خیر و شر: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''خير و شر،''' در فلسفه ( و اخلاق) مبحثي در پيرامون پرسش از منشاء / توجيه شر و بدي در عالم هستي. در اخلاق، از خير، به مقصد و مقصود وجود موجودات و غايب همه غايات تعريف كردهاند كه چون انسان آن را دريابد و از آن پيروي كند، به سعادت دست مييابد.<sup>1</sup>...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[خیر و شر]]،''' در فلسفه ( و اخلاق) مبحثی در پیرامون پرسش از منشاء / توجیه شر و بدی در عالم هستی. در اخلاق، از خیر، به مقصد و مقصود وجود موجودات و غایب همه غایات تعریف کردهاند که چون انسان ان را دریابد و از ان پیروی کند، به سعادت دست مییابد<ref>ابنمسکویه رازی. '''''تهذیب الاخلاق'''''. به کوشش شیخ حسن تمیم، اصفهان: انتشارات مهدوی، 83؛ نصیرالدین طوسی. '''''اخلاق ناصری'''''. لکهنو، 1957م/ 1377ق، 44.</ref>. در فلسفه، خیر و شر به لحاظ حقیقت وجودیشان مورد بحث قرار میگیرند. از دیرباز این اشکال که «چرا شر در عالم هستی وجود دارد، در حالی که مبدأ هستی، خیر مطلق است» مطرح بوده است. فلسفه، عرفان و حکمت اشراقی، در پاسخگوئی به این پرسش برامدهاند. در توجیه وجود شر گفته شده که وجود از سوی خداوند به ماهیات (اعیان، در عرفان) افاضه میشود. ماهیت، در ذات خود به جز امکان نیست و ممکن، خود نمیتواند موجود شود مگر به واسطه فیضی که از جانب علت واجب به ان میرسد. پس ماهیت در حکم نیستی است و وجود که ان را از نیستی به هستی میاورد، خیر محض است. هرگونه نقص و خلل و هر چه که شر به ان اطلاق تواند شد، از جانب ماهیت است<ref>صدرالدین شیرازی. '''''اسفار.''''' قم: انتشارات مصطفوی، 2/ 1/ 352- 353.</ref>. به این ترتیب شر امری عدمی است، یعنی چیزی موجود نیست، بلکه عدم چیزی یا عدم کمال چیزی است. توجیه چیزهائی که در جهان بد به نظر میرسند و به نظر میاید که ریشه در وجود شر دارند این است که: در مقام سنجش سودها و زیانها، سودها بیشترند؛ در تقابل شر با خیر، خیر بیشتر و غالب است. شر غالب در جهان موجود نیست. خداوند، البته میتواند جهانی بیافریند که در ان شر نباشد، اما در این صورت دیگر خیر غالب وجود نخواهد داشت. مثلاً در وجود اتش، خیر و سودی قرار داده شده است که سوختن خرقه درویشی در برابر ان، شری اندک است؛ و یا بریدن عضوی مجروح از بدن، شری اندک است در برابر خیر غالب و کثیر که سلامتی بدن باشد. پس جهان هستی به کاملترین شکل ممکن افریده شده و کاملتر از ان ممکن نیست<ref> سهروردی، شهابالدین یحیی. '''''پرتونامه'''''. در «مجموعه اثار فارسی شیخ اشراق»، به کوشش هانری کربن و سیدحسین نصر، تهران: 1348ش/ 1970م، 3/60- 61.</ref>. | ||
== '''ماخذ:''' == | |||
== نیر نگاه کنید به == | |||
== منبع اصلی == | |||
دانشنامه ایران | |||
== نویسنده مقاله == | |||
منوچهر پزشک | منوچهر پزشک | ||
نسخهٔ ۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۸
خیر و شر، در فلسفه ( و اخلاق) مبحثی در پیرامون پرسش از منشاء / توجیه شر و بدی در عالم هستی. در اخلاق، از خیر، به مقصد و مقصود وجود موجودات و غایب همه غایات تعریف کردهاند که چون انسان ان را دریابد و از ان پیروی کند، به سعادت دست مییابد[۱]. در فلسفه، خیر و شر به لحاظ حقیقت وجودیشان مورد بحث قرار میگیرند. از دیرباز این اشکال که «چرا شر در عالم هستی وجود دارد، در حالی که مبدأ هستی، خیر مطلق است» مطرح بوده است. فلسفه، عرفان و حکمت اشراقی، در پاسخگوئی به این پرسش برامدهاند. در توجیه وجود شر گفته شده که وجود از سوی خداوند به ماهیات (اعیان، در عرفان) افاضه میشود. ماهیت، در ذات خود به جز امکان نیست و ممکن، خود نمیتواند موجود شود مگر به واسطه فیضی که از جانب علت واجب به ان میرسد. پس ماهیت در حکم نیستی است و وجود که ان را از نیستی به هستی میاورد، خیر محض است. هرگونه نقص و خلل و هر چه که شر به ان اطلاق تواند شد، از جانب ماهیت است[۲]. به این ترتیب شر امری عدمی است، یعنی چیزی موجود نیست، بلکه عدم چیزی یا عدم کمال چیزی است. توجیه چیزهائی که در جهان بد به نظر میرسند و به نظر میاید که ریشه در وجود شر دارند این است که: در مقام سنجش سودها و زیانها، سودها بیشترند؛ در تقابل شر با خیر، خیر بیشتر و غالب است. شر غالب در جهان موجود نیست. خداوند، البته میتواند جهانی بیافریند که در ان شر نباشد، اما در این صورت دیگر خیر غالب وجود نخواهد داشت. مثلاً در وجود اتش، خیر و سودی قرار داده شده است که سوختن خرقه درویشی در برابر ان، شری اندک است؛ و یا بریدن عضوی مجروح از بدن، شری اندک است در برابر خیر غالب و کثیر که سلامتی بدن باشد. پس جهان هستی به کاملترین شکل ممکن افریده شده و کاملتر از ان ممکن نیست[۳].
ماخذ:
نیر نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
منوچهر پزشک
- ↑ ابنمسکویه رازی. تهذیب الاخلاق. به کوشش شیخ حسن تمیم، اصفهان: انتشارات مهدوی، 83؛ نصیرالدین طوسی. اخلاق ناصری. لکهنو، 1957م/ 1377ق، 44.
- ↑ صدرالدین شیرازی. اسفار. قم: انتشارات مصطفوی، 2/ 1/ 352- 353.
- ↑ سهروردی، شهابالدین یحیی. پرتونامه. در «مجموعه اثار فارسی شیخ اشراق»، به کوشش هانری کربن و سیدحسین نصر، تهران: 1348ش/ 1970م، 3/60- 61.