کلاه بوقی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
کلاه بوقی : نوعی کلاه٭ قیفی یا شیپوری شکل و مخروطی بلند و نوک تیز، در اندازههای مختلف که در دورههای اسلامی، نوع بلند و قرمزرنگ آن جنبه تحقیرآمیز و مسخرگی یافت وآن را بیشتر بر سر محکومین میگذاشتند. | |||
=== [[ایران باستان]] === | === [[ایران باستان]] === | ||
یکی از قدیمیترین نمونههای کلاه بوقی را، قبل از | یکی از قدیمیترین نمونههای کلاه بوقی را، قبل از [[آریاییان|آریاییها]]، بر سر زنی از دوره ایلام باستان میتوان دید<ref>Spycket,A. Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda, (1992), P. 101,pl. 68,no 546</ref>.نوع بلندتر آن را نیز گاهی برخی روحانیان آن دوره بر سر میگذاشتهاند<ref>نگهبان، عزت الله. '''''حفاری هفت تپه دشت خوزستان'''''. سازمان میراث فرهنگی، 1372، ص245- 246، 329، 348، اثر مهر H. T. S. 238، ش 206، طرح 69.</ref>. در میان جنگجویان نیز این سرپوش و نوع بسیار بلند آن<ref>Porada,E. Tchoga-Zanbil la glyptique, Paris, 1970, p 19, TZ 598. 1956, no 13; Calmeyer, P. Relief bronzen in Babylonischem stil,München, 1973, Pp 44-45, no E 2, 94-95, Abb. 90.</ref>، و نوع شاخدارش رایج بود<ref>Amiet,P. Elam, Paris, 1966, Pp 374-377, fig 282-285; Porada, 1970, Pp. 28-33, TZ 474. 1956, no 27.</ref>. در دوره [[ماد|مادها]]، مردان طبقات حاکم<ref>Dalton,O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, Pp. 2-3, pl. 2.</ref>و گروه جنگیان نوع بلند کلاه بوقی را، که گاه نوک آن به طرف جلو خمیده بود، بر سر میگذاشتند<ref>Pope,A. U. A survey of Persian art,ed,P. Ackerman,Oxford,1938-1939,vol 4,pl. 124,no C</ref>. این کلاه را جنگیان [[هخامنشیان|هخامنشی]] نیز استفاده میکردند<ref>De mecquenem,R. The Achaemenid and later remains at Susa, SPA, 1938-1939,vol I,p. 327, fig 77.</ref>. به نظر میرسد که این سرپوش و انواع آن در میان سکاها (آریاییهای چادرنشین و بیابانگرد) رواج بیشتری داشت، به حدی که یکی از تیرههای سکایی با نام «سکاییان تیزخود»[سکاتیگرخئودا .Sakā tigraxaudā] معرفی شده بودند. نوع سکایی این کلاه، بلند و مخروطی شکل بود و نوک آن قدری به سوی عقب خمیده بود. پایین کلاه تمام گوشها، پشت گردن و زیرچانه را میپوشاند و با تسمهای روی چانه بسته و محکم میشد<ref>Walser,V. Persepolis, Tübingen, 1980, P. 32.</ref>.نوع ساده بسیار بلند این کلاه را در نقش سکونخا[1]، رهبر سکاهای شورشی بر داریوش هخامنشی، در نقش برجسته بیستون میتوان دید.<sup>10</sup> بزرگان، روحانیون و جنگیان اشکانی کلاه بوقی بسیار بلند،<sup>11</sup> و ساسانیان کلاه نوک خمیده به جلو بر سر میگذاشتند.<sup>12</sup> | ||
