حق: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''حق،''' در لغت به معني راست و درست است. در اصطلاح علوم عقلي، حق، نقيض باطل به معني ناچيز و تباه و امري كه فساد آن آشكارا معلوم<sup>1</sup> و در بنياد خود نادرست و ناسودمند است<sup>2</sup> حق و باطل، صفت وجود (در معني فلسفي و عرفاني آن)؛ صفت شناخت؛ صفت حكم يا ق...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[حق]]،''' در لغت به معنی راست و درست است. در اصطلاح علوم عقلی، حق، نقیض باطل به معنی ناچیز و تباه و امری كه فساد ان اشكارا معلوم<ref>شیخطوسی، '''''الرسائلالعشره.''''' ص84.</ref> و در بنیاد خود نادرست و ناسودمند است<ref> جرجانی، '''''تعریفات''.'''</ref> حق و باطل، صفت وجود (در معنی فلسفی و عرفانی ان)؛ صفت شناخت؛ صفت حكم یا قضیه، و صفت و فعل و قول واقع میشوند و از دیدگاه وجودشناسی فلسفی و عرفانی، از دیدگاه شناخت شناسانه یا معرفت شناسانه، از دیدگاه منطقی و از دیدگاه عملی یا اخلاقی مورد بحث قرار میگیرند: | ||
'''1) از | '''1) از دیدگاه وجودشناختی:''' شامل تفسیر وجودشناختی فلسفی و عرفانی: | ||
الف) ''' | الف) '''تفسیر فلسفی:''' بر طبق این دیدگاه، حق، امری وجودی و باطل، امری عدمی است و به تعبیر دیگر حق، صفت وجود و باطل، صفت عدم است. از انجا كه فلاسفه وجود را به عینی (واقعی) و ذهنی؛ ثابت و متغیر و قدیم و حادث طبقهبندی میكنند، حق، صفت وجود عینی، ثابت و قدیم است و باطل، صفت وجود ذهنی، متغیّر و حادث كه هر سه به گونهای مستقل نیستند و جنبه عدمی دارند<ref>فخررازی و نصیرالدین طوسی. '''''شرحی الاشارات'''''. 1/192؛ ملكشاهی، '''''ترجمه و شرح اشارات''''' '''''و تنبیهات'''''. 252- 253، 517؛ قاضی صاعد، '''''الحدود و الحقایق'''''. چاپ شده در یادنامه شیخ طوسی، 2/221؛ ... '''''اقطاب قطبیه'''''. ص171.</ref>. | ||
ب) ''' | ب) '''تفسیر عرفانی:''' بر طبق نظریههای عرفانی مبتنی بر وحدت وجود، وجود حقیقی اصیل همانا وجود مطلق (= حق واجبالوجود= حقتعالی) است و هر چه جز خداست، یعنی ماسویالله، پرتو و سایه ان وجود مطلق یگانه یا طفیلی حق است و در قیاس با وجود حق، شایسته ان نیستند كه وجود نامیده شوند، یعنی ذاتاً معدوماند و به همین سبب، عرفا جز حق، دیگر چیزها را باطل میشمارند و تصریح میكنند كه «الا كُّل شیء ماخلا اللهِ باطلٌ: یعنی بدان هر چه جز خداست باطل است»<ref>لاهیجی، '''''مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشراز'''''. (تهران، چاپ زوار)، 50؛ سمعانی'''''، روح الارواح'''''. 438؛ غزالی، '''''المقصد الاسنی'''''. 60- 61.</ref>، یعنی ماسویالله، وجودی وابسته و نسبی دارند و در ذات خود چیزی نیستند و سخن خدای تعالی مبنی بر اینكه «كُّل شی هالكٌ الّا وَجْهَهُ: هر چیز جز وجود خدا نیست و نابود و باطل است»<ref>سوره القصص. 88.</ref> همین است<ref>فخررازی'''''. لوامع البیّنات'''''. 290.</ref>. | ||
2) '''از | 2) '''از دیدگاه معرفت شناختی:''' بر طبق تفسیر معرفت شناسانه یا شناخت شناسانه، حق و باطل، صفت «فكر» و صفت «اعتقاد» هستند و میتوان از حق یا باطل بودن فكر و اعتقاد سخن گفت: | ||
الف) '''صفت فكر:''' حق (= | الف) '''صفت فكر:''' حق (= حقیقت) مطابقت فكر است با واقع، یعنی اگر فكر با واقع مطابقت داشته باشد ان را حق میشمارند و اگر مطابقت نداشته باشد ان را به صفت باطل (= خطا) موصوف میسازند. فی المثل اگر فكر كنیم اكنون هوا روشن است و چنین باشد فكر ما حق و اگر چنین نباشد فكر ما باطل (= خطا) است. | ||
ب) '''صفت اعتقاد:''' چون | ب) '''صفت اعتقاد:''' چون چیزی را بشناسیم ممكن است نسبت بدان یقین پیدا كنیم و بدان معتقد شویم. در چنین وضعی اگر واقعیت را با اعتقاد خود بسنجیم یا واقعیت با اعتقاد ما مطابق است، یا مطابق نیست. در صورت نخست، اعتقاد ما حق است و در صورت دوم، باطل<ref>همو، '''''همان'''''. 289- 290؛ تهانوی، '''''كشاف اصطلاحات الفنون'''''. 1/329.</ref>. | ||
3) '''از | 3) '''از دیدگاه منطق:''' بر طبق این دیدگاه، حق و باطل، صفت قضیه است. بدین معنا كه اگر قضیه را ـ كه نتیجه صدور حكم است ـ با واقع (= واقعیت) بسنجیم، چنانچه واقع با ان مطابقت كند حكم را حق میشماریم و اگر مطابقت نكند حكم را باطل به شمار میاوریم<ref>ملاعبدالله. '''''حاشیه بر منطق تفتازانی'''''. 10؛ خوانساری، '''''فرهنگ اصطلاحات منطقی'''''. مدخل «باطل» و «حق». </ref>. | ||
4) '''از | 4) '''از دیدگاه عملی:''' اگر عمل را بر فعل و قول (= كردار و گفتار) اطلاق كنیم میتوانیم از حق یا باطل بودن فعل و قول سخن بگوییم. حق و باطل بودن فعل و قول از دو دیدگاه و با دو مبنا تفسیر میشود: الف) '''دیدگاه دینی (شرعی)،''' كه بر طبق ان حق، قول و فعلی است كه با موازین شرع پسندیده به شمار میاید و باطل، قول و فعلی است با موازین شرع ناپسند محسوب میشود؛<ref> سیدمرتضی، '''''الحدود و الحقایق'''''. چاپ شده در یادنامه شیخ طوسی. 2/145؛ قاضی عبدالرسول احمد نگری، '''''دستورالعلما'''''. 1/229.</ref> | ||
ب) ''' | ب) '''دیدگاه فلسفی ـ كلامی،''' كه بر طبق ان فعل حق، فعلی است كه به غایت خود برسد و از اثری و سودی به بار اید و فعل باطل، فعلی است كه به غایت خود نرسد و از ان اثر و سودی به بار نیاید، مثل فعل عبث. قول حق، سخنی است صادق یعنی سخنی است كه با واقع مطابقت دارد و قول باطل، سخنی است كاذب، یعنی سخنی است كه با واقع مطابق نیست. همچنین از سخن سودمند به حق و از سخن ناسودمند به باطل تعبیر كردهاند<ref>غزالی، '''''المقصد الاسنی'''''. 61؛ فیض، مولیمحسن، '''''علمالیقین'''''. 1/153؛ جمیل صلیبا، '''''المعجم الفلسفی'''''. مدخل «باطل». | ||
نیز شرح مبسوط حق و باطل را نك: دادبه، اصغر. «باطل»، '''''دایره المعارف تشیع'''''. 1380ش، ج 3/44-46.</ref>. | |||
باطل ← حق | باطل ← حق | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۵: | ||
خطا ← حق | خطا ← حق | ||
== '''ماخذ:''' == | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
== منبع اصلی == | |||
دانشنامه ایران | |||
== نویسنده مقاله == | |||
اصغر دادبه | اصغر دادبه | ||
نسخهٔ ۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۴۲
حق، در لغت به معنی راست و درست است. در اصطلاح علوم عقلی، حق، نقیض باطل به معنی ناچیز و تباه و امری كه فساد ان اشكارا معلوم[۱] و در بنیاد خود نادرست و ناسودمند است[۲] حق و باطل، صفت وجود (در معنی فلسفی و عرفانی ان)؛ صفت شناخت؛ صفت حكم یا قضیه، و صفت و فعل و قول واقع میشوند و از دیدگاه وجودشناسی فلسفی و عرفانی، از دیدگاه شناخت شناسانه یا معرفت شناسانه، از دیدگاه منطقی و از دیدگاه عملی یا اخلاقی مورد بحث قرار میگیرند:
1) از دیدگاه وجودشناختی: شامل تفسیر وجودشناختی فلسفی و عرفانی:
الف) تفسیر فلسفی: بر طبق این دیدگاه، حق، امری وجودی و باطل، امری عدمی است و به تعبیر دیگر حق، صفت وجود و باطل، صفت عدم است. از انجا كه فلاسفه وجود را به عینی (واقعی) و ذهنی؛ ثابت و متغیر و قدیم و حادث طبقهبندی میكنند، حق، صفت وجود عینی، ثابت و قدیم است و باطل، صفت وجود ذهنی، متغیّر و حادث كه هر سه به گونهای مستقل نیستند و جنبه عدمی دارند[۳].
ب) تفسیر عرفانی: بر طبق نظریههای عرفانی مبتنی بر وحدت وجود، وجود حقیقی اصیل همانا وجود مطلق (= حق واجبالوجود= حقتعالی) است و هر چه جز خداست، یعنی ماسویالله، پرتو و سایه ان وجود مطلق یگانه یا طفیلی حق است و در قیاس با وجود حق، شایسته ان نیستند كه وجود نامیده شوند، یعنی ذاتاً معدوماند و به همین سبب، عرفا جز حق، دیگر چیزها را باطل میشمارند و تصریح میكنند كه «الا كُّل شیء ماخلا اللهِ باطلٌ: یعنی بدان هر چه جز خداست باطل است»[۴]، یعنی ماسویالله، وجودی وابسته و نسبی دارند و در ذات خود چیزی نیستند و سخن خدای تعالی مبنی بر اینكه «كُّل شی هالكٌ الّا وَجْهَهُ: هر چیز جز وجود خدا نیست و نابود و باطل است»[۵] همین است[۶].
2) از دیدگاه معرفت شناختی: بر طبق تفسیر معرفت شناسانه یا شناخت شناسانه، حق و باطل، صفت «فكر» و صفت «اعتقاد» هستند و میتوان از حق یا باطل بودن فكر و اعتقاد سخن گفت:
الف) صفت فكر: حق (= حقیقت) مطابقت فكر است با واقع، یعنی اگر فكر با واقع مطابقت داشته باشد ان را حق میشمارند و اگر مطابقت نداشته باشد ان را به صفت باطل (= خطا) موصوف میسازند. فی المثل اگر فكر كنیم اكنون هوا روشن است و چنین باشد فكر ما حق و اگر چنین نباشد فكر ما باطل (= خطا) است.
ب) صفت اعتقاد: چون چیزی را بشناسیم ممكن است نسبت بدان یقین پیدا كنیم و بدان معتقد شویم. در چنین وضعی اگر واقعیت را با اعتقاد خود بسنجیم یا واقعیت با اعتقاد ما مطابق است، یا مطابق نیست. در صورت نخست، اعتقاد ما حق است و در صورت دوم، باطل[۷].
3) از دیدگاه منطق: بر طبق این دیدگاه، حق و باطل، صفت قضیه است. بدین معنا كه اگر قضیه را ـ كه نتیجه صدور حكم است ـ با واقع (= واقعیت) بسنجیم، چنانچه واقع با ان مطابقت كند حكم را حق میشماریم و اگر مطابقت نكند حكم را باطل به شمار میاوریم[۸].
4) از دیدگاه عملی: اگر عمل را بر فعل و قول (= كردار و گفتار) اطلاق كنیم میتوانیم از حق یا باطل بودن فعل و قول سخن بگوییم. حق و باطل بودن فعل و قول از دو دیدگاه و با دو مبنا تفسیر میشود: الف) دیدگاه دینی (شرعی)، كه بر طبق ان حق، قول و فعلی است كه با موازین شرع پسندیده به شمار میاید و باطل، قول و فعلی است با موازین شرع ناپسند محسوب میشود؛[۹]
ب) دیدگاه فلسفی ـ كلامی، كه بر طبق ان فعل حق، فعلی است كه به غایت خود برسد و از اثری و سودی به بار اید و فعل باطل، فعلی است كه به غایت خود نرسد و از ان اثر و سودی به بار نیاید، مثل فعل عبث. قول حق، سخنی است صادق یعنی سخنی است كه با واقع مطابقت دارد و قول باطل، سخنی است كاذب، یعنی سخنی است كه با واقع مطابق نیست. همچنین از سخن سودمند به حق و از سخن ناسودمند به باطل تعبیر كردهاند[۱۰].
باطل ← حق
خطا ← حق
ماخذ:
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
اصغر دادبه
- ↑ شیخطوسی، الرسائلالعشره. ص84.
- ↑ جرجانی، تعریفات.
- ↑ فخررازی و نصیرالدین طوسی. شرحی الاشارات. 1/192؛ ملكشاهی، ترجمه و شرح اشارات و تنبیهات. 252- 253، 517؛ قاضی صاعد، الحدود و الحقایق. چاپ شده در یادنامه شیخ طوسی، 2/221؛ ... اقطاب قطبیه. ص171.
- ↑ لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشراز. (تهران، چاپ زوار)، 50؛ سمعانی، روح الارواح. 438؛ غزالی، المقصد الاسنی. 60- 61.
- ↑ سوره القصص. 88.
- ↑ فخررازی. لوامع البیّنات. 290.
- ↑ همو، همان. 289- 290؛ تهانوی، كشاف اصطلاحات الفنون. 1/329.
- ↑ ملاعبدالله. حاشیه بر منطق تفتازانی. 10؛ خوانساری، فرهنگ اصطلاحات منطقی. مدخل «باطل» و «حق».
- ↑ سیدمرتضی، الحدود و الحقایق. چاپ شده در یادنامه شیخ طوسی. 2/145؛ قاضی عبدالرسول احمد نگری، دستورالعلما. 1/229.
- ↑ غزالی، المقصد الاسنی. 61؛ فیض، مولیمحسن، علمالیقین. 1/153؛ جمیل صلیبا، المعجم الفلسفی. مدخل «باطل». نیز شرح مبسوط حق و باطل را نك: دادبه، اصغر. «باطل»، دایره المعارف تشیع. 1380ش، ج 3/44-46.