نوروز در عصر ساسانی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
اینک به زمانی میرسیم که در آن چهره ایرانی تثبیت شده است جایگاه تاریخی او در غرب و مرکز آسیا مشخص گردیده و سکانداری فرهنگ و تمدن منطقه به دست با کفایت وی سپرده شده است، آداب و سنن و اعتبارات ملی و مردمی بر اساس ارزشهای قویم شکل گرفته و هنجارهای قومی و فردی نیز صورتی ملموس و مطمئن پیدا کرده است. عصر ساسانی دوران ثبات منزلتها نیز هست وجوامع شهرنشین | اینک به زمانی میرسیم که در آن چهره ایرانی تثبیت شده است جایگاه تاریخی او در غرب و مرکز آسیا مشخص گردیده و سکانداری فرهنگ و تمدن منطقه به دست با کفایت وی سپرده شده است، آداب و سنن و اعتبارات ملی و مردمی بر اساس ارزشهای قویم شکل گرفته و هنجارهای قومی و فردی نیز صورتی ملموس و مطمئن پیدا کرده است. عصر [[ساسانیان|ساسانی]] دوران ثبات منزلتها نیز هست وجوامع شهرنشین [[کشور ایران|ایران]]، به همه تلاشهای چندین هزارساله خویش تصویری قانونی پوشانیدهاند. در این میان نوروز نیز مقام و موقع خاصی را دارد. ایرانیان پایههای اساطیر کهن خود را نیز در همین دوران نهادهاند و بیشک برای نهادهای گوناگونی که داشتهاند سابقه و زمینه لازم را تهیه کردهاند. موله مینویسد:<blockquote>«جامعه [[ساسانیان|ساسانی]] نهتنها برای [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] که برای هر پدیده استوار و ماندنی روزگار خود نیز ریشهای یافته بود که موقعیت تاریخی خود را حفظ کند و با همه گذشتههای دور کلیه اقوامی که ملیت و فرهنگ ایرانی را میساختند، هماهنگی یابد. عنادی هم که سران دودمان با اسلاف اشکانی خود داشتند باعث شد که وقایع عصر پانصدساله دلاوران نستوه خراسانی را نادیده بگیرند و در عوض، اتکاء خود را بر عصری بگذارند که با هجوم اسکندر گجستک ابالیش به خاطرهها پیوسته بود و آگاهیهای کمی از آن داشتند. این است که پردهای سنگین از تفکرات اسطورهای بر تاریخ فرو میافتد و بزرگان اندیشمند و تیزهوش روزگار به آن بخش از حوادث قهرمانی اقبال میکنند، که با سازندگی ملّت و پیدایش مدنیت خاص آن همراهی دارد. حافظه تاریخی دانایان عصر نیز آگاهانه به یاری حکام بر سر کار شتافت و گزینهای از خاطرات زیبا و دلنشین و غرورآفرین اسلاف دلاور پیشدادی و کیانی را در متن توجه ابناء روزگار قرار دارد که هم متکی بر واقعیت تلاشهای ایرانیان برایتفوق بر مشکلات بیشمارشان بود و هم آن پیوندهای قومی و قبیلهای گروههای مختلف [[آریاییان|آریایی]] را در شکل پسندیده و مطلوب روز نمایش میداد. در این میان [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] پیروز جمشیدی نیز تفصیل خاص خود را دارد که اینک بدان پرداخته میشود و بدون شک نوروز، اول فروردین، بعنوان روز سالگرد آفرینش تلقی شده است و روزی است که تجدید حیات در آن روز انجام خواهد گرفت. در ماورای این ارزش جهانشناسی، این جشن ارزش سیاسی هم دارد. نشان دهنده مرحله اساطیری استقرار پادشاه ایرانی است. در روز [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] است که جمشید، شاه کمال مطلوب، به آسمان صعود میکند و عنوان شاهی را همراه میآورد: پس از اینکه ضحاک ستمگر این پادشاهی را غصب میکرد. فریدون در روز مهرگان یعنی روز مهرماه مهر بر او پیروز میشود بنظر میرسد که این جشن یک. جشن شاهانه باشد<ref>موله، م. '''''ایران باستان'''''، ترجمه دکتر ژاله آموزگار، انتشارات توس، تهران: ۱۳۷۳.ص ۷۸.</ref>.»</blockquote> | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [ | * [[سیر تاریخی نوروز]] | ||
