خیشخانه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
خی شخانه به شکلهای گوناگون ان احتمالاً از پی ش از دوره اسلامی در ای ران کاربرد داشته است. در سدههای اغازی ن دوره اسلامی ، طبقات بالای اجتماعی در خانههای تابستانی خود فضای ی را به خی شخانه اختصاص میدادند<ref>'''''فصلنامه معماري و فرهنگ'''''، ص82.</ref>. ابنبطلان (د. 455ق/ 1063م) به خی شخانه در خانههای ساخته شده در نشی ب کوه که تابستانهای ی سخت گرم داشت، اشاره میکند<ref>ابنبطلان، مختار. '''''تقويمالصحّه''''' (ترجمه فارسي). به کوشش غلامحسين يوسفي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1350ش، ص168</ref>. خی شخانه انواع مختلف داشت که معروفتری ن انها عبارت بودند از: | خی شخانه به شکلهای گوناگون ان احتمالاً از پی ش از دوره اسلامی در ای ران کاربرد داشته است. در سدههای اغازی ن دوره اسلامی ، طبقات بالای اجتماعی در خانههای تابستانی خود فضای ی را به خی شخانه اختصاص میدادند<ref>'''''فصلنامه معماري و فرهنگ'''''، ص82.</ref>. ابنبطلان (د. 455ق/ 1063م) به خی شخانه در خانههای ساخته شده در نشی ب کوه که تابستانهای ی سخت گرم داشت، اشاره میکند<ref>ابنبطلان، مختار. '''''تقويمالصحّه''''' (ترجمه فارسي). به کوشش غلامحسين يوسفي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1350ش، ص168</ref>. خی شخانه انواع مختلف داشت که معروفتری ن انها عبارت بودند از: | ||
1. خَشَنخانه، کلبه تابستانی ِ برامده و ساخته شده با خارشتر ی ا نی (خَشَن) در کنار نهر ی ا جوی ابی که پی وسته با اب جوی ان را مرطوب نگه میداشتند<ref>خلفتبريزي، تهران، ذيل «خشنخانه».</ref>. در مناطق گرم ای ران، به وی ژه در سی ستان و بلوچستان، کومههای کَپَری را که برای تهوی ه میساختند «خارخانه» و «ادوربند» (ادور: خارشتر) مینامی دند<ref>باستانیپاريزي، ابراهيم. '''''از پاريز تا پاريس'''''. تهران: اميرکبير، 1357ش، ص347.</ref>. پی رنی ا به «کلبه» ی ا «دارافری ن» های ی که پی رامون ان را مانند خارخانه با بوتههای خار ی ا سفال میپوشاندند و با دست به ان اب میپاشی دند اشاره میکند<ref>پيرنيا، محمدکريم. «بادگير و خيشخانه»، '''''باستانشناسي و هنر ايران'''''. تهران: 1348ش، ش4، ص49، حاشيه 3.</ref>. 2. خی شخانه خی مهای ، چادری که دورادور درون ان را شاخه و برگ درخت میچی دند و بالا میاوردند و ان را پی وسته با اب مرطوب نگه میداشتند تا با گذر باد از منافذ چادر به شاخ و برگهای خی س شده هوای برخاسته از انها درون خی مه را خنک کند<ref> خلفتبريزي، ذيل «خيشخانه»؛ پادشاه، محمد. '''''انندراج'''''. به کوشش محمد دبيرسياقي، تهران: 1335- 1336ش، ذيل «خيشخانه»، داعیالاسلام، محمدعلي. '''''فرهنگ نظام'''''. تهران: دانش، 1362ش، 2/626؛ نيز: متز، ادام. '''''تمدن اسلامي در قرون چهارم هجري'''''. ترجمه علي ذکاوتي قزاگزلو، تهران: 1362ش، 2/120.</ref>. 3. گُنبد خی ش، ی ا قُبَّهُالخی ش، خی شی که درون گنبد بامخانه میاوی ختند و ان را با پاشی دن اب خی س میکردند<ref>ثعالبي، عبدالملک. '''''لطائف المعارف'''''. ترجمه اکبر شهابي، مشهد: 1368ش، ص66.