پرش به محتوا

ترجمه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
   
   
'''ترجمه،''' تفسیر، تعبیر، و گزارش کردن<ref>دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامه'''''. ذیل «ترجمه».</ref> و در اصطلاح زبان‌‌شناسی بیان کردن و برگرداندن کلامی از زبانی به زبان دیگر. در برخی منابع اشاره شده است این واژه در پهلوی به صورت ترگمان (مترجم) و در نوشته‌های آشوری به صورت ترگومانو دیده شده است<ref>کزّازی، جلال‌الدین. ترجمانی و ترزبانی، '''''کندوکاوی در هنر ترجمه'''''. تهران: جامی، 1374، ص11- 12.</ref>. سابقه ترجمه در ایران به روزگار هخامنشیان می‌رسد (599- 321ق‌م) وسعت این امپراتوری و ارتباطات گسترده آن با سرزمین‌های بیگانه ترجه را امری الزام‌آور ساخته بود. کتیبه‌های هخامنشیان معمولاً به سه زبان پهلوی، اکدی، و عیلامی نوشته می‌‌شد<ref>Miremadi, Ali. Theories of Translation and Interpretetion. Tehran: Samt, 1371, p. 42.</ref>. در زمان ساسانیان (226- 652م)، در مراکز علمی آن عصر مانند سلوکیه، تیسفون، و گندی‌شاپور آثار فراوانی از زبان‌های سانسکریت، یونانی، لاتینی، و سریانی به پهلوی ترجمه می‌شد. نخستین ترجمه ایران را متعلق به عصر خسرو اول انوشیروان ساسانی می‌دانند. از معروف‌ترین آثاری که در این دوره ترجمه شد باید به ترجمه پنچه تنتره یا کلیله و دمنه از سانسکریت به پهلوی اشاره کرد<ref>همایی، جلال‌الدین. '''''تاریخ ادبیات ایران'''''. تهران: فروغی، 1340، ص 146-147.</ref>. در آغاز تمدن اسلامی ترجمه‌های متعددی از کتب فلسفی و علمی یونانی به پهلوی موجود بود. در دوره اسلامی، کار ترجمه در زبان فارسی با ترجمه ''قرآن'' مجید شد و، پس از آن، ترجمه کتاب‌های دینی و تفاسیر و همچنین آثار تاریخی ایران باستان از عربی به فارسی دنبال شد. از ترجمه‌های متقدم ''قرآن'' و تفاسیر باید به ترجمه ''قرآن'' قدس و ترجمه تفسیر طبری اشاره کرد<ref name=":0">قاسم‌نژاد، علی. «ترجمه». '''''دانشنامة ادب فارسی(2): فرهنگنامة ادبی فارسی'''''. ذیل «ترجمه».</ref>. بعضی از مشهورترین مترجمان ایرانی در سه قرن اول هجری عبارت‌اند از: جورجیس بن بختیشوع، ربن‌الطبری (اوایل قرن سوم)، ابن‌مقفّع (د 142ق/ 759م)، و حنین بن اسحاق (د 298ق/ 911م) و پسرش<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات ایران'''''. تهران: فردوسی، 1366، 1/104، 108-112.</ref>. ترجمه از عربی به فارسی در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت و، پس از تسلط حکومت‌های ترک بر ایران، ترجمه از زبان ترکی به فارسی نیز معمول گردید. گسترش روابط ایران با کشورهای اروپایی در عصر صفوی موجب رواج ترجمه از زبان‌های اروپایی شد. در همان زمان، در عهد حکومت اکبرشاه و جانشینانش در هند، بسیاری از شاهکارهای ادبیات هند به فارسی برگردانده شد<ref>اته، هرمان. '''''تاریخ ادبیات فارسی'''''. ترجمة صادق رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356، ص 274.