پرش به محتوا

پوشاک دوره صفوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''پوشاك دوره صفوي''': لباس‌هاي مردم ايران در دوره صفوي، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش سرپوش و تن پوش بيان مي‌كند.<sup>1</sup> '''سرپوش‌ها''': از سرپوش‌هاي شاهان، بايد به دستارهاي قهوه اي و كرم رنگ نازكي اشاره كرد، كه چندين دور اطراف سر پيچيده مي‌شد و ب...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''پوشاك دوره صفوي''': لباس‌هاي مردم ايران در دوره صفوي، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش سرپوش و تن پوش بيان مي‌كند.<sup>1</sup>
'''پوشاك دوره صفوی''': لباس‌های مردم ایران در [[صفویان|دوره صفوی]]، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش سرپوش و تن پوش بیان می‌كند.<sup>1</sup>


'''سرپوش‌ها''': از سرپوش‌هاي شاهان، بايد به دستارهاي قهوه اي و كرم رنگ نازكي اشاره كرد، كه چندين دور اطراف سر پيچيده مي‌شد و بدين خاطر به شكل كلاهي ترك‌دار درمي‌آمد. اين نوع از سرپوش‌ها اغلب با دسته موي سياه و پَرهاي بلند و زنجيره و نگين‌هايي رنگي تزيين مي‌شد.<sup>2</sup> اما مهم‌ترين سرپوش پادشاهان صفوي، كلاه يا تاج قزلباش بود. اطلاعات ما درباره اين كلاه كه گفته مي‌شود از زمان سلطان حيدر (پدر شاه اسماعيل) به كار رفته است و به نشانه دوازده امام شيعه، دوازده ترك طلايي يا قرمز رنگ بر خود داشته، بيشتر از متون تاريخي و سفرنامه ايست تا نقوش بدست آمده از آن دوران.<sup>3</sup> در نقوشي كه در اين دوره، كلاه قزلباشي پادشاهان را نشان داده اند، تاكيدي بر نمايش دوازده ترك ديده نمي‌شود، بلكه بر گرد كلاهخودي كه به ميله‌اي عمودي منتهي مي‌شود، دستاري پيچيده شده، به طوري كه تنها ميله عمودي كلاهخود از بالاي دستار ديده مي‌شود. اين كلاهخود و ميله آن يا رنگ طلايي داشت و يا اغلب قرمز و گاه نيز سياه رنگ بود، دستار پيچيده بر گرد آن نيز اغلب سفيد و يا به رنگ ديگر بود و در بيشتر مواقع با پرهايي بلند و سياه و سفيد و دسته مويي سياه و زنجيره و نگين‌هايي تزيين شده بود.<sup>4</sup> علما در بيشتر مواقع دستاري سفيد، آبي، صورتي، زرد، قهوه اي، و يا چهارخانه‌اي، به دور سر مي‌بستند.<sup>5</sup> كم كم پيچيدن دستارهاي بزرگي كه چندين بار به دور سر بسته شده بود، رواج يافت.<sup>6</sup> سعي مي‌شد انتهاي دستار را كه با زردوزي و نگين‌كاري تزيين شده بود، طوري در پشت سر، بالا بياورند كه كاملاً مشخص باشد. <sup>7</sup> زنان، مقنعه‌اي بر سر مي‌گذاشتند كه تمام سر و گوش‌ها و زير چانه و گردن را مي‌پوشاند. بر اين مقنعه گاه پيشاني‌بندي طلايي و يا مانند آن بسته مي‌شد. اين مقنعه‌هاي سفيد ساده و يا با خال‌هاي سياه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) كه نوعي گيسوپوش بود، به كار مي‌بردند.<sup>8</sup> آنان هم چنين از نوعي كلاه تخت و مخروطي بسيار كوتاه، كه اغلب اطرافش را دستاري پيچيده،<sup>9</sup> نوعي تاج مثلثي كه در حقيقت كلاه يا نوعي پيشاني بند لبه‌دار بلند بود<sup>10</sup> و روسري‌هاي بلند و نوعي چادر گونه بلند نيز استفاده مي‌كردند.<sup>11</sup> وقتي شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از اصفهان به تبريز كه سال‌ها در سيطره عثمانيان بود، آمد، ساكنان محل كلاه‌هاي ويژه صفوي خود را كه در دوران اشغال عثمانيان مخفي كرده بودند، پس از بيست سال برسر نهادند و با خوشحالي به پيشواز شاه رفتند.<sup>12</sup> نوعي كلاه مخروطي شُل را نيز كه به سبب شُلي، بالاي كلاه به طرف پايين مي‌افتاد، تنها و يا با پيچاندن شالي كوتاه به دورش بر سر مي‌گذاشتند. اين نوع از كلاه‌ها اغلب خالدار بود.<sup>13</sup> كلاه‌هايي با يك لبه پشمي كلفت، كلاه‌هاي لبه دار معمولي،<sup>14</sup> و يا كلاه‌هاي تيموري كه چاكي در لبه داشتند نيز به كار مي‌رفت. در اين نوع اخير، گاه يك نيمه لبه كلاه را از محل چاك آن به طرف پايين مي‌كشيدند، بدين ترتيب كلاه تنها لبه‌اي در نيمه عقبي خود داشت.<sup>15</sup>  
