پرش به محتوا

میرزا حسن عکاسباشی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''عكاسباشي، ميرزا حسن''' (1274 (يا 1272) – 1336ق/ 1858-1918م). از نخستين عكاسان خطة فارس كه عكس‌هاي بسياري از وي به يادگار مانده است. ميرزا حسن در جواني به همراه پدرش براي تجارت به بوشهر رفت. پس از چندي راهي بحرين شد. در بحرين توسط يكي از كارمندان انگليسي ادا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''عكاسباشي، ميرزا حسن''' (1274 (يا 1272) – 1336ق/ 1858-1918م).
'''عکاسباشی، میرزا حسن''' (1274 (یا 1272) – 1336ق/ 1858-1918م).


از نخستين عكاسان خطة فارس كه عكس‌هاي بسياري از وي به يادگار مانده است. ميرزا حسن در جواني به همراه پدرش براي تجارت به بوشهر رفت. پس از چندي راهي بحرين شد. در بحرين توسط يكي از كارمندان انگليسي ادارة پست‌خانه با فن عكاسي آشنا شد و به عنوان دستيار وي مشغول به كار شد.
از نخستین عکاسان خطه فارس که عکس‌های بسیاری از وی به یادگار مانده است. میرزا حسن در جوانی به همراه پدرش برای تجارت به بوشهر رفت. پس از چندی راهی بحرین شد. در بحرین توسط یکی از کارمندان انگلیسی اداره پست‌خانه با فن عکاسی آشنا شد و به عنوان دستیار وی مشغول به کار شد.


پس از چهار سال به بمبئي رفت، هم‌زمان با تدريس زبان فارسي به پارسيان مقيم هند، زبان‌هاي انگليسي و هندي را نيز فرا گرفت و دانش عكاسي خود را به كمك عكاسي انگليسي در شهر پونا [1]كامل‌تر كرد. پس از 12 سال سكونت در بمبئي به كار عكاسي پرداخت و عكاسي را وسيلة معاش خود قرار مي‌دهد . 8 سال آخر اقامت 20 سالة او در هند به عكسبرداري از مناظر و بناهاي تاريخي آن ديار مي‌گذرد و سپس به ايران باز مي‌گردد. در 1312ق/ 1894م در بندر بوشهر اولين عكاسخانه را داير مي‌كند. وي در سفربه عتبات عاليات عكس‌هايي از بقاع متبركه تهيه كرده، و به بوشهر باز مي‌گردد. وي همچنين نخستين عكاسخانة كازرون را داير كرد. در اواخر 1314ق/ 1896م به شيراز مي‌رود و عكس‌هاي بسياري از رجال وقت، شعرا و مراسم و اماكن گوناگون تاريخي و مذهبي تهيه مي‌كند و پس از يك‌سال به بوشهر باز مي‌گردد. در 1316ق/ 1898م دوباره به شيراز باز مي‌گردد و تا آخر عمر ساكن اين شهر مي‌شود. در شيراز عكاسخانه‌اي داير مي‌كند كه محل رفت و آمد بزرگان، شعرا و دانشمندان هم عصرش مي‌شود. وي علاوه بر چيرگي در فن عكاسي، به مطالعه و تحقيق در علوم و فنون ديگر نيز پرداخته و يكي از اولين كتاب‌هاي دستور زبان فارسي را به نام ''قانون سخن'' نوشته است. ميرزا حسن عكاسباشي داراي خطي خوش در نستعليق و نسخ و نيز ذوقي در سرودن شعر بوده است.<sup>1</sup>
پس از چهار سال به بمبئی رفت، هم‌زمان با تدریس زبان فارسی به پارسیان مقیم هند، زبان‌های انگلیسی و هندی را نیز فرا گرفت و دانش عکاسی خود را به کمک عکاسی انگلیسی در شهر پونا [1]کامل‌تر کرد. پس از 12 سال سکونت در بمبئی به کار عکاسی پرداخت و عکاسی را وسیله معاش خود قرار می‌دهد . 8 سال آخر اقامت 20 ساله او در هند به عکسبرداری از مناظر و بناهای تاریخی آن دیار می‌گذرد و سپس به ایران باز می‌گردد. در 1312ق/ 1894م در بندر بوشهر اولین عکاسخانه را دایر می‌کند. وی در سفربه عتبات عالیات عکس‌هایی از بقاع متبرکه تهیه کرده، و به بوشهر باز می‌گردد. وی همچنین نخستین عکاسخانه کازرون را دایر کرد. در اواخر 1314ق/ 1896م به شیراز می‌رود و عکس‌های بسیاری از رجال وقت، شعرا و مراسم و اماکن گوناگون تاریخی و مذهبی تهیه می‌کند و پس از یک‌سال به بوشهر باز می‌گردد. در 1316ق/ 1898م دوباره به شیراز باز می‌گردد و تا آخر عمر ساکن این شهر می‌شود. در شیراز عکاسخانه‌ای دایر می‌کند که محل رفت و آمد بزرگان، شعرا و دانشمندان هم عصرش می‌شود. وی علاوه بر چیرگی در فن عکاسی، به مطالعه و تحقیق در علوم و فنون دیگر نیز پرداخته و یکی از اولین کتاب‌های دستور زبان فارسی را به نام ''قانون سخن'' نوشته است. میرزا حسن عکاسباشی دارای خطی خوش در نستعلیق و نسخ و نیز ذوقی در سرودن شعر بوده است<ref>تلخیص: صانع، منصور. '''''پیدایش عکاسی در شیراز'''''. تهران: سروش، 1369، ص8- 17.</ref><ref>ذکاء، یحیی. '''''تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران'''''. به کوشش کریم امامی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1376، ص236- 244.</ref>


== مآخذ ==
1.     تلخیص: صانع، منصور. '''''پیدایش عکاسی در شیراز'''''. تهران: سروش، 1369، ص8- 17.


'''مآخذ:'''
نیزنک: ذکاء، یحیی. '''''تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران'''''. به کوشش کریم امامی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1376، ص236- 244.
 
1.     تلخيص: صانع، منصور. '''''پيدايش عكاسي در شيراز'''''. تهران: سروش، 1369، ص8- 17.
 
نيزنك: ذكاء، يحيي. '''''تاريخ عكاسي و عكاسان پيشگام در ايران'''''. به كوشش كريم امامي، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1376، ص236- 244.


تلخیص محمدرضا طهماسب پور
تلخیص محمدرضا طهماسب پور


----[1]. Poona
----[1]. Poona

نسخهٔ ‏۲۵ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۰۱

عکاسباشی، میرزا حسن (1274 (یا 1272) – 1336ق/ 1858-1918م).

از نخستین عکاسان خطه فارس که عکس‌های بسیاری از وی به یادگار مانده است. میرزا حسن در جوانی به همراه پدرش برای تجارت به بوشهر رفت. پس از چندی راهی بحرین شد. در بحرین توسط یکی از کارمندان انگلیسی اداره پست‌خانه با فن عکاسی آشنا شد و به عنوان دستیار وی مشغول به کار شد.

پس از چهار سال به بمبئی رفت، هم‌زمان با تدریس زبان فارسی به پارسیان مقیم هند، زبان‌های انگلیسی و هندی را نیز فرا گرفت و دانش عکاسی خود را به کمک عکاسی انگلیسی در شهر پونا [1]کامل‌تر کرد. پس از 12 سال سکونت در بمبئی به کار عکاسی پرداخت و عکاسی را وسیله معاش خود قرار می‌دهد . 8 سال آخر اقامت 20 ساله او در هند به عکسبرداری از مناظر و بناهای تاریخی آن دیار می‌گذرد و سپس به ایران باز می‌گردد. در 1312ق/ 1894م در بندر بوشهر اولین عکاسخانه را دایر می‌کند. وی در سفربه عتبات عالیات عکس‌هایی از بقاع متبرکه تهیه کرده، و به بوشهر باز می‌گردد. وی همچنین نخستین عکاسخانه کازرون را دایر کرد. در اواخر 1314ق/ 1896م به شیراز می‌رود و عکس‌های بسیاری از رجال وقت، شعرا و مراسم و اماکن گوناگون تاریخی و مذهبی تهیه می‌کند و پس از یک‌سال به بوشهر باز می‌گردد. در 1316ق/ 1898م دوباره به شیراز باز می‌گردد و تا آخر عمر ساکن این شهر می‌شود. در شیراز عکاسخانه‌ای دایر می‌کند که محل رفت و آمد بزرگان، شعرا و دانشمندان هم عصرش می‌شود. وی علاوه بر چیرگی در فن عکاسی، به مطالعه و تحقیق در علوم و فنون دیگر نیز پرداخته و یکی از اولین کتاب‌های دستور زبان فارسی را به نام قانون سخن نوشته است. میرزا حسن عکاسباشی دارای خطی خوش در نستعلیق و نسخ و نیز ذوقی در سرودن شعر بوده است[۱][۲]

مآخذ

1.     تلخیص: صانع، منصور. پیدایش عکاسی در شیراز. تهران: سروش، 1369، ص8- 17.

نیزنک: ذکاء، یحیی. تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران. به کوشش کریم امامی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1376، ص236- 244.

تلخیص محمدرضا طهماسب پور


[1]. Poona

  1. تلخیص: صانع، منصور. پیدایش عکاسی در شیراز. تهران: سروش، 1369، ص8- 17.
  2. ذکاء، یحیی. تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران. به کوشش کریم امامی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1376، ص236- 244.