پرش به محتوا

بلاغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:


بلاغت (rhetoric)، بلاغت در لغت به معنای رسایی و شیوایی و در اصطلاح آن است که سخن متناسب با موقعیت ادا شود<ref>ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. '''''واژه‌نامه هنر شاعري'''''. تهران: كتاب مهناز، چ2، 1376، ص40.</ref>.


بلاغت (rhetoric)، بلاغت در لغت به معناي رسايي و شيوايي و در اصطلاح آن است كه سخن متناسب با موقعيت ادا شود.<sup>1</sup>  
بلاغت به دو گونه است: 1- بلاغت کلام/ کلام بلیغ که در آن کلام فصیح به اقتضای حال باشد. 2- بلاغت متکلم / متکلم بلیغ که در آن گوینده قصد خود را به راحتی با کلام بلیغ و شیوا بیان می‌کند.<sup>2</sup> مقصود علمای بلاغت از الزام اقتضای حال در سخن بلیغ، همانا بستگی آن با زمان، مکان و حالت روحی متکلم و مخاطب است و این‌که گوینده باید در ایجاد ارتباط معنی دار با شنونده بکوشد. در واقع، کلام بلیغ و غیر بلیغ باید با اقتضای حال تناسب داشته باشد<sup>3</sup> یعنی گوینده و نویسنده یا شاعر، برای نیل به مقصود به اقتضای بلاغت گاه سخن خود را به وجه حقیقت و زمانی به نحو مجاز و در جاهای دیگر به اشکالی نظیر استعاره، تمثیل، ‌کنایه و یا صراحت کامل بیان می‌کند.<sup>4</sup> بسیاری از علمای بلاغت، فصاحت و گاه نیز براعت را الفاظی مترادف دانسته‌اند و به الفاظی که معانی را به وضوح از متکلم به مخاطب انتقال دهند، بلیغ و فصیح اطلاق کرده‌اند.<sup>5</sup> فنون بلاغت / علوم بلاغت به سه فن معانی، بیان و بدیع شناخته شده است که در ابتدا به هم آمیخته بود،‌ اما به مرور زمان و بیشتر در تألیف‌های عربی از یکدیگر تفکیک شد و هریک به عنوان فنی خاص نام گرفت.<sup>6</sup>


