جُبه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''جُبه'''، تنپوشی گشاد و آستیندار و نسبتاً تنگ، که آن را | '''جُبه'''، تنپوشی گشاد و آستیندار و نسبتاً تنگ، که آن را روی لباسهای دیگر میپوشند و نوع کوتاه آن تا رانها و نوع بلندتر آن تا پایین ساق پاها را میپوشاند. استفاده از جُبه در [[ایران باستان]] نیز مرسوم بوده است. اما اطلاعاتی که در این باره وجود دارد مربوط به دوران بعد از اسلام است. | ||
نوشتهاند پیامبراسلام هنگام عزیمت به غزوه تبوک جبه پشمی و ساده شامی پوشیده بود که آستینهایی بلند و نسبتاً تنگ داشت<ref>بخاری، محمد بن اسماعیل. '''''الجامع الصحیح''''' (صحیح بخاری). محمد محسن خان، Arabic-English، قاهره: دارالفکر، 1391ق، ج 7، ص 64-65. </ref>. خلفای راشدین هم جبه پشمین میپوشیدند، هم مانند جبه عمر خلیفه دوم، که وصلههای چرمی و پوستی نیز داشت<ref>بن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج 3، ص 60. </ref>، شتربانان و چوپانان نیز جبه پشمین و خشن میپوشیدند<ref>طبری، ابی جعفر محمد بن جریر'''''. تاریخ الرسل و الملوک.''''' قاهره: 1939-1957م، ج 3، ص 285. </ref>. <sup> </sup>مینویسند منصورخلیفه عباسی جبهای هراتی و زرد رنگ میپوشید اما وقتی مردم به دیدنش میآمدند قبایی سیاه (سیاه نشانه عباسیان بود) به تن میکرد | نوشتهاند پیامبراسلام هنگام عزیمت به غزوه تبوک جبه پشمی و ساده شامی پوشیده بود که آستینهایی بلند و نسبتاً تنگ داشت<ref>بخاری، محمد بن اسماعیل. '''''الجامع الصحیح''''' (صحیح بخاری). محمد محسن خان، Arabic-English، قاهره: دارالفکر، 1391ق، ج 7، ص 64-65. </ref>. خلفای راشدین هم جبه پشمین میپوشیدند، هم مانند جبه عمر خلیفه دوم، که وصلههای چرمی و پوستی نیز داشت<ref>بن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج 3، ص 60. </ref>، شتربانان و چوپانان نیز جبه پشمین و خشن میپوشیدند<ref>طبری، ابی جعفر محمد بن جریر'''''. تاریخ الرسل و الملوک.''''' قاهره: 1939-1957م، ج 3، ص 285. </ref>. <sup> </sup>مینویسند منصورخلیفه عباسی جبهای هراتی و زرد رنگ میپوشید اما وقتی مردم به دیدنش میآمدند قبایی سیاه (سیاه نشانه عباسیان بود) به تن میکرد<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج5، ص 566-567، ج6، ص30.</ref>. هارونالرشید نیز جبههایی وشی میپوشید که پارچهای ابریشمی نقشدار و گاه زربفت و اغلب به رنگ زرد، قرمز و مانند آن بود که در"وش" از شهرهای ترکستان تهیه میشد، و اغلب آستری از پوست سمور داشت<ref>اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعة الاولی، ج5، ص145، ج9، ص70. </ref> لباس اصلی حاجب الحجاب جبه سیاه حاشیه دوزی شدهای به همراه کمربند و شمشیر بود<ref>صابی، هلال بن محسن بن ابراهیم. '''''رسوم دارالخلافة'''''. تصحیح میخائیل عواد، بغداد: مطبعة العانی، 1383ق/ 1964م، ص 80. </ref> در زمستان اغلب جبهای که آستر آن از پنبه پُر شده بود به تن میکردند<ref>ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. '''''المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. دایرة المعارف عثمانیه.''''' حیدرآباد دکن: 1358- 1359ق، ج 8، ص 80-81.</ref>. | ||