'''سرپوش‌ها''': از سرپوش‌های شاهان، باید به دستارهای قهوه ای و كرم رنگ نازكی اشاره كرد، كه چندین دور اطراف سر پیچیده می‌شد و بدین خاطر به شكل كلاهی ترك‌دار درمی‌آمد. این نوع از سرپوش‌ها اغلب با دسته موی سیاه و پَرهای بلند و زنجیره و نگین‌هایی رنگی تزیین می‌شد.<sup>2</sup> اما مهم‌ترین سرپوش پادشاهان صفوی، كلاه یا تاج قزلباش بود. اطلاعات ما درباره این كلاه كه گفته می‌شود از زمان سلطان حیدر (پدر شاه اسماعیل) به كار رفته است و به نشانه دوازده امام شیعه، دوازده ترك طلایی یا قرمز رنگ بر خود داشته، بیشتر از متون تاریخی و سفرنامه ایست تا نقوش بدست آمده از آن دوران.<sup>3</sup> در نقوشی كه در این دوره، كلاه قزلباشی پادشاهان را نشان داده اند، تاكیدی بر نمایش دوازده ترك دیده نمی‌شود، بلكه بر گرد كلاهخودی كه به میله‌ای عمودی منتهی می‌شود، دستاری پیچیده شده، به طوری كه تنها میله عمودی كلاهخود از بالای دستار دیده می‌شود. این كلاهخود و میله آن یا رنگ طلایی داشت و یا اغلب قرمز و گاه نیز سیاه رنگ بود، دستار پیچیده بر گرد آن نیز اغلب سفید و یا به رنگ دیگر بود و در بیشتر مواقع با پرهایی بلند و سیاه و سفید و دسته مویی سیاه و زنجیره و نگین‌هایی تزیین شده بود.<sup>4</sup> علما در بیشتر مواقع دستاری سفید، آبی، صورتی، زرد، قهوه ای، و یا چهارخانه‌ای، به دور سر می‌بستند.<sup>5</sup> كم كم پیچیدن دستارهای بزرگی كه چندین بار به دور سر بسته شده بود، رواج یافت.<sup>6</sup> سعی می‌شد انتهای دستار را كه با زردوزی و نگین‌كاری تزیین شده بود، طوری در پشت سر، بالا بیاورند كه كاملاً مشخص باشد. <sup>7</sup> زنان، مقنعه‌ای بر سر می‌گذاشتند كه تمام سر و گوش‌ها و زیر چانه و گردن را می‌پوشاند. بر این مقنعه گاه پیشانی‌بندی طلایی و یا مانند آن بسته می‌شد. این مقنعه‌های سفید ساده و یا با خال‌های سیاه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) كه نوعی گیسوپوش بود، به كار می‌بردند.<sup>8</sup> آنان هم چنین از نوعی كلاه تخت و مخروطی بسیار كوتاه، كه اغلب اطرافش را دستاری پیچیده،<sup>9</sup> نوعی تاج مثلثی كه در حقیقت كلاه یا نوعی پیشانی بند لبه‌دار بلند بود<sup>10</sup> و روسری‌های بلند و نوعی چادر گونه بلند نیز استفاده می‌كردند.<sup>11</sup> وقتی شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از اصفهان به تبریز كه سال‌ها در سیطره عثمانیان بود، آمد، ساكنان محل كلاه‌های ویژه صفوی خود را كه در دوران اشغال عثمانیان مخفی كرده بودند، پس از بیست سال برسر نهادند و با خوشحالی به پیشواز شاه رفتند.<sup>12</sup> نوعی كلاه مخروطی شُل را نیز كه به سبب شُلی، بالای كلاه به طرف پایین می‌افتاد، تنها و یا با پیچاندن شالی كوتاه به دورش بر سر می‌گذاشتند. این نوع از كلاه‌ها اغلب خالدار بود.<sup>13</sup> كلاه‌هایی با یك لبه پشمی كلفت، كلاه‌های لبه دار معمولی،<sup>14</sup> و یا كلاه‌های تیموری كه چاكی در لبه داشتند نیز به كار می‌رفت. در این نوع اخیر، گاه یك نیمه لبه كلاه را از محل چاك آن به طرف پایین می‌كشیدند، بدین ترتیب كلاه تنها لبه‌ای در نیمه عقبی خود داشت.<sup>15</sup>  