بلاغت به دو گونه است: 1- بلاغت كلام/ كلام بليغ كه در آن كلام فصيح به اقتضاي حال باشد. 2- بلاغت متكلم / متكلم بليغ كه در آن گوينده قصد خود را به راحتي با كلام بليغ و شيوا بيان مي‌كند.<sup>2</sup> مقصود علماي بلاغت از الزام اقتضاي حال در سخن بليغ، همانا بستگي آن با زمان، مكان و حالت روحي متكلم و مخاطب است و اين‌كه گوينده بايد در ايجاد ارتباط معني دار با شنونده بكوشد. در واقع، كلام بليغ و غير بليغ بايد با اقتضاي حال تناسب داشته باشد<sup>3</sup> يعني گوينده و نويسنده يا شاعر، براي نيل به مقصود به اقتضاي بلاغت گاه سخن خود را به وجه حقيقت و زماني به نحو مجاز و در جاهاي ديگر به اشكالي نظير استعاره، تمثيل، ‌كنايه و يا صراحت كامل بيان مي‌كند.<sup>4</sup> بسياري از علماي بلاغت، فصاحت و گاه نيز براعت را الفاظي مترادف دانسته‌اند و به الفاظي كه معاني را به وضوح از متكلم به مخاطب انتقال دهند، بليغ و فصيح اطلاق كرده‌اند.<sup>5</sup> فنون بلاغت / علوم بلاغت به سه فن معاني، بيان و بديع شناخته شده است كه در ابتدا به هم آميخته بود،‌ اما به مرور زمان و بيشتر در تأليف‌هاي عربي از يكديگر تفكيك شد و هريك به عنوان فني خاص نام گرفت.<sup>6</sup>
تاریخچه‌ بلاغت: الف) بلاغت در ادب عربی: بلاغت در ادبیات و رساله‌های عربی نخست در عصر جاهلی و با سروده‌های شاعران این دوره چون زُهیر، حطیئه و دیگران شکل گرفت. با ظهور [[اسلام]] و گسترش آن از شبه جزیره عربستان به سرزمین‌های اطراف، ادب عرب نیز به آن نواحی نفوذ یافت و نزول قرآن کریم منجر به طرح اولین مسائل بلاغی با هدف درک بهتر این کتاب آسمانی توسط راویان شد.<sup>7</sup>  کهن‌ترین سندی که در آن از صناعات ادبی قرآن سخن رفته، معانی القرآن تألیف فراّء کوفی (د 207 ق) از راویان سده 3ق/ 9م است.<sup>8</sup> در این سده و نیز در سده 4ق / 10م دانشمندان دیگری نظیر جاحظ (د 255 ق) در البیان والتبیین،‌ ابن قتیبه (د 276 ق) در الشعر و الشعرا، ‌عبدالله بن مُعتِز (د 296 ق) در البدیع و قدامه بن جعفر (د 337 ق) در نقد الشعر به مسائل مهمی درباره بلاغت پرداختند.<sup>9</sup> از اواسط سده 4 تا اوایل سده 5 ق / 11م متکلمانی از جمله رُمّانی (د 386 ق) در النُکَتْ فی اعجاز القرآن،‌ باقلانی (د 403 ق) در اعجازالقرآن و به ویژه عبدالقاهر جرجانی (د 471 ق) در کتاب‌های دلائل الاعجاز و اسرارالبلاغه بحث‌های با ارزشی در باب بلاغت مطرح کردند. جرجانی با تدوین دو کتاب اخیر تحولی بزرگ در علم بلاغت پدید آورد.<sup>10</sup> در سده 7 ق/ 13م ابن اثیر موصلی (د 637ق / 1239م) المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر و ابن میثم بحرانی تجریدالبلاغه و سراج‌الدین سکاکی (د 626ق/ 1228م) نیز مفتاح العلوم را در علوم ادب و بلاغت به نگارش درآورند.<sup>11</sup> در سده 8ق / 14م ادبای بلاغت به تلخیص کتاب‌های پیشین پرداختند. مهم‌ترین این تلخیص‌ها، ‌تلخیص المفتاح اثر خطیب قزوینی (د 739ق/ 1338م) بود.<sup>12</sup> گروهی از دانشمندان از جمله سعدالدین تفتازانی (د 791 یا 792ق/ 1388 یا 1389م) شروحی بر این تلخیص‌ها نوشتند. تفتازانی شروح خود را مختصر و مطول نامید.<sup>13</sup> از سده 9ق/ 15م به بعد نویسندگان علوم بلاغی آثاری در پیروی از پیشینیان عرضه کردند.<sup>14</sup> ب) بلاغت ادب فارسی: تحقیقات نشان می‌دهد که ایرانیان در روزگار پیش از اسلام به‌ویژه در دوره ساسانیان در علم بلاغت قواعد و قوانین مدوّنی داشتند. جاحظ از کاروند به عنوان یکی از کتاب‌های بلاغت عجم یاد کرده است.<sup>15</sup> در اواخر سده 5ق/ 11م محمد بن عمر رادویانی نخستین کتاب بلاغت فارسی را به نام ترجمان البلاغه٭ نوشت. در سده 6ق/ 12م رشیدالدین / رشید وطواط٭ (د 573 ق) با اقتباس از اثر رادویانی، حدائق السحر فی دقائق الشعر را به نگارش درآورد. همچنین در اوایل سده 7 ق / 13م، شمس قیس رازی المعجم فی معاییراشعار العجم را در علوم  بلاغی عرضه کرد. این سه کتاب از امهات کتاب‌های بلاغت فارسی به شمار می‌روند.<sup>16</sup> حسین محمدشاه نیز در سده 7 ق در خارج از کشور کتاب کنزالفوائد را در علوم بلاغی پدید آورد. در سده 8 ق/ 16م تاج الحلاوی کتابی در علم بدیع به نام دقایق الشعر تألیف کرد. در سده‌های 9 و 10 ق/ 15 و 16م نویسندگانی چون ملاحسین واعظ کاشفی (906ق/ 1500م) مؤلف بدایع الافکار فی صنایع الاشعار آثاری در علم بدیع، عروض و قافیه نوشتند. در سده‌های 11، 12 و 13 ق/ 17، 18 و 19م هم تألیفاتی در زمینه علوم بلاغی نظیر معانی، بیان و بدیع تألیف شد که بیشتر تقلیدی از آثار نویسندگان پیشین بود. از میان این آثار به انوارالبلاغه اثر محمد هادی مازندرانی، رساله ‌بیان بدیع تألیف شمس‌العلما گرگانی (د 1305ق / 1926م) می‌توان اشاره کرد.<sup>17</sup> در سده 14ق/ 20م نویسندگان علوم بلاغی آثاری تألیف کردند که برخی از آن‌ها تقلیدی از کتاب‌های پیشین به شمار می‌رفت و بعضی دیگر با نوآوری‌ها و دخل و تصرف در صناعات بدیعی همراه بود. استاد جلال‌الدین همایی (د 1359ش/ 1980م) مؤلف فنون بلاغت و صناعات ادبی و محمد خلیل رجایی مؤلف معالم البلاغه از نویسندگان موفق این دوره هستند.<sup>18</sup>  
 
'''تاريخچة‌ بلاغت:''' الف) بلاغت در ادب عربي: بلاغت در ادبيات و رساله‌هاي عربي نخست در عصر جاهلي و با سروده‌هاي شاعران اين دوره چون زُهير، حطيئه و ديگران شكل گرفت. با ظهور [[اسلام]] و گسترش آن از شبه جزيرة عربستان به سرزمين‌هاي اطراف، ادب عرب نيز به آن نواحي نفوذ يافت و نزول قرآن كريم منجر به طرح اولين مسائل بلاغي با هدف درك بهتر اين كتاب آسماني توسط راويان شد.<sup>7</sup>  كهن‌ترين سندي كه در آن از صناعات ادبي قرآن سخن رفته، ''معاني القرآن'' تأليف فراّء كوفي (د 207 ق) از راويان سدة 3ق/ 9م است.<sup>8</sup> در اين سده و نيز در سدة 4ق / 10م دانشمندان ديگري نظير جاحظ (د 255 ق) در ''البيان والتبيين''،‌ ابن قتيبه (د 276 ق) در ''الشعر و الشعرا،'' ‌عبدالله بن مُعتِز (د 296 ق) در ''البديع'' و قدامة بن جعفر (د 337 ق) در نقد الشعر به مسائل مهمي دربارة بلاغت پرداختند.<sup>9</sup> از اواسط سدة 4 تا اوايل سدة 5 ق / 11م متكلماني از جمله رُمّاني (د 386 ق) در ''النُكَتْ في اعجاز القرآن''،‌ باقلاني (د 403 ق) در ''اعجازالقرآن'' و به ويژه عبدالقاهر جرجاني (د 471 ق) در كتاب‌هاي ''دلائل الاعجاز و اسرارالبلاغه'' بحث‌هاي با ارزشي در باب بلاغت مطرح كردند. جرجاني با تدوين دو كتاب اخير تحولي بزرگ در علم بلاغت پديد آورد.<sup>10</sup> در سدة 7 ق/ 13م ابن اثير موصلي (د 637ق / 1239م) ''المثل السائر في ادب الكاتب و الشاعر'' و ابن ميثم بحراني ''تجريدالبلاغه'' و سراج‌الدين سكاكي (د 626ق/ 1228م) نيز ''مفتاح العلوم'' را در علوم ادب و بلاغت به نگارش درآورند.<sup>11</sup> در سدة 8ق / 14م ادباي بلاغت به تلخيص كتاب‌هاي پيشين پرداختند. مهم‌ترين اين تلخيص‌ها، ‌تلخيص ''المفتاح'' اثر خطيب قزويني (د 739ق/ 1338م) بود.<sup>12</sup> گروهي از دانشمندان از جمله سعدالدين تفتازاني (د 791 يا 792ق/ 1388 يا 1389م) شروحي بر اين تلخيص‌ها نوشتند. تفتازاني شروح خود را ''مختصر و مطول'' ناميد.<sup>13</sup> از سدة 9ق/ 15م به بعد نويسندگان علوم بلاغي آثاري در پيروي از پيشينيان عرضه كردند.<sup>14</sup> ب) بلاغت ادب فارسي: تحقيقات نشان مي‌دهد كه ايرانيان در روزگار پيش از اسلام به‌ويژه در دورة ساسانيان در علم بلاغت قواعد و قوانين مدوّني داشتند. جاحظ از كاروند به عنوان يكي از كتاب‌هاي بلاغت عجم ياد كرده است.<sup>15</sup> در اواخر سدة 5ق/ 11م محمد بن عمر رادوياني نخستين كتاب بلاغت فارسي را به نام ''ترجمان البلاغه''٭ نوشت. در سدة 6ق/ 12م رشيدالدين / رشيد وطواط٭ (د 573 ق) با اقتباس از اثر رادوياني، ''حدائق السحر في دقائق الشعر'' را به نگارش درآورد. همچنين در اوايل سدة 7 ق / 13م، شمس قيس رازي ''المعجم في معاييراشعار العجم'' را در علوم  بلاغي عرضه كرد. اين سه كتاب از امهات كتاب‌هاي بلاغت فارسي به شمار مي‌روند.<sup>16</sup> حسين محمدشاه نيز در سدة 7 ق در خارج از كشور كتاب ''كنزالفوائد'' را در علوم بلاغي پديد آورد. در سدة 8 ق/ 16م تاج الحلاوي كتابي در علم بديع به نام ''دقايق الشعر'' تأليف كرد. در سده‌هاي 9 و 10 ق/ 15 و 16م نويسندگاني چون ملاحسين واعظ كاشفي (906ق/ 1500م) مؤلف ''بدايع الافكار في صنايع الاشعار'' آثاري در علم بديع، عروض و قافيه نوشتند. در سده‌هاي 11، 12 و 13 ق/ 17، 18 و 19م هم تأليفاتي در زمينة علوم بلاغي نظير معاني، بيان و بديع تأليف شد كه بيشتر تقليدي از آثار نويسندگان پيشين بود. از ميان اين آثار به ''انوارالبلاغه'' اثر محمد هادي مازندراني، ''رسالة ‌بيان بديع'' تأليف شمس‌العلما گرگاني (د 1305ق / 1926م) مي‌توان اشاره كرد.<sup>17</sup> در سدة 14ق/ 20م نويسندگان علوم بلاغي آثاري تأليف كردند كه برخي از آن‌ها تقليدي از كتاب‌هاي پيشين به شمار مي‌رفت و بعضي ديگر با نوآوري‌ها و دخل و تصرف در صناعات بديعي همراه بود. استاد جلال‌الدين همايي (د 1359ش/ 1980م) مؤلف ''فنون بلاغت و صناعات ادبي'' و محمد خليل رجايي مؤلف ''معالم البلاغه'' از نويسندگان موفق اين دوره هستند.<sup>18</sup>  


