پرش به محتوا

جاده ابریشم: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''جاده ابريشم''' از جاده‌ها و شاهراه‌هاي ارتباطي ميان آسيا و اروپا كه به دليل شهرت يكي از كالاهاي تجاري؛ ابريشم، به اين نام خوانده شده است. ابريشم[1] واژه‌اي است برگرفته از زبان‌هاي ايراني كه به صورت بريشم (پريشم)[2] در زبان فارسي ميانه رايج بو...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''جاده ابريشم''' از جاده‌ها و شاهراه‌هاي ارتباطي ميان آسيا و اروپا كه به دليل شهرت يكي از كالاهاي تجاري؛ ابريشم، به اين نام خوانده شده است.  
'''[[جاده ابریشم]]''' از جاده‌ها و شاهراه‌های ارتباطی میان آسیا و اروپا که به دلیل شهرت یکی از کالاهای تجاری؛ ابریشم، به این نام خوانده شده است.  


ابريشم[1] واژه‌اي است برگرفته از زبان‌هاي ايراني كه به صورت بريشم (پريشم)[2] در زبان فارسي ميانه رايج بوده و واژة رشتن در فارسي جديد و رشتة[3] در زبان هندي قديم با آن هم ريشه هستند. برسيم در عربي و اپريشم[4] در ارمني از اين واژه گرفته شده‌اند.<sup>1</sup> قز، كژ، خيط، حرير، تار و ... واژه‌هاي ديگر در معناي ابريشم هستند. واژة ser (seu) چيني به معناي ابريشم از طريق ايران به اروپا راه يافته و به زبان‌هاي يوناني (seta)، فرانسه (soie) و به احتمال در انگليسي (silk) وارد شده است.<sup>2</sup> واژه‌ها و تركيبات ابريشمي، علاقه‌بند، قزّاز (ابريشم فروش)، ابريشم‌تاب، ابريشم تابي، ابريشمين، قزين (پارچه ابريشمي)، نوغان (كرم ابريشمابريشم‌زن، ابريشم رباب (ذوات‌الاوتار= تارهاي ابريشمي ساز)<sup>3</sup> و نام برخي شهرها مانند (قصدار)، كش، كيش، كيج، كشمير و ... به احتمال قوي از اين واژه  گرفته شده و در فرهنگ ايراني رواج يافته‌اند.<sup>4</sup> در يك نگاه كلي ابريشم دو نوع است. وحشي با تارهاي قهوه‌اي رنگ كه از برگ بلوط تغذيه مي‌كند و در چين و هند توليد مي‌شود؛ پرورشي كه از كرم پروانه‌اي به نام بومبيكس موري[5] از برگ درخت توت تغذيه مي‌كند و با رنگ سفيد شيري براي صنعت پارچه بافي به كار مي‌رود. از ديگر سو، به دو نوع ديگر طبيعي و مصنوعي هم تقسيم مي‌شود كه نوع مصنوعي جديد و با كيفيت كم و تركيب مواد شيميايي است. هر پروانه بين 300 تا 500 تخم مي‌گذارد كه 10 ماه از آنها نگهداري مي‌كنند. كرم ابريشم بين 4 تا 5 هفته برگ توت مي‌خورد و پوست مي‌‌اندازد و بين 8 تا 10 سانتي متر قد مي‌كشد. از آن پس طي سه شبانه‌روز به دور خود با حركت دوراني 8 مايعي ترشح مي‌كند كه در برخورد با هوا به تاري دو لايه و ظريف تبديل مي‌شود. كرم سپس به شَفيره (سومين دورة حشراتي كه دگرديسي دارند) و پس از 18 تا 20 روز به پروانه تبديل مي‌شود. پيلة تنيده شدة كرم را به درون آب گرم مي‌اندازند و رشتة ابريشم را از آن مي‌‌كشند كه 700 تا 1200 متر طول دارد. پس از آن در توليد پارچه‌هاي گوناگون به كار مي‌رود.<sup>5</sup>  
ابریشم[abrisane.] واژه‌ای است برگرفته از زبان‌های ایرانی که به صورت بریشم (پریشم)[paresam.] در زبان فارسی میانه رایج بوده و واژه رشتن در فارسی جدید و رشته[ris- ati] در زبان هندی قدیم با آن هم ریشه هستند. برسیم در عربی و اپریشم[ aprisum.] در ارمنی از این واژه گرفته شده‌اند<ref>Eilers. W. »Abrisam. Etimology«. In Encyclopedia '''''Iranica''''', Vol 1. p. 229.</ref>. قز، کژ، خیط، حریر، تار و ... واژه‌های دیگر در معنای ابریشم هستند. واژه ser (seu) چینی به معنای ابریشم از طریق ایران به اروپا راه یافته و به زبان‌های یونانی (seta)، فرانسه (soie) و به احتمال در انگلیسی (silk) وارد شده است<ref>بولنوا، لوس، '''''راه ابریشم'''''. ترجمه ملک ناصر نوبان. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، 1383. </ref>. واژه‌ها و ترکیبات ابریشمی، علاقه‌بند، قزّاز (ابریشم فروش)، ابریشم‌تاب، ابریشم تابی، ابریشمین، قزین (پارچه ابریشمی)، نوغان (کرم ابریشمابریشم‌زن، ابریشم رباب (ذوات‌الاوتار= تارهای ابریشمی ساز) <ref>  برای آگاهی بیشتر ر. ک: دهخدا، علی اکبر. '''''لغت‌نامه'''''. تهران: دانشگاه تهران. 1373. ذیل «ابریشم».</ref> و نام برخی شهرها مانند (قصدار)، کش، کیش، کیج، کشمیر و ... به احتمال قوی از این واژه  گرفته شده و در فرهنگ ایرانی رواج یافته‌اند<ref>باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، '''''اژدهای هفت سر'''''، تهران: نشر نامک، 1385. ص 235- 237.</ref>. در یک نگاه کلی ابریشم دو نوع است. وحشی با تارهای قهوه‌ای رنگ که از برگ بلوط تغذیه می‌کند و در چین و هند تولید می‌شود؛ پرورشی که از کرم پروانه‌ای به نام بومبیکس موری[ Bombyxmori] از برگ درخت توت تغذیه می‌کند و با رنگ سفید شیری برای صنعت پارچه بافی به کار می‌رود. از دیگر سو، به دو نوع دیگر طبیعی و مصنوعی هم تقسیم می‌شود که نوع مصنوعی جدید و با کیفیت کم و ترکیب مواد شیمیایی است. هر پروانه بین 300 تا 500 تخم می‌گذارد که 10 ماه از آنها نگهداری می‌کنند. کرم ابریشم بین 4 تا 5 هفته برگ توت می‌خورد و پوست می‌‌اندازد و بین 8 تا 10 سانتی متر قد می‌کشد. از آن پس طی سه شبانه‌روز به دور خود با حرکت دورانی 8 مایعی ترشح می‌کند که در برخورد با هوا به تاری دو لایه و ظریف تبدیل می‌شود. کرم سپس به شَفیره (سومین دوره حشراتی که دگردیسی دارند) و پس از 18 تا 20 روز به پروانه تبدیل می‌شود. پیله تنیده شده کرم را به درون آب گرم می‌اندازند و رشته ابریشم را از آن می‌‌کشند که 700 تا 1200 متر طول دارد. پس از آن در تولید پارچه‌های گوناگون به کار می‌رود<ref>  فرانک، ایرین؛ براونستون، دیوید، '''''جاده ابریشم'''''، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: سروش، 1376، ص 66- 69؛ '''''فرهنگنامه کودکان و نوجوانان'''''، تهران: نشر فرهنگنامه. ذیل «ابریشم»؛ ج 2 ص 6- 10.</ref>.


