پرش به محتوا

جامعه باربد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''''جامعه‌ي باربد'''''، كلوپي از گروهي هنرمندان براي اجراي نمايش و نشان دادن هنرهاي ملي ايران.  
جامعه‌ی باربد، کلوپی از گروهی هنرمندان برای اجرای نمایش و نشان دادن هنرهای ملی ایران.  


جامعة باربد در 1305ش، به كوشش هنرمند و موسيقدان، اسماعيل مهرتاش نخست در خيابان فردوسي (علاء‌الدوله) در خانه‌اي اجاره‌‌اي تشكيل شد.<sup>1</sup> بعد محل آن به خيابان سعدي و سرانجام به سالني با گنجايش 550 تن به كوچة باربد در ميانة لاله‌زار منقتل شد. فعاليت‌هاي عمده‌ي اين جامعه، نمايش‌هاي كمدي موزيكال بود.  
جامعه باربد در 1305ش، به کوشش هنرمند و موسیقدان، اسماعیل مهرتاش نخست در خیابان فردوسی (علاء‌الدوله) در خانه‌ای اجاره‌‌ای تشکیل شد<ref name=":0">'''''روشنفكر''''': سال سوم، شماره 142، پنجشنبه ششم اردیبهشت 1335، ص 9.</ref>. بعد محل آن به خیابان سعدی و سرانجام به سالنی با گنجایش 550 تن به کوچه باربد در میانه لاله‌زار منقتل شد. فعالیت‌های عمده‌ی این جامعه، نمایش‌های کمدی موزیکال بود.  


همكاران مهرتاش در بدو تأسيس جامعه‌ي باربد هنرمنداني مانند رفيع حالتي، علي دريابيگي، محسن سهيلي، فضل‌الله بايگان، نورمحمد ميرعمادي، خان بابا صدري، ملوك ضرابي، [[رقیه چهره آزاد|بانو چهرآزاد]] بودند.<sup>2</sup>  
همکاران مهرتاش در بدو تأسیس جامعه‌ی باربد هنرمندانی مانند [[رفیع حالتی]]، علی دریابیگی، محسن سهیلی، فضل‌الله بایگان، نورمحمد میرعمادی، خان بابا صدری، ملوک ضرابی، [[رقیه چهره آزاد|بانو چهرآزاد]] بودند.<ref>شهریاری، خسرو: '''''کتاب نمایش'''''. تهران، امیرکبیر، چاپ اول 1365. ص 2/415.</ref><ref>جنتی عطایی، ابوالقاسم، '''''بنیاد نمایش در ایران'''''، تهران: ابن‌سینا، 74.</ref><ref name=":1">'''''من و زندگی''''': خاطرات مرتضی احمدی، تهران، انتشارات ققنوس، چاپ اول 1378، صص 138 تا 140.</ref>  


اين جمعيت، اولين نمايش خود را به نام «ليلي و مجنون»، در سالن زرتشتيها بر روي صحنه آوردند. دومين نمايش آنها «خسرو و شيرين» بود كه ملوك ضرابي در آن نقش شيرين را بر عهده داشت.  
این جمعیت، اولین نمایش خود را به نام «لیلی و مجنون»، در سالن زرتشتی‌ها بر روی صحنه آوردند. دومین نمایش آنها «خسرو و شیرین» بود که ملوک ضرابی در آن نقش شیرین را بر عهده داشت.  


مهرتاش، تربيتي داده بود تا خانم‌ها جدا از آقايان و با حجاب بنشينند.<sup>3</sup>  
مهرتاش، تربیتی داده بود تا خانم‌ها جدا از آقایان و با حجاب بنشینند<ref name=":0" />.


در برنامه‌هاي جامعه، آموزش تئاتر به تئاترپيشگان هدف اصلي بود و از اين رو، مي‌توان گفت جامعه‌ي باربد اولين مركز مهم آموزش نمايش در ايران به شمار مي‌آمد كه عده زيادي از هنرمندان را وارد عرصه نمايش كرد. اين جمعيت نمايش‌هاي بسياري از جمله اپرت خيام، خسرو و شيرين، عدالت، خاقان مي‌رقصد را اجرا كرد.  
در برنامه‌های جامعه، آموزش تئاتر به تئاترپیشگان هدف اصلی بود و از این رو، می‌توان گفت جامعه‌ی باربد اولین مرکز مهم آموزش نمایش در ایران به شمار می‌آمد که عده زیادی از هنرمندان را وارد عرصه نمایش کرد. این جمعیت نمایش‌های بسیاری از جمله اپرت خیام، خسرو و شیرین، عدالت، خاقان می‌رقصد را اجرا کرد.  


