عشق: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''[[عشق]]،''' در لغت به معنی شدت محبت است و بسیار مهر ورزیدن و دوست داشتن و میل و گرایش داشتن و گفتهاند که از «عَشَقه» مشتق شده و عشقه به معنی پیچک که بر درخت میپیچد و درخت را خشک میکند و خود تر و تازه و شاداب میماند. عشق نیز چنین است یعنی پیکر عاشق را زار و نزار میکند و روح او را شاداب میسازد<ref>سهروردی (شیخ اشراق). '''''مجموعه مصنفات.''''' به کوشش هانری کربین، تهران: انستیتو ایران و فرانسه، ..13، 3/ | '''[[عشق]]،''' در لغت به معنی شدت محبت است و بسیار مهر ورزیدن و دوست داشتن و میل و گرایش داشتن و گفتهاند که از «عَشَقه» مشتق شده و عشقه به معنی پیچک که بر درخت میپیچد و درخت را خشک میکند و خود تر و تازه و شاداب میماند. عشق نیز چنین است یعنی پیکر عاشق را زار و نزار میکند و روح او را شاداب میسازد<ref>سهروردی (شیخ اشراق). '''''مجموعه مصنفات.''''' به کوشش هانری کربین، تهران: انستیتو ایران و فرانسه، ..13، 3/287.</ref><ref>نسفی، '''''انسان کامل'''''. به کوشش ماریژان موله، تهران: انستیتو ایران و فرانسه، ..13، ص115- 116.</ref>. عشق در اصطلاح عرفان در دو حوزه به کار میرود: در حوزه جهان شناسی، و در حوزه معرفت شناسی، و در هر دو حوزه به معنی نتیجه علم عاشق است به کمالات معشوق و چون حُسن و [[جمال]] در رأس کمالات قرار دارد میتوان گفت: عشق، نتیجه علم عاشق است به حُسن و جمال معشوق؛ در جهان شناسی نتیجه علم خدا به حسن اوست و در انسان شناسی و معرفت شناسی حاصل علم انسان است به [[جمال]] معشوق مجازی و سپس معشوق حقیقی: | ||
=== 1) در حوزه جهانشناسی === | |||
عشق، نخستین آفریده و منشأ ظهور کثرت است. بدین ترتیب که در [[ازل]]، حُسنِ ازلی خداوند تجلی کرده است و علم ازلی خداوند بدان تعلق گرفته و در نتیجه عشق، به عنوان نخستین آفریده در وجود آمده است. دیگر موجودات در پرتو این عشق هستی یافتهاند و به برکت همین عشق پایدار میمانند. به زبان فلسفی، عشق هم علت موجده جهان است، هم علت مُبقیه جهان<ref>حافظ. '''''دیوان'''''. به کوشش محمد قزوینی، قاسم غنی، تهران: زوار، غزل 152، بیت 1.</ref>. در این طرح پس از افرینش جهان، خداوند اقدام به [[آفرینش انسان]] میکند تا حامل بار امانت عشق گردد و خلیفه خدا در زمین باشد<ref>حافظ. '''''دیوان'''''. به کوشش محمد قزوینی، قاسم غنی، تهران: زوار، غزل 152، بیت 2.</ref>. در طرح جهان شناسانه ابن عربی، جهان از طریق تجلی یا فیض به ظهور میرسد. بدین ترتیب که اولاً، خداوند بر خود تجلی میکند و در نتیجه موجودات، در علم (= ذهن) خدا وجود علمی مییابند. از وجود علمی موجودات، اصطلاحاً به «اعیان ثابته» تعبیر میشود، ثانیاً، بر غیر خود یعنی بر ماسوی الله تجلی میکند و موجودات، مرحله به مرحله از علم به عین میایند و صورت عینی پیدا میکنند. مرحله اول، موجودات مجرّد؛ مرحله دوم، موجودات نیمه مجرّد یا مثالی؛ مرحله سوم، موجودات مادی یا جسمانی و مرحله چهارم، موجود جامع یعنی انسان. از هر یک از این مراحل و مراتب به