اسلام تا مغول : در قرون اولیه اسلام زنان نوعی کلاه بوقی ابریشمین بر سر میگذاشتند.<sup>13</sup> این نوع و نوع نمدی و زنگوله دار و قرمز رنگ آن را، که گاه دم روباهی از آن آویخته بود بر سرمحکومین میگذاشتهاند.<sup>14</sup> نوع دیگر کلاه بوقی مخصوص مجازات شدگان، دارای چند ترک بود که هر ترک رنگ خاصی داشت. این نوع کلاه را بر سر بابک خرمدین پس از اسارت، گذاشتند.<sup>15</sup> برخی از مردان عصر سامانی نوع مثلثی این کلاه را بر سر میگذاشتند که در ُزمره کلاههای بوقی به شمار نمیرفت.<sup>16</sup> ظاهراً نوع کلاههای بلند سکاییان قبل از اسلام، در قرون بعد اسلامی به ترکمانان رسیده است.<sup>17</sup> به گونهای از این کلاهها که سیاه رنگ بود و چند دستار به دورش میپیچیدند و شاهان ترک مانند آلب ارسلان آن را برسر میگذاشتند<sup>18</sup> «کلاه جوار» میگفتند.<sup>19</sup> ظاهراً از پوست سیاه یا قهوهای قندوز (نوعی سگ آبی در نواحی ترکستان) نیز چنین کلاههایی تهیه میکردهاند.<sup>20</sup> به سبب این که انتهای این کلاهها قدری کج بود (یا شاید آنها را به صورت کج برسر میگذاشتهاند؟) آنها را «کلاه ترکمانی کژ» نیز میگفتند. نوشتهاند که محمد خوارزمشاه چنین کلاهی بر سر میگذاشته است.<sup>21</sup> در میان درباریان او نیز این کلاهها رواج داشت.<sup>22</sup> | |||
مغول تا عصرحاضر: در دوره مغول گاه مردم عادی کلاه بوقی قرمز رنگ بر سر میگذاشتهاند.<sup>23</sup> بزرگان نوع لبه برگشته قرمز رنگ و نوع بلند یا کوتاه به رنگ سفید یا سرخ آن را که لبه پشمی کلفت قهوهای رنگ داشت بر سر میگذاشتند.<sup>24</sup> جلودارها از کلاههای بوقی به رنگ سبز، سرخ، خاکستری، یا طلایی با لبه پشمی طلایی یا سیاه استفاده میکردند.<sup>25</sup> در همین دوره در مجموعه خلعتهای وزارت، از کلاهی مرصع به نام «کلاه نوروزی» نام بردهاند<sup>26</sup> که میباید همانی باشد که در زمان صفویان به آن «کلاه دولت» میگفتهاند.<sup>27 </sup>هر دوی این نامها، ظاهراً مربوط به نوعی کلاه کله قندی منگولهدار است. شاهان صفوی نوع شل و کوتاه این کلاه را که اغلب آبی رنگ و خالدار بود و به سبب شلی، بالای آن به طرف پایین خم میشد، بر سر میگذاشتند.<sup>28</sup> در دوره نادرشاه افشار، نوک بالایی این کلاه را بریدند،<sup>29</sup> و همین با تغییرات دیگری به دوره قاجار٭ رسید.<sup>30</sup> | |||
نک: کلاه، لباس محکومین. | نک: کلاه، لباس محکومین. | ||
10. Flandin,E,Coste,P. Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris,Gide et Bandy,1843-1854, vol 4, pl. 18. | 10. Flandin,E,Coste,P. Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris,Gide et Bandy,1843-1854, vol 4, pl. 18. | ||
نقش | نقش برجسته صخرهای بیستون، آخرین نفر از دستگیرشدگان. | ||
11. Herrmann,G. The Iranian revival,Oxford, 1977, Pp. 67,70. | 11. Herrmann,G. The Iranian revival,Oxford, 1977, Pp. 67,70. | ||
نقش | نقش برجسته روی ستون اتاق ش2، قلعه یزدگرد، کوههای زاگرس؛ | ||
Rawlinson,G. The sixth great oriental monarchy,Tehran, 1976, Pp 392-394. | Rawlinson,G. The sixth great oriental monarchy,Tehran, 1976, Pp 392-394. | ||
نقش | نقش برجسته صخرهای، تنگ سروک، شمال بهبهان؛ | ||
Sellwood, D.Coinage of Parthia,2<sup>nd</sup> ed, London, 1980, Pp. 89-92, type 31, no 31. 2,Pp. 131-156, type 43, no 43.12. | Sellwood, D.Coinage of Parthia,2<sup>nd</sup> ed, London, 1980, Pp. 89-92, type 31, no 31. 2,Pp. 131-156, type 43, no 43.12. | ||
نقش پشت | نقش پشت سکه چهار درهمی اُُُرُد اول شاه اشکانی( 80-90 پ م ) ضرب سلوکیه و نقش پشت سکه یک درهمی اُرُد دوم اشکانی، ضرب همدان. | ||
12. بر سر نرسه شاه ساسانی( 293- 302 م )، لوکونین، و. تمدن ایران ساسانی. | 12. بر سر نرسه شاه ساسانی( 293- 302 م )، لوکونین، و. تمدن ایران ساسانی. ترجمه عنایت الله رضا، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372، ص376، جدول، 19 ش، I a. | ||
13. حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: | 13. حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعه الثالثه، 1953م، ج2، ص362-363 ؛ | ||
Dozy,R. P. R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp. 73-80,262-278 | Dozy,R. P. R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp. 73-80,262-278 | ||
ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625 ؛ متز، آدام. | ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625 ؛ متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع، نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص154-155. | ||
14. ابن اثیر، ج9، ص625؛ متز، ج2، ص154- 156. | 14. ابن اثیر، ج9، ص625؛ متز، ج2، ص154- 156. | ||
15. مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، | 15. مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص57. | ||
16. Grube,E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth Century in the keir collection,Oxford,1976,Pp. 77,83 no 38,42. | 16. Grube,E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth Century in the keir collection,Oxford,1976,Pp. 77,83 no 38,42. | ||
| خط ۷۶: | خط ۴۶: | ||
17. مآخذ، 10، 12. | 17. مآخذ، 10، 12. | ||
18. از بالای گوی کلاهش تا انتهای ریش بلندش را دو زراع (دو گز) نوشتهاند. راوندی، محمد بن علی. | 18. از بالای گوی کلاهش تا انتهای ریش بلندش را دو زراع (دو گز) نوشتهاند. راوندی، محمد بن علی. راحه الصدور و آیه السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص117؛ نیشابوری، خواجه امام ظهیرالدین. سلجوقنامه. با مقدمه محمد رمضانی، اسمعیل افشار، تهرانک کلاله خاور، 1332، ص 23؛ خواندمیر آنرا طاقیه طولانی نام نهاده. حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333- 1334، ج2، ص 487. | ||
19. راوندی، ص 331؛ جوزجانی، منهاج السراج. طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص281؛ بیهقی، ابوالفضلمحمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص61؛ ابن اثیر، ج 1، ص502-503. | 19. راوندی، ص 331؛ جوزجانی، منهاج السراج. طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص281؛ بیهقی، ابوالفضلمحمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص61؛ ابن اثیر، ج 1، ص502-503. | ||
20. جوزجانی، ج1، ص355، 411- 412؛ مقایسه شود با ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. | 20. جوزجانی، ج1، ص355، 411- 412؛ مقایسه شود با ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. دایره المعارف عثمانیه، حیدرآباد دکن، 1358- 1359 ق، ج8، ص53. | ||
21. ابن اثیر، وقایع سال 594 ق/1197 م؛ جوزجانی، ج1، ص 246. | 21. ابن اثیر، وقایع سال 594 ق/1197 م؛ جوزجانی، ج1، ص 246. | ||
