|
|
| خط ۲۵: |
خط ۲۵: |
| اکبر فلاحی | | اکبر فلاحی |
|
| |
|
| ----
| |
|
| |
| علوم سیاسی
| |
|
| |
| '''خمینی، روحالله'''، مشهور به امام خمینی (1320ق/ 1902م ـ 1368ش)، فقیه، مرجع تقلید، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران.
| |
|
| |
| سید روحالله در خمین متولد شد.<sup>1</sup> پدرش سیدمصطفی، كه روحانی و یكی از ملاكان سرشناس خمین بود، پنج ماه پس از تولد فرزندش به دست خوانین محلی كشته شد و از آن پس مادر و عمهاش سرپرستی او را به عهده گرفتند.<sup>2</sup> روحالله خواندن و نوشتن را در مكتب خانه ملاابوالقاسم فراگرفت و پس از فراگیری مقدمات علوم دینی، در 19 سالگی برای ادامه تحصیلات دینی به حوزه علمیه اراك رفت و از محضر استادانی چون شیخ محمد گلپایگانی، شیخ عباس اراكی و شیخ محمد علی بروجردی بهره برد.<sup>3</sup> در نیمه اول 1301ش در پی تأسیس حوزه علمیه قم، بدانجا رفت و در حجرهای از مدرسه دارالشفا ساكن شد و به فراگیری فقه و اصول نزد شیخ عبدالكریم حائری یزدی، فلسفه و هیأت نزد سید ابوالحسن رفیعی قزوینی پرداخت. دروس نظری عرفان را به مدت 7 سال نزد آیتالله محمدعلی شاهآبادی آموخت و تأثیرات روحی و رفتاری بسیاری از او پذیرفت.<sup>4</sup> و سرانجام در 1313ش به درجه اجتهاد رسید. او پس از فوت شیخ عبدالكریم حائری در 1315ش، دیگر در درس هیچ استادی حاضر نشد و از آن پس به تدریس پرداخت. در 28 سالگی با دختر حاج میرزا محمد ثقفی یكی از روحانیان تهرانی مقیم قم ازدواج كرد و صاحب 8 فرزند شد.
| |
|
| |
| آیتالله خمینی پیوسته نسبت به سیاستهای ضد دینی رضاشاه پهلوی اظهار مخالفت میكرد. به همین سبب نخستین مجلس درس اخلاق او از سوی مأموران شهربانی رضا شاه تعطیل شد.<sup>5</sup>
| |
|
| |
| پس از درگذشت آیتالله بروجردی در1340 محمدرضا شاه پهلوی به تصور آنكه قدرت روحانی متمركزی در كشور وجود ندارد، در صدد انجام اصلاحات مورد نظر آمریكا برآمد. آیتالله خمینی با آگاهی بر این نكته به مخالفت با اقدامات شاه پرداخت و به تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی اعتراض كرد؛ زیرا برای مثال با حذف شرط مسلمان بودن، این لایحه راه را برای ورود غیرمسلمانان به ویژه بهائیان، در اركان مهم كشور میگشود.<sup>9</sup> حاصل تلاشهای آیتالله خمینی و دیگر مراجع و علمای دینی، لغو مصوبه یاد شده در آذر 1341 بود.<sup>10</sup>
| |
|
| |
| یكی دیگر از اقدامات آیتالله خمینی ابراز مخالفت با طرح انقلاب سفید و اصول ششگانه آن و صدور اعلامیهای مبنی بر تحریم همهپرسی 6 بهمن 1341 بود. شاه برای دیدار با علما و مراجع دینی و جلب موافقت آنان به قم سفر كرد، اما بنابر درخواست آیتالله خمینی، از علما و اهالی قم، شهر به حالت تعطیل درآمد و هیچ كس به استقبال شاه نرفت. شاه نیز پس از سخنانی تند خطاب به روحانیان به تهران بازگشت و همهپرسی 6 بهمن را برگزار كرد. اما آیتالله خمینی در اعتراض به این همهپرسی، عید نوروز 1342 را عزای عمومی اعلام كرد.<sup>13</sup> در پی آن نیروهای انتظامی در دوم فروردین كه مصادف با شهادت امام جعفر صادق (ع) و مراسم سوگواری بود، به مدرسه فیضیه حمله و عدهای را مجروح و دستگیر كردند. با فرا رسیدن محرم 1342ش، آیتالله خمینی از روحانیان خواست تا در سخنرانیهای خود برضد رژیم شاه و اسرائیل افشاگری كنند.<sup>14</sup> و خود نیز، در 13 خرداد 1342ش سخنرانی تندی بر ضد شاه و اسرائیل ایراد كرد<sup>15</sup> كه در پی آن در سحرگاه 15 خرداد، در منزلش دستگیر و به تهران منتقل شد. مردم شهرهای قم، اصفهان و تهران در اعتراض به دستگیری آیتالله خمینی، با سردادن شعار «یا مرگ یا خمینی»<sup>16</sup> راهپیماییهای گستردهای برپا كردند كه به زد و خورد با نظامیان انجامید كه عدهای مجروح و كشته شدند.
| |
|
| |
| آیتالله خمینی مدتی در زندان قصر و عشرتآباد و سپس در خانهای در تهران زیر نظر مأموران امنیتی رژیم پهلوی به سر برد و سرانجام در پی فشار مردم، علما و شخصیتهای مذهبی و سیاسی، در 8 فروردین 1343ش به قم بازگردانده شد.<sup>17</sup> او پس از تصویب لایحه كاپیتولاسیون در 14 مهر 1343، با انتشار اعلامیه و سخنرانی به مخالفت با آن برخاست و موجب آگاهی و اعتراض مردم نسبت به این لایحه گردید و به همین سبب در 13 آبان 1343 بازداشت و به تركیه تبعید شد. پس از چندی فرزند ارشد ایشان، سید مصطفی، نیز به همانجا تبعید گردید.<sup>18</sup> سپس هر دو در 13 مهر 1344 به عراق برده شدند و در شهر نجف اقامت گزیدند.
| |
|
| |
| آیتالله خمینی در سالهای تبعید، به تدریس و تألیف مشغول بود و پیوسته با سخنرانی و انتشار اعلامیهها و پیامهای متعدد خطاب به ملت ایران به ویژه روحانیان و دانشجویان نسبت به اوضاع سیاسی ایران و سرنوشت مسلمانان منطقه اظهار عقیده و موضعگیری میكرد و مردم را به قیام بر ضد رژیم پهلوی فرا میخواند. از جمله اعلامیه و اعتراض ایشان بر ضد كنسرسیوم نفت، برگزاری جشنهای دوهزار و پانصد ساله و تحریم عضویت در حزب رستاخیز<sup>*</sup> است.<sup>19</sup> در پی درگذشت سید مصطفی، فرزند ارشد امام، در نجف، مراسم سوگواری متعددی در نجف و ایران برگزار شد. تجلیل از شخصیت آیتالله خمینی در این مراسم، سبب شد رژیم پهلوی به انتشار مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم رشیدی مطلق در 17 دی 1356ش در روزنامه ''اطلاعات'' اقدام كند و در آن توهینهای بسیاری به امام خمینی ابراز دارد. جمعی از طلاب و مردم قم و تهران به این مقاله، اعتراض كردند و چند تن از آنان در درگیری با نظامیان مجروح و شهید شدند. اعلام عزای عمومی و برگزاری مراسم سوم، هفتم و چهلم شهدای قم، تهران و چند شهر دیگر، و درگیریهای پیدرپی با نظامیان و افزایش تعداد شهیدان به قیام عمومی مردم انجامید. نخستین بار در این تظاهرات مردم آیتالله خمینی را امام خواندند و خواستار بازگشت او به ایران شدند.
| |
|
| |
| حكومت عراق به درخواست شاه ایران با محاصره خانه امام خمینی مانع فعالیتهای انقلابی او شد. امام نیز تصمیم گرفت عراق را به قصد كویت ترك كند. اما حكومت كویت با اقامت ایشان موافقت نكرد. سپس امام خمینی بنا به دعوت ایرانیان مقیم پاریس، به فرانسه رفت و در حومه پاریس در روستای نوفل لوشاتو اقامت گزید.<sup>20</sup> از آن پس فعالیتهای امام در جهت براندازی حكومت پهلوی و نقش ایشان در رهبری قیام مردم آشكارتر شد و در نتیجه این فعالیتها شاه در 26 دی ایران را ترك كرد و امام در 12 بهمن 1357 در زمان دولت شاهپور بختیار به ایران بازگشت و مورد استقبال با شكوه مردم ایران قرار گرفت. او از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رفت و در آنجا در سخنرانی خود رژیم شاه را غیرقانونی خواند و از ارتش خواست تا به مردم بپیوندند و سپس برنامه حكومت و نظام مورد نظر خود را اعلام كرد.
| |
|
| |
| امام خمینی در 16 بهمن 1357 مهندس مهدی بازرگان<sup>*</sup> را به ریاست دولت موقت<sup>*</sup> منصوب كرد.<sup>21</sup> پس از اقامت امام در تهران مردم گروه گروه به دیدار ایشان میرفتند. دیدار عدهای از افسران نیروی هوایی با امام خمینی و شورش آنها در پادگان سبب شد تا رژیم برای سركوبی آنان شبانه به پادگان نیروی هوایی در تهران یورش ببرد. پس از آن حكومت نظامی و منع عبور و مرور اعلام شد. اما امام خمینی در اطلاعیهای از مردم خواست تا به مقررات منع عبور و مرور بیتوجهی و در مقابل رژیم ایستادگی كنند. سرانجام رژیم سلطنتی سقوط كرد و انقلاب اسلامی مردم ایران در 22 بهمن 1357 به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید.
| |
|
| |
| پس از برگزاری همهپرسی 12 فروردین 1358 و برقراری نظام جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی رهبری نظام را عهدهدار شد و جمعی را در مجلس خبرگان برای تدوین قانون اساسی گرد هم آورد و شرایط برگزاری نخستین دوره ریاست جمهوری ایران را فراهم ساخت و فرمان تأسیس نهادهایی چون بسیج<sup>*</sup> و بنیاد مستضعفان<sup>*</sup> و سپاه پاسداران<sup>*</sup> را صادر و برای حمایت از مردم فلسطین آخرین جمعه ماه رمضان را روز قدس اعلام كرد.
| |
|
| |
| از مهمترین اقدامات دیگر امام خمینی، عزل آیتالله حسینعلی منتظری از قائم مقامی رهبری، ارسال پیام مبسوط به تاریخ 11 دی 1367 برای گورباچف [1]رئیس اتحاد جماهیر شوروی، صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی نویسنده كتاب ''آیات شیطانی'' و بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی است.<sup>23</sup>
| |
|
| |
| از مهمترین وقایع دوران رهبری امام خمینی تصرف سفارت آمریكا در تهران و نیز جنگ هشت ساله عراق با ایران است كه با پذیرش قطعنامه صلح 598 پایان یافت.
| |
|
| |
| او سرانجام پس از چند روز بستری شدن در بیمارستان در 13 خرداد 1368 در سن 87 سالگی درگذشت. پیكر ایشان با حضور میلیونها نفر در 16 خرداد در مجاورت بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شد. از ایشان وصیتنامهای مفصل به تاریخ 26 بهمن1361ش بر جای مانده است. آثار به جا مانده از امام خمینی شامل رسالات، تقریرات، نامهها و كتابهای متعددی است از جمله: كشف الاسرار (1346ق) شرح دعای سحر (1347ق)، مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه (1349ق)، حاشیه بر شرح فصوص الحكم (1355ش)، شرح چهل حدیث (1358ش)، سرالصلوه (1358ش)، آداب نماز (1361ش)، تحریرالوسیله (حاصل دوران تبعید در تركیه) و توضیع المسائل ایشان در احكام گوناگون فقهی، رساله الاجتهاد و التقلید (1370ش)، رساله فی الطب و الاراده (1371ش)، ویژهنامه سالگرد ارتحال امام خمینی همشهری 13/3/ 1374.
| |
|
| |
|
| |
| '''مآخذ:'''
| |
|
| |
| 1- انصاری، حمید. '''''حدیث بیداری'''''. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص 14.
| |
|
| |
| 2- همانجا؛ '''''خاطرات آیتالله پسندیده.''''' به كوشش محمدجواد مرادینیا، تهران: سوره، 1374ش، ص 14-20.
| |
|
| |
| 3- انصاری. همان. ص 16.
| |
|
| |
| 4- همان. ص 16-18.
| |
|
| |
| 5- همان. ص 25-26؛ '''''بیوگرافی پیشوا'''''. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، 1/26-29.
| |
|
| |
| 6- انصاری. همان. ص 29 و 219ـ 224.
| |
|
| |
| 7- همان. ص 31-35.
| |
|
| |
| 8- '''''خاطرات آیتالله پسندیده.''''' ص 102-103؛ فراتی، عبدالوهاب. '''''تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (از مرجعیت امام خمینی تا تبعید).''''' تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1379ش، ص 36-41.
| |
|
| |
| 9- خمینی، روحالله. '''''صحیفه نور. مركز مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، 1/29- 35.
| |
|
| |
| 10- انصاری. همان. ص 41؛ '''''بیوگرافی پیشوا'''''. 1/ 86-88.
| |
|
| |
| 11- خمینی. همان. 1/23-24.
| |
|
| |
| 12- انصاری. همان. ص 42.
| |
|
| |
| 13- خمینی. همان. 1/37.
| |
|
| |
| 14- همان. ص 52-53.
| |
|
| |
| 15- همان. ص 54-57.
| |
|
| |
| 16- انصاری. همان. ص 53؛ '''''بیوگرافی''''' '''''پیشوا'''''. 2/48-54.
| |
|
| |
| 17- انصاری. همان. ص 58، 59.
| |
|
| |
| 18- همان. ص 61-68.
| |
|
| |
| 19- همان. ص 81، 92؛ فردوسیپور، اسماعیل. '''''همگام با خورشید'''''. قم: مجتمع فرهنگی اجتماعی امام خمینی فردوس، 1372ش، ص 221-227.
| |
|
| |
| 20- انصاری. همان. ص 96-101.
| |
|
| |
| 21- همان. ص 102-107.
| |
|
| |
| 22- برای آثار امام خمینی نك: همان. ص 215-241.
| |
|
| |
| 23- همان. ص 156-160.
| |
|
| |
| جعفر گلشن
| |
| ---- | | ---- |
خمینی، سید روحالله مصطفوی موسوی آیتالله (اول مهر 1281 / ؟ م ـ 14 خرداد 1368ش)، روحانی انقلابی و رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران.
سه ساله بود كه پدرش سید مصطفی توسط اشرار به شهادت رسید[۱]. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود خمین فرا گرفت و در نوزده سالگی برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه اراك شد. پس از تأسیس حوزه علمیه قم تحصیلات خود را در قم ادامه داد[۲]. استادان و مشایخ ایشان چهارده تن بودهاند كه از مشهورترین آنها میتوان به آیتالله شیخ عبدالكریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم و آیتالله شاه آبادی اشاره كرد[۳]. در 25 سالگی به اجتهاد رسید[۴] و در 27 سالگی تدریس فلسفه و عرفان را در حوزه قم شروع كرد[۵].در كنار تدریس به نگارش دهها جلد كتاب به عربی و فارسی دست یازید، از آن میان است؛ شرح دعای سحر، شرح چهل حدیث، آداب الصلوه، مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، سرالصلوه، تحریرالوسیله، جهاد اكبر یا مبارزه با نفس و....[۶]
در 1322ش با نگارش كتاب كشفالاسرار با رد افكار و شبهات حكمیزاده نویسنده كتاب اسرار هزار ساله از اوضاع زمان رضا شاه انتقاد كرد[۷]. در 1323 نخستین بیانیه سیاسی خود را مبنی بر قیام عمومی علیه وضع موجود منتشر كرد[۸].
آیتالله بروجردی*، با آگاهی به مراتب علم، فضل و تقوای آیتالله خمینی وی را جزو مشاوران نزدیك خود قرار داد و در جلسات بررسی مسائل سیاسی از وی نظرخواهی میكرد[۹].
پس از رحلت آیتالله بروجردی (16 مهر ماه 1341) مجلس لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را تصویب كرد. آیتالله خمینی با هماهنگی سایر مراجع با ارسال تلگراف به شاه و عَلَم (نخستوزیر) خواستار لغو لایحه شدند. سرانجام در اثر پافشاری معظم له و مراجع دیگر لایحه را لغو كردند[۱۰]. در دی ماه 1341 شاه اصول ششگانه خود را اعلام و خواهان رفراندوم شد. آیتالله خمینی اصول ششگانه و رفراندوم را تحریم كرد[۱۱]. رژیم بی اعتنا به مخالفتها در 6 بهمن رفراندوم را برگزار كرد. آیتالله خمینی در واكنش به اقدام رژیم عید نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام كرد[۱۲]. به دنبال حمله مأموران رژیم به مدرسه فیضیه، معظم له طی بیانیهای سكوت و تقیه را حرام اعلام كرد[۱۳].
درماه محرم امام خمینی از وعاظ و مبلغان خواست كه جنایتهای رژیم را در مدرسه فیضیه و اعمال ضد اسلامی آن را در منابر بیان كنند. خود نیز در عصر عاشورا سخنرانی انتقادآمیزی نسبت به شخص شاه و سیاستهای رژیم ایراد و اقدامات آن را با رژیم بنی امیه مقایسه كرد[۱۴]. در واكنش به این سخنرانی مأموران در شب 15 خرداد ایشان را دستگیر كردند و به تهران بردند. انتشار خبر دستگیری آیتالله خمینی موجب تظاهرات گستردهای در قم، تهران و سایر شهرها شد و مأموران رژیم به جماعات تظاهركننده حمله كردند و عده زیادی از مردم را به خاك و خون كشیدند و این قیام نقطه عطفی در مبارزات ملت شد[۱۵]. سرانجام فشار افكار عمومی موجب شد آیتالله خمینی آزاد شود.
در تاریخ 20 مهر 1343 مجلس برای مصونیت اتباع امریكایی لایحه مشهور به كاپیتولاسیون را مخفیانه تصویب كرد. آیتالله خمینی، كه در آن زمان رهبری نهضت مردم را بر عهده داشت، با اطلاع از موضوع و علی رغم تهدیدهای رژیم شاه در 4 آبان 1343 علیه كاپیتولاسیون سخنرانی كرد و همان روز نیز اعلامیهای خطاب به ملت صادر كرد[۱۶]. رژیم شاه در واكنش به این موضعگیری در 13 آبان ایشان را دستگیر و از فرودگاه مهرآباد به تركیه تبعید كرد. آیتالله خمینی در طی 11 ماه تبعید در تركیه به رغم فشارها و محدودیتها، كتاب تحریرالوسیله را برای بیان مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام به نگارش در آورد[۱۷]. فشار افكار عمومی بر رژیم شاه و دولت تركیه كه دامنه آنها حتی به مجامع بینالمللی نیز كشیده شده بود موجب شد كه دولت تركیه از رژیم شاه بخواهد كه ایشان را از تركیه خارج كند[۱۸]. رژیم شاه نیز طی یك نقشه كاملاً حساب شده ایشان را به نجف تبعید كرد. تصور رژیم بر این بود كه ایشان در آنجا با بودن مراجع تقلیدی مثل آیتالله حكیم كه مرجع عام شیعیان بود سكوت خواهد كرد و فضای علمی و غیرسیاسی حوزه نجف به وی اجازه فعالیت نخواهد داد[۱۹]. ایشان ضمن تثبیت موقعیت در سال 1348ش در كلاس درس خود بحث حكومت اسلامی را مطرح كرد و با حفظ ارتباط خود با داخل كشور به وسیله سخنرانی، پیام، اعلامیه، مبارزات را رهبری كرد[۲۰]. آیتالله خمینی به دلیل شأن و منزلت معنوی والا و محبوبیت ویژهای كه در میان ملت ایران داشت، مردم او را از آبان 1356ش امام خمینی خواندند. اوجگیری مبارزات در داخل كشور در سالهای 56-57 موجب شد كه دولت عراق از رژیم شاه بخواهد به آیتالله خمینی اجازه فعالیت ندهد. دولت عراق نیز منزل ایشان را محاصره كرد. آیتالله خمینی در مقام رهبری كه به هیچ وجه حاضر به عقبنشینی از اهداف خود نبود نجف را ترك و به سوی مرز كویت حركت كرد. از آن جا كه دولت كویت به ایشان اجازه ورود به خاك خود را نداد به پاریس هجرت كرد[۲۱]. و مدت چهار ماه در دهكده نوفل لوشاتو[Nofelloshatu] در حومه پاریس اقامت گزید و دیدگاههای خود را در زمینه طرز حكومت اسلامی و هدفهای آتی نهضت برای جهانیان بازگو كرد، و در آنجا بحرانیترین دوران نهضت را رهبری فرمود. بعد از گذشت چهار ماه تصمیم به بازگشت به میهن گرفت[۲۲] و در 12 بهمن 57 پس از 14 سال دوری از وطن، در میان استقبال باشكوه ملت به خاك میهن قدم گذاشتند. امام خمینی در 15 بهمن ماه مهدی بازرگان* را به نخستوزیری منصوب كرد[۲۳]. در 22 بهمن ماه انقلاب به پیروزی رسید و در 12 فروردین ماه 1358 نظام جمهوری اسلامی به تصویب ملّت رسید. مهمترین مواضع ایشان پس از انقلاب عبارتند از: فرونشاندن حركتهای مخالف داخلی، تثبیت نظام جمهوری اسلامی، اعلام جمعه آخر ماه رمضان به عنوان روز قدس، حمایت از حركت دانشجویان در تسخیر سفارت آمریكا، استقبال از قطع رابطه با آمریكا و معرفی دولت آن به عنوان عامل اصلی جنگ تحمیلی، ترسیم خطوط اصلی جنگ و نحوه اداره كشور، عدم پذیرش منافقان به دلیل حركتهای مسلحانه و مخالفت آنان با جمهوری اسلامی، صدرو فرمان هشت مادهای خطاب به قوه قضائیه و تمام ارگانهای اجرایی در مورد اسلامی شدن قوانین و عملكردها، دستور تشكیل مجمع تشخیص مصلحت نظام، پذیرش قطعنامه 598 مبنی بر پایان جنگ، ترسیم خط مشی بازسازی پس از برقراری صلح نسبی در 9 بند خطاب به مسئولان، پیام به گورباچف مبنی بر زوال كمونیسم و پایان عمر آن، حكم ارتداد و اعدام سلمان رشدی، اعلان استعفای قائم مقام رهبری و دستور بازنگری قانون اساسی[۲۴].
