پرش به محتوا

آل بویه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''آل‌بويه،''' بويهيان، بوييان يا ديلميان، سلسله‌اي از حكمرانان ايران شيعه مذهب كه بر بخش بزرگي از ايران و غرب قلمرو خلافت عباسي ميان سال‌هاي 322-448ق / 933-1056م حكومت داشته و به ابوشجاع بوية ماهيگير از مردم ديلم در شمال ايران نسب مي‌رساندند و به دي...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''آل‌بويه،''' بويهيان، بوييان يا ديلميان، سلسله‌اي از حكمرانان ايران شيعه مذهب كه بر بخش بزرگي از ايران و غرب قلمرو خلافت عباسي ميان سال‌هاي 322-448ق / 933-1056م حكومت داشته و به ابوشجاع بوية ماهيگير از مردم ديلم در شمال ايران نسب مي‌رساندند و به ديلمي (ديالمه) معروف بودند.<sup>1</sup>
'''[[آل بویه|آل‌بویه]]،''' بویهیان، بوییان یا دیلمیان، سلسله‌ای از حكمرانان ایران شیعه مذهب كه بر بخش بزرگی از ایران و غرب قلمرو خلافت عباسی میان سال‌های 322-448ق / 933-1056م حكومت داشته و به ابوشجاع بویه ماهیگیر از مردم دیلم در شمال ایران نسب می‌رساندند و به دیلمی (دیالمه) معروف بودند<ref>ابن‌طقطقی، محمد‌بن‌علی‌بن طباطبایی. '''''تاریخ فخری'''''. ترجمه وحید گلپایگانی، تهران: 1360، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص378.</ref>.