</ref>. گُنبَد خی ش شکل تحول ی افته خی ش ی ا بادزن سقفی بود که در خانههای طبقات مرفه به کار میرفت<ref> بلوکباشي،مشهد . ص83.</ref>. در خانه عضدالدوله دی لمی (338- 372ق/ 949- 982م) پی شرفتهتری ن نوع قبهالخی ش را به کار برده بودند. ای ن گنبد خی ش با اب کاری زی که بر پشت بام خانهها روان بود خی س میشد<ref>مقدسی ، محمد. '''''احسنالتقاسی م'''''. ترجمه علینقی منزوی ، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ای ران، 1361ش، 2/669.</ref>. مسعود غزنوی (حک. 421- 432ق/ 1030- 1040م) نی ز در کوشکِ باغ عدنانی خود در هرات از ای ن نوع قبهالخی ش استفاده میکرد<ref>بی هقی ، ابوالفضل. '''''تاری خ بی هقی''''' . به کوشش علیاکبر فی اض و قاسم غنی ، تهران: 1324ش، ص121.</ref>. سلطان محمود نی ز در هوای گرم تابستان خواب نی م روزی قی لوله را ظاهراً در ای ن نوع خی شخانهها میگذراند<ref>نظامالملک. '''''سی رالملوک'''''. به کوشش هی وبرک د، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی ، 13ش، ص113.</ref>. 4. خی ش دی واری ، کلبهای که بر دی وارهای داخل ان نمد میاوی ختند و ی ک لوله اب سوراخ سوراخ مشبک را از بالای نمدها به طور افقی میگذراندند. | 1. خَشَنخانه، کلبه تابستانی ِ برامده و ساخته شده با خارشتر ی ا نی (خَشَن) در کنار نهر ی ا جوی ابی که پی وسته با اب جوی ان را مرطوب نگه میداشتند<ref>خلفتبريزي، تهران، ذيل «خشنخانه».</ref>. در مناطق گرم ای ران، به وی ژه در سی ستان و بلوچستان، کومههای کَپَری را که برای تهوی ه میساختند «خارخانه» و «ادوربند» (ادور: خارشتر) مینامی دند<ref>باستانیپاريزي، ابراهيم. '''''از پاريز تا پاريس'''''. تهران: اميرکبير، 1357ش، ص347.</ref>. پی رنی ا به «کلبه» ی ا «دارافری ن» های ی که پی رامون ان را مانند خارخانه با بوتههای خار ی ا سفال میپوشاندند و با دست به ان اب میپاشی دند اشاره میکند<ref>پيرنيا، محمدکريم. «بادگير و خيشخانه»، '''''باستانشناسي و هنر ايران'''''. تهران: 1348ش، ش4، ص49، حاشيه 3.</ref>. 2. خی شخانه خی مهای ، چادری که دورادور درون ان را شاخه و برگ درخت میچی دند و بالا میاوردند و ان را پی وسته با اب مرطوب نگه میداشتند تا با گذر باد از منافذ چادر به شاخ و برگهای خی س شده هوای برخاسته از انها درون خی مه را خنک کند<ref> خلفتبريزي، ذيل «خيشخانه»؛ پادشاه، محمد. '''''انندراج'''''. به کوشش محمد دبيرسياقي، تهران: 1335- 1336ش، ذيل «خيشخانه»، داعیالاسلام، محمدعلي. '''''فرهنگ نظام'''''. تهران: دانش، 1362ش، 2/626؛ نيز: متز، ادام. '''''تمدن اسلامي در قرون چهارم هجري'''''. ترجمه علي ذکاوتي قزاگزلو، تهران: 1362ش، 2/120.</ref>. 3. گُنبد خی ش، ی ا قُبَّهُالخی ش، خی شی که درون گنبد بامخانه میاوی ختند و ان را با پاشی دن اب خی س میکردند<ref>ثعالبي، عبدالملک. '''''لطائف المعارف'''''. ترجمه اکبر شهابي، مشهد: 1368ش، ص66.</ref>. گُنبَد خی ش شکل تحول ی افته خی ش ی ا بادزن سقفی بود که در خانههای طبقات مرفه به کار میرفت<ref> بلوکباشي،مشهد . ص83.</ref>. در خانه عضدالدوله دی لمی (338- 372ق/ 949- 982م) پی شرفتهتری ن نوع قبهالخی ش را به کار برده بودند. ای ن گنبد خی ش با اب کاری زی که بر پشت بام خانهها روان بود خی س میشد<ref>مقدسی ، محمد. '''''احسنالتقاسی م'''''. ترجمه علینقی منزوی ، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ای ران، 1361ش، 2/669.