پرش به محتوا

اعداد و ارقام: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «اعداد و ارقام، اعداد مفاهيمي هستند كه در شمارش يا اندازه‌گيري چيزها به كار مي‌روند و ارقام مجموعة نشانه‌هايي است براي نمايش اعداد. رياضي‌دانان يوناني و مسلمان از ديرباز به دشواري تعريف عدد واقف بودند. به همين مناسبت «يكي» يا «واحد» را تقري...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
اعداد و ارقام، اعداد مفاهيمي هستند كه در شمارش يا اندازه‌گيري چيزها به كار مي‌روند و ارقام مجموعة نشانه‌هايي است براي نمايش اعداد. رياضي‌دانان يوناني و مسلمان از ديرباز به دشواري تعريف عدد واقف بودند. به همين مناسبت «يكي» يا «واحد» را تقريبا بدون تعريف يا با تعريفي نارسا مي‌پذيرفتند و انواع ديگر اعداد را بر پاية آن تعريف مي‌كردند. مثلا از نظر بيروني عدد (طبيعي) مجموعه‌اي از يك‌ها است ولي خودِ «يكي» يا «1» عدد نيست. يكي از بزرگترين خدمات مسلمانان و بويژه رياضي‌دانان و ستاره شناسان ايراني، شناساندن دستگاه عدد نويسي هندي، يعني همان دستگاه شمار دهگاني رايج كنوني، به رياضي‌دانان جهان بوده است. استفاده از دستگاه شمار دهگاني با رعايت ارزش مكاني(مثلا در عدد 211 ارزش رقم 1 سمت چپ 10 برابر رقم يك سمت راست است) دست كم از سدة 6م و شايد مدتها پيش از آن رايج بوده است. اين اعداد احتمالا در روزگار ساسانيان كه ارتباط نزديكي ميان هند، ايران و مصر برقرار بود در اين سرزمين‌ها رواج يافت. در دورة اسلامي نيز ابراهيم بن حبيب فزاري در حدود 154ق/773م در ترجمة عربي سيدهانتا (مشهورترين اثر نجومي هند) اين اعداد را به كار برد. اما محمد بن موسي خوارزمي* رياضي‌دان بزرگ ايراني، با نگارش كتاب الجمع و التفريق كه نخستين كتاب مسلمانان دربارة حساب هندي بود، اين دستگاه شمار را در ميان مسلمانان رايج كرد. در كتاب خوارزمي از دستگاه شمار دهگاني با رعايت ارزش مكاني، 4 عمل اصلي حساب و محاسبة جذر اعداد طبيعي و كسري سخن به ميان آمده است. اروپائيان نيز نخستين بار از طريق ترجمة لاتين همين كتاب با حساب و ارقام هندي آشنا شدند. ارقام هندي در ايران و سرزمين‌هاي شرق جهان اسلام به صورت 0، 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9 و در غرب جهان اسلام، يعني مغرب بزرگ (امروزه: مراكش، الجزاير و تونس) و اندلس (اسپانياي اسلامي)، با تغييراتي به صورت 0، 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8 و 9 نوشته مي‌شد (به شباهت ميان اين دو دسته رقم توجه شود). صورت اخير، كه در ميان مسلمانان غرب جهان اسلام به ارقام غُبار مشهور بود، از راه اندلس در ميان اروپائيان رواج يافت و به «اعداد عربي[1]» مشهور شد زيرا از طريق آثار عربي (بويژه كتاب حساب خوارزمي) بدانجا راه يافته بود (نمونه‌اي از كاربرد اين اصطلاح را حتي در تنظيمات  منطقه‌اي يا Regional setting در قسمت Control panel نگارش‌هاي جديد مايكروسافت ويندوز مي‌توان يافت در حالي كه در ايران به اشتباه آنها را ارقام انگليسي مي‌نامند!). صورت شرقي اين ارقام (يعني 1، 2، ...) نيز به همان نام ارقام هندي[2] مشهور است.  