پزشکان اغلب جبهای پنبهای و سفید میپوشیدند | پزشکان اغلب جبهای پنبهای و سفید میپوشیدند<ref>جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. '''''البخلاء'''''. تحقیق طه الحاجری، مصر: دارالمعارف، 1958م. ص 109-110.</ref>. اما <sup> </sup>نوعی از جبههای علما، هم در جلو و هم درعقب چاکهایی داشت<ref>نظامی عروضی، احمد بن عمرسمرقندی. '''''چهارمقاله'''''. تصحیح محمد قزوینی، به اهتمام محمد معین، تهران: امیرکبیر، 1364، ص 59.</ref>. باید دانست که زنان نیز جبه به تن میکردهاند، به ویژه رنگ سیاه آن را.<ref>فقیهی، علیاصغر. '''''آل بویه و اوضاع زمان ایشان'''''. گیلان: صبا، 1357، ص 506.</ref> نوشتهاند مرداویج زیاری جبهای سیاه بر تن می کرده است<ref>بن مسکویه، احمد بن محمد بن یعقوب. '''''تجارب الامم'''''. تصحیح ﻫ. ف.آمد روز، مصر: 1332- 1334ق، ج5، ص228.</ref>. کاتبان اغلب جبه جلو بسته ای پوشیده، روی آن دُراعه گشاد و جلو بازی از جنس دیبا برتن داشتند<ref>قدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص 440.</ref>. از نوع پشمین و قبرصی جبه نیز استفاده میشد<ref>مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص 415.</ref>. صوفیان از انواع جبهها به ویژه نوع پنبهای و آستردار آن را استفاده میکردند<ref>Blair, S; A compendium of chronicles, the Nasser D. Khalili collection of Islamic art, ed, J. Raby, Oxford university press, vol XXVII, 1995, Pp.76-77, fig 42</ref>. صوفیان گاه نیز جبه کوتاه و یا نیم جبه میپوشیدند که میتوانست سبز رنگ باشد<ref>لصراف، شهاب. '''''الفروسیة، الریاض، المکتبة العربیة السعودیة'''''، 1421ق، ج 2، ص 236، لوحه 192.</ref><ref>ابن بطوطه، شرفالدین ابوعبدالله. '''''سفرنامه'''''. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج 1، ص 305.</ref>، یا از جبههای گرانبهای مرعزی<ref>ابن بطوطه، شرفالدین ابوعبدالله. '''''سفرنامه'''''. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج2، ص715- 716.</ref>، و جبه سفید و گشاد هزار میخی<ref>ابن بطوطه، شرفالدین ابوعبدالله. '''''سفرنامه'''''. ترجمة محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص213.</ref> استفاده میکردند. در دوره تیموری خلعت وزارت اغلب با جبه یا دَکله طلادوزی شدهای، همراه بود<ref>خواندمیر، '''''حبیب السیر فی اخبار افراد البشر'''''. تهران: کتابفروشی خیام، 1333-1334، ج4، ص88 ، 103، 159، 167، 179، 188، 194، 196.</ref>. <sup> </sup>بعدها به ویژه در ابتدای [[پوشاک دوره قاجار|دوره قاجار]]، جبه جلو باز و بلند ترمهای، جزو لباسهای تمام رسمی درباریان درآمد<ref>مستوفی، عبدالله. '''''شرح زندگانی من.''''' زوار، چاپ دوم، بیتا، ج1، ص98- 99، 510-511.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[پوشاک دوره قاجار]] | |||
* [[تن پوش]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
محمدرضا چیت ساز | محمدرضا چیت ساز | ||
نسخهٔ ۱۹ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۴۵
جُبه، تنپوشی گشاد و آستیندار و نسبتاً تنگ، که آن را روی لباسهای دیگر میپوشند و نوع کوتاه آن تا رانها و نوع بلندتر آن تا پایین ساق پاها را میپوشاند. استفاده از جُبه در ایران باستان نیز مرسوم بوده است. اما اطلاعاتی که در این باره وجود دارد مربوط به دوران بعد از اسلام است.
نوشتهاند پیامبراسلام هنگام عزیمت به غزوه تبوک جبه پشمی و ساده شامی پوشیده بود که آستینهایی بلند و نسبتاً تنگ داشت[۱]. خلفای راشدین هم جبه پشمین میپوشیدند، هم مانند جبه عمر خلیفه دوم، که وصلههای چرمی و پوستی نیز داشت[۲]، شتربانان و چوپانان نیز جبه پشمین و خشن میپوشیدند[۳]. مینویسند منصورخلیفه عباسی جبهای هراتی و زرد رنگ میپوشید اما وقتی مردم به دیدنش میآمدند قبایی سیاه (سیاه نشانه عباسیان بود) به تن میکرد[۴]. هارونالرشید نیز جبههایی وشی میپوشید که پارچهای ابریشمی نقشدار و گاه زربفت و اغلب به رنگ زرد، قرمز و مانند آن بود که در"وش" از شهرهای ترکستان تهیه میشد، و اغلب آستری از پوست سمور داشت[۵] لباس اصلی حاجب الحجاب جبه سیاه حاشیه دوزی شدهای به همراه کمربند و شمشیر بود[۶] در زمستان اغلب جبهای که آستر آن از پنبه پُر شده بود به تن میکردند[۷].
