پرش به محتوا

آل بختیشوع: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''آل بختيشوع'''، شهرت خاندان ايراني دانشور و دانش دوستي كه هريك از اعضاي آن از نامورترين پزشكان روزگار خود بودند. بختيشوع، سرسلسلة اين خاندان و فرزندش جبرئيل احتمالا در ربع نخست سدة 1ق رياست بيمارستان مشهور جندي‌شاپور (نزديك اهواز كنوني) را بر...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''آل بختيشوع'''، شهرت خاندان ايراني دانشور و دانش دوستي كه هريك از اعضاي آن از نامورترين پزشكان روزگار خود بودند. بختيشوع، سرسلسلة اين خاندان و فرزندش جبرئيل احتمالا در ربع نخست سدة رياست بيمارستان مشهور جندي‌شاپور (نزديك اهواز كنوني) را بر عهده داشتند كه از زندگي آن دو اطلاعي در دست نيست.<sup>1</sup> ديگر نامداران اين خاندان از اين قرارند:
'''آل بختیشوع'''، شهرت خاندان ایرانی دانشور و دانش دوستی که هریک از اعضای آن از نامورترین پزشکان روزگار خود بودند. بختیشوع، سرسلسله این خاندان و فرزندش جبرئیل احتمالا در ربع نخست سده ریاست بیمارستان مشهور [[گندی شاپور|جندی‌شاپور]] (نزدیک اهواز کنونی) را بر عهده داشتند که از زندگی آن دو اطلاعی در دست نیست.<sup>1</sup> دیگر نامداران این خاندان از این قرارند:


# جورجس فرزند جبرئيل (د پس از 152ق / 769م)، رئيس پزشكان جندي شاپور در ميانة سدة 2ق، براي درمان منصور عباسي، به اجبار به بغداد فراخوانده شد و 4 سال بعد، به جندي‌شاپور بازگشت و چندي بعد در آ‎نجا درگذشت. وي به آيين مسيح و اصول اخلاقي سخت پايبند و از خدمت خليفگان ناخشنود بود. به زبان‌هاي پهلوي، يوناني و سرياني تسلط داشت و عربي نيز مي‌دانست. دانشنامه‌اي در پزشكي به سرياني نوشت و آثاري را از يوناني به عربي ترجمه كرد.<sup>2و3و4و5و6و7</sup>
# جورجس فرزند جبرئیل (د پس از 152ق / 769م)، رئیس پزشکان جندی شاپور در میانه سده 2ق، برای درمان منصور عباسی، به اجبار به بغداد فراخوانده شد و 4 سال بعد، به جندی‌شاپور بازگشت و چندی بعد در آ‎نجا درگذشت. وی به آیین مسیح و اصول اخلاقی سخت پایبند و از خدمت خلیفگان ناخشنود بود. به زبان‌های پهلوی، یونانی و سریانی تسلط داشت و عربی نیز می‌دانست. دانشنامه‌ای در پزشکی به سریانی نوشت و آثاری را از یونانی به عربی ترجمه کرد.<sup>2و3و4و5و6و7</sup>
# بختيشوع دوم فرزند جورجس (د پيش از 187ق / ؟م) كه بر خلاف پدر در خدمت به خلفيگان بغداد شتاب داشت. پس از رفتن پدر به بغداد رئيس بيمارستان جندي شاپور شد. يك بار در فاصلة 158-169ق و بار دوم به دعوت يحيي بن خالد برمكي و براي درمان هارون عباسي  در 171ق به بغداد رفت. كتاب ''الكناش المختصر'' را نوشت.