پرش به محتوا

تاریخ نگاری ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''تاريخ‌نگاري ايران،''' 1-   مسير زماني تاريخ‌نگاري در ايران. در يك نگاه كلي، تاريخ‌نگاري ايران به دو دورة پيش از اسلام و دورة اسلامي قابل تقسيم است. سنت تاريخ‌نگاري و نگاه به تاريخ در هر دو دوره تفاوت‌هاي اساسي دارد. حفظ روايت گذشتگان و انتق...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''تاريخ‌نگاري ايران،'''  
'''[[تاریخ نگاری ایران|تاریخ‌نگاری ایران]]،'''  


1-   مسير زماني تاريخ‌نگاري در ايران.
1-   مسیر زمانی تاریخ‌نگاری در ایران.


در يك نگاه كلي، تاريخ‌نگاري ايران به دو دورة پيش از اسلام و دورة اسلامي قابل تقسيم است. سنت تاريخ‌نگاري و نگاه به تاريخ در هر دو دوره تفاوت‌هاي اساسي دارد. حفظ روايت گذشتگان و انتقال دانش به صورت روايي نه مكتوب،<sup>1</sup> تبيين تاريخ در قالب ادبيّات به ويژه سروده‌هاي ديني، حماسه‌سرايي و بررسي اساطير در حماسه‌هاي ملي، متون ديني مانند اوستا<sup>2</sup> خداي نامه‌ها (خوتاي‌نامگ) و اندرزنامه‌ها كه در منابع تاريخ‌نگاري دورة اسلامي مانند شاهنامة فردوسي تبلور يافت<sup>3</sup> از ويژگي‌هاي تاريخ‌نگاري ايران دورة باستان مي‌باشند. برخي برآنند كه آن‌چه دربارة كيانيان بر جاي مانده نخستين شواهد از تكامل تاريخ مبتني بر ادبيات روايي است.<sup>4</sup> از اين‌رو «قوم‌شناسي فرهنگي» و «اسطوره‌شناسي» با بررسي كتيبه‌ها، لوح‌ها، نقش‌هاي سفالينه‌ها و ابزارهاي نشان‌دار در  شناخت سپيده‌دم تاريخ‌نگاري اهميت فراوان دارند.<sup>5</sup> كتيبه‌هاي دوران ايلامي<sup>*</sup>، كتيبه‌هاي سه زبانة شاهان هخامنشي، كتيبه‌هاي بازمانده از دورة ساسانيان از مهم‌ترين منابع تاريخ‌نگاري دوران باستان به شمار مي‌روند.<sup>6</sup> آثاري مانند كارنامة اردشير بابكان، اندرزنامه‌ها و خداي‌نامه‌ها در دورة ساساني و به گونه‌اي بارز تاريخ‌نگاري با اهداف خاص ديني و سياسي<sup>7</sup> از دورة خسرو انوشيروان (حك531-579م) نمونه‌هاي تأثيرگذار تاريخ‌نگاري پيش از اسلام در دورة اسلامي هستند.<sup>8</sup>  
در یک نگاه کلی، تاریخ‌نگاری ایران به دو دوره پیش از اسلام و دوره اسلامی قابل تقسیم است. سنت تاریخ‌نگاری و نگاه به تاریخ در هر دو دوره تفاوت‌های اساسی دارد. حفظ روایت گذشتگان و انتقال دانش به صورت روایی نه مکتوب،<ref>یارشاطر، احسان. '''''تاریخ ایران پژوهش دانشگاه کمبریج'''''. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبر، 1378، ج3، مقدمه بخش اول، ص14.</ref> تبیین تاریخ در قالب ادبیّات به ویژه سروده‌های دینی، حماسه‌سرایی و بررسی اساطیر در حماسه‌های ملی، متون دینی مانند اوستا<ref>  غروی، مهدی. «تاریخ‌نگاری در ایران‌باستان» '''''نشریه فرهنگ ایران‌باستان'''''. س14، ش17، آذر1355، ص76.</ref> خدای نامه‌ها (خوتای‌نامگ) و اندرزنامه‌ها که در منابع تاریخ‌نگاری دوره اسلامی مانند شاهنامه فردوسی تبلور یافت<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''حماسه‌سرایی در ایران'''''. تهران: امیرکبیر، 1363، ص68.</ref> از ویژگی‌های تاریخ‌نگاری ایران دوره باستان می‌باشند. برخی برآنند که آن‌چه درباره کیانیان بر جای مانده نخستین شواهد از تکامل تاریخ مبتنی بر ادبیات روایی است<ref>عبداللهی، رضا. '''''تاریخِ تاریخ در ایران'''''. تهران: امیرکبیر، 1375، ص13 و کریستین‌سن، آرتور امانوئل. '''''کارنامه شاهان'''''. ترجمه باقر امیرخانی و بهمن سرکاراتی، تبریز: دانشگاه تبریز، 1350، ص14-13.</ref>. از این‌رو «قوم‌شناسی فرهنگی» و «اسطوره‌شناسی» با بررسی کتیبه‌ها، لوح‌ها، نقش‌های سفالینه‌ها و ابزارهای نشان‌دار در  شناخت سپیده‌دم تاریخ‌نگاری اهمیت فراوان دارند<ref>تکمیل‌همایون، ناصر. «سپیده‌دم تاریخ‌نگاری در ایران» در '''''گستره تاریخ، گفتگوهایی با تاریخ‌نگاران ایران'''''. مسعود رضوی، تهران: هرمس و مرکز بین‌المللی گفت‌وگوی تمدن‌ها، ص83-86.. </ref>. کتیبه‌های دوران ایلامی<sup>*</sup>، کتیبه‌های سه زبانه شاهان هخامنشی، کتیبه‌های بازمانده از دوره ساسانیان از مهم‌ترین منابع تاریخ‌نگاری دوران باستان به شمار می‌روند<ref>  کریستین‌سن، آرتور'''''. ایران در زمان ساسانیان'''''. ترجمه غلامرضا رشیدیاسمی، تهران: دنیای کتاب، 1367، مقدمه.</ref>.  آثاری مانند کارنامه اردشیر بابکان، اندرزنامه‌ها و خدای‌نامه‌ها در دوره ساسانی و به گونه‌ای بارز تاریخ‌نگاری با اهداف خاص دینی و سیاسی<ref>رازپوش، شهناز. «تاریخ‌نگاری ایران پیش از اسلام»، '''''دانشنامه جهان اسلام'''''. تهران: بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص143.</ref> از دوره خسرو انوشیروان (حک531-579م) نمونه‌های تأثیرگذار تاریخ‌نگاری پیش از اسلام در دوره اسلامی هستند<ref>نولدکه، تئودور. '''''حماسه ملی ایران.''''' ترجمه بزرگ علوی، تهران:  ، 1357، ص34. و برای آگاهی بیشتر← تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1376.</ref>.