تاريخچه:  روايت‌هاي عاميانه و گاه اسطوره‌اي پيدايش ابريشم را در چين مي‌دانند كه توسط شاهزاده خانمي چيني شيوة توليد آن به ديگر نقاط جهان به ويژه در ايران از طريق ختن (سين كيانگ[6]/ تركستان چين)<sup>6</supسرايت كرد. همچنين كشف آن را به ملكة چين سي- لينگ- شي[7] در هزاره سوم پيش از ميلاد مي‌دانند كه به «الهه ابريشم» معروف شد. با اين همه، در روايت‌هاي ايراني از كتان، ابريشم، موي، قز، ديبا و خز در بارگاه جمشيد پيشدادي ياد شده است.<sup>7</sup> پارچه‌هاي ابريشمي مربوط به دوره باستان در ايران گواه از آشنايي ايرانيان با اين صنعت در آن زمان دارد. نمونه‌هايي از پارچه‌‌هاي ابريشمي متعلق به دوره‌هاي هخامنشي، اشكاني و ساساني به دست آمده است كه طرح‌هاي ايراني دارند. نامدارترين اثر بافته شده ابريشمي كه از طريق منابع تاريخي معرفي شده، فرش موسوم به بهارستان كسري (بهار خسرو) در ايوان مدائن متعلق به دورة ساسانيان بوده است.<sup>8</sup> از سدة دوم پيش از ميلاد، بنا به كاوش‌ها و گزارش‌ها، تجارت ميان چين، ايران و اروپا (رم) رونق فزاينده‌اي گرفت و شاهراه تجاري از سيان (چانگ آن)[8] و بندركانتون[9] درسواحل درياي زرد، تا مغرب زمين مسير انتقال اين كالا بود. در طي بيش از دوهزار سال اين جاده كه شاخه‌هاي متعدد در سرزمين‌هاي گوناگون را شامل مي‌شد، مسير اصلي تجارت و در پيوند با آن تحولات فرهنگي، اجتماعي و تمدني بود. به دليل آنكه رقم اصلي تجارت كالا در اين مسير را جادة ابريشم شامل مي‌شد، كاشف آلماني قرن نوزدهم، بارون‌فرديناندفون ريشتوفن[10اين جاده را جادة ابريشم[11] ناميد و از آن پس بدين نام مشهور شد.<sup>9</sup> در حالي كه در ايران و چين چنين نامي نداشت و به تناسب منطقه‌‌ها و شهرهايي كه از آن مي‌گذشت، نام مي‌يافت. نام عمومي جاده ابريشم در زبان‌هاي گوناگون ترجمه شد[12] و به تدريج نام راه ادويه (فلفل) را به شاخة جنوبي آن كه از هند (به دليل تجارت اين كالا) جدا مي‌شد، اطلاق كردند كه در دو مسير خشكي و دريايي راه مي‌پيمود.<sup>10</sup>  
تاریخچه:  روایت‌های عامیانه و گاه اسطوره‌ای پیدایش ابریشم را در چین می‌دانند که توسط شاهزاده خانمی چینی شیوه تولید آن به دیگر نقاط جهان به ویژه در ایران از طریق ختن (سین کیانگ[Xinjiang]/ ترکستان چین)<ref>    باستانی پاریزی، '''''اژدهای هفت سر'''''، ص 200- 201.</refسرایت کرد. همچنین کشف آن را به ملکه چین سی- لینگ- شی[Si- Ling- Shi] در هزاره سوم پیش از میلاد می‌دانند که به «الهه ابریشم» معروف شد. با این همه، در روایت‌های ایرانی از کتان، ابریشم، موی، قز، دیبا و خز در بارگاه جمشید پیشدادی یاد شده است<ref>فردوسی، حکیم ابوالقاسم، '''''شاهنامه'''''، تصحیح ژول مول، تهران، علمی و فرهنگی، 1374، ج 1، ص 25 (پادشاهی جمشید).</ref>.  پارچه‌های ابریشمی مربوط به دوره باستان در ایران گواه از آشنایی ایرانیان با این صنعت در آن زمان دارد. نمونه‌هایی از پارچه‌‌های ابریشمی متعلق به دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی به دست آمده است که طرح‌های ایرانی دارند. نامدارترین اثر بافته شده ابریشمی که از طریق منابع تاریخی معرفی شده، فرش موسوم به بهارستان کسری (بهار خسرو) در ایوان مدائن متعلق به دوره ساسانیان بوده است<ref>مسکویه، ابوعلی، '''''تجارب الامم'''''. ترجمه ابوالقاسم امامی. تهران: سروش، 1369. ص 325.</ref>از سده دوم پیش از میلاد، بنا به کاوش‌ها و گزارش‌ها، تجارت میان چین، ایران و اروپا (رم) رونق فزاینده‌ای گرفت و شاهراه تجاری از سیان (چانگ آن)[Sian / Changan] و بندرکانتون[Canton / kwang chaw] درسواحل دریای زرد، تا مغرب زمین مسیر انتقال این کالا بود. در طی بیش از دوهزار سال این جاده که شاخه‌های متعدد در سرزمین‌های گوناگون را شامل می‌شد، مسیر اصلی تجارت و در پیوند با آن تحولات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی بود. به دلیل آنکه رقم اصلی تجارت کالا در این مسیر را جاده ابریشم شامل می‌شد، کاشف آلمانی قرن نوزدهم، بارون‌فردیناندفون ریشتوفن[Baron Ferdinand Von Richthofenاین جاده را جاده ابریشم[dieSeidenstrasse] نامید و از آن پس بدین نام مشهور شد<ref>   فرانک و براونستو، '''''جاده ابریشم'''''، ص 12- 13.</ref>در حالی که در ایران و چین چنین نامی نداشت و به تناسب منطقه‌‌ها و شهرهایی که از آن می‌گذشت، نام می‌یافت. نام عمومی جاده ابریشم در زبان‌های گوناگون ترجمه شد[ThesilkRoad: در انگلیسی  / در عربی: طریق‌الحریر] و به تدریج نام راه ادویه (فلفل) را به شاخه جنوبی آن که از هند (به دلیل تجارت این کالا) جدا می‌شد، اطلاق کردند که در دو مسیر خشکی و دریایی راه می‌پیمود<ref>  اِستراتران، پل، '''''راه‌های ابریشم و ادویه، اکتشاف از طریق زمین'''''. ترجمه محمد جواد امیدوارنیا، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376، ص 16.</ref>.


سرمنشأ راه‌هاي آسيا در سواحل درياي زرد، شهرهاي كانتون، توان هوانگ[13] و لويانگ[14] موسوم به دروازة جاده ابريشم بودند كه راه خشكي با گذشتن از بيابان‌هاي گبي[15] و تاكلامكان[16] و كوه‌هاي تين‌شان[17] والتين داغ به محدودة ماوراءالنهر[18] و كناره‌هاي سيحون (سير دريا)[19] و جيحون آمودريا[20] مي‌رسيد و از اين شهرها عبور مي‌كرد: سيان، لانگ‌چئو[21وووي[22چانگ‌يه[23يومن كووان[24هامي[25]، تورفان[26]، قراشهر[27كوچا[28] و آق‌سو[29] در نزديكي كاشغر. اين مسير از كويرهاي شن و بيابان‌هاي فقير، دره‌ها و گردنه‌هاي صعب‌العبور مانند، رودهاي يانگ تسه كيانگ[30]، هوانگ‌هو[31]، تاريم[32] و ارتفاعات شمالي تبت و پامير مي‌گذشت تا به محدوده شرقي ايران زمين<sup>*</sup> مي‌رسيد.<sup>11</sup>  
سرمنشأ راه‌های آسیا در سواحل دریای زرد، شهرهای کانتون، توان هوانگ[Tunhuang] و لویانگ[Loyang] موسوم به دروازه جاده ابریشم بودند که راه خشکی با گذشتن از بیابان‌های گبی[Gobi] و تاکلامکان[Takla Makan] و کوه‌های تین‌شان[Tien Shan] والتین داغ به محدوده ماوراءالنهر[Transoxiana] و کناره‌های سیحون (سیر دریا)[Jaxartes] و جیحون آمودریا[Oxus] می‌رسید و از این شهرها عبور می‌کرد: سیان، لانگ‌چئو[Langchouوووی[Wuweiچانگ‌یه[Chanyehیومن کووان[Yumen Kowanهامی[ Hami]، تورفان[Turfan]، قراشهر[Karasharکوچا[Kucha] و آق‌سو[Akosu] در نزدیکی کاشغر. این مسیر از کویرهای شن و بیابان‌های فقیر، دره‌ها و گردنه‌های صعب‌العبور مانند، رودهای یانگ تسه کیانگ[30]، هوانگ‌هو[31]، تاریم[32] و ارتفاعات شمالی تبت و پامیر می‌گذشت تا به محدوده شرقی ایران زمین<sup>*</sup> می‌رسید<ref>چکنگی، علیرضا و دیگران، '''''راه ابریشم'''''. مشهد: آستان قدس رضوی. 1375. ص 18؛ '''''ختایی‌نامه'''''، سید علی اکبر ختایی در: مظاهری، علی، '''''جاده ابریشم''''' با ترجمه ملک ناصر نوبان، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. 1372، ص 178- 356.</ref>.