علي، حسن و احمد پسران بويه، در آغاز از طريق ماكان كاكي در خدمت سامانيان بودند كه با قدرت يافتن مرداويج زياري در گرگان به خدمت او درآمدند و به تدريج بر غرب ايران، از ري و همدان و اصفهان تا عراق و بغداد و مرزهاي شام و در جنوب بر كرمان، عمان، خوزستان و سواحل جنوبي خليج‌فارس حكمروايي يافتند و علي (ابوالحسن عمادالدوله) در شيراز (322ق / ؟ م)، حسن (ابوعلي ركن‌الدوله) در اصفهان و جبال، احمد (ابوالحسين معزالدوله) در كرمان، عمان و اهواز حكومت بوييان را تأسيس و از خليفه خلعت و فرمان حكومت دريافت كردند.<sup>2</sup> از اين رو مي‌توان حكمرانان آل‌بويه را در 3 شاخه (و به قولي 4 شاخه با تفكيك كرمان از فارس و خوزستان) برشمرد. 1. شاخة حكمراني جبال كه در واقع با ركن‌الدوله آغاز شد و با حكمراني، ابومنصور مؤيدالدوله، ابوالحسن فخرالدوله، مجدالدوله ابوطالب، شمس‌الدوله ابوطاهر و سماءالدوله ابوالحسن ادامه يافت (335-420ق / ؟ م) 2. شاخة حكمراني فارس كه مي‌توان كرمان و خوزستان را نيز براي آن بر شمرد با اقدامات عمادالدوله علي، در شيراز (322ق/  م) در دورة الراضي خليفة عباسي آغاز شد و دورة پادشاهي عضدالدوله فناخسرو پسر ركن‌الدوله بخش‌هاي وسيعي از قلمرو بوييان به آن افزوده گشت. پس از وي، شرف‌الدوله ابوالفوارس شيردل (شيرذيل)،<sup>3</sup> صمصام‌الدوله ابوكاليجار مرزبان، بهاءالدوله ابونصرفيروز، سلطان الدوله ابوشجاع بن بهاءالدوله، عمادالدين ابوكاليجار مرزبان، الملك الرحيم ابونصرخسرو به حكومت رسيدند. (322-450ق/  م). قوام‌الدوله ابوالفوارس و عزالملوك ابومنصور فولادستون از اين شاخه بر كرمان حكومت داشتند. 3. شاخة عراق، از آن‌جا كه در بغداد و در جوار دستگاه خليفة عباسي بود اهميت بسيار داشت. معزالدوله ابوالحسين احمد كه كرمان، عمان وسواحل جنوبي خليج‌فارس را به قلمرو خود افزوده بود به عنوان اميرالامراي بغداد، عراق را نيز بر اين قلمرو افزود.<sup>4</sup> پس از وي پسرش، عزالدوله با فرمانبري از ركن‌الدوله و عضدالدوله به حكومت عراق و شام رسيد اما نافرماني او باعث پيروزي عضدالدوله بر او شد و عضدالدوله، به عنوان مهم‌ترين و قدرتمندترين چهرة بويهي ضمن تسلط بر قلمرو آل‌بويه به مركزيت فارس، عراق و شام را نيز به دست آورد و در مقابل دارالخلافة عباسي شكوه شاهنشاهي خود را به نمايش گذاشت. پس از وي نيز عراق در ادارة حكمرانان بويهي فارس بود تا زماني كه مُشَرَّف‌الدوله شاهنشاه، در زمان فرمانروايي سلطان‌الدوله به اميرالامرايي بغداد رسيد<sup>5</sup> و پس از او نيز جلال‌الدوله ابوطاهر مدتي بر عراق فرمانروايي كرد اما مي‌توان بيان كرد كه عراق در دورة آل‌بويه در قلمرو حكومتي بويهيان فارس قرار داشت. بويهيان در دوره‌اي از حكومت‌هاي چند‌گانه در ايران برآمدند از اين رو با سامانيان، زياريان، الياسيان (در كرمان)، حمدانبان (عراق)، بني‌حسنُويه (جنوب كردستان)، بني‌كاكويه (جبال و كردستان)، غزنويان (شرق ايران) و بيش از همه با دستگاه خلافت عباسي مناسبات و روابط سياسي- نظامي بسيار داشتند. سرانجام نيز با حملة طغرل‌ سلجوقي به غرب ايران، تسلط او بر عراق؛ متواري شدن و اسارت الملك‌الرحيم توسط فضل‌بن‌حسن فضلوية شبانكاره فرمانروايي بوييان بر افتاد. كاهن،[1] تغييرمسير بازرگاني از خليج‌فارس به درياي‌سرخ، مشكلات نظامي، پراكندگي قدرت و تعداد فراوان جانشينان را از دلايل ضعف بوييان مي‌داند.<sup>6</sup>
علی، حسن و احمد پسران بویه، در آغاز از طریق ماكان كاكی در خدمت سامانیان بودند كه با قدرت یافتن مرداویج زیاری در گرگان به خدمت او درآمدند و به تدریج بر غرب ایران، از ری و همدان و اصفهان تا عراق و بغداد و مرزهای شام و در جنوب بر كرمان، عمان، خوزستان و سواحل جنوبی خلیج‌فارس حكمروایی یافتند و علی (ابوالحسن عمادالدوله) در شیراز (322ق / ؟ م)، حسن (ابوعلی ركن‌الدوله) در اصفهان و جبال، احمد (ابوالحسین معزالدوله) در كرمان، عمان و اهواز حكومت بوییان را تأسیس و از خلیفه خلعت و فرمان حكومت دریافت كردند<ref>گاهن، كلود. «ایران در عصر آل‌بویه». '''''تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه'''''. دانشگاه كمبریج، ترجمه حسن انوشه، تهران: 1363، امیركبیر، ج4، ص222.</ref>. از این رو می‌توان حكمرانان [[آل بویه|آل‌بویه]] را در 3 شاخه (و به قولی 4 شاخه با تفكیك كرمان از فارس و خوزستان) برشمرد.  


بوييان در دورة طلايي فرهنگ و تمدن ايراني، سدة 4ق، تأثير بسيار در اعتلاي هويت ايراني داشتند.<sup>7</sup> اين خاندانِ شيعه مذهب بي‌آن‌كه به جدال مذهبي با خلافت برخيزد، بر خلافت عباسي و قلمرو پهناور آن تسلط يافت و خليفه در بغداد از اقتدار گذشته تنها نام خلافت را داشت. ديلميان كه پيشينه‌اي نظامي داشتند و نسب خود را به ساسانيان مي‌رساندند در اعتلاي فرهنگ و تمدن ايراني تأثير بسيار داشته و فرمانرواياني چون ركن‌الدوله و عضدالدوله به لقب شاهنشاه شناخته مي‌شدند<sup>8</sup> و در دربار آنان، آداب و رسوم ايرانيان و آئين‌ پادشاهي ساسانيان انجام مي‌شد. در اين زمان اوضاع اقتصادي جامعه بسته به شرايط سياسي تا اندازه‌اي سامان داشت. اما بنيانِ اقتصاد آل‌بويه بر درآمدهاي مالياتي و نظام اقطاع مالياتي بود. از اين رو بر عمران و آباداني شهرها و روستاها اهتمام ورزيده و به ويژه در كشاورزي تحولات بسيار انجام گرفت.<sup>9</sup> سازمان اداري آل‌بويه متكي بر نهاد وزارت بود كه گاه از وزيران توانايي چون  صاحب‌ بن عباد بهره‌مند بود و از منابع بر‌مي‌آيد كه در اوج اقتدار بوييان 2 وزير (در شيراز و بغداد) اين نهاد را اداره مي‌كردند. اعتلاي دانش و فرهنگ از ويژگي‌هاي اين دوره است كه بناي كتابخانه در شيراز، بيمارستان عضدي در بغداد،<sup>10</sup> حمايت از دانشمندان، و حضور اديبان، شعرا، فقيهان، مفسران و فيلسوفان، مورخان و جغرافي‌دانان بسيار در اين دوره از نشانه‌هاي دانش‌دوستي و فرهنگ‌پروري بوييان است.
1. شاخه حكمرانی جبال كه در واقع با ركن‌الدوله آغاز شد و با حكمرانی، ابومنصور مؤیدالدوله، ابوالحسن فخرالدوله، مجدالدوله ابوطالب، شمس‌الدوله ابوطاهر و سماءالدوله ابوالحسن ادامه یافت (335-420ق / ؟ م)  


2. شاخه حكمرانی فارس كه می‌توان كرمان و خوزستان را نیز برای آن بر شمرد با اقدامات عمادالدوله علی، در شیراز (322ق/  م) در دوره الراضی خلیفه عباسی آغاز شد و دوره پادشاهی عضدالدوله فناخسرو پسر ركن‌الدوله بخش‌های وسیعی از قلمرو بوییان به آن افزوده گشت. پس از وی، شرف‌الدوله ابوالفوارس شیردل (شیرذیل)،<ref>مستوفی، حمدالله. '''''تاریخ گزیده'''''. چاپ عبدالحسین نوایی، تهران: 1362، امیركبیر، ص422.</ref> صمصام‌الدوله ابوكالیجار مرزبان، بهاءالدوله ابونصرفیروز، سلطان الدوله ابوشجاع بن بهاءالدوله، عمادالدین ابوكالیجار مرزبان، الملك الرحیم ابونصرخسرو به حكومت رسیدند. (322-450ق/  م). قوام‌الدوله ابوالفوارس و عزالملوك ابومنصور فولادستون از این شاخه بر كرمان حكومت داشتند.


'''مآخذ:'''
3. شاخه عراق، از آن‌جا كه در بغداد و در جوار دستگاه خلیفه عباسی بود اهمیت بسیار داشت. معزالدوله ابوالحسین احمد كه كرمان، عمان وسواحل جنوبی خلیج‌فارس را به قلمرو خود افزوده بود به عنوان امیرالامرای بغداد، عراق را نیز بر این قلمرو افزود.