| خط ۸۶: | خط ۵۶: | ||
22. Pope. 1967, vol 9, no 517, vol 10, P.655. | 22. Pope. 1967, vol 9, no 517, vol 10, P.655. | ||
نقش | نقش برجسته گچی ری با نام طغرل دوم، موزه پنسیلوانیا و نقش سوارکار بر بشقاب کاشان، مقایسه شود با کلاه دراز تاجالدین یلدوز و قطبالدین ایبک از امرای بزرگ غوری، که همراه قبا و کمرهای زرین، هدایای فرستاده شده غیاثالدین محمود غزنوی بود، جوزجانی، ج1، ص412؛ ابن اثیر، ج12، ص247- 248. | ||
23. Gray,B. La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 45-48, 57-58. | 23. Gray,B. La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 45-48, 57-58. | ||
نسخه عجایب المخلوقات، بغداد: کتابخانه ملی پاریس، sup. pers. 332 . پشت ورقه 158 . نیز، ورقی از نسخه شاهنامه (وزیرقوامالدین)، شیراز: بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477، نیز کلاه نمدی. ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص293. | |||
24. عکاشه، ثروت. | 24. عکاشه، ثروت. موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص206، لوحههای 263، 266، مهرو مشتری، دارالکتب مصر، ص 308، لوحه 288، شاهنامه شاه تهماسب، موزه متروپولیتن نیویورک. | ||
Nizami. Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م, no 9,10,57. | Nizami. Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م, no 9,10,57. | ||
مجالس | مجالس خمسه نظامی | ||
25. Nizami, no 5,27,33,38,43,45,57 | 25. Nizami, no 5,27,33,38,43,45,57 | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۷۴: | ||
مجالس خمسه نظامی ; شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس یازدهم | مجالس خمسه نظامی ; شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس یازدهم | ||
26. خواندمیر. ج4، ص88 ، 103، 159، 167، 179، 188، 194، 196؛ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران، شرق، 1368، ص 174، 218، 293، مقایسه شود با هدایای نه گانهای به نام نوئنا Nouena شامل لباسهای ابریشمی و حریرهای ارغوانی و مانند آن، که تاتارهای نواحی شمالی تر به بزرگان میدادند. ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) سفرنامههای ونیزیان در ایران، | 26. خواندمیر. ج4، ص88 ، 103، 159، 167، 179، 188، 194، 196؛ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران، شرق، 1368، ص 174، 218، 293، مقایسه شود با هدایای نه گانهای به نام نوئنا Nouena شامل لباسهای ابریشمی و حریرهای ارغوانی و مانند آن، که تاتارهای نواحی شمالی تر به بزرگان میدادند. ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) سفرنامههای ونیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349، ص 25. | ||
27. در تبریز و در مجلس اوزون حسن، برای تفریح درباریان، چنین کلاهی را یک به یک برسر میگذاشتهاند، ونیزیان، ص 71-72، | 27. در تبریز و در مجلس اوزون حسن، برای تفریح درباریان، چنین کلاهی را یک به یک برسر میگذاشتهاند، ونیزیان، ص 71-72، | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۸۴: | ||
28. Nizami. no 31-33. | 28. Nizami. no 31-33. | ||
