پرش به محتوا

کلاه بوقی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''کلاه بوقي''' : نوعي کلاه'''٭''' قيفي يا شيپوري شکل و مخروطي بلند و نوك تيز، در اندازه‌هاي مختلف که در دوره‌هاي اسلامي، نوع بلند و قرمزرنگ آن جنبة تحقيرآميز و مسخرگي يافت وآن را بيشتر بر سر محکومين مي‌گذاشتند. '''ايران باستان''': يکي از قديمي‌ترين...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''کلاه بوقي''' : نوعي کلاه'''٭''' قيفي يا شيپوري شکل و مخروطي بلند و نوك تيز، در اندازه‌هاي مختلف که در دوره‌هاي اسلامي، نوع بلند و قرمزرنگ آن جنبة تحقيرآميز و مسخرگي يافت وآن را بيشتر بر سر محکومين مي‌گذاشتند.
'''کلاه بوقی''' : نوعی کلاه'''٭''' قیفی یا شیپوری شکل و مخروطی بلند و نوك تیز، در اندازه‌های مختلف که در دوره‌های اسلامی، نوع بلند و قرمزرنگ آن جنبة تحقیرآمیز و مسخرگی یافت وآن را بیشتر بر سر محکومین می‌گذاشتند.


'''ايران باستان''': يکي از قديمي‌ترين نمونه‌هاي کلاه بوقي را، قبل از آريايي‌ها، بر سر زني از دورة ايلام باستان مي‌توان ديد.<sup>1</sup> نوع بلندتر آن را نيز گاهي برخي روحانيان آن دوره بر سر مي‌گذاشته‌اند.<sup>2</sup> در ميان جنگجويان نيز اين سرپوش و نوع بسيار بلند آن،<sup>3</sup> و نوع شاخدارش رايج بود.<sup>4</sup> در دورة مادها، مردان طبقات حاکم<sup>5</sup> و گروه جنگيان نوع بلند كلاه بوقي را، که گاه نوک آن به طرف جلو خميده بود، بر سر مي‌گذاشتند.<sup>6</sup> اين کلاه را جنگيان هخامنشي نيز استفاده مي‌کردند.<sup>7</sup> به نظر مي‌رسد كه اين سرپوش و انواع آن در ميان سکاها (آريايي‌هاي چادرنشين و بيابانگرد) رواج بيشتري داشت، به حدي که يکي از تيره‌هاي سکايي با نام «سکاييان تيزخود»<sup>8</sup> معرفي شده بودند. نوع سکايي اين کلاه، بلند و مخروطي شكل بود و نوک آن قدري به سوي عقب خميده بود. پايين کلاه تمام گوش‌ها، پشت گردن و زيرچانه را مي‌پوشاند و با تسمه‌اي روي چانه بسته و محکم مي‌شد.<sup>9</sup> نوع سادة بسيار بلند اين كلاه را در نقش سکونخا[1]، رهبر سکاهاي شورشي بر داريوش هخامنشي، در نقش برجستة بيستون مي‌توان ديد.<sup>10</sup> بزرگان، روحانيون و جنگيان اشکاني كلاه بوقي بسيار بلند،<sup>11</sup> و ساسانيان كلاه نوک خميده به جلو بر سر مي‌گذاشتند.<sup>12</sup>
=== [[ایران باستان]] ===
یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های کلاه بوقی را، قبل از آریایی‌ها، بر سر زنی از دورة ایلام باستان می‌توان دید.<sup>1</sup> نوع بلندتر آن را نیز گاهی برخی روحانیان آن دوره بر سر می‌گذاشته‌اند.<sup>2</sup> در میان جنگجویان نیز این سرپوش و نوع بسیار بلند آن،<sup>3</sup> و نوع شاخدارش رایج بود.<sup>4</sup> در دورة مادها، مردان طبقات حاکم<sup>5</sup> و گروه جنگیان نوع بلند كلاه بوقی را، که گاه نوک آن به طرف جلو خمیده بود، بر سر می‌گذاشتند.<sup>6</sup> این کلاه را جنگیان هخامنشی نیز استفاده می‌کردند.<sup>7</sup> به نظر می‌رسد كه این سرپوش و انواع آن در میان سکاها (آریایی‌های چادرنشین و بیابانگرد) رواج بیشتری داشت، به حدی که یکی از تیره‌های سکایی با نام «سکاییان تیزخود»<sup>8</sup> معرفی شده بودند. نوع سکایی این کلاه، بلند و مخروطی شكل بود و نوک آن قدری به سوی عقب خمیده بود. پایین کلاه تمام گوش‌ها، پشت گردن و زیرچانه را می‌پوشاند و با تسمه‌ای روی چانه بسته و محکم می‌شد.<sup>9</sup> نوع سادة بسیار بلند این كلاه را در نقش سکونخا[1]، رهبر سکاهای شورشی بر داریوش هخامنشی، در نقش برجستة بیستون می‌توان دید.<sup>10</sup> بزرگان، روحانیون و جنگیان اشکانی كلاه بوقی بسیار بلند،<sup>11</sup> و ساسانیان كلاه نوک خمیده به جلو بر سر می‌گذاشتند.<sup>12</sup>