از يومن‌كوان يك راه ديگر از مسير جنوبي صحراي تاكلامكان به في‌شان[33] و بارقند و كاشغر مي‌آمد و در اين شهر به چند شاخه تقسيم مي‌شد. شاخة جنوبي از مسير                 ، طالقان، بلغ، مروالرود، هرات و توس (طوس) به نيشابور مي‌رسيد. شاخه شمالي از مسير مرغانه، خوقند، خجند، سمرقند، بخارا، آمل (چهارجوي) و مرو و توس به راه قبلي مي‌رسيد. از كاشغر شاخه‌اي رو به شمال به سمت چاچ (در نزديكي تاشكند امروزي) و كناره‌هاي سيحون مي‌رفت. راه ديگر از آمل به خيوه (خوارزم) و پايتخت‌هاي كهن آن، كاث و گرگانج (اورگنج) در كناره‌ درياي خوارزم (= خيوه/ آرال) مي‌رسيد و از آنجا با دور زدن درياي مازندران (كاسپين/ خزر) به آستاراخان (هشترخان)، قفقاز و اران و شهر دربند (باب‌الابواب) و از آنجا به كناره‌هاي درياي سياه،طرابوزان و آسياي صغير و قسطنطنيه (استانبول) را مي‌پيمود. راه ديگر از جنوب تبت و پامير، از مسير طالقان و باميان، پنجاب و سرچشمه‌هاي سند را مي‌پيمود و با پشت‌سر گذاشتن شهرهاي كهن تاكسيلا و موهنجودارو و شاخه‌هاي فرعي در كابل، قندهار و غزنه به راه ادويه كه از هند به سوي غرب راه مي‌پيمود مي‌رسيد. راه‌هاي شرقي ايران، هرات و بلخ را به زرنگ، زابل (شهر سوخته- رام شهرستان)، مكران و كرمان وصل مي‌كردند و كويرهاي لوت و مركزي (نمك) بين بخش‌هاي شرقي و كوهستان‌ها و كوهپايه‌هاي غربي ايران بستر راه‌هاي كوير بودند. شاهراه تجاري مرو، توس، نيشابور از مسيرهاي كوهستاني و فرعي به دشت‌هاي ساحلي درياي مازندران مانند گرگان، تا بابل (بارفروش/ مامطير يا مامتير) و انزلي ادامه مي‌يافت و شاخه اصلي آن از مسير بسطام (شاهرود)، دامغان، سمنان، ري، قزوين، زنجان، تبريز و ارزروم به آسياي صغير راه مي‌پيمود. اين راه در شاخه‌هاي چندي به قونيه، آنتاليا (تروا) در ساحل درياي مديترانه و در بخش‌‍‌هاي داخلي، به سيواس، آنكارا، بندر افسوس و قسطنطنيه مي‌‌رسيد. شاخه‌هاي جنوبي در آسياي صغير نيز با ادغام شدن در راه‌هاي شمالي بين‌النهرين و راه‌هاي غربي ايران كه به ويژه از ري به همدان، كرمانشاه، تيسفون (بغداد) كشيده شده بود. از مسيرهاي حرّان يا رقّه به انطاكيه، حلب، صور و صيدا در سواحل غربي مديترانه مي‌رسيدند. در نواحي داخلي ايران نيز راه ادويه از طيس (تيز) در مكران (بلوچستان) و يا از راه‌ دريايي بمبئي به كيز، تيز (طيس- چابهار)، هرموز (ميناب) به جيرفت، بم و كرمان پيوند مي‌يافتند و از مسيرهاي فارس و خوزستان يا از راه يزد، اصفهان، همدان، و يا از راه دريايي هرموز و جزيره‌هاي هرمز و كشم (قشم) بندر جرون (گمبرون/ بندرعباس)، جزيرة كيش (قيسسيراف و بوشهر (ليان/ ريشهر)، به خوزستان در اهواز (سوق‌الاهواز)، دزفول (دژپل)، شوشتر و از مسير شهرهاي كنار به دجله و فرات در بين‌النهرين مانند بابل، تيسفون (بغداد)، موصل، حرّان به پالميرا، دورا اوراپوس و در نهايت به سواحل غربي درياي مديترانه (صورد و صيدا) منتهي مي‌شد. از بين‌النهرين راه‌هاي بياباني به سوي شبه جزيره سينا، كناره‌هاي نيل و بخش‌هاي شمالي افريقا (افريقيه) و مغرب (مراكش) و از مسير تنگة جبل‌الطارق به اسپانيا منتهي مي‌شدند. راهي نيز از غرب بين‌النهرين و از مسير بيابان‌هاي شام و عربستان به مدينه، مكه، صنعا و عدن مي‌رفت. راه‌ دريايي كه از كانتون در غرب چين منشأ مي‌گرفت از مسير جنوب شرقي آسيا در محدوده اندونزي و مالزي به خليج بنگال، جنوب شبه قاره هند در نواحي جزيره سيلان (سري‌لانكا)، سواحل مالابار، درياي مكران (عمان) و پارس (خليج‌فارسدرياي عرب، خليج‌ عدن و درياي سرخ مي‌آمده و در دو نقطة عدن و سوئز (شبه جزيرة سينا) با راه‌هاي پيش گفته تلاقي مي‌كرد. راه دريايي ديگري از درياي عرب و خليج‌عدن به سواحل شرقي افريقا در محدودة تانزانيا (زنگبار) مي‌رسيد.<sup>12</sup>  
از یومن‌کوان یک راه دیگر از مسیر جنوبی صحرای تاکلامکان به فی‌شان[Fi- Shan] و بارقند و کاشغر می‌آمد و در این شهر به چند شاخه تقسیم می‌شد. شاخه جنوبی از مسیر ، طالقان، بلغ، مروالرود، هرات و توس (طوس) به نیشابور می‌رسید. شاخه شمالی از مسیر مرغانه، خوقند، خجند، سمرقند، بخارا، آمل (چهارجوی) و مرو و توس به راه قبلی می‌رسید. از کاشغر شاخه‌ای رو به شمال به سمت چاچ (در نزدیکی تاشکند امروزی) و کناره‌های سیحون می‌رفت. راه دیگر از آمل به خیوه (خوارزم) و پایتخت‌های کهن آن، کاث و گرگانج (اورگنج) در کناره‌ دریای خوارزم (= خیوه/ آرال) می‌رسید و از آنجا با دور زدن دریای مازندران (کاسپین/ خزر) به آستاراخان (هشترخان)، قفقاز و اران و شهر دربند (باب‌الابواب) و از آنجا به کناره‌های دریای سیاه،طرابوزان و آسیای صغیر و قسطنطنیه (استانبول) را می‌پیمود. راه دیگر از جنوب تبت و پامیر، از مسیر طالقان و بامیان، پنجاب و سرچشمه‌های سند را می‌پیمود و با پشت‌سر گذاشتن شهرهای کهن تاکسیلا و موهنجودارو و شاخه‌های فرعی در کابل، قندهار و غزنه به راه ادویه که از هند به سوی غرب راه می‌پیمود می‌رسید. راه‌های شرقی ایران، هرات و بلخ را به زرنگ، زابل (شهر سوخته- رام شهرستان)، مکران و کرمان وصل می‌کردند و کویرهای لوت و مرکزی (نمک) بین بخش‌های شرقی و کوهستان‌ها و کوهپایه‌های غربی ایران بستر راه‌های کویر بودند. شاهراه تجاری مرو، توس، نیشابور از مسیرهای کوهستانی و فرعی به دشت‌های ساحلی دریای مازندران مانند گرگان، تا بابل (بارفروش/ مامطیر یا مامتیر) و انزلی ادامه می‌یافت و شاخه اصلی آن از مسیر بسطام (شاهرود)، دامغان، سمنان، ری، قزوین، زنجان، تبریز و ارزروم به آسیای صغیر راه می‌پیمود. این راه در شاخه‌های چندی به قونیه، آنتالیا (تروا) در ساحل دریای مدیترانه و در بخش‌‍‌های داخلی، به سیواس، آنکارا، بندر افسوس و قسطنطنیه می‌‌رسید. شاخه‌های جنوبی در آسیای صغیر نیز با ادغام شدن در راه‌های شمالی بین‌النهرین و راه‌های غربی ایران که به ویژه از ری به همدان، کرمانشاه، تیسفون (بغداد) کشیده شده بود. از مسیرهای حرّان یا رقّه به انطاکیه، حلب، صور و صیدا در سواحل غربی مدیترانه می‌رسیدند. در نواحی داخلی ایران نیز راه ادویه از طیس (تیز) در مکران (بلوچستان) و یا از راه‌ دریایی بمبئی به کیز، تیز (طیس- چابهار)، هرموز (میناب) به جیرفت، بم و کرمان پیوند می‌یافتند و از مسیرهای فارس و خوزستان یا از راه یزد، اصفهان، همدان، و یا از راه دریایی هرموز و جزیره‌های هرمز و کشم (قشم) بندر جرون (گمبرون/ بندرعباس)، جزیره کیش (قیسسیراف و بوشهر (لیان/ ریشهر)، به خوزستان در اهواز (سوق‌الاهواز)، دزفول (دژپل)، شوشتر و از مسیر شهرهای کنار به دجله و فرات در بین‌النهرین مانند بابل، تیسفون (بغداد)، موصل، حرّان به پالمیرا، دورا اوراپوس و در نهایت به سواحل غربی دریای مدیترانه (صورد و صیدا) منتهی می‌شد. از بین‌النهرین راه‌های بیابانی به سوی شبه جزیره سینا، کناره‌های نیل و بخش‌های شمالی افریقا (افریقیه) و مغرب (مراکش) و از مسیر تنگه جبل‌الطارق به اسپانیا منتهی می‌شدند. راهی نیز از غرب بین‌النهرین و از مسیر بیابان‌های شام و عربستان به مدینه، مکه، صنعا و عدن می‌رفت. راه‌ دریایی که از کانتون در غرب چین منشأ می‌گرفت از مسیر جنوب شرقی آسیا در محدوده اندونزی و مالزی به خلیج بنگال، جنوب شبه قاره هند در نواحی جزیره سیلان (سری‌لانکا)، سواحل مالابار، دریای مکران (عمان) و پارس (خلیج‌فارسدریای عرب، خلیج‌ عدن و دریای سرخ می‌آمده و در دو نقطه عدن و سوئز (شبه جزیره سینا) با راه‌های پیش گفته تلاقی می‌کرد. راه دریایی دیگری از دریای عرب و خلیج‌عدن به سواحل شرقی افریقا در محدوده تانزانیا (زنگبار) می‌رسید<ref>  برای آگاهی بیشتر ر. ک: لسترنج،گی، '''''جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی'''''، ترجمه محمود عرفان، تهران: علمی و فرهنگی، 1377؛ حامی، احمد، «راه- راه‌سازی'''''»، ایرانشهر'''''، تهران: کمیسیون ملی یونسکو، 1349؛ اصطخری، ابواسحاق ابراهیم، '''''مسالک و ممالک'''''، تصحیح ایرج افشار، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1340؛ پیردرژ، ژان، '''''جاده ابریشم'''''، ترجمه هرمز عبدالهی، تهران: روزنه کار، 1379.</ref>.