</ref>. ولی نهضت ترجمه به مفهوم امروزی آن از اواسط دوره قاجار با ورود هیأت‌های نظامی و علمی خارجی، به خصوص فرانسوی، به ایران آغاز شد؛ تا آن‌جا که عباس میرزا چاپخانه‌ای در تبریز ساخت و به ترجمه آثار برگزیده عربی همت گماشت. با تأسیس دارالفنون در دوره ناصرالدین شاه نهضت ترجمه به بالاترین درجه رشد و تکامل خود تا آن زمان رسید. دارالطباعه و دارالترجمه همایونی به طبع و نشر ترجمه داستان‌های سرگرم‌کننده اروپایی می‌پرداخت که مترجمان دارالفنون ضمن برگرداندن آن‌ها به فارسی، اشعار و کلمات قصار را نیز در ضمن، ترجمه می‌آوردند<ref>لنگرودی، شمس. '''''تاریخ تحلیلی شعر نو'''''. تهران: نشر مرکز، 1370، ص 1/30.</ref>. از مترجمان برجسته این عصر می‌توان به اعتمادالسلطنه، محمدطاهر میرزا، میرزا حبیب اصفهانی، و فتحعلی‌ آخوندزاده اشاره کرد<ref>آرین‌پور، یحیی'''''. از صبا تا نیما'''''. تهران: زوّار، 1372، ص 1/260-272.</ref>. با استقرار حکومت مشروطه و دگرگونی در نظام آموزشی کشور و افزایش سواد عمومی، و همزمان با ترویج روزنامه‌خوانی، مترجمان همه‌پسند و پاورقی‌نویسان عرصه گسترده‌ای یافتند  و ترجمه متون عاشقانه و پلیسی رونق فراوان یافت. با آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی و همزمان با تشکیل احزاب مختلف سیاسی و گرایش مردم به مسائل سیاسی ـ اجتماعی، مترجمان به ترجمه متون سیاسی روی آوردند که بخش عمده این ترجمه‌ها از زبان‌های روسی، فرانسوی، و انگلیسی صورت می‌گرفت. در دهه‌های 1330 و 1340، به دنبال آشنایی مترجمان با سبک‌های گوناگون، آثار ارزشمند و ماندگاری ارائه شد. شماری از ترجمه‌های ادبی ماندگاری که در 1330- 1340ش انجام شده، بدین قرار است: در اعماق اجتماع، نوشته ''ماکسیم‌گورکی''(M. Gorki) و ترجمه عبدالحسین نوشین (تهران، 1320ش)؛ دوران کودکی، نوشته ماکسیم گورکی و ترجمه کریم کشاورز (تهران، 1330ش)؛ دست‌های آلوده، نوشته ژان پول سارتر(Ĵ. P. sartre) و ترجمه جلال آل‌احمد (تهران، 1331ش)؛ باباگوریو، نوشته بالزاک(Balzac) و ترجمه م.ا. به آذین (تهران، 1334ش)؛ مائده‌های زمینی، نوشته آندره ژید(A. Gide) و ترجمه حسن هنرمندی (تهران، 1333ش)؛ دن کیشوت، و ... از دهه 1340ش به بعد مترجمان را می‌توان بر پایه متونی که برمی‌گرداندند، دسته‌بندی کرد، مانند ابوالقاسم پاینده، متون تاریخی؛ ابراهیم پورداود متون ایران باستان (به ویژه اوستایی)؛ عبدالمحمد آیتی، متون دینی، تاریخی؛ مشایخ فریدنی، متون ادبی، تاریخی؛ احمد آرام ـ متون علمی، فلسفی؛ کریم کشاورز، متون تاریخی، ادبی؛ محمود هومن، متون فلسفی؛ علی‌اکبر داناسرشت، متون علمی؛ سیدحسین نصر، متون فلسفی؛ محمدرضا جلالی نائینی
'''ترجمه،''' تفسیر، تعبیر، و گزارش کردن<ref>دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامه'''''. ذیل «ترجمه».</ref> و در اصطلاح زبان‌‌شناسی بیان کردن و برگرداندن کلامی از زبانی به زبان دیگر. در برخی منابع اشاره شده است این واژه در پهلوی به صورت ترگمان (مترجم) و در نوشته‌های آشوری به صورت ترگومانو دیده شده است<ref>کزّازی، جلال‌الدین. ترجمانی و ترزبانی، '''''کندوکاوی در هنر ترجمه'''''. تهران: جامی، 1374، ص11- 12.</ref>. سابقه ترجمه در ایران به روزگار هخامنشیان می‌رسد (599- 321ق‌م) وسعت این امپراتوری و ارتباطات گسترده آن با سرزمین‌های بیگانه ترجه را امری الزام‌آور ساخته بود. کتیبه‌های هخامنشیان معمولاً به سه زبان پهلوی، اکدی، و عیلامی نوشته می‌‌شد<ref>Miremadi, Ali. Theories of Translation and Interpretetion. Tehran: Samt, 1371, p. 42.</ref>.  
 