<sup>8و9و10</sup>
# بختیشوع دوم فرزند جورجس (د پیش از 187ق / ؟م) که بر خلاف پدر در خدمت به خلفیگان بغداد شتاب داشت. پس از رفتن پدر به بغداد رئیس بیمارستان جندی شاپور شد. یک بار در فاصله 158-169ق و بار دوم به دعوت یحیی بن خالد برمکی و برای درمان هارون عباسی  در 171ق به بغداد رفت. کتاب ''الکناش المختصر'' را نوشت.<sup>8و9و10</sup>
# جبرئيل دوم (د 213ق / ؟م) فرزند بختيشوع دوم از نظر جايگاه اجتماعي برجسته ترين فرد خاندان بختيشوع بود. اما از نظر اعتبار علمي هرگز به پاي پدرانش نرسيد.<sup>11</sup> در 171ق / ؟م رئيس بيمارستان جندي‌شاپور شد. در 175ق به سفارش پدر به عنوان پزشك شخصي جعفر برمكي به بغداد فرا خوانده شد و از اين پس خاندان بختيشوع رياست اين بيمارستان را رها كردند.<sup>12</sup> جبرئيل پس از مرگ پدر، به خليفه نيز خدمت كرد. بعدها در دربار هارون به مقامي والا دست يافت و پس از گذراندن فراز و نشيب‌هاي بسيار سرانجام در 213ق در اوج قدرت و اعتبار درگذشت. جبرئيل بخشي از ثروت باورنكردني خود را، كه گويند همه را مديون حرفة خود بود به حمايت از مترجمان، بويژه حنين بن اسحاق اختصاص داد.<sup>13و14و15</sup>
# جبرئیل دوم (د 213ق / ؟م) فرزند بختیشوع دوم از نظر جایگاه اجتماعی برجسته ترین فرد خاندان بختیشوع بود. اما از نظر اعتبار علمی هرگز به پای پدرانش نرسید.<sup>11</sup> در 171ق / ؟م رئیس بیمارستان جندی‌شاپور شد. در 175ق به سفارش پدر به عنوان پزشک شخصی جعفر برمکی به بغداد فرا خوانده شد و از این پس خاندان بختیشوع ریاست این بیمارستان را رها کردند.<sup>12</sup> جبرئیل پس از مرگ پدر، به خلیفه نیز خدمت کرد. بعدها در دربار هارون به مقامی والا دست یافت و پس از گذراندن فراز و نشیب‌های بسیار سرانجام در 213ق در اوج قدرت و اعتبار درگذشت. جبرئیل بخشی از ثروت باورنکردنی خود را، که گویند همه را مدیون حرفه خود بود به حمایت از مترجمان، بویژه حنین بن اسحاق اختصاص داد.<sup>13و14و15</sup>
# بختيشوع سوم (د 256ق / ؟م) فرزند جبرئيل دوم در 213ق و پس از مرگ پدر،  جانشين وي شد و همچون او از توجه ويژة خليفگان عباسي برخوردار گشت. در اين ميان دو بار همة دارايي هنگفت او را  مصادره كردند، اما باز آنها را به دست آورد. او نيز بخشي از ثروت خود را صرف حمايت از مترجمان كرد.<sup>16و17و18</sup> پس از مرگش، دولتمردان ديگر با سوء استفاده از بحران سياسي بغداد كه به اوج خود رسيده بود همة دارايي افسانه‌اي وي را تصاحب كردند و چيزي براي پسرش عبيدالله و ديگر فرزندان خردسالش نگذاشتند. عبيدالله بر خلاف نياكانش، نتوانست به حرفة پزشكي وارد شود و بعدها به اعتبار شهرت پدر شغلي ديواني بر عهده گرفت.