پرش به محتوا

فرهنگ فارسی(معین): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''فرهنگ فارسی،''' كتابی در لغات رایج در زبان فارسی، نوشته محمد معین. این فرهنگ در ایران به «''فرهنگ معین''» شهرت دارد و نویسندة آن محمد معین (د 1350ش)، یكی از ادیبان و پژوهشگران و لغت‌دانان ایران است.<sup>1</sup> ''فرهنگ فارسی'' معین در دورة خود به...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''فرهنگ فارسی،''' كتابی در لغات رایج در [[فارسی|زبان فارسی]]، نوشته محمد معین.
[[پرونده:فرهنگ فارسی(معین).jpg|بندانگشتی|فرهنگ فارسی برگرفته از سایت ایران کتاب قابل بازیابی از https://www.iranketab.ir/book/120494-persian-dictionary]]
فرهنگ فارسی، کتابی در لغات رایج در [[فارسی|زبان فارسی]]، نوشته محمد معین.


این فرهنگ در ایران به «''فرهنگ معین''» شهرت دارد و نویسندة آن محمد معین (د 1350ش)، یكی از ادیبان و پژوهشگران و لغت‌دانان ایران است.<sup>1</sup> ''فرهنگ فارسی'' معین در دورة خود بهترین فرهنگ لغت فارسی بوده است. نزدیك به یك سوم از مجلّد آخر لغات كه تألیف و چاپ آن با بیماری مؤلف هم‌زمان شد، به همت جعفر شهیدی پایان پذیرفت.<sup>2</sup> معین برای فراهم آوردن مواد این فرهنگ، نخست متجاوز از 1300000 برگه از متون ادبیِ شعر و نثر، ‌كتاب‌ها و داستان‌های متداول و مكالمات روزانة اشخاص تهیه كرد. سپس به كشورهای مختلف رفت و با روش فرهنگ‌نویسی فرهنگ‌های اروپایی مانند لاروس[1]‌ و بروكهاوس[2] آشنا شد. در بازدید از موزه‌های كشورهای اروپایی یادداشت‌هایی برداشت. پس از آن به ایران بازگشت و سازمان فرهنگ فارسی را ایجاد كرد و با همكاری گروهی از فضلای ایرانی و خارجی و حدود 400 دانشجو و قریب 40 اداره به تألیف این فرهنگ پرداخت.<sup>3</sup> ''فرهنگ معین'' مزایای متعددی دارد كه معرفت بر ریشه و وجه اشتقاق و تركیب كلمات از آن جمله است.<sup>4</sup> چهار جلد از این فرهنگ شش جلدی به لغت اختصاص دارد و دو جلد دیگر شامل اسامی تاریخی و جغرافیایی است. مؤلف كتاب را به مقدمه و سه بخش لغات، تركیبات خارجی و اعلام تقسیم كرده است. جلدهای اول تا سوم ویژة لغات، ‌جلد چهارم دربرگیرندة لغات و تركیبات خارجی و جلدهای پنجم و ششم در باب اعلام است. تاریخ چاپ جلدهای كتاب از 1342 تا 1352ش است. جمع لغات ''فرهنگ معین'' جدا از تركیبات آن حدود یكصدهزار است.<sup>5</sup>
این فرهنگ در ایران به «فرهنگ معین» شهرت دارد و نویسنده آن محمد معین (د 1350ش)، یکی از ادیبان و پژوهشگران و لغت‌دانان ایران است<ref>مرادی، نورالله. '''''مرجع شناسی'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 149.</ref>. فرهنگ فارسی معین در دوره خود بهترین فرهنگ لغت فارسی بوده است. نزدیک به یک سوم از مجلّد آخر لغات که تألیف و چاپ آن با بیماری مؤلف هم‌زمان شد، به همت جعفر شهیدی پایان پذیرفت<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی'''''. ج 3، ص 2811.</ref>. معین برای فراهم آوردن مواد این فرهنگ، نخست متجاوز از 1300000 برگه از متون ادبیِ شعر و نثر، ‌کتاب‌ها و داستان‌های متداول و مکالمات روزانه اشخاص تهیه کرد. سپس به کشورهای مختلف رفت و با روش فرهنگ‌نویسی فرهنگ‌های اروپایی مانند لاروس(Larousse) و بروکهاوس (Brockhaus) آشنا شد. در بازدید از موزه‌های کشورهای اروپایی یادداشت‌هایی برداشت. پس از آن به ایران بازگشت و سازمان فرهنگ فارسی را ایجاد کرد و با همکاری گروهی از فضلای ایرانی و خارجی و حدود 400 دانشجو و قریب 40 اداره به تألیف این فرهنگ پرداخت<ref>نصری، عبدالله. '''''کارنامه دکتر معین'''''. تهران: امیرکبیر، 1364، ص 157‌.</ref>. فرهنگ معین مزایای متعددی دارد که معرفت بر ریشه و وجه اشتقاق و ترکیب کلمات از آن جمله است<ref>معین، محمد. '''''فرهنگ فارسی'''''. تهران: امیرکبیر، 1342، ص هفتاد و شش (مقدمه).</ref>. چهار جلد از این فرهنگ شش جلدی به لغت اختصاص دارد و دو جلد دیگر شامل اسامی تاریخی و جغرافیایی است. مؤلف کتاب را به مقدمه و سه بخش لغات، ترکیبات خارجی و اعلام تقسیم کرده است. جلدهای اول تا سوم ویژه لغات، ‌جلد چهارم دربرگیرنده لغات و ترکیبات خارجی و جلدهای پنجم و ششم در باب اعلام است. تاریخ چاپ جلدهای کتاب از 1342 تا 1352ش است. جمع لغات فرهنگ معین جدا از ترکیبات آن حدود یکصدهزار است<ref>دبیرسیاقی، محمد. '''''فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها'''''. تهران: اسپرک، 1368، ص 212-215.</ref>.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.     مرادی، نورالله. '''''مرجع شناسی'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 149.
* [[فارسی]]


2.     مصاحب، غلامحسین. '''''دایرةالمعارف فارسی'''''. ج 3، ص 2811.
== مآخذ ==
 
3.     نصری، عبدالله. '''''كارنامة دكتر معین'''''. تهران: امیركبیر، 1364، ص 157‌.
 
4.     معین، محمد. '''''فرهنگ فارسی'''''. تهران: امیركبیر، 1342، ص هفتاد و شش (مقدمه).
 
5.     دبیرسیاقی، محمد. '''''فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها'''''. تهران: اسپرك، 1368، ص 212-215.
----[1]. Larousse
 
[2]. Brockhaus  
 
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۲۴

فرهنگ فارسی برگرفته از سایت ایران کتاب قابل بازیابی از https://www.iranketab.ir/book/120494-persian-dictionary

فرهنگ فارسی، کتابی در لغات رایج در زبان فارسی، نوشته محمد معین.

این فرهنگ در ایران به «فرهنگ معین» شهرت دارد و نویسنده آن محمد معین (د 1350ش)، یکی از ادیبان و پژوهشگران و لغت‌دانان ایران است[۱]. فرهنگ فارسی معین در دوره خود بهترین فرهنگ لغت فارسی بوده است. نزدیک به یک سوم از مجلّد آخر لغات که تألیف و چاپ آن با بیماری مؤلف هم‌زمان شد، به همت جعفر شهیدی پایان پذیرفت[۲]. معین برای فراهم آوردن مواد این فرهنگ، نخست متجاوز از 1300000 برگه از متون ادبیِ شعر و نثر، ‌کتاب‌ها و داستان‌های متداول و مکالمات روزانه اشخاص تهیه کرد. سپس به کشورهای مختلف رفت و با روش فرهنگ‌نویسی فرهنگ‌های اروپایی مانند لاروس(Larousse) و بروکهاوس (Brockhaus) آشنا شد. در بازدید از موزه‌های کشورهای اروپایی یادداشت‌هایی برداشت. پس از آن به ایران بازگشت و سازمان فرهنگ فارسی را ایجاد کرد و با همکاری گروهی از فضلای ایرانی و خارجی و حدود 400 دانشجو و قریب 40 اداره به تألیف این فرهنگ پرداخت[۳]. فرهنگ معین مزایای متعددی دارد که معرفت بر ریشه و وجه اشتقاق و ترکیب کلمات از آن جمله است[۴]. چهار جلد از این فرهنگ شش جلدی به لغت اختصاص دارد و دو جلد دیگر شامل اسامی تاریخی و جغرافیایی است. مؤلف کتاب را به مقدمه و سه بخش لغات، ترکیبات خارجی و اعلام تقسیم کرده است. جلدهای اول تا سوم ویژه لغات، ‌جلد چهارم دربرگیرنده لغات و ترکیبات خارجی و جلدهای پنجم و ششم در باب اعلام است. تاریخ چاپ جلدهای کتاب از 1342 تا 1352ش است. جمع لغات فرهنگ معین جدا از ترکیبات آن حدود یکصدهزار است[۵].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. مرادی، نورالله. مرجع شناسی. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 149.
  2. مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. ج 3، ص 2811.
  3. نصری، عبدالله. کارنامه دکتر معین. تهران: امیرکبیر، 1364، ص 157‌.
  4. معین، محمد. فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر، 1342، ص هفتاد و شش (مقدمه).
  5. دبیرسیاقی، محمد. فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها. تهران: اسپرک، 1368، ص 212-215.