در زمان ساسانیان (226- 652م)، در مراکز علمی آن عصر مانند سلوکیه، تیسفون، و گندی‌شاپور آثار فراوانی از زبان‌های سانسکریت، یونانی، لاتینی، و سریانی به پهلوی ترجمه می‌شد. نخستین ترجمه ایران را متعلق به عصر خسرو اول انوشیروان ساسانی می‌دانند. از معروف‌ترین آثاری که در این دوره ترجمه شد باید به ترجمه پنچه تنتره یا کلیله و دمنه از سانسکریت به پهلوی اشاره کرد<ref>همایی، جلال‌الدین. '''''تاریخ ادبیات ایران'''''. تهران: فروغی، 1340، ص 146-147.</ref>. در آغاز تمدن اسلامی ترجمه‌های متعددی از کتب فلسفی و علمی یونانی به پهلوی موجود بود. در دوره اسلامی، کار ترجمه در زبان فارسی با ترجمه ''قرآن'' مجید شد و، پس از آن، ترجمه کتاب‌های دینی و تفاسیر و همچنین آثار تاریخی ایران باستان از عربی به فارسی دنبال شد. از ترجمه‌های متقدم ''قرآن'' و تفاسیر باید به ترجمه ''قرآن'' قدس و ترجمه تفسیر طبری اشاره کرد<ref name=":0">قاسم‌نژاد، علی. «ترجمه». '''''دانشنامة ادب فارسی(2): فرهنگنامة ادبی فارسی'''''. ذیل «ترجمه».</ref>. بعضی از مشهورترین مترجمان ایرانی در سه قرن اول هجری عبارت‌اند از: جورجیس بن بختیشوع، ربن‌الطبری (اوایل قرن سوم)، ابن‌مقفّع (د 142ق/ 759م)، و حنین بن اسحاق (د 298ق/ 911م) و پسرش<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات ایران'''''. تهران: فردوسی، 1366، 1/104، 108-112.</ref>. ترجمه از عربی به فارسی در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت و، پس از تسلط حکومت‌های ترک بر ایران، ترجمه از زبان ترکی به فارسی نیز معمول گردید. گسترش روابط ایران با کشورهای اروپایی در عصر صفوی موجب رواج ترجمه از زبان‌های اروپایی شد.  
 
در همان زمان، در عهد حکومت اکبرشاه و جانشینانش در هند، بسیاری از شاهکارهای ادبیات هند به فارسی برگردانده شد<ref>اته، هرمان. '''''تاریخ ادبیات فارسی'''''. ترجمة صادق رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356، ص 274.</ref>. ولی نهضت ترجمه به مفهوم امروزی آن از اواسط دوره قاجار با ورود هیأت‌های نظامی و علمی خارجی، به خصوص فرانسوی، به ایران آغاز شد؛ تا آن‌جا که عباس میرزا چاپخانه‌ای در تبریز ساخت و به ترجمه آثار برگزیده عربی همت گماشت. با تأسیس دارالفنون در دوره ناصرالدین شاه نهضت ترجمه به بالاترین درجه رشد و تکامل خود تا آن زمان رسید. دارالطباعه و دارالترجمه همایونی به طبع و نشر ترجمه داستان‌های سرگرم‌کننده اروپایی می‌پرداخت که مترجمان دارالفنون ضمن برگرداندن آن‌ها به فارسی، اشعار و کلمات قصار را نیز در ضمن، ترجمه می‌آوردند<ref>لنگرودی، شمس. '''''تاریخ تحلیلی شعر نو'''''. تهران: نشر مرکز، 1370، ص 1/30.</ref>. از مترجمان برجسته این عصر می‌توان به اعتمادالسلطنه، محمدطاهر میرزا، میرزا حبیب اصفهانی، و فتحعلی‌ آخوندزاده اشاره کرد<ref>آرین‌پور، یحیی'''''. از صبا تا نیما'''''. تهران: زوّار، 1372، ص 1/260-272.</ref>.  
 
