پرش به محتوا

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Mahdi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Mahdi (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۳۰: خط ۳۰:


=== سیاست خارجی ایران پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹/۱۳۵۷ ===
=== سیاست خارجی ایران پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹/۱۳۵۷ ===
با سقوط رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، جهت‌گیری انفعالی ایران در سیاست خارجی جای خود را به سیاست مستقل «نه شرقی - نه غربی» داد. این سیاست ملهم از عقاید اسلامی و در واکنش به دخالتهایی بود که قدرتهای جهانی در ایران روا داشته بودند. در جریان انقلاب، شعارهای مردم‌گویای این واقعیت بودکه مشکلات داخلی کشور ناشی.از نفوذ بیگانگان بویژه ایالات متحده امریکاست. معروفترین این شعارها که «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود، قبل از هر چیز تمایل به گسستن زنجیرهای وابستگی از قدرتهای بیگانه را نشان می‌دهد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایالات متحده امریکا از اولین کشورهایی بود که دولت جدید ایران را به رسمیت شناخت؛ اما از آنجا که پیش از انقلاب، ایران مهمترین پایگاه امریکا در منطقه بود، اجرای سیاست مستقل ایران پیامدهای زیادی را برای این کشور در پی داشت. با خروج ایران از پیمان سنتو از مارس ۱۹۷۹ / فروردین ۱۳۵۸ و سپس کناره‌گیری پاکستان از آن، پیمان مزبور عملاً متلاشی گردید و مهمترین حلقه اتصالی بین پیمانهای ناتو و سیتو، که سیاست سدّ نفوذ را کامل می‌کرد، از میان برداشته شد.<ref>ابران پسی از پیروزی انقلاب در تاریخ ۵ فروردین ۵۸ به طور رسمی از پیمان سنتو خارج شد.</ref>
با سقوط رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، جهت‌گیری انفعالی ایران در سیاست خارجی جای خود را به سیاست مستقل «نه شرقی - نه غربی» داد. این سیاست ملهم از عقاید اسلامی و در واکنش به دخالتهایی بود که قدرتهای جهانی در ایران روا داشته بودند. در جریان انقلاب، شعارهای مردم‌گویای این واقعیت بودکه مشکلات داخلی کشور ناشی.از نفوذ بیگانگان بویژه ایالات متحده امریکاست. معروفترین این شعارها که «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود، قبل از هر چیز تمایل به گسستن زنجیرهای وابستگی از قدرتهای بیگانه را نشان می‌دهد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایالات متحده امریکا از اولین کشورهایی بود که دولت جدید ایران را به رسمیت شناخت؛ اما از آنجا که پیش از انقلاب، ایران مهمترین پایگاه امریکا در منطقه بود، اجرای سیاست مستقل ایران پیامدهای زیادی را برای این کشور در پی داشت. با خروج ایران از پیمان سنتو از مارس ۱۹۷۹ / فروردین ۱۳۵۸ و سپس کناره‌گیری پاکستان از آن، پیمان مزبور عملاً متلاشی گردید و مهمترین حلقه اتصالی بین پیمانهای ناتو و سیتو، که سیاست سدّ نفوذ را کامل می‌کرد، از میان برداشته شد.{1}


تا این زمان شوروی توسط سدّ محکمی، متشکل از ایران، پاکستان و ترکیه، از منطقه دور نگاه داشته شده بود؛ اما پس از سقوط شاه، منطقه به صورت محلی برای نفوذ شوروی درآمد و ایران که مانعی استراتژیک در برابر نفوذ شوروی محسوب می‌شد؛ از این هنگام از دید امریکا خطری برای کشورهای منطقه به حساب می‌آمد. به عبارت دیگر توازن استراتژیک منطقه به طور محسوسی به هم خورده بود.
تا این زمان شوروی توسط سدّ محکمی، متشکل از ایران، پاکستان و ترکیه، از منطقه دور نگاه داشته شده بود؛ اما پس از سقوط شاه، منطقه به صورت محلی برای نفوذ شوروی درآمد و ایران که مانعی استراتژیک در برابر نفوذ شوروی محسوب می‌شد؛ از این هنگام از دید امریکا خطری برای کشورهای منطقه به حساب می‌آمد. به عبارت دیگر توازن استراتژیک منطقه به طور محسوسی به هم خورده بود.
خط ۴۹: خط ۴۹:
با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات مهمی در سیاست خارجی ایران صورت گرفت. البته سیاست حکومت موقت حفظ روابط دیپلماتیک با ایالات متحده بود و در همین راستا، ملاقاتهای دیپلماتیک متعددی بین امریکاییها و مقامات ایرانی، از قبیل ملاقات برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر با مهندس بازرگان نخست‌وزیر و دکتر یزدی وزیر امور خارجه صورت گرفت و موجب اعتراض جناحهای رادیکالی شد که نگران نفوذ مجدد امریکا در ایران بودند. بنابراین در اوج تب انقلاب علیه امریکا به دلیل حمایتهای این کشور از شاه و دخالتهای امریکاییها، سفارت ایالات متحده در تهران در ۴ نوامبر ۱۹۷۹/۱۳ آبان ۱۳۵۸ به تصرف دانشجویان درآمد. اشغال سفارت امریکا باعث استعفای حکومت موقت شد که با این اقدام مخالف بود، اما امام خمینی در مقابل احساسات مردمی که از این اقدام حمایت می‌نمودند، اشغال سفارت را مورد تأیید قرار دادند. با اشغال سفارت امریکا فصل نوینی در سیاست خارجی، ایران آغاز شد. تا این تاریخ ایران تنها به قطع وابستگی خود با امریکا اقدام کرده بود و اما اشغال سفارت امریکا نشانه آغاز سیاست تهاجمی ایران علیه امریکا بود و از این پس مبارزه با امریکا در صدر سیاستهای خارجی ایران قرارگرفت.<ref>احمد بخشایشی اردستانی، اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: آرای نور، ۱۳۷۵، ص ۸۹.</ref>
با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات مهمی در سیاست خارجی ایران صورت گرفت. البته سیاست حکومت موقت حفظ روابط دیپلماتیک با ایالات متحده بود و در همین راستا، ملاقاتهای دیپلماتیک متعددی بین امریکاییها و مقامات ایرانی، از قبیل ملاقات برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر با مهندس بازرگان نخست‌وزیر و دکتر یزدی وزیر امور خارجه صورت گرفت و موجب اعتراض جناحهای رادیکالی شد که نگران نفوذ مجدد امریکا در ایران بودند. بنابراین در اوج تب انقلاب علیه امریکا به دلیل حمایتهای این کشور از شاه و دخالتهای امریکاییها، سفارت ایالات متحده در تهران در ۴ نوامبر ۱۹۷۹/۱۳ آبان ۱۳۵۸ به تصرف دانشجویان درآمد. اشغال سفارت امریکا باعث استعفای حکومت موقت شد که با این اقدام مخالف بود، اما امام خمینی در مقابل احساسات مردمی که از این اقدام حمایت می‌نمودند، اشغال سفارت را مورد تأیید قرار دادند. با اشغال سفارت امریکا فصل نوینی در سیاست خارجی، ایران آغاز شد. تا این تاریخ ایران تنها به قطع وابستگی خود با امریکا اقدام کرده بود و اما اشغال سفارت امریکا نشانه آغاز سیاست تهاجمی ایران علیه امریکا بود و از این پس مبارزه با امریکا در صدر سیاستهای خارجی ایران قرارگرفت.<ref>احمد بخشایشی اردستانی، اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: آرای نور، ۱۳۷۵، ص ۸۹.</ref>