<sup>19</sup>
# بختیشوع سوم (د 256ق / ؟م) فرزند جبرئیل دوم در 213ق و پس از مرگ پدر،  جانشین وی شد و همچون او از توجه ویژه خلیفگان عباسی برخوردار گشت. در این میان دو بار همه دارایی هنگفت او را  مصادره کردند، اما باز آنها را به دست آورد. او نیز بخشی از ثروت خود را صرف حمایت از مترجمان کرد.<sup>16و17و18</sup> پس از مرگش، دولتمردان دیگر با سوء استفاده از بحران سیاسی بغداد که به اوج خود رسیده بود همه دارایی افسانه‌ای وی را تصاحب کردند و چیزی برای پسرش عبیدالله و دیگر فرزندان خردسالش نگذاشتند. عبیدالله بر خلاف نیاکانش، نتوانست به حرفه پزشکی وارد شود و بعدها به اعتبار شهرت پدر شغلی دیوانی بر عهده گرفت.<sup>19</sup>
# جبرئيل سوم (311-396ق / ؟م) پسر عبيدالله. پس از مرگ پدر و در نوجواني به آموزش پزشكي پرداخت در دربار آل بويه* و ديگر فرمانروايان ايران شهرت بسيار يافت زيرا بر زبان فارسي تسلط داشت.<sup>20</sup> ابوسعيد عبيدالله (د حدود 455ق / ؟م) فرزند جبرئيل آخرين فرد نامدار اين خاندان بود. وي آثار متعددي از خود برجاي گذاشت كه از جملة آنها مي‌توان به ''مناقب الاطباء'' (دربارة تاريخ پزشكان) اشاره كرد كه تاريخ نگاران بعدي از آن بهره برده‌اند.<sup>21</sup>وي در 429ق / ؟م يا كمي پس از آن، در رد نظر كساني كه پزشكي را جداي از فلسفه مي‌دانستند كتاب ''وجوب النظر علي الطبيب في الأحداث النفسانية و كون العشق مرضا''، را نوشت.<sup>22</sup>كه فليكس كلاين ـ فرانكه [1]متن عربي آن را با عنوان ''رسالة في الطب و الاحداث النفسانية'' به همراه آلماني در بيروت به چاپ رسانده است.<sup>23</sup>  <br />'''مآخذ:'''
# جبرئیل سوم (311-396ق / ؟م) پسر عبیدالله. پس از مرگ پدر و در نوجوانی به آموزش پزشکی پرداخت در دربار آل بویه* و دیگر فرمانروایان ایران شهرت بسیار یافت زیرا بر زبان فارسی تسلط داشت.<sup>20</sup> ابوسعید عبیدالله (د حدود 455ق / ؟م) فرزند جبرئیل آخرین فرد نامدار این خاندان بود. وی آثار متعددی از خود برجای گذاشت که از جمله آنها می‌توان به ''مناقب الاطباء'' (درباره تاریخ پزشکان) اشاره کرد که تاریخ نگاران بعدی از آن بهره برده‌اند.<sup>21</sup>وی در 429ق / ؟م یا کمی پس از آن، در رد نظر کسانی که پزشکی را جدای از فلسفه می‌دانستند کتاب ''وجوب النظر علی الطبیب فی الأحداث النفسانیه و کون العشق مرضا''، را نوشت.<sup>22</sup>که فلیکس کلاین ـ فرانکه [1]متن عربی آن را با عنوان ''رساله فی الطب و الاحداث النفسانیه'' به همراه آلمانی در بیروت به چاپ رسانده است.<sup>23</sup>  <br />'''مآخذ:'''