* [ | * [[نوروز در ایران باستان]] | ||
* [ | * [[نوروز در دوران هخامنشیان]] | ||
* [ | * [[نوروز در زمان اشکانیان]] | ||
== مآخذ == | == مآخذ == | ||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.] | شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.] | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۵: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
رضا شعبانی | رضا شعبانی | ||
[[رده:فرهنگ و نظام فرهنگی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۹ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۴
اینک به زمانی میرسیم که در آن چهره ایرانی تثبیت شده است جایگاه تاریخی او در غرب و مرکز آسیا مشخص گردیده و سکانداری فرهنگ و تمدن منطقه به دست با کفایت وی سپرده شده است، آداب و سنن و اعتبارات ملی و مردمی بر اساس ارزشهای قویم شکل گرفته و هنجارهای قومی و فردی نیز صورتی ملموس و مطمئن پیدا کرده است. عصر ساسانی دوران ثبات منزلتها نیز هست وجوامع شهرنشین ایران، به همه تلاشهای چندین هزارساله خویش تصویری قانونی پوشانیدهاند. در این میان نوروز نیز مقام و موقع خاصی را دارد. ایرانیان پایههای اساطیر کهن خود را نیز در همین دوران نهادهاند و بیشک برای نهادهای گوناگونی که داشتهاند سابقه و زمینه لازم را تهیه کردهاند. موله مینویسد:
«جامعه ساسانی نهتنها برای نوروز که برای هر پدیده استوار و ماندنی روزگار خود نیز ریشهای یافته بود که موقعیت تاریخی خود را حفظ کند و با همه گذشتههای دور کلیه اقوامی که ملیت و فرهنگ ایرانی را میساختند، هماهنگی یابد. عنادی هم که سران دودمان با اسلاف اشکانی خود داشتند باعث شد که وقایع عصر پانصدساله دلاوران نستوه خراسانی را نادیده بگیرند و در عوض، اتکاء خود را بر عصری بگذارند که با هجوم اسکندر گجستک ابالیش به خاطرهها پیوسته بود و آگاهیهای کمی از آن داشتند. این است که پردهای سنگین از تفکرات اسطورهای بر تاریخ فرو میافتد و بزرگان اندیشمند و تیزهوش روزگار به آن بخش از حوادث قهرمانی اقبال میکنند، که با سازندگی ملّت و پیدایش مدنیت خاص آن همراهی دارد. حافظه تاریخی دانایان عصر نیز آگاهانه به یاری حکام بر سر کار شتافت و گزینهای از خاطرات زیبا و دلنشین و غرورآفرین اسلاف دلاور پیشدادی و کیانی را در متن توجه ابناء روزگار قرار دارد که هم متکی بر واقعیت تلاشهای ایرانیان برایتفوق بر مشکلات بیشمارشان بود و هم آن پیوندهای قومی و قبیلهای گروههای مختلف آریایی را در شکل پسندیده و مطلوب روز نمایش میداد. در این میان نوروز پیروز جمشیدی نیز تفصیل خاص خود را دارد که اینک بدان پرداخته میشود و بدون شک نوروز، اول فروردین، بعنوان روز سالگرد آفرینش تلقی شده است و روزی است که تجدید حیات در آن روز انجام خواهد گرفت. در ماورای این ارزش جهانشناسی، این جشن ارزش سیاسی هم دارد. نشان دهنده مرحله اساطیری استقرار پادشاه ایرانی است. در روز نوروز است که جمشید، شاه کمال مطلوب، به آسمان صعود میکند و عنوان شاهی را همراه میآورد: پس از اینکه ضحاک ستمگر این پادشاهی را غصب میکرد. فریدون در روز مهرگان یعنی روز مهرماه مهر بر او پیروز میشود بنظر میرسد که این جشن یک. جشن شاهانه باشد[۱].»
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ موله، م. ایران باستان، ترجمه دکتر ژاله آموزگار، انتشارات توس، تهران: ۱۳۷۳.ص ۷۸.
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی