پرش به محتوا

اشعریه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی ««اشعریه» یا «اشاعره» در قرن سوم که اندک‌اندک مذهب اعتزال دچار ضعف می‌شد، به‌وجود آمد و به نام بنیان‌گذار آن ابوالحسن علی‌بن اسماعیل اشعری (۳۳۰ - ۲۶۰ق) معروف گردید. او در بصره می‌زیست و شاگرد ابوعلی جبایی از بزرگان معتزله بوده است. او در مسای...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
«اشعریه» یا «اشاعره» در قرن سوم که اندک‌اندک مذهب اعتزال دچار ضعف می‌شد، به‌وجود آمد و به نام بنیان‌گذار آن ابوالحسن علی‌بن اسماعیل اشعری (۳۳۰ - ۲۶۰ق) معروف گردید. او در بصره می‌زیست و شاگرد ابوعلی جبایی از بزرگان معتزله بوده است. او در مسایل اساسی مانند خدا و الوهیت انتزاعی آن، شک در رابطه‌ی عِلّی و معلولی و تعبد انسان، با معتزله مخالفت ورزید. این مذهب اصولاً در تسلّط اهل سنت قرار داشت و به‌محض اینکه حیات خود را آغاز کرد، آماج انتقاد مخالفان به‌ویژه معتزله قرار گرفت. اما اشعری تمسک به کتاب و سنت را از اصول دیانت خود اعلام کرد و گفت من قایل به همان عقایدی هستم که احمد حنبل قایل بود<ref>صفا، ذبیح‌الله . '''تاریخ ادبیات در ایران'''. تهران: فردوس، ۱۳۶۶، ص ۲۷۷.</ref>. از بزرگان این فرقه ابوحامد اسفراینی (م ۴۰۶ق) و ابوبکر باقلانی (م ۴۰۳ق) را می‌توان نام برد.
«اشعریه» یا «اشاعره» در قرن سوم که اندک‌اندک مذهب اعتزال دچار ضعف می‌شد، به‌وجود آمد و به نام بنیان‌گذار آن ابوالحسن علی‌بن اسماعیل اشعری (۳۳۰ - ۲۶۰ق) معروف گردید. او در بصره می‌زیست و شاگرد ابوعلی جبایی از بزرگان معتزله بوده است. او در مسایل اساسی مانند خدا و الوهیت انتزاعی آن، شک در رابطه‌ی عِلّی و معلولی و تعبد انسان، با معتزله مخالفت ورزید. این مذهب اصولاً در تسلّط [[اهل سنت و جماعت|اهل سنت]] قرار داشت و به‌محض اینکه حیات خود را آغاز کرد، آماج انتقاد مخالفان به‌ویژه [[معتزله]] قرار گرفت. اما اشعری تمسک به کتاب و سنت را از اصول دیانت خود اعلام کرد و گفت من قایل به همان عقایدی هستم که احمد حنبل قایل بود<ref>صفا، ذبیح‌الله . '''تاریخ ادبیات در ایران'''. تهران: فردوس، ۱۳۶۶، ص ۲۷۷.</ref>. از بزرگان این فرقه ابوحامد اسفراینی (م ۴۰۶ق) و ابوبکر باقلانی (م ۴۰۳ق) را می‌توان نام برد.


مبانی فرقه‌ی اشعری در کل نوعی جبهه گیری و مخالفت با روش عقل گرایی و استدلالی معتزله بوده‌است. آنان می‌گفتند اعتبار مطلقِ عقل به دفاع از دیانت منجر نمی‌شود، بلکه به واسطه‌ی عقل، ایمان و دیانت از میان می‌رود. قرآن همیشه ایمان به غیب را اصل اساسی می‌داند که مبنای ایمان هم هست لذا غیب از برهان عقلی برتر است<ref>کوربن، هانری. '''تاریخ فلسفه‌ی اسلامی'''. تهران: کویر، ۱۳۸۸، ص۱۶۳.</ref>. موارد بسیاری از اختلافات اشاعره با معتزله در کتاب‌ها ذکر شده‌است، اما اهم این اختلافات موارد زیر است:
مبانی فرقه‌ی اشعری در کل نوعی جبهه گیری و مخالفت با روش عقل گرایی و استدلالی معتزله بوده‌است. آنان می‌گفتند اعتبار مطلقِ عقل به دفاع از دیانت منجر نمی‌شود، بلکه به واسطه‌ی عقل، ایمان و دیانت از میان می‌رود. [[قرآن]] همیشه ایمان به غیب را اصل اساسی می‌داند که مبنای ایمان هم هست لذا غیب از برهان عقلی برتر است<ref>کوربن، هانری. '''تاریخ فلسفه‌ی اسلامی'''. تهران: کویر، ۱۳۸۸، ص۱۶۳.</ref>. موارد بسیاری از اختلافات اشاعره با معتزله در کتاب‌ها ذکر شده‌است، اما اهم این اختلافات موارد زیر است:


