مهر پرستی: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''مهرپرستي'''، آئين پرستش خداي مهر (ميثراس) [1]كه در سراسر امپراتوري روم رواج يافت. نيايش مهر در ايران پيشينة بس قديم داشته و يكي از ايزدان مهم در دين مزدايي به شمار آمده است تا آنجا كه ايران را خاستگاه آئين مهرپرستي تلقي كردهاند.<sup>1</sup> پس از ظ...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''مهرپرستی'''، آئین پرستش خدای مهر (میثراس) [1]كه در سراسر امپراتوری روم رواج یافت. | ||
نیایش مهر در ایران پیشینة بس قدیم داشته و یكی از ایزدان مهم در دین مزدایی به شمار آمده است تا آنجا كه [[ایران]] را خاستگاه آئین مهرپرستی تلقی كردهاند.<sup>1</sup> | |||
پس از ظهور زرتشت و به واسطة | پس از ظهور زرتشت و به واسطة الهیات توحیدی او، مهر جایگاه اولیة خود را از دست داد، ولی مدتی بعد به عنوان یكی از ایزدان در دین زرتشت حفظ شد و در واقع در دورة هخامنشی پرستش مهر بار دیگر مطرح گردید. مهر از طریق مرزهای فرهنگی ایران به ماوراءالنهر و آسیای غربی (نواحی غربی تركیة كنونی) رفت و آئینی كه حول پرستش او شكل گرفت از آنجا در سراسر اروپای مركزی و غربی پراكنده شد. سرانجام در امپراتوری روم كیش رازآمیز پرستش میثراس به اوج شكوفائی خود رسید.<sup>2</sup> كسانی هستند كه بدون استدلال علمی آئین مهرپرستی رومی را به پیامبری به نام «مهر» كه در عهد اشكانی در ایران ظهور كرد نسبت میدهند.<sup>3</sup> | ||
با توجه به | با توجه به اینكه در آئین مهری اهمیت فراوانی به حفظ اسرار داده میشد و نیز تعقیب و آزار نومسیحیشدگان هیچ اثر مكتوبی از آن در دست نیست، از این رو ماهیت تعالیم مهری به روشنی آشكار نیست.<sup>4</sup> پذیرش اعضای جدید در جمع رازآموزان با تشریفات ویژهای در معابد غارمانند مهری انجام میشد و نوآموز باید آداب تشرف را كه با غسل و تطهیر همراه بود اجرا كند. نوآموز به وسیلة آب، آتش، گرسنگی، تشنگی، سرما و دوری از خانواده، برای افزایش توان مقابله با سختیها مورد آزمایش و تأدیب قرار میگرفت و باید سوگندنامهای را قرائت میكرد.<sup>5</sup> پس از آن، نوآموز برادر سایرین قلمداد میشد و به طی طریق در مراحل هفتگانهای میپرداخت كه ظاهراً نماد صعود روان به آسمان بود و هر یك از آنها با جرم فلكی خاصی ارتباط داشت؛ عالیترین مرحله مقام پدر یا پیر بود كه مسئولیت تربیت مؤمنان بر عهدة او بود.<sup>6</sup> | ||
آموزههای مهرپرستی به شدت با نجوم و اعتقاد به سعد و نحس ستارگان درآمیخته بود تا جایی كه بعضی از دانشمندان نمادهای موجود در تندیسها و سنگ نگارههای مهری اروپائی را مرتبط با صور فلكی دانستهاند.<sup>7</sup> همچنین غار و معبد مهری را نشانهای از كیهان و نمادهای آن را تجسم گردش ستارگان و حتی خود مهر را یكی از صور فلكی انگاشتهاند.<sup>8</sup> | |||
از آنجا كه | از آنجا كه خدای مهر اصلاً خدای جنگ و مورد توجه و علاقة سربازان بود، مهرپرستی نیز دینی مردانه و خاص جنگجویان محسوب میشد و زنان حق ورود به محافل مهری را نداشتند.<sup>9</sup> | ||
عبادتگاههای مهری در ابتدا غارهای طبیعی بودند و از آنجا كه مراسم مهری با غسل و تطهیر همراه بود، عبادتگاهها در كنار چشمه و آب روان برپا میشدند.<sup>10</sup> از مهم ترین نمادهای مهرپرستی كه در تمام معابد مهری وجود دارد، نبرد میثراس با گاو است. برخی كشتن گاو به دست میثراس را نماد عمل آفرینش تعبیر كردهاند<sup>11</sup> و برخی نیز آن را تجسم نبرد شیر و گاو و رمزی از اعتدال بهاری و آغاز سال كشاورزی دانستهاند.<sup>12</sup> | |||