'''اسلام تا مغول''' : در قرون اولية اسلام زنان نوعي كلاه بوقي ابريشمين بر سر مي‌گذاشتند.<sup>13</sup> اين نوع و نوع نمدي و زنگوله دار و قرمز رنگ آن را، که گاه دم روباهي از آن آويخته بود بر سرمحکومين مي‌گذاشته‌اند.<sup>14</sup> نوع ديگر کلاه بوقي مخصوص مجازات شدگان، داراي چند ترک بود که هر ترك رنگ خاصي داشت. اين نوع کلاه را بر سر بابک خرمدين پس از اسارت، گذاشتند.<sup>15</sup> برخي از مردان عصر ساماني نوع مثلثي اين کلاه را بر سر مي‌گذاشتند كه در ُزمره کلاه‌هاي بوقي به شمار نمي‌رفت.<sup>16</sup> ظاهراً نوع کلاه‌هاي بلند سکاييان قبل از اسلام، در قرون بعد اسلامي به ترکمانان رسيده است.<sup>17</sup> به گونه‌اي از اين کلاه‌ها كه سياه رنگ بود و چند دستار به دورش مي‌پيچيدند و شاهان ترک مانند آلب ارسلان آن را برسر مي‌گذاشتند<sup>18</sup> «کلاه جوار» مي‌گفتند.<sup>19</sup> ظاهراً از پوست سياه يا قهوه‌اي قندوز (نوعي سگ آبي در نواحي ترکستان) نيز چنين کلاه‌هايي تهيه مي‌كرده‌اند.<sup>20</sup> به سبب اين که انتهاي اين کلاه‌ها قدري کج بود (يا شايد آنها را به صورت کج برسر مي‌گذاشته‌اند؟) آنها را «کلاه ترکماني کژ» نيز مي‌گفتند. نوشته‌اند که محمد خوارزمشاه چنين کلاهي بر سر مي‌گذاشته است.<sup>21</sup> در ميان درباريان او نيز اين کلاه‌ها رواج داشت.<sup>22</sup>  
'''اسلام تا مغول''' : در قرون اولیة اسلام زنان نوعی كلاه بوقی ابریشمین بر سر می‌گذاشتند.<sup>13</sup> این نوع و نوع نمدی و زنگوله دار و قرمز رنگ آن را، که گاه دم روباهی از آن آویخته بود بر سرمحکومین می‌گذاشته‌اند.<sup>14</sup> نوع دیگر کلاه بوقی مخصوص مجازات شدگان، دارای چند ترک بود که هر ترك رنگ خاصی داشت. این نوع کلاه را بر سر بابک خرمدین پس از اسارت، گذاشتند.<sup>15</sup> برخی از مردان عصر سامانی نوع مثلثی این کلاه را بر سر می‌گذاشتند كه در ُزمره کلاه‌های بوقی به شمار نمی‌رفت.<sup>16</sup> ظاهراً نوع کلاه‌های بلند سکاییان قبل از اسلام، در قرون بعد اسلامی به ترکمانان رسیده است.<sup>17</sup> به گونه‌ای از این کلاه‌ها كه سیاه رنگ بود و چند دستار به دورش می‌پیچیدند و شاهان ترک مانند آلب ارسلان آن را برسر می‌گذاشتند<sup>18</sup> «کلاه جوار» می‌گفتند.<sup>19</sup> ظاهراً از پوست سیاه یا قهوه‌ای قندوز (نوعی سگ آبی در نواحی ترکستان) نیز چنین کلاه‌هایی تهیه می‌كرده‌اند.<sup>20</sup> به سبب این که انتهای این کلاه‌ها قدری کج بود (یا شاید آنها را به صورت کج برسر می‌گذاشته‌اند؟) آنها را «کلاه ترکمانی کژ» نیز می‌گفتند. نوشته‌اند که محمد خوارزمشاه چنین کلاهی بر سر می‌گذاشته است.<sup>21</sup> در میان درباریان او نیز این کلاه‌ها رواج داشت.<sup>22</sup>  


'''مغول تا عصرحاضر''': در دوره مغول گاه مردم عادي كلاه بوقي قرمز رنگ بر سر مي‌گذاشته‌اند.<sup>23</sup> بزرگان نوع لبة برگشتة قرمز رنگ و نوع بلند يا کوتاه به رنگ سفيد يا سرخ آن را كه لبة پشمي كلفت قهوه‌اي رنگ داشت بر سر مي‌گذاشتند.<sup>24</sup> جلودارها از كلاه‌هاي بوقي به رنگ سبز، سرخ، خاکستري، يا طلايي با لبه پشمي طلايي يا سياه استفاده مي‌کردند.<sup>25</sup> در همين دوره در مجموعة خلعت‌هاي وزارت، از کلاهي مرصع به نام «کلاه نوروزي» نام برده‌اند<sup>26</sup> که مي‌بايد هماني باشد که در زمان صفويان به آن «کلاه دولت» مي‌گفته‌اند.<sup>27  </sup>هر دوي اين نام‌ها، ظاهراً مربوط به نوعي کلاه کله قندي منگوله‌دار است. شاهان صفوي نوع شل و کوتاه اين كلاه را كه اغلب آبي‌ رنگ و خالدار بود و به سبب شلي، بالاي آن به طرف پايين خم مي‌شد، بر سر مي‌گذاشتند.<sup>28</sup> در دورة نادرشاه افشار، نوک بالايي اين کلاه را بريدند،<sup>29</sup> و همين با تغييرات ديگري به دوره قاجار'''٭''' رسيد.<sup>30</sup>
'''مغول تا عصرحاضر''': در دوره مغول گاه مردم عادی كلاه بوقی قرمز رنگ بر سر می‌گذاشته‌اند.<sup>23</sup> بزرگان نوع لبة برگشتة قرمز رنگ و نوع بلند یا کوتاه به رنگ سفید یا سرخ آن را كه لبة پشمی كلفت قهوه‌ای رنگ داشت بر سر می‌گذاشتند.<sup>24</sup> جلودارها از كلاه‌های بوقی به رنگ سبز، سرخ، خاکستری، یا طلایی با لبه پشمی طلایی یا سیاه استفاده می‌کردند.<sup>25</sup> در همین دوره در مجموعة خلعت‌های وزارت، از کلاهی مرصع به نام «کلاه نوروزی» نام برده‌اند<sup>26</sup> که می‌باید همانی باشد که در زمان صفویان به آن «کلاه دولت» می‌گفته‌اند.<sup>27  </sup>هر دوی این نام‌ها، ظاهراً مربوط به نوعی کلاه کله قندی منگوله‌دار است. شاهان صفوی نوع شل و کوتاه این كلاه را كه اغلب آبی‌ رنگ و خالدار بود و به سبب شلی، بالای آن به طرف پایین خم می‌شد، بر سر می‌گذاشتند.<sup>28</sup> در دورة نادرشاه افشار، نوک بالایی این کلاه را بریدند،<sup>29</sup> و همین با تغییرات دیگری به دوره قاجار'''٭''' رسید.<sup>30</sup>
 
نک: کلاه، لباس محکومین.


نک: کلاه، لباس محکومين.




خط ۱۴: خط ۱۶:
1.             Spycket,A. Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda, (1992), P. 101,pl. 68,no 546
1.             Spycket,A. Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda, (1992), P. 101,pl. 68,no 546


2.  نگهبان، عزت الله. '''''حفاري هفت تپه دشت خوزستان'''''. سازمان ميراث فرهنگي، 1372، ص245- 246، 329، 348، اثر مهر H. T. S. 238، ش 206، طرح 69.
2.  نگهبان، عزت الله. '''''حفاری هفت تپه دشت خوزستان'''''. سازمان میراث فرهنگی، 1372، ص245- 246، 329، 348، اثر مهر H. T. S. 238، ش 206، طرح 69.


3.             Porada,E. Tchoga-Zanbil la glyptique, Paris, 1970, p 19, TZ 598. 1956, no 13; Calmeyer, P. Relief bronzen in Babylonischem stil,München, 1973, Pp 44-45, no E 2, 94-95, Abb. 90.
3.             Porada,E. Tchoga-Zanbil la glyptique, Paris, 1970, p 19, TZ 598. 1956, no 13; Calmeyer, P. Relief bronzen in Babylonischem stil,München, 1973, Pp 44-45, no E 2, 94-95, Abb. 90.


نقوش روي جام‌هاي فلزي (سيتولا).
نقوش روی جام‌های فلزی (سیتولا).


4.             Amiet,P. Elam, Paris, 1966, Pp 374-377, fig 282-285; Porada, 1970, Pp. 28-33, TZ 474. 1956, no 27.
4.             Amiet,P. Elam, Paris, 1966, Pp 374-377, fig 282-285; Porada, 1970, Pp. 28-33, TZ 474. 1956, no 27.


سنگ يادمان اونتش گل پادشاه ايلام، از شوش، سده 13 پ م، موزه لوور و نيز اثر مهر، از چُغازنبيل
سنگ یادمان اونتش گل پادشاه ایلام، از شوش، سده 13 پ م، موزه لوور و نیز اثر مهر، از چُغازنبیل


5.             Dalton,O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, Pp. 2-3, pl. 2.
5.             Dalton,O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, Pp. 2-3, pl. 2.
خط ۲۸: خط ۳۰:
6.             Pope,A. U. A survey of Persian art,ed,P. Ackerman,Oxford,1938-1939,vol 4,pl. 124,no C
6.             Pope,A. U. A survey of Persian art,ed,P. Ackerman,Oxford,1938-1939,vol 4,pl. 124,no C


اثر مهر با کتيبه، سواران آريزانتي، موزه لندن
اثر مهر با کتیبه، سواران آریزانتی، موزه لندن


7.             De mecquenem,R. The Achaemenid and later remains at Susa, SPA, 1938-1939,vol I,p. 327, fig 77.
7.             De mecquenem,R. The Achaemenid and later remains at Susa, SPA, 1938-1939,vol I,p. 327, fig 77.


نقش روي مهر هخامنشي.
نقش روی مهر هخامنشی.


8.  سکاتيگرخئودا .Sakā tigraxaudā  
8.  سکاتیگرخئودا .Sakā tigraxaudā  


9.             Walser,V. Persepolis, Tübingen, 1980, P. 32.
9.             Walser,V. Persepolis, Tübingen, 1980, P. 32.


نقش برجستة تخت جمشيد، آپادانا، گروه يازدهم.
نقش برجستة تخت جمشید، آپادانا، گروه یازدهم.


10.          Flandin,E,Coste,P. Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris,Gide et Bandy,1843-1854, vol 4, pl. 18.
10.          Flandin,E,Coste,P. Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris,Gide et Bandy,1843-1854, vol 4, pl. 18.


نقش برجستة صخره‌اي بيستون، آخرين نفر از دستگيرشدگان.
نقش برجستة صخره‌ای بیستون، آخرین نفر از دستگیرشدگان.


11.          Herrmann,G. The Iranian revival,Oxford, 1977, Pp. 67,70.
11.          Herrmann,G. The Iranian revival,Oxford, 1977, Pp. 67,70.


نقش برجستة روي ستون اتاق ش2، قلعه يزدگرد، کوه‌هاي زاگرس؛
نقش برجستة روی ستون اتاق ش2، قلعه یزدگرد، کوه‌های زاگرس؛


Rawlinson,G. The sixth great oriental monarchy,Tehran, 1976, Pp 392-394.
Rawlinson,G. The sixth great oriental monarchy,Tehran, 1976, Pp 392-394.


نقش برجستة صخره‌اي، تنگ سروک، شمال بهبهان؛  
نقش برجستة صخره‌ای، تنگ سروک، شمال بهبهان؛  


Sellwood, D.Coinage of Parthia,2<sup>nd</sup> ed, London, 1980, Pp. 89-92, type 31, no 31. 2,Pp. 131-156, type 43, no 43.12.
Sellwood, D.Coinage of Parthia,2<sup>nd</sup> ed, London, 1980, Pp. 89-92, type 31, no 31. 2,Pp. 131-156, type 43, no 43.12.


نقش پشت سکة چهار درهمي اُُُرُد اول شاه اشکاني( 80-90 پ م ) ضرب سلوکيه و نقش پشت سکة يک درهمي اُرُد دوم اشکاني، ضرب همدان.
نقش پشت سکة چهار درهمی اُُُرُد اول شاه اشکانی( 80-90 پ م ) ضرب سلوکیه و نقش پشت سکة یک درهمی اُرُد دوم اشکانی، ضرب همدان.


12.                 بر سر نرسه شاه ساساني( 293- 302 م )، لوکونين، و. تمدن ايران ساساني. ترجمة عنايت الله رضا، انتشارات علمي و فرهنگي، 1372، ص376، جدول، 19 ش، I a.
12.                 بر سر نرسه شاه ساسانی( 293- 302 م )، لوکونین، و. تمدن ایران ساسانی. ترجمة عنایت الله رضا، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372، ص376، جدول، 19 ش، I a.


13.                حسن ابراهيم، حسن. تاريخ السياسي و الديني و الثقافي و الاجتماعي. قاهره: الطبعة الثالثه، 1953م، ج2، ص362-363 ؛
13.                حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعة الثالثه، 1953م، ج2، ص362-363 ؛


Dozy,R. P. R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp. 73-80,262-278
Dozy,R. P. R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp. 73-80,262-278


ابن اثير، عزالدين ابوالحسن. الکامل في التاريخ. بيروت: دارصادر، داربيروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625 ؛ متز، آدام. الحضارة الاسلامية في القرن الرابع، نقله الي العربية محمد عبدالهادي ابوريده، قاهره: لجنة التأليف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص154-155.  
ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625 ؛ متز، آدام. الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع، نقله الی العربیة محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنة التألیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص154-155.  


14.                ابن اثير، ج9، ص625؛ متز، ج2، ص154- 156.
14.                ابن اثیر، ج9، ص625؛ متز، ج2، ص154- 156.


15.                مسعودي، ابي الحسن علي. مروج الذهب و معادن الجوهرفي التاريخ. به تحقيق محمد محيي الدين عبدالحميد، الطبعة الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص57.
15.                مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعة الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص57.


16.          Grube,E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth Century in the keir collection,Oxford,1976,Pp. 77,83 no 38,42.
16.          Grube,E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth Century in the keir collection,Oxford,1976,Pp. 77,83 no 38,42.


نقوش روي بشقاب، موزه قاهره، بشقاب نيشابور؛ ابن اثير، ج8، ص463؛ گرديزي، ابوسعيد عبدالحي، زين الاخبار، تصحيح عبدالحي حبيبي، تهران: دنياي کتاب، 1363، ص346.
نقوش روی بشقاب، موزه قاهره، بشقاب نیشابور؛ ابن اثیر، ج8، ص463؛ گردیزی، ابوسعید عبدالحی، زین الاخبار، تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران: دنیای کتاب، 1363، ص346.


17.                 مآخذ، 10، 12.  
17.                 مآخذ، 10، 12.  


18.                از بالاي گوي کلاهش تا انتهاي ريش بلندش را دو زراع (دو گز) نوشته‌اند. راوندي، محمد بن علي. راحة الصدور و آية السرور. تصحيح محمد اقبال، ليدن: 1921م، ص117؛ نيشابوري، خواجه امام ظهيرالدين. سلجوقنامه. با مقدمة محمد رمضاني، اسمعيل افشار، تهرانك کلاله خاور، 1332، ص 23؛ خواندمير آنرا طاقيه طولاني نام نهاده. حبيب السير في اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشي خيام، 1333- 1334، ج2، ص 487.
18.                از بالای گوی کلاهش تا انتهای ریش بلندش را دو زراع (دو گز) نوشته‌اند. راوندی، محمد بن علی. راحة الصدور و آیة السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص117؛ نیشابوری، خواجه امام ظهیرالدین. سلجوقنامه. با مقدمة محمد رمضانی، اسمعیل افشار، تهرانك کلاله خاور، 1332، ص 23؛ خواندمیر آنرا طاقیه طولانی نام نهاده. حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333- 1334، ج2، ص 487.


19.                راوندي، ص 331؛ جوزجاني، منهاج السراج. طبقات ناصري، چاپ عبدالحي حبيبي، تهران: 1334، ج1، ص281؛ بيهقي، ابوالفضل‌محمد بن حسين. تاريخ بيهقي. به کوشش خليل خطيب رهبر، تهران: سعدي، 1368، ج1، ص61؛ ابن اثير، ج 1، ص502-503.  
19.                راوندی، ص 331؛ جوزجانی، منهاج السراج. طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص281؛ بیهقی، ابوالفضل‌محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص61؛ ابن اثیر، ج 1، ص502-503.  


20.                جوزجاني، ج1، ص355، 411- 412؛ مقايسه شود با ابن الجوزي، ابوالفرج عبدالرحمن. المنتظم في تاريخ الملوک و الامم. دايرة المعارف عثمانيه، حيدرآباد دکن، 1358- 1359 ق، ج8، ص53.  
20.                جوزجانی، ج1، ص355، 411- 412؛ مقایسه شود با ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. دایرة المعارف عثمانیه، حیدرآباد دکن، 1358- 1359 ق، ج8، ص53.  


21.                ابن اثير، وقايع سال 594 ق/1197 م؛ جوزجاني، ج1، ص 246.  
21.                ابن اثیر، وقایع سال 594 ق/1197 م؛ جوزجانی، ج1، ص 246.  


22.          Pope. 1967, vol 9, no 517, vol 10, P.655.
22.          Pope. 1967, vol 9, no 517, vol 10, P.655.


نقش برجستة گچي ري با نام طغرل دوم، موزه پنسيلوانيا و نقش سوارکار بر بشقاب کاشان، مقايسه شود با کلاه دراز تاج‌الدين يلدوز و قطب‌الدين ايبک از امراي بزرگ غوري، که همراه قبا و کمرهاي زرين، هداياي فرستاده شده غياث‌الدين محمود غزنوي بود، جوزجاني، ج1، ص412؛ ابن اثير، ج12، ص247- 248.
نقش برجستة گچی ری با نام طغرل دوم، موزه پنسیلوانیا و نقش سوارکار بر بشقاب کاشان، مقایسه شود با کلاه دراز تاج‌الدین یلدوز و قطب‌الدین ایبک از امرای بزرگ غوری، که همراه قبا و کمرهای زرین، هدایای فرستاده شده غیاث‌الدین محمود غزنوی بود، جوزجانی، ج1، ص412؛ ابن اثیر، ج12، ص247- 248.