سير تاريخ‌نگاري دورة اسلامي متناسب با تحولات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي فراز و فرود محتوايي و شكلي داشته است اگر چه در دو قرن نخستين تاريخ‌نگاري ايران در پرتو فتوحات اعراب مسلمان قرار داشت اما همزمان با رستاخيز فرهنگي سده‌هاي سوم و چهارم‌ق، همراه با ساير دانش‌ها به نوعي اعتلاي علمي و كمال رسيد. نهضت ترجمه (سدة دوم)، ظهور سلسله‌هاي ايراني، نهضت‌ها و قيام‌هاي ايرانيان، تداوم انديشة ايرانشهري، ايرانيان ديوانسالار و بروز و رشد خردورزي و آزادانديشي از مهم‌ترين عوامل تأثيرگذار در اين اعتلاء بودند كه حتي چند سده بعد تا زمان روي كار آمدن سلسله‌هاي ترك مانند غزنويان و سلجوقيان را در برگرفت.<sup>9</sup> دورة مغولان و حكومت ايلخانان بر ايران دوره‌اي ديگر از اعتلاي تاريخ‌نگاري در ايران بود كه وجود عطاملك جويني<sup>*</sup> (623-681م) خواجه رشيدالدين فضل‌الله همداني<sup>*</sup> (648-718ق) و دَهها مورخ نامدار ديگر مؤيد آن است<sup>10</sup> كه اين روند در دوره‌هاي بعدي به ويژه، تيموريان،<sup>*</sup> صفويان<sup>*</sup>و افشاريان<sup>*</sup> تداوم يافت. در اين ميان تاريخ‌نگاري عصر صفويه به تأثير از تغيير مذهب رسمي از نظر سياسي ـ اجتماعي متحول شد و به ويژه در انواع تك نگاري، دودماني و تاريخ عمومي رواج يافت.<sup>11</sup> اگر چه تحولات سياسي ـ مذهبي در سير زماني تاريخ‌نگاري ايران بر آن تأثير مي‌گذارده است اما در تاريخ‌نگاري دنياي اسلام، تاريخ‌نگاري ايرانيان تأثيرگذار بود.<sup>12</sup> هر چند تبيين ساختارهاي سياسي و فرهنگي ايرانيان بيشتر مورد توجه مورخان بوده است. تاريخ‌نگاري در دورة قاجار به مانند ساير دانش‌ها و دستاوردهاي ايرانيان، در پرتو تحولات نوين جهاني قرار گرفت تا آن‌جا كه آن را به دو مرحلة «تاريخ‌نگاري سنتي» و «تاريخ‌نگاري جديد» تقسيم مي‌كنند.<sup>13</sup>  
سیر تاریخ‌نگاری دوره اسلامی متناسب با تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فراز و فرود محتوایی و شکلی داشته است اگر چه در دو قرن نخستین تاریخ‌نگاری ایران در پرتو فتوحات اعراب مسلمان قرار داشت اما همزمان با رستاخیز فرهنگی سده‌های سوم و چهارم‌ق، همراه با سایر دانش‌ها به نوعی اعتلای علمی و کمال رسید. نهضت ترجمه (سده دوم)، ظهور سلسله‌های ایرانی، نهضت‌ها و قیام‌های ایرانیان، تداوم اندیشه ایرانشهری، ایرانیان دیوانسالار و بروز و رشد خردورزی و آزاداندیشی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در این اعتلاء بودند که حتی چند سده بعد تا زمان روی کار آمدن سلسله‌های ترک مانند غزنویان و سلجوقیان را در برگرفت<ref>ربیعی، منیژه. «سیر تاریخ‌نگاری در ایران از سده سوم تا هفتم»، '''''دانشنامه جهان اسلام'''''. تهران: بنیاد دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص144.</ref>.  دوره مغولان و حکومت ایلخانان بر ایران دوره‌ای دیگر از اعتلای تاریخ‌نگاری در ایران بود که وجود عطاملک جوینی<sup>*</sup> (623-681م) خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی<sup>*</sup> (648-718ق) و دَهها مورخ نامدار دیگر مؤید آن است <ref>  جوینی، عطاملک'''''. تاریخ جهانگشای جوینی'''''. تصحیح علامه محمد بن عبدالوهاب قزوینی، هلند، لندن، بریل، 1911، افست، تهران: چاپ‌های مکرر، ج1، مقدمه مصحح، ص9.</ref>که این روند در دوره‌های بعدی به ویژه، تیموریان،<sup>*</sup> صفویان<sup>*</sup>و افشاریان<sup>*</sup> تداوم یافت. در این میان تاریخ‌نگاری عصر صفویه به تأثیر از تغییر مذهب رسمی از نظر سیاسی ـ اجتماعی متحول شد و به ویژه در انواع تک نگاری، دودمانی و تاریخ عمومی رواج یافت<ref>برای آگاهی بیشتر← ثواقب، جهانبخش. '''''تاریخ‌نگاری عصر صفویه و شناخت منابع و مآخذ آن'''''. شیراز: نوید، 1380.</ref>. اگر چه تحولات سیاسی ـ مذهبی در سیر زمانی تاریخ‌نگاری ایران بر آن تأثیر می‌گذارده است اما در تاریخ‌نگاری دنیای اسلام، تاریخ‌نگاری ایرانیان تأثیرگذار بود<ref>زرین‌کوب، عبدالحسین، '''''تاریخ در ترازو'''''. تهران: امیرکبیر، 1354، ص66.</ref>هر چند تبیین ساختارهای سیاسی و فرهنگی ایرانیان بیشتر مورد توجه مورخان بوده است. تاریخ‌نگاری در دوره قاجار به مانند سایر دانش‌ها و دستاوردهای ایرانیان، در پرتو تحولات نوین جهانی قرار گرفت تا آن‌جا که آن را به دو مرحله «تاریخ‌نگاری سنتی» و «تاریخ‌نگاری جدید» تقسیم می‌کنند<ref>ربیعی، منیژه. «تاریخ‌نگاری ایران، در دوره قاجار و پهلوی»، '''''دانشنامه جهان اسلام'''''. تهران: بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص150.</ref>.