عالم (= جهان) تعبیر میشود؛ بر روی پنج عالم: یک عالم علمی و چهار عالم عینی. از نخستین تجلی که منجر به ظهور موجودات در علم خدا شد به تجلی اقدس یا فیض اقدس و از دومین تجلی که سبب ظهور موجودات از علم به عین گردید به فیض مقدس یا تجلی مقدس تعبیر شده است، و این همه در پرتو عشق صورت گرفته؛ چرا که بر طبق حدیث کنز مخفی، خداوند دوست داشت که شناخته شود و به همین سبب موجودات را افرید تا شناخته گردد: کُنْتُ کنزاً مخفّیاً فأَحْیَبْتُ أَنْ أُعْرَفَ، فَخَلَقْتُ الخَلْقَ لکی أُعْرَفَ» و آن شناسنده همانا انسان است که حامل امانت عشق است و در پرتو عشق به معرفت میرسد. | |||
=== 2) در حوزه معرفت شناسی === | |||
معرفت شناسی، مهمترین بخش انسان شناسی است [← انسان شناسی] و عشق در معرفت شناسی، از علم انسان به معشوق (مجازی و سپس حقیقی) به بار میاید. سالک، نخست، به مرتبه «میل» میرسد یعنی میل و گرایش به معشوق، سپس گام به مرتبهای بالاتر مینهد و به مرتبه «ارادت» میرسد. انگاه به مرتبه «محبت» و سرانجام به پایگاه «عشق» که مرتبه نهایی است، میرسد و تا سالک بدین مرتبه نرسد روح وی عروج نمیکند<ref>؟. '''''انسان''''' '''''کامل'''''. ص112.</ref> و چون به مرتبه عشق رسید و روح خود را تزکیه و دل خود را تصفیه کرد انوار حق بر دل وی متجلی میشود و [[حقیقت]] را [[شهود]] میکند و با همه وجود درمییابد که افعال، صفات، و ذات (= وجود) واقعی ویژه حق تعالی است و افعال و صفات و ذات ما افعال و صفات و ذاتی عاریتی و غیر اصیل است و پرتو از ذات و صفات و افعال [[حق]] به شمار میاید. [← [[شهود]]] | |||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [[حقیقت]] | |||
* [[شهود]] | |||
* [[حق]] | |||
* [[آفرینش انسان]]<br /> | |||
== ماخذ == | == ماخذ == | ||
<references /> | <references /> | ||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی | [https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
اصغر دادبه | اصغر دادبه | ||
نسخهٔ ۱۸ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۰۳
عشق، در لغت به معنی شدت محبت است و بسیار مهر ورزیدن و دوست داشتن و میل و گرایش داشتن و گفتهاند که از «عَشَقه» مشتق شده و عشقه به معنی پیچک که بر درخت میپیچد و درخت را خشک میکند و خود تر و تازه و شاداب میماند. عشق نیز چنین است یعنی پیکر عاشق را زار و نزار میکند و روح او را شاداب میسازد[۱][۲]. عشق در اصطلاح عرفان در دو حوزه به کار میرود: در حوزه جهان شناسی، و در حوزه معرفت شناسی، و در هر دو حوزه به معنی نتیجه علم عاشق است به کمالات معشوق و چون حُسن و جمال در رأس کمالات قرار دارد میتوان گفت: عشق، نتیجه علم عاشق است به حُسن و جمال معشوق؛ در جهان شناسی نتیجه علم خدا به حسن اوست و در انسان شناسی و معرفت شناسی حاصل علم انسان است به جمال معشوق مجازی و سپس معشوق حقیقی:
1) در حوزه جهانشناسی