با استقرار حکومت مشروطه و دگرگونی در نظام آموزشی کشور و افزایش سواد عمومی، و همزمان با ترویج روزنامه‌خوانی، مترجمان همه‌پسند و پاورقی‌نویسان عرصه گسترده‌ای یافتند  و ترجمه متون عاشقانه و پلیسی رونق فراوان یافت. با آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی و همزمان با تشکیل احزاب مختلف سیاسی و گرایش مردم به مسائل سیاسی ـ اجتماعی، مترجمان به ترجمه متون سیاسی روی آوردند که بخش عمده این ترجمه‌ها از زبان‌های روسی، فرانسوی، و انگلیسی صورت می‌گرفت. در دهه‌های 1330 و 1340، به دنبال آشنایی مترجمان با سبک‌های گوناگون، آثار ارزشمند و ماندگاری ارائه شد. شماری از ترجمه‌های ادبی ماندگاری که در 1330- 1340ش انجام شده، بدین قرار است: در اعماق اجتماع، نوشته ''ماکسیم‌گورکی''(M. Gorki) و ترجمه عبدالحسین نوشین (تهران، 1320ش)؛ دوران کودکی، نوشته ماکسیم گورکی و ترجمه کریم کشاورز (تهران، 1330ش)؛ دست‌های آلوده، نوشته ژان پول سارتر(Ĵ. P. sartre) و ترجمه جلال آل‌احمد (تهران، 1331ش)؛ باباگوریو، نوشته بالزاک(Balzac) و ترجمه م.ا. به آذین (تهران، 1334ش)؛ مائده‌های زمینی، نوشته آندره ژید(A. Gide) و ترجمه حسن هنرمندی (تهران، 1333ش)؛ دن کیشوت، و ... از دهه 1340ش به بعد مترجمان را می‌توان بر پایه متونی که برمی‌گرداندند، دسته‌بندی کرد، مانند ابوالقاسم پاینده، متون تاریخی؛ ابراهیم پورداود متون ایران باستان (به ویژه اوستایی)؛ عبدالمحمد آیتی، متون دینی، تاریخی؛ مشایخ فریدنی، متون ادبی، تاریخی؛ احمد آرام ـ متون علمی، فلسفی؛ کریم کشاورز، متون تاریخی، ادبی؛ محمود هومن، متون فلسفی؛ علی‌اکبر داناسرشت، متون علمی؛ سیدحسین نصر، متون فلسفی؛ محمدرضا جلالی نائینی.