# ابن‌طقطقي، محمد‌بن‌علي‌بن طباطبايي. '''''تاريخ فخري'''''. ترجمة وحيد گلپايگاني، تهران: 1360، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص378.
<ref>زرین‌كوب، عبدالحسین. '''''تاریخ مردم ایران.''''' تهران: 1367، امیركبیر، ج2، ص424.</ref> پس از وی پسرش، عزالدوله با فرمانبری از ركن‌الدوله و عضدالدوله به حكومت عراق و شام رسید اما نافرمانی او باعث پیروزی عضدالدوله بر او شد و عضدالدوله، به عنوان مهم‌ترین و قدرتمندترین چهره بویهی ضمن تسلط بر قلمرو آل‌بویه به مركزیت فارس، عراق و شام را نیز به دست آورد و در مقابل دارالخلافه عباسی شكوه شاهنشاهی خود را به نمایش گذاشت. پس از وی نیز عراق در اداره حكمرانان بویهی فارس بود تا زمانی كه مُشَرَّف‌الدوله شاهنشاه، در زمان فرمانروایی سلطان‌الدوله به امیرالامرایی بغداد رسید<ref>سجادی، صادق. «آل‌بویه»، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1367، مركز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص635.</ref> و پس از او نیز جلال‌الدوله ابوطاهر مدتی بر عراق فرمانروایی كرد اما می‌توان بیان كرد كه عراق در دوره آل‌بویه در قلمرو حكومتی بویهیان فارس قرار داشت. بویهیان در دوره‌ای از حكومت‌های چند‌گانه در ایران برآمدند از این رو با سامانیان، زیاریان، الیاسیان (در كرمان)، حمدانبان (عراق)، بنی‌حسنُویه (جنوب كردستان)، بنی‌كاكویه (جبال و كردستان)، غزنویان (شرق ایران) و بیش از همه با دستگاه خلافت عباسی مناسبات و روابط سیاسی- نظامی بسیار داشتند. سرانجام نیز با حمله طغرل‌ سلجوقی به غرب ایران، تسلط او بر عراق؛ متواری شدن و اسارت الملك‌الرحیم توسط فضل‌بن‌حسن فضلویه شبانكاره فرمانروایی بوییان بر افتاد. كاهن،[Cl. Cahen] تغییرمسیر بازرگانی از خلیج‌فارس به دریای‌سرخ، مشكلات نظامی، پراكندگی قدرت و تعداد فراوان جانشینان را از دلایل ضعف بوییان می‌داند<ref>كاهن، كلود. «آل‌بویه»، '''''دانشنامه ایران و اسلام'''''. تهران:1354، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ج1، ص162-161.</ref>.
# گاهن، كلود. «ايران در عصر آل‌بويه». '''''تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه'''''. دانشگاه كمبريج، ترجمة حسن انوشه، تهران: 1363، اميركبير، ج4، ص222.
# مستوفي، حمدالله. '''''تاريخ گزيده'''''. چاپ عبدالحسين نوايي، تهران: 1362، اميركبير، ص422.
# زرين‌كوب، عبدالحسين. '''''تاريخ مردم ايران.''''' تهران: 1367، اميركبير، ج2، ص424.
# سجادي، صادق. «آل‌بويه»، '''''دايرة المعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: 1367، مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج1، ص635.
# كاهن، كلود. «آل‌بويه»، '''''دانشنامة ايران و اسلام'''''. تهران:1354، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ج1، ص162-161.
# فراي، ريچارد. '''''عصر زرين فرهنگ ايران'''''. ترجمة مسعود رجب‌نيا. تهران: 1375، سروش، ص229-226.
# فقيهي، علي‌اصغر. '''''شاهنشاهي عضدالدوله'''''. تهران: 1347، مطبوعاتي اسماعيليان، ص53.
# ابوعلي‌مسكويه، احمد‌ بن محمد. '''''تجارب الامم'''''. ترجمة محمد فضائلي، تهران: 1366، زرين.
# پرويز، عباس. '''''تاريخ ديالمه و غزنويان.''''' تهران: 1363، علمي، ص90-87. <br />[1].  Cl. Cahen