جادة ابريشم از محدودة كهن‌ترين و نامدارترين تمدن‌هاي جهاني در چين، هند، ايران و بين‌النهرين، آسياي صغير و فينيقيه، مي‌گذشت تا به پهنة غربي دنياي كهن يعني يونان، رم و ديگر تمدن‌هاي اروپايي برسد. برخي از دودمان‌ها و حكومت‌ها در اين گسترة پهناور تجارت را در اين جاده‌ها رونق بخشيدند. دودمان هَن[34] از حاميان تجارت ابريشم در چين بودند. كوشانيان و سعذيان در شرق ايران قرن‌ها بر تجارت و ارتباطات‌ فرهنگي در اين راه نظارت و تسلط داشتند.<sup>13</sup> اشكانيان و ساسانيان و برخي حكومت‌هاي اسلامي در ايران مانند سامانيان، تيموريان و صفويان از نامدارترين حكومت‌هايي بودند كه در رونق اين جاده‌ها تأثير داشتند. اين جاده‌ها از شرق به غرب بستر مهاجرت‌ها و هجوم‌هاي اقوام صحرانوردي چون هون‌ها (يوئه‌چي‌هاهپتاليان، تركان و تركمانان، تراختاييان و مغولان و نتيجة آن تشكيل حكومت‌هاي دودماني در سرزمين‌هايي مانند ايران از آن ميان دودمان‌هاي غزنوي، سلجوقي، قراخاني، قراخاني، مغول و ايلخاني، تيموري،افشار، قاجار و ... بوده است.<sup>14</sup> اين جاده‌ها در برقراري ارتباطات و انتشار فرهنگ‌ها و اديان مهم‌ترين نقش را داشتند. آيين‌هاي كهن چيني و هندي از آن ميان بودايي در بخش‌هاي وسيعي از آسيا، آيين‌هاي ايراني زرتشتي، مانوي،دين‌هاي مسيحيت، يهودي، اسلام و فرقه‌ها و نحله‌هاي گوناگون،فرهنگ‌هاي چيني، هندي، ايراني، هلني و غربي در مسير همين راه‌ها از شرق به غرب يا از غرب به شرق انتشار يافتند. زبان‌ها و ادبيات اقوام گوناگون مانندچيني، تركي، مغولي؛ زبان‌هاي ايراني فارسي، پهلوي، مانوي، سعذي؛ زبان‌هاي عربي و عبري در مسير همين جاده‌ها انتشار يافتند كه از آن ميان زبان و ادبيات فارسي و فرهنگ ايراني و اسلامي از سرزمين‌هاي غربي ايران زمين تا بخش‌هاي مياني آسيا به ويژه در ماوراء‌النهر، ختن و ... انتشار يافت و تأثير گذاشت. <sup>15</sup>  
جاده ابریشم از محدوده کهن‌ترین و نامدارترین تمدن‌های جهانی در چین، هند، ایران و بین‌النهرین، آسیای صغیر و فینیقیه، می‌گذشت تا به پهنه غربی دنیای کهن یعنی یونان، رم و دیگر تمدن‌های اروپایی برسد. برخی از دودمان‌ها و حکومت‌ها در این گستره پهناور تجارت را در این جاده‌ها رونق بخشیدند. دودمان هَن[ Han] از حامیان تجارت ابریشم در چین بودند. کوشانیان و سعذیان در شرق ایران قرن‌ها بر تجارت و ارتباطات‌ فرهنگی در این راه نظارت و تسلط داشتند<ref>استراترن، '''''راه‌های ابریشم و ادویه'''''، ص 20.</ref>.  اشکانیان و ساسانیان و برخی حکومت‌های اسلامی در ایران مانند سامانیان، تیموریان و صفویان از نامدارترین حکومت‌هایی بودند که در رونق این جاده‌ها تأثیر داشتند. این جاده‌ها از شرق به غرب بستر مهاجرت‌ها و هجوم‌های اقوام صحرانوردی چون هون‌ها (یوئه‌چی‌هاهپتالیان، ترکان و ترکمانان، تراختاییان و مغولان و نتیجه آن تشکیل حکومت‌های دودمانی در سرزمین‌هایی مانند ایران از آن میان دودمان‌های غزنوی، سلجوقی، قراخانی، قراخانی، مغول و ایلخانی، تیموری،افشار، قاجار و ... بوده است<ref>برای آگاهی بیشتر، ر. ک: گروسه، رنه، '''''امپراطوری صحرانوردان'''''، ترجمه عبدالحسین میکده، تهران: علمی و فرهنگی. 1379.</ref>.  این جاده‌ها در برقراری ارتباطات و انتشار فرهنگ‌ها و ادیان مهم‌ترین نقش را داشتند. آیین‌های کهن چینی و هندی از آن میان بودایی در بخش‌های وسیعی از آسیا، آیین‌های ایرانی زرتشتی، مانوی،دین‌های مسیحیت، یهودی، اسلام و فرقه‌ها و نحله‌های گوناگون،فرهنگ‌های چینی، هندی، ایرانی، هلنی و غربی در مسیر همین راه‌ها از شرق به غرب یا از غرب به شرق انتشار یافتند. زبان‌ها و ادبیات اقوام گوناگون مانندچینی، ترکی، مغولی؛ زبان‌های ایرانی فارسی، پهلوی، مانوی، سعذی؛ زبان‌های عربی و عبری در مسیر همین جاده‌ها انتشار یافتند که از آن میان زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی و اسلامی از سرزمین‌های غربی ایران زمین تا بخش‌های میانی آسیا به ویژه در ماوراء‌النهر، ختن و ... انتشار یافت و تأثیر گذاشت<ref>  برای آگاهی بیشتر، ر. ک: فرای، ریچارد، '''''عصر زرین فرهنگ ایران'''''، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: سروش، 1375؛ پیر درژ '''''جاده ابریشم'''''. ص 108- 152.</ref>


جغرافي‌دانان، سياحان، بازرگانان و سفيران سياسي از اقوام و سرزمين‌هاي گوناگون در اين جاده‌ها به سياحت پرداختند و سفرنامه‌ها و كتاب‌هاي تحقيقي فراواني را تدوين كردند كه از آن ميان است، سون هدن، جانگ چي‌ين، ابن‌فضلان، ابي‌دولف، ابن‌خردادبه، يعقوبي، اصطخري،ابن حوقل، مقدسي، ابوريحان بيروني، ناصر خسرو قبادياني، سيدعلي ختايي (ختايي‌‌نامه) ابن بطوطه، كلاويخو، ماركوپولو و ده‌ها سياح و جهانگرد اروپايي در پنج سدة اخير.  
جغرافی‌دانان، سیاحان، بازرگانان و سفیران سیاسی از اقوام و سرزمین‌های گوناگون در این جاده‌ها به سیاحت پرداختند و سفرنامه‌ها و کتاب‌های تحقیقی فراوانی را تدوین کردند که از آن میان است، سون هدن، جانگ چی‌ین، ابن‌فضلان، ابی‌دولف، ابن‌خردادبه، یعقوبی، اصطخری،ابن حوقل، مقدسی، ابوریحان بیرونی، ناصر خسرو قبادیانی، سیدعلی ختایی (ختایی‌‌نامه) ابن بطوطه، کلاویخو، مارکوپولو و ده‌ها سیاح و جهانگرد اروپایی در پنج سده اخیر.  


جاده‌هاي ابريشم در واقع مسير تعامل، تلاقي و ادغام آداب و رسوم چيني، مغولي و تركي، هندي، ايراني، عربي، يوناني و اروپايي در يكديگر بوده است. بسياري از نشانه‌هاي سور و سوگ در ميان اقوام گوناگون از طريق همين جاده‌ها به اقوام ديگر منتقل شده است. هنر نگارگري (مينياتور) و صنعت كاغذسازي از همين مسير از چين به ديگر سرزمين‌ها نفوذ كرد و به تعالي رسيد. به تناسب ويژگي‌هاي طبيعي و اقليمي، سرزمين‌هاي گوناگون سازه‌هايي براي آبرساني ابداع كردند كه در ميان ديگر سرزمين‌ها نيز به كار گرفته شدند. تمدن قنات يا تمدن كاريزي از ايران، سازه‌ها و كانال‌هاي آبرساني از شهرهايي چون شوشتر و موهنجودارو، چرخ آب از چين، چرخ آب گاوگرد از ايران، ايده‌هاي گوناگون در پل‌سازي و سر‌سازي و ... همچنين باغ ايراني با جلوه‌هايي از بهشت آرماني و طرح معروف چهار باغ، فرش ايراني و طرح‌هاي گوناگون آن، هنرهايي چون فلزكاري و قلم‌زني، شيشه‌گري و ميناكاري، معرق، خاتم،منبت، تذهيب و تشعير، خوشنويسي، كتاب آرايي و ... از مسير اين جاده‌ها به سرزمين‌هاي گوناگون راه يافتند. درمعماري، بناي طاق و ايوان از ايران، ستون‌سازي از مصر، يونان و ايران، بناي تخت گاه‌هاي شاهي از تمدن‌هاي بابل، سومر، آشور و هخامنشي، كاشي‌كاري و طراحي فضاي بناها در بخش‌هاي دروني و بيروني و ... از طريق همين جاده‌ها به ديگر سرزمين‌ها نفوذ كردند.<sup>16</sup> كالاها و توليدات كشاورزي، اصناف شهري و عشايري مانند گندم، برنج، چاي، زعفران، پسته، خرما، صنايع دستي، محصولات دامي و ... از همين مسيرها در ميان اقوام گوناگون داد و ستد مي‌شدند. انواع پارچه‌هاي ابريشمي، كتاني، اطلس‌هاي ديبا، رفرف، طيلسان و پارچه‌هاي پشمي و مويين در همين مسيرها توليد و بازرگاني مي‌شدند.<sup>17</sup> مبادلات پولي ميان شرق و غرب چنان گسترده بود كه سكه‌هاي چيني را در شهر سيراف و درهم‌هاي ساماني را در سرزمين‌‌هاي اسكانديناوي و اروپاي شرقي كشف كرده‌اند.<sup>18</sup> ايرانيان در برقراري اين راه‌ها از پيشگامان ساخت پل‌ها، كاروانسراها، بازارها، تيمچه‌ها،ميل بلدهاي راهنما در كويرها و قلعه‌‌هاي محافظ راه‌ها بوده‌اند.<sup>19</sup> راه ‌شاهي از شوش تا سارد به طول نزديك به 2500 كيلومتر با نظام‌ منظم چاپاري و متعلق به دورة هخامنشيان، صدها پل، شادروان و بند متعلق به دوره‌هاي، ساساني، آل‌بويه، سلجوقي، صفوي و قاجاريه، جاده‌هاي سنگفرش شده ميان بابل، شوش، پارسه و پاسارگاد متعلق به دورة هخامنشيان و جادة اصفهان، ري، مازندران متعلق به دورة صفويه، از نمونه‌هاي بارز اين تلاش‌ها به شمار مي‌روند. تلاش برخي از پادشاهان ايراني در اين راستا به آن اندازه بوده است كه داريوش يكم هخامنشي را به شاه بازرگان<sup>20</sup> و شاه‌عباس صفوي را به تاجر ابريشم مي‌شناسند. رونق تجارت ابريشم در دورة صفوي چنان بوده كه همة تاجران از آسيا و اروپا به دربار اين پادشاه مي‌آمدند. تلاشي كه شاهان قاجاري نيز آغاز كردند اما با انتشار بيماري گسترده موسوم به پبرين در توتستان‌هاي گيلان (لاهيجان، لنگرود، رشت و انزلي) واپسين نشانه‌هاي توليد ابريشم در ايران از ميان رفت. اگر چه با تصويب مجلس شوراي ملي و تأسيس شركت‌ سهامي ابريشم در سال 1316 شمسي نيز تلاشي دوباره براي رونق اين صنعت در ايران آغاز شد.  
جاده‌های ابریشم در واقع مسیر تعامل، تلاقی و ادغام آداب و رسوم چینی، مغولی و ترکی، هندی، ایرانی، عربی، یونانی و اروپایی در یکدیگر بوده است. بسیاری از نشانه‌های سور و سوگ در میان اقوام گوناگون از طریق همین جاده‌ها به اقوام دیگر منتقل شده است. هنر نگارگری (مینیاتور) و صنعت کاغذسازی از همین مسیر از چین به دیگر سرزمین‌ها نفوذ کرد و به تعالی رسید. به تناسب ویژگی‌های طبیعی و اقلیمی، سرزمین‌های گوناگون سازه‌هایی برای آبرسانی ابداع کردند که در میان دیگر سرزمین‌ها نیز به کار گرفته شدند. تمدن قنات یا تمدن کاریزی از ایران، سازه‌ها و کانال‌های آبرسانی از شهرهایی چون شوشتر و موهنجودارو، چرخ آب از چین، چرخ آب گاوگرد از ایران، ایده‌های گوناگون در پل‌سازی و سر‌سازی و ... همچنین باغ ایرانی با جلوه‌هایی از بهشت آرمانی و طرح معروف چهار باغ، فرش ایرانی و طرح‌های گوناگون آن، هنرهایی چون فلزکاری و قلم‌زنی، شیشه‌گری و میناکاری، معرق، خاتم،منبت، تذهیب و تشعیر، خوشنویسی، کتاب آرایی و ... از مسیر این جاده‌ها به سرزمین‌های گوناگون راه یافتند. درمعماری، بنای طاق و ایوان از ایران، ستون‌سازی از مصر، یونان و ایران، بنای تخت گاه‌های شاهی از تمدن‌های بابل، سومر، آشور و هخامنشی، کاشی‌کاری و طراحی فضای بناها در بخش‌های درونی و بیرونی و ... از طریق همین جاده‌ها به دیگر سرزمین‌ها نفوذ کردند<ref>  پوپ، آرتور، '''''معماری ایران'''''، ترجمه غلامحسین صدری افشار. تهران: فرهنگان، 1370.</ref>. کالاها و تولیدات کشاورزی، اصناف شهری و عشایری مانند گندم، برنج، چای، زعفران، پسته، خرما، صنایع دستی، محصولات دامی و ... از همین مسیرها در میان اقوام گوناگون داد و ستد می‌شدند. انواع پارچه‌های ابریشمی، کتانی، اطلس‌های دیبا، رفرف، طیلسان و پارچه‌های پشمی و مویین در همین مسیرها تولید و بازرگانی می‌شدند<ref>  برای آگاهی از مبادلات در این راه‌ها در سده چهارم قمری/ 10م ر. ک، مقدسی، ابوعبدالله محمدبن‌ احمد، '''''احن التقاسیم فی‌معرفته‌‌الاقالیم'''''، ترجمه علینقی منزوی، تهران: کومش 1385، ص 253- 205، 274،564، 657، 693 و 708.</ref>. مبادلات پولی میان شرق و غرب چنان گسترده بود که سکه‌های چینی را در شهر سیراف و درهم‌های سامانی را در سرزمین‌‌های اسکاندیناوی و اروپای شرقی کشف کرده‌اند<ref>قاسم بگلو، مرتضی، '''''سکه‌های سیراف'''''، بوشهر، بنیاد ایرانشناسی شعبه بوشهر، 1385، ص 75؛ مایلز، ج. ک. «سکه‌شناسی»، '''''تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، دانشگاه کمبریج'''''. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1383، ص 325.</ref>.  ایرانیان در برقراری این راه‌ها از پیشگامان ساخت پل‌ها، کاروانسراها، بازارها، تیمچه‌ها،میل بلدهای راهنما در کویرها و قلعه‌‌های محافظ راه‌ها بوده‌اند<ref>پیرنیا، محمدکریم؛ افسر، کرامت‌الله'''''، راه و رباط'''''، تهران: آرمین، 1370، ص 10- 55؛ کریمی، بهمن، '''''راه‌های باستانی و پایتخت‌های قدیمی غرب ایران'''''، تهران. بی‌نا، 1329، ص 25- 100.</ref>. راه ‌شاهی از شوش تا سارد به طول نزدیک به 2500 کیلومتر با نظام‌ منظم چاپاری و متعلق به دوره هخامنشیان، صدها پل، شادروان و بند متعلق به دوره‌های، ساسانی، آل‌بویه، سلجوقی، صفوی و قاجاریه، جاده‌های سنگفرش شده میان بابل، شوش، پارسه و پاسارگاد متعلق به دوره هخامنشیان و جاده اصفهان، ری، مازندران متعلق به دوره صفویه، از نمونه‌های بارز این تلاش‌ها به شمار می‌روند. تلاش برخی از پادشاهان ایرانی در این راستا به آن اندازه بوده است که داریوش یکم هخامنشی را به شاه بازرگان <ref>  زرین‌کوب، عبدالحسین، '''''تاریخ مردم ایران(1) قبل از اسلام'''''. تهران. امیرکبیر، 1367، ص 151.</ref> و شاه‌عباس صفوی را به تاجر ابریشم می‌شناسند. رونق تجارت ابریشم در دوره صفوی چنان بوده که همه تاجران از آسیا و اروپا به دربار این پادشاه می‌آمدند. تلاشی که شاهان قاجاری نیز آغاز کردند اما با انتشار بیماری گسترده موسوم به پبرین در توتستان‌های گیلان (لاهیجان، لنگرود، رشت و انزلی) واپسین نشانه‌های تولید ابریشم در ایران از میان رفت. اگر چه با تصویب مجلس شورای ملی و تأسیس شرکت‌ سهامی ابریشم در سال 1316 شمسی نیز تلاشی دوباره برای رونق این صنعت در ایران آغاز شد.  