دولت امریکا در واکنش به این اقدام، ضمن مسدود کردن سپرده‌های ایران در بانکهای امریکایی (حدود ۱۰ میلیارد دلار) و ضبط اموال غیر منقول ایران در ایالات متحده (حدود ۲ تا ۴ میلیارد دلار)، به تحریم اقتصادی ایران پرداخت و از متحدان اروپایی خود نیز مجازاتهای اقتصادی مشابهی را درخواست نمود.<ref>بر اساس گزارش کمیسیون فرعی امور بانکی، مالی و شهری سنای امریکا، میزان داراببهای غیرمنقول ابران بین بک نا دو میلیارد دلار تخمین زده شده است (Iranian Assets Settlement; 97 Congress, Washington, p.27). ولی دولت ابران در جریان مذاکرات الجزایر ارزشی این اموال را چهار میلیارد دلار مورد ارزبابی قرار داده است.</ref> از سوی دیگر امریکا با مراجعه به مراجع بین المللی از جمله دیوان دادگستری بین المللی و شورای امنیت، خواهان محکومیت اقدام ایران و اتخاذ مجازاتهای اقتصادی از جانب سازمان ملل شد.
دولت امریکا در واکنش به این اقدام، ضمن مسدود کردن سپرده‌های ایران در بانکهای امریکایی (حدود ۱۰ میلیارد دلار) و ضبط اموال غیر منقول ایران در ایالات متحده (حدود ۲ تا ۴ میلیارد دلار)، به تحریم اقتصادی ایران پرداخت و از متحدان اروپایی خود نیز مجازاتهای اقتصادی مشابهی را درخواست نمود.{2} از سوی دیگر امریکا با مراجعه به مراجع بین المللی از جمله دیوان دادگستری بین المللی و شورای امنیت، خواهان محکومیت اقدام ایران و اتخاذ مجازاتهای اقتصادی از جانب سازمان ملل شد.


انجام اقدامات نظامی گسترده علیه ایران نیز به طور جدی توسط کارتر بررسی شد. عملیات وسیع نظامی شامل بمباران هوایی تأسیسات نفتی و یا مین‌گذاری بنادر ایران و همچنین دخالت گسترده نظامی برای اشغال جنوب ایران، در دستور کارپنتاگون قرارگرفت و طرحهایی تهیه شد ولی به زودی به دلیل احتمال دخالت مستقیم شوروی در ایران و تهییج افکار عمومی مسلمانان منطقه کنار گذاشته شد؛ ضمن آنکه هرگونه تهاجم نظامی مستقیم امریکا به ایران باعث مرگ گروگانها می‌گردید.<ref>Gary Sick,"Military Options and Constraints in American Hostages in Iran, The conduct of a crisis", New Haven, London, p. 144</ref> بنابراین اقدامات محدودتر نظامی از قبیل عملیات نجات گروگانها (عملیات طبس) به مورد اجراگذاشته شد که در نهایت این عملیات نیز با شکست روبرو شد.
انجام اقدامات نظامی گسترده علیه ایران نیز به طور جدی توسط کارتر بررسی شد. عملیات وسیع نظامی شامل بمباران هوایی تأسیسات نفتی و یا مین‌گذاری بنادر ایران و همچنین دخالت گسترده نظامی برای اشغال جنوب ایران، در دستور کارپنتاگون قرارگرفت و طرحهایی تهیه شد ولی به زودی به دلیل احتمال دخالت مستقیم شوروی در ایران و تهییج افکار عمومی مسلمانان منطقه کنار گذاشته شد؛ ضمن آنکه هرگونه تهاجم نظامی مستقیم امریکا به ایران باعث مرگ گروگانها می‌گردید.<ref>Gary Sick,"Military Options and Constraints in American Hostages in Iran, The conduct of a crisis", New Haven, London, p. 144</ref> بنابراین اقدامات محدودتر نظامی از قبیل عملیات نجات گروگانها (عملیات طبس) به مورد اجراگذاشته شد که در نهایت این عملیات نیز با شکست روبرو شد.
خط ۹۰: خط ۹۰:
* [https://iranology-e.ir/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%B7%D9%84%D8%A8 ایران و جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]
* [https://iranology-e.ir/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%B7%D9%84%D8%A8 ایران و جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%B7%D9%84%D8%A8 رابطه رژیم سلطنتی ایران با جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%B7%D9%84%D8%A8 رابطه رژیم سلطنتی ایران با جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]
== پاورقی ==
{1}. ابران پسی از پیروزی انقلاب در تاریخ ۵ فروردین ۵۸ به طور رسمی از پیمان سنتو خارج شد.
{2}. بر اساس گزارش کمیسیون فرعی امور بانکی، مالی و شهری سنای امریکا، میزان داراببهای غیرمنقول ابران بین بک نا دو میلیارد دلار تخمین زده شده است (Iranian Assets Settlement; 97 Congress, Washington, p.27). ولی دولت ابران در جریان مذاکرات الجزایر ارزشی این اموال را چهار میلیارد دلار مورد ارزبابی قرار داده است.


== مآخذ ==
== مآخذ ==

نسخهٔ ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۱۰

در دوران معاصر، ترکیب دو عامل، یعنی موقعیت استراتژیک و منابع انرژی، ایران را به محور توجه و رقابت قدرتهای بزرگ مبدل کرده است. رقابت قدرتهای جهانی برای نفوذ در ایران تأثیر عمیقی بر تاریخ ایران‌گذاشته و این امر نه تنها سیاست خارجی این کشور را شکل داده بلکه تحولات اقتصادی و اجتماعی ایران را نیز رقم زده است.

