سقّایی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''سقّایی'''، عمل و شغل کسی که به مردم آب نوشاند یا فروشد. «سِقایت» یا «سِقایه» واژهای عربی به معنی «آب دادن و سیراب کردن»، «پیمانة آب و ظرفی که در آن آب خورند» و جای آب دادن<sup>1</sup> «آبیاری کردن مزارع»<sup>2</sup> است. به سقّا آبکش و آب فروش نیز میگف...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''سقّایی'''، عمل و شغل کسی که به مردم آب نوشاند یا فروشد. | '''سقّایی'''، عمل و شغل کسی که به مردم آب نوشاند یا فروشد. | ||
«سِقایت» یا «سِقایه» واژهای عربی به معنی «آب دادن و سیراب کردن»، | «سِقایت» یا «سِقایه» واژهای عربی به معنی «آب دادن و سیراب کردن»، «پیمانه آب و ظرفی که در آن آب خورند» و جای آب دادن<sup>1</sup> «آبیاری کردن مزارع»<sup>2</sup> است. | ||
به سقّا آبکش و آب فروش نیز میگفتند.<sup>3</sup> در مکه صد سال قبل از اسلام، سقایی وجود داشته و آن به سبب سرزمین خشک و گرم عربستان بوده است.<sup>4</sup> بعدها اصطلاح سقایهالحاج به کسانی که به حاجیان آشامیدنی میدادند، متداول شد.<sup>5</sup> | به سقّا آبکش و آب فروش نیز میگفتند.<sup>3</sup> در مکه صد سال قبل از اسلام، سقایی وجود داشته و آن به سبب سرزمین خشک و گرم عربستان بوده است.<sup>4</sup> بعدها اصطلاح سقایهالحاج به کسانی که به حاجیان آشامیدنی میدادند، متداول شد.<sup>5</sup> | ||
سقایت هم زمان با اسلام به ایران وارد شد و در دوره آل بویه در قران چهارم و پنجم هجری قمری گسترش یافت. در | سقایت هم زمان با اسلام به ایران وارد شد و در دوره آل بویه در قران چهارم و پنجم هجری قمری گسترش یافت. در [[صفویان|دوره صفویان]]، سقایی از مناصب درباری به شمار میرفت و تامین آب و قهوه، آشامیدنیهای خنک، شربتها و عرقیات با ظروف طلایی و نقرهای از وظایف صاحب این شغل<sup>6</sup> و بیهقی نیز کار سقایی را درباری دانسته است.<sup>7</sup> | ||
در | در دوره قاجار، سقایان تهران آب گوارای قابل خوردن را نیز با مشک به مردم و منازل میرساندند. با گذشت زمان و احداث خطهای لولهکشی آب به محلههای شهر تهران کم کم این حرفه منسوخ شد و امروز گروه کوچکی سقا فقط در کنار امامزادهها و در مراسم عزاداری ایام عاشورا مشاهده میشوند. | ||
ابزار و وسایل سقایان عبارت بود از مشک که از پوست گوسفند یا بز تهیه میشد،<sup>8</sup> پیشبند سقایی، دَلوچه، | ابزار و وسایل سقایان عبارت بود از مشک که از پوست گوسفند یا بز تهیه میشد،<sup>8</sup> پیشبند سقایی، دَلوچه، کوزه سقایی، کیسه یخ و جام ساقی.<sup>9</sup> | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
3- قاسمی، رضا. '''''بیشهوران در ایران'''''، متن دستنویس. | 3- قاسمی، رضا. '''''بیشهوران در ایران'''''، متن دستنویس. | ||
4- جوادیپور، محمد. ''''' | 4- جوادیپور، محمد. '''''مجموعه اطلاعات در باره ایران و ایرانیان'''''، تهران: انتشارات شرق، 1363. ص، 33. | ||
5- دهخدا، همانجا. | 5- دهخدا، همانجا. | ||
نسخهٔ ۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۰۵
سقّایی، عمل و شغل کسی که به مردم آب نوشاند یا فروشد.
«سِقایت» یا «سِقایه» واژهای عربی به معنی «آب دادن و سیراب کردن»، «پیمانه آب و ظرفی که در آن آب خورند» و جای آب دادن1 «آبیاری کردن مزارع»2 است.
به سقّا آبکش و آب فروش نیز میگفتند.3 در مکه صد سال قبل از اسلام، سقایی وجود داشته و آن به سبب سرزمین خشک و گرم عربستان بوده است.4 بعدها اصطلاح سقایهالحاج به کسانی که به حاجیان آشامیدنی میدادند، متداول شد.5
سقایت هم زمان با اسلام به ایران وارد شد و در دوره آل بویه در قران چهارم و پنجم هجری قمری گسترش یافت. در دوره صفویان، سقایی از مناصب درباری به شمار میرفت و تامین آب و قهوه، آشامیدنیهای خنک، شربتها و عرقیات با ظروف طلایی و نقرهای از وظایف صاحب این شغل6 و بیهقی نیز کار سقایی را درباری دانسته است.7
در دوره قاجار، سقایان تهران آب گوارای قابل خوردن را نیز با مشک به مردم و منازل میرساندند. با گذشت زمان و احداث خطهای لولهکشی آب به محلههای شهر تهران کم کم این حرفه منسوخ شد و امروز گروه کوچکی سقا فقط در کنار امامزادهها و در مراسم عزاداری ایام عاشورا مشاهده میشوند.
ابزار و وسایل سقایان عبارت بود از مشک که از پوست گوسفند یا بز تهیه میشد،8 پیشبند سقایی، دَلوچه، کوزه سقایی، کیسه یخ و جام ساقی.9
مآخذ:
1- دهخدا، علی اکبر. لغتنامه، تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377 9/ ذیل سقایه؛ انوری، حسن. فرهنگ بزرگ سخن. تهران: انتشارات سخن، 1381، 5/ ذیل سقایت و سقایه.
2- بابن، سی.؛ فردریک هوسه. سفرنامه جنوب ایران، ترجمه محمد حسنخان اعتمادالسلطنه، به کوشش میرهاشم محدّث، تهران: دنیای کتاب، 1363، ص 37.
3- قاسمی، رضا. بیشهوران در ایران، متن دستنویس.
4- جوادیپور، محمد. مجموعه اطلاعات در باره ایران و ایرانیان، تهران: انتشارات شرق، 1363. ص، 33.
5- دهخدا، همانجا.
6- میرزا سمیعا. تذکرهالملوک، سازمان اداری یا حکومت صفوی، با تعلیقات مینورسکی بر تذکرهالملوک، به کوشش سید محمد دبیرسیاقی، ترجمه مسعود رجبنیا، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1368 ص، 129.
7- بیهقی، ابوالفضل محمدبن حسین کاتب. تاریخ بیهقی، به کوشش سعید نفیسی، جلد اول، تهران: انتشارات کتابخانه سنایی، بیتا (تاریخ مقدمه، 1319) ص، 267.
8- ابن اخوه، محمدبی احمد [قریشی]، آیین شهرداری در قرن هفتم، ترجمه جعفر شعار، تهران: انتشارات بنگاه ترجمه و نثر کتاب، چاپ دوم، 1360، ص، 222.
9- شهری، جعفر. تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1368. 5/ 564- 565.
سیامک امینی