بنا بر | بنا بر نگارههای مهری، با كشتن گاو، از بدن او گیاهان سودمند، از مغز حرام او گندم و از نطفهاش حیوانات مفید به وجود میآیند.<sup>13</sup> | ||
با | با اینكه آئین سری مهری در اروپا بیش از سیصد سال دوام آورد، لیكن با پذیرش و قدرت گرفتن دین مسیحی در روم و رنج و آزار مهرپرستان، این آئین رو به افول گذاشت و سرانجام با شروع امپراتوری تئودوسیوس[2]، در 394م نابودیش شتاب كلی گرفت تا اینكه در سدة 5م به طور كامل به فراموشی سپرده شد.<sup>14</sup> لكن تأثیر كیش پرستش میثراس در مسیحیت و وامهایی كه این دین، لااقل در ظواهر مراسم، و نیز در بعضی باورها، از كیش مزبور گرفت، غیرقابل انكار است.<sup>15</sup> | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
1- Groli, G. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion''''', vol. 9, ed. M. Eliade, New York, London: 1987; | 1- Groli, G. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion''''', vol. 9, ed. M. Eliade, New York, London: 1987; | ||
پورداود، | پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 407 به بعد. | ||
2- كومون، فرانتس. ''''' | 2- كومون، فرانتس. '''''ادیان شرقی در امپراتوری روم'''''. ترجمة ملیحه معلم، پروانه مروجنیا، تهران: 1377، ص 127 به بعد؛ ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمة بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 42 به بعد؛ نیزنك: | ||
Vermaseren, M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22; Stuart J. H. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion and Ethics''''', vol. 8, ed. J. Hastings, Edinburg: 1980; Groli, ibid. | Vermaseren, M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22; Stuart J. H. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion and Ethics''''', vol. 8, ed. J. Hastings, Edinburg: 1980; Groli, ibid. | ||
3- مقدم، محمد. '''''جستار دربارة مهر و | 3- مقدم، محمد. '''''جستار دربارة مهر و ناهید'''''. تهران: مركز ایرانی مطالعة فرهنگها، 1357، ص 59-60. | ||
4- پورداود. همان. ص 400؛ | 4- پورداود. همان. ص 400؛ اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمة مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 32-33؛ | ||
Stuart. ibid.; «Mithraism», '''''Encyclopedia Britannica'''''. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989. | Stuart. ibid.; «Mithraism», '''''Encyclopedia Britannica'''''. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989. | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
5- ورمازرن. همان. ص 176 به بعد؛Vermaseren. Ibid. P. 105 ff; Stuart. ibid; Groli, ibid.. | 5- ورمازرن. همان. ص 176 به بعد؛Vermaseren. Ibid. P. 105 ff; Stuart. ibid; Groli, ibid.. | ||
6- | 6- هینلز، جان. '''''شناخت اساطیر ایران'''''. ترجمة احمد تفضلی، ژاله آموزگار، تهران: 1372، ص 139 به بعد؛ ورمازرن. ص 194 به بعد؛ | ||