بوییان در دوره طلایی فرهنگ و تمدن ایرانی، سده 4ق، تأثیر بسیار در اعتلای هویت ایرانی داشتند<ref>فرای، ریچارد. '''''عصر زرین فرهنگ ایران'''''. ترجمه مسعود رجب‌نیا. تهران: 1375، سروش، ص229-226.</ref>.
این خاندانِ شیعه مذهب بی‌آن‌كه به جدال مذهبی با خلافت برخیزد، بر خلافت عباسی و قلمرو پهناور آن تسلط یافت و خلیفه در بغداد از اقتدار گذشته تنها نام خلافت را داشت. دیلمیان كه پیشینه‌ای نظامی داشتند و نسب خود را به ساسانیان می‌رساندند در اعتلای فرهنگ و تمدن ایرانی تأثیر بسیار داشته و فرمانروایانی چون ركن‌الدوله و عضدالدوله به لقب شاهنشاه شناخته می‌شدند <ref>فقیهی، علی‌اصغر. '''''شاهنشاهی عضدالدوله'''''. تهران: 1347، مطبوعاتی اسماعیلیان، ص53.</ref>و در دربار آنان، آداب و رسوم ایرانیان و آئین‌ پادشاهی ساسانیان انجام می‌شد. در این زمان اوضاع اقتصادی جامعه بسته به شرایط سیاسی تا اندازه‌ای سامان داشت.
اما بنیانِ اقتصاد آل‌بویه بر درآمدهای مالیاتی و نظام اقطاع مالیاتی بود. از این رو بر عمران و آبادانی شهرها و روستاها اهتمام ورزیده و به ویژه در كشاورزی تحولات بسیار انجام گرفت<ref>ابوعلی‌مسكویه، احمد‌ بن محمد. '''''تجارب الامم'''''. ترجمه محمد فضائلی، تهران: 1366، زرین.</ref>. سازمان اداری [[آل بویه|آل‌بویه]] متكی بر نهاد وزارت بود كه گاه از وزیران توانایی چون  صاحب‌ بن عباد بهره‌مند بود و از منابع بر‌می‌آید كه در اوج اقتدار بوییان 2 وزیر (در شیراز و بغداد) این نهاد را اداره می‌كردند. اعتلای دانش و فرهنگ از ویژگی‌های این دوره است كه بنای كتابخانه در شیراز، بیمارستان عضدی در بغداد،<ref>پرویز، عباس. '''''تاریخ دیالمه و غزنویان.''''' تهران: 1363، علمی، ص90-87. </ref> حمایت از دانشمندان، و حضور ادیبان، شعرا، فقیهان، مفسران و فیلسوفان، مورخان و جغرافی‌دانان بسیار در این دوره از نشانه‌های دانش‌دوستی و فرهنگ‌پروری بوییان است.
== نیز نگاه کنید به ==
== ماخذ ==
== منبع اصلی  ==
دانشنامه ایران
== نویسنده مقاله ==
حسن باستانی‌راد
حسن باستانی‌راد

نسخهٔ ‏۴ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۳۴

آل‌بویه، بویهیان، بوییان یا دیلمیان، سلسله‌ای از حكمرانان ایران شیعه مذهب كه بر بخش بزرگی از ایران و غرب قلمرو خلافت عباسی میان سال‌های 322-448ق / 933-1056م حكومت داشته و به ابوشجاع بویه ماهیگیر از مردم دیلم در شمال ایران نسب می‌رساندند و به دیلمی (دیالمه) معروف بودند[۱].