تقریباً همه زمامداران ایرانی، بدون استثناء، با توجه به شرایط فوق، سیاست خارجی و استراتژیهای خویش را تدوین نموده‌اند. اما در این راستا روشهای مختلفی اتخاذ شده است. پادشاهان قاجار با اعطای امتیازات به قدرتهای بزرگ (روسیه و انگلستان)،کوشیدند نوعی موازنه در میان آنها ایجاد کنند. اتخاذ این سیاست انفعالی باعث آن گردید که بتدریج قدرتهای، خارجی در کلیه شؤون ایران دخالت‌کنند و ایران به صورت کشوری نیمه مستعمره درآید.[۱]زمامداران پهلوی سیاست نزدیکی و اتحاد با قدرتی ثالث (آلمان یا امریکا) را به منظور تعدیل نفوذ روسها و انگلیسها در پیش‌گرفتند. اتخاذ این استراتژی (نزدیکی با آلمان) توسط رضا شاه باعث اشغال ایران در جنگ جهانی دوم توسط متفقین شد و سیاست محمدرضا شاه (نزدیکی با امریکا) سبب وابستگی شدید ایران به این کشور در دوران جنگ سرد گردید. مخالفت با مداخلات قدرتهای بزرگ در ایران و تأکید بر استقلال و هویت ملی و اسلامی در زمره قویترین نیروهای محرکه انقلاب اسلامی ایران بوده است. از این رو، جهت‌گیری سیاست خارجی ایران پس از انقلاب کاملاً با قبل متفاوت بود و تأکید بر سیاست «نه شرقی - نه غربی» حاکی از آن بود که ایران با قطع نفوذ بیگانگان در جستجوی اتخاذ سیاستی مستقل و به دور از هرگونه وابستگی است.

در ابتدا، جهت‌گیری سیاست خارجی ایران را در دوران محمدرضا شاه بررسی می‌کنیم و سپس به بررسی این موضوع پس از پیروزی انقلاب اسلامی می‌پردازیم:

سیاست خارجی غیر مستقل و وابسته ایران در دوران محمدرضا شاه پهلوی

محمدرضا پهلوی در اوج انفعال ایران نسبت به قدرتهای خارجی با حمایت انگلستان زمام امور کشور را در دست گرفت. اگر سیاست خارجی ایران به هنگام اشغال کشور توسط متفقین منفعلانه بود، ولی پس از پایان جنگ جهانی دوم انتظار می‌رفت که با خروج نیروهای متفقین، ایران سیاستی مستقل اتخاذکند. اما بجز دوره کوتاه نخست‌وزیری مصدق، دولت ایران سیاست خارجی خود را در جهت تبعیت و همسویی با انگلستان و سپس امریکا تنظیم کرد.

جهت‌گیری موازنه منفی در سیاست خارجی توسط حکومت مصدق، اعتراض به قدرتهایی بود که با سلطه سیاسی خود از امکانات و منابع ایران استفاده می‌کردند. در مدت ۲۷ ماه زمامداری وی، تلاشهای زیادی برای طرد استعمار و استیفای حقوق ایران صورت گرفت: نخستین اقدام، ملی کردن داراییهای شرکت نفت ایران و انگلیس بود که با خلع ید از این شرکت، اداره صنایع نفت به شرکت ملی نفت ایران سپرده شد. اقدام بعدی، ملی کردن شیلات دریای خزر و عدم تمدید قرارداد آن با شوروی بود که در ژانویه ۱۹۵۳/ دی ۱۳۳۱ صورت گرفت.[۲] اتخاذ چنین سیاستهایی، واکنش شدید انگلستان و نارضایتی شوروی را در پی‌داشت. انگلستان با اعزام کشتیهای جنگی خود به خلیج فارس، به محاصره اقتصادی ایران پرداخت و کلیه داراییهای ایران را در بانکهای انگلیس ضبط کرد. با توجه به اینکه مذاکرات بین دولت ایران و انگلستان با میانجیگری امریکا به نتیجه نرسید و مراجعه انگلستان به دیوان دادگستری لاهه و شورای امنیت با شکست روبرو شد، در نهایت انگلستان تلاش نمود زمینه‌های سقوط مصدق را فراهم آورد. این کار هنگامی به موفقیت رسید که از نظر داخلی نیروهای ملی و نیروهای مذهبی از یکدیگر جدا شدند و از نظر بین‌المللی نیز ایالات متحده امریکا، با روی کارآمدن جمهوریخواهان، از میانجیگری دوستانه به استراتژی براندازی تغییر جهت داد و با محافظه‌کاران انگلستان بر سر سقوط دولت مستقل ایران توافق نمود.[۳]

در نهایت، دولتهای امریکا و انگلستان، با طراحی و اجرای یک کودتای نظامی، سرانجام در اوت ۱۹۵۳/مرداد ۱۳۳۲ مصدق را سرنگون‌کردند.[۴] کمکهای مالی فراوان ایالات متحده پس از کودتا در تثبیت رژیم شاه نقش بسزایی داشت.[۵] شاه که با حمایت دولت امریکا قدرت را به دست گرفته بود، خود را مدیون امریکا می‌دانست و سیاست خارجی ایران را به سوی اتحاد و وابستگی به ایالات متحده سوق داد.

در سال ۱۹۵۴/۱۳۳۳، توافقنامه‌ای بین حکومت کودتا در ایران و کنسرسیومی از شرکتهای غربی که در آن شرکتهای امریکایی و انگلیسی بیشترین سهم را داشتند، به امضا رسید و توافق‌گردید که به مدت ۲۵ سال شرکتهای غربی %۵۰ از سود فروش نفت ایران را دریافت کنند.[۶]

علاوه بر اهمیت منابع نفت ایران و منافع اقتصادی ایالات متحده در آن، موقعیت جغرافیایی ایران نیز باعث شد که ایران به عنوان یکی از حلقه‌های دفاعی در استراتژی جهانی ایالات متحده مطرح شود. بر این اساس با تلاش ایالات متحده و انگلستان، پیمان بغداد که مکمل پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بود، منعقد شد و ایران به رغم مخالفتهای شوروی در اکتبر ۱۹۵۵/ مهر ۱۳۳۴ به اَن ملحق گردید.[۷] ورود ایران به این پیمان از آن رو مهم بود که موقعیت جغرافیایی ایران به مثابه حلقه اتصال دو پیمان ناتو و سیتو عمل می‌کرد و ارتفاعات البرز و زاگرس در ایران به عنوان بخشی از سپر دفاعی در مقابل اهداف شوروی نسبت به خلیج فارس و منابع عظیم نفت منطقه محسوب می‌شد. پیمان بغداد و سازمان جایگزین آن یعنی سنتو مخالفت شدید شوروی و بعضی از کشورهای پیشرو عرب همچون مصر را برانگیخت؛ به گونه‌ای که شاه با امضای موافقتنامه دفاعی با امریکا در سال ۱۹۵۹/۱۳۳۸ به دنبال تضمین امریکا در حمایت از ایران در صورت تعرض شوروی برآمد. این قرارداد ایران را بیش از پیش به ایالات متحده وابسته ساخت و در حقیقت این کشور را به یکی از دست نشاندگان امریکا در منطقه تبدیل کرد.[۸]

وابستگی شاه ایران به ایالات متحده را می‌توان به بهترین وجه در اعطای مصونیت قضایی به نظامیان امریکایی مستقر در ایران نیز مشاهده کرد. اعطای این مصونیت که در نوع خود بی‌نظیر بود، به معنای آن بود که محاکم ایران صلاحیت رسیدگی به جرائم نظامیان امریکایی و خانواده‌های آنان را در ایران نداشتند.[۹] این مصونیت در نزد افکار عمومی مردم ایران یادآور امتیازات مشابهی بود که انگلیسیها و روسها درگذشته با عنوان کاپیتولاسیون کسب‌کرده بودند.