جنگ‌هاي ايران و روس، حضور همه جانبة استعمارگران در ايران، جدايي بخش‌هاي مهمي از ايران و شيوة حكومت‌داري قاجاريه در تاريخ‌نگاري سنتي تأثير داشت كه برخوردار از تذكره‌نويسي، تراجم احوال و صنايع ادبي و به گونه‌اي وقايع‌نگاري بود. وقايع‌نگاري مشخصة اصلي تاريخ‌نگاري در آغاز دورة قاجاريه بود<sup>14</sup> و در تحول آن اروپائيان كه تأليفاتي در تاريخ ايران انجام دادند و ايرانيان آگاه به دانش‌هاي جديد مؤثر بودند. تاريخ‌نگاري سنتي ايران از اواخر سدة 13ق متحول شد. اگر چه مورخاني مانند محمدحسن خان اعتمادالسلطنه ( ؟)، كه تاريخ‌نگاري به شيوة فرمايشي با تأكيد بر جغرافياي تاريخي ـ سياسي را مدّ نظر داشتند، به گونه‌اي روش‌هاي تحقيق نوين تاريخي را مورد توجه داشتند؛ اما تحول اساسي متناسب با ترجمة كتاب‌هاي تاريخي اروپائيان، برآمدن اكتشافات باستان‌شناسي، رمزگشايي زبان‌ها و خطوط باستان و بروز افكار ملي‌گرايانه و باستان‌گرايانه بود كه در آثاري مانند '''نامة خسروان''' (سدة 13ق) جلال‌الدين ميرزا پسر فتحعلي‌شاه، آثار ميرزا آقاخان كرماني،<sup>*</sup> «نمايندة طغيان عليه سنت تاريخ‌نويسي»،<sup>15</sup> و آثار يوسف‌خان مستشار‌الدوله‌ (1240-1313ق) و آثار انتقادي ميرزا فتحعلي آخوندزاده (سدة 13ق) به عنوان نخستين جرقة انتقادي در روش تاريخ‌نگاري تجلي يافت.<sup>16</sup> انتشار روزنامه‌ها، آموزش‌هاي نوين دارالفنون، مدرسة علوم سياسي و مدارس ديگر و بروز انديشه‌هاي روشنفكران كه در نهضت مشروطيت تجلي يافت راه را براي تحول تاريخ‌نگاري سنتي و بروز تاريخ‌نگاري نوين هموار ساخت. اعزام محصلان به اروپا، توسعة نهادهاي آموزشي، طرح تأليف كتاب‌هاي تاريخي براي مدرسه‌ها و نشر مجلات علمي از عوامل تحول در تاريخ‌نگاري در پايان دورة قاجار و آغاز دورة پهلوي بودند. در اين زمان، حسن پيرنيا، مشيرالدوله،<sup>*</sup> عباس اقبال آشتياني، سعيد نفيسي، احمد كسروي، غلامرضا رشيدياسمي، نصرالله فلسفي و... پيشگام و پايبند به اصول تاريخ‌نگاري علمي بودند و با تأكيد بر بينش و روش جديد تاريخ‌نگاري اروپائيان، حفظ استقلال در تاريخ‌نگاري ايران را در نظر داشتند و رشيد ياسمي نخستين رساله را دربارة اصول تاريخ‌نگاري، به نام '''آئين‌ نگارش تاريخ''' (1316ش) نوشت.<sup>17</sup> بدون ترديد تأسيس دانشگاه تهران و ايجاد رشتة تاريخ با تأكيد بر تاريخ ايران، تصحيح متون تاريخي با تأكيد بر روش انتقادي، ترجمة تحقيقات ايرانشناسان خارجي و برگزاري نشست‌هاي علمي پيرامون تاريخ ايران، و انتشار مجلات تخصصي دربارة علوم انساني به ويژه تاريخ، از مهم‌ترين دلايل رشد تاريخ‌نگاري دوران پهلوي بوده است. چنان‌كه، خاطره‌نويسي توسط رجال سياسي و فرهنگي، تبيين تاريخ دوره‌هاي متأخر به ويژه دورة مشروطيت و تحقيق اسنادي تاريخ ايران از ويژگي‌هاي تاريخ‌نگاري آن دوره بود كه پس از انقلاب اسلامي نيز تداوم يافت. برخي از محققان دورة پهلوي تاريخ‌نگاري را بر مبناي انديشه و تحليل رويدادها انجام دادند، مانند؛ فريدون آدميت و برخي مانند عباس اقبال به تصحيح متون پرداختند.<sup>18</sup> متناسب با تحولات سياسي دورة پهلوي و بروز تفكرات، گرايش‌هاي خاص حزبي مانند چپ در تاريخ‌نگاري ايران تأثير گذاشت كه '''تاريخ ايران''' نوشتة احسان طبري از آن نمونه است. پژوهش‌ در ابعاد مختلف تاريخي مانند، شخصيت‌ها، واقعات و حوزه‌هاي جغرافيايي، و بررسي عوامل تأثيرگذار در تحولات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مورد توجه قرار گرفت. اگر چه توجه به تاريخ ايران باستان متناسب با سياست‌هاي خاص دورة پهلوي در پرتو كاوش‌هاي باستان‌شناسي سهم به‌سزايي از تاريخ‌نگاري اين دوره را به خود اختصاص داد، اما از زمان متحول‌شدن تاريخ‌نگاري در پايان سدة 13ق تا اين زمان تاريخ‌نگاري در حوزة انديشه و تاريخ ‌اجتماعي، چندان كه بايد رشد شايسته‌اي نداشت.<sup>19</sup> پس از انقلاب اسلامي، برخي موضوع‌هاي تاريخي مانند وقايع دورة پهلوي و نهضت ملي شدن صنعت نفت كه به  
جنگ‌های ایران و روس، حضور همه جانبه استعمارگران در ایران، جدایی بخش‌های مهمی از ایران و شیوه حکومت‌داری قاجاریه در تاریخ‌نگاری سنتی تأثیر داشت که برخوردار از تذکره‌نویسی، تراجم احوال و صنایع ادبی و به گونه‌ای وقایع‌نگاری بود. وقایع‌نگاری مشخصه اصلی تاریخ‌نگاری در آغاز دوره قاجاریه بود <ref>تکمیل‌همایون، ناصر. «وقایع‌نگاری»، '''''جشن‌نامه دکتر عباس زریاب خویی، (یکی قطره باران)'''''. به کوشش احمد تفضلی، تهران: 1370، ص168.</ref> و در تحول آن اروپائیان که تألیفاتی در تاریخ ایران انجام دادند و ایرانیان آگاه به دانش‌های جدید مؤثر بودند. تاریخ‌نگاری سنتی ایران از اواخر سده 13ق متحول شد. اگر چه مورخانی مانند محمدحسن خان اعتمادالسلطنه ( ؟)، که تاریخ‌نگاری به شیوه فرمایشی با تأکید بر جغرافیای تاریخی ـ سیاسی را مدّ نظر داشتند، به گونه‌ای روش‌های تحقیق نوین تاریخی را مورد توجه داشتند؛ اما تحول اساسی متناسب با ترجمه کتاب‌های تاریخی اروپائیان، برآمدن اکتشافات باستان‌شناسی، رمزگشایی زبان‌ها و خطوط باستان و بروز افکار ملی‌گرایانه و باستان‌گرایانه بود که در آثاری مانند '''نامه خسروان''' (سده 13ق) جلال‌الدین میرزا پسر فتحعلی‌شاه، آثار میرزا آقاخان کرمانی،<sup>*</sup> «نماینده طغیان علیه سنت تاریخ‌نویسی»،<ref>آدمیت، فریدون. '''''اندیشه‌های میرزا آقاخان کرمانی'''''. تهران: پیام، 1357، ص46.</ref> و آثار یوسف‌خان مستشار‌الدوله‌ (1240-1313ق) و آثار انتقادی میرزا فتحعلی آخوندزاده (سده 13ق) به عنوان نخستین جرقه انتقادی در روش تاریخ‌نگاری تجلی یافت<ref>افشار، ایرج. «نگاهی گذرا به تاریخ‌نگاری ایرانیان»، '''''در یادپاینده'''''. به کوشش رضا رضازاده لنگرودی، تهران: سالی، 1380، ص411.  </ref>. انتشار روزنامه‌ها، آموزش‌های نوین دارالفنون، مدرسه علوم سیاسی و مدارس دیگر و بروز اندیشه‌های روشنفکران که در نهضت مشروطیت تجلی یافت راه را برای تحول تاریخ‌نگاری سنتی و بروز تاریخ‌نگاری نوین هموار ساخت. اعزام محصلان به اروپا، توسعه نهادهای آموزشی، طرح تألیف کتاب‌های تاریخی برای مدرسه‌ها و نشر مجلات علمی از عوامل تحول در تاریخ‌نگاری در پایان دوره قاجار و آغاز دوره پهلوی بودند. در این زمان، حسن پیرنیا، مشیرالدوله،<sup>*</sup> عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی، احمد کسروی، غلامرضا رشیدیاسمی، نصرالله فلسفی و... پیشگام و پایبند به اصول تاریخ‌نگاری علمی بودند و با تأکید بر بینش و روش جدید تاریخ‌نگاری اروپائیان، حفظ استقلال در تاریخ‌نگاری ایران را در نظر داشتند و رشید یاسمی نخستین رساله را درباره اصول تاریخ‌نگاری، به نام '''آئین‌ نگارش تاریخ''' (1316ش) نوشت<ref>  رشیدیاسمی، غلامرضا. '''''مقالات و رساله‌ها'''''. به کوشش ایرج افشار، تهران: ، 1373، ص21.</ref>. بدون تردید تأسیس دانشگاه تهران و ایجاد رشته تاریخ با تأکید بر تاریخ ایران، تصحیح متون تاریخی با تأکید بر روش انتقادی، ترجمه تحقیقات ایرانشناسان خارجی و برگزاری نشست‌های علمی پیرامون تاریخ ایران، و انتشار مجلات تخصصی درباره علوم انسانی به ویژه تاریخ، از مهم‌ترین دلایل رشد تاریخ‌نگاری دوران پهلوی بوده است. چنان‌که، خاطره‌نویسی توسط رجال سیاسی و فرهنگی، تبیین تاریخ دوره‌های متأخر به ویژه دوره مشروطیت و تحقیق اسنادی تاریخ ایران از ویژگی‌های تاریخ‌نگاری آن دوره بود که پس از انقلاب اسلامی نیز تداوم یافت. برخی از محققان دوره پهلوی تاریخ‌نگاری را بر مبنای اندیشه و تحلیل رویدادها انجام دادند، مانند؛ فریدون آدمیت و برخی مانند عباس اقبال به تصحیح متون پرداختند<ref>  فصیحی، سیمین. '''''جریان‌های اصلی تاریخ‌نگاری در دوره پهلوی'''''. مشهد: نشر نوید.</ref>متناسب با تحولات سیاسی دوره پهلوی و بروز تفکرات، گرایش‌های خاص حزبی مانند چپ در تاریخ‌نگاری ایران تأثیر گذاشت که '''تاریخ ایران''' نوشته احسان طبری از آن نمونه است. پژوهش‌ در ابعاد مختلف تاریخی مانند، شخصیت‌ها، واقعات و حوزه‌های جغرافیایی، و بررسی عوامل تأثیرگذار در تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفت. اگر چه توجه به تاریخ ایران باستان متناسب با سیاست‌های خاص دوره پهلوی در پرتو کاوش‌های باستان‌شناسی سهم به‌سزایی از تاریخ‌نگاری این دوره را به خود اختصاص داد، اما از زمان متحول‌شدن تاریخ‌نگاری در پایان سده 13ق تا این زمان تاریخ‌نگاری در حوزه اندیشه و تاریخ ‌اجتماعی، چندان که باید رشد شایسته‌ای نداشت<ref>آدمیت، فریدون. '''''اندیشه‌های طالبوف تبریزی'''''. تهران: ، 1363، مقدمه.</ref>. پس از انقلاب اسلامی، برخی موضوع‌های تاریخی مانند وقایع دوره پهلوی و نهضت ملی شدن صنعت نفت که به  


گونه‌اي «ممنوعيت تحقيق»<sup>20</sup> داشت و نيز پژوهش‌هاي تاريخي دربارة اسلام، مذهب تشيع، عوامل و اشخاص تأثيرگذار در انقلاب اسلامي در اولويت تحقيق قرار گرفت و مراكز مختلف پژوهشي دربارة تاريخ معاصر ايران، و انقلاب اسلامي تأسيس شد. اما بايد اذعان كرد كه پژوهش‌هاي كنوني با توجه به تاريخ‌نگاري يك سدة اخير ايران، همچنان متأثر از اسناد آرشيو‌هاي داخلي و خارجي، فراز و نشيب‌هاي فراوان پيش‌رو دارند.
گونه‌ای «ممنوعیت تحقیق»<ref>حدادعادل، غلامعلی. «تاریخ‌نگاری ایران در دوره انقلاب اسلامی»، '''''دانشنامه جهان اسلام'''''. تهران: بیناد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص156.</ref>داشت و نیز پژوهش‌های تاریخی درباره اسلام، مذهب تشیع، عوامل و اشخاص تأثیرگذار در انقلاب اسلامی در اولویت تحقیق قرار گرفت و مراکز مختلف پژوهشی درباره تاریخ معاصر ایران، و انقلاب اسلامی تأسیس شد. اما باید اذعان کرد که پژوهش‌های کنونی با توجه به تاریخ‌نگاری یک سده اخیر ایران، همچنان متأثر از اسناد آرشیو‌های داخلی و خارجی، فراز و نشیب‌های فراوان پیش‌رو دارند.


'''2. سير زباني تاريخ‌نگاري ايران:'''
'''2. سیر زبانی تاریخ‌نگاری ایران:'''


تاريخ‌نگاري ايران در دورة باستان مطابق با تاريخ‌روايي متأثر از سروده‌هاي دوران اوستايي و پس از آن پهلوي و فارسي ميانه بوده است كه با بررسي در منابع غير تاريخ‌نگاري مانند سنگ ‌نبشته‌ها، گل نوشته‌ها و... مي‌توان ردي از زبان‌ تاريخ‌نگاري را بازيافت. اما پس از ورود اسلام به ايران، زبان فارسي در تلاقي با زبان عربي و تغييراتي كه در خط پيش آمد به گونه‌اي مطابق با سير زماني تحولاتي يافت اگر چه در سده‌هاي نخست تاريخ‌نگاري با تأكيد بر زبان فارسي پيوسته با پهلوي بود و آثاري مانند ترجمة ابوعلي بعلمي از تاريخ طبري (در 352ق) و تاريخ بيهقي از ابوالفضل بيهقي (وفات 470ق) و در كنار آن‌ها بر پاية تاريخ حماسي و منظوم كه در شاهنامة فردوسي<sup>*</sup> عينيت يافت، زمينه‌هاي اعتلاي زبان فارسي را در سدة سوم و چهارم ق به وجود آورد اما ورود واژگان و اصطلاحات عربي متأثر از دين رسمي ـ اسلام و پس از آن واژگان تركي و مغولي متأثر از حضور سلسله‌هاي تركزاد و ايلخاني، تحولات ساختاري در زبان تاريخ‌نگاري ايجاد كرد و تاريخ‌نگاري را از بهره‌مندي زبان سياسي و روان سدة سوم و چهارم‌ق با زبان پيچيده و متكلف سده‌هاي هفتم تا دوازدهم همراه كرد چنان‌كه آثاري مانند تاريخ وصاف‌‌الحضره شيرازي (تولد 663ق)، دُرّه نادري ميرزا مهدي‌خان استرآبادي (فوت ح1175-1180ق) نمونه‌هاي بارزي از تكلف در تاريخ‌نگاري مزّين به واژه‌ها و اصطلاحات عربي، تركي و مغولي و صنايع ادبي مي‌باشند. تقريباً از دورة بازگشت ادبي (اواخر سدة 13ق) زبان تاريخ‌نگاري نيز تحولاتي يافت و به مرور روان‌نويسي و به كار بردن واژگان فارسي به جاي واژگان پيچيده، مهجور و نامأنوس اولويت يافت و هم‌سان با تحولات نوين زبان فارسي پيش آمد، كه بيشتر از دورة پهلوي اول ـ رضاشاه ـ روان‌نويسي رواج بيشتر يافت و بعدها تحرير، روان‌نويسي و خلاصه‌نويسي، متون تاريخي مانند تاريخ وصاف‌الحضره شيرازي و گزيده‌نويسي متون مانند تاريخ بلعمي رواج يافت.<sup>21</sup>  
تاریخ‌نگاری ایران در دوره باستان مطابق با تاریخ‌روایی متأثر از سروده‌های دوران اوستایی و پس از آن پهلوی و فارسی میانه بوده است که با بررسی در منابع غیر تاریخ‌نگاری مانند سنگ ‌نبشته‌ها، گل نوشته‌ها و... می‌توان ردی از زبان‌ تاریخ‌نگاری را بازیافت. اما پس از ورود اسلام به ایران، زبان فارسی در تلاقی با زبان عربی و تغییراتی که در خط پیش آمد به گونه‌ای مطابق با سیر زمانی تحولاتی یافت اگر چه در سده‌های نخست تاریخ‌نگاری با تأکید بر زبان فارسی پیوسته با پهلوی بود و آثاری مانند ترجمه ابوعلی بعلمی از تاریخ طبری (در 352ق) و تاریخ بیهقی از ابوالفضل بیهقی (وفات 470ق) و در کنار آن‌ها بر پایه تاریخ حماسی و منظوم که در شاهنامه فردوسی<sup>*</sup> عینیت یافت، زمینه‌های اعتلای زبان فارسی را در سده سوم و چهارم ق به وجود آورد اما ورود واژگان و اصطلاحات عربی متأثر از دین رسمی ـ اسلام و پس از آن واژگان ترکی و مغولی متأثر از حضور سلسله‌های ترکزاد و ایلخانی، تحولات ساختاری در زبان تاریخ‌نگاری ایجاد کرد و تاریخ‌نگاری را از بهره‌مندی زبان سیاسی و روان سده سوم و چهارم‌ق با زبان پیچیده و متکلف سده‌های هفتم تا دوازدهم همراه کرد چنان‌که آثاری مانند تاریخ وصاف‌‌الحضره شیرازی (تولد 663ق)، دُرّه نادری میرزا مهدی‌خان استرآبادی (فوت ح1175-1180ق) نمونه‌های بارزی از تکلف در تاریخ‌نگاری مزّین به واژه‌ها و اصطلاحات عربی، ترکی و مغولی و صنایع ادبی می‌باشند. تقریباً از دوره بازگشت ادبی (اواخر سده 13ق) زبان تاریخ‌نگاری نیز تحولاتی یافت و به مرور روان‌نویسی و به کار بردن واژگان فارسی به جای واژگان پیچیده، مهجور و نامأنوس اولویت یافت و هم‌سان با تحولات نوین زبان فارسی پیش آمد، که بیشتر از دوره پهلوی اول ـ رضاشاه ـ روان‌نویسی رواج بیشتر یافت و بعدها تحریر، روان‌نویسی و خلاصه‌نویسی، متون تاریخی مانند تاریخ وصاف‌الحضره شیرازی و گزیده‌نویسی متون مانند تاریخ بلعمی رواج یافت<ref>برای آگاهی کلی از تحولات زبان فارسی در گذر تاریخ و تأثیر آن بر تاریخ‌نگاری← صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات ایران'''''. تهران: ابن‌سینا، 1351، 8 جلد.</ref>.


'''3. انواع تاريخ‌نگاري:''' اگر چه تاريخ‌نگاري ايران متكي به منابعي است كه انواع گوناگون دارد اما از يك نظر بايد توجه داشت كه منابع غير تاريخ‌نگاري مانند متون ادبي، جغرافياي تاريخي، سياسي، اداري و ديوانسالاري، تاريخ فرقه‌ها و ملل و نحل و متون ديني، شرح حال‌ها، اسناد، يافته‌هاي باستان‌شناسي و آثار و اشياء نشان‌دار مانند لوح‌ها و سكه‌ها، سفرنامه‌ها، خاطرات، منشآت، روزنامه‌ها، يادداشت‌ها و... كه برخي آنان را منابع جنبي تاريخ‌نگاري مي‌نامند،<sup>22</sup> اگر چه به منظور تاريخ‌نگاري به وجود نيامده‌اند اما از آن‌جا كه اطلاعات فراواني به ويژه در سنجش روايت‌هاي تاريخ‌نگاري و تبيين تاريخ ارائه مي‌دهند اهميت فراواني دارند. انواع تاريخ‌نگاري در ايران عبارتند از:
'''3. انواع تاریخ‌نگاری:''' اگر چه تاریخ‌نگاری ایران متکی به منابعی است که انواع گوناگون دارد اما از یک نظر باید توجه داشت که منابع غیر تاریخ‌نگاری مانند متون ادبی، جغرافیای تاریخی، سیاسی، اداری و دیوانسالاری، تاریخ فرقه‌ها و ملل و نحل و متون دینی، شرح حال‌ها، اسناد، یافته‌های باستان‌شناسی و آثار و اشیاء نشان‌دار مانند لوح‌ها و سکه‌ها، سفرنامه‌ها، خاطرات، منشآت، روزنامه‌ها، یادداشت‌ها و... که برخی آنان را منابع جنبی تاریخ‌نگاری می‌نامند،<ref>  آژند، یعقوب. «تاریخ‌نگاری ایران، منابع جنبی تاریخ‌نگاری ایران»، '''''دانشنامه جهان اسلام'''''. تهران: بنیاد               دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص145.</ref> اگر چه به منظور تاریخ‌نگاری به وجود نیامده‌اند اما از آن‌جا که اطلاعات فراوانی به ویژه در سنجش روایت‌های تاریخ‌نگاری و تبیین تاریخ ارائه می‌دهند اهمیت فراوانی دارند. انواع تاریخ‌نگاری در ایران عبارتند از:


1. تاريخ‌نگاري عمومي، مبتني بر نگارش تاريخ از خلقت عالم و آدم و بيان سرگذشت پيامبران، تاريخ اساطيري ايران از كيومرث تا پايان ساسانيان و تاريخ اسلام، پيامبر اسلام(ص) و خلفا و سلسله‌هاي ايراني تا زمان هر مورخ و بيشتر متكي به سال‌شمار وقايع است. كهن‌ترين تاريخ عمومي ترجمه و تأليفي از تاريخ طبري است كه ابوعلي بلعمي در 352 به نام '''تاريخ بلعمي''' انجام داده و پس از آن، آثاري مانند '''زين‌الأخبار''' (تأليف 440ق) عبدالحي‌ گرديزي، '''نظام التواريخ''' (تأليف 674ق) قاضي بيضاوي، '''جامع التواريخ''' (تأليف 710ق) خواجه رشيدالدين فضل‌الله همداني، '''تاريخ گزيده''' حمدالله مستوفي (وفات 732ق)، '''روضة الصفا''' ميرخواند (وفات 903ق)، '''ناسخ‌التواريخ''' سپهر (وفات 1297ق)، '''تاريخ منتظم ناصري''' اعتمادالسلطنه (فوت 1313ق) و... در تاريخ‌نگاري عمومي تدوين شد.<sup>23</sup>
1. تاریخ‌نگاری عمومی، مبتنی بر نگارش تاریخ از خلقت عالم و آدم و بیان سرگذشت پیامبران، تاریخ اساطیری ایران از کیومرث تا پایان ساسانیان و تاریخ اسلام، پیامبر اسلام(ص) و خلفا و سلسله‌های ایرانی تا زمان هر مورخ و بیشتر متکی به سال‌شمار وقایع است. کهن‌ترین تاریخ عمومی ترجمه و تألیفی از تاریخ طبری است که ابوعلی بلعمی در 352 به نام '''تاریخ بلعمی''' انجام داده و پس از آن، آثاری مانند '''زین‌الأخبار''' (تألیف 440ق) عبدالحی‌ گردیزی، '''نظام التواریخ''' (تألیف 674ق) قاضی بیضاوی، '''جامع التواریخ''' (تألیف 710ق) خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، '''تاریخ گزیده''' حمدالله مستوفی (وفات 732ق)، '''روضه الصفا''' میرخواند (وفات 903ق)، '''ناسخ‌التواریخ''' سپهر (وفات 1297ق)، '''تاریخ منتظم ناصری''' اعتمادالسلطنه (فوت 1313ق) و... در تاریخ‌نگاری عمومی تدوین شد<ref>برای آگاهی بیشتر← نوایی، عبدالحسین. '''''متون تاریخی به زبان فارسی'''''. تهران: سمت، 1376 و بیات، عزیز‌الله. '''''شناسایی منابع و مآخذ تاریخ ایران'''''. تهران: امیرکبیر، 1363، و زرین‌کوب، عبدالحسین. '''''تاریخ ایران بعد از اسلام'''''. تهران: امیرکبیر، 1362، بخش مقدمه.</ref>.


