غوریان: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''غوریان،''' یا آلشنسب سلسلهای محلی در شرق [[کشور ایران|ایران]] (حک543-612ق/1148-1215م). | ||
غور | غور ناحیه کوهستانی وسیعی بین هرات، غزنه و غرجستان و طخارستان و سرچشمه رودهای شرق [[کشور ایران|ایران]] است. مرکز سیاسی غور فیروزکوه و از شهرهای مهم آن بامیان بود<ref>لسترنج، گی. '''''جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی'''''. ترجمه محمود عرفان، تهران: 1377، عملی و فرهنگی، نقشه شماره 8.</ref>. غوریان در ابتدا حکام محلی بودند که با ضعف [[غزنویان]] متعرض متصرفات آنان شدند<ref>مشکور، محمدجواد. '''''تاریخ ایران زمین.''''' تهران: 1372، اشراقی، ص 203.</ref>. مؤسس حقیقی این سلسله سیفالدین سوری (حک543-544ق / 1148-1149م) بود که بر غزنه متولی شد امّا بهرامشاه [[غزنویان|غزنوی]] او را به قتل رسانید<ref>باسورث، ادموندکلیفورد. '''''سلسلههای اسلامی جدید'''''. ترجمه فریدون بدرهای، تهران: 1381، باز، ص 586.</ref>. بعد از او علاءالدین حسین جهانسوز (حک 544-556ق / 1149-1161م) به قصد انتقال خون برادرش با [[بهرام|بهرامشاه]] چندین جنگ به راه انداخت و او را به هند فراری داد و هفت شبانهروز غزنه را در آتش سوزانید<ref>بارتولد، ولادیمیر. '''''ترکستاننامه'''''. ترجمه کریم کشاورز، تهران: 1366، آگاه، ج2، ص 709-710.</ref> او از سنجر [[سلجوقیان|سلجوقی]] در 547ق شکست خورد<ref>خواندمیر، غیاثالدین حسینی. '''''حبیبالسیر'''''. تهران: 1353، خیام، ج2، ص 604-602.</ref>. | ||
محمد بن علاءالدین دعاه اسماعیلی را کشت و در جنگ با ترکان غز کشته شد. غیاثالدین محمد بن سام دولت غوری را از مغرب و جنوب غربی گسترش داد<ref>روشنضمیر، مهدی. '''''تاریخ غوریان'''''. تهران: 1356، دانشگاه ملی ایران.</ref> امّا سلطان محمد خوارزمشاه در 597ق غوریان را شکست داد. پس از آن، معزالدین محمد بن سام ملک شهابالدین به حکومت پرداخت. او فتوحات زیاد در هند نمود و دچار شورشهای محلی گردید. غیاثالدین محمود و بهاءالدین سام و علاءالدین اتسز از (602-610ق / ؟ م) به غور حکومت یافتند و سرانجام علاءالدین محمد بن شجاعالدین علی بعد از دو سال حکومت تسلیم عمال [[خوارزمشاهیان|خوارزمشاه]] شد و سلسله غوری پایان یافت. سلسله غوری در اصل ایرانی بودند و به آداب و رسوم ایرانی توجه تمام داشتند. آنان ادامه دهنده سنت غازیان اسلامی [[غزنویان]] بودند<ref>اقبال آشتیانی، عباس. '''''تاریخ مفصل ایران'''''. تهران: خیام، بیتا، ص292-294.</ref>. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[غزنویان]] | |||
* [[سلجوقیان]] | |||
== مآخذ == | |||
1. لسترنج، گی. '''''جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی'''''. ترجمه محمود عرفان، تهران: 1377، عملی و فرهنگی، نقشه شماره 8. | |||
2. مشکور، محمدجواد. '''''تاریخ ایران زمین.''''' تهران: 1372، اشراقی، ص 203. | |||
3. باسورث، ادموندکلیفورد. '''''سلسلههای اسلامی جدید'''''. ترجمه فریدون بدرهای، تهران: 1381، باز، ص 586. | |||
4. بارتولد، ولادیمیر. '''''ترکستاننامه'''''. ترجمه کریم کشاورز، تهران: 1366، آگاه، ج2، ص 709-710. | |||
6. | 5. خواندمیر، غیاثالدین حسینی. '''''حبیبالسیر'''''. تهران: 1353، خیام، ج2، ص 604-602. | ||
6. روشنضمیر، مهدی. '''''تاریخ غوریان'''''. تهران: 1356، دانشگاه ملی ایران. | |||
7. برای آگاهی بیشتر: اقبال آشتیانی، عباس. '''''تاریخ مفصل ایران'''''. تهران: خیام، بیتا، ص292-294. | |||
قاسم خردمندی | قاسم خردمندی | ||
نسخهٔ ۱۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۱۹
غوریان، یا آلشنسب سلسلهای محلی در شرق ایران (حک543-612ق/1148-1215م).