مجالسی از خمسه نظامی؛ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. | مجالسی از خمسه نظامی؛ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص232- 233. | ||
29. برای برخی از تصاویر نادر، نک : | 29. برای برخی از تصاویر نادر، نک : | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۹۰: | ||
Kirketerp, Moller, H. Nadir shah, Christian vii og William Jons, fund og forskning I det kongelige biblioteks samlinger,IX,1962,Pp.114-127 ; | Kirketerp, Moller, H. Nadir shah, Christian vii og William Jons, fund og forskning I det kongelige biblioteks samlinger,IX,1962,Pp.114-127 ; | ||
افشار، ایرج. تصاویر نادرشاه و شاه عباس در کپنهاگ. مجله راهنمای کتاب، س دهم. ش دوم، تیر 1346، ص181-183، ش2، | افشار، ایرج. تصاویر نادرشاه و شاه عباس در کپنهاگ. مجله راهنمای کتاب، س دهم. ش دوم، تیر 1346، ص181-183، ش2، موزه کپنهاک، ش2، همانجا، الحاق به نسخه جهانگشای نادری، pers. 63، ش4، نقاشی بوردیه در کتابGentil (1822) part, II، سه نیم تنه نقاشی شده دیگر یکی در هند و دیگری در کتابخانه ملی پاریس، نسخه No. 24219، که Otter و Minorsky، به ترتیب آنها را درابتدای رسالات خود آوردهاند، سومی در اداره اسناد تاریخی پنجاب، حکمت، علیاصغر. تصویر تازهای از نادر شاه، مجله یادگار، س چهارم، ش اول و دوم، شهریور- مهر 1326، ص35- 36؛ برای تصاویر دیگر حاکمان افشار، نک : سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهای ایران. ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص382- 384، ش154، شa ,b155؛ آلبوم کاخ گلستان، ش1639، که نقاشی ناتمامی است از عادلشاه، نیز، اقبال، عباس. عاقبت نادر شاه، مجله یادگار، س دوم، ش دوم، مهر1324، ص 40- 43. | ||
30. Maddison,F;E. S. Smit. Science,tools & magic, the Nasser D. Khalili collection of Islamic art,ed,J. Raby,Oxford university press,vol XII, 1997,Pp. 171-172, AH 1262, LAQ 29 | 30. Maddison,F;E. S. Smit. Science,tools & magic, the Nasser D. Khalili collection of Islamic art,ed,J. Raby,Oxford university press,vol XII, 1997,Pp. 171-172, AH 1262, LAQ 29 | ||
نسخهٔ ۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۳۵
کلاه بوقی : نوعی کلاه٭ قیفی یا شیپوری شکل و مخروطی بلند و نوک تیز، در اندازههای مختلف که در دورههای اسلامی، نوع بلند و قرمزرنگ آن جنبه تحقیرآمیز و مسخرگی یافت وآن را بیشتر بر سر محکومین میگذاشتند.
ایران باستان
یکی از قدیمیترین نمونههای کلاه بوقی را، قبل از آریاییها، بر سر زنی از دوره ایلام باستان میتوان دید[۱].نوع بلندتر آن را نیز گاهی برخی روحانیان آن دوره بر سر میگذاشتهاند[۲]. در میان جنگجویان نیز این سرپوش و نوع بسیار بلند آن[۳]، و نوع شاخدارش رایج بود[۴]. در دوره مادها، مردان طبقات حاکم[۵]و گروه جنگیان نوع بلند کلاه بوقی را، که گاه نوک آن به طرف جلو خمیده بود، بر سر میگذاشتند[۶]. این کلاه را جنگیان هخامنشی نیز استفاده میکردند[۷]. به نظر میرسد که این سرپوش و انواع آن در میان سکاها (آریاییهای چادرنشین و بیابانگرد) رواج بیشتری داشت، به حدی که یکی از تیرههای سکایی با نام «سکاییان تیزخود»[سکاتیگرخئودا .Sakā tigraxaudā] معرفی شده بودند. نوع سکایی این کلاه، بلند و مخروطی شکل بود و نوک آن قدری به سوی عقب خمیده بود. پایین کلاه تمام گوشها، پشت گردن و زیرچانه را میپوشاند و با تسمهای روی چانه بسته و محکم میشد[۸].نوع ساده بسیار بلند این کلاه را در نقش سکونخا[1]، رهبر سکاهای شورشی بر داریوش هخامنشی، در نقش برجسته بیستون میتوان دید.10 بزرگان، روحانیون و جنگیان اشکانی کلاه بوقی بسیار بلند،11 و ساسانیان کلاه نوک خمیده به جلو بر سر میگذاشتند.12