'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1. ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. '''''واژه‌نامة هنر شاعري'''''. تهران: كتاب مهناز، چ2، 1376، ص40.
1. میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. '''''واژه‌نامه هنر شاعری'''''. تهران: کتاب مهناز، چ2، 1376، ص40.


2. اسفنديارپور، هوشمند. '''''عروسان سخن.''''' تهران: فردوس، چ1، 1383، ص15.
2. اسفندیارپور، هوشمند. '''''عروسان سخن.''''' تهران: فردوس، چ1، 1383، ص15.


3. علوي‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. '''''معاني و بيان'''.'' تهران: سمت، چ1، 1376، ص25.
3. علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. '''''معانی و بیان'''.'' تهران: سمت، چ1، 1376، ص25.


4. رضانژاد (نوشينغلامحسين. '''''اصول علم بلاغت در زبان فارسي'''''. تهران: انتشارات الزهراء ، چ1، 1367، ص30.
4. رضانژاد (نوشینغلامحسین. '''''اصول علم بلاغت در زبان فارسی'''''. تهران: انتشارات الزهراء ، چ1، 1367، ص30.


5. نصيريان، يدالله. '''''علوم بلاغت و اعجاز قرآن'''''. تهران: سمت، چ2، 1380، ص37.
5. نصیریان، یدالله. '''''علوم بلاغت و اعجاز قرآن'''''. تهران: سمت، چ2، 1380، ص37.


6. همايي، جلال‌الدين. '''''فنون بلاغت و صناعات ادبي'''''. تهران: توس، چ2، 1361، ج1، ص8.
6. همایی، جلال‌الدین. '''''فنون بلاغت و صناعات ادبی'''''. تهران: توس، چ2، 1361، ج1، ص8.


7. اسفنديارپور، هوشمند. همان، ص 16، 17.
7. اسفندیارپور، هوشمند. همان، ص 16، 17.


8. صفوي، ‌كوروش. «فنون بلاغت، تاريخچه»، '''''فرهنگنامة ادبي فارسي ؛ دانشنامة ادب فارسي (2).''''' به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ1، 1376، ص1070.
8. صفوی، ‌کوروش. «فنون بلاغت، تاریخچه»، '''''فرهنگنامه ادبی فارسی ؛ دانشنامه ادب فارسی (2).''''' به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ1، 1376، ص1070.


9. اسفنديارپور، هوشمند. همان، ص18.
9. اسفندیارپور، هوشمند. همان، ص18.


10.  زرين‌كوب، حميد. «تكامل بلاغت و بديع در قرن چهارم و پنجم هجري»، '''''مجلة دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه فردوسي'''. مشهد'': س11، ش2، ص215، 217 ، 218.
10.  زرین‌کوب، حمید. «تکامل بلاغت و بدیع در قرن چهارم و پنجم هجری»، '''''مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی'''. مشهد'': س11، ش2، ص215، 217 ، 218.


11.  رضانژاد (نوشينغلامحسين. همان، ص53.
11.  رضانژاد (نوشینغلامحسین. همان، ص53.


12.  ميرصادقي (ذوالقدر) ، ميمنت. همان، ص41.
12.  میرصادقی (ذوالقدر) ، میمنت. همان، ص41.


13.  علوي‌مقدم، محمد. «بحثي در تطور بلاغت تا قرن هشتم هجري»، '''''پردگيان خيال ؛ ارجنامة محمد قهرمان'''''. به درخواست و اشراف محمد رضا شفيعي كدكني و محمد جعفر ياحقي ، مشهد: دانشگاه فردوسي و انجمن آثار و مفاخر فرهنگي خراسان رضوي ، چ1، 1384، ص300.
13.  علوی‌مقدم، محمد. «بحثی در تطور بلاغت تا قرن هشتم هجری»، '''''پردگیان خیال ؛ ارجنامه محمد قهرمان'''''. به درخواست و اشراف محمد رضا شفیعی کدکنی و محمد جعفر یاحقی ، مشهد: دانشگاه فردوسی و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خراسان رضوی ، چ1، 1384، ص300.


14.   اسفنديارپور، هوشمند. همان، ص20.
14.   اسفندیارپور، هوشمند. همان، ص20.


15.  داد، سيما'''''. فرهنگ اصطلاحات ادبي'''''. تهران: مرواريد ، چ1 (ويرايش جديد)، 1382، ص80.
15.  داد، سیما'''''. فرهنگ اصطلاحات ادبی'''''. تهران: مروارید ، چ1 (ویرایش جدید)، 1382، ص80.


16.  علوي مقدم، محمد. همان، ص297، 298.
16.  علوی مقدم، محمد. همان، ص297، 298.


17.  اسفنديارپور، هوشمند. همان، ص24، 25.
17.  اسفندیارپور، هوشمند. همان، ص24، 25.


18.  همان،  25، 26.
18.  همان،  25، 26.


و نيز نگ: شيرازي، امين. '''''آيين بلاغت'''''. بي‌جا، احمد امين شيرازي، 1369؛ عسگري، حسن‌بن عبدالله. '''''معيار البلاغه: مقدمه‌اي در مباحث علوم بلاغت'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1372؛ شفيعي‌كدكني، محمدرضا. '''''صور خيال در شعر فارسي، تحقيق در تطور ايماژهاي شعر فارسي و سير نظرية بلاغت در اسلام و ايران'''''. تهران: نيل، 1350.
و نیز نگ: شیرازی، امین. '''''آیین بلاغت'''''. بی‌جا، احمد امین شیرازی، 1369؛ عسگری، حسن‌بن عبدالله. '''''معیار البلاغه: مقدمه‌ای در مباحث علوم بلاغت'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1372؛ شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. '''''صور خیال در شعر فارسی، تحقیق در تطور ایماژهای شعر فارسی و سیر نظریه بلاغت در اسلام و ایران'''''. تهران: نیل، 1350.


ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۴۷

بلاغت (rhetoric)، بلاغت در لغت به معنای رسایی و شیوایی و در اصطلاح آن است که سخن متناسب با موقعیت ادا شود[۱].

بلاغت به دو گونه است: 1- بلاغت کلام/ کلام بلیغ که در آن کلام فصیح به اقتضای حال باشد. 2- بلاغت متکلم / متکلم بلیغ که در آن گوینده قصد خود را به راحتی با کلام بلیغ و شیوا بیان می‌کند.2 مقصود علمای بلاغت از الزام اقتضای حال در سخن بلیغ، همانا بستگی آن با زمان، مکان و حالت روحی متکلم و مخاطب است و این‌که گوینده باید در ایجاد ارتباط معنی دار با شنونده بکوشد. در واقع، کلام بلیغ و غیر بلیغ باید با اقتضای حال تناسب داشته باشد3 یعنی گوینده و نویسنده یا شاعر، برای نیل به مقصود به اقتضای بلاغت گاه سخن خود را به وجه حقیقت و زمانی به نحو مجاز و در جاهای دیگر به اشکالی نظیر استعاره، تمثیل، ‌کنایه و یا صراحت کامل بیان می‌کند.4 بسیاری از علمای بلاغت، فصاحت و گاه نیز براعت را الفاظی مترادف دانسته‌اند و به الفاظی که معانی را به وضوح از متکلم به مخاطب انتقال دهند، بلیغ و فصیح اطلاق کرده‌اند.5 فنون بلاغت / علوم بلاغت به سه فن معانی، بیان و بدیع شناخته شده است که در ابتدا به هم آمیخته بود،‌ اما به مرور زمان و بیشتر در تألیف‌های عربی از یکدیگر تفکیک شد و هریک به عنوان فنی خاص نام گرفت.6

تاریخچه‌ بلاغت: الف) بلاغت در ادب عربی: بلاغت در ادبیات و رساله‌های عربی نخست در عصر جاهلی و با سروده‌های شاعران این دوره چون زُهیر، حطیئه و دیگران شکل گرفت. با ظهور اسلام و گسترش آن از شبه جزیره عربستان به سرزمین‌های اطراف، ادب عرب نیز به آن نواحی نفوذ یافت و نزول قرآن کریم منجر به طرح اولین مسائل بلاغی با هدف درک بهتر این کتاب آسمانی توسط راویان شد.7  کهن‌ترین سندی که در آن از صناعات ادبی قرآن سخن رفته، معانی القرآن تألیف فراّء کوفی (د 207 ق) از راویان سده 3ق/ 9م است.8 در این سده و نیز در سده 4ق / 10م دانشمندان دیگری نظیر جاحظ (د 255 ق) در البیان والتبیین،‌ ابن قتیبه (د 276 ق) در الشعر و الشعرا، ‌عبدالله بن مُعتِز (د 296 ق) در البدیع و قدامه بن جعفر (د 337 ق) در نقد الشعر به مسائل مهمی درباره بلاغت پرداختند.9 از اواسط سده 4 تا اوایل سده 5 ق / 11م متکلمانی از جمله رُمّانی (د 386 ق) در النُکَتْ فی اعجاز القرآن،‌ باقلانی (د 403 ق) در اعجازالقرآن و به ویژه عبدالقاهر جرجانی (د 471 ق) در کتاب‌های دلائل الاعجاز و اسرارالبلاغه بحث‌های با ارزشی در باب بلاغت مطرح کردند. جرجانی با تدوین دو کتاب اخیر تحولی بزرگ در علم بلاغت پدید آورد.10 در سده 7 ق/ 13م ابن اثیر موصلی (د 637ق / 1239م) المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر و ابن میثم بحرانی تجریدالبلاغه و سراج‌الدین سکاکی (د 626ق/ 1228م) نیز مفتاح العلوم را در علوم ادب و بلاغت به نگارش درآورند.11 در سده 8ق / 14م ادبای بلاغت به تلخیص کتاب‌های پیشین پرداختند. مهم‌ترین این تلخیص‌ها، ‌تلخیص المفتاح اثر خطیب قزوینی (د 739ق/ 1338م) بود.12 گروهی از دانشمندان از جمله سعدالدین تفتازانی (د 791 یا 792ق/ 1388 یا 1389م) شروحی بر این تلخیص‌ها نوشتند. تفتازانی شروح خود را مختصر و مطول نامید.13 از سده 9ق/ 15م به بعد نویسندگان علوم بلاغی آثاری در پیروی از پیشینیان عرضه کردند.14 ب) بلاغت ادب فارسی: تحقیقات نشان می‌دهد که ایرانیان در روزگار پیش از اسلام به‌ویژه در دوره ساسانیان در علم بلاغت قواعد و قوانین مدوّنی داشتند. جاحظ از کاروند به عنوان یکی از کتاب‌های بلاغت عجم یاد کرده است.15 در اواخر سده 5ق/ 11م محمد بن عمر رادویانی نخستین کتاب بلاغت فارسی را به نام ترجمان البلاغه٭ نوشت. در سده 6ق/ 12م رشیدالدین / رشید وطواط٭ (د 573 ق) با اقتباس از اثر رادویانی، حدائق السحر فی دقائق الشعر را به نگارش درآورد. همچنین در اوایل سده 7 ق / 13م، شمس قیس رازی المعجم فی معاییراشعار العجم را در علوم  بلاغی عرضه کرد. این سه کتاب از امهات کتاب‌های بلاغت فارسی به شمار می‌روند.16 حسین محمدشاه نیز در سده 7 ق در خارج از کشور کتاب کنزالفوائد را در علوم بلاغی پدید آورد. در سده 8 ق/ 16م تاج الحلاوی کتابی در علم بدیع به نام دقایق الشعر تألیف کرد. در سده‌های 9 و 10 ق/ 15 و 16م نویسندگانی چون ملاحسین واعظ کاشفی (906ق/ 1500م) مؤلف بدایع الافکار فی صنایع الاشعار آثاری در علم بدیع، عروض و قافیه نوشتند. در سده‌های 11، 12 و 13 ق/ 17، 18 و 19م هم تألیفاتی در زمینه علوم بلاغی نظیر معانی، بیان و بدیع تألیف شد که بیشتر تقلیدی از آثار نویسندگان پیشین بود. از میان این آثار به انوارالبلاغه اثر محمد هادی مازندرانی، رساله ‌بیان بدیع تألیف شمس‌العلما گرگانی (د 1305ق / 1926م) می‌توان اشاره کرد.17 در سده 14ق/ 20م نویسندگان علوم بلاغی آثاری تألیف کردند که برخی از آن‌ها تقلیدی از کتاب‌های پیشین به شمار می‌رفت و بعضی دیگر با نوآوری‌ها و دخل و تصرف در صناعات بدیعی همراه بود. استاد جلال‌الدین همایی (د 1359ش/ 1980م) مؤلف فنون بلاغت و صناعات ادبی و محمد خلیل رجایی مؤلف معالم البلاغه از نویسندگان موفق این دوره هستند.18

مآخذ:

1. میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. واژه‌نامه هنر شاعری. تهران: کتاب مهناز، چ2، 1376، ص40.

2. اسفندیارپور، هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383، ص15.

3. علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. معانی و بیان. تهران: سمت، چ1، 1376، ص25.

4. رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. اصول علم بلاغت در زبان فارسی. تهران: انتشارات الزهراء ، چ1، 1367، ص30.

5. نصیریان، یدالله. علوم بلاغت و اعجاز قرآن. تهران: سمت، چ2، 1380، ص37.

6. همایی، جلال‌الدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: توس، چ2، 1361، ج1، ص8.

7. اسفندیارپور، هوشمند. همان، ص 16، 17.

8. صفوی، ‌کوروش. «فنون بلاغت، تاریخچه»، فرهنگنامه ادبی فارسی ؛ دانشنامه ادب فارسی (2). به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ1، 1376، ص1070.

9. اسفندیارپور، هوشمند. همان، ص18.

10.  زرین‌کوب، حمید. «تکامل بلاغت و بدیع در قرن چهارم و پنجم هجری»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی. مشهد: س11، ش2، ص215، 217 ، 218.

11.  رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. همان، ص53.

12.  میرصادقی (ذوالقدر) ، میمنت. همان، ص41.

13.  علوی‌مقدم، محمد. «بحثی در تطور بلاغت تا قرن هشتم هجری»، پردگیان خیال ؛ ارجنامه محمد قهرمان. به درخواست و اشراف محمد رضا شفیعی کدکنی و محمد جعفر یاحقی ، مشهد: دانشگاه فردوسی و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خراسان رضوی ، چ1، 1384، ص300.

14.   اسفندیارپور، هوشمند. همان، ص20.

15.  داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. تهران: مروارید ، چ1 (ویرایش جدید)، 1382، ص80.

16.  علوی مقدم، محمد. همان، ص297، 298.

17.  اسفندیارپور، هوشمند. همان، ص24، 25.

18.  همان،  25، 26.

و نیز نگ: شیرازی، امین. آیین بلاغت. بی‌جا، احمد امین شیرازی، 1369؛ عسگری، حسن‌بن عبدالله. معیار البلاغه: مقدمه‌ای در مباحث علوم بلاغت. تهران: دانشگاه تهران، 1372؛ شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی، تحقیق در تطور ایماژهای شعر فارسی و سیر نظریه بلاغت در اسلام و ایران. تهران: نیل، 1350.

ابوالقاسم رادفر

  1. ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. واژه‌نامه هنر شاعري. تهران: كتاب مهناز، چ2، 1376، ص40.