Vermaseren. Ibid. P. 113ff.; Hinnells, J.R. '''''Persian Mythology'''''. London: Hamlyn, 1975, PP. 86-87; Groli. ibid. | Vermaseren. Ibid. P. 113ff.; Hinnells, J.R. '''''Persian Mythology'''''. London: Hamlyn, 1975, PP. 86-87; Groli. ibid. | ||
7- | 7- اولانسی. همان. ص 46. | ||
8- همان. ص 49، 54. | 8- همان. ص 49، 54. | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
11- ورمازرن. همان. ص 112 به بعد؛ Groli. Ibid.؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Stuart Jones, art.cit | 11- ورمازرن. همان. ص 112 به بعد؛ Groli. Ibid.؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Stuart Jones, art.cit | ||
12- | 12- اولانسی. همان. ص 137-140. | ||
13- '''''Encyclopedia Britannica'''''. Ibid. | 13- '''''Encyclopedia Britannica'''''. Ibid. | ||
14- | 14- اولانسی. همان. ص 35؛ پورداود. همان. ص 411؛ Groli. ibid.. | ||
15- | 15- اولانسی. همان. ص 33؛ پورداود. همان. ص 414. | ||
----[1]. Mithras | ----[1]. Mithras | ||
[2]. Theodosius | [2]. Theodosius | ||
نسخهٔ ۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۰۹
مهرپرستی، آئین پرستش خدای مهر (میثراس) [1]كه در سراسر امپراتوری روم رواج یافت.
نیایش مهر در ایران پیشینة بس قدیم داشته و یكی از ایزدان مهم در دین مزدایی به شمار آمده است تا آنجا كه ایران را خاستگاه آئین مهرپرستی تلقی كردهاند.1
پس از ظهور زرتشت و به واسطة الهیات توحیدی او، مهر جایگاه اولیة خود را از دست داد، ولی مدتی بعد به عنوان یكی از ایزدان در دین زرتشت حفظ شد و در واقع در دورة هخامنشی پرستش مهر بار دیگر مطرح گردید. مهر از طریق مرزهای فرهنگی ایران به ماوراءالنهر و آسیای غربی (نواحی غربی تركیة كنونی) رفت و آئینی كه حول پرستش او شكل گرفت از آنجا در سراسر اروپای مركزی و غربی پراكنده شد. سرانجام در امپراتوری روم كیش رازآمیز پرستش میثراس به اوج شكوفائی خود رسید.2 كسانی هستند كه بدون استدلال علمی آئین مهرپرستی رومی را به پیامبری به نام «مهر» كه در عهد اشكانی در ایران ظهور كرد نسبت میدهند.3
با توجه به اینكه در آئین مهری اهمیت فراوانی به حفظ اسرار داده میشد و نیز تعقیب و آزار نومسیحیشدگان هیچ اثر مكتوبی از آن در دست نیست، از این رو ماهیت تعالیم مهری به روشنی آشكار نیست.4 پذیرش اعضای جدید در جمع رازآموزان با تشریفات ویژهای در معابد غارمانند مهری انجام میشد و نوآموز باید آداب تشرف را كه با غسل و تطهیر همراه بود اجرا كند. نوآموز به وسیلة آب، آتش، گرسنگی، تشنگی، سرما و دوری از خانواده، برای افزایش توان مقابله با سختیها مورد آزمایش و تأدیب قرار میگرفت و باید سوگندنامهای را قرائت میكرد.5 پس از آن، نوآموز برادر سایرین قلمداد میشد و به طی طریق در مراحل هفتگانهای میپرداخت كه ظاهراً نماد صعود روان به آسمان بود و هر یك از آنها با جرم فلكی خاصی ارتباط داشت؛ عالیترین مرحله مقام پدر یا پیر بود كه مسئولیت تربیت مؤمنان بر عهدة او بود.6
آموزههای مهرپرستی به شدت با نجوم و اعتقاد به سعد و نحس ستارگان درآمیخته بود تا جایی كه بعضی از دانشمندان نمادهای موجود در تندیسها و سنگ نگارههای مهری اروپائی را مرتبط با صور فلكی دانستهاند.7 همچنین غار و معبد مهری را نشانهای از كیهان و نمادهای آن را تجسم گردش ستارگان و حتی خود مهر را یكی از صور فلكی انگاشتهاند.8