اسلام تا مغول : در قرون اولیه اسلام زنان نوعی کلاه بوقی ابریشمین بر سر میگذاشتند.13 این نوع و نوع نمدی و زنگوله دار و قرمز رنگ آن را، که گاه دم روباهی از آن آویخته بود بر سرمحکومین میگذاشتهاند.14 نوع دیگر کلاه بوقی مخصوص مجازات شدگان، دارای چند ترک بود که هر ترک رنگ خاصی داشت. این نوع کلاه را بر سر بابک خرمدین پس از اسارت، گذاشتند.15 برخی از مردان عصر سامانی نوع مثلثی این کلاه را بر سر میگذاشتند که در ُزمره کلاههای بوقی به شمار نمیرفت.16 ظاهراً نوع کلاههای بلند سکاییان قبل از اسلام، در قرون بعد اسلامی به ترکمانان رسیده است.17 به گونهای از این کلاهها که سیاه رنگ بود و چند دستار به دورش میپیچیدند و شاهان ترک مانند آلب ارسلان آن را برسر میگذاشتند18 «کلاه جوار» میگفتند.19 ظاهراً از پوست سیاه یا قهوهای قندوز (نوعی سگ آبی در نواحی ترکستان) نیز چنین کلاههایی تهیه میکردهاند.20 به سبب این که انتهای این کلاهها قدری کج بود (یا شاید آنها را به صورت کج برسر میگذاشتهاند؟) آنها را «کلاه ترکمانی کژ» نیز میگفتند. نوشتهاند که محمد خوارزمشاه چنین کلاهی بر سر میگذاشته است.21 در میان درباریان او نیز این کلاهها رواج داشت.22
مغول تا عصرحاضر: در دوره مغول گاه مردم عادی کلاه بوقی قرمز رنگ بر سر میگذاشتهاند.23 بزرگان نوع لبه برگشته قرمز رنگ و نوع بلند یا کوتاه به رنگ سفید یا سرخ آن را که لبه پشمی کلفت قهوهای رنگ داشت بر سر میگذاشتند.24 جلودارها از کلاههای بوقی به رنگ سبز، سرخ، خاکستری، یا طلایی با لبه پشمی طلایی یا سیاه استفاده میکردند.25 در همین دوره در مجموعه خلعتهای وزارت، از کلاهی مرصع به نام «کلاه نوروزی» نام بردهاند26 که میباید همانی باشد که در زمان صفویان به آن «کلاه دولت» میگفتهاند.27 هر دوی این نامها، ظاهراً مربوط به نوعی کلاه کله قندی منگولهدار است. شاهان صفوی نوع شل و کوتاه این کلاه را که اغلب آبی رنگ و خالدار بود و به سبب شلی، بالای آن به طرف پایین خم میشد، بر سر میگذاشتند.28 در دوره نادرشاه افشار، نوک بالایی این کلاه را بریدند،29 و همین با تغییرات دیگری به دوره قاجار٭ رسید.30
نک: کلاه، لباس محکومین.
10. Flandin,E,Coste,P. Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris,Gide et Bandy,1843-1854, vol 4, pl. 18.
نقش برجسته صخرهای بیستون، آخرین نفر از دستگیرشدگان.
11. Herrmann,G. The Iranian revival,Oxford, 1977, Pp. 67,70.
نقش برجسته روی ستون اتاق ش2، قلعه یزدگرد، کوههای زاگرس؛
Rawlinson,G. The sixth great oriental monarchy,Tehran, 1976, Pp 392-394.
نقش برجسته صخرهای، تنگ سروک، شمال بهبهان؛
Sellwood, D.Coinage of Parthia,2nd ed, London, 1980, Pp. 89-92, type 31, no 31. 2,Pp. 131-156, type 43, no 43.12.