ـ متون دینی، فلسفی و عرفانی و منوچهر بزرگمهر ـ متون فلسفی. مترجمان ادبیات غرب نیز به گزینش و ترجمه آثاری می‌پرداختند که نویسندگان آن‌ها سبکی همانند یا دست کم نزدیک به هم داشتند، مانند نجف دریابندری که در واقع می‌توان او را معرف ارنست همینگوی، (E. L. Doctorov)ویلیام فاکنر (V. Fakner)و دکتروف(E. Hemingway) به فارسی زبانان دانست یا ابراهیم یونسی که بیشتر نوشته‌های چارلز دیکنز را به فارسی برگردانده است. در دهه 1350ش، افزایش چشمگیری در شمار و کیفیت کار مترجمان روی داد. تشکیل مدرسه عالی ترجمه نیز این روند رو به رشد را تقویت کرد و بسیاری از جوانان علاقه‌مند و مستعد را پرورش داد و روانه جامعه مترجمان کرد. این روند تا به امروز نیز همچنان ادامه دارد. در میان مترجمان شایسته و ارزنده‌ای که در این سال‌ها یادگارهای ارزشمندی به میراث مکتوب کشورمان افزوده‌‌اند، به چهره‌های زیر می‌توان اشاره کرد<ref name=":0" />:
ـ متون دینی، فلسفی و عرفانی و منوچهر بزرگمهر ـ متون فلسفی. مترجمان ادبیات غرب نیز به گزینش و ترجمه آثاری می‌پرداختند که نویسندگان آن‌ها سبکی همانند یا دست کم نزدیک به هم داشتند، مانند نجف دریابندری که در واقع می‌توان او را معرف ارنست همینگوی، (E. L. Doctorov)ویلیام فاکنر (V. Fakner)و دکتروف(E. Hemingway) به فارسی زبانان دانست یا ابراهیم یونسی که بیشتر نوشته‌های چارلز دیکنز را به فارسی برگردانده است. در دهه 1350ش، افزایش چشمگیری در شمار و کیفیت کار مترجمان روی داد. تشکیل مدرسه عالی ترجمه نیز این روند رو به رشد را تقویت کرد و بسیاری از جوانان علاقه‌مند و مستعد را پرورش داد و روانه جامعه مترجمان کرد. این روند تا به امروز نیز همچنان ادامه دارد. در میان مترجمان شایسته و ارزنده‌ای که در این سال‌ها یادگارهای ارزشمندی به میراث مکتوب کشورمان افزوده‌‌اند، به چهره‌های زیر می‌توان اشاره کرد<ref name=":0" />:

نسخهٔ ‏۱۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۵۰

ترجمه، تفسیر، تعبیر، و گزارش کردن[۱] و در اصطلاح زبان‌‌شناسی بیان کردن و برگرداندن کلامی از زبانی به زبان دیگر. در برخی منابع اشاره شده است این واژه در پهلوی به صورت ترگمان (مترجم) و در نوشته‌های آشوری به صورت ترگومانو دیده شده است[۲]. سابقه ترجمه در ایران به روزگار هخامنشیان می‌رسد (599- 321ق‌م) وسعت این امپراتوری و ارتباطات گسترده آن با سرزمین‌های بیگانه ترجه را امری الزام‌آور ساخته بود. کتیبه‌های هخامنشیان معمولاً به سه زبان پهلوی، اکدی، و عیلامی نوشته می‌‌شد[۳].

در زمان ساسانیان (226- 652م)، در مراکز علمی آن عصر مانند سلوکیه، تیسفون، و گندی‌شاپور آثار فراوانی از زبان‌های سانسکریت، یونانی، لاتینی، و سریانی به پهلوی ترجمه می‌شد. نخستین ترجمه ایران را متعلق به عصر خسرو اول انوشیروان ساسانی می‌دانند. از معروف‌ترین آثاری که در این دوره ترجمه شد باید به ترجمه پنچه تنتره یا کلیله و دمنه از سانسکریت به پهلوی اشاره کرد[۴]. در آغاز تمدن اسلامی ترجمه‌های متعددی از کتب فلسفی و علمی یونانی به پهلوی موجود بود. در دوره اسلامی، کار ترجمه در زبان فارسی با ترجمه قرآن مجید شد و، پس از آن، ترجمه کتاب‌های دینی و تفاسیر و همچنین آثار تاریخی ایران باستان از عربی به فارسی دنبال شد. از ترجمه‌های متقدم قرآن و تفاسیر باید به ترجمه قرآن قدس و ترجمه تفسیر طبری اشاره کرد[۵]. بعضی از مشهورترین مترجمان ایرانی در سه قرن اول هجری عبارت‌اند از: جورجیس بن بختیشوع، ربن‌الطبری (اوایل قرن سوم)، ابن‌مقفّع (د 142ق/ 759م)، و حنین بن اسحاق (د 298ق/ 911م) و پسرش[۶]. ترجمه از عربی به فارسی در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت و، پس از تسلط حکومت‌های ترک بر ایران، ترجمه از زبان ترکی به فارسی نیز معمول گردید. گسترش روابط ایران با کشورهای اروپایی در عصر صفوی موجب رواج ترجمه از زبان‌های اروپایی شد.