در سال 1376/ 1997م دومين اجلاس بين‌المللي جاده ابريشم به همت يونسكو در تهران برگزار شد و پژوهشگران ايراني دست به سفرهاي تحقيقاتي در باره ابريشم و راه ابريشم در ايران زدند كه حاصل آن انتشار ده‌ها كتاب و صدها مقاله بود.<sup>21</sup> هم اكنون جاده ابريشم از مهم‌ترين بسترهاي انجام گفتگو، پيوند ميان اقوام و سرزمين‌ها و مبادلات تجاري و فرهنگي به شمار مي‌رود. كشورهاي گوناگون بر آن هستند تا با ساخت راه‌هاي آهن و بزرگراه‌هاي بين‌المللي نقش تجاري و فرهنگي اين جاده‌ها را دوباره احياء كنند. نمونه آن در ايران راه‌هاي آهن تهران- مشهد- سرخس- تجن؛ بندرعباس- بافق- طبس- مشهد؛ زاهدان- كرمان- بافق- مشهد؛ اهواز- خرمشهر- تهران- بندر تركمن؛ تهران- زنجان- تبريز- جلفا و بزرگراه‌هاي گوناگون موجود و در دستِ احداثِ ميان مشهد- تهران- تبريز؛ تهران- همدان- كرمانشاه- بغداد؛ بندرعباس-  يزد- تهران- چالوس به شمار مي‌رود. چنان‌كه قرار است در سال 1404 بالغ بر 25000 كيلومتر راه آهن ساخته شده باشد.<sup>22</sup>
در سال 1376/ 1997م دومین اجلاس بین‌المللی جاده ابریشم به همت یونسکو در تهران برگزار شد و پژوهشگران ایرانی دست به سفرهای تحقیقاتی در باره ابریشم و راه ابریشم در ایران زدند که حاصل آن انتشار ده‌ها کتاب و صدها مقاله بود<ref>از آن میان: '''''مجموعه مقالات دومین اجلاس بین‌المللی جاده ابریشم'''''، زیرنظر علی‌اصغر شعردوست. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 1376؛ تکمیل همایون، ناصر، '''''نقش علمی و فرهنگی یونسکو در پژوهش راه‌های ابریشم'''''، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376.</ref>. هم اکنون جاده ابریشم از مهم‌ترین بسترهای انجام گفتگو، پیوند میان اقوام و سرزمین‌ها و مبادلات تجاری و فرهنگی به شمار می‌رود. کشورهای گوناگون بر آن هستند تا با ساخت راه‌های آهن و بزرگراه‌های بین‌المللی نقش تجاری و فرهنگی این جاده‌ها را دوباره احیاء کنند. نمونه آن در ایران راه‌های آهن تهران- مشهد- سرخس- تجن؛ بندرعباس- بافق- طبس- مشهد؛ زاهدان- کرمان- بافق- مشهد؛ اهواز- خرمشهر- تهران- بندر ترکمن؛ تهران- زنجان- تبریز- جلفا و بزرگراه‌های گوناگون موجود و در دستِ احداثِ میان مشهد- تهران- تبریز؛ تهران- همدان- کرمانشاه- بغداد؛ بندرعباس-  یزد- تهران- چالوس به شمار می‌رود. چنان‌که قرار است در سال 1404 بالغ بر 25000 کیلومتر راه آهن ساخته شده باشد<ref>  احتشامی، منوچهر، '''''راه‌آهن در ایران'''''، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1387، ص 100- 116.  </ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''''مأخذ:'''''
== ماخذ ==
 
1- Eilers. W. »Abrisam. Etimology«. In Encyclopedia '''''Iranica''''', Vol 1. p. 229.
 
2-        بولنوا، لوس، '''''راه ابريشم'''''. ترجمة ملك ناصر نوبان. تهران: پژوهشگاه علوم انساني، 1383.
 
3-        براي آگاهي بيشتر ر. ك: دهخدا، علي اكبر. '''''لغت‌نامه'''''. تهران: دانشگاه تهران. 1373. ذيل «ابريشم».
 
4-        باستاني پاريزي، محمد ابراهيم، '''''اژدهاي هفت سر'''''، تهران: نشر نامك، 1385. ص 235- 237.
 
5-        فرانك، ايرين؛ براونستون، ديويد، '''''جادة ابريشم'''''، ترجمة محسن ثلاثي، تهران: سروش، 1376، ص 66- 69؛ '''''فرهنگنامة كودكان و نوجوانان'''''، تهران: نشر فرهنگنامه. ذيل «ابريشم»؛ ج 2 ص 6- 10.
 
6-        باستاني پاريزي، '''''اژدهاي هفت سر'''''، ص 200- 201.
 
7-        فردوسي، حكيم ابوالقاسم، '''''شاهنامه'''''، تصحيح ژول مول، تهران، علمي و فرهنگي، 1374، ج 1، ص 25 (پادشاهي جمشيد).
 
8-        مسكويه، ابوعلي، '''''تجارب الامم'''''. ترجمة ابوالقاسم امامي. تهران: سروش، 1369. ص 325.
 
9-        فرانك و براونستو، '''''جادة ابريشم'''''، ص 12- 13.
 
10-     اِستراتران، پل، '''''راه‌هاي ابريشم و ادويه، اكتشاف از طريق زمين'''''. ترجمه محمد جواد اميدوارنيا، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1376، ص 16.
 