نقش پشت سکه چهار درهمی اُُُرُد اول شاه اشکانی( 80-90 پ م ) ضرب سلوکیه و نقش پشت سکه یک درهمی اُرُد دوم اشکانی، ضرب همدان.
12. بر سر نرسه شاه ساسانی( 293- 302 م )، لوکونین، و. تمدن ایران ساسانی. ترجمه عنایت الله رضا، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372، ص376، جدول، 19 ش، I a.
13. حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعه الثالثه، 1953م، ج2، ص362-363 ؛
Dozy,R. P. R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp. 73-80,262-278
ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625 ؛ متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع، نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص154-155.
14. ابن اثیر، ج9، ص625؛ متز، ج2، ص154- 156.
15. مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص57.
16. Grube,E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth Century in the keir collection,Oxford,1976,Pp. 77,83 no 38,42.
نقوش روی بشقاب، موزه قاهره، بشقاب نیشابور؛ ابن اثیر، ج8، ص463؛ گردیزی، ابوسعید عبدالحی، زین الاخبار، تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران: دنیای کتاب، 1363، ص346.
17. مآخذ، 10، 12.
18. از بالای گوی کلاهش تا انتهای ریش بلندش را دو زراع (دو گز) نوشتهاند. راوندی، محمد بن علی. راحه الصدور و آیه السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص117؛ نیشابوری، خواجه امام ظهیرالدین. سلجوقنامه. با مقدمه محمد رمضانی، اسمعیل افشار، تهرانک کلاله خاور، 1332، ص 23؛ خواندمیر آنرا طاقیه طولانی نام نهاده. حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333- 1334، ج2، ص 487.
19. راوندی، ص 331؛ جوزجانی، منهاج السراج. طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص281؛ بیهقی، ابوالفضلمحمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص61؛ ابن اثیر، ج 1، ص502-503.
20. جوزجانی، ج1، ص355، 411- 412؛ مقایسه شود با ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. دایره المعارف عثمانیه، حیدرآباد دکن، 1358- 1359 ق، ج8، ص53.
21. ابن اثیر، وقایع سال 594 ق/1197 م؛ جوزجانی، ج1، ص 246.
22. Pope. 1967, vol 9, no 517, vol 10, P.655.
نقش برجسته گچی ری با نام طغرل دوم، موزه پنسیلوانیا و نقش سوارکار بر بشقاب کاشان، مقایسه شود با کلاه دراز تاجالدین یلدوز و قطبالدین ایبک از امرای بزرگ غوری، که همراه قبا و کمرهای زرین، هدایای فرستاده شده غیاثالدین محمود غزنوی بود، جوزجانی، ج1، ص412؛ ابن اثیر، ج12، ص247- 248.
23. Gray,B. La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 45-48, 57-58.
نسخه عجایب المخلوقات، بغداد: کتابخانه ملی پاریس، sup. pers. 332 . پشت ورقه 158 . نیز، ورقی از نسخه شاهنامه (وزیرقوامالدین)، شیراز: بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477، نیز کلاه نمدی. ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص293.
24. عکاشه، ثروت. موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص206، لوحههای 263، 266، مهرو مشتری، دارالکتب مصر، ص 308، لوحه 288، شاهنامه شاه تهماسب، موزه متروپولیتن نیویورک.
Nizami. Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م, no 9,10,57.
مجالس خمسه نظامی
25. Nizami, no 5,27,33,38,43,45,57
مجالس خمسه نظامی ; شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس یازدهم
26. خواندمیر. ج4، ص88 ، 103، 159، 167، 179، 188، 194، 196؛ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران، شرق، 1368، ص 174، 218، 293، مقایسه شود با هدایای نه گانهای به نام نوئنا Nouena شامل لباسهای ابریشمی و حریرهای ارغوانی و مانند آن، که تاتارهای نواحی شمالی تر به بزرگان میدادند. ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) سفرنامههای ونیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349، ص 25.