پذیرش نقش ژاندارمی در منطقه خلیج فارس و دخالت در جنگ ظفار و شاخ افریقا از دیگر مواردی است که نشان‌دهنده متابعت شاه ایران، در سیاست خارجی خود، از خواسته‌های امریکا بود.

به دنبال تصمیم انگلستان در خروج نیروهای خود از خلیج فارس در سال ۱۹۷۱/۱۳۵۲، ایالات متحده نگران نفوذ شوروی دراین منطقه حساس واستراتژیک بود. و در همین دوران، افکار عمومی در امریکا به دلیل جنگ ویتنام بشدت با حضور نظامی و درگیری ایالات متحده در سایر نقاط جهان مخالفت می‌ورزید. بنابراین حفاظت از این منطقه می‌بایستی به متحدان امریکا سپرده می‌شد.[۱۰] این نقش اساساً به ایران و سپس عربستان سعودی واگذارگردید. شاه با خرید ۱۵ میلیارد دلار اسلحه در فاصله زمانی کوتاهی ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷/ ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶، به تجهیز نیروهای نظامی خود پرداخت تاامنیت خلیج فارس را حفظ نماید. گسترش نظامیگری در ایران به حدّی بود که علاوه بر تأمین امنیت خلیج فارس، وظایف دیگری نیز به نیروهای ایران محول شد. لشکرکشی ایران به عمان در دسامبر ۱۹۷۳/ آذر ۱۳۵۲ برای سرکوب جبهه آزادیبخش ظفار و حضور نظامی ایران در شاخ افریقا نمونه‌هایی از آن است.[۱۱]

رابطه با اسرائیل نشان دهنده آن است که عملکرد دولت ایران باژئوپلتیک این کشور سازگاری نداشت.[۱۲] قرابت جغرافیایی ایران باکشورهای عربی و وحدت عقیدتی بین مسلمین ایجاب می‌کرد که ایران روابط خود را با کشورهای عربی مستحکم کند، اما بجز روابط نسبتاً خوب با بعضی از کشورهای محافظه‌کار منطقه، دولت ایران روابط مساعدی باکشورهای عربی نداشت و با اسرائیل که رژیمی معارض بااین کشورها بود، روابط دوستانه داشت.ایران نه تنها اسرائیل را از اواخر دهه ۱۹۴۰ / ۱۳۲۰ به صورت دو فاکتور به رسمیت شناخته بود، بلکه روابط دو کشور روندی روبه گسترش داشت. ایران خریدار عمده سلاحهای اسرائیلی به شمار می‌رفت واز طرف دیگر بخش عمده نفت مورد نیاز اسرائیل (حدود ۷۰%)را تأمین می‌کرد و در تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳/۱۳۵۲ علیه غرب شرکت نجست.[۱۳] در واقع، شاه ایران، اسرائیل را متحد استراتژیک خود در منطقه خاورمیانه می‌دانست.[۱۴] از سوی دیگر، رابطه ایران و شوروی نیز در تعارض با ژئوپلتیک ایران بود. به‌رغم همسایگی ایران و شوروی که دارای مرزهای طولانی و منافع مشترک در دریای خزر بودند، روابط سیاسی دو کشور در زمان شاه چندان مناسب نبود. روابط گسترده ایران و امریکا و نقشی که موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان یکی از حلقه‌های سد نفوذ کمونیسم در استراتژی غرب به عهده داشت، نگرانی شوروی را برمی‌انگیخت. عضویت ایران در پیمان بغداد، پیمان دو جانبه نظامی با امریکا، حضور مستشاران امریکایی در ایران و نصب دستگاههای استراق سمع در مرزهای شمالی ایران توسط امریکا، همه از مواردی بودند که باعث عدم گسترش روابط سیاسی دو کشور می‌شد.

اهداف سیاست خارجی امریکا و ایران در زمان شاه، سرچشمه مشترکی داشت و اَن جلوگیری از نفوذ شوروی بود.کسینجر در تقدیر از سیاستهای شاه ایران می‌گوید:

«ایران در میان کشورهای منطقه، صرف‌نظر از اسرائیل، دوستی با امریکا را نقطه آغاز سیاست خارجی خود قرار داده بود ... در جنگ ۷۳ خاورمیانه، ایران تنها کشور هم مرز شوروی بود که اجازه نداد شورویها از حریم فضایی‌اش استفاده کنند؛ حال آنکه چند کشور عضو ناتو چنین اجازه‌ای را دادند. شاه نیرو و انرژی همسایگان عرب رادیکال خود را تحلیل می‌برد تا نگذارد آنها رژیمهای میانه‌رو در عربستان، اردن و خلیج فارس را مورد تهدید قرار دهند. او بدون قید و شرط به ناوگانهای ما سوخت می‌رساند و هرگز از سلطه خود بر منابع نفتی، برای اعمال فشارهای سیاسی استفاده نمی‌کرد. وی هرگز به هیج تحریم نفتی علیه غرب یا اسرائیل نپیوست. ایران در زمان شاه یکی از بهترین و مهمترین و وفادارترین دوستان ما در جهان بود».[۱۵]

سیاست خارجی ایران پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹/۱۳۵۷

با سقوط رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، جهت‌گیری انفعالی ایران در سیاست خارجی جای خود را به سیاست مستقل «نه شرقی - نه غربی» داد. این سیاست ملهم از عقاید اسلامی و در واکنش به دخالتهایی بود که قدرتهای جهانی در ایران روا داشته بودند. در جریان انقلاب، شعارهای مردم‌گویای این واقعیت بودکه مشکلات داخلی کشور ناشی.از نفوذ بیگانگان بویژه ایالات متحده امریکاست. معروفترین این شعارها که «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود، قبل از هر چیز تمایل به گسستن زنجیرهای وابستگی از قدرتهای بیگانه را نشان می‌دهد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایالات متحده امریکا از اولین کشورهایی بود که دولت جدید ایران را به رسمیت شناخت؛ اما از آنجا که پیش از انقلاب، ایران مهمترین پایگاه امریکا در منطقه بود، اجرای سیاست مستقل ایران پیامدهای زیادی را برای این کشور در پی داشت. با خروج ایران از پیمان سنتو از مارس ۱۹۷۹ / فروردین ۱۳۵۸ و سپس کناره‌گیری پاکستان از آن، پیمان مزبور عملاً متلاشی گردید و مهمترین حلقه اتصالی بین پیمانهای ناتو و سیتو، که سیاست سدّ نفوذ را کامل می‌کرد، از میان برداشته شد.{1}