در همان زمان، در عهد حکومت اکبرشاه و جانشینانش در هند، بسیاری از شاهکارهای ادبیات هند به فارسی برگردانده شد[۷]. ولی نهضت ترجمه به مفهوم امروزی آن از اواسط دوره قاجار با ورود هیأت‌های نظامی و علمی خارجی، به خصوص فرانسوی، به ایران آغاز شد؛ تا آن‌جا که عباس میرزا چاپخانه‌ای در تبریز ساخت و به ترجمه آثار برگزیده عربی همت گماشت. با تأسیس دارالفنون در دوره ناصرالدین شاه نهضت ترجمه به بالاترین درجه رشد و تکامل خود تا آن زمان رسید. دارالطباعه و دارالترجمه همایونی به طبع و نشر ترجمه داستان‌های سرگرم‌کننده اروپایی می‌پرداخت که مترجمان دارالفنون ضمن برگرداندن آن‌ها به فارسی، اشعار و کلمات قصار را نیز در ضمن، ترجمه می‌آوردند[۸]. از مترجمان برجسته این عصر می‌توان به اعتمادالسلطنه، محمدطاهر میرزا، میرزا حبیب اصفهانی، و فتحعلی‌ آخوندزاده اشاره کرد[۹].

با استقرار حکومت مشروطه و دگرگونی در نظام آموزشی کشور و افزایش سواد عمومی، و همزمان با ترویج روزنامه‌خوانی، مترجمان همه‌پسند و پاورقی‌نویسان عرصه گسترده‌ای یافتند  و ترجمه متون عاشقانه و پلیسی رونق فراوان یافت. با آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی و همزمان با تشکیل احزاب مختلف سیاسی و گرایش مردم به مسائل سیاسی ـ اجتماعی، مترجمان به ترجمه متون سیاسی روی آوردند که بخش عمده این ترجمه‌ها از زبان‌های روسی، فرانسوی، و انگلیسی صورت می‌گرفت. در دهه‌های 1330 و 1340، به دنبال آشنایی مترجمان با سبک‌های گوناگون، آثار ارزشمند و ماندگاری ارائه شد. شماری از ترجمه‌های ادبی ماندگاری که در 1330- 1340ش انجام شده، بدین قرار است: در اعماق اجتماع، نوشته ماکسیم‌گورکی(M. Gorki) و ترجمه عبدالحسین نوشین (تهران، 1320ش)؛ دوران کودکی، نوشته ماکسیم گورکی و ترجمه کریم کشاورز (تهران، 1330ش)؛ دست‌های آلوده، نوشته ژان پول سارتر(Ĵ. P. sartre) و ترجمه جلال آل‌احمد (تهران، 1331ش)؛ باباگوریو، نوشته بالزاک(Balzac) و ترجمه م.ا. به آذین (تهران، 1334ش)؛ مائده‌های زمینی، نوشته آندره ژید(A. Gide) و ترجمه حسن هنرمندی (تهران، 1333ش)؛ دن کیشوت، و ... از دهه 1340ش به بعد مترجمان را می‌توان بر پایه متونی که برمی‌گرداندند، دسته‌بندی کرد، مانند ابوالقاسم پاینده، متون تاریخی؛ ابراهیم پورداود متون ایران باستان (به ویژه اوستایی)؛ عبدالمحمد آیتی، متون دینی، تاریخی؛ مشایخ فریدنی، متون ادبی، تاریخی؛ احمد آرام ـ متون علمی، فلسفی؛ کریم کشاورز، متون تاریخی، ادبی؛ محمود هومن، متون فلسفی؛ علی‌اکبر داناسرشت، متون علمی؛ سیدحسین نصر، متون فلسفی؛ محمدرضا جلالی نائینی.