پزشکان اغلب جبهای پنبهای و سفید میپوشیدند[۸]. اما نوعی از جبههای علما، هم در جلو و هم درعقب چاکهایی داشت[۹]. باید دانست که زنان نیز جبه به تن میکردهاند، به ویژه رنگ سیاه آن را.[۱۰] نوشتهاند مرداویج زیاری جبهای سیاه بر تن می کرده است[۱۱]. کاتبان اغلب جبه جلو بسته ای پوشیده، روی آن دُراعه گشاد و جلو بازی از جنس دیبا برتن داشتند[۱۲]. از نوع پشمین و قبرصی جبه نیز استفاده میشد[۱۳]. صوفیان از انواع جبهها به ویژه نوع پنبهای و آستردار آن را استفاده میکردند[۱۴]. صوفیان گاه نیز جبه کوتاه و یا نیم جبه میپوشیدند که میتوانست سبز رنگ باشد[۱۵][۱۶]، یا از جبههای گرانبهای مرعزی[۱۷]، و جبه سفید و گشاد هزار میخی[۱۸] استفاده میکردند. در دوره تیموری خلعت وزارت اغلب با جبه یا دَکله طلادوزی شدهای، همراه بود[۱۹]. بعدها به ویژه در ابتدای دوره قاجار، جبه جلو باز و بلند ترمهای، جزو لباسهای تمام رسمی درباریان درآمد[۲۰].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ بخاری، محمد بن اسماعیل. الجامع الصحیح (صحیح بخاری). محمد محسن خان، Arabic-English، قاهره: دارالفکر، 1391ق، ج 7، ص 64-65.
- ↑ بن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج 3، ص 60.
- ↑ طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. تاریخ الرسل و الملوک. قاهره: 1939-1957م، ج 3، ص 285.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج5، ص 566-567، ج6، ص30.
- ↑ اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414- 1415ق/ 1994م، الطبعة الاولی، ج5، ص145، ج9، ص70.
- ↑ صابی، هلال بن محسن بن ابراهیم. رسوم دارالخلافة. تصحیح میخائیل عواد، بغداد: مطبعة العانی، 1383ق/ 1964م، ص 80.
- ↑ ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. دایرة المعارف عثمانیه. حیدرآباد دکن: 1358- 1359ق، ج 8، ص 80-81.
- ↑ جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. البخلاء. تحقیق طه الحاجری، مصر: دارالمعارف، 1958م. ص 109-110.
- ↑ نظامی عروضی، احمد بن عمرسمرقندی. چهارمقاله. تصحیح محمد قزوینی، به اهتمام محمد معین، تهران: امیرکبیر، 1364، ص 59.
- ↑ فقیهی، علیاصغر. آل بویه و اوضاع زمان ایشان. گیلان: صبا، 1357، ص 506.
- ↑ بن مسکویه، احمد بن محمد بن یعقوب. تجارب الامم. تصحیح ﻫ. ف.آمد روز، مصر: 1332- 1334ق، ج5، ص228.
- ↑ قدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص 440.
- ↑ مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص 415.
- ↑ Blair, S; A compendium of chronicles, the Nasser D. Khalili collection of Islamic art, ed, J. Raby, Oxford university press, vol XXVII, 1995, Pp.76-77, fig 42
- ↑ لصراف، شهاب. الفروسیة، الریاض، المکتبة العربیة السعودیة، 1421ق، ج 2، ص 236، لوحه 192.
- ↑ ابن بطوطه، شرفالدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج 1، ص 305.
- ↑ ابن بطوطه، شرفالدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج2، ص715- 716.
- ↑ ابن بطوطه، شرفالدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمة محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص213.
- ↑ خواندمیر، حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333-1334، ج4، ص88 ، 103، 159، 167، 179، 188، 194، 196.
- ↑ مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من. زوار، چاپ دوم، بیتا، ج1، ص98- 99، 510-511.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمدرضا چیت ساز