تا این زمان شوروی توسط سدّ محکمی، متشکل از ایران، پاکستان و ترکیه، از منطقه دور نگاه داشته شده بود؛ اما پس از سقوط شاه، منطقه به صورت محلی برای نفوذ شوروی درآمد و ایران که مانعی استراتژیک در برابر نفوذ شوروی محسوب می‌شد؛ از این هنگام از دید امریکا خطری برای کشورهای منطقه به حساب می‌آمد. به عبارت دیگر توازن استراتژیک منطقه به طور محسوسی به هم خورده بود.

تمایل ایران به نفی وابستگی را می‌توان در برچیده شدن ایستگاههای استراق سمع امریکا علیه شوروی نیز مشاهده کرد.[۱۶] علاوه بر آن مصونیت نظامیان امریکایی و پاره‌ای از قراردادهای نظامی با امریکا نیز لغو گردید.[۱۷]

به طور کلی با پیروزی انقلاب، جهت‌گیری ایران در سیاست خارجی خود، از حالت یک کشور اصلی طرفدار غرب تغییر کرد. جنبه‌های مختلف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را که از سیاستهای پیشین متمایز می‌شود، در ابعاد زیر می‌توان خلاصه کرد:

  1. تأکید بر حفظ استقلال کشور و عدم وابستگی به قدرتهای جهانی؛
  2. حمایت از حقوق مسلمانان و ملتهای مستضعف در سراسر جهان؛
  3. تز صدور انقلاب؛
  4. حمایت از مبارزات مردم فلسطین.

این اصول در بندهای متعدد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با صراحت درج شده است. در قانون اساسی ایران بیش از همه بر نفی وابستگی در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی تأکید شده است. از همین رو قانون اساسی ایران همه شیوه‌هایی راکه منجر به سلطه مجدد کشورهای قدرتمند بر منافع و منابع ایران می‌شد، منع کرده است. مثلاً بر اساس اصل ۱۵۳ قانون اساسی، هرگونه قراردادی که موجب سلطه بیگانگان بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شؤون کشور شود، ممنوع اعلام شده است. علاوه بر آن، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، طبق اصل ۱۵۲، بر اساس نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه‌گر و روابط صلح آمیز متقابل با دولتهای غیر متخاصم استوار است. بر اساس اصل ۱۵۴، جمهوری اسلامی در عین خودداری از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند.[۱۸]

اندیشه صدور انقلاب از دیگر مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. در همین زمینه امام خمینی می‌گویند:

«ما باید از مستضعفان جهانی پشتیبانی کنیم. ما باید در صدور انقلابمان به جهان‌کوشش‌کنیم و تفکر اینکه انقلابمان را صادر نمی‌کنیم، راکنار بگذاریم؛ زیرا اسلام بین‌کشورهای مسلمان فرقی قائل نمی‌شود و پشتیبان تمام مستضعفان جهان است».[۱۹]

البته ایشان در تبیین سیاست صدور انقلاب این مطلب را روشن می‌سازد که منظور از صدور انقلاب کشورگشایی نیست بلکه هدف تبلیغ و معرفی انقلاب ایران به سایر جهانیان است.[۲۰] اندیشه دفاع از نهضتهای آزادیبخش و پشتیبانی از استقلال و آزادی ملتها در حمایت صریح جمهوری اسلامی ایران از مبارزات مردم فلسطین متجلی‌گردید و این تحولی بزرگ در سیاست خارجی ایران پس از انقلاب بود. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین نخستین فرد بلند پایه‌ای بود که از ایران دیدار کرد و بزودی دفتر نمایندگی ساف در محل نمایندگی سابق اسرائیل مستقر شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات مهمی در سیاست خارجی ایران صورت گرفت. البته سیاست حکومت موقت حفظ روابط دیپلماتیک با ایالات متحده بود و در همین راستا، ملاقاتهای دیپلماتیک متعددی بین امریکاییها و مقامات ایرانی، از قبیل ملاقات برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر با مهندس بازرگان نخست‌وزیر و دکتر یزدی وزیر امور خارجه صورت گرفت و موجب اعتراض جناحهای رادیکالی شد که نگران نفوذ مجدد امریکا در ایران بودند. بنابراین در اوج تب انقلاب علیه امریکا به دلیل حمایتهای این کشور از شاه و دخالتهای امریکاییها، سفارت ایالات متحده در تهران در ۴ نوامبر ۱۹۷۹/۱۳ آبان ۱۳۵۸ به تصرف دانشجویان درآمد. اشغال سفارت امریکا باعث استعفای حکومت موقت شد که با این اقدام مخالف بود، اما امام خمینی در مقابل احساسات مردمی که از این اقدام حمایت می‌نمودند، اشغال سفارت را مورد تأیید قرار دادند. با اشغال سفارت امریکا فصل نوینی در سیاست خارجی، ایران آغاز شد. تا این تاریخ ایران تنها به قطع وابستگی خود با امریکا اقدام کرده بود و اما اشغال سفارت امریکا نشانه آغاز سیاست تهاجمی ایران علیه امریکا بود و از این پس مبارزه با امریکا در صدر سیاستهای خارجی ایران قرارگرفت.[۲۱]

دولت امریکا در واکنش به این اقدام، ضمن مسدود کردن سپرده‌های ایران در بانکهای امریکایی (حدود ۱۰ میلیارد دلار) و ضبط اموال غیر منقول ایران در ایالات متحده (حدود ۲ تا ۴ میلیارد دلار)، به تحریم اقتصادی ایران پرداخت و از متحدان اروپایی خود نیز مجازاتهای اقتصادی مشابهی را درخواست نمود.{2} از سوی دیگر امریکا با مراجعه به مراجع بین المللی از جمله دیوان دادگستری بین المللی و شورای امنیت، خواهان محکومیت اقدام ایران و اتخاذ مجازاتهای اقتصادی از جانب سازمان ملل شد.