ـ متون دینی، فلسفی و عرفانی و منوچهر بزرگمهر ـ متون فلسفی. مترجمان ادبیات غرب نیز به گزینش و ترجمه آثاری می‌پرداختند که نویسندگان آن‌ها سبکی همانند یا دست کم نزدیک به هم داشتند، مانند نجف دریابندری که در واقع می‌توان او را معرف ارنست همینگوی، (E. L. Doctorov)ویلیام فاکنر (V. Fakner)و دکتروف(E. Hemingway) به فارسی زبانان دانست یا ابراهیم یونسی که بیشتر نوشته‌های چارلز دیکنز را به فارسی برگردانده است. در دهه 1350ش، افزایش چشمگیری در شمار و کیفیت کار مترجمان روی داد. تشکیل مدرسه عالی ترجمه نیز این روند رو به رشد را تقویت کرد و بسیاری از جوانان علاقه‌مند و مستعد را پرورش داد و روانه جامعه مترجمان کرد. این روند تا به امروز نیز همچنان ادامه دارد. در میان مترجمان شایسته و ارزنده‌ای که در این سال‌ها یادگارهای ارزشمندی به میراث مکتوب کشورمان افزوده‌‌اند، به چهره‌های زیر می‌توان اشاره کرد[۵]:

مترجم ترجمه
محمد قاضی دن‌کیشوت، آزادی یا مرگ
صفدر تقی‌زاده مجموعه داستان مرگ در جنگل با همکاری محمدعلی صفریان
حسن هنرمندی مائده‌های زمینی
مهدی سحابی در جستجوی زمان از دست رفته
سروش حبیبی نرگس و زرین دهن (آلمانی)، و هنر امروز (انگلیسی)، اربابها (فرانسوی)
صالح حسینی خشم و هیاهو، به سوی فانوس دریایی
عبدالله کوثری آئورا، گفتگو در کاتدرال، مرگ در خانواده سانچز
احمد میرعلایی ویرانه‌های مدور، سنگ آفتاب
کیکاووس جهانداری گرگ بیابان، قطار به موقع رسید
فریدون بدره‌ای ساخت رمان، ریخت‌شناسی قصه‌های پریان
زهرا خانلری آقای رئیس جمهور، تعطیلات آخر هفته در گواتمالا
منوچهر امیری سفرنامه گالیور، سفرنامه ونیزیان به ایران
سیمین دانشور داغ ننگ، بنال وطن، مجموعه داستان ماه عسل آفتابي
ابوالحسن نجفی ادبیات چیست؟، خانواده تیبو، ضد خاطرات با همکاری رضا سیدحسینی
رضا سیدحسینی امید، فاتحان
سروژ استپانیان مجموعه آثار چخوف
جهانگیر افکاری نوازنده نابینا
عبدالله توکل سرخ و سیاه، صومعه پارم
کریم امامی گتسبی بزرگ، برق نقره‌ای
اسماعیل سعادت سرود نیبلونگن، عصر بدگمانی
م.ا. به‌آذین دن آرام، زمین نوآباد، ژان کریستف، باباگوریو
بهمن محصص مرحوم ماتیا پاسگال

نیز نگاه کنید به

مآخذ  

  1. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه. ذیل «ترجمه».
  2. کزّازی، جلال‌الدین. ترجمانی و ترزبانی، کندوکاوی در هنر ترجمه. تهران: جامی، 1374، ص11- 12.
  3. Miremadi, Ali. Theories of Translation and Interpretetion. Tehran: Samt, 1371, p. 42.
  4. همایی، جلال‌الدین. تاریخ ادبیات ایران. تهران: فروغی، 1340، ص 146-147.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ قاسم‌نژاد، علی. «ترجمه». دانشنامة ادب فارسی(2): فرهنگنامة ادبی فارسی. ذیل «ترجمه».
  6. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات ایران. تهران: فردوسی، 1366، 1/104، 108-112.
  7. اته، هرمان. تاریخ ادبیات فارسی. ترجمة صادق رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356، ص 274.
  8. لنگرودی، شمس. تاریخ تحلیلی شعر نو. تهران: نشر مرکز، 1370، ص 1/30.
  9. آرین‌پور، یحیی. از صبا تا نیما. تهران: زوّار، 1372، ص 1/260-272.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

پگاه خدیش