# كرامتي، يونس. «پزشكي»، ''دايرة المعارف بزرگ اسلامي''. ج 13، ص 643.
# کرامتی، یونس. «پزشکی»، ''دایره المعارف بزرگ اسلامی''. ج 13، ص 643.
# ابن نديم. الفهرست. به كوشش رضا تجدد، تهران: 1350ش، ص 354.
# ابن ندیم. الفهرست. به کوشش رضا تجدد، تهران: 1350ش، ص 354.
# ابن مطران، اسعد. ''بستان الاطباء و روضة الالباء''. چ تصويري، به كوشش مهدي محقق، تهران: 1368، ج 1، ص 65.
# ابن مطران، اسعد. ''بستان الاطباء و روضه الالباء''. چ تصویری، به کوشش مهدی محقق، تهران: 1368، ج 1، ص 65.
# قفطي، ''تاريخ الحكماء''. اختصار زوزني، به كوشش يوليوس ليپرت، لايپزيگ: 1903م، ص 158-160.
# قفطی، ''تاریخ الحکماء''. اختصار زوزنی، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ: 1903م، ص 158-160.
# ابن ابي اصيبعه، احمد، ''عيون الانباء في طبقات الاطباء''، به كوشش اگوست مولر، قاهره، 1299ق، ج 1، ص 123-125، 203.
# ابن ابی اصیبعه، احمد، ''عیون الانباء فی طبقات الاطباء''، به کوشش اگوست مولر، قاهره، 1299ق، ج 1، ص 123-125، 203.
# بيروني، ابويحان محمد بن احمد، ''الصيدنة'' ''في الطب''، به كوشش عباس زرياب، تهران، 1370ش، ص 618؛
# بیرونی، ابویحان محمد بن احمد، ''الصیدنه'' ''فی الطب''، به کوشش عباس زریاب، تهران، 1370ش، ص 618؛
# رازي، محمد بن زكريا،  ''الحاوي''، حيدرآباد دكن، چ اول، صص 1/99، 11/293.
# رازی، محمد بن زکریا،  ''الحاوی''، حیدرآباد دکن، چ اول، صص 1/99، 11/293.
# Graf, G., '''''Geschichte der christlichen arabischen Literatur''''', Vatican, 1947, Vol II, p 110.
# Graf, G., '''''Geschichte der christlichen arabischen Literatur''''', Vatican, 1947, Vol II, p 110.
# قفطي،100-101، 158-160؛ ابن ابي اصيبعه، 1/123-127.
# قفطی،100-101، 158-160؛ ابن ابی اصیبعه، 1/123-127.
# Graf, vol II , p 110.
# Graf, vol II , p 110.
# Ullmann, M., '''''Die Medizin im Islam''''', Leiden,1970, p 109.
# Ullmann, M., '''''Die Medizin im Islam''''', Leiden,1970, p 109.
# كرامتي، «پزشكي»، ص 645.
# کرامتی، «پزشکی»، ص 645.
# همانجا؛ قفطي، صص 383-384؛ ابن ابي اصيبعه، ج 1، ص 174.
# همانجا؛ قفطی، صص 383-384؛ ابن ابی اصیبعه، ج 1، ص 174.
# قفطي، ص 132-146، 158-160؛ ابن ابي اصيبعه، ج1، صص 127-138.
# قفطی، ص 132-146، 158-160؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 127-138.
# جهشياري، محمد،  ''الوزراء و الكتاب''، به كوشش مصطفي سقا و ديگران، قاهره، 1357ق، ص 176، 225-227.
# جهشیاری، محمد،  ''الوزراء و الکتاب''، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، 1357ق، ص 176، 225-227.
# حنين بن اسحاق، ''رسالة الي علي بن يحيي في ذكر ماترجم من كتب جالينوس''، به كوشش مهدي محقق، تهران، 1379ش، شماره‌هاي 13، 17، 43، 108، 110.
# حنین بن اسحاق، ''رساله الی علی بن یحیی فی ذکر ماترجم من کتب جالینوس''، به کوشش مهدی محقق، تهران، 1379ش، شماره‌های 13، 17، 43، 108، 110.