انجام اقدامات نظامی گسترده علیه ایران نیز به طور جدی توسط کارتر بررسی شد. عملیات وسیع نظامی شامل بمباران هوایی تأسیسات نفتی و یا مین‌گذاری بنادر ایران و همچنین دخالت گسترده نظامی برای اشغال جنوب ایران، در دستور کارپنتاگون قرارگرفت و طرحهایی تهیه شد ولی به زودی به دلیل احتمال دخالت مستقیم شوروی در ایران و تهییج افکار عمومی مسلمانان منطقه کنار گذاشته شد؛ ضمن آنکه هرگونه تهاجم نظامی مستقیم امریکا به ایران باعث مرگ گروگانها می‌گردید.[۲۲] بنابراین اقدامات محدودتر نظامی از قبیل عملیات نجات گروگانها (عملیات طبس) به مورد اجراگذاشته شد که در نهایت این عملیات نیز با شکست روبرو شد.

ناکامی دولت امریکا به‌رغم اتخاذ تمامی تدابیر به منظور آزادی گروگانها در تهران، به اعتبار کارتر در افکار عمومی ملت امریکا بشدت لطمه وارد ساخت. شواهد و دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد دولت کارتر بر اساس نگرشی کوته بینانه مبنی بر اینکه فشارهای ناشی از درگیری و جنگ با کشوری ثالث ممکن است آزادی‌گروگانهای امریکایی را سرعت بخشد، تهاجم عراق به ایران را ترغیب نموده است.[۲۳] رژیم صدام حسین که با حرکتهای اسلامی و مردمی متأثر از انقلاب ایران در داخل کشور خود روبرو بود، بر اساس اطلاعات دریافتی از امریکا و همچنین بختیار و سایر عناصر فراری مبنی بر نابسامانیهای سیاسی و نظامی گسترده در ایران، شرایط را برای تهاجم نظامی بسیار مناسب می‌دانست.[۲۴]

حمله نظامی عراق به ایران در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ / ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ باعث تضعیف موضع ایران در رویارویی با ایالات متحده در قضیه گروگان‌گیری شد. به دنبال اشغال منطقه وسیعی از خاک ایران، در پائیز ۱۹۸۰ صدور نفت قطع شد.[۲۵] به‌رغم این وضعیت دشوار، حل اختلافات با ایالات متحده اضطراری به نظر می‌رسید.[۲۶]در نتیجه بزودی مذاکراتی با میانجیگری الجزایر بین ایران و امریکا صورت گرفت‌که منجر به آزادی‌گروگانها در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۱ در قبال انتقال بخشی از اموال ایران‌گردید.

در سالهای جنگ ایران و عراق به دلیل سیاستهای امریکا در تشویق عراق برای تجاوز به ایران و کمکهای بلاعوض امریکا به عراق، ایالات متحده بتدریج به عنوان دشمن اصلی انقلاب اسلامی ظاهر شد. اما جهت‌گیری سیاست خارجی ایران در این زمان تنها بر ضد امریکا نبود و قطب دیگر قدرت یعنی اتحاد جماهیر شوروی را نیز دربرمی‌گرفت. به دلیل اختلافات ایدئولوژیک و تجاوز شوروی به افغانستان و همچنین کمکهای نظامی این کشور به عراق، ایران با بی‌اعتمادی به همسایه شمالی خود می‌نگریست و روابط دو کشور عمدتاً تیره بود. ولی با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوریهای تازه تأسیس، ابرهای تیره از روابط ایران با روسیه و این کشورها از بین رفت.

در مورد ارتباط با کشورهای منطقه، جمهوری اسلامی ایران با توجه به ارزشهای منبعث از اسلام همیشه خواهان گسترش و توسعه روابط بوده است.

از ابتدای سال ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷، تحولات مثبتی در سیاستهای ایران روی داد که می‌توان از آن به عادی‌سازی سیاست خارجی در چهارچوب منافع ملی تعبیر کرد. در این دوره (۱۹۹۷-۱۹۸۸/ ۱۳۷۶-۱۳۶۷) شاهد گسترش روابط ایران با کشورهای منطقه هستیم و این امر نشان دهنده آن است که تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی ایران با شناسایی واقعیتها به این نتیجه رسیده‌اند که دولتهای دیگر هم می‌باید به عنوان نماینده منافع ملی و عمومی ملتهای خود تلقی شوند و از این رو لازم است برای ایجاد ثبات و توسعه در روابط با آنها، بدون درنظرگرفتن نوع و ساختار رژیم سیاسی آن کشورها اقدام کرد. از این پس وزارت خارجه ایران تلاش فراوانی را به منظور افزایش سطح همکاریهای اقتصادی و سیاسی با دیگر کشورها به منظور تأمین امنیت منطقه‌ای به عمل می‌آورد.

عوامل متعددی در تحول سیاست خارجی ایران دخیل بودند. از یک سو با آغاز دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، بازسازی کشور پس از جنگ در صدر برنامه‌های دولت قرارگرفت و با توجه به برنامه پنج ساله اول توسعه (۱۹۹۳ - ۱۹۸۹/۱۳۷۲ - ۱۳۶۸) ضرورت داشت که روابط ایران با سایر دولتها بویژه کشورهای همجوار گسترش یابد. از سوی دیگر تغییر قدرت در اطراف ایران ناشی از فروپاشی شوروی و جنگ دوم خلیج فارس از جمله عوامل خارجی در این زمینه بودند.[۲۷]

پس از آتش بس با عراق در سال ۱۹۸۸/۱۳۶۷، ایران برای بهبود روابط خود با دولتهای عرب خلیج فارس به اقدامات دیپلماتیک گسترده‌ای دست زد. ایران و عربستان که پس از حج خونین ۱۹۸۷/۱۳۶۶، روابط سیاسی خود را در سال بعد قطع کرده بودند، به دنبال مذاکرات وزرای خارجه دو کشور در نیویورک مجدداً روابط خود را در سال ۱۹۸۱/۱۳۷۰ از سرگرفتند و این رابطه امروز در بهترین شکل آن ادامه دارد. روابط با کویت نیز پس از سفر دکتر ولایتی به این کشور در ژوئیه ۱۹۹۰ / تیر ۱۳۶۹، بهبود قابل ملاحظه‌ای یافت.[۲۸]به دنبال تجاوز عراق به کویت، ایران این اقدام را محکوم کرد و این امر به بهبود روابط ایران و شورای همکاری خلیج فارس کمک باز هم بیشتری نمود.

