ساسانیان
ساسانیان، آخرین سلسله شاهنشاهی ایران باستان پس از اشکانیان (651-224م). اردشیر بابکان*، بنیانگذار این سلسله، برامده از معبد اناهیتا و اجداد او از هیربدان موبدان ائین زردشتی بودند که نسب خود را به پارسها و هخامنشیان میرساندند[۱]. بابک در استخر حکومت یافت و اردشیر در پایان روزگار اشکانیان، با گسترش قلمرو خود در پارس، کرمان و خوزستان با غلبه بر اردوان اخرین شاه اشکانی، در استخر تاجگذاری کرد.(226م)[۲]. با اقدامات اردشیر و پسرش شاپور، شاهنشاهی ساسانی تثبیت یافت و در زمان پادشاهان بعدی به ویژه، شاپور دوم، خسرو انوشیروان و خسرو پرویز از امودریا تا مرزهای روم و از سند و پنجاب تا سواحل جنوبی خلیجفارس و تا کرانههای مدیترانه در قلمرو آنان قرار گرفت و حتی یمن نیز تحت حاکمیت ایران درآمد[۳]. جنگهای ایران و رم مهمترین دغدغه ساسانیان بود که به ویژه بنابر دلایل مرزی مانند مسأله گرجستان و ارمنستان که مورد تجاوز رومیان بود و مسائل مذهبی در میان آئینهای زردشتی و مسیحیت و دخالتهای طرفین در امور داخلی یکدیگر، اوج میگرفت[۴].
حیره و غَسّان در این درگیریها نقش مهمی داشتند به ویژه آنکه حیره مورد هجوم اعراب بیابانگرد نیز بود و سقوط آن پس از ظهور اسلام موجب گسترش فتوحات مسلمانان در ایران شد که در نهایت شاهنشاهی ساسانی پس از فتحالفتوح نهاوند (؟ ق / 642م) و کشته شدن یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی این سلسله منقرض شد[۵]. از شرق، کوشانیان و از شمال شرق هپتالیان (هیاطله) قلمرو ساسانیان را مورد تعرض قرار میدادند. نوعی نظام اداری ساسانیان و تمرکز حکومت که در رأس هرم قدرت به شاه ختم میشد باعث شد که در سه قرن نخست شاهنشاهی ارتش زیر نظر یک فرمانده کل (ایران سپاهبذ) اداره شود که دو زیردست (فرمانده سواره نظام و فرمانده پیاده نظام) داشت. اما از دوران انوشیروان قدرت این فرمانده، میان چهار سپاهبذ شمال، جنوب، شرق و غرب تقسیم شد[۶]. سواره نظام که متشکل از اشراف بود به سه بخش زرهپوشان سنگین، کمانداران و پیلهای جنگی تقسیم میشد و پیاده نظام از افراد عادی و کشاورزان تشکیل میشد که در پشت سواره نظام حرکت میکردند و سلاحهایشان کامل نبود. این ارتش که از سوی نیروهای کمکی ارمنیان، سیستانیان، البانیاییها، کوشانیان و هیاطله هم پشتیبانی میشد، توانایی چشمگیری در محاصره و فتح قلعه داشت.
دولت ساسانی که بر خلاف نظام غیر متمرکز اشکانی از نظامی متمرکز برخوردار بود به ایالتهایی تقسیم میشد و در رأس هر کدام از این ایالات حاکمی(شهربان/مرزبان) از طبقه اشراف قرار داشت که عهدهدار مسئولیت سواره نظام منطقه تحت فرمانش هم بود. این ایالات به استانها و استانها به شهرها و دهکدهها تقسیم میشدند. وزیراعظم (وزرگ فرمذار) که پس از شاه بالاترین مقام بود تحت نظر او کشور را اداره میکرد و در غیاب شاه نایب او بود و در مواردی فرمانده سپاه هم میشد[۷]. هیئت وزیران عبارت بودند از: وزرگ فرمذار، ایران سپاهبُذ، مؤبدان مؤبد، هیربدان هیربد، ایران دبیربذ (دبیران مهشت)، استبذ (رئیس تشریفات) و واستریوشان بذ (رئیس کشاورزان). کارمندان دیوانی زیر نظر ایران دبیربذ وظیفه نگارش فرمانهای سلطنتی و محاسبات دیوانی را بر عهده داشتند. گروههای چهارگانه اجتماعی- سیاسی برگرفته از کتاب اوستا در این دوران عبارت بودند از: روحانیون، جنگاوران (سپاهیان)، دبیران و در نهایت کشاورزان و صنعتگران که هر کدام از انها به ردههای شغلی مختلفی تقسیم میشدند[۸]. تغییر و ارتقاء اجتماعی و ازدواج با افراد غیر هم گروه ممنوع بود و تنها با دستور شخص شاه امکانپذیر میشد. در این دوران ازدواج با محارم ازاد و از افتخارات بود. اقتصاد ساسانی مبتنی بر مالیات، کشاورزی و تجارت خارجی بود. زمینهای بزرگ متعلق به دولت و اشراف و کشاورزان به زمینها وابسته بودند. دولت در قبال اخذ مالیات عبور کالا، جادههای تجاری با تسهیلاتی مانند آب انبارها و کاروانسراها برای کاروانهای تجاری فراهم میکرد. در اثر هزینههای بالای دربار و ارتش، مالیاتهای سنگینی بر مردم و به ویژه طبقه کشاورزان و صنعتگران تحمیل میشد که در شهرها به صورت نقدی و در روستاها به صورت جنسی اخذ میشدند. شاهان گهگاه برای کاهش این فشار، مالیاتهای عقب افتاده را میبخشیدند. در این دوران سکههای مختلفی از طلا (دینار)، نقره (دراخم) و مس (دانگ / پشیز) علاوه بر اوراق بهادار بانکی رواج داشتند. در دوران ساسانیان ایین زرتشتی، دین رسمی کشور شد و روحانیون زرتشتی(مؤبدان) نفوذ چشمگیری پیدا کردند.در این دوران آئینهای مسیحیت، بودایی، زروانی، مانویت پیروانی یافتند و از سوی موبدانی مانند کریتر، مؤبدان مؤبد دوران پادشاهان اولیه ساسانی، به تعقیب و سرکوب پیروان این آئینها اشاره شده است[۹].