# ابن قتيبه دينوري، عبدالله، ''عيون الاخبار''، قاهره، 1343-1349ق/1925-1930م؛ ج 1ص 309، ج 2 صص103-104، ج4 ص 94.
# ابن قتیبه دینوری، عبدالله، ''عیون الاخبار''، قاهره، 1343-1349ق/1925-1930م؛ ج 1ص 309، ج 2 صص103-104، ج4 ص 94.
# قفطي، ص 102-104؛ ابن ابي اصيبعه، ج1، صص 138-144؛ حنين شماره‌هاي  2، 11، 14 و جز آن
# قفطی، ص 102-104؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 138-144؛ حنین شماره‌های  2، 11، 14 و جز آن
# Leclerc, L., '''''Histoire de la médecine Arabe''''', Paris, 1876, Vol. I. pp 102-103
# Leclerc, L., '''''Histoire de la médecine Arabe''''', Paris, 1876, Vol. I. pp 102-103
# ابن ابي اصيبعه، ج1، صص 144؛ كرامتي، «پزشكي»، ص 648.
# ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 144؛ کرامتی، «پزشکی»، ص 648.
# قفطي، صص 146-151؛ ابن ابي اصيبعه، ج1، صص 144-148.
# قفطی، صص 146-151؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 144-148.
# مثلا قفطي، ص 126، 127، 356؛ ابن ابي اصيبعه، ج1، صص 72، 75، 144.
# مثلا قفطی، ص 126، 127، 356؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 72، 75، 144.
# ابوسعيد بن بختيشوع، ''رسالة في الطب و الاحداث النفسانية''، به كوشش فليكس كلاين فرانكه، ص 22.
# ابوسعید بن بختیشوع، ''رساله فی الطب و الاحداث النفسانیه''، به کوشش فلیکس کلاین فرانکه، ص 22.
# Klein-Franke, Felix, tr. '''''Über die Heilung der Krankheiten der Seele und des Körpers''''', Beirut.
# Klein-Franke, Felix, tr. '''''Über die Heilung der Krankheiten der Seele und des Körpers''''', Beirut.



نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۵۵

آل بختیشوع، شهرت خاندان ایرانی دانشور و دانش دوستی که هریک از اعضای آن از نامورترین پزشکان روزگار خود بودند. بختیشوع، سرسلسله این خاندان و فرزندش جبرئیل احتمالا در ربع نخست سده 1ق ریاست بیمارستان مشهور جندی‌شاپور (نزدیک اهواز کنونی) را بر عهده داشتند که از زندگی آن دو اطلاعی در دست نیست.1 دیگر نامداران این خاندان از این قرارند:

  1. جورجس فرزند جبرئیل (د پس از 152ق / 769م)، رئیس پزشکان جندی شاپور در میانه سده 2ق، برای درمان منصور عباسی، به اجبار به بغداد فراخوانده شد و 4 سال بعد، به جندی‌شاپور بازگشت و چندی بعد در آ‎نجا درگذشت. وی به آیین مسیح و اصول اخلاقی سخت پایبند و از خدمت خلیفگان ناخشنود بود. به زبان‌های پهلوی، یونانی و سریانی تسلط داشت و عربی نیز می‌دانست. دانشنامه‌ای در پزشکی به سریانی نوشت و آثاری را از یونانی به عربی ترجمه کرد.2و3و4و5و6و7
  2. بختیشوع دوم فرزند جورجس (د پیش از 187ق / ؟م) که بر خلاف پدر در خدمت به خلفیگان بغداد شتاب داشت. پس از رفتن پدر به بغداد رئیس بیمارستان جندی شاپور شد. یک بار در فاصله 158-169ق و بار دوم به دعوت یحیی بن خالد برمکی و برای درمان هارون عباسی  در 171ق به بغداد رفت. کتاب الکناش المختصر را نوشت.8و9و10
  3. جبرئیل دوم (د 213ق / ؟م) فرزند بختیشوع دوم از نظر جایگاه اجتماعی برجسته ترین فرد خاندان بختیشوع بود. اما از نظر اعتبار علمی هرگز به پای پدرانش نرسید.11 در 171ق / ؟م رئیس بیمارستان جندی‌شاپور شد. در 175ق به سفارش پدر به عنوان پزشک شخصی جعفر برمکی به بغداد فرا خوانده شد و از این پس خاندان بختیشوع ریاست این بیمارستان را رها کردند.12 جبرئیل پس از مرگ پدر، به خلیفه نیز خدمت کرد. بعدها در دربار هارون به مقامی والا دست یافت و پس از گذراندن فراز و نشیب‌های بسیار سرانجام در 213ق در اوج قدرت و اعتبار درگذشت. جبرئیل بخشی از ثروت باورنکردنی خود را، که گویند همه را مدیون حرفه خود بود به حمایت از مترجمان، بویژه حنین بن اسحاق اختصاص داد.13و14و15
