پرش به محتوا

جشن بهاری و مراسم سوگواری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Azadeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
=== جشن بهاری و مراسم سوگواری ===
در باب مشابهات فرهنگی می‌توان بیش از همه به آثار زندگی اقوامی اندیشید که با ایرانیان سوابق قومی و مدنی خاص داشته‌اند و مراسم مختلفی را با تغییرات اندکی دنبال می‌کرده‌اند، این مراسم حسب تعریف می‌توانست شامل بخشهای شادی‌آفرین حیات آنان باشد و یا کنایت از غمها و رنجهایی کند که انسان کهن را در چنبره پیچیدگیها و رویاروئیهای نخستین او، با طبیعت عاجز می‌ساخت.
در باب مشابهات فرهنگی می‌توان بیش از همه به آثار زندگی اقوامی اندیشید که با ایرانیان سوابق قومی و مدنی خاص داشته‌اند و مراسم مختلفی را با تغییرات اندکی دنبال می‌کرده‌اند، این مراسم حسب تعریف می‌توانست شامل بخشهای شادی‌آفرین حیات آنان باشد و یا کنایت از غمها و رنجهایی کند که انسان کهن را در چنبره پیچیدگیها و رویاروئیهای نخستین او، با طبیعت عاجز می‌ساخت.


مثلاً مراسم سوگ و جشن سغدیان در «نوسرد» آغاز تابستان که نوروز در آن قرار داشت با مراسم سوگ سیاوش برگذار می‌شد. یزیدی‌ها (= ایزدی‌ها) که در صفحات غربی و شمال غرب فلات ایران پراکنده‌اند چون بابلی‌ها در زگموگ، جشن آغاز سال بابلیان و همانند ایرانیان در چنین روزهایی به یادبود ارواح در گذشتگان مراسمی همانند برگذار می‌کردند که ایرانیان هنوز چنین رسمی دارند و شب و روز جمعه آخر سال را به یادبود ارواح در گذشتگان به زیارت قبور می‌روند و به ادای خیرات و نذور می‌پردازند. ایزدی‌ها سه روز مانده به پایان سال به سرگور درگذشتگان می‌روند و بر روی گورها خوراک می‌نهند. چنان که زرتشتیان نیز چنین می‌کنند و به خیرات می‌پردازند. رومی‌ها نیز در عید فرالیا چنین رسم‌هایی داشتند. به گمان آنها در زمستان طبیعت می‌مرد و در آغاز بهار رستاخیز می‌کرد و زندگی دوباره می‌یافت. در بایان زمستان مراسم سوگواری و عزا بود، و بلافاصله [[نوروز بزرگ|روز نخست از بهار]]، جشن رستاخیز برپا می‌شد. در ایران بزرگ و پیرامون‌های آن، بویژه در شرق کشور، آئین‌های سوگواری برای سیاوش در پایان زمستان، که ایام مرگ و رکود گیاهان است برگذار می‌شد. جریان و مراسم آن در میان سغدیهای ایرانی تبار رایج بود، و بلافاصله مراسم جشن نوروز برگذار می‌شد. مراسم سوگواری برای تموز، خداوند گیاهی، مقارن با جشن آغاز سال نو، و مراسم آدونیس، و آئین فریجی آیپس از همین‌گونه است.
مثلاً مراسم سوگ و جشن سغدیان در «نوسرد» آغاز تابستان که [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] در آن قرار داشت با مراسم سوگ سیاوش برگذار می‌شد. یزیدی‌ها (ایزدی‌ها) که در صفحات غربی و شمال غرب [[فلات پهناور ایران|فلات ایران]] پراکنده‌اند چون بابلی‌ها در زگموگ، جشن آغاز سال بابلیان و همانند ایرانیان در چنین روزهایی به یادبود ارواح در گذشتگان مراسمی همانند برگذار می‌کردند که ایرانیان هنوز چنین رسمی دارند و شب و روز جمعه آخر سال را به یادبود ارواح در گذشتگان به زیارت قبور می‌روند و به ادای خیرات و نذور می‌پردازند. ایزدی‌ها سه روز مانده به پایان سال به سرگور درگذشتگان می‌روند و بر روی گورها خوراک می‌نهند. چنان که زرتشتیان نیز چنین می‌کنند و به خیرات می‌پردازند. رومی‌ها نیز در عید فرالیا چنین رسم‌هایی داشتند. به گمان آنها در زمستان طبیعت می‌مرد و در آغاز بهار رستاخیز می‌کرد و زندگی دوباره می‌یافت. در بایان زمستان مراسم سوگواری و عزا بود، و بلافاصله روز نخست از بهار، جشن رستاخیز برپا می‌شد. در [[کشور ایران|ایران]] بزرگ و پیرامون‌های آن، بویژه در شرق کشور، آئین‌های سوگواری برای سیاوش در پایان زمستان، که ایام مرگ و رکود گیاهان است برگذار می‌شد. جریان و مراسم آن در میان سغدیهای ایرانی تبار رایج بود، و بلافاصله مراسم جشن نوروز برگذار می‌شد. مراسم سوگواری برای تموز، خداوند گیاهی، مقارن با جشن آغاز سال نو، و مراسم آدونیس، و آئین فریجی آیپس از همین‌گونه است.