'''تن پوش‌ها''': از لباس‌هاي شاهان بايد به انواع بالاپوش‌ها و نيز گونه‌اي از شنل‌ها اشاره كرد.<sup>16</sup> نوعي از اين بالاپوش‌ها را كه بر تن برخي از رجال و علماي اين دوره نيز مي‌توان ديد، آستين‌هايي بسيار بلند و تنگ و چسبان داشت. رايج ترين شيوه تزيين اين نوع لباس، سوزن دوزي و ابريشم‌دوزي نقوش اسليمي و تُرنجي و گل‌هاي چند پَر و مانند آن بود كه اغلب به رنگ طلايي يا قرمز و گاه به رنگ‌هاي ديگر روي سينه و اطراف يقه و گردن را فرا گرفته بود.<sup>17</sup> لباس اصلي و رويي به يكي از چهارنوع، كوتاه آستين كوتاه، كوتاه آستين بلند، بلند آستين بلند، و بلند آستين كوتاه بود. هرچند جلوي اين لباس، رديف دگمه‌ها و خط دگمه‌هايي<sup>18</sup> داشت، اما اغلب جلوباز و داراي نقوش گل‌دوزي شده طلايي رنگي روي سينه و شانه‌ها بود.<sup>19</sup> لباس اصلي و رويي ديگري نيز داشتند كه روي دوش مي‌انداختند. اين لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستين‌هايي كوتاه و غيرپوشيدني داشت، بر دو لبه كناري آن، در محل سينه، اغلب گل سينه‌هايي گرد، براي بسته شدن ديده مي‌شد.<sup>20</sup> گاهي به جاي آن، بالاپوشي بلند و جلوباز را برتن مي‌كردند كه هميشه آستين‌هايي بسيار بلند و تنگ و غير پوشيدني داشت، كه از محل شكافي كه در بالاي آستين بوجود آمده بود، دست‌ها را بيرون مي‌آوردند، بدين ترتيب، بقيه آستين بلند كه گاه تا ساق پاها نيز مي‌رسيد، به صورتي آويخته، در پشت دست‌ها، قرار مي‌گرفت. صوفيان، گاه اين لباس را، تنها و بر بالاتنه عريان خود، مي‌پوشيدند. رنگ آن نيز، كه گاه نقوشي گياهي برخود داشت، آبي سير، قرمز، سبز و مانند آن بود.<sup>21</sup> استفاده از شال نيز ـ غير از شال دور كمر ـ در ميان علما رايج بود. اين شال را بيشتر بر شانه‌ها و يا دورگردن مي‌انداختند.<sup>22</sup> از تن پوش‌هاي زنان اين دوره، لباسي بلند و تنگ و جلوبسته با آستين‌هايي بلند بود، كه بر روي آن لباس رويي و اصلي خود را مي‌پوشيدند، كه اغلب تنگ و چسبان و آستين بلند بود. مهم‌ترين ويژگي اين لباس، چاكي بزرگ و فراخ بود كه از بالاي يقه تا روي شكم ادامه داشت.<sup>23</sup> گاه بر روي اين لباس‌ها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستين كوتاه و يا آستين بلند ديگري كه آستين‌هايي تنگ و غير پوشيدني، بر تن مي‌كردند.<sup>24</sup> نوع ديگر اين بالاپوش‌ها بسيار كوتاه و تنگ و آستين بلند بود، درست مانند كت‌هاي امروزي.<sup>25</sup> آنان از شلوارهاي سفيد و طلايي، دامن‌هاي بلند و گشاد و پف كرده كه سطح آن را سوزن‌كاري و نگين‌دوزي‌هاي بسيار فرا گرفته بود، نيز استفاده مي‌كردند.<sup>26</sup>   