23.          Gray,B. La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 45-48, 57-58.
23.          Gray,B. La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 45-48, 57-58.


نسخة عجايب المخلوقات، بغداد: کتابخانة ملي پاريس، sup. pers. 332 . پشت ورقة 158 . نيز، ورقي از نسخة شاهنامه (وزيرقوام‌الدينشيراز: بالتيمور، گالري هنر والترز، W.477، نيز کلاه نمدي. ابن بطوطه، شرف الدين ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمة محمد علي موحد، تهران: علمي و فرهنگي، 1361، ج1، ص293.  
نسخة عجایب المخلوقات، بغداد: کتابخانة ملی پاریس، sup. pers. 332 . پشت ورقة 158 . نیز، ورقی از نسخة شاهنامه (وزیرقوام‌الدینشیراز: بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477، نیز کلاه نمدی. ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمة محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص293.  


24.                عکاشه، ثروت. موسوعة التصويرالاسلامي، بيروت: مکتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولي، 1999م، ص206، لوحه‌هاي 263، 266، مهرو مشتري، دارالکتب مصر، ص 308، لوحة 288، شاهنامة شاه تهماسب، موزة متروپوليتن نيويورک.
24.                عکاشه، ثروت. موسوعة التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولی، 1999م، ص206، لوحه‌های 263، 266، مهرو مشتری، دارالکتب مصر، ص 308، لوحة 288، شاهنامة شاه تهماسب، موزة متروپولیتن نیویورک.


Nizami. Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات يازيچي، باکو، 1983 م, no 9,10,57.
Nizami. Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م, no 9,10,57.


مجالس خمسة نظامي
مجالس خمسة نظامی


25.  Nizami, no 5,27,33,38,43,45,57
25.  Nizami, no 5,27,33,38,43,45,57




مجالس خمسه نظامي ; شاهنامه موزه ايران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس يازدهم


26.                خواندمير. ج4، ص88 ، 103، 159، 167، 179، 188، 194، 196؛ مرعشي، ظهيرالدين. تاريخ طبرستان و رويان و مازندران. چاپ محمد حسين تسبيحي، تهران، شرق، 1368، ص 174، 218، 293، مقايسه شود با هداياي نه گانه‌اي به نام نوئنا Nouena شامل لباسهاي ابريشمي و حريرهاي ارغواني و مانند آن، که تاتارهاي نواحي شمالي تر به بزرگان مي‌دادند. ونيزيان، (دالساندري، باربارو، و...) سفرنامه‌هاي ونيزيان در ايران، ترجمة منوچهر اميري، تهران، 1349، ص 25.
مجالس خمسه نظامی ; شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس یازدهم
 
26.                خواندمیر. ج4، ص88 ، 103، 159، 167، 179، 188، 194، 196؛ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران، شرق، 1368، ص 174، 218، 293، مقایسه شود با هدایای نه گانه‌ای به نام نوئنا Nouena شامل لباسهای ابریشمی و حریرهای ارغوانی و مانند آن، که تاتارهای نواحی شمالی تر به بزرگان می‌دادند. ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) سفرنامه‌های ونیزیان در ایران، ترجمة منوچهر امیری، تهران، 1349، ص 25.


27.                در تبريز و در مجلس اوزون حسن، براي تفريح درباريان، چنين کلاهي را يک به يک برسر مي‌گذاشته‌اند، ونيزيان، ص 71-72،  
27.                در تبریز و در مجلس اوزون حسن، برای تفریح درباریان، چنین کلاهی را یک به یک برسر می‌گذاشته‌اند، ونیزیان، ص 71-72،  


Gray, Pp.72-77
Gray, Pp.72-77


گلچين، ليسبون، گلبانگيان، ورقه .47
گلچین، لیسبون، گلبانگیان، ورقه .47


28.  Nizami. no 31-33.
28.  Nizami. no 31-33.


مجالسي از خمسه نظامي؛ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمة کيکاووس جهانداري، تهران: خوارزمي، 1363، ص232- 233.
مجالسی از خمسه نظامی؛ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمة کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص232- 233.


29.                براي برخي از تصاوير نادر، نک :
29.                برای برخی از تصاویر نادر، نک :


Kirketerp, Moller, H. Nadir shah, Christian vii og William Jons, fund og forskning I det kongelige biblioteks samlinger,IX,1962,Pp.114-127 ;
Kirketerp, Moller, H. Nadir shah, Christian vii og William Jons, fund og forskning I det kongelige biblioteks samlinger,IX,1962,Pp.114-127 ;