عادی سازی روابط با کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، تا جایی پیش رفت که ایران حتی در سال ۱۹۹۱ / ۱۳۷۰ صریحاً تقاضای عضویت در شورای همکاری خلیج فارس را مطرح ساخت. هر چند شبکه پیچیده‌ای از عوامل تاریخی، ژئوپلتیک، ایدئولوژیک و فرهنگی مانع از ایجاد همکاریهای امنیتی بین ایران و دولتهای عضو شورای همکاری خلیج فارس شده است، ولی همکاریهای اقتصادی با این دولتها در زمینه‌های مختلف (از قبیل حمل و نقل هوایی، و دریایی،کشاورزِی، وسایل ارتباط جمعی،گمرک، شیلات و طرحهای همکاری صنعتی) روبه گسترش بوده است.[۲۹]

ایران گذشته از تلاش در راه افزایش مناسبات با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس سخت می‌کوشد تا همکاریهای دو جانبه و چند جانبه خود را با کشورهای حوزه جنوبی، شوروی سابق در شمال نیز گسترش دهد. در واقع فروپاشی شوروی فرصتهای متنوع و بالقوه‌ای را برای ایران به وجود آورد. با توجه به تعهد دولت آقای هاشمی رفسنجانی برای بازسازی کشور از یک سو و انبوه نیازهای اقتصادی بعد از استقلال منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، هر دو طرف نیاز به همکاریهای اقتصادی را احساس کردند. سیاستگذاران ایرانی، ایران را که از لحاظ جغرافیایی بین آسیای مرکزی و قفقاز و خلیج فارس واقع شده است، پلی بین شمال و جنوب می‌دانند، درک این واقعیت، به صورت حرکتی به سوی ایجاد شبکه‌هایی از جاده، راه آهن و لوله‌های نفت و گاز میان خلیج فارس و منطقه خزر - آسیای مرکزی از راه ایران خودنمایی کرده است.

ایران تأسیس شبکه‌ای از لوله‌های نفت و گاز را برای ارتباط دادن صادرکنندگان نفت خزر آسیای مرکزی به خلیج فارس پیشنهاد کرده است. پروژه‌ای که از سوی برخی کارشناسان وزارت امور خارجه ایران پیشنهاد شده است، شامل ساخت لوله‌ای نفتی می‌شود که دریای خزر را به خلیج فارس و حدود %۵۴ از منابع گاز جهان در ایران و روسیه را به هم مربوط خواهد ساخت؛ منبع عظیمی که نیاز اروپاو آسیا به گاز را در قرن بیست و یکم برآورده خواهدکرد. شبکه‌هایی که ایران پیشنهاد می‌کند، منطقه خزر - آسیای مرکزی را از یک سو به اروپا و از سوی دیگر به شبه قاره هند و خاور دور مرتبط خواهد کرد. بر اساس قراردادی که در سال ۱۹۹۵ با هندوستان امضا شده است، این کشور با یک خط لوله ۲۰۰۰ کیلومتری به منابع گاز طبیعی ایران و آسیای، مرکزی متصل خواهد شد و قرارداد دیگری که در سال ۱۹۹۴ با ترکمنستان امضا شد، این کشور را قادر خواهد ساخت تا گاز خود را از طریق ایران به ترکیه و اروپا صادرکند.[۳۰]

ایران به دنبال‌گسترش ارتباطات زمینی و هوایی نیز با کشورهای آسیای مرکزی بوده است. راه اهن مشهد - سرخس - تجن که از سال ۱۹۹۶ افتتاح شده است، شبکه‌های راه‌آهن آسیایی و اَسیای مرکزی را از راه ایران به خلیج فارس و اروپا وصل کرده است. ایران به صورت پلی برای این‌کشورها به منظور ارتباط با جهان تبدیل شده و این مطلب بسیار مهمی است.[۳۱]

علاوه بر همکاریهای دو جانبه، جمهوری اسلامی ایران عمدتاً از طریق سازمان همکاری اقتصادی (اکو) روابط چند جانبه‌ای را با همسایگان شمالی خود ایجاد کرده است. در طول نشست تهران از ۱۶ تا ۱۷ فوریه ۱۹۹۲، کشورهای آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، تاجیکستان به عضویت اکو درآمدند و در این اجلاس برای فعالیت در جهت کاهش محدودیتهای تجاری، بانک توسعه منطقه‌ای (با سرمایه اولیه ۳۰۰ میلیون دلار)، ایجاد بازار مشترک کشاورزی، آموزش کارشناسان و مبادله دانشجو توافقهایی صورت گرفت. از سوی دیگر ایران ابتکار جدیدی برای ایجاد گروه کشورهای شورای خزر در ۱۷ فوریه ۱۹۹۲ صورت داد. ایران همراه با فدراسیون روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان یک منطقه همکاری را با هدف ایجاد منطقه‌ای تجاری شکل داده که هدف از تشکیل آن‌گسترش ارتباطات میان دولتهای عضو بوده است. لذا تأکید بر همکاریهای منطقه‌ای یکی از مشخصات سیرکنونی سیاست خارجی ایران است.[۳۲]

یکی از هدفهای مهم ایران در گسترش همکاریهای اقتصادی دو جانبه و چند جانبه، تقویت امنیت منطقه بوده است. در واقع فروپاشی شوروی نه تنها فرصتهای جدید را برای همکاری ایجاد کرده، بلکه تهدیدها و خطرهایی را نیز به همراه داشته است.[۳۳] عدم ثبات بعضی از کشورهای آسیای مرکزی و منازعات منطقه‌ای بر امنیت ملی ایران نیز می‌تواند تأثیر منفی بگذارد. از این رو ایران همواره در صدد مقابله و تحدید عوامل تشنج و بی‌ثباتی برآمده است. این اقدامات مشتمل بر میانجیگری فعالانه در منازعات منطقه‌ای بوده است. در حل بحران تاجیکستان، ایران نقش فعالی را ایفا کرده و در برقراری آتش بس در مسأله قره‌باغ بین آذربایجان و ارمنستان موفق بوده است.[۳۴]

ایران توانسته است با گسترش همکاریهای خود با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و فعالیت مؤثر در سازمانهای منطقه‌ای (اکو و سازمان کنفرانس اسلامی) وجهه بین‌المللی خود را افزایش دهد.[۳۵] عدم حمایت بین المللی از تحریمهای، ایالات متحده علیه ایران در راستای سیاست «مهار دو جانبه»، بیانگر این حقیقت است که کوششهای ایران بیهوده نبوده است.

نیز نگاه کنبد به

پاورقی

{1}. ابران پسی از پیروزی انقلاب در تاریخ ۵ فروردین ۵۸ به طور رسمی از پیمان سنتو خارج شد.

{2}. بر اساس گزارش کمیسیون فرعی امور بانکی، مالی و شهری سنای امریکا، میزان داراببهای غیرمنقول ابران بین بک نا دو میلیارد دلار تخمین زده شده است (Iranian Assets Settlement; 97 Congress, Washington, p.27). ولی دولت ابران در جریان مذاکرات الجزایر ارزشی این اموال را چهار میلیارد دلار مورد ارزبابی قرار داده است.