'''تن پوش‌ها''': از لباس‌های شاهان باید به انواع بالاپوش‌ها و نیز گونه‌ای از شنل‌ها اشاره كرد.<sup>16</sup> نوعی از این بالاپوش‌ها را كه بر تن برخی از رجال و علمای این دوره نیز می‌توان دید، آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و چسبان داشت. رایج ترین شیوه تزیین این نوع لباس، سوزن دوزی و ابریشم‌دوزی نقوش اسلیمی و تُرنجی و گل‌های چند پَر و مانند آن بود كه اغلب به رنگ طلایی یا قرمز و گاه به رنگ‌های دیگر روی سینه و اطراف یقه و گردن را فرا گرفته بود.<sup>17</sup> لباس اصلی و رویی به یكی از چهارنوع، كوتاه آستین كوتاه، كوتاه آستین بلند، بلند آستین بلند، و بلند آستین كوتاه بود. هرچند جلوی این لباس، ردیف دگمه‌ها و خط دگمه‌هایی<sup>18</sup> داشت، اما اغلب جلوباز و دارای نقوش گل‌دوزی شده طلایی رنگی روی سینه و شانه‌ها بود.<sup>19</sup> لباس اصلی و رویی دیگری نیز داشتند كه روی دوش می‌انداختند. این لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستین‌هایی كوتاه و غیرپوشیدنی داشت، بر دو لبه كناری آن، در محل سینه، اغلب گل سینه‌هایی گرد، برای بسته شدن دیده می‌شد.<sup>20</sup> گاهی به جای آن، بالاپوشی بلند و جلوباز را برتن می‌كردند كه همیشه آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و غیر پوشیدنی داشت، كه از محل شكافی كه در بالای آستین بوجود آمده بود، دست‌ها را بیرون می‌آوردند، بدین ترتیب، بقیه آستین بلند كه گاه تا ساق پاها نیز می‌رسید، به صورتی آویخته، در پشت دست‌ها، قرار می‌گرفت. صوفیان، گاه این لباس را، تنها و بر بالاتنه عریان خود، می‌پوشیدند. رنگ آن نیز، كه گاه نقوشی گیاهی برخود داشت، آبی سیر، قرمز، سبز و مانند آن بود.<sup>21</sup> استفاده از شال نیز ـ غیر از شال دور كمر ـ در میان علما رایج بود. این شال را بیشتر بر شانه‌ها و یا دورگردن می‌انداختند.<sup>22</sup> از تن پوش‌های زنان این دوره، لباسی بلند و تنگ و جلوبسته با آستین‌هایی بلند بود، كه بر روی آن لباس رویی و اصلی خود را می‌پوشیدند، كه اغلب تنگ و چسبان و آستین بلند بود. مهم‌ترین ویژگی این لباس، چاكی بزرگ و فراخ بود كه از بالای یقه تا روی شكم ادامه داشت.<sup>23</sup> گاه بر روی این لباس‌ها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستین كوتاه و یا آستین بلند دیگری كه آستین‌هایی تنگ و غیر پوشیدنی، بر تن می‌كردند.<sup>24</sup> نوع دیگر این بالاپوش‌ها بسیار كوتاه و تنگ و آستین بلند بود، درست مانند كت‌های امروزی.<sup>25</sup> آنان از شلوارهای سفید و طلایی، دامن‌های بلند و گشاد و پف كرده كه سطح آن را سوزن‌كاری و نگین‌دوزی‌های بسیار فرا گرفته بود، نیز استفاده می‌كردند.<sup>26</sup>   


'''مآخذ''':
'''مآخذ''':


1.    يادداشت مولف.
1.    یادداشت مولف.


2.             Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات يازيچي، باكو، 1983 م
2.             Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باكو، 1983 م


no 10, 12;
no 10, 12;


عكاشه، ثروت، موسوعة التصويرالاسلامي، بيروت: مكتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولي، 1999م، ص 213، لوحه 277.
عكاشه، ثروت، موسوعة التصویرالاسلامی، بیروت: مكتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولی، 1999م، ص 213، لوحه 277.


3.     '''''عالم آراي صفوي'''''. مولف ناشناخته، به كوشش يدالله شكري، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37.   
3.     '''''عالم آرای صفوی'''''. مولف ناشناخته، به كوشش یدالله شكری، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37.   


4.             Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.
4.             Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.
خط ۲۱: خط ۲۱:
5.             Gray, pp. 140-141.
5.             Gray, pp. 140-141.


6.     '''''تك برگي از شاهنامه شاه اسماعيل'''''. موزه رضا عباسي، ش 613.
6.     '''''تك برگی از شاهنامه شاه اسماعیل'''''. موزه رضا عباسی، ش 613.


7.             Gray, p. 149.
7.             Gray, p. 149.
خط ۲۷: خط ۲۷:
8.             Gray, pp. 153-154;
8.             Gray, pp. 153-154;


عالم آراي صفوي، صص 161، 302
عالم آرای صفوی، صص 161، 302


9.             Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98.
9.             Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98.


10.  شاهنامه شاه اسماعيل، تك برگ، موزه رضا عباسي، ش 2848؛ عكاشه. ص 214-218 ، لوحه 290.
10.  شاهنامه شاه اسماعیل، تك برگ، موزه رضا عباسی، ش 2848؛ عكاشه. ص 214-218 ، لوحه 290.


11.          Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;
11.          Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;
خط ۴۹: خط ۴۹:
16.          Gray, pp. 136-137;
16.          Gray, pp. 136-137;


عالم آراي صفوي، ص 197.
عالم آرای صفوی، ص 197.


17.          Nizami, no 16, 20.
17.          Nizami, no 16, 20.


18.  '''''شاهنامه موزه ايران باستان'''''، تك برگ، ش 4532.
18.  '''''شاهنامه موزه ایران باستان'''''، تك برگ، ش 4532.


19.          Nizami, p. no 5, 9, 10, 27, 33, 43, 45, 57, 89; Gray, pp. 130-133.
19.          Nizami, p. no 5, 9, 10, 27, 33, 43, 45, 57, 89; Gray, pp. 130-133.
خط ۶۳: خط ۶۳:
22.          Ibid, pp. 140-141, 149;
22.          Ibid, pp. 140-141, 149;


عكاشه. ص215، لوحه 281؛ كمپفر، انگلبرت. '''''سفرنامه'''''. ترجمه كيكاووس جهانداري، تهران: خوارزمي، 1363، ص 127.
عكاشه. ص215، لوحه 281؛ كمپفر، انگلبرت. '''''سفرنامه'''''. ترجمه كیكاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص 127.


23.          Gray, pp. 142-145, 153-154, 165-166; Nizami, no 64, 70, 71, 95, 100, 101;
23.          Gray, pp. 142-145, 153-154, 165-166; Nizami, no 64, 70, 71, 95, 100, 101;
خط ۷۵: خط ۷۵:
25.          Nizami, no 46;
25.          Nizami, no 46;


عكاشه. ص235، لوحه 319، تصوير روي ديوار، كاخ چهلستون؛ ذكاء، يحيي؛ سمسار، محمد حسن. '''''آثار هنري ايران در مجموعه نخست وزيري'''''. انتشارات نخست وزيري، 1357، ص 40، 43.
عكاشه. ص235، لوحه 319، تصویر روی دیوار، كاخ چهلستون؛ ذكاء، یحیی؛ سمسار، محمد حسن. '''''آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری'''''. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص 40، 43.


26.          Gray, pp. 153-154; Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98;
26.          Gray, pp. 153-154; Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98;

نسخهٔ ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۱۷

پوشاك دوره صفوی: لباس‌های مردم ایران در دوره صفوی، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش سرپوش و تن پوش بیان می‌كند.1

سرپوش‌ها: از سرپوش‌های شاهان، باید به دستارهای قهوه ای و كرم رنگ نازكی اشاره كرد، كه چندین دور اطراف سر پیچیده می‌شد و بدین خاطر به شكل كلاهی ترك‌دار درمی‌آمد. این نوع از سرپوش‌ها اغلب با دسته موی سیاه و پَرهای بلند و زنجیره و نگین‌هایی رنگی تزیین می‌شد.2 اما مهم‌ترین سرپوش پادشاهان صفوی، كلاه یا تاج قزلباش بود. اطلاعات ما درباره این كلاه كه گفته می‌شود از زمان سلطان حیدر (پدر شاه اسماعیل) به كار رفته است و به نشانه دوازده امام شیعه، دوازده ترك طلایی یا قرمز رنگ بر خود داشته، بیشتر از متون تاریخی و سفرنامه ایست تا نقوش بدست آمده از آن دوران.3 در نقوشی كه در این دوره، كلاه قزلباشی پادشاهان را نشان داده اند، تاكیدی بر نمایش دوازده ترك دیده نمی‌شود، بلكه بر گرد كلاهخودی كه به میله‌ای عمودی منتهی می‌شود، دستاری پیچیده شده، به طوری كه تنها میله عمودی كلاهخود از بالای دستار دیده می‌شود. این كلاهخود و میله آن یا رنگ طلایی داشت و یا اغلب قرمز و گاه نیز سیاه رنگ بود، دستار پیچیده بر گرد آن نیز اغلب سفید و یا به رنگ دیگر بود و در بیشتر مواقع با پرهایی بلند و سیاه و سفید و دسته مویی سیاه و زنجیره و نگین‌هایی تزیین شده بود.4 علما در بیشتر مواقع دستاری سفید، آبی، صورتی، زرد، قهوه ای، و یا چهارخانه‌ای، به دور سر می‌بستند.5 كم كم پیچیدن دستارهای بزرگی كه چندین بار به دور سر بسته شده بود، رواج یافت.6 سعی می‌شد انتهای دستار را كه با زردوزی و نگین‌كاری تزیین شده بود، طوری در پشت سر، بالا بیاورند كه كاملاً مشخص باشد. 7 زنان، مقنعه‌ای بر سر می‌گذاشتند كه تمام سر و گوش‌ها و زیر چانه و گردن را می‌پوشاند. بر این مقنعه گاه پیشانی‌بندی طلایی و یا مانند آن بسته می‌شد. این مقنعه‌های سفید ساده و یا با خال‌های سیاه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) كه نوعی گیسوپوش بود، به كار می‌بردند.8 آنان هم چنین از نوعی كلاه تخت و مخروطی بسیار كوتاه، كه اغلب اطرافش را دستاری پیچیده،9 نوعی تاج مثلثی كه در حقیقت كلاه یا نوعی پیشانی بند لبه‌دار بلند بود10 و روسری‌های بلند و نوعی چادر گونه بلند نیز استفاده می‌كردند.11 وقتی شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از اصفهان به تبریز كه سال‌ها در سیطره عثمانیان بود، آمد، ساكنان محل كلاه‌های ویژه صفوی خود را كه در دوران اشغال عثمانیان مخفی كرده بودند، پس از بیست سال برسر نهادند و با خوشحالی به پیشواز شاه رفتند.12 نوعی كلاه مخروطی شُل را نیز كه به سبب شُلی، بالای كلاه به طرف پایین می‌افتاد، تنها و یا با پیچاندن شالی كوتاه به دورش بر سر می‌گذاشتند. این نوع از كلاه‌ها اغلب خالدار بود.13 كلاه‌هایی با یك لبه پشمی كلفت، كلاه‌های لبه دار معمولی،14 و یا كلاه‌های تیموری كه چاكی در لبه داشتند نیز به كار می‌رفت. در این نوع اخیر، گاه یك نیمه لبه كلاه را از محل چاك آن به طرف پایین می‌كشیدند، بدین ترتیب كلاه تنها لبه‌ای در نیمه عقبی خود داشت.15

تن پوش‌ها: از لباس‌های شاهان باید به انواع بالاپوش‌ها و نیز گونه‌ای از شنل‌ها اشاره كرد.16 نوعی از این بالاپوش‌ها را كه بر تن برخی از رجال و علمای این دوره نیز می‌توان دید، آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و چسبان داشت. رایج ترین شیوه تزیین این نوع لباس، سوزن دوزی و ابریشم‌دوزی نقوش اسلیمی و تُرنجی و گل‌های چند پَر و مانند آن بود كه اغلب به رنگ طلایی یا قرمز و گاه به رنگ‌های دیگر روی سینه و اطراف یقه و گردن را فرا گرفته بود.17 لباس اصلی و رویی به یكی از چهارنوع، كوتاه آستین كوتاه، كوتاه آستین بلند، بلند آستین بلند، و بلند آستین كوتاه بود. هرچند جلوی این لباس، ردیف دگمه‌ها و خط دگمه‌هایی18 داشت، اما اغلب جلوباز و دارای نقوش گل‌دوزی شده طلایی رنگی روی سینه و شانه‌ها بود.19 لباس اصلی و رویی دیگری نیز داشتند كه روی دوش می‌انداختند. این لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستین‌هایی كوتاه و غیرپوشیدنی داشت، بر دو لبه كناری آن، در محل سینه، اغلب گل سینه‌هایی گرد، برای بسته شدن دیده می‌شد.20 گاهی به جای آن، بالاپوشی بلند و جلوباز را برتن می‌كردند كه همیشه آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و غیر پوشیدنی داشت، كه از محل شكافی كه در بالای آستین بوجود آمده بود، دست‌ها را بیرون می‌آوردند، بدین ترتیب، بقیه آستین بلند كه گاه تا ساق پاها نیز می‌رسید، به صورتی آویخته، در پشت دست‌ها، قرار می‌گرفت. صوفیان، گاه این لباس را، تنها و بر بالاتنه عریان خود، می‌پوشیدند. رنگ آن نیز، كه گاه نقوشی گیاهی برخود داشت، آبی سیر، قرمز، سبز و مانند آن بود.21 استفاده از شال نیز ـ غیر از شال دور كمر ـ در میان علما رایج بود. این شال را بیشتر بر شانه‌ها و یا دورگردن می‌انداختند.22 از تن پوش‌های زنان این دوره، لباسی بلند و تنگ و جلوبسته با آستین‌هایی بلند بود، كه بر روی آن لباس رویی و اصلی خود را می‌پوشیدند، كه اغلب تنگ و چسبان و آستین بلند بود. مهم‌ترین ویژگی این لباس، چاكی بزرگ و فراخ بود كه از بالای یقه تا روی شكم ادامه داشت.23 گاه بر روی این لباس‌ها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستین كوتاه و یا آستین بلند دیگری كه آستین‌هایی تنگ و غیر پوشیدنی، بر تن می‌كردند.24 نوع دیگر این بالاپوش‌ها بسیار كوتاه و تنگ و آستین بلند بود، درست مانند كت‌های امروزی.25 آنان از شلوارهای سفید و طلایی، دامن‌های بلند و گشاد و پف كرده كه سطح آن را سوزن‌كاری و نگین‌دوزی‌های بسیار فرا گرفته بود، نیز استفاده می‌كردند.26