اعداد و ارقام، اعداد مفاهیمی هستند که در شمارش یا اندازه‌گیری چیزها به کار می‌روند و ارقام مجموعه نشانه‌هایی است برای نمایش اعداد. ریاضی‌دانان یونانی و مسلمان از دیرباز به دشواری تعریف عدد واقف بودند. به همین مناسبت «یکی» یا «واحد» را تقریبا بدون تعریف یا با تعریفی نارسا می‌پذیرفتند و انواع دیگر اعداد را بر پایه آن تعریف می‌کردند. مثلا از نظر بیرونی عدد (طبیعی) مجموعه‌ای از یک‌ها است ولی خودِ «یکی» یا «1» عدد نیست. یکی از بزرگترین خدمات مسلمانان و بویژه ریاضی‌دانان و ستاره شناسان ایرانی، شناساندن دستگاه عدد نویسی هندی، یعنی همان دستگاه شمار دهگانی رایج کنونی، به ریاضی‌دانان جهان بوده است. استفاده از دستگاه شمار دهگانی با رعایت ارزش مکانی(مثلا در عدد 211 ارزش رقم 1 سمت چپ 10 برابر رقم یک سمت راست است) دست کم از سده 6م و شاید مدتها پیش از آن رایج بوده است. این اعداد احتمالا در روزگار ساسانیان که ارتباط نزدیکی میان هند، [[ایران]] و مصر برقرار بود در این سرزمین‌ها رواج یافت. در دوره اسلامی نیز ابراهیم بن حبیب فزاری در حدود 154ق/773م در ترجمه عربی سیدهانتا (مشهورترین اثر نجومی هند) این اعداد را به کار برد. اما محمد بن موسی خوارزمی* ریاضی‌دان بزرگ ایرانی، با نگارش کتاب الجمع و التفریق که نخستین کتاب مسلمانان درباره حساب هندی بود، این دستگاه شمار را در میان مسلمانان رایج کرد. در کتاب خوارزمی از دستگاه شمار دهگانی با رعایت ارزش مکانی، 4 عمل اصلی حساب و محاسبه جذر اعداد طبیعی و کسری سخن به میان آمده است. اروپائیان نیز نخستین بار از طریق ترجمه لاتین همین کتاب با حساب و ارقام هندی آشنا شدند. ارقام هندی در ایران و سرزمین‌های شرق جهان اسلام به صورت 0، 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9 و در غرب جهان اسلام، یعنی مغرب بزرگ (امروزه: مراکش، الجزایر و تونس) و اندلس (اسپانیای اسلامی)، با تغییراتی به صورت 0، 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8 و 9 نوشته می‌شد (به شباهت میان این دو دسته رقم توجه شود). صورت اخیر، که در میان مسلمانان غرب جهان اسلام به ارقام غُبار مشهور بود، از راه اندلس در میان اروپائیان رواج یافت و به «اعداد عربی[1]» مشهور شد زیرا از طریق آثار عربی (بویژه کتاب حساب خوارزمی) بدانجا راه یافته بود (نمونه‌ای از کاربرد این اصطلاح را حتی در تنظیمات  منطقه‌ای یا Regional setting در قسمت Control panel نگارش‌های جدید مایکروسافت ویندوز می‌توان یافت در حالی که در ایران به اشتباه آنها را ارقام انگلیسی می‌نامند!). صورت شرقی این ارقام (یعنی 1، 2، ...) نیز به همان نام ارقام هندی[2] مشهور است.  