افشار، ايرج. تصاوير نادرشاه و شاه عباس در کپنهاگ. مجله راهنماي کتاب، س دهم. ش دوم، تير 1346، ص181-183، ش2، موزة کپنهاک، ش2، همانجا، الحاق به نسخه جهانگشاي نادري، pers. 63، ش4، نقاشي بورديه در کتابGentil (1822) part, II، سه نيم تنه نقاشي شده ديگر يکي در هند و ديگري در کتابخانة ملي پاريس، نسخه No. 24219، که Otter و Minorsky، به ترتيب آن‌ها را درابتداي رسالات خود آورده‌اند، سومي در ادارة اسناد تاريخي پنجاب، حکمت، علي‌اصغر. تصوير تازه‌اي از نادر شاه، مجلة يادگار، س چهارم، ش اول و دوم، شهريور- مهر 1326، ص35- 36؛ براي تصاوير ديگر حاکمان افشار، نک : سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهاي ايران. ترجمة ناهيد محمد شميراني، تهران: کارنگ، 1380، ص382- 384، ش154، شa ,b155؛ آلبوم کاخ گلستان، ش1639، که نقاشي ناتمامي است از عادل‌شاه، نيز، اقبال، عباس. عاقبت نادر شاه، مجله يادگار، س دوم، ش دوم، مهر1324، ص 40- 43.  
افشار، ایرج. تصاویر نادرشاه و شاه عباس در کپنهاگ. مجله راهنمای کتاب، س دهم. ش دوم، تیر 1346، ص181-183، ش2، موزة کپنهاک، ش2، همانجا، الحاق به نسخه جهانگشای نادری، pers. 63، ش4، نقاشی بوردیه در کتابGentil (1822) part, II، سه نیم تنه نقاشی شده دیگر یکی در هند و دیگری در کتابخانة ملی پاریس، نسخه No. 24219، که Otter و Minorsky، به ترتیب آن‌ها را درابتدای رسالات خود آورده‌اند، سومی در ادارة اسناد تاریخی پنجاب، حکمت، علی‌اصغر. تصویر تازه‌ای از نادر شاه، مجلة یادگار، س چهارم، ش اول و دوم، شهریور- مهر 1326، ص35- 36؛ برای تصاویر دیگر حاکمان افشار، نک : سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهای ایران. ترجمة ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص382- 384، ش154، شa ,b155؛ آلبوم کاخ گلستان، ش1639، که نقاشی ناتمامی است از عادل‌شاه، نیز، اقبال، عباس. عاقبت نادر شاه، مجله یادگار، س دوم، ش دوم، مهر1324، ص 40- 43.  


30.          Maddison,F;E. S. Smit. Science,tools & magic, the Nasser D. Khalili collection of Islamic                                                                        art,ed,J. Raby,Oxford university press,vol XII, 1997,Pp. 171-172, AH 1262, LAQ 29  
30.          Maddison,F;E. S. Smit. Science,tools & magic, the Nasser D. Khalili collection of Islamic                                                                        art,ed,J. Raby,Oxford university press,vol XII, 1997,Pp. 171-172, AH 1262, LAQ 29  


مجموعه خليلي، نقاشي محمدشاه و حاج ميرزا آغاسي؛ نقاشي ديواري کاخ گلستان، فتحعليشاه قاجار و درباريان و سفرا؛ نقاشي‌هاي روي سرتاقچه‌هاي گچي مقرنس‌کاري شده، ذکاء، يحيي، و محمد حسن سمسار. آثار هنري ايران در مجموعه نخست وزيري، انتشارات نخست وزيري، 1357، ص72-76؛ مقايسه شود با شاهنامه موزه رضا عباسي، ش 1-67، 70، ص 353، مجلس بيست و دوم  
مجموعه خلیلی، نقاشی محمدشاه و حاج میرزا آغاسی؛ نقاشی دیواری کاخ گلستان، فتحعلیشاه قاجار و درباریان و سفرا؛ نقاشی‌های روی سرتاقچه‌های گچی مقرنس‌کاری شده، ذکاء، یحیی، و محمد حسن سمسار. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری، انتشارات نخست وزیری، 1357، ص72-76؛ مقایسه شود با شاهنامه موزه رضا عباسی، ش 1-67، 70، ص 353، مجلس بیست و دوم  
----[1]. Skunxa  
----[1]. Skunxa  


محمدرضا چیت ساز
محمدرضا چیت ساز

نسخهٔ ‏۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۵۸

کلاه بوقی : نوعی کلاه٭ قیفی یا شیپوری شکل و مخروطی بلند و نوك تیز، در اندازه‌های مختلف که در دوره‌های اسلامی، نوع بلند و قرمزرنگ آن جنبة تحقیرآمیز و مسخرگی یافت وآن را بیشتر بر سر محکومین می‌گذاشتند.

ایران باستان

یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های کلاه بوقی را، قبل از آریایی‌ها، بر سر زنی از دورة ایلام باستان می‌توان دید.1 نوع بلندتر آن را نیز گاهی برخی روحانیان آن دوره بر سر می‌گذاشته‌اند.2 در میان جنگجویان نیز این سرپوش و نوع بسیار بلند آن،3 و نوع شاخدارش رایج بود.4 در دورة مادها، مردان طبقات حاکم5 و گروه جنگیان نوع بلند كلاه بوقی را، که گاه نوک آن به طرف جلو خمیده بود، بر سر می‌گذاشتند.6 این کلاه را جنگیان هخامنشی نیز استفاده می‌کردند.7 به نظر می‌رسد كه این سرپوش و انواع آن در میان سکاها (آریایی‌های چادرنشین و بیابانگرد) رواج بیشتری داشت، به حدی که یکی از تیره‌های سکایی با نام «سکاییان تیزخود»8 معرفی شده بودند. نوع سکایی این کلاه، بلند و مخروطی شكل بود و نوک آن قدری به سوی عقب خمیده بود. پایین کلاه تمام گوش‌ها، پشت گردن و زیرچانه را می‌پوشاند و با تسمه‌ای روی چانه بسته و محکم می‌شد.9 نوع سادة بسیار بلند این كلاه را در نقش سکونخا[1]، رهبر سکاهای شورشی بر داریوش هخامنشی، در نقش برجستة بیستون می‌توان دید.10 بزرگان، روحانیون و جنگیان اشکانی كلاه بوقی بسیار بلند،11 و ساسانیان كلاه نوک خمیده به جلو بر سر می‌گذاشتند.12

اسلام تا مغول : در قرون اولیة اسلام زنان نوعی كلاه بوقی ابریشمین بر سر می‌گذاشتند.13 این نوع و نوع نمدی و زنگوله دار و قرمز رنگ آن را، که گاه دم روباهی از آن آویخته بود بر سرمحکومین می‌گذاشته‌اند.14 نوع دیگر کلاه بوقی مخصوص مجازات شدگان، دارای چند ترک بود که هر ترك رنگ خاصی داشت. این نوع کلاه را بر سر بابک خرمدین پس از اسارت، گذاشتند.15 برخی از مردان عصر سامانی نوع مثلثی این کلاه را بر سر می‌گذاشتند كه در ُزمره کلاه‌های بوقی به شمار نمی‌رفت.16 ظاهراً نوع کلاه‌های بلند سکاییان قبل از اسلام، در قرون بعد اسلامی به ترکمانان رسیده است.17 به گونه‌ای از این کلاه‌ها كه سیاه رنگ بود و چند دستار به دورش می‌پیچیدند و شاهان ترک مانند آلب ارسلان آن را برسر می‌گذاشتند18 «کلاه جوار» می‌گفتند.19 ظاهراً از پوست سیاه یا قهوه‌ای قندوز (نوعی سگ آبی در نواحی ترکستان) نیز چنین کلاه‌هایی تهیه می‌كرده‌اند.20 به سبب این که انتهای این کلاه‌ها قدری کج بود (یا شاید آنها را به صورت کج برسر می‌گذاشته‌اند؟) آنها را «کلاه ترکمانی کژ» نیز می‌گفتند. نوشته‌اند که محمد خوارزمشاه چنین کلاهی بر سر می‌گذاشته است.21 در میان درباریان او نیز این کلاه‌ها رواج داشت.22

مغول تا عصرحاضر: در دوره مغول گاه مردم عادی كلاه بوقی قرمز رنگ بر سر می‌گذاشته‌اند.23 بزرگان نوع لبة برگشتة قرمز رنگ و نوع بلند یا کوتاه به رنگ سفید یا سرخ آن را كه لبة پشمی كلفت قهوه‌ای رنگ داشت بر سر می‌گذاشتند.24 جلودارها از كلاه‌های بوقی به رنگ سبز، سرخ، خاکستری، یا طلایی با لبه پشمی طلایی یا سیاه استفاده می‌کردند.25 در همین دوره در مجموعة خلعت‌های وزارت، از کلاهی مرصع به نام «کلاه نوروزی» نام برده‌اند26 که می‌باید همانی باشد که در زمان صفویان به آن «کلاه دولت» می‌گفته‌اند.27  هر دوی این نام‌ها، ظاهراً مربوط به نوعی کلاه کله قندی منگوله‌دار است. شاهان صفوی نوع شل و کوتاه این كلاه را كه اغلب آبی‌ رنگ و خالدار بود و به سبب شلی، بالای آن به طرف پایین خم می‌شد، بر سر می‌گذاشتند.28 در دورة نادرشاه افشار، نوک بالایی این کلاه را بریدند،29 و همین با تغییرات دیگری به دوره قاجار٭ رسید.30

نک: کلاه، لباس محکومین.


مآخذ:

1.             Spycket,A. Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda, (1992), P. 101,pl. 68,no 546

2.  نگهبان، عزت الله. حفاری هفت تپه دشت خوزستان. سازمان میراث فرهنگی، 1372، ص245- 246، 329، 348، اثر مهر H. T. S. 238، ش 206، طرح 69.

3.             Porada,E. Tchoga-Zanbil la glyptique, Paris, 1970, p 19, TZ 598. 1956, no 13; Calmeyer, P. Relief bronzen in Babylonischem stil,München, 1973, Pp 44-45, no E 2, 94-95, Abb. 90.

نقوش روی جام‌های فلزی (سیتولا).

4.             Amiet,P. Elam, Paris, 1966, Pp 374-377, fig 282-285; Porada, 1970, Pp. 28-33, TZ 474. 1956, no 27.

سنگ یادمان اونتش گل پادشاه ایلام، از شوش، سده 13 پ م، موزه لوور و نیز اثر مهر، از چُغازنبیل

5.             Dalton,O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, Pp. 2-3, pl. 2.

6.             Pope,A. U. A survey of Persian art,ed,P. Ackerman,Oxford,1938-1939,vol 4,pl. 124,no C

اثر مهر با کتیبه، سواران آریزانتی، موزه لندن

7.             De mecquenem,R. The Achaemenid and later remains at Susa, SPA, 1938-1939,vol I,p. 327, fig 77.

نقش روی مهر هخامنشی.

8.  سکاتیگرخئودا .Sakā tigraxaudā

9.             Walser,V. Persepolis, Tübingen, 1980, P. 32.

نقش برجستة تخت جمشید، آپادانا، گروه یازدهم.

10.          Flandin,E,Coste,P. Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris,Gide et Bandy,1843-1854, vol 4, pl. 18.

نقش برجستة صخره‌ای بیستون، آخرین نفر از دستگیرشدگان.

11.          Herrmann,G. The Iranian revival,Oxford, 1977, Pp. 67,70.

نقش برجستة روی ستون اتاق ش2، قلعه یزدگرد، کوه‌های زاگرس؛

Rawlinson,G. The sixth great oriental monarchy,Tehran, 1976, Pp 392-394.

نقش برجستة صخره‌ای، تنگ سروک، شمال بهبهان؛

Sellwood, D.Coinage of Parthia,2nd ed, London, 1980, Pp. 89-92, type 31, no 31. 2,Pp. 131-156, type 43, no 43.12.

نقش پشت سکة چهار درهمی اُُُرُد اول شاه اشکانی( 80-90 پ م ) ضرب سلوکیه و نقش پشت سکة یک درهمی اُرُد دوم اشکانی، ضرب همدان.

12.                 بر سر نرسه شاه ساسانی( 293- 302 م )، لوکونین، و. تمدن ایران ساسانی. ترجمة عنایت الله رضا، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372، ص376، جدول، 19 ش، I a.

13.                حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعة الثالثه، 1953م، ج2، ص362-363 ؛

Dozy,R. P. R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp. 73-80,262-278

ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625 ؛ متز، آدام. الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع، نقله الی العربیة محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنة التألیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص154-155.

14.                ابن اثیر، ج9، ص625؛ متز، ج2، ص154- 156.

15.                مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعة الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص57.

16.          Grube,E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth Century in the keir collection,Oxford,1976,Pp. 77,83 no 38,42.

