پرش به محتوا

مسیحی، دین

از ویکی ایران

مسیحی، دین، منسوب به حضرت عیسی که خود را مسیح و منجی موعود خواند و پیروانش آن را پذیرفتند، و در تحولات بعدی، از مجموعه اعتقادی ایشان دینی جدید پدید آمد. وی که در سال 30 م در میان یهودیان فلسطین ظهور کرد، نگرشی تازه نسبت به احکام و شریعت یهود اتخاذ کرد، بدون آنکه با اصلِ این احکام و اعتقادات، مخالفتی داشته باشد[۱]. از جمله این که ضمن پذیرش کتاب مقدس یهود، هر گونه قربانی و آدابِ مذهبی را مطرود دانست[۲]. لذا نمی‌توان او را بنیادگزار دینی جدید دانست، بلکه فقط اصلاحاتی را که خود لازم می‌شمرد در دین اعمال کرد[۳].

به این ترتیب، مسیحیان نخستین، فرقه‌ای در درون جامعه یهودی محسوب می‌شدند که به مسیح بودن عیسی اعتقاد داشتند. پس از واقعه مصلوب شدن عیسی، حواریون او دست به تبلیغ زدند و تعالیم عیسی را با عنوان بِشارت (انجیل) در میان یهودیان تعلیم دادند[۴]. با ظهور پاولس پولس قدیس(Pulos)، مسیحیت، حیاتِ تازه‌ای یافت. وی در میان اقوام غیر یهودی به تبلیغ پرداخت و توانست بسیاری از ایشان را به آئین جدید جذب کند.

پاولس اعتقاد و عمل به قوانین یهودی را به عنوان مقدمه پذیرش مسیحیت، نفی و مسیحیت را از صبغه یک فرقه یهودی خارج کرد و آئین جدید، ازین پس، تبدیل به دین جدیدی شد.

تعالیم پاولس بر 2 محور اساسی قرار دارد:

  1. اعتقاد به عیسی به عنوان خدای برخاسته از قبر؛
  2. و اعتقاد به اینکه نجات و رستگاری از طریق ایمان به عیسی (خدای مصلوب شده) حاصل می‌شود نه از طریق اجرای احکام دینی[۵].

پس از آن بود که مسیحیان برای توضیح این مبانی اعتقادی به دو طبیعت الهی و انسانی در عیسی مسیح قائل شدند. این آموزه و بخت‌های پیرامون آن، منجر به بروز اختلافاتی میان متفکران مسیحی شد، به نحوی که تشکیل شوراهایی در شهرهایی چون نیقیه، قسطنطنیه و خالکدون یا خَلْقیدُونه در آسیای صغیر نیز نتوانست کمکی به رفع اختلافات کند.

به این ترتیب، کلیساهای مسیحی به دو بخش غربی و شرقی، تقسیم شدند[۶]. کلیساهای شرقی که در اصول اعتقادی نظر مراجع دینی غربی را نپذیرفتند، از همان ابتدا به دو شاخه منوفیزیت (تک طبیعی، یا وحدت طبیعی) و نستوری تقسیم شدند. کلیسای منوفیزیت که بعداً به «یعقوبی» نیز اشتهار یافت، پیرو نظریه «وحدت طبیعت» بود، به این معنا که طبیعت الهی و انسانی در عیسی مسیح وحدت دارد، اما کلیسای نستوری با ردِّ اصطلاح «مادر خدا» برای مریم عذرا و پذیرفتن دو طبیعت جداگانه الهی و انسانی برای مسیح، الهیاتی خاص به وجود آورد[۷].

در حوزه فرهنگی ایرانی دو قوم به مسیحیت گراییدند: آسوریان* (سریانی زبان) و ارمنیان*. سریانیان مسیحی که در زمان اشکانیان از آرامش و رفاه برخوردار بودند، در زمان ساسانیان غالباً مورد تعرض دستگاه حاکمه قرار گرفتند، تا این که اعتقاد نستوری را پذیرفتند و به آرامشی نسبی دست یافتند. با ورود اسلام به ایران و در دوران خلفای راشدین تا زمان بنی امیه، مسیحیان سریانی ایران با پرداخت جزیه و خراج، از امنیت و آسایش کلی برخوردار بودند و به اجرای آئین‌های دینی خود می‌پرداختند[۸]. نستوریان (← آسوریان) جامعه مستقلی داشتند و اداره امور داخلی آن بر عهده جاثلیق یا خلیفه مورد تأیید آنها بود[۹]. در دوره عباسیان، مسیحیان در دستگاه خلافت نفوذ فراوانی یافتند و در فعالیت‌های علمی همچون ترجمه آثار فلسفی، پزشکی و علمی یونانی، مؤثر بودند[۱۰]. در دوران مغول و پس از آن سریانیان با مصائب و سیه‌روزی‌ها و نیز با شادکامی‌های سایر ایرانیان شریک بودند.