دانشمندان يوناني به لحاظ توجه اندك به جنبة عملي رياضيات در زمينة وضع يك دستگاه شمار كارا توفيق چنداني نداشتند اما در زمينة رياضيات نظري و بويژه نظرية اعداد بسيار زبردست بودند. تقسيم اعداد طبيعي به اعداد اول و مركب، تعريف اعداد تامّ، زوج عددهاي متحاب و جز آن همگي كار يونانيان و بويژه پيروان فيثاغورث بود. دانشمندان ايراني نيز در زمينة نظرية اعداد بيشتر از يونانيان تأثير گرفته بودند. ابوجعفر خازن، كرجيكمال الدين فارسي* و محمد باقر يزدي از برجسته‌ترين دانشمندان ايراني در اين زمينة به شمار مي‌روند. كمال الدين فارسي در مباحث نظري اعداد متحاب به تحقيق پرداخت و مدتها پيش از پير دو فرما [3] (رياضي‌دان مشهور فرانسوي) توانست زوج متحاب 18416 و 17296  را به دست آورد. غياث الدين جمشيد كاشاني در برخي مواضع كتاب ''مفتاح الحساب''، نه تنها براي نخستين بار صفر را به صراحت جزو اعداد دانسته بلكه حتي آن را به عنوان توان مجهول نيز به كار برده و به مفهوم x0=1 نيز اشاره كرده است. در حالي كه از روزگار يونانيان تا سدة 9ق/15م صفر جزو اعداد محسوب نمي‌شد. ابومنصور بغدادي و محمد باقر يزدي نيز تنها رياضي‌دانان جهان به شمار مي‌روند كه دربارة اعداد متعادل سخن گفته و دربارة آنها نظريه‌اي پرورانده‌اند.  
دانشمندان یونانی به لحاظ توجه اندک به جنبه عملی ریاضیات در زمینه وضع یک دستگاه شمار کارا توفیق چندانی نداشتند اما در زمینه ریاضیات نظری و بویژه نظریه اعداد بسیار زبردست بودند. تقسیم اعداد طبیعی به اعداد اول و مرکب، تعریف اعداد تامّ، زوج عددهای متحاب و جز آن همگی کار یونانیان و بویژه پیروان فیثاغورث بود. دانشمندان ایرانی نیز در زمینه نظریه اعداد بیشتر از یونانیان تأثیر گرفته بودند. ابوجعفر خازن، کرجیکمال الدین فارسی* و محمد باقر یزدی از برجسته‌ترین دانشمندان ایرانی در این زمینه به شمار می‌روند. کمال الدین فارسی در مباحث نظری اعداد متحاب به تحقیق پرداخت و مدتها پیش از پیر دو فرما [3] (ریاضی‌دان مشهور فرانسوی) توانست زوج متحاب 18416 و 17296  را به دست آورد. غیاث الدین جمشید کاشانی در برخی مواضع کتاب ''مفتاح الحساب''، نه تنها برای نخستین بار صفر را به صراحت جزو اعداد دانسته بلکه حتی آن را به عنوان توان مجهول نیز به کار برده و به مفهوم x0=1 نیز اشاره کرده است. در حالی که از روزگار یونانیان تا سده 9ق/15م صفر جزو اعداد محسوب نمی‌شد. ابومنصور بغدادی و محمد باقر یزدی نیز تنها ریاضی‌دانان جهان به شمار می‌روند که درباره اعداد متعادل سخن گفته و درباره آنها نظریه‌ای پرورانده‌اند.  