عشق، نخستین آفریده و منشأ ظهور کثرت است. بدین ترتیب که در ازل، حُسنِ ازلی خداوند تجلی کرده است و علم ازلی خداوند بدان تعلق گرفته و در نتیجه عشق، به عنوان نخستین آفریده در وجود آمده است. دیگر موجودات در پرتو این عشق هستی یافتهاند و به برکت همین عشق پایدار میمانند. به زبان فلسفی، عشق هم علت موجده جهان است، هم علت مُبقیه جهان[۳]. در این طرح پس از افرینش جهان، خداوند اقدام به آفرینش انسان میکند تا حامل بار امانت عشق گردد و خلیفه خدا در زمین باشد[۴]. در طرح جهان شناسانه ابن عربی، جهان از طریق تجلی یا فیض به ظهور میرسد. بدین ترتیب که اولاً، خداوند بر خود تجلی میکند و در نتیجه موجودات، در علم (= ذهن) خدا وجود علمی مییابند. از وجود علمی موجودات، اصطلاحاً به «اعیان ثابته» تعبیر میشود، ثانیاً، بر غیر خود یعنی بر ماسوی الله تجلی میکند و موجودات، مرحله به مرحله از علم به عین میایند و صورت عینی پیدا میکنند. مرحله اول، موجودات مجرّد؛ مرحله دوم، موجودات نیمه مجرّد یا مثالی؛ مرحله سوم، موجودات مادی یا جسمانی و مرحله چهارم، موجود جامع یعنی انسان. از هر یک از این مراحل و مراتب به عالم (= جهان) تعبیر میشود؛ بر روی پنج عالم: یک عالم علمی و چهار عالم عینی. از نخستین تجلی که منجر به ظهور موجودات در علم خدا شد به تجلی اقدس یا فیض اقدس و از دومین تجلی که سبب ظهور موجودات از علم به عین گردید به فیض مقدس یا تجلی مقدس تعبیر شده است، و این همه در پرتو عشق صورت گرفته؛ چرا که بر طبق حدیث کنز مخفی، خداوند دوست داشت که شناخته شود و به همین سبب موجودات را افرید تا شناخته گردد: کُنْتُ کنزاً مخفّیاً فأَحْیَبْتُ أَنْ أُعْرَفَ، فَخَلَقْتُ الخَلْقَ لکی أُعْرَفَ» و آن شناسنده همانا انسان است که حامل امانت عشق است و در پرتو عشق به معرفت میرسد.
2) در حوزه معرفت شناسی
معرفت شناسی، مهمترین بخش انسان شناسی است [← انسان شناسی] و عشق در معرفت شناسی، از علم انسان به معشوق (مجازی و سپس حقیقی) به بار میاید. سالک، نخست، به مرتبه «میل» میرسد یعنی میل و گرایش به معشوق، سپس گام به مرتبهای بالاتر مینهد و به مرتبه «ارادت» میرسد. انگاه به مرتبه «محبت» و سرانجام به پایگاه «عشق» که مرتبه نهایی است، میرسد و تا سالک بدین مرتبه نرسد روح وی عروج نمیکند[۵] و چون به مرتبه عشق رسید و روح خود را تزکیه و دل خود را تصفیه کرد انوار حق بر دل وی متجلی میشود و حقیقت را شهود میکند و با همه وجود درمییابد که افعال، صفات، و ذات (= وجود) واقعی ویژه حق تعالی است و افعال و صفات و ذات ما افعال و صفات و ذاتی عاریتی و غیر اصیل است و پرتو از ذات و صفات و افعال حق به شمار میاید. [← شهود]
نیز نگاه کنید به
ماخذ
- ↑ سهروردی (شیخ اشراق). مجموعه مصنفات. به کوشش هانری کربین، تهران: انستیتو ایران و فرانسه، ..13، 3/287.
- ↑ نسفی، انسان کامل. به کوشش ماریژان موله، تهران: انستیتو ایران و فرانسه، ..13، ص115- 116.
- ↑ حافظ. دیوان. به کوشش محمد قزوینی، قاسم غنی، تهران: زوار، غزل 152، بیت 1.
- ↑ حافظ. دیوان. به کوشش محمد قزوینی، قاسم غنی، تهران: زوار، غزل 152، بیت 2.
- ↑ ؟. انسان کامل. ص112.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اصغر دادبه