</ref>. مسعود غزنوی (حک. 421- 432ق/ 1030- 1040م) نی ز در کوشکِ باغ عدنانی خود در هرات از ای ن نوع قبهالخی ش استفاده میکرد<ref>بی هقی ، ابوالفضل. '''''تاری خ بی هقی''''' . به کوشش علیاکبر فی اض و قاسم غنی ، تهران: 1324ش، ص121.</ref>. سلطان محمود نی ز در هوای گرم تابستان خواب نی م روزی قی لوله را ظاهراً در ای ن نوع خی شخانهها میگذراند<ref>نظامالملک. '''''سی رالملوک'''''. به کوشش هی وبرک د، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی ، 13ش، ص113.</ref>. 4. خی ش دی واری ، کلبهای که بر دی وارهای داخل ان نمد میاوی ختند و ی ک لوله اب سوراخ سوراخ مشبک را از بالای نمدها به طور افقی میگذراندند. آب از سوراخهای لوله بر نمدها میری خت و با وزش باد بر نمدها هوای خنک و مطبوع در فضای خانه پخش میشد<ref>Mazahéri, A., '''''La vie quotidience des Musulmans au moyen àgs'''''. Paris, 1951, 88.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
[[بادگیر]] | |||
== ماخذ == | == ماخذ == | ||
<references /> | <references /> | ||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی | [https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
علی بلوکباشی | علی بلوکباشی | ||
نسخهٔ ۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۳۲
خی شخانه، کلیهخانه یا خیمه مخصوص خنک کننده هوا.
خشیشانه کهنتری ن شی وه ابداعی در گرمازدایی و تهوی ه فضای خانه در معماری ای ران بوده است. واژه خی ش صورت دی گر واژه فارسی کی ش و به معنای پارچه کتانی ستبر و خشن است. پردهای از ای ن پارچه را معمولاً از سقف فضای تابستاننشی ن خانهها می اوی ختند و با ری سمانی که به ان بسته شده بود، ان را به حرکت در میاوردند تا باد برخاسته از ان فضای نشی من را تهوی ه و خنک کنند. گاهی خی ش را خی س میکردند تا هوای خنکتری در هوا بپراکند[۱]. خانههای ی که بر سقفشان خی ش نصب کرده بودند و اتاقهای خی شدار را خی شخانه مینامی دند[۲].
خی شخانه به شکلهای گوناگون ان احتمالاً از پی ش از دوره اسلامی در ای ران کاربرد داشته است. در سدههای اغازی ن دوره اسلامی ، طبقات بالای اجتماعی در خانههای تابستانی خود فضای ی را به خی شخانه اختصاص میدادند[۳]. ابنبطلان (د. 455ق/ 1063م) به خی شخانه در خانههای ساخته شده در نشی ب کوه که تابستانهای ی سخت گرم داشت، اشاره میکند[۴]. خی شخانه انواع مختلف داشت که معروفتری ن انها عبارت بودند از:
1. خَشَنخانه، کلبه تابستانی ِ برامده و ساخته شده با خارشتر ی ا نی (خَشَن) در کنار نهر ی ا جوی ابی که پی وسته با اب جوی ان را مرطوب نگه میداشتند[۵]. در مناطق گرم ای ران، به وی ژه در سی ستان و بلوچستان، کومههای کَپَری را که برای تهوی ه میساختند «خارخانه» و «ادوربند» (ادور: خارشتر) مینامی دند[۶]. پی رنی ا به «کلبه» ی ا «دارافری ن» های ی که پی رامون ان را مانند خارخانه با بوتههای خار ی ا سفال میپوشاندند و با دست به ان اب میپاشی دند اشاره میکند[۷]. 