'''2. تاريخ‌نگاري دودماني (سلسله‌اي)،''' كه مبتني بر بيان تاريخ سلسله‌هايي بوده و به دليل توجه دودمان‌هاي حكومت‌گر به آن رونق بسيار داشته و در هر زمان آثار چندي تدوين شده است.<sup>24</sup>  
'''2. تاریخ‌نگاری دودمانی (سلسله‌ای)،''' که مبتنی بر بیان تاریخ سلسله‌هایی بوده و به دلیل توجه دودمان‌های حکومت‌گر به آن رونق بسیار داشته و در هر زمان آثار چندی تدوین شده است<ref>لمبتون، آ. ک. س. '''''تاریخ‌نگاری در ایران'''''. ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تهران: نشر گستره، 1360، ص95-25.</ref>.


مانند: راحة الصدور و آية السرور راوندي (سدة 6-7ق)
مانند: راحه الصدور و آیه السرور راوندی (سده 6-7ق)


تاريخ جهانگشاي عطاملك جويني، '''تاريخ آل‌مظفر''' (تأليف 823ق از محمود كتبي)، '''صفوة الصفا''' ابن بزاز (سدة هشتم ق)، تاريخ محمدي يا احسن التواريخ ساروي و...
تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی، '''تاریخ آل‌مظفر''' (تألیف 823ق از محمود کتبی)، '''صفوه الصفا''' ابن بزاز (سده هشتم ق)، تاریخ محمدی یا احسن التواریخ ساروی و...


3. '''تك‌نگاري''' و بيان اقدامات يا سيرت اميران و سلاطين كه با تاريخ‌نگاري دودماني توأم مي‌شده است از ديگر انواع تاريخ‌نگاري است. مانند، '''سيرت جلال‌الدين مينكبري''' ( ؟) از محمد بن احمدسوي '''تاريخ مبارك غازاني'''( ؟) از خواجه‌ رشيد‌الدين فضل‌الله همداني، '''عالم‌آراي عباسي''' (؟) از اسكندر بيك‌منشي، جهانگشاي نادري (؟) از ميرزا مهدي‌خان استرآبادي و...  
3. '''تک‌نگاری''' و بیان اقدامات یا سیرت امیران و سلاطین که با تاریخ‌نگاری دودمانی توأم می‌شده است از دیگر انواع تاریخ‌نگاری است. مانند، '''سیرت جلال‌الدین مینکبری''' ( ؟) از محمد بن احمدسوی '''تاریخ مبارک غازانی'''( ؟) از خواجه‌ رشید‌الدین فضل‌الله همدانی، '''عالم‌آرای عباسی''' (؟) از اسکندر بیک‌منشی، جهانگشای نادری (؟) از میرزا مهدی‌خان استرآبادی و...  


4. برخي از تاريخ‌نگاري‌ها براي بيان وقايع خاص اختصاص يافته‌اند مانند تاريخ‌هاي مربوط به نهضت مشروطيت مانند تاريخ بيداري ايرانيان ميرزا محمد ناظم‌الإسلام كرماني(1280-1337ق) و آثار مربوط به نهضت ملي صنعت نفت.  
4. برخی از تاریخ‌نگاری‌ها برای بیان وقایع خاص اختصاص یافته‌اند مانند تاریخ‌های مربوط به نهضت مشروطیت مانند تاریخ بیداری ایرانیان میرزا محمد ناظم‌الإسلام کرمانی(1280-1337ق) و آثار مربوط به نهضت ملی صنعت نفت.  


'''5. تاريخ‌نگاري محلي''' از مهم‌ترين انواع تاريخ‌نگاري است كه از شيوة خاصي پيروي نمي‌كند و در بيان آداب و رسوم، محيط فرهنگي، جغرافياي تاريخي و اوضاع اجتماعي يك بخش از ايران به ويژه در زمان نويسندة هر يك از اين تاريخ‌ها، اطلاعات مبسوطي ارائه مي‌دهد و گاه بيان سلسله‌هاي محلي را با عدم تمركزگرايي در بر‌مي‌گيرد هرات، بخارا، فارس، قزوين، كرمان، حوزة خليج فارس، خراسان، رويان و طبرستان، قم، اصفهان و… در اين نوع تاريخ‌نگاري صاحب آثار بسياري مي‌باشند.  
'''5. تاریخ‌نگاری محلی''' از مهم‌ترین انواع تاریخ‌نگاری است که از شیوه خاصی پیروی نمی‌کند و در بیان آداب و رسوم، محیط فرهنگی، جغرافیای تاریخی و اوضاع اجتماعی یک بخش از ایران به ویژه در زمان نویسنده هر یک از این تاریخ‌ها، اطلاعات مبسوطی ارائه می‌دهد و گاه بیان سلسله‌های محلی را با عدم تمرکزگرایی در بر‌می‌گیرد هرات، بخارا، فارس، قزوین، کرمان، حوزه خلیج فارس، خراسان، رویان و طبرستان، قم، اصفهان و… در این نوع تاریخ‌نگاری صاحب آثار بسیاری می‌باشند.  


'''6. تاريخ‌نگاري منظوم''' نوعي مستقل اما در ارتباط با ديگر انواع تاريخ‌نگاري است كه نمونه‌هاي بسياري در ايران دارد مانند: '''غازان‌نامة''' خواجه نورالدين تبريزي (سدة هفتم ق)، '''تِمور''' (تيمور) نامه عبدالله هاتفي جامي (فوت 927م)، '''شاهنامة''' نادري از محمدعلي تولسي در دانشنامة جهان اسلام نام نويسنده را نظام‌الدين عشرت سيالكوتي نوشته‌اند (فردوسي ثاني) (سدة 12ق)، '''سالارنامه''' از ميرزا آقاخان كرماني و… . بي‌گمان '''شاهنامة''' فردوسي كه از منابع مهم در تاريخ منظوم اساطيري ايران است از مهم‌ترين اين نوع تاريخ‌نگاري است كه پيش از اسلام را در بر‌مي‌گيرد. تاريخ‌نگاري‌هاي منظوم بيشتر در قالب حماسي و توأم با توصيف‌هاي غير تاريخي تدوين شده‌اند اما در بررسي تاريخ ايران اهميت فراوان دارند.  
'''6. تاریخ‌نگاری منظوم''' نوعی مستقل اما در ارتباط با دیگر انواع تاریخ‌نگاری است که نمونه‌های بسیاری در ایران دارد مانند: '''غازان‌نامه''' خواجه نورالدین تبریزی (سده هفتم ق)، '''تِمور''' (تیمور) نامه عبدالله هاتفی جامی (فوت 927م)، '''شاهنامه''' نادری از محمدعلی تولسی در دانشنامه جهان اسلام نام نویسنده را نظام‌الدین عشرت سیالکوتی نوشته‌اند (فردوسی ثانی) (سده 12ق)، '''سالارنامه''' از میرزا آقاخان کرمانی و… . بی‌گمان '''شاهنامه''' فردوسی که از منابع مهم در تاریخ منظوم اساطیری ایران است از مهم‌ترین این نوع تاریخ‌نگاری است که پیش از اسلام را در بر‌می‌گیرد. تاریخ‌نگاری‌های منظوم بیشتر در قالب حماسی و توأم با توصیف‌های غیر تاریخی تدوین شده‌اند اما در بررسی تاریخ ایران اهمیت فراوان دارند.  


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.       يارشاطر، احسان. '''''تاريخ ايران پژوهش دانشگاه كمبريج'''''. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبر، 1378، ج3، مقدمة بخش اول، ص14.


2.       غروي، مهدي. «تاريخ‌نگاري در ايران‌باستان» '''''نشرية فرهنگ ايران‌باستان'''''. س14، ش17، آذر1355، ص76.
== مآخذ ==


3.       صفا، ذبيح‌الله. '''''حماسه‌سرايي در ايران'''''. تهران: اميركبير، 1363، ص68.


4.       عبداللهي، رضا. '''''تاريخِ تاريخ در ايران'''''. تهران: اميركبير، 1375، ص13 و كريستين‌سن، آرتور امانوئل. '''''كارنامة شاهان'''''. ترجمة باقر اميرخاني و بهمن سركاراتي، تبريز: دانشگاه تبريز، 1350، ص14-13.
== منبع اصلی ==
 
دانشنامه ایران 
5.       تكميل‌همايون، ناصر. «سپيده‌دم تاريخ‌نگاري در ايران» در '''''گسترة تاريخ، گفتگوهايي با تاريخ‌نگاران ايران'''''. مسعود رضوي، تهران: هرمس و مركز بين‌المللي گفت‌وگوي تمدن‌ها، ص83-86..
 