11-     چكنگي، عليرضا و ديگران، '''''راه ابريشم'''''. مشهد: آستان قدس رضوي. 1375. ص 18؛ '''''ختايي‌نامه'''''، سيد علي اكبر ختايي در: مظاهري، علي، '''''جاده ابريشم''''' با ترجمه ملك ناصر نوبان، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي. 1372، ص 178- 356.
 
12-     براي آگاهي بيشتر ر. ك: لسترنج،گي، '''''جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي'''''، ترجمة محمود عرفان، تهران: علمي و فرهنگي، 1377؛ حامي، احمد، «راه- راه‌سازي'''''»، ايرانشهر'''''، تهران: كميسيون ملي يونسكو، 1349؛ اصطخري، ابواسحاق ابراهيم، '''''مسالك و ممالك'''''، تصحيح ايرج افشار، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب 1340؛ پيردرژ، ژان، '''''جاده ابريشم'''''، ترجمه هرمز عبدالهي، تهران: روزنه كار، 1379.
 
13-     استراترن، '''''راه‌هاي ابريشم و ادويه'''''، ص 20.
 
14-     براي آگاهي بيشتر، ر. ك: گروسه، رنه، '''''امپراطوري صحرانوردان'''''، ترجمة عبدالحسين ميكده، تهران: علمي و فرهنگي. 1379.
 
15-     براي آگاهي بيشتر، ر. ك: فراي، ريچارد، '''''عصر زرين فرهنگ ايران'''''، ترجمه مسعود رجب‌نيا، تهران: سروش، 1375؛ پير درژ '''''جادة ابريشم'''''. ص 108- 152.
 
16-     پوپ، آرتور، '''''معماري ايران'''''، ترجمه غلامحسين صدري افشار. تهران: فرهنگان، 1370.
 
17-     براي آگاهي از مبادلات در اين راه‌ها در سدة چهارم قمري/ 10م ر. ك، مقدسي، ابوعبدالله محمدبن‌ احمد، '''''احن التقاسيم في‌معرفته‌‌الاقاليم'''''، ترجمه علينقي منزوي، تهران: كومش 1385، ص 253- 205، 274،564، 657، 693 و 708.
 
18-     قاسم بگلو، مرتضي، '''''سكه‌هاي سيراف'''''، بوشهر، بنياد ايرانشناسي شعبة بوشهر، 1385، ص 75؛ مايلز، ج. ك. «سكه‌شناسي»، '''''تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه، دانشگاه كمبريج'''''. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1383، ص 325.
 
19-     پيرنيا، محمدكريم؛ افسر، كرامت‌الله'''''، راه و رباط'''''، تهران: آرمين، 1370، ص 10- 55؛ كريمي، بهمن، '''''راه‌هاي باستاني و پايتخت‌هاي قديمي غرب ايران'''''، تهران. بي‌نا، 1329، ص 25- 100.
 
20-     زرين‌كوب، عبدالحسين، '''''تاريخ مردم ايران(1) قبل از اسلام'''''. تهران. اميركبير، 1367، ص 151.
 
21-     از آن ميان: '''''مجموعه مقالات دومين اجلاس بين‌المللي جاده ابريشم'''''، زيرنظر علي‌اصغر شعردوست. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. 1376؛ تكميل همايون، ناصر، '''''نقش علمي و فرهنگي يونسكو در پژوهش راه‌هاي ابريشم'''''، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1376.
 
22-     احتشامي، منوچهر، '''''راه‌آهن در ايران'''''، تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1387، ص 100- 116.  


== منبع اصلی ==
دانشنامه  ایران


== نویسنده مقاله ==
ناصر تکمیل همایون
ناصر تکمیل همایون
----[1] - abrisane.
[2] - paresam.
[3] - ris- ati.
[4] -  aprisum.
[5]- Bombyxmori.  
[6] - Xinjiang
[7] - Si- Ling- Shi
[8] - Sian / Changan
[9] - Canton / kwang chaw
[10] - Baron Ferdinand Von Richthofen
[11] - dieSeidenstrasse
[12] - ThesilkRoad: در انگليسي  / در عربي: طريق‌الحرير
[13] - Tunhuang
[14] - Loyang
[15] - Gobi
[16] - Takla Makan
[17] - Tien Shan
[18]- Transoxiana
[19] - Jaxartes
[20] - Oxus
[21] - Langchou
[22] - Wuwei
[23] - Chanyeh
[24] - Yumen Kowan
[25] - Hami
[26] - Turfan
[27] - Karashar
[28] - Kucha
[29] - Akosu


[30] -
[30] -
خط ۱۳۰: خط ۳۲:


[32] -
[32] -
[33] - Fi- Shan
[34] - Han

نسخهٔ ‏۲۲ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۵:۵۸

جاده ابریشم از جاده‌ها و شاهراه‌های ارتباطی میان آسیا و اروپا که به دلیل شهرت یکی از کالاهای تجاری؛ ابریشم، به این نام خوانده شده است.

ابریشم[abrisane.] واژه‌ای است برگرفته از زبان‌های ایرانی که به صورت بریشم (پریشم)[paresam.] در زبان فارسی میانه رایج بوده و واژه رشتن در فارسی جدید و رشته[ris- ati] در زبان هندی قدیم با آن هم ریشه هستند. برسیم در عربی و اپریشم[ aprisum.] در ارمنی از این واژه گرفته شده‌اند[۱]. قز، کژ، خیط، حریر، تار و ... واژه‌های دیگر در معنای ابریشم هستند. واژه ser (seu) چینی به معنای ابریشم از طریق ایران به اروپا راه یافته و به زبان‌های یونانی (seta)، فرانسه (soie) و به احتمال در انگلیسی (silk) وارد شده است[۲]. واژه‌ها و ترکیبات ابریشمی، علاقه‌بند، قزّاز (ابریشم فروش)، ابریشم‌تاب، ابریشم تابی، ابریشمین، قزین (پارچه ابریشمی)، نوغان (کرم ابریشم)، ابریشم‌زن، ابریشم رباب (ذوات‌الاوتار= تارهای ابریشمی ساز) [۳] و نام برخی شهرها مانند (قصدار)، کش، کیش، کیج، کشمیر و ... به احتمال قوی از این واژه  گرفته شده و در فرهنگ ایرانی رواج یافته‌اند[۴]. در یک نگاه کلی ابریشم دو نوع است. وحشی با تارهای قهوه‌ای رنگ که از برگ بلوط تغذیه می‌کند و در چین و هند تولید می‌شود؛ پرورشی که از کرم پروانه‌ای به نام بومبیکس موری[ Bombyxmori] از برگ درخت توت تغذیه می‌کند و با رنگ سفید شیری برای صنعت پارچه بافی به کار می‌رود. از دیگر سو، به دو نوع دیگر طبیعی و مصنوعی هم تقسیم می‌شود که نوع مصنوعی جدید و با کیفیت کم و ترکیب مواد شیمیایی است. هر پروانه بین 300 تا 500 تخم می‌گذارد که 10 ماه از آنها نگهداری می‌کنند. کرم ابریشم بین 4 تا 5 هفته برگ توت می‌خورد و پوست می‌‌اندازد و بین 8 تا 10 سانتی متر قد می‌کشد. از آن پس طی سه شبانه‌روز به دور خود با حرکت دورانی 8 مایعی ترشح می‌کند که در برخورد با هوا به تاری دو لایه و ظریف تبدیل می‌شود. کرم سپس به شَفیره (سومین دوره حشراتی که دگردیسی دارند) و پس از 18 تا 20 روز به پروانه تبدیل می‌شود. پیله تنیده شده کرم را به درون آب گرم می‌اندازند و رشته ابریشم را از آن می‌‌کشند که 700 تا 1200 متر طول دارد. پس از آن در تولید پارچه‌های گوناگون به کار می‌رود[۵].

تاریخچه:  روایت‌های عامیانه و گاه اسطوره‌ای پیدایش ابریشم را در چین می‌دانند که توسط شاهزاده خانمی چینی شیوه تولید آن به دیگر نقاط جهان به ویژه در ایران از طریق ختن (سین کیانگ[Xinjiang]/ ترکستان چین)[۶]، سرایت کرد. همچنین کشف آن را به ملکه چین سی- لینگ- شی[Si- Ling- Shi] در هزاره سوم پیش از میلاد می‌دانند که به «الهه ابریشم» معروف شد. با این همه، در روایت‌های ایرانی از کتان، ابریشم، موی، قز، دیبا و خز در بارگاه جمشید پیشدادی یاد شده است[۷]. پارچه‌های ابریشمی مربوط به دوره باستان در ایران گواه از آشنایی ایرانیان با این صنعت در آن زمان دارد. نمونه‌هایی از پارچه‌‌های ابریشمی متعلق به دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی به دست آمده است که طرح‌های ایرانی دارند. نامدارترین اثر بافته شده ابریشمی که از طریق منابع تاریخی معرفی شده، فرش موسوم به بهارستان کسری (بهار خسرو) در ایوان مدائن متعلق به دوره ساسانیان بوده است[۸]. از سده دوم پیش از میلاد، بنا به کاوش‌ها و گزارش‌ها، تجارت میان چین، ایران و اروپا (رم) رونق فزاینده‌ای گرفت و شاهراه تجاری از سیان (چانگ آن)[Sian / Changan] و بندرکانتون[Canton / kwang chaw] درسواحل دریای زرد، تا مغرب زمین مسیر انتقال این کالا بود. در طی بیش از دوهزار سال این جاده که شاخه‌های متعدد در سرزمین‌های گوناگون را شامل می‌شد، مسیر اصلی تجارت و در پیوند با آن تحولات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی بود. به دلیل آنکه رقم اصلی تجارت کالا در این مسیر را جاده ابریشم شامل می‌شد، کاشف آلمانی قرن نوزدهم، بارون‌فردیناندفون ریشتوفن[Baron Ferdinand Von Richthofen]، این جاده را جاده ابریشم[dieSeidenstrasse] نامید و از آن پس بدین نام مشهور شد[۹]. در حالی که در ایران و چین چنین نامی نداشت و به تناسب منطقه‌‌ها و شهرهایی که از آن می‌گذشت، نام می‌یافت. نام عمومی جاده ابریشم در زبان‌های گوناگون ترجمه شد[ThesilkRoad: در انگلیسی  / در عربی: طریق‌الحریر] و به تدریج نام راه ادویه (فلفل) را به شاخه جنوبی آن که از هند (به دلیل تجارت این کالا) جدا می‌شد، اطلاق کردند که در دو مسیر خشکی و دریایی راه می‌پیمود[۱۰].