هنرپيشگان اين تشكيلات بجز آنهايي كه نامبرده شد، هنرمنداني مانند: عصمت صفوي، لُرتا، شهين، آذر حكمت شعار، عباس حكمت شعار، هوشنگ سارنگ، اكبر مشكين، حسن جليلوند، پرويز ضياء‌الابصاري، ازهدي، نعمت عبدي، عبدالوهاب شهيدي و علي نصيريان نيز بودند.<sup>5</sup>   
هنرپیشگان این تشکیلات بجز آنهایی که نامبرده شد، هنرمندانی مانند: [[عصمت صفوی]]، لُرتا، شهین، آذر حکمت شعار، عباس حکمت شعار، هوشنگ سارنگ، اکبر مشکین، حسن جلیلوند، پرویز ضیاء‌الابصاری، ازهدی، نعمت عبدی، عبدالوهاب شهیدی و علی نصیریان نیز بودند<ref>'''''تماشا''''': شماره 379، شنبه 11 شهریور 1357، ص 23.</ref>.   


سرانجام جامعة باربد پس از نيم قرن فعاليت در سال 1358ش با درگذشت اسماعيل مهرتاش تعطيل شد.<sup>6</sup>  
سرانجام جامعه باربد پس از نیم قرن فعالیت در سال 1358ش با درگذشت اسماعیل مهرتاش تعطیل شد<ref name=":1" />.


== نیز نگاه کنید به ==


'''''منابع و مآخذ'''''
* [[رفیع حالتی]]
* [[رقیه چهره آزاد]]
* [[عصمت صفوی]]


1-             '''''روشنفكر''''': سال سوم، شماره 142، پنجشنبه ششم ارديبهشت 1335، ص 9.
== مآخذ ==
 
2-             جنتي عطايي، ابوالقاسم، '''''بنياد نمايش در ايران'''''، تهران: ابن‌سينا، 74؛ شهرياري، خسرو: '''''كتاب نمايش'''''. تهران، اميركبير، چاپ اول 1365. ص 2/415؛ '''''من و زندگي''''': خاطرات مرتضي احمدي، تهران، انتشارات ققنوس، چاپ اول 1378، صص 138 تا 140.
 
3-             '''''روشنفكر''''': همانجا.
 
4-             '''''تماشا''''': شماره 379، شنبه 11 شهريور 1357، ص 23.
 
5-             '''''من و زندگي''''': صص 138 تا 140.
 
 
محمود عزیزی

نسخهٔ ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۵۶

جامعه‌ی باربد، کلوپی از گروهی هنرمندان برای اجرای نمایش و نشان دادن هنرهای ملی ایران.

جامعه باربد در 1305ش، به کوشش هنرمند و موسیقدان، اسماعیل مهرتاش نخست در خیابان فردوسی (علاء‌الدوله) در خانه‌ای اجاره‌‌ای تشکیل شد[۱]. بعد محل آن به خیابان سعدی و سرانجام به سالنی با گنجایش 550 تن به کوچه باربد در میانه لاله‌زار منقتل شد. فعالیت‌های عمده‌ی این جامعه، نمایش‌های کمدی موزیکال بود.

همکاران مهرتاش در بدو تأسیس جامعه‌ی باربد هنرمندانی مانند رفیع حالتی، علی دریابیگی، محسن سهیلی، فضل‌الله بایگان، نورمحمد میرعمادی، خان بابا صدری، ملوک ضرابی، بانو چهرآزاد بودند.[۲][۳][۴]

این جمعیت، اولین نمایش خود را به نام «لیلی و مجنون»، در سالن زرتشتی‌ها بر روی صحنه آوردند. دومین نمایش آنها «خسرو و شیرین» بود که ملوک ضرابی در آن نقش شیرین را بر عهده داشت.

مهرتاش، تربیتی داده بود تا خانم‌ها جدا از آقایان و با حجاب بنشینند[۱].

در برنامه‌های جامعه، آموزش تئاتر به تئاترپیشگان هدف اصلی بود و از این رو، می‌توان گفت جامعه‌ی باربد اولین مرکز مهم آموزش نمایش در ایران به شمار می‌آمد که عده زیادی از هنرمندان را وارد عرصه نمایش کرد. این جمعیت نمایش‌های بسیاری از جمله اپرت خیام، خسرو و شیرین، عدالت، خاقان می‌رقصد را اجرا کرد.

هنرپیشگان این تشکیلات بجز آنهایی که نامبرده شد، هنرمندانی مانند: عصمت صفوی، لُرتا، شهین، آذر حکمت شعار، عباس حکمت شعار، هوشنگ سارنگ، اکبر مشکین، حسن جلیلوند، پرویز ضیاء‌الابصاری، ازهدی، نعمت عبدی، عبدالوهاب شهیدی و علی نصیریان نیز بودند[۵]

سرانجام جامعه باربد پس از نیم قرن فعالیت در سال 1358ش با درگذشت اسماعیل مهرتاش تعطیل شد[۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ روشنفكر: سال سوم، شماره 142، پنجشنبه ششم اردیبهشت 1335، ص 9.
  2. شهریاری، خسرو: کتاب نمایش. تهران، امیرکبیر، چاپ اول 1365. ص 2/415.
  3. جنتی عطایی، ابوالقاسم، بنیاد نمایش در ایران، تهران: ابن‌سینا، 74.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ من و زندگی: خاطرات مرتضی احمدی، تهران، انتشارات ققنوس، چاپ اول 1378، صص 138 تا 140.
  5. تماشا: شماره 379، شنبه 11 شهریور 1357، ص 23.