27. در تبریز و در مجلس اوزون حسن، برای تفریح درباریان، چنین کلاهی را یک به یک برسر میگذاشتهاند، ونیزیان، ص 71-72،
Gray, Pp.72-77
گلچین، لیسبون، گلبانگیان، ورقه .47
28. Nizami. no 31-33.
مجالسی از خمسه نظامی؛ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص232- 233.
29. برای برخی از تصاویر نادر، نک :
Kirketerp, Moller, H. Nadir shah, Christian vii og William Jons, fund og forskning I det kongelige biblioteks samlinger,IX,1962,Pp.114-127 ;
افشار، ایرج. تصاویر نادرشاه و شاه عباس در کپنهاگ. مجله راهنمای کتاب، س دهم. ش دوم، تیر 1346، ص181-183، ش2، موزه کپنهاک، ش2، همانجا، الحاق به نسخه جهانگشای نادری، pers. 63، ش4، نقاشی بوردیه در کتابGentil (1822) part, II، سه نیم تنه نقاشی شده دیگر یکی در هند و دیگری در کتابخانه ملی پاریس، نسخه No. 24219، که Otter و Minorsky، به ترتیب آنها را درابتدای رسالات خود آوردهاند، سومی در اداره اسناد تاریخی پنجاب، حکمت، علیاصغر. تصویر تازهای از نادر شاه، مجله یادگار، س چهارم، ش اول و دوم، شهریور- مهر 1326، ص35- 36؛ برای تصاویر دیگر حاکمان افشار، نک : سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهای ایران. ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص382- 384، ش154، شa ,b155؛ آلبوم کاخ گلستان، ش1639، که نقاشی ناتمامی است از عادلشاه، نیز، اقبال، عباس. عاقبت نادر شاه، مجله یادگار، س دوم، ش دوم، مهر1324، ص 40- 43.
30. Maddison,F;E. S. Smit. Science,tools & magic, the Nasser D. Khalili collection of Islamic art,ed,J. Raby,Oxford university press,vol XII, 1997,Pp. 171-172, AH 1262, LAQ 29
مجموعه خلیلی، نقاشی محمدشاه و حاج میرزا آغاسی؛ نقاشی دیواری کاخ گلستان، فتحعلیشاه قاجار و درباریان و سفرا؛ نقاشیهای روی سرتاقچههای گچی مقرنسکاری شده، ذکاء، یحیی، و محمد حسن سمسار. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری، انتشارات نخست وزیری، 1357، ص72-76؛ مقایسه شود با شاهنامه موزه رضا عباسی، ش 1-67، 70، ص 353، مجلس بیست و دوم
[1]. Skunxa
محمدرضا چیت ساز
- ↑ Spycket,A. Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda, (1992), P. 101,pl. 68,no 546
- ↑ نگهبان، عزت الله. حفاری هفت تپه دشت خوزستان. سازمان میراث فرهنگی، 1372، ص245- 246، 329، 348، اثر مهر H. T. S. 238، ش 206، طرح 69.
- ↑ Porada,E. Tchoga-Zanbil la glyptique, Paris, 1970, p 19, TZ 598. 1956, no 13; Calmeyer, P. Relief bronzen in Babylonischem stil,München, 1973, Pp 44-45, no E 2, 94-95, Abb. 90.
- ↑ Amiet,P. Elam, Paris, 1966, Pp 374-377, fig 282-285; Porada, 1970, Pp. 28-33, TZ 474. 1956, no 27.
- ↑ Dalton,O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, Pp. 2-3, pl. 2.
- ↑ Pope,A. U. A survey of Persian art,ed,P. Ackerman,Oxford,1938-1939,vol 4,pl. 124,no C
- ↑ De mecquenem,R. The Achaemenid and later remains at Susa, SPA, 1938-1939,vol I,p. 327, fig 77.
- ↑ Walser,V. Persepolis, Tübingen, 1980, P. 32.