماي ايران)، شمارة 18، تابستان 1354، ص 46، مقالة «آثار سينمايي عبدالحسين سپنتا»، نوشتة ساسان سپنتا.
3- «اشعار عبدالحسين سپنتا»، گردآورنده گوهرتاج سپنتا، 1341، چاپخانة امامي، ص 26ـ25.
4- «صد چهرة سينماي ايران»، عباس بهارلو، نشر قطره، چاپ اول 1381، ص 23.
5- «تاريخ سينماي ايران»، مسعود مهرابي، انتشارات فيلم، 1363، ص 32.
6- «فيلم»، شمارة 267، فروردين 1380، ص 163، مقالة «نگرشي به زنده ياد استاد عبدالحسين سپنتا»، نوشتة هوشنگ كاوسي.
عباس بهارلو
سپنتا، عبدالحسين، (1325ق- 1348ش/ 1907-1969م).
نويسنده، كارگردان، فيلمنامهنويس و سازندة نخستين فيلم ناطق سينماي ايران، كه در هندوستان تهيه و در ايران با استقبال بسيار گستردهاي مواجه شد. فعالترين كارگردان نخستين دورة فيلمسازي (1309 ـ 1315) بود، و از 9 فيلمي كه در اين سالها ساخته شد پنج فيلم از آثار او است: دختر لر* (با مشاركت فني خانبهادر اردشير ايراني، 1312)،1 شيرين و فرهاد (1313)، فردوسي (1313)، چشمهاي سياه (1315) و ليلي و مجنون (1315). همة اين فيلمها در هندوستان و با مشاركت مالي و صناعتي استوديوهاي امپريال فيلم (بمبئي)، كريشنا فيلم (بمبئي) و كمپاني ايست اينديا (كلكته) ساخته شدند، و موضوع و مضمون همة آنها صبغة تند ملي و تاريخي داشت.2
سپنتا در تهران متولد شد، و در اصفهان درگذشت. در 1306ش به هندوستان رفت، و با زرتشتيان هند (به ويژه دينشاه ايراني سليسيتر) محشور شد، و در همان جا كتابهايي همچون اخلاق ايران باستان (1311)، زرتشت كه بود و چه كرد (1311)، نوآموز مزديسنا (1311) و منتخبات اشعار ميرزا عبدالوهاب گلشن ايرانپور (1312) را تأليف و چاپ كرد.3 همين علاقه سبب شد كه وقتي جذب فعاليتهاي سينمايي شد موضوعهاي سرگذشت فردوسي و چگونگي سرايش شاهنامه، ماجراي شورانگيز شيرين و فرهاد، عشق تراژيك ليلي و مجنون و لشكركشي نادرشاه افشار به هندوستان و فتح لاهور را براي فيلمهاي خود برگزيند.4
با بازگشت او به ايران دورة اول فيلمسازي* متوقف و تهيه و توليد فيلم به مدت يك دهه دچار فترت شد.5 سپنتا در سالهاي 1322 تا 1332 در اصفهان هفتهنامة سپنتا را انتشار داد، و مدتي هم مترجم كنسولگري انگلستان و كارمند تشكيلات «اصل چهار» در اصفهان بود. از وي يك ديوان شعر هم بهجا مانده، كه در اوايل دهة 1340 به همت همسرش گوهرتاج سپنتا منتشر شده است.6
نيز نك: «سپنتا، عبدالحسين»، «دختر لر» و «سينما، تاريخچه».
مآخذ:
1. نقل از نسخة خطي خاطرات عبدالحسين سپنتا.
2. «فرهنگ و زندگي» (ويژة سينماي ايران)، شمارة 18، تابستان 1354، ص 46، مقالة «آثار سينمايي عبدالحسين سپنتا». نوشتة ساسان سپنتا.
3. «اشعار عبدالحسين سپنتا». گردآورنده گوهرتاج سپنتا، 1341، چاپخانة امامي، ص 26ـ25.
4. «صد چهرة سينماي ايران». عباس بهارلو، نشر قطره، چاپ اول 1381، ص 23.
5. «تاريخ سينماي ايران». مسعود مهرابي، انتشارات فيلم، 1363، ص 32.
6. «فيلم». شمارة 267، فروردين1380، ص163، مقالة «نگرشي به زنده ياد استاد عبدالحسين سپنتا». نوشتة هوشنگ كاوسي.