  4. بختیشوع سوم (د 256ق / ؟م) فرزند جبرئیل دوم در 213ق و پس از مرگ پدر،  جانشین وی شد و همچون او از توجه ویژه خلیفگان عباسی برخوردار گشت. در این میان دو بار همه دارایی هنگفت او را  مصادره کردند، اما باز آنها را به دست آورد. او نیز بخشی از ثروت خود را صرف حمایت از مترجمان کرد.16و17و18 پس از مرگش، دولتمردان دیگر با سوء استفاده از بحران سیاسی بغداد که به اوج خود رسیده بود همه دارایی افسانه‌ای وی را تصاحب کردند و چیزی برای پسرش عبیدالله و دیگر فرزندان خردسالش نگذاشتند. عبیدالله بر خلاف نیاکانش، نتوانست به حرفه پزشکی وارد شود و بعدها به اعتبار شهرت پدر شغلی دیوانی بر عهده گرفت.19
  5. جبرئیل سوم (311-396ق / ؟م) پسر عبیدالله. پس از مرگ پدر و در نوجوانی به آموزش پزشکی پرداخت در دربار آل بویه* و دیگر فرمانروایان ایران شهرت بسیار یافت زیرا بر زبان فارسی تسلط داشت.20 ابوسعید عبیدالله (د حدود 455ق / ؟م) فرزند جبرئیل آخرین فرد نامدار این خاندان بود. وی آثار متعددی از خود برجای گذاشت که از جمله آنها می‌توان به مناقب الاطباء (درباره تاریخ پزشکان) اشاره کرد که تاریخ نگاران بعدی از آن بهره برده‌اند.21وی در 429ق / ؟م یا کمی پس از آن، در رد نظر کسانی که پزشکی را جدای از فلسفه می‌دانستند کتاب وجوب النظر علی الطبیب فی الأحداث النفسانیه و کون العشق مرضا، را نوشت.22که فلیکس کلاین ـ فرانکه [1]متن عربی آن را با عنوان رساله فی الطب و الاحداث النفسانیه به همراه آلمانی در بیروت به چاپ رسانده است.23
    مآخذ:
  1. کرامتی، یونس. «پزشکی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. ج 13، ص 643.
  2. ابن ندیم. الفهرست. به کوشش رضا تجدد، تهران: 1350ش، ص 354.
  3. ابن مطران، اسعد. بستان الاطباء و روضه الالباء. چ تصویری، به کوشش مهدی محقق، تهران: 1368، ج 1، ص 65.
  4. قفطی، تاریخ الحکماء. اختصار زوزنی، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ: 1903م، ص 158-160.
  5. ابن ابی اصیبعه، احمد، عیون الانباء فی طبقات الاطباء، به کوشش اگوست مولر، قاهره، 1299ق، ج 1، ص 123-125، 203.
  6. بیرونی، ابویحان محمد بن احمد، الصیدنه فی الطب، به کوشش عباس زریاب، تهران، 1370ش، ص 618؛
  7. رازی، محمد بن زکریا،  الحاوی، حیدرآباد دکن، چ اول، صص 1/99، 11/293.
  8. Graf, G., Geschichte der christlichen arabischen Literatur, Vatican, 1947, Vol II, p 110.
  9. قفطی،100-101، 158-160؛ ابن ابی اصیبعه، 1/123-127.
  10. Graf, vol II , p 110.
  11. Ullmann, M., Die Medizin im Islam, Leiden,1970, p 109.
  12. کرامتی، «پزشکی»، ص 645.
  13. همانجا؛ قفطی، صص 383-384؛ ابن ابی اصیبعه، ج 1، ص 174.
  14. قفطی، ص 132-146، 158-160؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 127-138.
  15. جهشیاری، محمد،  الوزراء و الکتاب، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، 1357ق، ص 176، 225-227.
  16. حنین بن اسحاق، رساله الی علی بن یحیی فی ذکر ماترجم من کتب جالینوس، به کوشش مهدی محقق، تهران، 1379ش، شماره‌های 13، 17، 43، 108، 110.
  17. ابن قتیبه دینوری، عبدالله، عیون الاخبار، قاهره، 1343-1349ق/1925-1930م؛ ج 1ص 309، ج 2 صص103-104، ج4 ص 94.
  18. قفطی، ص 102-104؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 138-144؛ حنین شماره‌های  2، 11، 14 و جز آن
  19. Leclerc, L., Histoire de la médecine Arabe, Paris, 1876, Vol. I. pp 102-103
  20. ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 144؛ کرامتی، «پزشکی»، ص 648.
  21. قفطی، صص 146-151؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 144-148.
  22. مثلا قفطی، ص 126، 127، 356؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 72، 75، 144.
  23. ابوسعید بن بختیشوع، رساله فی الطب و الاحداث النفسانیه، به کوشش فلیکس کلاین فرانکه، ص 22.
  24. Klein-Franke, Felix, tr. Über die Heilung der Krankheiten der Seele und des Körpers, Beirut.

[1]. Felix Klein - Franke

یونس کرامتی