* اشعری می‌گوید:
* اشعری می‌گوید:


<blockquote>بد و نیک کارها همه آفریده‌ی خداوند است و بنده را به‌هیچ وجه اختیار نیست<ref>الشهرستانی، محمد بن عبد‌الکریم. '''الملل والنحل''' (ترجمه افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۵۹.</ref>.</blockquote>ولی معتزله می‌گوید:<blockquote>خداوند سرچشمه‌ی اعمال خیر است و اعمال شر در اختیار بندگان است و مخلوق انسان‌هاست<ref>دهخدا، '''لغت‌نامه'''، ذیل اشاعره</ref>.</blockquote>
<blockquote>بد و نیک کارها همه آفریده‌ی خداوند است و بنده را به‌هیچ وجه اختیار نیست<ref>الشهرستانی، محمد بن عبد‌الکریم. '''الملل والنحل''' (ترجمه افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۵۹.</ref>.</blockquote>ولی [[معتزله]] می‌گوید:<blockquote>خداوند سرچشمه‌ی اعمال خیر است و اعمال شر در اختیار بندگان است و مخلوق انسان‌هاست<ref>دهخدا، '''لغت‌نامه'''، ذیل اشاعره</ref>.</blockquote>


* اشعری می‌گوید:
* اشعری می‌گوید:


<blockquote>رکن اصلی ایمان عقیده‌ی قلبی است وگفتار و کردار از فروع آن است. اما در باور معتزله ایمان سه رکن دارد. اعتقاد به قلب،گفتار به زبان و عمل به ارکان.</blockquote>
<blockquote>رکن اصلی ایمان عقیده‌ی قلبی است وگفتار و کردار از فروع آن است. اما در باور [[معتزله]] ایمان سه رکن دارد. اعتقاد به قلب، گفتار به زبان و عمل به ارکان.</blockquote>


* اشعری می‌گوید:
* اشعری می‌گوید:


<blockquote>صفات خداوند قایم به ذات واجب‌الوجود است<ref>الشهرستانی، محمد بن عبد‌الکریم. '''الملل والنحل''' (ترجمه افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص۵۸.</ref>.</blockquote>اما معتزله می‌گوید:<blockquote>صفات خداوند عین ذات اوست.</blockquote>
<blockquote>صفات خداوند قایم به ذات واجب‌الوجود است<ref>الشهرستانی، محمد بن عبد‌الکریم. '''الملل والنحل''' (ترجمه افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص۵۸.</ref>.</blockquote>اما [[معتزله]] می‌گوید:<blockquote>صفات خداوند عین ذات اوست.</blockquote>


* اشعری منکر حسن و قبح عقلی است اما معتزله آن را باور دارد.
* اشعری منکر حسن و قبح عقلی است اما [[معتزله]] آن را باور دارد.
* اشعری معتقد به رؤیت خداوند در قیامت و رستخیز است، اما معتزله آن را مردود می‌داند.
* اشعری معتقد به رؤیت خداوند در قیامت و رستخیز است، اما [[معتزله]] آن را مردود می‌داند.
* اشعری منکر نظریه‌ی «المنزلة بین‌المنزلتین» است.
* اشعری منکر نظریه‌ی «المنزلة بین‌المنزلتین» است.
* اشعری خلود در نار را منکر است، در حالی‌که معتزله به آن باور دارد.
* اشعری خلود در نار را منکر است، در حالی‌که [[معتزله]] به آن باور دارد.
* اشعری در مسایل سیاسی امامت را به اختیار امت می‌داند، ولی معتزله به نص و اختیار می‌داند.
* اشعری در مسایل سیاسی [[امامت]] را به اختیار امت می‌داند، ولی [[معتزله]] به نص و اختیار می‌داند.
* اشعری کلام خدا را بالذات معجزه می‌داند و آن را مخلوق نمی‌شمارد بلکه قدیم می‌داند، اما معتزله معتقد است که کلام خداوند مخلوق و حادث است<ref>الشهرستانی، محمد بن عبد‌الکریم. '''الملل والنحل''' (ترجمه افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۵۸.</ref>.
* اشعری کلام خدا را بالذات معجزه می‌داند و آن را مخلوق نمی‌شمارد بلکه قدیم می‌داند، اما [[معتزله]] معتقد است که کلام خداوند مخلوق و حادث است<ref>الشهرستانی، محمد بن عبد‌الکریم. '''الملل والنحل''' (ترجمه افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۵۸.</ref>.