از مهمترین مشکلات پیش روی ساسانیان نفوذ مسیحیت و برخورد با ان بود که از عوامل مهم در جنگهای طولانی مدت ایران و رم بود. یزدگرد اول که تا اندازهای به مسیحیان ازادی عمل داد از سوی زرتشتیان بزه کار خوانده شد از نیمه سده پنجم م نیز ستوریان در ایران فعالیتهای خود را اغاز کردند.
در دوران پادشاهی قباد، نهضت مزدکیه که معتقد به تساوی در همه چیز بود، فعال شد و پیروان ان شروع به قتل اشراف و چپاول اموال و زنان انان کردند که در نهایت در دوران قباد و انوشیروان سرکوب شدند[۱۰].
سه آتشکده معروف این دوران عبارت بودند از: آذرفرنبغ (آتش روحانیان) در شهر کاریان فارس، آذر برزین مهر(آتش کشاورزان) در کوههای ریوند نیشابور، و اذرگشنسپ در شیز اذربایجان. زبان رسمی شاهنشاهی، زبان فارسی میانه (پهلوی) ساسانی بود که با دو خط پهلوی کتابی و پهلوی کتیبهای به نگارش در میامد[۱۱].
در دوران ساسانیان به شهرسازی اهمیتی خاص داده میشد. معماری خشت و گل، و با استفاده از سنگهای تراش نخورده و گچکاریهای زیبای ساسانی در بنای کاخهایی چون کاخ فیروزاباد فارس، کاخ ساسان سروستان، طاق بستان، بناهای بیشاپور، قلعههای دختر و اتشکدههایی چون اذرگشنسب، تخت سلیمان، بیانگر توجه انان به گنبدسازی، ساخت ایوانهای رفیع که تأثیر مستقیم در بناهای مذهبی پس از اسلام داشت، میباشد. هنرهای ساسانیان در فلزکاری و قلمزنی در آثار بهدست آمده از آن دوره نهایت ظرافت و زیبایی را دارد. فلسفه و علم پزشکی پیشرفت چشمگیری کرد و اولین دانشگاه ایران (گِندی شاپور) پایه گذاری شد. انقراض ساسانیان ناشی از ضعف درونی شاهنشاهی بود. فاصله طبقاتی، اختناق مذهبی، جنگهای پی در پی و حوادث طبیعی از جمله طغیان رودخانههای دجله و فرات و شیوع بیماری طاعون از عوامل این ضعف درونی و شورش بهرام چوپین بر هرمزد چهارم و خسروپرویز و به پادشاهی رسیدن بیش از ده پادشاه از جمله دو دختر خسروپرویز (پوراندخت و اذرمیدخت) در مدت کمتر از چهار سال [۱۲]، از نشانههای این ضعف بود. با سقوط حیره در شمال شبه جزیره عربستان توسط سپاهیان اسلام شکست ساسانیان نمایان شد و پس از جنگهای متعدد حکومت آنان سقوط کرد.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ Uschey, H, Ardeshir, Encyclopedia Iranica, London and New Youk, Routladge and kegan, 19 vol, p371.
- ↑ وُلسکی، یوزف. شاهنشاهی اشکانی. مترجم مرتضی ثاقبفر، تهران: 1383، انتشارات ققنوس، ص 217.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: 1364، انتشارات امیرکبیر، ج1، ص.
- ↑ چوکسی، جمشیدگرشاسپ. ستیز و سازش، زرتشتیان مغلوب و مسلمانان غالب. ترجمه نادر میرسعیدی، تهران: 1381، ققنوس، ص31.
- ↑ میرسعیدی، نادر. ایران باستان. تهران:1382، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ص98.
- ↑ Morony, M. Sasanids, Encyclopedia of Islam, leiden, Brill, 1997, vol IX, p70.
- ↑ گیرشمن، رومن. ایران از اغاز تا اسلام. مترجم محمود بهفروزی، تهران: 1379، انتشارات جامی، ص303.
- ↑ کریستینسن، ارتور. ایران در زمان ساسانیان. مترجم رشید یاسمی، تهران: 1377، انتشارات دنیای کتاب، ص150.
- ↑ ویسهوفر، یوزف. ایران باستان. مترجم مرتضی ثاقبفر، تهران: 1377، انتشارات ققنوس، ص247.
- ↑ مشکور، محمدجواد. ایران در عهد باستان. تهران: 1343، سازمان تربیت معلم و تحقیقات تربیتی، ص429.
- ↑ دریایی، تورج. ساسانیان. مترجم مرتضی ثاقبفر، تهران: 1383، انتشارات ققنوس، ص183.
- ↑ پیرنیا، حسن(مشیرالدوله). ایران قدیم. تهران: 1306، مجلس شورای ملی، ص228.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
مهرداد شباهنگ