سرمنشأ راه‌های آسیا در سواحل دریای زرد، شهرهای کانتون، توان هوانگ[Tunhuang] و لویانگ[Loyang] موسوم به دروازه جاده ابریشم بودند که راه خشکی با گذشتن از بیابان‌های گبی[Gobi] و تاکلامکان[Takla Makan] و کوه‌های تین‌شان[Tien Shan] والتین داغ به محدوده ماوراءالنهر[Transoxiana] و کناره‌های سیحون (سیر دریا)[Jaxartes] و جیحون آمودریا[Oxus] می‌رسید و از این شهرها عبور می‌کرد: سیان، لانگ‌چئو[Langchou]، وووی[Wuwei]، چانگ‌یه[Chanyeh]، یومن کووان[Yumen Kowan]، هامی[ Hami]، تورفان[Turfan]، قراشهر[Karashar]، کوچا[Kucha] و آق‌سو[Akosu] در نزدیکی کاشغر. این مسیر از کویرهای شن و بیابان‌های فقیر، دره‌ها و گردنه‌های صعب‌العبور مانند، رودهای یانگ تسه کیانگ[30]، هوانگ‌هو[31]، تاریم[32] و ارتفاعات شمالی تبت و پامیر می‌گذشت تا به محدوده شرقی ایران زمین* می‌رسید[۱۱].

از یومن‌کوان یک راه دیگر از مسیر جنوبی صحرای تاکلامکان به فی‌شان[Fi- Shan] و بارقند و کاشغر می‌آمد و در این شهر به چند شاخه تقسیم می‌شد. شاخه جنوبی از مسیر ، طالقان، بلغ، مروالرود، هرات و توس (طوس) به نیشابور می‌رسید. شاخه شمالی از مسیر مرغانه، خوقند، خجند، سمرقند، بخارا، آمل (چهارجوی) و مرو و توس به راه قبلی می‌رسید. از کاشغر شاخه‌ای رو به شمال به سمت چاچ (در نزدیکی تاشکند امروزی) و کناره‌های سیحون می‌رفت. راه دیگر از آمل به خیوه (خوارزم) و پایتخت‌های کهن آن، کاث و گرگانج (اورگنج) در کناره‌ دریای خوارزم (= خیوه/ آرال) می‌رسید و از آنجا با دور زدن دریای مازندران (کاسپین/ خزر) به آستاراخان (هشترخان)، قفقاز و اران و شهر دربند (باب‌الابواب) و از آنجا به کناره‌های دریای سیاه،طرابوزان و آسیای صغیر و قسطنطنیه (استانبول) را می‌پیمود. راه دیگر از جنوب تبت و پامیر، از مسیر طالقان و بامیان، پنجاب و سرچشمه‌های سند را می‌پیمود و با پشت‌سر گذاشتن شهرهای کهن تاکسیلا و موهنجودارو و شاخه‌های فرعی در کابل، قندهار و غزنه به راه ادویه که از هند به سوی غرب راه می‌پیمود می‌رسید. راه‌های شرقی ایران، هرات و بلخ را به زرنگ، زابل (شهر سوخته- رام شهرستان)، مکران و کرمان وصل می‌کردند و کویرهای لوت و مرکزی (نمک) بین بخش‌های شرقی و کوهستان‌ها و کوهپایه‌های غربی ایران بستر راه‌های کویر بودند. شاهراه تجاری مرو، توس، نیشابور از مسیرهای کوهستانی و فرعی به دشت‌های ساحلی دریای مازندران مانند گرگان، تا بابل (بارفروش/ مامطیر یا مامتیر) و انزلی ادامه می‌یافت و شاخه اصلی آن از مسیر بسطام (شاهرود)، دامغان، سمنان، ری، قزوین، زنجان، تبریز و ارزروم به آسیای صغیر راه می‌پیمود. این راه در شاخه‌های چندی به قونیه، آنتالیا (تروا) در ساحل دریای مدیترانه و در بخش‌‍‌های داخلی، به سیواس، آنکارا، بندر افسوس و قسطنطنیه می‌‌رسید. شاخه‌های جنوبی در آسیای صغیر نیز با ادغام شدن در راه‌های شمالی بین‌النهرین و راه‌های غربی ایران که به ویژه از ری به همدان، کرمانشاه، تیسفون (بغداد) کشیده شده بود. از مسیرهای حرّان یا رقّه به انطاکیه، حلب، صور و صیدا در سواحل غربی مدیترانه می‌رسیدند. در نواحی داخلی ایران نیز راه ادویه از طیس (تیز) در مکران (بلوچستان) و یا از راه‌ دریایی بمبئی به کیز، تیز (طیس- چابهار)، هرموز (میناب) به جیرفت، بم و کرمان پیوند می‌یافتند و از مسیرهای فارس و خوزستان یا از راه یزد، اصفهان، همدان، و یا از راه دریایی هرموز و جزیره‌های هرمز و کشم (قشم) بندر جرون (گمبرون/ بندرعباس)، جزیره کیش (قیس)، سیراف و بوشهر (لیان/ ریشهر)، به خوزستان در اهواز (سوق‌الاهواز)، دزفول (دژپل)، شوشتر و از مسیر شهرهای کنار به دجله و فرات در بین‌النهرین مانند بابل، تیسفون (بغداد)، موصل، حرّان به پالمیرا، دورا اوراپوس و در نهایت به سواحل غربی دریای مدیترانه (صورد و صیدا) منتهی می‌شد. از بین‌النهرین راه‌های بیابانی به سوی شبه جزیره سینا، کناره‌های نیل و بخش‌های شمالی افریقا (افریقیه) و مغرب (مراکش) و از مسیر تنگه جبل‌الطارق به اسپانیا منتهی می‌شدند. راهی نیز از غرب بین‌النهرین و از مسیر بیابان‌های شام و عربستان به مدینه، مکه، صنعا و عدن می‌رفت. راه‌ دریایی که از کانتون در غرب چین منشأ می‌گرفت از مسیر جنوب شرقی آسیا در محدوده اندونزی و مالزی به خلیج بنگال، جنوب شبه قاره هند در نواحی جزیره سیلان (سری‌لانکا)، سواحل مالابار، دریای مکران (عمان) و پارس (خلیج‌فارس)، دریای عرب، خلیج‌ عدن و دریای سرخ می‌آمده و در دو نقطه عدن و سوئز (شبه جزیره سینا) با راه‌های پیش گفته تلاقی می‌کرد. راه دریایی دیگری از دریای عرب و خلیج‌عدن به سواحل شرقی افریقا در محدوده تانزانیا (زنگبار) می‌رسید[۱۲].

جاده ابریشم از محدوده کهن‌ترین و نامدارترین تمدن‌های جهانی در چین، هند، ایران و بین‌النهرین، آسیای صغیر و فینیقیه، می‌گذشت تا به پهنه غربی دنیای کهن یعنی یونان، رم و دیگر تمدن‌های اروپایی برسد. برخی از دودمان‌ها و حکومت‌ها در این گستره پهناور تجارت را در این جاده‌ها رونق بخشیدند. دودمان هَن[ Han] از حامیان تجارت ابریشم در چین بودند. کوشانیان و سعذیان در شرق ایران قرن‌ها بر تجارت و ارتباطات‌ فرهنگی در این راه نظارت و تسلط داشتند[۱۳]. اشکانیان و ساسانیان و برخی حکومت‌های اسلامی در ایران مانند سامانیان، تیموریان و صفویان از نامدارترین حکومت‌هایی بودند که در رونق این جاده‌ها تأثیر داشتند. این جاده‌ها از شرق به غرب بستر مهاجرت‌ها و هجوم‌های اقوام صحرانوردی چون هون‌ها (یوئه‌چی‌ها)، هپتالیان، ترکان و ترکمانان، تراختاییان و مغولان و نتیجه آن تشکیل حکومت‌های دودمانی در سرزمین‌هایی مانند ایران از آن میان دودمان‌های غزنوی، سلجوقی، قراخانی، قراخانی، مغول و ایلخانی، تیموری،افشار، قاجار و ... بوده است[۱۴]. این جاده‌ها در برقراری ارتباطات و انتشار فرهنگ‌ها و ادیان مهم‌ترین نقش را داشتند. آیین‌های کهن چینی و هندی از آن میان بودایی در بخش‌های وسیعی از آسیا، آیین‌های ایرانی زرتشتی، مانوی،دین‌های مسیحیت، یهودی، اسلام و فرقه‌ها و نحله‌های گوناگون،فرهنگ‌های چینی، هندی، ایرانی، هلنی و غربی در مسیر همین راه‌ها از شرق به غرب یا از غرب به شرق انتشار یافتند. زبان‌ها و ادبیات اقوام گوناگون مانندچینی، ترکی، مغولی؛ زبان‌های ایرانی فارسی، پهلوی، مانوی، سعذی؛ زبان‌های عربی و عبری در مسیر همین جاده‌ها انتشار یافتند که از آن میان زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی و اسلامی از سرزمین‌های غربی ایران زمین تا بخش‌های میانی آسیا به ویژه در ماوراء‌النهر، ختن و ... انتشار یافت و تأثیر گذاشت[۱۵].

جغرافی‌دانان، سیاحان، بازرگانان و سفیران سیاسی از اقوام و سرزمین‌های گوناگون در این جاده‌ها به سیاحت پرداختند و سفرنامه‌ها و کتاب‌های تحقیقی فراوانی را تدوین کردند که از آن میان است، سون هدن، جانگ چی‌ین، ابن‌فضلان، ابی‌دولف، ابن‌خردادبه، یعقوبی، اصطخری،ابن حوقل، مقدسی، ابوریحان بیرونی، ناصر خسرو قبادیانی، سیدعلی ختایی (ختایی‌‌نامه) ابن بطوطه، کلاویخو، مارکوپولو و ده‌ها سیاح و جهانگرد اروپایی در پنج سده اخیر.