در هنگام سلطنت قاجاریه، نستوریان ایران که عمدتاً در منطقه سلماس و اورمیه سکنی داشتند، از شرایط نامساعد اقتصادی و فرهنگی و پرداخت مالیات سنگین رنج می‌بردند و به ناچار شماری از ایشان به روسیه کوچ کردند[۱۱]. در اواخر قرن 19 م مبلغین پروتستان آمریکایی و انگلیسی و کاتولیک‌های رمی به تبلیغ در بین جامعه آسوری ایران پرداختند و آنها را ترغیب به تأسیس مراکز فرهنگی و بیمارستان و انتشار کتب و جراید، کردند[۱۲]. این اقدامات سبب جذب برخی از ایشان به آئین‌های پروتستان و کاتولیک شد. از آن پس گروهی که کاتولیک شده بودند خود را کلدانی خواندند. امروزه آسوریان ایران، در مجلس شورای اسلامی ایران، دارای نماینده هستند.

گروه دیگر مسیحیان ایرانی ارمنیانند، قومی که از زمان هخامنشیان به مجموعه ایران پیوستگی یافت. امنیت و آسایش ارمنیان که از اوایل قرن 4 م به مسیحیت گراییدند، همواره تحت تأثیر روابط شاهان ایران با روم، در نوسان بود. با ظهور اسلام، ارمنی‌ها تا دوره حکومت عباسیان به دولت مرکزی جزیه می‌پرداختند[۱۳] و در اجرای آئین‌های دینی خود آزاد بودند. در دوره صفویان، به ویژه در زمان شاه عباس اول که گروه بزرگی از ایشان از ارمنستان به اصفهان کوچ داده شدند، از امتیازات ویژه‌ای برخوردار شدند و زمینه‌های رشد اقتصادی برایشان فراهم گردید.

در دوران قاجاریه، به سبب نابسامانی‌های بسیار اجتماعی، شماری از ارمنیان جلفای اصفهان به هندوستان و انگلستان مهاجرت کردند[۱۴]. با این همه، هنوز جمعیت‌هایی از آنان در تهران، آذربایجان، گیلان، اصفهان و شیراز اقامت دارند[۱۵].

بنا بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ارمنیان از حقوق اجتماعی و آزادی اجرای مراسم دینی برخوردارند و در مجلس شورای اسلامی، ارمنیان جنوب و شمال هر یک دارای یک نماینده‌اند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. كتاب مقدس، انجیل متی. 5/18.
  2. مبانی مسیحیت. تألیف: آكادمی علوم اتحاد شوروی، ترجمه از روسی به فرانسه: ل. پیاتی گورسكی، از فرانسه به فارسی: اسدالله مبشری، تهران: 1369، ص 98.
  3. Bultmann, Rudolf: Primitive Christianity, Translated by R. H. Fuller, New York, 1972, P. 86-87.
  4. كاكس، هاروی.مسیحیت. ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، 1378، ص 43.
  5. كاكس، هاروی.مسیحیت. ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، 1378، ص 47-52.
  6. میشل، توماس. كلام مسیحی. ترجمه حسین توفیقی، قم: 1377، ص 101-106.
  7. Morony, M. G., Iraq After The Muslim Conquest, Princeton, 1984, P. 357.
  8. .Morony, op. cit. P. 346
  9. Grunebaum, G. E. von, Medieval Islam, Chicago, 1971, P.184
  10. Nasr, H., "Life Sciences, Alchemy and medicino". Combridge History of Iran, Combridge University Press, 1968, P. 415.
  11. سرنا، كارلا. آدم‌ها و آئین‌ها در ایران. ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران: 1363، ص 183.
  12. Water Field, R. E., Christians in Persia, London, 1973, P. 102-111.
  13. بلاذری، احمد. فتوح البلدان. به كوشش عبدالله انیس طباع، بیروت: 1987م / 1407ق، ص 277-279.
  14. فلاندن، اوژن. سفرنامه. ترجمه حسین نورصادقی، تهران: 1356، ص 232.
  15. بامداد، مهدی. شرح حال رجال ایران. ج 2، تهران: 1357، ص 279.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

پیوند به بیرون

پیشینه مسیحیت،سایت ویکی پدیا، قابل بازیابی از wiki/مسیحیت/https://fa.wikipedia.org

دین مسیحیت،سایت ویکی فقه ،قابل بازیابی از مسیحیت/https://fa.wikifeqh.ir

نویسنده مقاله

نامعلوم