2. خی شخانه خی مهای ، چادری که دورادور درون ان را شاخه و برگ درخت میچی دند و بالا میاوردند و ان را پی وسته با اب مرطوب نگه میداشتند تا با گذر باد از منافذ چادر به شاخ و برگهای خی س شده هوای برخاسته از انها درون خی مه را خنک کند[۸]. 3. گُنبد خی ش، ی ا قُبَّهُالخی ش، خی شی که درون گنبد بامخانه میاوی ختند و ان را با پاشی دن اب خی س میکردند[۹]. گُنبَد خی ش شکل تحول ی افته خی ش ی ا بادزن سقفی بود که در خانههای طبقات مرفه به کار میرفت[۱۰]. در خانه عضدالدوله دی لمی (338- 372ق/ 949- 982م) پی شرفتهتری ن نوع قبهالخی ش را به کار برده بودند. ای ن گنبد خی ش با اب کاری زی که بر پشت بام خانهها روان بود خی س میشد[۱۱]. مسعود غزنوی (حک. 421- 432ق/ 1030- 1040م) نی ز در کوشکِ باغ عدنانی خود در هرات از ای ن نوع قبهالخی ش استفاده میکرد[۱۲]. سلطان محمود نی ز در هوای گرم تابستان خواب نی م روزی قی لوله را ظاهراً در ای ن نوع خی شخانهها میگذراند[۱۳]. 4. خی ش دی واری ، کلبهای که بر دی وارهای داخل ان نمد میاوی ختند و ی ک لوله اب سوراخ سوراخ مشبک را از بالای نمدها به طور افقی میگذراندند. آب از سوراخهای لوله بر نمدها میری خت و با وزش باد بر نمدها هوای خنک و مطبوع در فضای خانه پخش میشد[۱۴].
نیز نگاه کنید به
ماخذ
- ↑ طبيبهروي، محمد بن يوسف. بحرالجواهر. تهران: 1288ق، ذيل «خيش»؛ خلفتبريزي، محمدحسين. برهان قاطع. به کوشش محمد معين، تهران: اميرکبير، 1361، ذيل «خيش»؛ نيز مناظراحسن، محمد. زندگي اجتماعي در حکومت عباسيان. ترجمه مسعود رجبنيا، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1369ش، 220.
- ↑ بلوکباشي، علي. «خيشخانه: ابتدايیترين شکل و وسيله تهويه مطبوع در تاريخ معماري ايران»، فصلنامه معماري و فرهنگ. تابستان 1378ش، س1، ش1، ص80.
- ↑ فصلنامه معماري و فرهنگ، ص82.
- ↑ ابنبطلان، مختار. تقويمالصحّه (ترجمه فارسي). به کوشش غلامحسين يوسفي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1350ش، ص168
- ↑ خلفتبريزي، تهران، ذيل «خشنخانه».
- ↑ باستانیپاريزي، ابراهيم. از پاريز تا پاريس. تهران: اميرکبير، 1357ش، ص347.
- ↑ پيرنيا، محمدکريم. «بادگير و خيشخانه»، باستانشناسي و هنر ايران. تهران: 1348ش، ش4، ص49، حاشيه 3.
- ↑ خلفتبريزي، ذيل «خيشخانه»؛ پادشاه، محمد. انندراج. به کوشش محمد دبيرسياقي، تهران: 1335- 1336ش، ذيل «خيشخانه»، داعیالاسلام، محمدعلي. فرهنگ نظام. تهران: دانش، 1362ش، 2/626؛ نيز: متز، ادام. تمدن اسلامي در قرون چهارم هجري. ترجمه علي ذکاوتي قزاگزلو، تهران: 1362ش، 2/120.
- ↑ ثعالبي، عبدالملک. لطائف المعارف. ترجمه اکبر شهابي، مشهد: 1368ش، ص66.
- ↑ بلوکباشي،مشهد . ص83.
- ↑ مقدسی ، محمد. احسنالتقاسی م. ترجمه علینقی منزوی ، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ای ران، 1361ش، 2/669.
- ↑ بی هقی ، ابوالفضل. تاری خ بی هقی . به کوشش علیاکبر فی اض و قاسم غنی ، تهران: 1324ش، ص121.
- ↑ نظامالملک. سی رالملوک. به کوشش هی وبرک د، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی ، 13ش، ص113.
- ↑ Mazahéri, A., La vie quotidience des Musulmans au moyen àgs. Paris, 1951, 88.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی