پرش به محتوا

عمامه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''عمامه'''، پارچه‌اي نسبتا دراز و كم عرض كه آن را چندين بار دور سر مي‌پيچند. دستار، منديل، دستارچه، سرپايان، نام‌هاي تاريخي و انواع ديگرعمامه هستند كه در شكل‌ها و طرح‌هاي گوناگون در دوره‌هاي مختلف تاريخي مورد استفاده قرار گرفته‌اند.<sup>1</sup>...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''عمامه'''، پارچه‌اي نسبتا دراز و كم عرض كه آن را چندين بار دور سر مي‌پيچند. دستار، منديل، دستارچه، سرپايان، نام‌هاي تاريخي و انواع ديگرعمامه هستند كه در شكل‌ها و طرح‌هاي گوناگون در دوره‌هاي مختلف تاريخي مورد استفاده قرار گرفته‌اند.<sup>1</sup>
'''عمامه'''، پارچه‌ای نسبتا دراز و كم عرض كه آن را چندین بار دور سر می‌پیچند. دستار، مندیل، دستارچه، سرپایان، نام‌های تاریخی و انواع دیگرعمامه هستند كه در شكل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.<sup>1</sup>


'''ايران باستان٭''': اگرچه عمامه به عنوان سرپوشي عربي شناخته شده، اما در دوره قبل از اسلام سابقه بستن نوعي دستار بويژه در ميان زنان ايران ديده شده است. يكي از قديمي‌ترين اين نمونه‌ها كه به دوران قبل از ورود آريايي‌ها به ايران مي‌رسد، نوعي دستار است كه زنان در دوره امپراتوري ايلام، به همراه نوعي آرايش موي سر استفاده مي‌كرده‌اند.<sup>2</sup> گاه نگيني در وسط اين دستار قرار مي‌گرفت.<sup>3</sup> در دوران مادها، برخي از جنگيان با بستن دستاري به دور سر و گردن و گوش‌هاي خود، از آن به عنوان نوعي كلاهخود بهره مي‌بردند.<sup>4</sup> اين نوع دستار بستن كه روي چانه را فرا مي‌گرفت دردوره هخامنشيان نيز مورد استفاده گسترده قرار گرفته است.<sup>5</sup> گاه ادامه دستار روي دهان را تا زير بيني مي‌پوشاند كه در اين صورت كار پنام (دهان بند)<sup>6</sup> زردشتيان'''٭''' را انجام مي‌داد.<sup>7</sup> در نواحي شرقي ايران نيز بستن نوعي دستار با لبه ريشه‌دار، كه گاه شاخكي بالاي خود داشت، مرسوم بود.<sup>8</sup>  
=== [[ایران باستان]] ===
اگرچه عمامه به عنوان سرپوشی عربی شناخته شده، اما در دوره قبل از اسلام سابقه بستن نوعی دستار بویژه در میان زنان ایران دیده شده است. یكی از قدیمی‌ترین این نمونه‌ها كه به دوران قبل از ورود آریایی‌ها به ایران می‌رسد، نوعی دستار است كه زنان در دوره امپراتوری ایلام، به همراه نوعی آرایش موی سر استفاده می‌كرده‌اند.<sup>2</sup> گاه نگینی در وسط این دستار قرار می‌گرفت.<sup>3</sup> در دوران مادها، برخی از جنگیان با بستن دستاری به دور سر و گردن و گوش‌های خود، از آن به عنوان نوعی كلاهخود بهره می‌بردند.<sup>4</sup> این نوع دستار بستن كه روی چانه را فرا می‌گرفت دردوره هخامنشیان نیز مورد استفاده گسترده قرار گرفته است.<sup>5</sup> گاه ادامه دستار روی دهان را تا زیر بینی می‌پوشاند كه در این صورت كار پنام (دهان بند)<sup>6</sup> زردشتیان'''٭''' را انجام می‌داد.<sup>7</sup> در نواحی شرقی ایران نیز بستن نوعی دستار با لبه ریشه‌دار، كه گاه شاخكی بالای خود داشت، مرسوم بود.<sup>8</sup>  


'''ابتداي اسلام تا مغول''': عمامه اصلي پيامبر عمامه‌اي سياه از پارچه بُرد يماني بود.<sup>9</sup> عمامه ديگرشان كه سحاب نام داشت ظاهرا سفيد بود.<sup>10</sup> جز اين‌ها عمامه زردي نيز داشتند.<sup>11</sup> اگرچه بستن عمامه را همگان مي‌دانسته‌اند، اما طريقه درست بستن آن فني بوده كه حرفه برخي از اشخاص بوده كه از اين راه امرار معاش مي‌كرده‌اند.<sup>12</sup>روش بستن عمامه يا به صورتي بود كه تمام پارچه را دور سر مي‌بستند و چيزي از آن آويخته و رها نمي‌ماند، و يا طوري آن را بر سر مي‌بستند كه دنباله آن از پشت سر حدود يك وجب و از جلو تا كمر يا از زير چانه گذشته، روي شانه آويخته مي‌ماند، كه به اين حالت تحت الحنك مي‌گفتند.<sup>13</sup> گاهي اين ادامه آويخته در جلو را بالا آورده و صورت خود را از زير چشم‌ها به پايين با آن مي‌پوشاندند كه اين پوشش صورت را لثام مي‌گفتند.<sup>14</sup> خليفه دوم عمامه‌اي سياه از بُرد يماني، <sup>15</sup> و علي بن ابيطالب(ع) عمامه‌اي به رنگ قرمز مات بر سر مي‌گذاشتند.<sup>16</sup> آن حضرت همچنين، از عمامه‌هاي سياه و سفيد پيامبر نيز استفاده مي‌كردند.<sup>17</sup> هرچند امويان را به خاطر سفيدپوشي و بر سر نهادن عمامه‌هاي سفيد " مبيضه" گفته‌اند، <sup>18</sup> اما برخي از اين خلفا عمامه‌هايي با رنگ‌هاي ديگر نيز بر سر داشته‌اند، همچون عمامه سبز سليمان، <sup>19</sup> يا عمامه قرمز وليد، <sup>20</sup> و حجاج بن يوسف.<sup>21</sup> امام رضا(ع) در نماز عيد، عمامه‌اي كتاني و سفيد بر سر داشت.<sup>22</sup> اعراب به گونه‌اي از عمامه‌هاي سرخ رنگ زربفت و جواهرنشان، تاج'''٭''' مي‌گفتند.<sup>23</sup> برخي از علما و شعرا و خطباي اين زمان از دستارهاي زرد رنگ هراتي" هري عمامه " استفاده مي‌كردند.<sup>24</sup> همچنين علما ازعمامه‌هاي سفيد با دنباله آويخته ( تحت الحنك دار) كه اغلب با نوار كوچك طلايي يا زرد رنگي تزيين شده(مطرز، طرازدار'''٭''') و به گونه‌اي ازآن " عمامة الكبيره " مي‌گفتند، استفاده مي‌كردند.<sup>25</sup> سيستانيان عمامه‌هاي خود را بزرگ مي‌بستند.<sup>26</sup> دستار وزارت، دستاري بزرگ و تحت الحنك دار بود، كه اغلب از ابريشم بسيارنازك ( قصب ) كه طول زيادي داشت پيچيده مي‌شد و همچون دستار شاهان بويي مطرز بود.<sup>27</sup> گاه شاه سلجوقي عمامه‌اي سفيد كه نگين بزرگي در جلوي آن بود، بر سر مي‌گذاشت.<sup>28</sup> نوعي از اين دستار را به همراه تزيينات ديگر، بر سر زنان آن زمان نيز مي‌توان ديد.<sup>29</sup> در سوگواري'''٭'''ها گاه دستارسفيد، <sup>30</sup> و اغلب دستار سياهي دور سر مي‌بستند.<sup>31</sup> برخي از شهرها به سبب تهيه برخي ازانواع عمامه‌ها معروفيتي داشتند:هرات عمامه‌هاي زرد رنگ<sup>32</sup> قومس منديل‌هاي سفيد،<sup>33</sup> فسا دستارهاي شربي،<sup>34</sup> شوش عمامه‌هاي ضخيم خزي<sup>35</sup> طبرستان دستارهاي ممتاز،<sup>36</sup> و آمل دستارچه‌هاي درشت بافت( خيش ) و زربفت<sup>37</sup> توليد مي‌كردند.  
'''ابتدای اسلام تا مغول''': عمامه اصلی پیامبر عمامه‌ای سیاه از پارچه بُرد یمانی بود.<sup>9</sup> عمامه دیگرشان كه سحاب نام داشت ظاهرا سفید بود.<sup>10</sup> جز این‌ها عمامه زردی نیز داشتند.<sup>11</sup> اگرچه بستن عمامه را همگان می‌دانسته‌اند، اما طریقه درست بستن آن فنی بوده كه حرفه برخی از اشخاص بوده كه از این راه امرار معاش می‌كرده‌اند.<sup>12</sup>روش بستن عمامه یا به صورتی بود كه تمام پارچه را دور سر می‌بستند و چیزی از آن آویخته و رها نمی‌ماند، و یا طوری آن را بر سر می‌بستند كه دنباله آن از پشت سر حدود یك وجب و از جلو تا كمر یا از زیر چانه گذشته، روی شانه آویخته می‌ماند، كه به این حالت تحت الحنك می‌گفتند.<sup>13</sup> گاهی این ادامه آویخته در جلو را بالا آورده و صورت خود را از زیر چشم‌ها به پایین با آن می‌پوشاندند كه این پوشش صورت را لثام می‌گفتند.<sup>14</sup> خلیفه دوم عمامه‌ای سیاه از بُرد یمانی، <sup>15</sup> و علی بن ابیطالب(ع) عمامه‌ای به رنگ قرمز مات بر سر می‌گذاشتند.<sup>16</sup> آن حضرت همچنین، از عمامه‌های سیاه و سفید پیامبر نیز استفاده می‌كردند.<sup>17</sup> هرچند امویان را به خاطر سفیدپوشی و بر سر نهادن عمامه‌های سفید " مبیضه" گفته‌اند، <sup>18</sup> اما برخی از این خلفا عمامه‌هایی با رنگ‌های دیگر نیز بر سر داشته‌اند، همچون عمامه سبز سلیمان، <sup>19</sup> یا عمامه قرمز ولید، <sup>20</sup> و حجاج بن یوسف.<sup>21</sup> امام رضا(ع) در نماز عید، عمامه‌ای كتانی و سفید بر سر داشت.<sup>22</sup> اعراب به گونه‌ای از عمامه‌های سرخ رنگ زربفت و جواهرنشان، تاج'''٭''' می‌گفتند.<sup>23</sup> برخی از علما و شعرا و خطبای این زمان از دستارهای زرد رنگ هراتی" هری عمامه " استفاده می‌كردند.<sup>24</sup> همچنین علما ازعمامه‌های سفید با دنباله آویخته ( تحت الحنك دار) كه اغلب با نوار كوچك طلایی یا زرد رنگی تزیین شده(مطرز، طرازدار'''٭''') و به گونه‌ای ازآن " عمامة الكبیره " می‌گفتند، استفاده می‌كردند.<sup>25</sup> سیستانیان عمامه‌های خود را بزرگ می‌بستند.<sup>26</sup> دستار وزارت، دستاری بزرگ و تحت الحنك دار بود، كه اغلب از ابریشم بسیارنازك ( قصب ) كه طول زیادی داشت پیچیده می‌شد و همچون دستار شاهان بویی مطرز بود.<sup>27</sup> گاه شاه سلجوقی عمامه‌ای سفید كه نگین بزرگی در جلوی آن بود، بر سر می‌گذاشت.<sup>28</sup> نوعی از این دستار را به همراه تزیینات دیگر، بر سر زنان آن زمان نیز می‌توان دید.<sup>29</sup> در سوگواری'''٭'''ها گاه دستارسفید، <sup>30</sup> و اغلب دستار سیاهی دور سر می‌بستند.<sup>31</sup> برخی از شهرها به سبب تهیه برخی ازانواع عمامه‌ها معروفیتی داشتند:هرات عمامه‌های زرد رنگ<sup>32</sup> قومس مندیل‌های سفید،<sup>33</sup> فسا دستارهای شربی،<sup>34</sup> شوش عمامه‌های ضخیم خزی<sup>35</sup> طبرستان دستارهای ممتاز،<sup>36</sup> و آمل دستارچه‌های درشت بافت( خیش ) و زربفت<sup>37</sup> تولید می‌كردند.  


'''مغول تا عصر حاضر''': برخي از ايلخانان مغول مانند غازان خان، عمامه بر سر گذاشته‌اند. رنگ اين عمامه‌ها، گاه سفيد بوده است.<sup>38</sup> تيموريان نيز از عمامه‌هاي سفيدي كه ادامه‌اش پشت سررها مي‌شد، و با جقه و پرهايي تزيين شده بود، استفاده مي‌كردند.<sup>39</sup> علما از دستارهاي سفيد، يا پشمي سياه، كه ادامه آن تحت الحنك بود، و گاه اين ادامه آويخته را از زير چانه به طرف شانه ديگر مي‌بردند، استفاده مي‌كردند.<sup>40</sup> زنان يا دستاري را دور كلاه خود مي‌پيچيدند،<sup>41</sup> يا دستار سبزي را به همراه سربند قرمزي بر سر مي‌گذاشتند. غير از اين از دستار سفيدي كه نواري طلايي در جلوي آن بود، نيزاستفاده مي‌كردند.<sup>42</sup> شاهان صفوي'''٭''' گاه برعمامه سفيد خود، شال زردي مي‌بستند.<sup>43</sup> اما رايج‌ترين و رسمي‌ترين عمامه، دستاري بود از پارچه نازك قهوه‌اي و كرم رنگ كه چندين بار دور سر پيچيده شده و به شكل كلاهي كه چندين ترك داشت، ديده مي‌شد.<sup>44</sup> نوازندگان دستارهاي سفيد،<sup>45</sup> يا چهارخانه، و مانند آن بر سر مي‌گذاشتند.<sup>46</sup> حتي جنگيان نيز به دور كلاهخود خود عمامه‌اي مي‌بستند كه معروفترين آن همان است كه به كلاه قزلباش معروف شده است.<sup>47</sup> نوعي از اين كلاه'''٭''' از ماهوت قرمز" سقرلاط " تهيه مي‌شد، و بر هر يك از دوازده ترك آن نام امامي نوشته شده بود.<sup>48</sup> نوشته‌اند شاه اسماعيل بعد از نبرد چالدران در مرگ سپاهيانش، عمامه سياه بسته است.<sup>49</sup> امروزه عمامه سفيد را روحانيون، و عمامه‌هاي سياه را سادات روحاني بر سر مي‌گذارند. در حوزه‌هاي علميه، پايان بخشي از دوره‌هاي تحصيلي، با مراسم اعطاي عمامه ( اجازه يافتن طلبه به گذاشتن عمامه ) همراه است.<sup>50</sup>
'''مغول تا عصر حاضر''': برخی از ایلخانان مغول مانند غازان خان، عمامه بر سر گذاشته‌اند. رنگ این عمامه‌ها، گاه سفید بوده است.<sup>38</sup> تیموریان نیز از عمامه‌های سفیدی كه ادامه‌اش پشت سررها می‌شد، و با جقه و پرهایی تزیین شده بود، استفاده می‌كردند.<sup>39</sup> علما از دستارهای سفید، یا پشمی سیاه، كه ادامه آن تحت الحنك بود، و گاه این ادامه آویخته را از زیر چانه به طرف شانه دیگر می‌بردند، استفاده می‌كردند.<sup>40</sup> زنان یا دستاری را دور كلاه خود می‌پیچیدند،<sup>41</sup> یا دستار سبزی را به همراه سربند قرمزی بر سر می‌گذاشتند. غیر از این از دستار سفیدی كه نواری طلایی در جلوی آن بود، نیزاستفاده می‌كردند.<sup>42</sup> شاهان صفوی'''٭''' گاه برعمامه سفید خود، شال زردی می‌بستند.<sup>43</sup> اما رایج‌ترین و رسمی‌ترین عمامه، دستاری بود از پارچه نازك قهوه‌ای و كرم رنگ كه چندین بار دور سر پیچیده شده و به شكل كلاهی كه چندین ترك داشت، دیده می‌شد.<sup>44</sup> نوازندگان دستارهای سفید،<sup>45</sup> یا چهارخانه، و مانند آن بر سر می‌گذاشتند.<sup>46</sup> حتی جنگیان نیز به دور كلاهخود خود عمامه‌ای می‌بستند كه معروفترین آن همان است كه به كلاه قزلباش معروف شده است.<sup>47</sup> نوعی از این كلاه'''٭''' از ماهوت قرمز" سقرلاط " تهیه می‌شد، و بر هر یك از دوازده ترك آن نام امامی نوشته شده بود.<sup>48</sup> نوشته‌اند شاه اسماعیل بعد از نبرد چالدران در مرگ سپاهیانش، عمامه سیاه بسته است.<sup>49</sup> امروزه عمامه سفید را روحانیون، و عمامه‌های سیاه را سادات روحانی بر سر می‌گذارند. در حوزه‌های علمیه، پایان بخشی از دوره‌های تحصیلی، با مراسم اعطای عمامه ( اجازه یافتن طلبه به گذاشتن عمامه ) همراه است.<sup>50</sup>


نك : سربند، لباس دراويش و صوفيان
نك : سربند، لباس دراویش و صوفیان


'''مآخذ''' :
'''مآخذ''' :


1- يادداشت مولف، نيز، اسدي طوسي، لغت فرس، به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران، كتابخانه طهوري، 1336، ص 148
1- یادداشت مولف، نیز، اسدی طوسی، لغت فرس، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، كتابخانه طهوری، 1336، ص 148


2- Spycket,A.Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda,1992, Pp.92, 95,115,pl.61-62,84,no 472,493,719
2- Spycket,A.Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda,1992, Pp.92, 95,115,pl.61-62,84,no 472,493,719


تنديس‌هاي بدست آمده از شوش
تندیس‌های بدست آمده از شوش


3- Ibid,P.119,pl.84,no 724
3- Ibid,P.119,pl.84,no 724
خط ۲۱: خط ۲۲:
4- Ghirshman,R.Perse,proto-iraniens,Mèdes,Achéménides.Paris, Gallimard,1963,vol 1,p.269,fig 331
4- Ghirshman,R.Perse,proto-iraniens,Mèdes,Achéménides.Paris, Gallimard,1963,vol 1,p.269,fig 331


اثر مهر استوانه‌اي، سده 6-5 پ م، مادي‌ها در پيكار با سكاها، كتابخانه ملي پاريس
اثر مهر استوانه‌ای، سده 6-5 پ م، مادی‌ها در پیكار با سكاها، كتابخانه ملی پاریس


5- Dalton,O.The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London,1964,pl.37,fig 18.a
5- Dalton,O.The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London,1964,pl.37,fig 18.a


نقش فرناباذ شهربان فريگيه روي سكه استاتر طلا، موزه لندن
نقش فرناباذ شهربان فریگیه روی سكه استاتر طلا، موزه لندن


6- ويسپرد، گزارش ابراهيم پورداود، به كوشش بهرام فره وشي، انتشارات دانشگاه تهران، 2537، ص 169
6- ویسپرد، گزارش ابراهیم پورداود، به كوشش بهرام فره وشی، انتشارات دانشگاه تهران، 2537، ص 169


7- Parrot,A.Sumer,Paris,Gallimard,1960,p.270,fig 337  
7- Parrot,A.Sumer,Paris,Gallimard,1960,p.270,fig 337  


نقش روي تابوت اسكندر، صيدون، موزه استانبول
نقش روی تابوت اسكندر، صیدون، موزه استانبول


8- Stronach,D." La statue de Darius le grand decouverte a Suse" ,DAFI,iv, 1974,Pp.61-72 ; Walser,V.Persepolis,Tübingen,1980,Pp.30-66
8- Stronach,D." La statue de Darius le grand decouverte a Suse" ,DAFI,iv, 1974,Pp.61-72 ; Walser,V.Persepolis,Tübingen,1980,Pp.30-66


نقش روي پايه تنديس داريوش اول، موزه ايران باستان؛ نقش برجسته‌هاي تخت جمشيد، آپادانا
نقش روی پایه تندیس داریوش اول، موزه ایران باستان؛ نقش برجسته‌های تخت جمشید، آپادانا


9- ظاهرا حرقانيه نام داشته است. بخاري، محمد بن اسماعيل.الجامع الصحيح(صحيح بخاري)، محمد محسن خان، Arabic-English، قاهره، دارالفكر، 1391 ق، ج 7 صص 68- 71؛ ابن حنبل، احمد.المسند، شرح احمد محمد شاكر، الطبعة الثالثه، مصر، دارالمعارف، 1368 ق/ 1949 م، ج3، ص 363؛ پيامبراين عمامه را به عنوان نشانه امان دادن براي صفوان بن اميه فرستادند. هشام، عبدالملك، و محمد بن اسحاق، السيرة النبويه، طبع مصطفي السقاء، ابراهيم الابياري، عبدالحفيظ شلبي، مصر، 1936 م، ترجمه و انشاي فارسي، رفيع الدين اسحاق بن محمد همداني، تصحيح و مقدمه، اصغر مهدوي، تهران، خوارزمي، 1360، ج2 ص893؛ واقدي، ابوعبدالله محمد بن عمر.المغازي، تحقيق مارسدن جونس، الطبعة الثالثه، بيروت، 1409 ق/1989 م، ج2، صص 853-854؛ اين عمامه هماني است كه ظاهرا علي بن ابيطالب در نبرد صفين بر سر داشت. دينوري، احمد بن داود.الاخبار الطوال، طبع عبدالمنعم عامر، جمال الدين الشيال، قاهره، 1960 م، ص 186؛  
9- ظاهرا حرقانیه نام داشته است. بخاری، محمد بن اسماعیل.الجامع الصحیح(صحیح بخاری)، محمد محسن خان، Arabic-English، قاهره، دارالفكر، 1391 ق، ج 7 صص 68- 71؛ ابن حنبل، احمد.المسند، شرح احمد محمد شاكر، الطبعة الثالثه، مصر، دارالمعارف، 1368 ق/ 1949 م، ج3، ص 363؛ پیامبراین عمامه را به عنوان نشانه امان دادن برای صفوان بن امیه فرستادند. هشام، عبدالملك، و محمد بن اسحاق، السیرة النبویه، طبع مصطفی السقاء، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، مصر، 1936 م، ترجمه و انشای فارسی، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی، تصحیح و مقدمه، اصغر مهدوی، تهران، خوارزمی، 1360، ج2 ص893؛ واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر.المغازی، تحقیق مارسدن جونس، الطبعة الثالثه، بیروت، 1409 ق/1989 م، ج2، صص 853-854؛ این عمامه همانی است كه ظاهرا علی بن ابیطالب در نبرد صفین بر سر داشت. دینوری، احمد بن داود.الاخبار الطوال، طبع عبدالمنعم عامر، جمال الدین الشیال، قاهره، 1960 م، ص 186؛  


Dozy,R.P.R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,Pp.375-378
Dozy,R.P.R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,Pp.375-378


10- يعقوبي، احمد بن ابي يعقوب. تاريخ، بيروت، دارصادر، 1960 م، ج 2، ص 72؛ كليني
10- یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ، بیروت، دارصادر، 1960 م، ج 2، ص 72؛ كلینی


رازي، ابي جعفر محمد بن يعقوب.اصول كافي، ترجمه و شرح جواد مصطفوي، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، بي تا، ج 1، ص 342. مقايسه شود با  
رازی، ابی جعفر محمد بن یعقوب.اصول كافی، ترجمه و شرح جواد مصطفوی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، بی تا، ج 1، ص 342. مقایسه شود با  


Dozy.Pp.305-311
Dozy.Pp.305-311


11- كتاني، محمد بن جعفر.الدعامة في احكام سنة العمامة، دمشق، 1342 ق، صص 6، 14، 6،  
11- كتانی، محمد بن جعفر.الدعامة فی احكام سنة العمامة، دمشق، 1342 ق، صص 6، 14، 6،  


67؛ نويري، شهاب الدين احمد بن عبدالوهاب. نهاية الارب في فنون الادب، قاهره، مطبعة دارالكتب، 1373 ق/1955 م، ج 18، ص284  
67؛ نویری، شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب. نهایة الارب فی فنون الادب، قاهره، مطبعة دارالكتب، 1373 ق/1955 م، ج 18، ص284  


12- دهخدا، علي اكبر، لغت نامه، ذيل عمامه
12- دهخدا، علی اكبر، لغت نامه، ذیل عمامه


13- واقدي، ج 2، صص560، 832، ج ۳، صص 905، 1079؛ ابن هشام، ج2، صص
13- واقدی، ج 2، صص560، 832، ج ۳، صص 905، 1079؛ ابن هشام، ج2، صص


1074-1077؛ يعقوبي، ج2، ص 59  
1074-1077؛ یعقوبی، ج2، ص 59  


14- يعني پوشاندن صورت از حد چشم‌ها به پايين. پيامبر در فتح مكه. كتاني، صص 18، 68؛ بخاري، ج 7، صص 68-71؛ شعرايي مانند فرزدق و يا ابن سريج.اصفهاني، ابوالفرج علي بن حسين. كتاب الاغاني، اعداد، مكتب تحقيق، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1414-1415 ق/ 1994 م، الطبعة الاولي، ج1، صص 206-207، ج2، ص 507
14- یعنی پوشاندن صورت از حد چشم‌ها به پایین. پیامبر در فتح مكه. كتانی، صص 18، 68؛ بخاری، ج 7، صص 68-71؛ شعرایی مانند فرزدق و یا ابن سریج.اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. كتاب الاغانی، اعداد، مكتب تحقیق، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1414-1415 ق/ 1994 م، الطبعة الاولی، ج1، صص 206-207، ج2، ص 507


15- طبري، ابي جعفر محمد بن جرير. تاريخ الرسل و الملوك، قاهره، 1939-1957 م، ج3، ص 271
15- طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. تاریخ الرسل و الملوك، قاهره، 1939-1957 م، ج3، ص 271


16- طبري، ج3، صص 386، 451؛ ابن اثير، عزالدين ابوالحسن.الكامل في التاريخ، بيروت، دارصادر، داربيروت، 1385ق/ 1965 م، ج ۳، ص 191  
16- طبری، ج3، صص 386، 451؛ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن.الكامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965 م، ج ۳، ص 191  


17- دينوري، ص 186؛ مقايسه شود با بخاري، ج7، صص 68-71؛  
17- دینوری، ص 186؛ مقایسه شود با بخاری، ج7، صص 68-71؛  


18- Supuler,B.Iran in frǜh-Islamischer zeit,Wiesbadan,1952,Pp. 347-349
18- Supuler,B.Iran in frǜh-Islamischer zeit,Wiesbadan,1952,Pp. 347-349


19- ابن اثير، ج 5، ص 38؛ اصفهاني، ج4، ص 452  
19- ابن اثیر، ج 5، ص 38؛ اصفهانی، ج4، ص 452  


20- اصفهاني، ج 6، ص 481، ج 9، ص 180-182؛  
20- اصفهانی، ج 6، ص 481، ج 9، ص 180-182؛  


Almagro,A.L.Caballero.,J.Zozaya;Qusayr Amra,Madrid,1975,P.178
Almagro,A.L.Caballero.,J.Zozaya;Qusayr Amra,Madrid,1975,P.178


21- ابن اثير، ج 4، ص 374. ابن اثير در حوادث سال 92 ضمن فتح اندلس از خانه‌اي در آنجا ياد مي‌كند كه در آن تصاويري از بزرگان عرب بود كه همه بر سر عمامه‌هايي سرخ داشتند. ج4، ص 566. عبدالله خازم نيز چنين عمامه‌اي داشته. نرشخي، ابوبكرمحمد بن جعفر. تاريخ بخارا، ترجمه ابونصرقباوي، تلخيص محمد بن زفر، تصحيح مدرس رضوي، تهران، توس، 1363، ص 55، 60.  
21- ابن اثیر، ج 4، ص 374. ابن اثیر در حوادث سال 92 ضمن فتح اندلس از خانه‌ای در آنجا یاد می‌كند كه در آن تصاویری از بزرگان عرب بود كه همه بر سر عمامه‌هایی سرخ داشتند. ج4، ص 566. عبدالله خازم نیز چنین عمامه‌ای داشته. نرشخی، ابوبكرمحمد بن جعفر. تاریخ بخارا، ترجمه ابونصرقباوی، تلخیص محمد بن زفر، تصحیح مدرس رضوی، تهران، توس، 1363، ص 55، 60.  


22- مفيد، محمد بن نعمان. كتاب الارشاد، تصحيح كاظم موسوي مياميي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1377 ق، ج2، ص 256-257
22- مفید، محمد بن نعمان. كتاب الارشاد، تصحیح كاظم موسوی میامیی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1377 ق، ج2، ص 256-257


23- " العمائم تيجان العرب " اصفهاني، ج 4، ص 546؛ ابن هشام، ج 2، ص 779؛ ابن اثير، ج 2، ص 193.  
23- " العمائم تیجان العرب " اصفهانی، ج 4، ص 546؛ ابن هشام، ج 2، ص 779؛ ابن اثیر، ج 2، ص 193.  


24- اصفهاني، ج8، ص 259.  
24- اصفهانی، ج8، ص 259.  


25- جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. البيان و التبيين، تحقيق و شرح عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مكتبة الجاحظ، 1960-1961 م، ج1 ص 42؛ متز، آدام، الحضارة الاسلامية في القرن الرابع، نقله الي العربية محمد عبدالهادي ابوريده، قاهره، لجنة التاليف و الترجمه، 1377 ق/ 1957 م، ج2، صص 186-188، منوچهري دامغاني. ديوان، تصحيح محمد دبيرسياقي، تهران 1363، ص187.  
25- جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. البیان و التبیین، تحقیق و شرح عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مكتبة الجاحظ، 1960-1961 م، ج1 ص 42؛ متز، آدام، الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع، نقله الی العربیة محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره، لجنة التالیف و الترجمه، 1377 ق/ 1957 م، ج2، صص 186-188، منوچهری دامغانی. دیوان، تصحیح محمد دبیرسیاقی، تهران 1363، ص187.  


26- مانند فرخي شاعر. نظامي عروضي، احمد بن عمرسمرقندي. چهارمقاله، تصحيح محمد قزويني، به اهتمام محمد معين، تهران، اميركبير، 1364، ص 59.
26- مانند فرخی شاعر. نظامی عروضی، احمد بن عمرسمرقندی. چهارمقاله، تصحیح محمد قزوینی، به اهتمام محمد معین، تهران، امیركبیر، 1364، ص 59.


27- ابن اثير، ج9، ص 424؛ خواندمير. دستورالوزراء، چاپ سعيد نفيسي، تهران، اقبال، 2535، ص 123؛ شعر ابوالحسن سلامي (د 394 ق/1003 م) چيت ساز، محمدرضا. تاريخ پوشاك ايرانيان، انتشارات سمت، 1379، ص 149، يادداشت 623.
27- ابن اثیر، ج9، ص 424؛ خواندمیر. دستورالوزراء، چاپ سعید نفیسی، تهران، اقبال، 2535، ص 123؛ شعر ابوالحسن سلامی (د 394 ق/1003 م) چیت ساز، محمدرضا. تاریخ پوشاك ایرانیان، انتشارات سمت، 1379، ص 149، یادداشت 623.


28- امير مسعود غزنوي. البته در مرگ پدر. بيهقي، ابوالفضل محمد بن حسين.تاريخ بيهقي، به كوشش خليل خطيب رهبر، تهران، سعدي، 1368، ج1، ص 13؛ نقش سواركار بر بشقاب منتسب به ري در موزه ويكتوريا و آلبرت، لندن
28- امیر مسعود غزنوی. البته در مرگ پدر. بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین.تاریخ بیهقی، به كوشش خلیل خطیب رهبر، تهران، سعدی، 1368، ج1، ص 13؛ نقش سواركار بر بشقاب منتسب به ری در موزه ویكتوریا و آلبرت، لندن


Pope,A.U. A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Tehran,1964-1967,vol 10,P.632
Pope,A.U. A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Tehran,1964-1967,vol 10,P.632


مقايسه شود با دستار توزي طغرل. باسورث، ادموند كليفورد. تاريخ غزنويان، ترجمه حسن انوشه، تهران، اميركبير، 1356، ص 260  
مقایسه شود با دستار توزی طغرل. باسورث، ادموند كلیفورد. تاریخ غزنویان، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیركبیر، 1356، ص 260  


29- Ibid,Pp.641.B,646.B,651-653,679,693,Ibid,vol IV,p.1643,fig,a-n
29- Ibid,Pp.641.B,646.B,651-653,679,693,Ibid,vol IV,p.1643,fig,a-n


نقوش انساني بر روي بشقاب و ظروف ديگر، به ترتيب، ري يا ساوه، كاشان، مجموعه بارلو، موزه متروپوليتن، مجموعه ادسل فورد، در تصرف كيليكين، در تصرف لهمان، مجموعه پرويسيني ؛  
نقوش انسانی بر روی بشقاب و ظروف دیگر، به ترتیب، ری یا ساوه، كاشان، مجموعه بارلو، موزه متروپولیتن، مجموعه ادسل فورد، در تصرف كیلیكین، در تصرف لهمان، مجموعه پرویسینی ؛  


Grube,E.J.Islamic pottery of the eighth to the fifteenth century in the keir collection,Oxford,1976,op.233,no 183  
Grube,E.J.Islamic pottery of the eighth to the fifteenth century in the keir collection,Oxford,1976,op.233,no 183  


30- عتبي، ابونصرمحمد بن عبدالجبار. تاريخ يميني، شرح منيني، مصر، مطبعه وهبيه، 1286 ق، ترجمه ابوالشرف ناصح جرفادقاني، به اهتمام جعفر شعار، تهران، بنگاه ترجمه ونشر كتاب، 1345، ص 424؛ بيهقي، ج1، صص 13، 94؛ مقايسه كنيد با دوران بني اميه " عليهم الظهائر البيض شعار الحزن " يعقوبي. ج3، صص 180-181؛  
30- عتبی، ابونصرمحمد بن عبدالجبار. تاریخ یمینی، شرح منینی، مصر، مطبعه وهبیه، 1286 ق، ترجمه ابوالشرف ناصح جرفادقانی، به اهتمام جعفر شعار، تهران، بنگاه ترجمه ونشر كتاب، 1345، ص 424؛ بیهقی، ج1، صص 13، 94؛ مقایسه كنید با دوران بنی امیه " علیهم الظهائر البیض شعار الحزن " یعقوبی. ج3، صص 180-181؛  


31- مقدسي، ابوعبدالله محمدبن احمد.احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم، طبع دخويه، ليدن، بريل، 1906 م، ص 367؛ حدود العالم من المشرق الي المغرب، مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعليقات مينورسكي، ترجمه ميرحسين شاه، تصحيح و حواشي مريم ميراحمدي، غلامرضا ورهرام، تهران، دانشگاه الزهراء، 1372، ص 398  
31- مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد.احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، طبع دخویه، لیدن، بریل، 1906 م، ص 367؛ حدود العالم من المشرق الی المغرب، مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسكی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران، دانشگاه الزهراء، 1372، ص 398  


32- مقدسي.ص 307 ؛ ابن اثير، ج4، ص 473  
32- مقدسی.ص 307 ؛ ابن اثیر، ج4، ص 473  


33- مقدسي.ص 367؛ حدود العالم، ص 398  
33- مقدسی.ص 367؛ حدود العالم، ص 398  


34- ابن حوقل.صورة الارض، الطبعة الثانيه، ليدن، بريل، 1938-1939م، ص 261؛ مقدسي. ص 442  
34- ابن حوقل.صورة الارض، الطبعة الثانیه، لیدن، بریل، 1938-1939م، ص 261؛ مقدسی. ص 442  


35- مقدسي. صص 402- 416؛ ابن حوقل، صص 227-231؛ حدود العالم، ص 386؛ ابن الجوزي، ابوالفرج عبدالرحمن.المنتظم في تاريخ الملوك والامم، دايرةالمعارف عثمانيه، حيدر آباد دكن، 1358- 1359 ق، ج 8، ص 65  
35- مقدسی. صص 402- 416؛ ابن حوقل، صص 227-231؛ حدود العالم، ص 386؛ ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن.المنتظم فی تاریخ الملوك والامم، دایرةالمعارف عثمانیه، حیدر آباد دكن، 1358- 1359 ق، ج 8، ص 65  


36- جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. الحيوان، تحقيق و شرح عبدالسلام محمد هارون، قاهره، 1356-1364 ق/ 1938- 1945 م، ج3، ص 27؛ جهشياري، ابوعبدالله محمد بن عبدوس. الوزراء والكتاب، تحقيق مصطفي السقا، ابراهيم الابياري، عبدالحفيظ شلبي، الطبعة الاولي، قاهره، مطبعة مصطفي الحلبي و اولاده، 1358 ق/ 1938 م، ص 184
36- جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. الحیوان، تحقیق و شرح عبدالسلام محمد هارون، قاهره، 1356-1364 ق/ 1938- 1945 م، ج3، ص 27؛ جهشیاری، ابوعبدالله محمد بن عبدوس. الوزراء والكتاب، تحقیق مصطفی السقا، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، الطبعة الاولی، قاهره، مطبعة مصطفی الحلبی و اولاده، 1358 ق/ 1938 م، ص 184


37- مقدسي. ص 353؛ حدود العالم، ص 397
37- مقدسی. ص 353؛ حدود العالم، ص 397


38-Gray,B; La peinture Persane,Genève,1977,Pp.63-64
38-Gray,B; La peinture Persane,Genève,1977,Pp.63-64


نسخه شاهنامه، شيراز. توپكاپي استانبول، حزين 1511. پشت ورقه 203؛ گروسه، رنه، امپراطوري صحرانوردان، ترجمه و تحشيه عبدالحسين ميكده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1353، صص 619، 627؛ دستارچه ملك اشرف، حافظ ابرو، شهاب الدين عبدالله هروي.ذيل جامع التواريخ رشيدي، به اهتمام خانبابا بياني، تهران، انجمن آثار ملي، چاپ دوم، 1350، ص 221؛ عمامه قراسُنقر، ابن بطوطه، شرف الدين ابوعبدالله.سفرنامه، ترجمه محمد علي موحد، تهران، علمي و فرهنگي، 1361،، ج1، ص 74
نسخه شاهنامه، شیراز. توپكاپی استانبول، حزین 1511. پشت ورقه 203؛ گروسه، رنه، امپراطوری صحرانوردان، ترجمه و تحشیه عبدالحسین میكده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1353، صص 619، 627؛ دستارچه ملك اشرف، حافظ ابرو، شهاب الدین عبدالله هروی.ذیل جامع التواریخ رشیدی، به اهتمام خانبابا بیانی، تهران، انجمن آثار ملی، چاپ دوم، 1350، ص 221؛ عمامه قراسُنقر، ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله.سفرنامه، ترجمه محمد علی موحد، تهران، علمی و فرهنگی، 1361،، ج1، ص 74


Blair,S.A compendium of chronicles, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XXVII,1995,Pp.33-35
Blair,S.A compendium of chronicles, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XXVII,1995,Pp.33-35


نسخه جامع التواريخ، تبريز. ورقه‌هاي 257-249. مجموعه خليلي
نسخه جامع التواریخ، تبریز. ورقه‌های 257-249. مجموعه خلیلی




39- شاهنامه كاخ گلستان، ش 2173، ص 14، مجلس سوم؛ سودآور، ابوالعلاء.هنردربارهاي ايران، ترجمه ناهيد محمد شميراني، تهران، كارنگ، 1380، صص 84-93، 119، ش 29، تاجگذاري سلطان حسين ميرزا بايقرا، دربار سلطان حسين، توپكاپي سرا، H.1636، ش 31، حرمسراي سلطان حسين ميرزا بايقرا، ديوان اميرخسرو دهلوي
 
39- شاهنامه كاخ گلستان، ش 2173، ص 14، مجلس سوم؛ سودآور، ابوالعلاء.هنردربارهای ایران، ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران، كارنگ، 1380، صص 84-93، 119، ش 29، تاجگذاری سلطان حسین میرزا بایقرا، دربار سلطان حسین، توپكاپی سرا، H.1636، ش 31، حرمسرای سلطان حسین میرزا بایقرا، دیوان امیرخسرو دهلوی


Gray,Pp.112-113,127-129
Gray,Pp.112-113,127-129


خمسه نظامي، موزه لندن، لندرزAdd.25900 ورقه161؛ عكاشه، ثروت.موسوعة التصوير الاسلامي، بيروت، مكتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولي، 1999م، صص174-180، لوحه 174، شاهنامه بايسنقر، كاخ گلستان  
خمسه نظامی، موزه لندن، لندرزAdd.25900 ورقه161؛ عكاشه، ثروت.موسوعة التصویر الاسلامی، بیروت، مكتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولی، 1999م، صص174-180، لوحه 174، شاهنامه بایسنقر، كاخ گلستان  


40- Blair,S. A compendium of chronicles, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol 12,P.27 ;Gray,Pp.115 -123
40- Blair,S. A compendium of chronicles, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol 12,P.27 ;Gray,Pp.115 -123


ورقي از نسخه‌اي، شيراز ؟، مجموعه خليلي Mss 920؛ خمسه اميرعلي شيرنوايي، آكسفورد، بودليان، ورقه 34؛ خمسه نظامي، موزه لندن، لندرز، or.6810، ورقه‌هاي 106، 135؛ عكاشه، صص180، 194، 209، لوحه‌هاي 184، 226، 273، كليله و دمنه، توپكاپي سرا، عجايب الوخلوقات قزويني، دارالكتب مصر؛ سودآور، صص 84-88، 119، ش 29، تاجگذاري سلطان حسين ميرزا بايقرا؛ دربار سلطان حسين، توپكاپي سرا، H.1636  
ورقی از نسخه‌ای، شیراز ؟، مجموعه خلیلی Mss 920؛ خمسه امیرعلی شیرنوایی، آكسفورد، بودلیان، ورقه 34؛ خمسه نظامی، موزه لندن، لندرز، or.6810، ورقه‌های 106، 135؛ عكاشه، صص180، 194، 209، لوحه‌های 184، 226، 273، كلیله و دمنه، توپكاپی سرا، عجایب الوخلوقات قزوینی، دارالكتب مصر؛ سودآور، صص 84-88، 119، ش 29، تاجگذاری سلطان حسین میرزا بایقرا؛ دربار سلطان حسین، توپكاپی سرا، H.1636  


41-Gray,Pp.57-58
41-Gray,Pp.57-58


ورقي از نسخه شاهنامه ( وزير قوام الدين شيراز. بالتيمور، گالري هنر والترز، W.477  
ورقی از نسخه شاهنامه ( وزیر قوام الدین شیراز. بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477  


42-Ibid,Pp.53-55
42-Ibid,Pp.53-55


خسرو و شيرين نظامي، گالري فري ير، واشنگتن n.31.34، مجلس سوم؛ عكاشه، ص 213، لوحه 279، ديوان حافظ، دارالكتب مصر؛ شاهنامه موزه رضا عباسي، ش1971، ص 814،  
خسرو و شیرین نظامی، گالری فری یر، واشنگتن n.31.34، مجلس سوم؛ عكاشه، ص 213، لوحه 279، دیوان حافظ، دارالكتب مصر؛ شاهنامه موزه رضا عباسی، ش1971، ص 814،  


43- Nizami; Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات يازيچي، باكو، 1983 م
43- Nizami; Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باكو، 1983 م


,no 17
,no 17


مجلسي از خمسه نظامي؛ شاهنامه كاخ گلستان، ش 2226، ص 463، مجلس نهم؛ كمپفر، انگلبرت. سفرنامه، ترجمه كيكاوس جهانداري، انتشارات خوارزمي، 1363، صص 252-255
مجلسی از خمسه نظامی؛ شاهنامه كاخ گلستان، ش 2226، ص 463، مجلس نهم؛ كمپفر، انگلبرت. سفرنامه، ترجمه كیكاوس جهانداری، انتشارات خوارزمی، 1363، صص 252-255


44-Ibid, no 10,12
44-Ibid, no 10,12


مجالسي از خمسه نظامي؛ عكاشه، ص 213 لوحه 277، قران السعدين، موزه توپكاپي؛ شاهنامه موزه ايران باستان، ش 2120- 312، مجلس يازدهم، ص 261؛ شاهنامه موزه رضا عباسي، تك برگ، ش 605  
مجالسی از خمسه نظامی؛ عكاشه، ص 213 لوحه 277، قران السعدین، موزه توپكاپی؛ شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120- 312، مجلس یازدهم، ص 261؛ شاهنامه موزه رضا عباسی، تك برگ، ش 605  


45- Ibid,no 2,44
45- Ibid,no 2,44


خمسه نظامي؛ شاهنامه‌هاي كاخ گلستان، ش 716، ص 4-۳، مجالس اول و دوم؛ ش2173، ص 1-2، مجالس اول و دوم؛ شاهنامه‌هاي موزه رضا عباسي، ش 1971، ص 814، مجلس هفدهم؛ مقايسه شود با حافظ ابرو، ج1، صص 170، 181، ج2، صص 780، 825، 846.  
خمسه نظامی؛ شاهنامه‌های كاخ گلستان، ش 716، ص 4-۳، مجالس اول و دوم؛ ش2173، ص 1-2، مجالس اول و دوم؛ شاهنامه‌های موزه رضا عباسی، ش 1971، ص 814، مجلس هفدهم؛ مقایسه شود با حافظ ابرو، ج1، صص 170، 181، ج2، صص 780، 825، 846.  


46- عكاشه، ص235، لوحه 319، تصويرديواري، كاخ چهل ستون؛ ذكاء، يحيي، و محمد حسن سمسار. آثار هنري ايران در مجموعه نخست وزيري، انتشارات نخست وزيري، 1357، صص 40، 43.  
46- عكاشه، ص235، لوحه 319، تصویردیواری، كاخ چهل ستون؛ ذكاء، یحیی، و محمد حسن سمسار. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری، انتشارات نخست وزیری، 1357، صص 40، 43.  


47- عكاشه، ص، 206، لوحه 263، مهر و مشتري، دارالكتب مصر
47- عكاشه، ص، 206، لوحه 263، مهر و مشتری، دارالكتب مصر


Nizami,no 5,27,33,43,45,57
Nizami,no 5,27,33,43,45,57


مجالس خمسه نظامي؛ شاهنامه موزه ايران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس يازدهم؛ روياي سلطان حيدر در عالم آراي صفوي آمده است، عالم آراي صفوي، مولف ناشناخته، به كوشش يدالله شكري، تهران، اطلاعات، 1363صص 30-31. به هرحال رويايي شبيه به روياي سلطان حيدر را در باب تاج، در مورد شيخ صفي‌الدين اردبيلي نيز نوشته‌اند، به نظر مي‌رسد، سابقه اين تاج، قديمي‌تر باشد. سيد فيروز شاه زرين كلاه، و محمد حافظ، هردو از اجداد شاه عباس، و از نظر زماني مقدم بر شيخ صفي‌الدين اردبيلي، تاج زرين بر سر داشته‌اند. سلطان علي، اين تاج را در گيرودار جنگ‌ها، سرانجام از سرخود برداشته و بر سر برادرش، اسماعيل، شاه آينده ايران، نهاد، همانجا، صص ۳، 6، 13، 37؛ ونيزيان، ( دالساندري، باربارو، و...) سفرنامه‌هاي ونيزيان در ايران، ترجمه منوچهر اميري، تهران، 1349، صص 326، 364-365، 414- 429  
مجالس خمسه نظامی؛ شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس یازدهم؛ رویای سلطان حیدر در عالم آرای صفوی آمده است، عالم آرای صفوی، مولف ناشناخته، به كوشش یدالله شكری، تهران، اطلاعات، 1363صص 30-31. به هرحال رویایی شبیه به رویای سلطان حیدر را در باب تاج، در مورد شیخ صفی‌الدین اردبیلی نیز نوشته‌اند، به نظر می‌رسد، سابقه این تاج، قدیمی‌تر باشد. سید فیروز شاه زرین كلاه، و محمد حافظ، هردو از اجداد شاه عباس، و از نظر زمانی مقدم بر شیخ صفی‌الدین اردبیلی، تاج زرین بر سر داشته‌اند. سلطان علی، این تاج را در گیرودار جنگ‌ها، سرانجام از سرخود برداشته و بر سر برادرش، اسماعیل، شاه آینده ایران، نهاد، همانجا، صص ۳، 6، 13، 37؛ ونیزیان، ( دالساندری، باربارو، و...) سفرنامه‌های ونیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349، صص 326، 364-365، 414- 429  


48- منشي، اسكندربيگ. تاريخ عالم آراي عباسي، 1314 ق، طهران، ج 1، ص 19
48- منشی، اسكندربیگ. تاریخ عالم آرای عباسی، 1314 ق، طهران، ج 1، ص 19


49- فلسفي، نصرالله. زندگاني شاه عباس اول، دانشگاه تهران، 1353، ص 121؛  
49- فلسفی، نصرالله. زندگانی شاه عباس اول، دانشگاه تهران، 1353، ص 121؛  


Savory,R.M. Safavids Persia,CHI,Cambridge,1970,P.93
Savory,R.M. Safavids Persia,CHI,Cambridge,1970,P.93
خط ۱۷۲: خط ۱۷۴:
50-Algar,H." Amāma "Iranica,vol 1,F 9,Pp.919-921
50-Algar,H." Amāma "Iranica,vol 1,F 9,Pp.919-921


؛ براي برخي از اصطلاحات فارسي در مورد عمامه، نك : دهخدا، علي اكبر، امثال و حكم، اميركبير، 1363، ج 2، صص 804-805  
؛ برای برخی از اصطلاحات فارسی در مورد عمامه، نك : دهخدا، علی اكبر، امثال و حكم، امیركبیر، 1363، ج 2، صص 804-805  


محمدرضا چیت ساز
محمدرضا چیت ساز

نسخهٔ ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۰۷

عمامه، پارچه‌ای نسبتا دراز و كم عرض كه آن را چندین بار دور سر می‌پیچند. دستار، مندیل، دستارچه، سرپایان، نام‌های تاریخی و انواع دیگرعمامه هستند كه در شكل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.1

ایران باستان

اگرچه عمامه به عنوان سرپوشی عربی شناخته شده، اما در دوره قبل از اسلام سابقه بستن نوعی دستار بویژه در میان زنان ایران دیده شده است. یكی از قدیمی‌ترین این نمونه‌ها كه به دوران قبل از ورود آریایی‌ها به ایران می‌رسد، نوعی دستار است كه زنان در دوره امپراتوری ایلام، به همراه نوعی آرایش موی سر استفاده می‌كرده‌اند.2 گاه نگینی در وسط این دستار قرار می‌گرفت.3 در دوران مادها، برخی از جنگیان با بستن دستاری به دور سر و گردن و گوش‌های خود، از آن به عنوان نوعی كلاهخود بهره می‌بردند.4 این نوع دستار بستن كه روی چانه را فرا می‌گرفت دردوره هخامنشیان نیز مورد استفاده گسترده قرار گرفته است.5 گاه ادامه دستار روی دهان را تا زیر بینی می‌پوشاند كه در این صورت كار پنام (دهان بند)6 زردشتیان٭ را انجام می‌داد.7 در نواحی شرقی ایران نیز بستن نوعی دستار با لبه ریشه‌دار، كه گاه شاخكی بالای خود داشت، مرسوم بود.8

ابتدای اسلام تا مغول: عمامه اصلی پیامبر عمامه‌ای سیاه از پارچه بُرد یمانی بود.9 عمامه دیگرشان كه سحاب نام داشت ظاهرا سفید بود.10 جز این‌ها عمامه زردی نیز داشتند.11 اگرچه بستن عمامه را همگان می‌دانسته‌اند، اما طریقه درست بستن آن فنی بوده كه حرفه برخی از اشخاص بوده كه از این راه امرار معاش می‌كرده‌اند.12روش بستن عمامه یا به صورتی بود كه تمام پارچه را دور سر می‌بستند و چیزی از آن آویخته و رها نمی‌ماند، و یا طوری آن را بر سر می‌بستند كه دنباله آن از پشت سر حدود یك وجب و از جلو تا كمر یا از زیر چانه گذشته، روی شانه آویخته می‌ماند، كه به این حالت تحت الحنك می‌گفتند.13 گاهی این ادامه آویخته در جلو را بالا آورده و صورت خود را از زیر چشم‌ها به پایین با آن می‌پوشاندند كه این پوشش صورت را لثام می‌گفتند.14 خلیفه دوم عمامه‌ای سیاه از بُرد یمانی، 15 و علی بن ابیطالب(ع) عمامه‌ای به رنگ قرمز مات بر سر می‌گذاشتند.16 آن حضرت همچنین، از عمامه‌های سیاه و سفید پیامبر نیز استفاده می‌كردند.17 هرچند امویان را به خاطر سفیدپوشی و بر سر نهادن عمامه‌های سفید " مبیضه" گفته‌اند، 18 اما برخی از این خلفا عمامه‌هایی با رنگ‌های دیگر نیز بر سر داشته‌اند، همچون عمامه سبز سلیمان، 19 یا عمامه قرمز ولید، 20 و حجاج بن یوسف.21 امام رضا(ع) در نماز عید، عمامه‌ای كتانی و سفید بر سر داشت.22 اعراب به گونه‌ای از عمامه‌های سرخ رنگ زربفت و جواهرنشان، تاج٭ می‌گفتند.23 برخی از علما و شعرا و خطبای این زمان از دستارهای زرد رنگ هراتی" هری عمامه " استفاده می‌كردند.24 همچنین علما ازعمامه‌های سفید با دنباله آویخته ( تحت الحنك دار) كه اغلب با نوار كوچك طلایی یا زرد رنگی تزیین شده(مطرز، طرازدار٭) و به گونه‌ای ازآن " عمامة الكبیره " می‌گفتند، استفاده می‌كردند.25 سیستانیان عمامه‌های خود را بزرگ می‌بستند.26 دستار وزارت، دستاری بزرگ و تحت الحنك دار بود، كه اغلب از ابریشم بسیارنازك ( قصب ) كه طول زیادی داشت پیچیده می‌شد و همچون دستار شاهان بویی مطرز بود.27 گاه شاه سلجوقی عمامه‌ای سفید كه نگین بزرگی در جلوی آن بود، بر سر می‌گذاشت.28 نوعی از این دستار را به همراه تزیینات دیگر، بر سر زنان آن زمان نیز می‌توان دید.29 در سوگواری٭ها گاه دستارسفید، 30 و اغلب دستار سیاهی دور سر می‌بستند.31 برخی از شهرها به سبب تهیه برخی ازانواع عمامه‌ها معروفیتی داشتند:هرات عمامه‌های زرد رنگ32 قومس مندیل‌های سفید،33 فسا دستارهای شربی،34 شوش عمامه‌های ضخیم خزی35 طبرستان دستارهای ممتاز،36 و آمل دستارچه‌های درشت بافت( خیش ) و زربفت37 تولید می‌كردند.

مغول تا عصر حاضر: برخی از ایلخانان مغول مانند غازان خان، عمامه بر سر گذاشته‌اند. رنگ این عمامه‌ها، گاه سفید بوده است.38 تیموریان نیز از عمامه‌های سفیدی كه ادامه‌اش پشت سررها می‌شد، و با جقه و پرهایی تزیین شده بود، استفاده می‌كردند.39 علما از دستارهای سفید، یا پشمی سیاه، كه ادامه آن تحت الحنك بود، و گاه این ادامه آویخته را از زیر چانه به طرف شانه دیگر می‌بردند، استفاده می‌كردند.40 زنان یا دستاری را دور كلاه خود می‌پیچیدند،41 یا دستار سبزی را به همراه سربند قرمزی بر سر می‌گذاشتند. غیر از این از دستار سفیدی كه نواری طلایی در جلوی آن بود، نیزاستفاده می‌كردند.42 شاهان صفوی٭ گاه برعمامه سفید خود، شال زردی می‌بستند.43 اما رایج‌ترین و رسمی‌ترین عمامه، دستاری بود از پارچه نازك قهوه‌ای و كرم رنگ كه چندین بار دور سر پیچیده شده و به شكل كلاهی كه چندین ترك داشت، دیده می‌شد.44 نوازندگان دستارهای سفید،45 یا چهارخانه، و مانند آن بر سر می‌گذاشتند.46 حتی جنگیان نیز به دور كلاهخود خود عمامه‌ای می‌بستند كه معروفترین آن همان است كه به كلاه قزلباش معروف شده است.47 نوعی از این كلاه٭ از ماهوت قرمز" سقرلاط " تهیه می‌شد، و بر هر یك از دوازده ترك آن نام امامی نوشته شده بود.48 نوشته‌اند شاه اسماعیل بعد از نبرد چالدران در مرگ سپاهیانش، عمامه سیاه بسته است.49 امروزه عمامه سفید را روحانیون، و عمامه‌های سیاه را سادات روحانی بر سر می‌گذارند. در حوزه‌های علمیه، پایان بخشی از دوره‌های تحصیلی، با مراسم اعطای عمامه ( اجازه یافتن طلبه به گذاشتن عمامه ) همراه است.50

نك : سربند، لباس دراویش و صوفیان

مآخذ :

1- یادداشت مولف، نیز، اسدی طوسی، لغت فرس، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، كتابخانه طهوری، 1336، ص 148

2- Spycket,A.Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda,1992, Pp.92, 95,115,pl.61-62,84,no 472,493,719

تندیس‌های بدست آمده از شوش

3- Ibid,P.119,pl.84,no 724

4- Ghirshman,R.Perse,proto-iraniens,Mèdes,Achéménides.Paris, Gallimard,1963,vol 1,p.269,fig 331

اثر مهر استوانه‌ای، سده 6-5 پ م، مادی‌ها در پیكار با سكاها، كتابخانه ملی پاریس

5- Dalton,O.The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London,1964,pl.37,fig 18.a

نقش فرناباذ شهربان فریگیه روی سكه استاتر طلا، موزه لندن

6- ویسپرد، گزارش ابراهیم پورداود، به كوشش بهرام فره وشی، انتشارات دانشگاه تهران، 2537، ص 169

7- Parrot,A.Sumer,Paris,Gallimard,1960,p.270,fig 337

نقش روی تابوت اسكندر، صیدون، موزه استانبول

8- Stronach,D." La statue de Darius le grand decouverte a Suse" ,DAFI,iv, 1974,Pp.61-72 ; Walser,V.Persepolis,Tübingen,1980,Pp.30-66

نقش روی پایه تندیس داریوش اول، موزه ایران باستان؛ نقش برجسته‌های تخت جمشید، آپادانا

9- ظاهرا حرقانیه نام داشته است. بخاری، محمد بن اسماعیل.الجامع الصحیح(صحیح بخاری)، محمد محسن خان، Arabic-English، قاهره، دارالفكر، 1391 ق، ج 7 صص 68- 71؛ ابن حنبل، احمد.المسند، شرح احمد محمد شاكر، الطبعة الثالثه، مصر، دارالمعارف، 1368 ق/ 1949 م، ج3، ص 363؛ پیامبراین عمامه را به عنوان نشانه امان دادن برای صفوان بن امیه فرستادند. هشام، عبدالملك، و محمد بن اسحاق، السیرة النبویه، طبع مصطفی السقاء، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، مصر، 1936 م، ترجمه و انشای فارسی، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی، تصحیح و مقدمه، اصغر مهدوی، تهران، خوارزمی، 1360، ج2 ص893؛ واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر.المغازی، تحقیق مارسدن جونس، الطبعة الثالثه، بیروت، 1409 ق/1989 م، ج2، صص 853-854؛ این عمامه همانی است كه ظاهرا علی بن ابیطالب در نبرد صفین بر سر داشت. دینوری، احمد بن داود.الاخبار الطوال، طبع عبدالمنعم عامر، جمال الدین الشیال، قاهره، 1960 م، ص 186؛

Dozy,R.P.R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,Pp.375-378

10- یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ، بیروت، دارصادر، 1960 م، ج 2، ص 72؛ كلینی

رازی، ابی جعفر محمد بن یعقوب.اصول كافی، ترجمه و شرح جواد مصطفوی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، بی تا، ج 1، ص 342. مقایسه شود با

Dozy.Pp.305-311

11- كتانی، محمد بن جعفر.الدعامة فی احكام سنة العمامة، دمشق، 1342 ق، صص 6، 14، 6،

67؛ نویری، شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب. نهایة الارب فی فنون الادب، قاهره، مطبعة دارالكتب، 1373 ق/1955 م، ج 18، ص284

12- دهخدا، علی اكبر، لغت نامه، ذیل عمامه

13- واقدی، ج 2، صص560، 832، ج ۳، صص 905، 1079؛ ابن هشام، ج2، صص

1074-1077؛ یعقوبی، ج2، ص 59

14- یعنی پوشاندن صورت از حد چشم‌ها به پایین. پیامبر در فتح مكه. كتانی، صص 18، 68؛ بخاری، ج 7، صص 68-71؛ شعرایی مانند فرزدق و یا ابن سریج.اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. كتاب الاغانی، اعداد، مكتب تحقیق، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1414-1415 ق/ 1994 م، الطبعة الاولی، ج1، صص 206-207، ج2، ص 507

15- طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. تاریخ الرسل و الملوك، قاهره، 1939-1957 م، ج3، ص 271

16- طبری، ج3، صص 386، 451؛ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن.الكامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965 م، ج ۳، ص 191

17- دینوری، ص 186؛ مقایسه شود با بخاری، ج7، صص 68-71؛

18- Supuler,B.Iran in frǜh-Islamischer zeit,Wiesbadan,1952,Pp. 347-349

19- ابن اثیر، ج 5، ص 38؛ اصفهانی، ج4، ص 452

20- اصفهانی، ج 6، ص 481، ج 9، ص 180-182؛

Almagro,A.L.Caballero.,J.Zozaya;Qusayr Amra,Madrid,1975,P.178

21- ابن اثیر، ج 4، ص 374. ابن اثیر در حوادث سال 92 ضمن فتح اندلس از خانه‌ای در آنجا یاد می‌كند كه در آن تصاویری از بزرگان عرب بود كه همه بر سر عمامه‌هایی سرخ داشتند. ج4، ص 566. عبدالله خازم نیز چنین عمامه‌ای داشته. نرشخی، ابوبكرمحمد بن جعفر. تاریخ بخارا، ترجمه ابونصرقباوی، تلخیص محمد بن زفر، تصحیح مدرس رضوی، تهران، توس، 1363، ص 55، 60.

22- مفید، محمد بن نعمان. كتاب الارشاد، تصحیح كاظم موسوی میامیی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1377 ق، ج2، ص 256-257

23- " العمائم تیجان العرب " اصفهانی، ج 4، ص 546؛ ابن هشام، ج 2، ص 779؛ ابن اثیر، ج 2، ص 193.

24- اصفهانی، ج8، ص 259.

25- جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. البیان و التبیین، تحقیق و شرح عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مكتبة الجاحظ، 1960-1961 م، ج1 ص 42؛ متز، آدام، الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع، نقله الی العربیة محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره، لجنة التالیف و الترجمه، 1377 ق/ 1957 م، ج2، صص 186-188، منوچهری دامغانی. دیوان، تصحیح محمد دبیرسیاقی، تهران 1363، ص187.

26- مانند فرخی شاعر. نظامی عروضی، احمد بن عمرسمرقندی. چهارمقاله، تصحیح محمد قزوینی، به اهتمام محمد معین، تهران، امیركبیر، 1364، ص 59.

27- ابن اثیر، ج9، ص 424؛ خواندمیر. دستورالوزراء، چاپ سعید نفیسی، تهران، اقبال، 2535، ص 123؛ شعر ابوالحسن سلامی (د 394 ق/1003 م) چیت ساز، محمدرضا. تاریخ پوشاك ایرانیان، انتشارات سمت، 1379، ص 149، یادداشت 623.

28- امیر مسعود غزنوی. البته در مرگ پدر. بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین.تاریخ بیهقی، به كوشش خلیل خطیب رهبر، تهران، سعدی، 1368، ج1، ص 13؛ نقش سواركار بر بشقاب منتسب به ری در موزه ویكتوریا و آلبرت، لندن

Pope,A.U. A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Tehran,1964-1967,vol 10,P.632

مقایسه شود با دستار توزی طغرل. باسورث، ادموند كلیفورد. تاریخ غزنویان، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیركبیر، 1356، ص 260

29- Ibid,Pp.641.B,646.B,651-653,679,693,Ibid,vol IV,p.1643,fig,a-n

نقوش انسانی بر روی بشقاب و ظروف دیگر، به ترتیب، ری یا ساوه، كاشان، مجموعه بارلو، موزه متروپولیتن، مجموعه ادسل فورد، در تصرف كیلیكین، در تصرف لهمان، مجموعه پرویسینی ؛

Grube,E.J.Islamic pottery of the eighth to the fifteenth century in the keir collection,Oxford,1976,op.233,no 183

30- عتبی، ابونصرمحمد بن عبدالجبار. تاریخ یمینی، شرح منینی، مصر، مطبعه وهبیه، 1286 ق، ترجمه ابوالشرف ناصح جرفادقانی، به اهتمام جعفر شعار، تهران، بنگاه ترجمه ونشر كتاب، 1345، ص 424؛ بیهقی، ج1، صص 13، 94؛ مقایسه كنید با دوران بنی امیه " علیهم الظهائر البیض شعار الحزن " یعقوبی. ج3، صص 180-181؛

31- مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد.احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، طبع دخویه، لیدن، بریل، 1906 م، ص 367؛ حدود العالم من المشرق الی المغرب، مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسكی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران، دانشگاه الزهراء، 1372، ص 398

32- مقدسی.ص 307 ؛ ابن اثیر، ج4، ص 473

33- مقدسی.ص 367؛ حدود العالم، ص 398

34- ابن حوقل.صورة الارض، الطبعة الثانیه، لیدن، بریل، 1938-1939م، ص 261؛ مقدسی. ص 442

35- مقدسی. صص 402- 416؛ ابن حوقل، صص 227-231؛ حدود العالم، ص 386؛ ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن.المنتظم فی تاریخ الملوك والامم، دایرةالمعارف عثمانیه، حیدر آباد دكن، 1358- 1359 ق، ج 8، ص 65

36- جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. الحیوان، تحقیق و شرح عبدالسلام محمد هارون، قاهره، 1356-1364 ق/ 1938- 1945 م، ج3، ص 27؛ جهشیاری، ابوعبدالله محمد بن عبدوس. الوزراء والكتاب، تحقیق مصطفی السقا، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، الطبعة الاولی، قاهره، مطبعة مصطفی الحلبی و اولاده، 1358 ق/ 1938 م، ص 184

37- مقدسی. ص 353؛ حدود العالم، ص 397

38-Gray,B; La peinture Persane,Genève,1977,Pp.63-64

نسخه شاهنامه، شیراز. توپكاپی استانبول، حزین 1511. پشت ورقه 203؛ گروسه، رنه، امپراطوری صحرانوردان، ترجمه و تحشیه عبدالحسین میكده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1353، صص 619، 627؛ دستارچه ملك اشرف، حافظ ابرو، شهاب الدین عبدالله هروی.ذیل جامع التواریخ رشیدی، به اهتمام خانبابا بیانی، تهران، انجمن آثار ملی، چاپ دوم، 1350، ص 221؛ عمامه قراسُنقر، ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله.سفرنامه، ترجمه محمد علی موحد، تهران، علمی و فرهنگی، 1361،، ج1، ص 74

Blair,S.A compendium of chronicles, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XXVII,1995,Pp.33-35

نسخه جامع التواریخ، تبریز. ورقه‌های 257-249. مجموعه خلیلی


39- شاهنامه كاخ گلستان، ش 2173، ص 14، مجلس سوم؛ سودآور، ابوالعلاء.هنردربارهای ایران، ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران، كارنگ، 1380، صص 84-93، 119، ش 29، تاجگذاری سلطان حسین میرزا بایقرا، دربار سلطان حسین، توپكاپی سرا، H.1636، ش 31، حرمسرای سلطان حسین میرزا بایقرا، دیوان امیرخسرو دهلوی

Gray,Pp.112-113,127-129

خمسه نظامی، موزه لندن، لندرزAdd.25900 ورقه161؛ عكاشه، ثروت.موسوعة التصویر الاسلامی، بیروت، مكتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولی، 1999م، صص174-180، لوحه 174، شاهنامه بایسنقر، كاخ گلستان

40- Blair,S. A compendium of chronicles, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol 12,P.27 ;Gray,Pp.115 -123

ورقی از نسخه‌ای، شیراز ؟، مجموعه خلیلی Mss 920؛ خمسه امیرعلی شیرنوایی، آكسفورد، بودلیان، ورقه 34؛ خمسه نظامی، موزه لندن، لندرز، or.6810، ورقه‌های 106، 135؛ عكاشه، صص180، 194، 209، لوحه‌های 184، 226، 273، كلیله و دمنه، توپكاپی سرا، عجایب الوخلوقات قزوینی، دارالكتب مصر؛ سودآور، صص 84-88، 119، ش 29، تاجگذاری سلطان حسین میرزا بایقرا؛ دربار سلطان حسین، توپكاپی سرا، H.1636

41-Gray,Pp.57-58

ورقی از نسخه شاهنامه ( وزیر قوام الدین )، شیراز. بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477

42-Ibid,Pp.53-55

خسرو و شیرین نظامی، گالری فری یر، واشنگتن n.31.34، مجلس سوم؛ عكاشه، ص 213، لوحه 279، دیوان حافظ، دارالكتب مصر؛ شاهنامه موزه رضا عباسی، ش1971، ص 814،

43- Nizami; Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باكو، 1983 م

,no 17

مجلسی از خمسه نظامی؛ شاهنامه كاخ گلستان، ش 2226، ص 463، مجلس نهم؛ كمپفر، انگلبرت. سفرنامه، ترجمه كیكاوس جهانداری، انتشارات خوارزمی، 1363، صص 252-255

44-Ibid, no 10,12

مجالسی از خمسه نظامی؛ عكاشه، ص 213 لوحه 277، قران السعدین، موزه توپكاپی؛ شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120- 312، مجلس یازدهم، ص 261؛ شاهنامه موزه رضا عباسی، تك برگ، ش 605

45- Ibid,no 2,44

خمسه نظامی؛ شاهنامه‌های كاخ گلستان، ش 716، ص 4-۳، مجالس اول و دوم؛ ش2173، ص 1-2، مجالس اول و دوم؛ شاهنامه‌های موزه رضا عباسی، ش 1971، ص 814، مجلس هفدهم؛ مقایسه شود با حافظ ابرو، ج1، صص 170، 181، ج2، صص 780، 825، 846.

46- عكاشه، ص235، لوحه 319، تصویردیواری، كاخ چهل ستون؛ ذكاء، یحیی، و محمد حسن سمسار. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری، انتشارات نخست وزیری، 1357، صص 40، 43.

47- عكاشه، ص، 206، لوحه 263، مهر و مشتری، دارالكتب مصر

Nizami,no 5,27,33,43,45,57

مجالس خمسه نظامی؛ شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس یازدهم؛ رویای سلطان حیدر در عالم آرای صفوی آمده است، عالم آرای صفوی، مولف ناشناخته، به كوشش یدالله شكری، تهران، اطلاعات، 1363صص 30-31. به هرحال رویایی شبیه به رویای سلطان حیدر را در باب تاج، در مورد شیخ صفی‌الدین اردبیلی نیز نوشته‌اند، به نظر می‌رسد، سابقه این تاج، قدیمی‌تر باشد. سید فیروز شاه زرین كلاه، و محمد حافظ، هردو از اجداد شاه عباس، و از نظر زمانی مقدم بر شیخ صفی‌الدین اردبیلی، تاج زرین بر سر داشته‌اند. سلطان علی، این تاج را در گیرودار جنگ‌ها، سرانجام از سرخود برداشته و بر سر برادرش، اسماعیل، شاه آینده ایران، نهاد، همانجا، صص ۳، 6، 13، 37؛ ونیزیان، ( دالساندری، باربارو، و...) سفرنامه‌های ونیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349، صص 326، 364-365، 414- 429

48- منشی، اسكندربیگ. تاریخ عالم آرای عباسی، 1314 ق، طهران، ج 1، ص 19

49- فلسفی، نصرالله. زندگانی شاه عباس اول، دانشگاه تهران، 1353، ص 121؛

Savory,R.M. Safavids Persia,CHI,Cambridge,1970,P.93

50-Algar,H." Amāma "Iranica,vol 1,F 9,Pp.919-921

؛ برای برخی از اصطلاحات فارسی در مورد عمامه، نك : دهخدا، علی اكبر، امثال و حكم، امیركبیر، 1363، ج 2، صص 804-805

محمدرضا چیت ساز