'''مآخذ''':  
'''مآخذ''':  


1.     جعفري نائيني، «اعداد و ارقام»، ''دايرة المعارف بزرگ اسلامي''، ج9، صص 366-370.  
1.     جعفری نائینی، «اعداد و ارقام»، ''دایره المعارف بزرگ اسلامی''، ج9، صص 366-370.  


2.    Djafari Naini, A., '''''Geschichte der Zahlentheorie im Orient''''', Braunschwig, 1982.  
2.    Djafari Naini, A., '''''Geschichte der Zahlentheorie im Orient''''', Braunschwig, 1982.  


3.    كرامتي، يونس، در قلمرو رياضيات، تهران، 1381ش، صص 120-121.  
3.    کرامتی، یونس، در قلمرو ریاضیات، تهران، 1381ش، صص 120-121.  





نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۵۶

اعداد و ارقام، اعداد مفاهیمی هستند که در شمارش یا اندازه‌گیری چیزها به کار می‌روند و ارقام مجموعه نشانه‌هایی است برای نمایش اعداد. ریاضی‌دانان یونانی و مسلمان از دیرباز به دشواری تعریف عدد واقف بودند. به همین مناسبت «یکی» یا «واحد» را تقریبا بدون تعریف یا با تعریفی نارسا می‌پذیرفتند و انواع دیگر اعداد را بر پایه آن تعریف می‌کردند. مثلا از نظر بیرونی عدد (طبیعی) مجموعه‌ای از یک‌ها است ولی خودِ «یکی» یا «1» عدد نیست. یکی از بزرگترین خدمات مسلمانان و بویژه ریاضی‌دانان و ستاره شناسان ایرانی، شناساندن دستگاه عدد نویسی هندی، یعنی همان دستگاه شمار دهگانی رایج کنونی، به ریاضی‌دانان جهان بوده است. استفاده از دستگاه شمار دهگانی با رعایت ارزش مکانی(مثلا در عدد 211 ارزش رقم 1 سمت چپ 10 برابر رقم یک سمت راست است) دست کم از سده 6م و شاید مدتها پیش از آن رایج بوده است. این اعداد احتمالا در روزگار ساسانیان که ارتباط نزدیکی میان هند، ایران و مصر برقرار بود در این سرزمین‌ها رواج یافت. در دوره اسلامی نیز ابراهیم بن حبیب فزاری در حدود 154ق/773م در ترجمه عربی سیدهانتا (مشهورترین اثر نجومی هند) این اعداد را به کار برد. اما محمد بن موسی خوارزمی* ریاضی‌دان بزرگ ایرانی، با نگارش کتاب الجمع و التفریق که نخستین کتاب مسلمانان درباره حساب هندی بود، این دستگاه شمار را در میان مسلمانان رایج کرد. در کتاب خوارزمی از دستگاه شمار دهگانی با رعایت ارزش مکانی، 4 عمل اصلی حساب و محاسبه جذر اعداد طبیعی و کسری سخن به میان آمده است. اروپائیان نیز نخستین بار از طریق ترجمه لاتین همین کتاب با حساب و ارقام هندی آشنا شدند. ارقام هندی در ایران و سرزمین‌های شرق جهان اسلام به صورت 0، 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9 و در غرب جهان اسلام، یعنی مغرب بزرگ (امروزه: مراکش، الجزایر و تونس) و اندلس (اسپانیای اسلامی)، با تغییراتی به صورت 0، 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8 و 9 نوشته می‌شد (به شباهت میان این دو دسته رقم توجه شود). صورت اخیر، که در میان مسلمانان غرب جهان اسلام به ارقام غُبار مشهور بود، از راه اندلس در میان اروپائیان رواج یافت و به «اعداد عربی[1]» مشهور شد زیرا از طریق آثار عربی (بویژه کتاب حساب خوارزمی) بدانجا راه یافته بود (نمونه‌ای از کاربرد این اصطلاح را حتی در تنظیمات  منطقه‌ای یا Regional setting در قسمت Control panel نگارش‌های جدید مایکروسافت ویندوز می‌توان یافت در حالی که در ایران به اشتباه آنها را ارقام انگلیسی می‌نامند!). صورت شرقی این ارقام (یعنی 1، 2، ...) نیز به همان نام ارقام هندی[2] مشهور است.

دانشمندان یونانی به لحاظ توجه اندک به جنبه عملی ریاضیات در زمینه وضع یک دستگاه شمار کارا توفیق چندانی نداشتند اما در زمینه ریاضیات نظری و بویژه نظریه اعداد بسیار زبردست بودند. تقسیم اعداد طبیعی به اعداد اول و مرکب، تعریف اعداد تامّ، زوج عددهای متحاب و جز آن همگی کار یونانیان و بویژه پیروان فیثاغورث بود. دانشمندان ایرانی نیز در زمینه نظریه اعداد بیشتر از یونانیان تأثیر گرفته بودند. ابوجعفر خازن، کرجی*، کمال الدین فارسی* و محمد باقر یزدی از برجسته‌ترین دانشمندان ایرانی در این زمینه به شمار می‌روند. کمال الدین فارسی در مباحث نظری اعداد متحاب به تحقیق پرداخت و مدتها پیش از پیر دو فرما [3] (ریاضی‌دان مشهور فرانسوی) توانست زوج متحاب 18416 و 17296  را به دست آورد. غیاث الدین جمشید کاشانی در برخی مواضع کتاب مفتاح الحساب، نه تنها برای نخستین بار صفر را به صراحت جزو اعداد دانسته بلکه حتی آن را به عنوان توان مجهول نیز به کار برده و به مفهوم x0=1 نیز اشاره کرده است. در حالی که از روزگار یونانیان تا سده 9ق/15م صفر جزو اعداد محسوب نمی‌شد. ابومنصور بغدادی و محمد باقر یزدی نیز تنها ریاضی‌دانان جهان به شمار می‌روند که درباره اعداد متعادل سخن گفته و درباره آنها نظریه‌ای پرورانده‌اند.

مآخذ:

1.     جعفری نائینی، «اعداد و ارقام»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج9، صص 366-370.

2.    Djafari Naini, A., Geschichte der Zahlentheorie im Orient, Braunschwig, 1982.

3.    کرامتی، یونس، در قلمرو ریاضیات، تهران، 1381ش، صص 120-121.


علیرضا جعفری نائینی


[1]. Arabic numerals

[2]. Hindi numerals

[3]. P. de Fermat