جاده‌های ابریشم در واقع مسیر تعامل، تلاقی و ادغام آداب و رسوم چینی، مغولی و ترکی، هندی، ایرانی، عربی، یونانی و اروپایی در یکدیگر بوده است. بسیاری از نشانه‌های سور و سوگ در میان اقوام گوناگون از طریق همین جاده‌ها به اقوام دیگر منتقل شده است. هنر نگارگری (مینیاتور) و صنعت کاغذسازی از همین مسیر از چین به دیگر سرزمین‌ها نفوذ کرد و به تعالی رسید. به تناسب ویژگی‌های طبیعی و اقلیمی، سرزمین‌های گوناگون سازه‌هایی برای آبرسانی ابداع کردند که در میان دیگر سرزمین‌ها نیز به کار گرفته شدند. تمدن قنات یا تمدن کاریزی از ایران، سازه‌ها و کانال‌های آبرسانی از شهرهایی چون شوشتر و موهنجودارو، چرخ آب از چین، چرخ آب گاوگرد از ایران، ایده‌های گوناگون در پل‌سازی و سر‌سازی و ... همچنین باغ ایرانی با جلوه‌هایی از بهشت آرمانی و طرح معروف چهار باغ، فرش ایرانی و طرح‌های گوناگون آن، هنرهایی چون فلزکاری و قلم‌زنی، شیشه‌گری و میناکاری، معرق، خاتم،منبت، تذهیب و تشعیر، خوشنویسی، کتاب آرایی و ... از مسیر این جاده‌ها به سرزمین‌های گوناگون راه یافتند. درمعماری، بنای طاق و ایوان از ایران، ستون‌سازی از مصر، یونان و ایران، بنای تخت گاه‌های شاهی از تمدن‌های بابل، سومر، آشور و هخامنشی، کاشی‌کاری و طراحی فضای بناها در بخش‌های درونی و بیرونی و ... از طریق همین جاده‌ها به دیگر سرزمین‌ها نفوذ کردند[۱۶]. کالاها و تولیدات کشاورزی، اصناف شهری و عشایری مانند گندم، برنج، چای، زعفران، پسته، خرما، صنایع دستی، محصولات دامی و ... از همین مسیرها در میان اقوام گوناگون داد و ستد می‌شدند. انواع پارچه‌های ابریشمی، کتانی، اطلس‌های دیبا، رفرف، طیلسان و پارچه‌های پشمی و مویین در همین مسیرها تولید و بازرگانی می‌شدند[۱۷]. مبادلات پولی میان شرق و غرب چنان گسترده بود که سکه‌های چینی را در شهر سیراف و درهم‌های سامانی را در سرزمین‌‌های اسکاندیناوی و اروپای شرقی کشف کرده‌اند[۱۸]. ایرانیان در برقراری این راه‌ها از پیشگامان ساخت پل‌ها، کاروانسراها، بازارها، تیمچه‌ها،میل بلدهای راهنما در کویرها و قلعه‌‌های محافظ راه‌ها بوده‌اند[۱۹]. راه ‌شاهی از شوش تا سارد به طول نزدیک به 2500 کیلومتر با نظام‌ منظم چاپاری و متعلق به دوره هخامنشیان، صدها پل، شادروان و بند متعلق به دوره‌های، ساسانی، آل‌بویه، سلجوقی، صفوی و قاجاریه، جاده‌های سنگفرش شده میان بابل، شوش، پارسه و پاسارگاد متعلق به دوره هخامنشیان و جاده اصفهان، ری، مازندران متعلق به دوره صفویه، از نمونه‌های بارز این تلاش‌ها به شمار می‌روند. تلاش برخی از پادشاهان ایرانی در این راستا به آن اندازه بوده است که داریوش یکم هخامنشی را به شاه بازرگان [۲۰] و شاه‌عباس صفوی را به تاجر ابریشم می‌شناسند. رونق تجارت ابریشم در دوره صفوی چنان بوده که همه تاجران از آسیا و اروپا به دربار این پادشاه می‌آمدند. تلاشی که شاهان قاجاری نیز آغاز کردند اما با انتشار بیماری گسترده موسوم به پبرین در توتستان‌های گیلان (لاهیجان، لنگرود، رشت و انزلی) واپسین نشانه‌های تولید ابریشم در ایران از میان رفت. اگر چه با تصویب مجلس شورای ملی و تأسیس شرکت‌ سهامی ابریشم در سال 1316 شمسی نیز تلاشی دوباره برای رونق این صنعت در ایران آغاز شد.

در سال 1376/ 1997م دومین اجلاس بین‌المللی جاده ابریشم به همت یونسکو در تهران برگزار شد و پژوهشگران ایرانی دست به سفرهای تحقیقاتی در باره ابریشم و راه ابریشم در ایران زدند که حاصل آن انتشار ده‌ها کتاب و صدها مقاله بود[۲۱]. هم اکنون جاده ابریشم از مهم‌ترین بسترهای انجام گفتگو، پیوند میان اقوام و سرزمین‌ها و مبادلات تجاری و فرهنگی به شمار می‌رود. کشورهای گوناگون بر آن هستند تا با ساخت راه‌های آهن و بزرگراه‌های بین‌المللی نقش تجاری و فرهنگی این جاده‌ها را دوباره احیاء کنند. نمونه آن در ایران راه‌های آهن تهران- مشهد- سرخس- تجن؛ بندرعباس- بافق- طبس- مشهد؛ زاهدان- کرمان- بافق- مشهد؛ اهواز- خرمشهر- تهران- بندر ترکمن؛ تهران- زنجان- تبریز- جلفا و بزرگراه‌های گوناگون موجود و در دستِ احداثِ میان مشهد- تهران- تبریز؛ تهران- همدان- کرمانشاه- بغداد؛ بندرعباس-  یزد- تهران- چالوس به شمار می‌رود. چنان‌که قرار است در سال 1404 بالغ بر 25000 کیلومتر راه آهن ساخته شده باشد[۲۲].

نیز نگاه کنید به

ماخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

ناصر تکمیل همایون

[30] -

[31] -

[32] -

  1. Eilers. W. »Abrisam. Etimology«. In Encyclopedia Iranica, Vol 1. p. 229.
  2. بولنوا، لوس، راه ابریشم. ترجمه ملک ناصر نوبان. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، 1383.
  3.   برای آگاهی بیشتر ر. ک: دهخدا، علی اکبر. لغت‌نامه. تهران: دانشگاه تهران. 1373. ذیل «ابریشم».
  4. باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، اژدهای هفت سر، تهران: نشر نامک، 1385. ص 235- 237.
  5.   فرانک، ایرین؛ براونستون، دیوید، جاده ابریشم، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: سروش، 1376، ص 66- 69؛ فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، تهران: نشر فرهنگنامه. ذیل «ابریشم»؛ ج 2 ص 6- 10.
  6.     باستانی پاریزی، اژدهای هفت سر، ص 200- 201.
  7. فردوسی، حکیم ابوالقاسم، شاهنامه، تصحیح ژول مول، تهران، علمی و فرهنگی، 1374، ج 1، ص 25 (پادشاهی جمشید).
  8. مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم. ترجمه ابوالقاسم امامی. تهران: سروش، 1369. ص 325.
  9.    فرانک و براونستو، جاده ابریشم، ص 12- 13.
  10.   اِستراتران، پل، راه‌های ابریشم و ادویه، اکتشاف از طریق زمین. ترجمه محمد جواد امیدوارنیا، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376، ص 16.
  11. چکنگی، علیرضا و دیگران، راه ابریشم. مشهد: آستان قدس رضوی. 1375. ص 18؛ ختایی‌نامه، سید علی اکبر ختایی در: مظاهری، علی، جاده ابریشم با ترجمه ملک ناصر نوبان، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. 1372، ص 178- 356.
  12.   برای آگاهی بیشتر ر. ک: لسترنج،گی، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، تهران: علمی و فرهنگی، 1377؛ حامی، احمد، «راه- راه‌سازی»، ایرانشهر، تهران: کمیسیون ملی یونسکو، 1349؛ اصطخری، ابواسحاق ابراهیم، مسالک و ممالک، تصحیح ایرج افشار، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1340؛ پیردرژ، ژان، جاده ابریشم، ترجمه هرمز عبدالهی، تهران: روزنه کار، 1379.
  13. استراترن، راه‌های ابریشم و ادویه، ص 20.
  14. برای آگاهی بیشتر، ر. ک: گروسه، رنه، امپراطوری صحرانوردان، ترجمه عبدالحسین میکده، تهران: علمی و فرهنگی. 1379.
  15.   برای آگاهی بیشتر، ر. ک: فرای، ریچارد، عصر زرین فرهنگ ایران، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: سروش، 1375؛ پیر درژ جاده ابریشم. ص 108- 152.
  16.   پوپ، آرتور، معماری ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار. تهران: فرهنگان، 1370.
  17.   برای آگاهی از مبادلات در این راه‌ها در سده چهارم قمری/ 10م ر. ک، مقدسی، ابوعبدالله محمدبن‌ احمد، احن التقاسیم فی‌معرفته‌‌الاقالیم، ترجمه علینقی منزوی، تهران: کومش 1385، ص 253- 205، 274،564، 657، 693 و 708.
  18. قاسم بگلو، مرتضی، سکه‌های سیراف، بوشهر، بنیاد ایرانشناسی شعبه بوشهر، 1385، ص 75؛ مایلز، ج. ک. «سکه‌شناسی»، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، دانشگاه کمبریج. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1383، ص 325.
  19. پیرنیا، محمدکریم؛ افسر، کرامت‌الله، راه و رباط، تهران: آرمین، 1370، ص 10- 55؛ کریمی، بهمن، راه‌های باستانی و پایتخت‌های قدیمی غرب ایران، تهران. بی‌نا، 1329، ص 25- 100.
  20.   زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران(1) قبل از اسلام. تهران. امیرکبیر، 1367، ص 151.
  21. از آن میان: مجموعه مقالات دومین اجلاس بین‌المللی جاده ابریشم، زیرنظر علی‌اصغر شعردوست. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 1376؛ تکمیل همایون، ناصر، نقش علمی و فرهنگی یونسکو در پژوهش راه‌های ابریشم، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376.
  22.   احتشامی، منوچهر، راه‌آهن در ایران، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1387، ص 100- 116.