نقوش روی بشقاب، موزه قاهره، بشقاب نیشابور؛ ابن اثیر، ج8، ص463؛ گردیزی، ابوسعید عبدالحی، زین الاخبار، تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران: دنیای کتاب، 1363، ص346.

17.                 مآخذ، 10، 12.

18.                از بالای گوی کلاهش تا انتهای ریش بلندش را دو زراع (دو گز) نوشته‌اند. راوندی، محمد بن علی. راحة الصدور و آیة السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص117؛ نیشابوری، خواجه امام ظهیرالدین. سلجوقنامه. با مقدمة محمد رمضانی، اسمعیل افشار، تهرانك کلاله خاور، 1332، ص 23؛ خواندمیر آنرا طاقیه طولانی نام نهاده. حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333- 1334، ج2، ص 487.

19.                راوندی، ص 331؛ جوزجانی، منهاج السراج. طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص281؛ بیهقی، ابوالفضل‌محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص61؛ ابن اثیر، ج 1، ص502-503.

20.                جوزجانی، ج1، ص355، 411- 412؛ مقایسه شود با ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. دایرة المعارف عثمانیه، حیدرآباد دکن، 1358- 1359 ق، ج8، ص53.

21.                ابن اثیر، وقایع سال 594 ق/1197 م؛ جوزجانی، ج1، ص 246.

22.          Pope. 1967, vol 9, no 517, vol 10, P.655.

نقش برجستة گچی ری با نام طغرل دوم، موزه پنسیلوانیا و نقش سوارکار بر بشقاب کاشان، مقایسه شود با کلاه دراز تاج‌الدین یلدوز و قطب‌الدین ایبک از امرای بزرگ غوری، که همراه قبا و کمرهای زرین، هدایای فرستاده شده غیاث‌الدین محمود غزنوی بود، جوزجانی، ج1، ص412؛ ابن اثیر، ج12، ص247- 248.

23.          Gray,B. La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 45-48, 57-58.

نسخة عجایب المخلوقات، بغداد: کتابخانة ملی پاریس، sup. pers. 332 . پشت ورقة 158 . نیز، ورقی از نسخة شاهنامه (وزیرقوام‌الدین)، شیراز: بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477، نیز کلاه نمدی. ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمة محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص293.

24.                عکاشه، ثروت. موسوعة التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولی، 1999م، ص206، لوحه‌های 263، 266، مهرو مشتری، دارالکتب مصر، ص 308، لوحة 288، شاهنامة شاه تهماسب، موزة متروپولیتن نیویورک.

Nizami. Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م, no 9,10,57.

مجالس خمسة نظامی

25.  Nizami, no 5,27,33,38,43,45,57


مجالس خمسه نظامی ; شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس یازدهم

26.                خواندمیر. ج4، ص88 ، 103، 159، 167، 179، 188، 194، 196؛ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران، شرق، 1368، ص 174، 218، 293، مقایسه شود با هدایای نه گانه‌ای به نام نوئنا Nouena شامل لباسهای ابریشمی و حریرهای ارغوانی و مانند آن، که تاتارهای نواحی شمالی تر به بزرگان می‌دادند. ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) سفرنامه‌های ونیزیان در ایران، ترجمة منوچهر امیری، تهران، 1349، ص 25.

27.                در تبریز و در مجلس اوزون حسن، برای تفریح درباریان، چنین کلاهی را یک به یک برسر می‌گذاشته‌اند، ونیزیان، ص 71-72،

Gray, Pp.72-77

گلچین، لیسبون، گلبانگیان، ورقه .47

28.  Nizami. no 31-33.

مجالسی از خمسه نظامی؛ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمة کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص232- 233.

29.                برای برخی از تصاویر نادر، نک :

Kirketerp, Moller, H. Nadir shah, Christian vii og William Jons, fund og forskning I det kongelige biblioteks samlinger,IX,1962,Pp.114-127 ;

افشار، ایرج. تصاویر نادرشاه و شاه عباس در کپنهاگ. مجله راهنمای کتاب، س دهم. ش دوم، تیر 1346، ص181-183، ش2، موزة کپنهاک، ش2، همانجا، الحاق به نسخه جهانگشای نادری، pers. 63، ش4، نقاشی بوردیه در کتابGentil (1822) part, II، سه نیم تنه نقاشی شده دیگر یکی در هند و دیگری در کتابخانة ملی پاریس، نسخه No. 24219، که Otter و Minorsky، به ترتیب آن‌ها را درابتدای رسالات خود آورده‌اند، سومی در ادارة اسناد تاریخی پنجاب، حکمت، علی‌اصغر. تصویر تازه‌ای از نادر شاه، مجلة یادگار، س چهارم، ش اول و دوم، شهریور- مهر 1326، ص35- 36؛ برای تصاویر دیگر حاکمان افشار، نک : سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهای ایران. ترجمة ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص382- 384، ش154، شa ,b155؛ آلبوم کاخ گلستان، ش1639، که نقاشی ناتمامی است از عادل‌شاه، نیز، اقبال، عباس. عاقبت نادر شاه، مجله یادگار، س دوم، ش دوم، مهر1324، ص 40- 43.

30.          Maddison,F;E. S. Smit. Science,tools & magic, the Nasser D. Khalili collection of Islamic                                                                        art,ed,J. Raby,Oxford university press,vol XII, 1997,Pp. 171-172, AH 1262, LAQ 29

مجموعه خلیلی، نقاشی محمدشاه و حاج میرزا آغاسی؛ نقاشی دیواری کاخ گلستان، فتحعلیشاه قاجار و درباریان و سفرا؛ نقاشی‌های روی سرتاقچه‌های گچی مقرنس‌کاری شده، ذکاء، یحیی، و محمد حسن سمسار. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری، انتشارات نخست وزیری، 1357، ص72-76؛ مقایسه شود با شاهنامه موزه رضا عباسی، ش 1-67، 70، ص 353، مجلس بیست و دوم


[1]. Skunxa

محمدرضا چیت ساز