مآخذ:

1.    یادداشت مولف.

2.             Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باكو، 1983 م

no 10, 12;

عكاشه، ثروت، موسوعة التصویرالاسلامی، بیروت: مكتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولی، 1999م، ص 213، لوحه 277.

3.     عالم آرای صفوی. مولف ناشناخته، به كوشش یدالله شكری، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37. 

4.             Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.

5.             Gray, pp. 140-141.

6.     تك برگی از شاهنامه شاه اسماعیل. موزه رضا عباسی، ش 613.

7.             Gray, p. 149.

8.             Gray, pp. 153-154;

عالم آرای صفوی، صص 161، 302

9.             Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98.

10.  شاهنامه شاه اسماعیل، تك برگ، موزه رضا عباسی، ش 2848؛ عكاشه. ص 214-218 ، لوحه 290.

11.          Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;

عكاشه، ص235 ، لوحه 319.

12.          Gray, pp. 140-141, 149.

13.          Nizami, no 9,10,57 ; Gray, p. 149;

عكاشه، ص 308 ، لوحه 288.

14.          Nizami, no 5, 27, 33, 43, 45, 57.

15.          Gray, p. 149.

16.          Gray, pp. 136-137;

عالم آرای صفوی، ص 197.

17.          Nizami, no 16, 20.

18.  شاهنامه موزه ایران باستان، تك برگ، ش 4532.

19.          Nizami, p. no 5, 9, 10, 27, 33, 43, 45, 57, 89; Gray, pp. 130-133.

20.          Gray, pp. 140-141, 149; Nizami, no 9, 56-67.

21.          Gray, p. 149

22.          Ibid, pp. 140-141, 149;

عكاشه. ص215، لوحه 281؛ كمپفر، انگلبرت. سفرنامه. ترجمه كیكاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص 127.

23.          Gray, pp. 142-145, 153-154, 165-166; Nizami, no 64, 70, 71, 95, 100, 101;

عكاشه. ص 195، 234، لوحه 228، 317.

24.          Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;

عكاشه، ص235 ، لوحه 319

25.          Nizami, no 46;

عكاشه. ص235، لوحه 319، تصویر روی دیوار، كاخ چهلستون؛ ذكاء، یحیی؛ سمسار، محمد حسن. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص 40، 43.

26.          Gray, pp. 153-154; Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98;

عكاشه. ص 195، 214-218، لوحه 228، 290.

محمدرضا چیت ساز