پس از رحلت ایشان و مردم حقشناس ایران بزرگترین مراسم مذهبی خود را در تشییع و خاكسپاری پیشوای انقلاب به منصه ظهور رساند.
نیز نگاه کنید به
ماخذ
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
اکبر فلاحی
- ↑ ستوده، اميررضا. (گردآوري و تدوين)، پا به پاي آفتاب. ج 1، تهران: نشر پنجره، 1375، ص 28.
- ↑ همان، ص 29.
- ↑ استادي، رضا. «مشايخ امام خميني رضوانالله عليه و عليهم»، كيهان فرهنگي. سال ششم، خرداد 68، شمارة 3، ص 10-8.
- ↑ كشوردوست، حسن. (تدوين) ماه تابان. تهران: مؤسسة تنظيم و نشر آثارامام خميني، چاپ و نشر علاج، 1381، ص 22.
- ↑ اميري، ابراهيم. ماه شمار آفتاب، مروري بر تقويم زندگي حضرت امام خميني ـ دفتر اول: از غنچة جمادي تا خروش خرداد. پيام زن. ويژهنامة يكصدمين سالگرد حضرت امام خميني(س)، دفتر تبليغات اسلامي حوزة علمية قم، 1378، سال هشتم شماره 7، ص 216.
- ↑ استادي، رضا. «كتابها و آثار علمي امام خميني»، كيهان انديشه. شمارة 29، فروردين و ارديبهشت 1369، ص 143-162.
- ↑ سلسلة پهلوي و نيروهاي مذهبي به روايت تاريخ كمبريج. ترجمة عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 303.
- ↑ صحيفة نور. تهيه و جمعآوري مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، ج 1، انتشارات شركت سهامي چاپخانه وزارت ارشاد اسلامي، 1369، ص 4-3.
- ↑ رجبي، محمدحسن. زندگينامة سياسي امام خميني. ج 1، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1371، ص 207-206.
- ↑ منصوري، جواد. قيام 15 خرداد 1342. تهران: انتشارات سوره، 1376، ص 57-53.
- ↑ صحيفة نور، ج 1، ص 36-35.
- ↑ همان، ص 37.
- ↑ صحيفة امام. ج 1، چ 1، تهران: مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، چ 1، ص 178.
- ↑ صحيفة نور. ج 1، ص 57-54.
- ↑ منصوري، جواد. قيام 15 خرداد 1342. ص 184-171.
- ↑ صحيفة نور. ج 1، ص 113-102.
- ↑ روحاني، سيد حميد. تحليل و بررسي از نهضت امام خميني. ج 2، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، 1364، ص 12.
- ↑ همان، ص 95-19.
- ↑ خاطرات حجتالاسلام و المسلمين سيدعلياكبر محتشميپور. دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، نشر سوره، 1376، ص 502-501.
- ↑ امام خميني، روحالله. ولايت فقيه. تهران: اميركبير، 1357، صفحات مختلف.
- ↑ همان، ج 2، ص 29-21.
- ↑ انصاري، حميد. حديث بيداري. تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1374، ص 101.
- ↑ نجاتي، غلامرضا. تاريخ بيست و پنج ساله ايران. ج 2، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، 1371، ص 359.
- ↑ براي آگاهي بيشتر: صحيفه نور. مجلدات مختلف.