مراسم بهاری آدونیس که در یونان و آسیای علیا برپا می‌شد، درآغاز آئین سوگ و عزا بود و مرگ خدای‌گیاهان را اعلام می‌نمود، اما در ضمن، جشن نیز بود، زیرا به گمان آنان زندگی خود رستاخیز می‌کرد و زنده می‌شد. مانند مراسم سوگواری برای سیاوش، مردم بر مرگ آدونیس می‌گریستند و نوحه می‌خواندند و مراسمی نمایشی برگذار می‌شد، مجسمه رب النوع را با کفن پوشانیده و برای تدفین مشایعت می‌کردند. زنان سوگواران اصلی بودند که بر سر و صورت می‌زدند و نوحه می‌خواندند. مجسمه را به دریا یا رود می‌افکندند و آنگاه اغلب اتفاق می‌افتاد که فردای آن روز، آئین‌های شادی رستاخیز و دوباره زنده‌شدن رب‌النوع مذکور را برگذار می‌کردند.
مراسم بهاری آدونیس که در یونان و آسیای علیا برپا می‌شد، در آغاز آئین سوگ و عزا بود و مرگ خدای‌گیاهان را اعلام می‌نمود، اما در ضمن، جشن نیز بود، زیرا به گمان آنان زندگی خود رستاخیز می‌کرد و زنده می‌شد. مانند مراسم سوگواری برای سیاوش، مردم بر مرگ آدونیس می‌گریستند و نوحه می‌خواندند و مراسمی نمایشی برگذار می‌شد، مجسمه رب النوع را با کفن پوشانیده و برای تدفین مشایعت می‌کردند. زنان سوگواران اصلی بودند که بر سر و صورت می‌زدند و نوحه می‌خواندند. مجسمه را به دریا یا رود می‌افکندند و آنگاه اغلب اتفاق می‌افتاد که فردای آن روز، آئین‌های شادی رستاخیز و دوباره زنده‌شدن رب‌النوع مذکور را برگذار می‌کردند<ref>رضی، هاشم، '''''گاهشماری و جشن‌های ایران باستان'''''، انتشارات بهجت، تهران: ۱۳۷۱، ص236.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[نوروز در روایات اهل تسنّن]]
* [[اندیشه وحدت گرایی جشن نوروز]]
* [[نوروز در اسلام روزی است مبارک]]
* [[عید رامش آغام|عید «رامش آغام» در ایام نوروز از زرتشتیان بخارا»]]
* [[سوال از فقها در مورد نوروز]]
* [[نوروز در میان پارسیان]]
* [[نوروز در میان سایر اقوام و ملل]]
* [[نوروز در پاکستان]]
* [[نوروز در میان کردهای عراق]]
* [[نوروز در میان قبطیان مصر]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
# شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
# محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.


== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
خط ۲۳: خط ۲۱:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
رضا شعبانی
رضا شعبانی
[[رده:مردم شناسی]]
[[index.php?title=رده:مردم شناسی]]

نسخهٔ ‏۲۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۱۶

در باب مشابهات فرهنگی می‌توان بیش از همه به آثار زندگی اقوامی اندیشید که با ایرانیان سوابق قومی و مدنی خاص داشته‌اند و مراسم مختلفی را با تغییرات اندکی دنبال می‌کرده‌اند، این مراسم حسب تعریف می‌توانست شامل بخشهای شادی‌آفرین حیات آنان باشد و یا کنایت از غمها و رنجهایی کند که انسان کهن را در چنبره پیچیدگیها و رویاروئیهای نخستین او، با طبیعت عاجز می‌ساخت.

مثلاً مراسم سوگ و جشن سغدیان در «نوسرد» آغاز تابستان که نوروز در آن قرار داشت با مراسم سوگ سیاوش برگذار می‌شد. یزیدی‌ها (ایزدی‌ها) که در صفحات غربی و شمال غرب فلات ایران پراکنده‌اند چون بابلی‌ها در زگموگ، جشن آغاز سال بابلیان و همانند ایرانیان در چنین روزهایی به یادبود ارواح در گذشتگان مراسمی همانند برگذار می‌کردند که ایرانیان هنوز چنین رسمی دارند و شب و روز جمعه آخر سال را به یادبود ارواح در گذشتگان به زیارت قبور می‌روند و به ادای خیرات و نذور می‌پردازند. ایزدی‌ها سه روز مانده به پایان سال به سرگور درگذشتگان می‌روند و بر روی گورها خوراک می‌نهند. چنان که زرتشتیان نیز چنین می‌کنند و به خیرات می‌پردازند. رومی‌ها نیز در عید فرالیا چنین رسم‌هایی داشتند. به گمان آنها در زمستان طبیعت می‌مرد و در آغاز بهار رستاخیز می‌کرد و زندگی دوباره می‌یافت. در بایان زمستان مراسم سوگواری و عزا بود، و بلافاصله روز نخست از بهار، جشن رستاخیز برپا می‌شد. در ایران بزرگ و پیرامون‌های آن، بویژه در شرق کشور، آئین‌های سوگواری برای سیاوش در پایان زمستان، که ایام مرگ و رکود گیاهان است برگذار می‌شد. جریان و مراسم آن در میان سغدیهای ایرانی تبار رایج بود، و بلافاصله مراسم جشن نوروز برگذار می‌شد. مراسم سوگواری برای تموز، خداوند گیاهی، مقارن با جشن آغاز سال نو، و مراسم آدونیس، و آئین فریجی آیپس از همین‌گونه است.

مراسم بهاری آدونیس که در یونان و آسیای علیا برپا می‌شد، در آغاز آئین سوگ و عزا بود و مرگ خدای‌گیاهان را اعلام می‌نمود، اما در ضمن، جشن نیز بود، زیرا به گمان آنان زندگی خود رستاخیز می‌کرد و زنده می‌شد. مانند مراسم سوگواری برای سیاوش، مردم بر مرگ آدونیس می‌گریستند و نوحه می‌خواندند و مراسمی نمایشی برگذار می‌شد، مجسمه رب النوع را با کفن پوشانیده و برای تدفین مشایعت می‌کردند. زنان سوگواران اصلی بودند که بر سر و صورت می‌زدند و نوحه می‌خواندند. مجسمه را به دریا یا رود می‌افکندند و آنگاه اغلب اتفاق می‌افتاد که فردای آن روز، آئین‌های شادی رستاخیز و دوباره زنده‌شدن رب‌النوع مذکور را برگذار می‌کردند[۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی index.php?title=رده:مردم شناسی

  1. رضی، هاشم، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، انتشارات بهجت، تهران: ۱۳۷۱، ص236.