فلات پهناور ایران

فلات پهناور ایران، سرزمینی کوهستانی و بلند است که در جنوب باختری قاره آسیا قرار دارد. این سرزمین فلات ارمنستان و آسیای صغیر [آناتولی] را در شمال باختری به فلاتهای پامیر و تبت در خاور مرتبط میسازد. از نظر موقعیت طبیعی، یکی از ویژگیهای اساسی فلات ایران تعلق آن به سیستم بزرگ کوههای چینخورده اورآسیا است. دیواره عظیم البرز در شمال و رشته کوه زاگرس در باختر و جنوب باختری مؤید این ادعا است[۱].
فلات ایران، یک واحد مستقل، به هم پیوسته و دارای تشخص طبیعی در قاره آسیا است به گونهای که این وحدت جغرافیایی در زمینههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز موجب ایجاد نوعی هویت یگانه تاریخی شده است. وجود دریاها و چالههای پست و هموار در حاشیه فلات ایران، مانند دریای خزر و بیابان ترکمنستان در شمال، خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، جلگه دجله و فرات در باختر و جلگه سند و پنجاب در خاور، استقلال این واحد جغرافیایی را معنایی خاص بخشیده است[۱].
فلات ایران، سرزمینی است که تقریباً در مرکز کمربند خشک و بزرگ دنیای قدیم [اورآسیا] قرار گرفته و در فاصلهای یکسان از نواحی بیابانی و استپی دارای زمستان سرد آسیای مرکزی و مناطق خشک و همیشه گرم شمال آفریقا سر برافراشته است. این توده مرتفع که به طور متوسط 800 تا 1000 متر ارتفاع دارد و از نظر همبستگی ناهمواریها و شبکه آبها، بخش وسیعی از همسایه شرقی یعنی کشور افغانستان را نیز در بر میگیرد، از تمام جهات به وسیله رشته کوههای مرتفعی احاطه شده است[۲].
اگر فلات ایران را به صورت مثلثی تقریباً متساویالساقین فرض کنیم، قاعده آن از شرق افغانستان تا ساحل دریای عمان و محل تلاقی دو ساق آن در مرز ترکیه قرار دارد. فلات ایران افزون بر ایران و افغانستان، قسمتی از غرب پاکستان را نیز در بر میگیرد، اما محدوه جغرافیایی کنونی ایران تقریباً 90 درصد آن را پوشانده است. در داخل فلات ایران سرزمینهای پست و کم ارتفاع بسیاری نیز دیده میشوند که دشت کویر، کویر لوت و دشتهای دیگری در افغانستان و پاکستان از آن جملهاند. مرتفعترین نقطه فلات ایران قله دماوند به بلندی 5610 متر است که در شمال شرقی تهران و در جنوب استان مازندران واقع است[۳].
در امتداد سه ضلع مثلث فلات ایران، سه رشته کوه عظیم قرار دارد که در واقع لبههای فلات هستند. رشته کوه البرز که از آذربایجان تا شمال خراسان کشیده شده است، با قلههای متعدد، لبه شمالی فلات ایران را تشکیل میدهد که در جبهه شمالی به جلگه و سواحل دریای خزر (از مغان تا مرز ترکمنستان) متصل میشود. امتداد لبه شمالی فلات ایران پس از عبور از ایران به کوههای هندوکش در افغانستان میرسد. رشته کوه سلیمان در غرب پاکستان (در غرب جلگه سند و پنجاب)، ضلع شرقی فلات ایران را تشکیل داده و در امتداد غرب تا جنوب شرقی نیز رشته کوه زاگرس قرار دارد. به طو خلاصه میتوان گفت که فلات ایران «فلاتی وسیع و نسبتاً مرتفع در آسیای غربی است که از غرب به شرق از درههای دجله و فرات تا درّه رود سند و پامیر و از شمال به جنوب از دریای خزر و بیابان توران تا خلیج فارس و اقیانوس هند ممتد است...»[۴].
اصولاً «کوههای زاگرس در جنوب غرب و جنوب با ارتفاعی در حدود 4550 متر (زردکوه) و نیز امتداد آن یعنی کوههای ساحلی جنوب شرق ایران (کوههای مکران)، تا به امروز نیز مانع بزرگی برای ارتباط با فلات داخلی ایران به شمار میآیند. مشکلات ارتباطی ناشی از وضع کوهستانی فلات داخلی ایران همواره به عنوان مانعی اساسی در راه نفوذ اثرات بسیار زیاد طبیعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از خارج خود نمایی کرده است. این مشکل ارتباطی بدون تردید در شکلگیری برخی روندهای تکاملی و ویژگیهای ایران در مقایسه با سرزمینهای مجاور، تأثیر بهسزایی داشته است»[۵].
جغرافیدانان متقدم نیز در آثار خود به نوعی به حدود فلات ایران اشاراتی داشتهاند، از جمله: «ایران زمین در میان و دیگرها (شش اقلیم) پیرامون آن و حد زمین ایران که میان جهان است، از میان رود بلخ است از کنار جیحون (= ماوراءالنهر) تا آذرآبادگان و ارمنیه (= قفقاز) تا به قادسیه و فرات (= بینالنهرین یا میانرودان) و بحریمن و دریای فارس و مکران (= سند) تا به کابل و طخارستان...»[۶].
درباره پیوستگی و همگرایی فلات ایران، اکارت اهلرز، جغرافیدان آلمانی همچون بسیاری دیگر از جغرافیدانان و مورخان عقیده دارد که: «در دورههای ضعف سیاسی یا نظامی سلسلههای ایرانی و تسلط بیگانگان نیز، فلات ایران پیوسته یکپارچگی سیاسی و فرهنگی خود را حفظ کرده است. به دیگر سخن چه در دورههای توسعه و شکوفایی قدرت حکومتی و چه در مراحل فروپاشی سیاسی کشور، فلات ایران به عنوان کانون تبلور و مرکز هویت اقوام ایرانی و حاکمیت ارضی آنان محسوب میشده است»[۷].
گرچه در حال حاضر بخش وسیعی از فلات ایران را بیابانها و کویرهای خشک و نمکزارهای متعدد و وسیعی فرا گرفته است، امّا این فلات با وسعت تقریبی 2600000 کمـ (با احتساب ایران، افغانستان و بخشی از پاکستان)، در روزگاری نه چندان دور، سرزمینی پوشیده از جنگل بوده است که به مرور و بر اثر عوامل طبیعی و استانی یا به کلی نابود شده و یا به کمترین حد از وسعت خود رسیده است. برای نمونه «کینت کرس» که حوادث و لشکرکشیهای اسکندر مقدونی را به رشته تحریر در آورده است در کوههای زاگرس، منطقه بین اصفهان و دزفول را یک منطقه کاملاً جنگلی توصیف کرده است[۸].
هرودت تاریخنویس یونانی نیز از جنگلی بودن سرزمین ماد شمالی و نیز منطقه شمال غرب آذربایجان سخن به میان آورده است[۹].بر پایه پژوهشهای جغرافیایی و شناسایی تاریخ جغرافیای طبیعی «در درون این سرزمین وسیع [فلات ایران] دریاچهها و رودخانههای عریض و طویل وجود داشته است. همچنین در کل منطقه، از دریاهایی در دوره سوم زمینشناسی سخن رفته است که اکنون خشک شدهاند (= کویر)، اما یادگارهای آنها چون دریاچههای اورمیه [شهرآب]، قم، نیریز، همان وجراینها باقی مانده است»[۱۰].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ سازمان نقشهبرداری کشور (سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور). اطلس زمینشناسی (اطلس ملی ایران). چ1، تهران: 1382، سازمان نقشهبرداری کشور، ص1.
- ↑ اهلرز، اکارت. ایران: مبانی یک کشورشناسی جغرافیایی. ج1، جغرافیای طبیعی. چ1، تهران: 1365، مؤسسه جغرافیایی و کاتوگرافی سحاب. ص33.
- ↑ جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. ج1، کوهها و کوهنامه ایران. چ2، تهران: 1379، گیتاشناسی، ص256.
- ↑ جعفری، عباس. گیتاشناسی. ج3، دایره المعارف جغرافیایی ایران. چ1، تهران: 1379، گیتاشناسی، ص885..
- ↑ جعفری، عباس. گیتاشناسی. ج3، دایره المعارف جغرافیایی ایران. چ1، تهران: 1379، گیتاشناسی، ص34.
- ↑ مجملالتواریخ و القصص. به اهتمام ملکالشعرای بهار، تهران: 1318، رمضانی، ص478.
- ↑ جعفری، عباس. گیتاشناسی. ج3، دایره المعارف جغرافیایی ایران. چ1، تهران: 1379، گیتاشناسی، ص40 و 41.
- ↑ دوپلانول، گزاویه. «انهدام پوشش جنگلی ایران». فصلنامه تحقیقات جغرافیایی. ترجمه دکتر علیاصغر نظریان، مشهد: زمستان1365، آستان قدس رضوی، شماره مسلسل 3، ص80.
- ↑ دوپلانول، گزاویه. «انهدام پوشش جنگلی ایران». فصلنامه تحقیقات جغرافیایی. ترجمه دکتر علیاصغر نظریان، مشهد: زمستان1365، آستان قدس رضوی، شماره مسلسل 3، ص81.
- ↑ تکمیلهمایون، ناصر. گستره فرهنگی و مرزهای تاریخی ایران زمین. چ1، تهران: 1379، دفتر پژوهشهای فرهنگی. ص17.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
کبری حکیمیان