مآخذ

  1. علی اصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران: مو سسه انتشارات مدبر، ص ۲۸۶.
  2. جواد اطاعت، ژئوپلتیک و سیاست خارجی ایران، تهران: نشر سفیر، ص ۱۸۴.
  3. مارک، ج.گازیوروسکی، سیاست خارجی امریکا و شاه، ترجمه فریدون فاطمی، تهران: نشر مرکز، ص۱۳۳.
  4. در مورد نفش C.I.A در سقوط دولت مصدق رجوع کنید به منابع زیر: Michael Ledeen, William Lewis ," Debacle, The American Failure in Iran" New York: Vintage, 1982, pp. 12-15; Rubin, Barry " Paved with Good Intentions: The American Experience in Iran" , Oxford, New york: Oxford University Press, 1980, pp. 76-90. Mark, J.Gasiorowski, "The 1953 Coup d'Etat in Iran", International Journal of Middle East Studies; vol: 19, no:3, 1987, pp. 261-286; Reza Ghods "Iran in the Twentieth Century , A Political History", London: Adamantine Press, 1989, pp. 188-189.
  5. در مورد کمکهای امریکا به رژیم کودتا نگاه کنید به: Richard W. Cottam, "Iran and the United States, A Cold War Case Study", Pittsburg: University of Pittsburg Press, 1988, pp. 111-112.
  6. در سال ۱۹۷۳/۱۳۵۲ قرارداد ۲۰ ساله دیگری جایگزین قرارداد کنسرسیوم شد که به دنبال انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹/۱۳۵۷ اعتبار خود را از دست داد.
  7. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، نشر صنوبر، ۱۳۶۹، صص ۱۳۵ - ۱۲۷، ج ۲.
  8. مارک ج. گازیوروسکی، سیاست خارجی امریکا و شاه، ترجمه جمشید زنگنه، تهران: رسا، ۱۳۷۱ ص52.
  9. Richard Pfau, "The Legal Status of American Forces in Iran" , The Middle East Journal, vol: 28, no:2, 1974, p. 150
  10. Bruce, R.Kuniholm, The Persian Gulf and The United States Policy: A Guide To Issues and References' California , Regina Books, 1984, p.21.
  11. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، نشر صنوبر، ۱۳۶۹، صص ۱۳۵ - ۱۲۷، ج ۲، ص ۱۳۷.
  12. جواد اطاعت، ژئوپلتیک و سیاست خارجی ایران، تهران: نشر سفیر، ص 175.
  13. جمیله کدیور، «رویارویی انقلاب اسلامی ایران و امریکا»، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴، ص ۹۵.
  14. M.G. Weinbaum, "Iran and Israel : The Discreet Entente," Orbis, A Journal of World Affairs, vol: 18, no:4, 1975, pp. 1070-87.
  15. جمیله کدیور، «رویارویی انقلاب اسلامی ایران و امریکا»، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴، ص 93.
  16. روزنامه کیهان، ۱۳ اسفند ۵۷.
  17. سید رضا طباطبایی شفیعی، عوامل مؤثر در تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی اولویتها (پایان‌نامه کارشناسی ارشد)، تهران: دانشگاه تربیت مدرس.
  18. ۱. قانون اساسی جمهوری اسلامی ابران. ص ۱۱۱ - ۱۱۰.
  19. 2. صحیفه نور، ج 12، ص 19.
  20. 2. صحیفه نور، ج 12، ص 283.
  21. احمد بخشایشی اردستانی، اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: آرای نور، ۱۳۷۵، ص ۸۹.
  22. Gary Sick,"Military Options and Constraints in American Hostages in Iran, The conduct of a crisis", New Haven, London, p. 144
  23. احمد بخشایشی اردستانی، همان کتاب، ص ۹۳، همچنین نگاه کنید به: آنتونی فرانسیس بویل، «سیاست خارجی امریکا در قبال جنگ ایران و عراق»، ترجمه حسین شریفی طراز کوهی، مجله سیاست دفاعی، تهران: دانشگاه امام حسین، شماره ۴، (۱۳۷۵)، ص 97.
  24. محمود درودیان، «علل تهاجم و توقف اولیه عراق: بررسی نظریه‌های موجود»، مجله سیاست دفاعی، دانشگاه امام حسین، شماره ۴، (۱۳۷۵)، ص ۶۰.
  25. Carswell, Robert, "Economic Sanctions and the Iran Experience", Foreign Affairs , Vol: 60, 1981-82,p. 245
  26. بهزاد نبوی، «پاسخهابی به نقد بیانیه عمومی الجزایر»، مجله سیاست خارجی، شی ۳، (۱۳۷۰)، ص ۶۷۷.
  27. هوشنگ امیر احمدی، «سیاست خارجی منطقه‌ای ایران»، بخش اول، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، ش ۷۲-۷۱، (۱۳۷۲)، ص 7.
  28. هوشنگ امیر احمدی، «سیاست خارجی منطقه‌ای ایران»، بخش اول، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، ش ۷۲-۷۱، (۱۳۷۲)، ص 11.
  29. رمضانی، «سیاست خارجی ایران: هم شمال، هم جنوب»، ترجمه مجید ملکان، ماهنامه جامعه سالم، شی ۹، (خرداد ۱۳۷۲)، ص 23.
  30. پیروز مجتهد زاده، «از خلیج فارس تا دریای خزر، از ایده‌های ژئوپولتیک تا واقعیتهای ایرانی»، اطلاعات سیاسی - اقتصادی، ش ۱۱۰-۱۰۹، (۱۳۷۵)، ص ۱۰.
  31. هوشنگ امیر احمدی، «ابران در جهان سه قطبی»، فصلنامه گفتگو. (۱۳۷۵)، ص ۸.
  32. هوشنگ امیر احمدی، «سیاست خارجی منطقه‌ای ایران»، بخش دوم، اطلاعات سیاسی و اقتصادی، ۷۳.۷۴ ش، (۱۳۷۲)، ص ۶
  33. شیرین طهماسب (هانتر)، «ایران، روسیه و جمهوریهای جنوبی شوروی سابق»، فصلنامه گفتگو، (۱۳۷۵). ص ۵۷.
  34. هوشنگ امیر احمدی، «سیاست خارجی منطقه‌ای ایران»، بخش دوم، اطلاعات سیاسی و اقتصادی، ۷۳.۷۴ ش، (۱۳۷۲)، ص 7.
  35. ادموند هرزیک، ایران و حوزه جنوبی شوروی سابق، ترجمه کاملیا احتشامی اکبری، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ۱۳۷۵، ص ۱۴-۱۳.

منبع اصلی

منوچهری، عباس(1381). کتاب ایران: نظام سیاسی در ایران. ویراستاری محسن شانه چی. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی – بین المللی.

نویسنده مقاله

عباس منوچهری