غور ناحیه کوهستانی وسیعی بین هرات، غزنه و غرجستان و طخارستان و سرچشمه رودهای شرق ایران است. مرکز سیاسی غور فیروزکوه و از شهرهای مهم آن بامیان بود[۱]. غوریان در ابتدا حکام محلی بودند که با ضعف غزنویان متعرض متصرفات آنان شدند[۲]. مؤسس حقیقی این سلسله سیفالدین سوری (حک543-544ق / 1148-1149م) بود که بر غزنه متولی شد امّا بهرامشاه غزنوی او را به قتل رسانید[۳]. بعد از او علاءالدین حسین جهانسوز (حک 544-556ق / 1149-1161م) به قصد انتقال خون برادرش با بهرامشاه چندین جنگ به راه انداخت و او را به هند فراری داد و هفت شبانهروز غزنه را در آتش سوزانید[۴] او از سنجر سلجوقی در 547ق شکست خورد[۵].
محمد بن علاءالدین دعاه اسماعیلی را کشت و در جنگ با ترکان غز کشته شد. غیاثالدین محمد بن سام دولت غوری را از مغرب و جنوب غربی گسترش داد[۶] امّا سلطان محمد خوارزمشاه در 597ق غوریان را شکست داد. پس از آن، معزالدین محمد بن سام ملک شهابالدین به حکومت پرداخت. او فتوحات زیاد در هند نمود و دچار شورشهای محلی گردید. غیاثالدین محمود و بهاءالدین سام و علاءالدین اتسز از (602-610ق / ؟ م) به غور حکومت یافتند و سرانجام علاءالدین محمد بن شجاعالدین علی بعد از دو سال حکومت تسلیم عمال خوارزمشاه شد و سلسله غوری پایان یافت. سلسله غوری در اصل ایرانی بودند و به آداب و رسوم ایرانی توجه تمام داشتند. آنان ادامه دهنده سنت غازیان اسلامی غزنویان بودند[۷].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
1. لسترنج، گی. جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان، تهران: 1377، عملی و فرهنگی، نقشه شماره 8.
2. مشکور، محمدجواد. تاریخ ایران زمین. تهران: 1372، اشراقی، ص 203.
3. باسورث، ادموندکلیفورد. سلسلههای اسلامی جدید. ترجمه فریدون بدرهای، تهران: 1381، باز، ص 586.
4. بارتولد، ولادیمیر. ترکستاننامه. ترجمه کریم کشاورز، تهران: 1366، آگاه، ج2، ص 709-710.
5. خواندمیر، غیاثالدین حسینی. حبیبالسیر. تهران: 1353، خیام، ج2، ص 604-602.
6. روشنضمیر، مهدی. تاریخ غوریان. تهران: 1356، دانشگاه ملی ایران.
7. برای آگاهی بیشتر: اقبال آشتیانی، عباس. تاریخ مفصل ایران. تهران: خیام، بیتا، ص292-294.
قاسم خردمندی
- ↑ لسترنج، گی. جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان، تهران: 1377، عملی و فرهنگی، نقشه شماره 8.
- ↑ مشکور، محمدجواد. تاریخ ایران زمین. تهران: 1372، اشراقی، ص 203.
- ↑ باسورث، ادموندکلیفورد. سلسلههای اسلامی جدید. ترجمه فریدون بدرهای، تهران: 1381، باز، ص 586.
- ↑ بارتولد، ولادیمیر. ترکستاننامه. ترجمه کریم کشاورز، تهران: 1366، آگاه، ج2، ص 709-710.
- ↑ خواندمیر، غیاثالدین حسینی. حبیبالسیر. تهران: 1353، خیام، ج2، ص 604-602.
- ↑ روشنضمیر، مهدی. تاریخ غوریان. تهران: 1356، دانشگاه ملی ایران.
- ↑ اقبال آشتیانی، عباس. تاریخ مفصل ایران. تهران: خیام، بیتا، ص292-294.