علی، حسن و احمد پسران بویه، در آغاز از طریق ماكان كاكی در خدمت سامانیان بودند كه با قدرت یافتن مرداویج زیاری در گرگان به خدمت او درآمدند و به تدریج بر غرب ایران، از ری و همدان و اصفهان تا عراق و بغداد و مرزهای شام و در جنوب بر كرمان، عمان، خوزستان و سواحل جنوبی خلیج‌فارس حكمروایی یافتند و علی (ابوالحسن عمادالدوله) در شیراز (322ق / ؟ م)، حسن (ابوعلی ركن‌الدوله) در اصفهان و جبال، احمد (ابوالحسین معزالدوله) در كرمان، عمان و اهواز حكومت بوییان را تأسیس و از خلیفه خلعت و فرمان حكومت دریافت كردند[۲]. از این رو می‌توان حكمرانان آل‌بویه را در 3 شاخه (و به قولی 4 شاخه با تفكیك كرمان از فارس و خوزستان) برشمرد.

1. شاخه حكمرانی جبال كه در واقع با ركن‌الدوله آغاز شد و با حكمرانی، ابومنصور مؤیدالدوله، ابوالحسن فخرالدوله، مجدالدوله ابوطالب، شمس‌الدوله ابوطاهر و سماءالدوله ابوالحسن ادامه یافت (335-420ق / ؟ م)

2. شاخه حكمرانی فارس كه می‌توان كرمان و خوزستان را نیز برای آن بر شمرد با اقدامات عمادالدوله علی، در شیراز (322ق/  م) در دوره الراضی خلیفه عباسی آغاز شد و دوره پادشاهی عضدالدوله فناخسرو پسر ركن‌الدوله بخش‌های وسیعی از قلمرو بوییان به آن افزوده گشت. پس از وی، شرف‌الدوله ابوالفوارس شیردل (شیرذیل)،[۳] صمصام‌الدوله ابوكالیجار مرزبان، بهاءالدوله ابونصرفیروز، سلطان الدوله ابوشجاع بن بهاءالدوله، عمادالدین ابوكالیجار مرزبان، الملك الرحیم ابونصرخسرو به حكومت رسیدند. (322-450ق/  م). قوام‌الدوله ابوالفوارس و عزالملوك ابومنصور فولادستون از این شاخه بر كرمان حكومت داشتند.

3. شاخه عراق، از آن‌جا كه در بغداد و در جوار دستگاه خلیفه عباسی بود اهمیت بسیار داشت. معزالدوله ابوالحسین احمد كه كرمان، عمان وسواحل جنوبی خلیج‌فارس را به قلمرو خود افزوده بود به عنوان امیرالامرای بغداد، عراق را نیز بر این قلمرو افزود.

[۴] پس از وی پسرش، عزالدوله با فرمانبری از ركن‌الدوله و عضدالدوله به حكومت عراق و شام رسید اما نافرمانی او باعث پیروزی عضدالدوله بر او شد و عضدالدوله، به عنوان مهم‌ترین و قدرتمندترین چهره بویهی ضمن تسلط بر قلمرو آل‌بویه به مركزیت فارس، عراق و شام را نیز به دست آورد و در مقابل دارالخلافه عباسی شكوه شاهنشاهی خود را به نمایش گذاشت. پس از وی نیز عراق در اداره حكمرانان بویهی فارس بود تا زمانی كه مُشَرَّف‌الدوله شاهنشاه، در زمان فرمانروایی سلطان‌الدوله به امیرالامرایی بغداد رسید[۵] و پس از او نیز جلال‌الدوله ابوطاهر مدتی بر عراق فرمانروایی كرد اما می‌توان بیان كرد كه عراق در دوره آل‌بویه در قلمرو حكومتی بویهیان فارس قرار داشت. بویهیان در دوره‌ای از حكومت‌های چند‌گانه در ایران برآمدند از این رو با سامانیان، زیاریان، الیاسیان (در كرمان)، حمدانبان (عراق)، بنی‌حسنُویه (جنوب كردستان)، بنی‌كاكویه (جبال و كردستان)، غزنویان (شرق ایران) و بیش از همه با دستگاه خلافت عباسی مناسبات و روابط سیاسی- نظامی بسیار داشتند. سرانجام نیز با حمله طغرل‌ سلجوقی به غرب ایران، تسلط او بر عراق؛ متواری شدن و اسارت الملك‌الرحیم توسط فضل‌بن‌حسن فضلویه شبانكاره فرمانروایی بوییان بر افتاد. كاهن،[Cl. Cahen] تغییرمسیر بازرگانی از خلیج‌فارس به دریای‌سرخ، مشكلات نظامی، پراكندگی قدرت و تعداد فراوان جانشینان را از دلایل ضعف بوییان می‌داند[۶].