از آنجا كه خدای مهر اصلاً خدای جنگ و مورد توجه و علاقة سربازان بود، مهرپرستی نیز دینی مردانه و خاص جنگجویان محسوب میشد و زنان حق ورود به محافل مهری را نداشتند.9
عبادتگاههای مهری در ابتدا غارهای طبیعی بودند و از آنجا كه مراسم مهری با غسل و تطهیر همراه بود، عبادتگاهها در كنار چشمه و آب روان برپا میشدند.10 از مهم ترین نمادهای مهرپرستی كه در تمام معابد مهری وجود دارد، نبرد میثراس با گاو است. برخی كشتن گاو به دست میثراس را نماد عمل آفرینش تعبیر كردهاند11 و برخی نیز آن را تجسم نبرد شیر و گاو و رمزی از اعتدال بهاری و آغاز سال كشاورزی دانستهاند.12
بنا بر نگارههای مهری، با كشتن گاو، از بدن او گیاهان سودمند، از مغز حرام او گندم و از نطفهاش حیوانات مفید به وجود میآیند.13
با اینكه آئین سری مهری در اروپا بیش از سیصد سال دوام آورد، لیكن با پذیرش و قدرت گرفتن دین مسیحی در روم و رنج و آزار مهرپرستان، این آئین رو به افول گذاشت و سرانجام با شروع امپراتوری تئودوسیوس[2]، در 394م نابودیش شتاب كلی گرفت تا اینكه در سدة 5م به طور كامل به فراموشی سپرده شد.14 لكن تأثیر كیش پرستش میثراس در مسیحیت و وامهایی كه این دین، لااقل در ظواهر مراسم، و نیز در بعضی باورها، از كیش مزبور گرفت، غیرقابل انكار است.15
مآخذ:
1- Groli, G. «Mithraism», Encyclopedia of Religion, vol. 9, ed. M. Eliade, New York, London: 1987;
پورداود، ابراهیم. یشتها. تهران: 1356، ص 407 به بعد.
2- كومون، فرانتس. ادیان شرقی در امپراتوری روم. ترجمة ملیحه معلم، پروانه مروجنیا، تهران: 1377، ص 127 به بعد؛ ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمة بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 42 به بعد؛ نیزنك:
Vermaseren, M. J. Mithras, Geschichte Eines Kultes. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22; Stuart J. H. «Mithraism», Encyclopedia of Religion and Ethics, vol. 8, ed. J. Hastings, Edinburg: 1980; Groli, ibid.
3- مقدم، محمد. جستار دربارة مهر و ناهید. تهران: مركز ایرانی مطالعة فرهنگها، 1357، ص 59-60.
4- پورداود. همان. ص 400؛ اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمة مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 32-33؛
Stuart. ibid.; «Mithraism», Encyclopedia Britannica. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989.
5- ورمازرن. همان. ص 176 به بعد؛Vermaseren. Ibid. P. 105 ff; Stuart. ibid; Groli, ibid..
6- هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمة احمد تفضلی، ژاله آموزگار، تهران: 1372، ص 139 به بعد؛ ورمازرن. ص 194 به بعد؛
Vermaseren. Ibid. P. 113ff.; Hinnells, J.R. Persian Mythology. London: Hamlyn, 1975, PP. 86-87; Groli. ibid.
7- اولانسی. همان. ص 46.
8- همان. ص 49، 54.
9- ورمازرن. همان. ص 221 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.
10- ورمازرن. همان. ص 57 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.
11- ورمازرن. همان. ص 112 به بعد؛ Groli. Ibid.؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Stuart Jones, art.cit
12- اولانسی. همان. ص 137-140.
13- Encyclopedia Britannica. Ibid.
14- اولانسی. همان. ص 35؛ پورداود. همان. ص 411؛ Groli. ibid..
15- اولانسی. همان. ص 33؛ پورداود. همان. ص 414.
[1]. Mithras
[2]. Theodosius