6.       كريستين‌سن، آرتور'''''. ايران در زمان ساسانيان'''''. ترجمة غلامرضا رشيدياسمي، تهران: دنياي كتاب، 1367، مقدمه.
 
7.       رازپوش، شهناز. «تاريخ‌نگاري ايران پيش از اسلام»، '''''دانشنامة جهان اسلام'''''. تهران: بنياد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج6، ص143.
 
8.       نولدكه، تئودور. '''''حماسة ملي ايران.''''' ترجمة بزرگ علوي، تهران:  ، 1357، ص34. و براي آگاهي بيشتر← تفضلي، احمد. '''''تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام'''''. به كوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1376.
 
9.       ربيعي، منيژه. «سير تاريخ‌نگاري در ايران از سدة سوم تا هفتم»، '''''دانشنامة جهان اسلام'''''. تهران: بنياد دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج6، ص144.
 
10.    جويني، عطاملك'''''. تاريخ جهانگشاي جويني'''''. تصحيح علامه محمد بن عبدالوهاب قزويني، هلند، لندن، بريل، 1911، افست، تهران: چاپ‌هاي مكرر، ج1، مقدمة مصحح، ص9.
 
11.    براي آگاهي بيشتر← ثواقب، جهانبخش. '''''تاريخ‌نگاري عصر صفويه و شناخت منابع و مآخذ آن'''''. شيراز: نويد، 1380.
 
12.    زرين‌كوب، عبدالحسين، '''''تاريخ در ترازو'''''. تهران: اميركبير، 1354، ص66.
 
13.    ربيعي، منيژه. «تاريخ‌نگاري ايران، در دورة قاجار و پهلوي»، '''''دانشنامة جهان اسلام'''''. تهران: بنياد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج6، ص150.
 
14.    تكميل‌همايون، ناصر. «وقايع‌نگاري»، '''''جشن‌نامة دكتر عباس زرياب خويي، (يكي قطره باران)'''''. به كوشش احمد تفضلي، تهران: 1370، ص168.
 
15.    آدميت، فريدون. '''''انديشه‌هاي ميرزا آقاخان كرماني'''''. تهران: پيام، 1357، ص46.
 
16.    افشار، ايرج. «نگاهي گذرا به تاريخ‌نگاري ايرانيان»، '''''در يادپاينده'''''. به كوشش رضا رضازاده لنگرودي، تهران: سالي، 1380، ص411. 
 
17.    رشيدياسمي، غلامرضا. '''''مقالات و رساله‌ها'''''. به كوشش ايرج افشار، تهران: ، 1373، ص21.
 
18.    فصيحي، سيمين. '''''جريان‌هاي اصلي تاريخ‌نگاري در دورة پهلوي'''''. مشهد: نشر نويد.
 
19.    آدميت، فريدون. '''''انديشه‌هاي طالبوف تبريزي'''''. تهران: ، 1363، مقدمه.
 
20.    حدادعادل، غلامعلي. «تاريخ‌نگاري ايران در دورة انقلاب اسلامي»، '''''دانشنامة جهان اسلام'''''. تهران: بيناد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج6، ص156.
 
21.    براي آگاهي كلي از تحولات زبان فارسي در گذر تاريخ و تأثير آن بر تاريخ‌نگاري← صفا، ذبيح‌الله. '''''تاريخ ادبيات ايران'''''. تهران: ابن‌سينا، 1351، 8 جلد.
 
22.    آژند، يعقوب. «تاريخ‌نگاري ايران، منابع جنبي تاريخ‌نگاري ايران»، '''''دانشنامة جهان اسلام'''''. تهران: بنياد               دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج6، ص145.
 
23.    براي آگاهي بيشتر← نوايي، عبدالحسين. '''''متون تاريخي به زبان فارسي'''''. تهران: سمت، 1376 و بيات، عزيز‌الله. '''''شناسايي منابع و مآخذ تاريخ ايران'''''. تهران: اميركبير، 1363، و زرين‌كوب، عبدالحسين. '''''تاريخ ايران بعد از اسلام'''''. تهران: اميركبير، 1362، بخش مقدمه.
 
'''24.   ''' لمبتون، آ. ك. س. '''''تاريخ‌نگاري در ايران'''''. ترجمه و تدوين يعقوب آژند، تهران: نشر گستره، 1360، ص95-25.


== نویسنده مقاله ==
حسن باستانی راد
حسن باستانی راد

نسخهٔ ‏۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۲۴

تاریخ‌نگاری ایران،

1-   مسیر زمانی تاریخ‌نگاری در ایران.

در یک نگاه کلی، تاریخ‌نگاری ایران به دو دوره پیش از اسلام و دوره اسلامی قابل تقسیم است. سنت تاریخ‌نگاری و نگاه به تاریخ در هر دو دوره تفاوت‌های اساسی دارد. حفظ روایت گذشتگان و انتقال دانش به صورت روایی نه مکتوب،[۱] تبیین تاریخ در قالب ادبیّات به ویژه سروده‌های دینی، حماسه‌سرایی و بررسی اساطیر در حماسه‌های ملی، متون دینی مانند اوستا[۲] خدای نامه‌ها (خوتای‌نامگ) و اندرزنامه‌ها که در منابع تاریخ‌نگاری دوره اسلامی مانند شاهنامه فردوسی تبلور یافت[۳] از ویژگی‌های تاریخ‌نگاری ایران دوره باستان می‌باشند. برخی برآنند که آن‌چه درباره کیانیان بر جای مانده نخستین شواهد از تکامل تاریخ مبتنی بر ادبیات روایی است[۴]. از این‌رو «قوم‌شناسی فرهنگی» و «اسطوره‌شناسی» با بررسی کتیبه‌ها، لوح‌ها، نقش‌های سفالینه‌ها و ابزارهای نشان‌دار در  شناخت سپیده‌دم تاریخ‌نگاری اهمیت فراوان دارند[۵]. کتیبه‌های دوران ایلامی*، کتیبه‌های سه زبانه شاهان هخامنشی، کتیبه‌های بازمانده از دوره ساسانیان از مهم‌ترین منابع تاریخ‌نگاری دوران باستان به شمار می‌روند[۶]. آثاری مانند کارنامه اردشیر بابکان، اندرزنامه‌ها و خدای‌نامه‌ها در دوره ساسانی و به گونه‌ای بارز تاریخ‌نگاری با اهداف خاص دینی و سیاسی[۷] از دوره خسرو انوشیروان (حک531-579م) نمونه‌های تأثیرگذار تاریخ‌نگاری پیش از اسلام در دوره اسلامی هستند[۸].

سیر تاریخ‌نگاری دوره اسلامی متناسب با تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فراز و فرود محتوایی و شکلی داشته است اگر چه در دو قرن نخستین تاریخ‌نگاری ایران در پرتو فتوحات اعراب مسلمان قرار داشت اما همزمان با رستاخیز فرهنگی سده‌های سوم و چهارم‌ق، همراه با سایر دانش‌ها به نوعی اعتلای علمی و کمال رسید. نهضت ترجمه (سده دوم)، ظهور سلسله‌های ایرانی، نهضت‌ها و قیام‌های ایرانیان، تداوم اندیشه ایرانشهری، ایرانیان دیوانسالار و بروز و رشد خردورزی و آزاداندیشی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در این اعتلاء بودند که حتی چند سده بعد تا زمان روی کار آمدن سلسله‌های ترک مانند غزنویان و سلجوقیان را در برگرفت[۹]. دوره مغولان و حکومت ایلخانان بر ایران دوره‌ای دیگر از اعتلای تاریخ‌نگاری در ایران بود که وجود عطاملک جوینی* (623-681م) خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی* (648-718ق) و دَهها مورخ نامدار دیگر مؤید آن است [۱۰]که این روند در دوره‌های بعدی به ویژه، تیموریان،* صفویان*و افشاریان* تداوم یافت. در این میان تاریخ‌نگاری عصر صفویه به تأثیر از تغییر مذهب رسمی از نظر سیاسی ـ اجتماعی متحول شد و به ویژه در انواع تک نگاری، دودمانی و تاریخ عمومی رواج یافت[۱۱]. اگر چه تحولات سیاسی ـ مذهبی در سیر زمانی تاریخ‌نگاری ایران بر آن تأثیر می‌گذارده است اما در تاریخ‌نگاری دنیای اسلام، تاریخ‌نگاری ایرانیان تأثیرگذار بود[۱۲]. هر چند تبیین ساختارهای سیاسی و فرهنگی ایرانیان بیشتر مورد توجه مورخان بوده است. تاریخ‌نگاری در دوره قاجار به مانند سایر دانش‌ها و دستاوردهای ایرانیان، در پرتو تحولات نوین جهانی قرار گرفت تا آن‌جا که آن را به دو مرحله «تاریخ‌نگاری سنتی» و «تاریخ‌نگاری جدید» تقسیم می‌کنند[۱۳].

جنگ‌های ایران و روس، حضور همه جانبه استعمارگران در ایران، جدایی بخش‌های مهمی از ایران و شیوه حکومت‌داری قاجاریه در تاریخ‌نگاری سنتی تأثیر داشت که برخوردار از تذکره‌نویسی، تراجم احوال و صنایع ادبی و به گونه‌ای وقایع‌نگاری بود. وقایع‌نگاری مشخصه اصلی تاریخ‌نگاری در آغاز دوره قاجاریه بود [۱۴] و در تحول آن اروپائیان که تألیفاتی در تاریخ ایران انجام دادند و ایرانیان آگاه به دانش‌های جدید مؤثر بودند. تاریخ‌نگاری سنتی ایران از اواخر سده 13ق متحول شد. اگر چه مورخانی مانند محمدحسن خان اعتمادالسلطنه ( ؟)، که تاریخ‌نگاری به شیوه فرمایشی با تأکید بر جغرافیای تاریخی ـ سیاسی را مدّ نظر داشتند، به گونه‌ای روش‌های تحقیق نوین تاریخی را مورد توجه داشتند؛ اما تحول اساسی متناسب با ترجمه کتاب‌های تاریخی اروپائیان، برآمدن اکتشافات باستان‌شناسی، رمزگشایی زبان‌ها و خطوط باستان و بروز افکار ملی‌گرایانه و باستان‌گرایانه بود که در آثاری مانند نامه خسروان (سده 13ق) جلال‌الدین میرزا پسر فتحعلی‌شاه، آثار میرزا آقاخان کرمانی،* «نماینده طغیان علیه سنت تاریخ‌نویسی»،[۱۵] و آثار یوسف‌خان مستشار‌الدوله‌ (1240-1313ق) و آثار انتقادی میرزا فتحعلی آخوندزاده (سده 13ق) به عنوان نخستین جرقه انتقادی در روش تاریخ‌نگاری تجلی یافت[۱۶]. انتشار روزنامه‌ها، آموزش‌های نوین دارالفنون، مدرسه علوم سیاسی و مدارس دیگر و بروز اندیشه‌های روشنفکران که در نهضت مشروطیت تجلی یافت راه را برای تحول تاریخ‌نگاری سنتی و بروز تاریخ‌نگاری نوین هموار ساخت. اعزام محصلان به اروپا، توسعه نهادهای آموزشی، طرح تألیف کتاب‌های تاریخی برای مدرسه‌ها و نشر مجلات علمی از عوامل تحول در تاریخ‌نگاری در پایان دوره قاجار و آغاز دوره پهلوی بودند. در این زمان، حسن پیرنیا، مشیرالدوله،* عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی، احمد کسروی، غلامرضا رشیدیاسمی، نصرالله فلسفی و... پیشگام و پایبند به اصول تاریخ‌نگاری علمی بودند و با تأکید بر بینش و روش جدید تاریخ‌نگاری اروپائیان، حفظ استقلال در تاریخ‌نگاری ایران را در نظر داشتند و رشید یاسمی نخستین رساله را درباره اصول تاریخ‌نگاری، به نام آئین‌ نگارش تاریخ (1316ش) نوشت[۱۷]. بدون تردید تأسیس دانشگاه تهران و ایجاد رشته تاریخ با تأکید بر تاریخ ایران، تصحیح متون تاریخی با تأکید بر روش انتقادی، ترجمه تحقیقات ایرانشناسان خارجی و برگزاری نشست‌های علمی پیرامون تاریخ ایران، و انتشار مجلات تخصصی درباره علوم انسانی به ویژه تاریخ، از مهم‌ترین دلایل رشد تاریخ‌نگاری دوران پهلوی بوده است. چنان‌که، خاطره‌نویسی توسط رجال سیاسی و فرهنگی، تبیین تاریخ دوره‌های متأخر به ویژه دوره مشروطیت و تحقیق اسنادی تاریخ ایران از ویژگی‌های تاریخ‌نگاری آن دوره بود که پس از انقلاب اسلامی نیز تداوم یافت. برخی از محققان دوره پهلوی تاریخ‌نگاری را بر مبنای اندیشه و تحلیل رویدادها انجام دادند، مانند؛ فریدون آدمیت و برخی مانند عباس اقبال به تصحیح متون پرداختند[۱۸]. متناسب با تحولات سیاسی دوره پهلوی و بروز تفکرات، گرایش‌های خاص حزبی مانند چپ در تاریخ‌نگاری ایران تأثیر گذاشت که تاریخ ایران نوشته احسان طبری از آن نمونه است. پژوهش‌ در ابعاد مختلف تاریخی مانند، شخصیت‌ها، واقعات و حوزه‌های جغرافیایی، و بررسی عوامل تأثیرگذار در تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفت. اگر چه توجه به تاریخ ایران باستان متناسب با سیاست‌های خاص دوره پهلوی در پرتو کاوش‌های باستان‌شناسی سهم به‌سزایی از تاریخ‌نگاری این دوره را به خود اختصاص داد، اما از زمان متحول‌شدن تاریخ‌نگاری در پایان سده 13ق تا این زمان تاریخ‌نگاری در حوزه اندیشه و تاریخ ‌اجتماعی، چندان که باید رشد شایسته‌ای نداشت[۱۹]. پس از انقلاب اسلامی، برخی موضوع‌های تاریخی مانند وقایع دوره پهلوی و نهضت ملی شدن صنعت نفت که به

گونه‌ای «ممنوعیت تحقیق»[۲۰]داشت و نیز پژوهش‌های تاریخی درباره اسلام، مذهب تشیع، عوامل و اشخاص تأثیرگذار در انقلاب اسلامی در اولویت تحقیق قرار گرفت و مراکز مختلف پژوهشی درباره تاریخ معاصر ایران، و انقلاب اسلامی تأسیس شد. اما باید اذعان کرد که پژوهش‌های کنونی با توجه به تاریخ‌نگاری یک سده اخیر ایران، همچنان متأثر از اسناد آرشیو‌های داخلی و خارجی، فراز و نشیب‌های فراوان پیش‌رو دارند.

2. سیر زبانی تاریخ‌نگاری ایران:

تاریخ‌نگاری ایران در دوره باستان مطابق با تاریخ‌روایی متأثر از سروده‌های دوران اوستایی و پس از آن پهلوی و فارسی میانه بوده است که با بررسی در منابع غیر تاریخ‌نگاری مانند سنگ ‌نبشته‌ها، گل نوشته‌ها و... می‌توان ردی از زبان‌ تاریخ‌نگاری را بازیافت. اما پس از ورود اسلام به ایران، زبان فارسی در تلاقی با زبان عربی و تغییراتی که در خط پیش آمد به گونه‌ای مطابق با سیر زمانی تحولاتی یافت اگر چه در سده‌های نخست تاریخ‌نگاری با تأکید بر زبان فارسی پیوسته با پهلوی بود و آثاری مانند ترجمه ابوعلی بعلمی از تاریخ طبری (در 352ق) و تاریخ بیهقی از ابوالفضل بیهقی (وفات 470ق) و در کنار آن‌ها بر پایه تاریخ حماسی و منظوم که در شاهنامه فردوسی* عینیت یافت، زمینه‌های اعتلای زبان فارسی را در سده سوم و چهارم ق به وجود آورد اما ورود واژگان و اصطلاحات عربی متأثر از دین رسمی ـ اسلام و پس از آن واژگان ترکی و مغولی متأثر از حضور سلسله‌های ترکزاد و ایلخانی، تحولات ساختاری در زبان تاریخ‌نگاری ایجاد کرد و تاریخ‌نگاری را از بهره‌مندی زبان سیاسی و روان سده سوم و چهارم‌ق با زبان پیچیده و متکلف سده‌های هفتم تا دوازدهم همراه کرد چنان‌که آثاری مانند تاریخ وصاف‌‌الحضره شیرازی (تولد 663ق)، دُرّه نادری میرزا مهدی‌خان استرآبادی (فوت ح1175-1180ق) نمونه‌های بارزی از تکلف در تاریخ‌نگاری مزّین به واژه‌ها و اصطلاحات عربی، ترکی و مغولی و صنایع ادبی می‌باشند. تقریباً از دوره بازگشت ادبی (اواخر سده 13ق) زبان تاریخ‌نگاری نیز تحولاتی یافت و به مرور روان‌نویسی و به کار بردن واژگان فارسی به جای واژگان پیچیده، مهجور و نامأنوس اولویت یافت و هم‌سان با تحولات نوین زبان فارسی پیش آمد، که بیشتر از دوره پهلوی اول ـ رضاشاه ـ روان‌نویسی رواج بیشتر یافت و بعدها تحریر، روان‌نویسی و خلاصه‌نویسی، متون تاریخی مانند تاریخ وصاف‌الحضره شیرازی و گزیده‌نویسی متون مانند تاریخ بلعمی رواج یافت[۲۱].

3. انواع تاریخ‌نگاری: اگر چه تاریخ‌نگاری ایران متکی به منابعی است که انواع گوناگون دارد اما از یک نظر باید توجه داشت که منابع غیر تاریخ‌نگاری مانند متون ادبی، جغرافیای تاریخی، سیاسی، اداری و دیوانسالاری، تاریخ فرقه‌ها و ملل و نحل و متون دینی، شرح حال‌ها، اسناد، یافته‌های باستان‌شناسی و آثار و اشیاء نشان‌دار مانند لوح‌ها و سکه‌ها، سفرنامه‌ها، خاطرات، منشآت، روزنامه‌ها، یادداشت‌ها و... که برخی آنان را منابع جنبی تاریخ‌نگاری می‌نامند،[۲۲] اگر چه به منظور تاریخ‌نگاری به وجود نیامده‌اند اما از آن‌جا که اطلاعات فراوانی به ویژه در سنجش روایت‌های تاریخ‌نگاری و تبیین تاریخ ارائه می‌دهند اهمیت فراوانی دارند. انواع تاریخ‌نگاری در ایران عبارتند از:

1. تاریخ‌نگاری عمومی، مبتنی بر نگارش تاریخ از خلقت عالم و آدم و بیان سرگذشت پیامبران، تاریخ اساطیری ایران از کیومرث تا پایان ساسانیان و تاریخ اسلام، پیامبر اسلام(ص) و خلفا و سلسله‌های ایرانی تا زمان هر مورخ و بیشتر متکی به سال‌شمار وقایع است. کهن‌ترین تاریخ عمومی ترجمه و تألیفی از تاریخ طبری است که ابوعلی بلعمی در 352 به نام تاریخ بلعمی انجام داده و پس از آن، آثاری مانند زین‌الأخبار (تألیف 440ق) عبدالحی‌ گردیزی، نظام التواریخ (تألیف 674ق) قاضی بیضاوی، جامع التواریخ (تألیف 710ق) خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، تاریخ گزیده حمدالله مستوفی (وفات 732ق)، روضه الصفا میرخواند (وفات 903ق)، ناسخ‌التواریخ سپهر (وفات 1297ق)، تاریخ منتظم ناصری اعتمادالسلطنه (فوت 1313ق) و... در تاریخ‌نگاری عمومی تدوین شد[۲۳].

2. تاریخ‌نگاری دودمانی (سلسله‌ای)، که مبتنی بر بیان تاریخ سلسله‌هایی بوده و به دلیل توجه دودمان‌های حکومت‌گر به آن رونق بسیار داشته و در هر زمان آثار چندی تدوین شده است[۲۴].

مانند: راحه الصدور و آیه السرور راوندی (سده 6-7ق)

تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی، تاریخ آل‌مظفر (تألیف 823ق از محمود کتبی)، صفوه الصفا ابن بزاز (سده هشتم ق)، تاریخ محمدی یا احسن التواریخ ساروی و...

3. تک‌نگاری و بیان اقدامات یا سیرت امیران و سلاطین که با تاریخ‌نگاری دودمانی توأم می‌شده است از دیگر انواع تاریخ‌نگاری است. مانند، سیرت جلال‌الدین مینکبری ( ؟) از محمد بن احمدسوی تاریخ مبارک غازانی( ؟) از خواجه‌ رشید‌الدین فضل‌الله همدانی، عالم‌آرای عباسی (؟) از اسکندر بیک‌منشی، جهانگشای نادری (؟) از میرزا مهدی‌خان استرآبادی و...

4. برخی از تاریخ‌نگاری‌ها برای بیان وقایع خاص اختصاص یافته‌اند مانند تاریخ‌های مربوط به نهضت مشروطیت مانند تاریخ بیداری ایرانیان میرزا محمد ناظم‌الإسلام کرمانی(1280-1337ق) و آثار مربوط به نهضت ملی صنعت نفت.

5. تاریخ‌نگاری محلی از مهم‌ترین انواع تاریخ‌نگاری است که از شیوه خاصی پیروی نمی‌کند و در بیان آداب و رسوم، محیط فرهنگی، جغرافیای تاریخی و اوضاع اجتماعی یک بخش از ایران به ویژه در زمان نویسنده هر یک از این تاریخ‌ها، اطلاعات مبسوطی ارائه می‌دهد و گاه بیان سلسله‌های محلی را با عدم تمرکزگرایی در بر‌می‌گیرد هرات، بخارا، فارس، قزوین، کرمان، حوزه خلیج فارس، خراسان، رویان و طبرستان، قم، اصفهان و… در این نوع تاریخ‌نگاری صاحب آثار بسیاری می‌باشند.

6. تاریخ‌نگاری منظوم نوعی مستقل اما در ارتباط با دیگر انواع تاریخ‌نگاری است که نمونه‌های بسیاری در ایران دارد مانند: غازان‌نامه خواجه نورالدین تبریزی (سده هفتم ق)، تِمور (تیمور) نامه عبدالله هاتفی جامی (فوت 927م)، شاهنامه نادری از محمدعلی تولسی در دانشنامه جهان اسلام نام نویسنده را نظام‌الدین عشرت سیالکوتی نوشته‌اند (فردوسی ثانی) (سده 12ق)، سالارنامه از میرزا آقاخان کرمانی و… . بی‌گمان شاهنامه فردوسی که از منابع مهم در تاریخ منظوم اساطیری ایران است از مهم‌ترین این نوع تاریخ‌نگاری است که پیش از اسلام را در بر‌می‌گیرد. تاریخ‌نگاری‌های منظوم بیشتر در قالب حماسی و توأم با توصیف‌های غیر تاریخی تدوین شده‌اند اما در بررسی تاریخ ایران اهمیت فراوان دارند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

حسن باستانی راد

  1. یارشاطر، احسان. تاریخ ایران پژوهش دانشگاه کمبریج. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبر، 1378، ج3، مقدمه بخش اول، ص14.
  2.   غروی، مهدی. «تاریخ‌نگاری در ایران‌باستان» نشریه فرهنگ ایران‌باستان. س14، ش17، آذر1355، ص76.
  3. صفا، ذبیح‌الله. حماسه‌سرایی در ایران. تهران: امیرکبیر، 1363، ص68.
  4. عبداللهی، رضا. تاریخِ تاریخ در ایران. تهران: امیرکبیر، 1375، ص13 و کریستین‌سن، آرتور امانوئل. کارنامه شاهان. ترجمه باقر امیرخانی و بهمن سرکاراتی، تبریز: دانشگاه تبریز، 1350، ص14-13.
  5. تکمیل‌همایون، ناصر. «سپیده‌دم تاریخ‌نگاری در ایران» در گستره تاریخ، گفتگوهایی با تاریخ‌نگاران ایران. مسعود رضوی، تهران: هرمس و مرکز بین‌المللی گفت‌وگوی تمدن‌ها، ص83-86..
  6.   کریستین‌سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمه غلامرضا رشیدیاسمی، تهران: دنیای کتاب، 1367، مقدمه.
  7. رازپوش، شهناز. «تاریخ‌نگاری ایران پیش از اسلام»، دانشنامه جهان اسلام. تهران: بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص143.
  8. نولدکه، تئودور. حماسه ملی ایران. ترجمه بزرگ علوی، تهران:  ، 1357، ص34. و برای آگاهی بیشتر← تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1376.
  9. ربیعی، منیژه. «سیر تاریخ‌نگاری در ایران از سده سوم تا هفتم»، دانشنامه جهان اسلام. تهران: بنیاد دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص144.
  10.   جوینی، عطاملک. تاریخ جهانگشای جوینی. تصحیح علامه محمد بن عبدالوهاب قزوینی، هلند، لندن، بریل، 1911، افست، تهران: چاپ‌های مکرر، ج1، مقدمه مصحح، ص9.
  11. برای آگاهی بیشتر← ثواقب، جهانبخش. تاریخ‌نگاری عصر صفویه و شناخت منابع و مآخذ آن. شیراز: نوید، 1380.
  12. زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ در ترازو. تهران: امیرکبیر، 1354، ص66.
  13. ربیعی، منیژه. «تاریخ‌نگاری ایران، در دوره قاجار و پهلوی»، دانشنامه جهان اسلام. تهران: بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص150.
  14. تکمیل‌همایون، ناصر. «وقایع‌نگاری»، جشن‌نامه دکتر عباس زریاب خویی، (یکی قطره باران). به کوشش احمد تفضلی، تهران: 1370، ص168.
  15. آدمیت، فریدون. اندیشه‌های میرزا آقاخان کرمانی. تهران: پیام، 1357، ص46.
  16. افشار، ایرج. «نگاهی گذرا به تاریخ‌نگاری ایرانیان»، در یادپاینده. به کوشش رضا رضازاده لنگرودی، تهران: سالی، 1380، ص411.  
  17.   رشیدیاسمی، غلامرضا. مقالات و رساله‌ها. به کوشش ایرج افشار، تهران: ، 1373، ص21.
  18.   فصیحی، سیمین. جریان‌های اصلی تاریخ‌نگاری در دوره پهلوی. مشهد: نشر نوید.
  19. آدمیت، فریدون. اندیشه‌های طالبوف تبریزی. تهران: ، 1363، مقدمه.
  20. حدادعادل، غلامعلی. «تاریخ‌نگاری ایران در دوره انقلاب اسلامی»، دانشنامه جهان اسلام. تهران: بیناد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص156.
  21. برای آگاهی کلی از تحولات زبان فارسی در گذر تاریخ و تأثیر آن بر تاریخ‌نگاری← صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات ایران. تهران: ابن‌سینا، 1351، 8 جلد.
  22.   آژند، یعقوب. «تاریخ‌نگاری ایران، منابع جنبی تاریخ‌نگاری ایران»، دانشنامه جهان اسلام. تهران: بنیاد               دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج6، ص145.
  23. برای آگاهی بیشتر← نوایی، عبدالحسین. متون تاریخی به زبان فارسی. تهران: سمت، 1376 و بیات، عزیز‌الله. شناسایی منابع و مآخذ تاریخ ایران. تهران: امیرکبیر، 1363، و زرین‌کوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: امیرکبیر، 1362، بخش مقدمه.
  24. لمبتون، آ. ک. س. تاریخ‌نگاری در ایران. ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تهران: نشر گستره، 1360، ص95-25.