بوییان در دوره طلایی فرهنگ و تمدن ایرانی، سده 4ق، تأثیر بسیار در اعتلای هویت ایرانی داشتند[۷].

این خاندانِ شیعه مذهب بی‌آن‌كه به جدال مذهبی با خلافت برخیزد، بر خلافت عباسی و قلمرو پهناور آن تسلط یافت و خلیفه در بغداد از اقتدار گذشته تنها نام خلافت را داشت. دیلمیان كه پیشینه‌ای نظامی داشتند و نسب خود را به ساسانیان می‌رساندند در اعتلای فرهنگ و تمدن ایرانی تأثیر بسیار داشته و فرمانروایانی چون ركن‌الدوله و عضدالدوله به لقب شاهنشاه شناخته می‌شدند [۸]و در دربار آنان، آداب و رسوم ایرانیان و آئین‌ پادشاهی ساسانیان انجام می‌شد. در این زمان اوضاع اقتصادی جامعه بسته به شرایط سیاسی تا اندازه‌ای سامان داشت.

اما بنیانِ اقتصاد آل‌بویه بر درآمدهای مالیاتی و نظام اقطاع مالیاتی بود. از این رو بر عمران و آبادانی شهرها و روستاها اهتمام ورزیده و به ویژه در كشاورزی تحولات بسیار انجام گرفت[۹]. سازمان اداری آل‌بویه متكی بر نهاد وزارت بود كه گاه از وزیران توانایی چون  صاحب‌ بن عباد بهره‌مند بود و از منابع بر‌می‌آید كه در اوج اقتدار بوییان 2 وزیر (در شیراز و بغداد) این نهاد را اداره می‌كردند. اعتلای دانش و فرهنگ از ویژگی‌های این دوره است كه بنای كتابخانه در شیراز، بیمارستان عضدی در بغداد،[۱۰] حمایت از دانشمندان، و حضور ادیبان، شعرا، فقیهان، مفسران و فیلسوفان، مورخان و جغرافی‌دانان بسیار در این دوره از نشانه‌های دانش‌دوستی و فرهنگ‌پروری بوییان است.

نیز نگاه کنید به

ماخذ

منبع اصلی 

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

حسن باستانی‌راد

  1. ابن‌طقطقی، محمد‌بن‌علی‌بن طباطبایی. تاریخ فخری. ترجمه وحید گلپایگانی، تهران: 1360، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص378.
  2. گاهن، كلود. «ایران در عصر آل‌بویه». تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه. دانشگاه كمبریج، ترجمه حسن انوشه، تهران: 1363، امیركبیر، ج4، ص222.
  3. مستوفی، حمدالله. تاریخ گزیده. چاپ عبدالحسین نوایی، تهران: 1362، امیركبیر، ص422.
  4. زرین‌كوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: 1367، امیركبیر، ج2، ص424.
  5. سجادی، صادق. «آل‌بویه»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1367، مركز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص635.
  6. كاهن، كلود. «آل‌بویه»، دانشنامه ایران و اسلام. تهران:1354، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ج1، ص162-161.
  7. فرای، ریچارد. عصر زرین فرهنگ ایران. ترجمه مسعود رجب‌نیا. تهران: 1375، سروش، ص229-226.
  8. فقیهی، علی‌اصغر. شاهنشاهی عضدالدوله. تهران: 1347، مطبوعاتی اسماعیلیان، ص53.
  9. ابوعلی‌مسكویه، احمد‌ بن محمد. تجارب الامم. ترجمه محمد فضائلی، تهران: 1366، زرین.
  10. پرویز، عباس. تاریخ دیالمه و غزنویان. تهران: 1363، علمی، ص90-87.