* اشعری می‌گوید:
* اشعری می‌گوید:


<blockquote>ایمان و طاعت به توفیق الهی، و کفر و معصیت به خذلان الهی است.</blockquote>این سه فرقه که شرحشان به اجمال آمد، اساس علم کلام را پایه‌ریزی کردند و عموماً شاعران ایرانی در باورهای اعتقادی خود از این سه فرقه پیروی می‌کردند، [https://iranology-e.ir/%DA%A9%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C کسایی مروزی] نخستین شاعر شیعی است. [https://iranology-e.ir/%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C فردوسی] از شاعران شیعی و معتزلی است. [https://iranology-e.ir/%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88 ناصرخسرو] اسماعیلی است. باید دانست که گروه شیعه و معتزله به علت روش‌های استدلالی‌شان، در بسیاری از موارد، به نتایج مشابه می‌رسیدند. عموماً شاعرانی که در دوره‌ی [https://iranology-e.ir/%D8%B3%D8%A8%DA%A9_%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C سبک هندی] و بازگشت می‌زیستند،پیرو مذهب تشیع بودند و شاعرانی که در [https://iranology-e.ir/%D8%B3%D8%A8%DA%A9_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C سبک‌های خراسانی] و [https://iranology-e.ir/%D8%B3%D8%A8%DA%A9_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82%DB%8C عراقی] می‌زیستند عموماً اشعری و [https://iranology-e.ir/%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%B3%D9%86%D8%AA_%D9%88_%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9%D8%AA اهل سنت] بودند به‌ویژه شاعران صوفی مسلک که بخش عظیمی از گستره‌ی شاعران تاریخ ادبیات فارسی را تشکیل می‌دهند.
<blockquote>ایمان و طاعت به توفیق الهی، و کفر و معصیت به خذلان الهی است.</blockquote>
 
== نیز نگاه کنید به ==
 
* [[مکتب‌های فکری و فلسفی]]
* [[کلام اسلامی]]
* [[معتزله]]
 
== مآخذ ==
<references />
 
== منبع اصلی ==
تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی].
 
== نویسنده مقاله ==
احمد تمیم داری
[[رده:تاریخ]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۶

«اشعریه» یا «اشاعره» در قرن سوم که اندک‌اندک مذهب اعتزال دچار ضعف می‌شد، به‌وجود آمد و به نام بنیان‌گذار آن ابوالحسن علی‌بن اسماعیل اشعری (۳۳۰ - ۲۶۰ق) معروف گردید. او در بصره می‌زیست و شاگرد ابوعلی جبایی از بزرگان معتزله بوده است. او در مسایل اساسی مانند خدا و الوهیت انتزاعی آن، شک در رابطه‌ی عِلّی و معلولی و تعبد انسان، با معتزله مخالفت ورزید. این مذهب اصولاً در تسلّط اهل سنت قرار داشت و به‌محض اینکه حیات خود را آغاز کرد، آماج انتقاد مخالفان به‌ویژه معتزله قرار گرفت. اما اشعری تمسک به کتاب و سنت را از اصول دیانت خود اعلام کرد و گفت من قایل به همان عقایدی هستم که احمد حنبل قایل بود[۱]. از بزرگان این فرقه ابوحامد اسفراینی (م ۴۰۶ق) و ابوبکر باقلانی (م ۴۰۳ق) را می‌توان نام برد.

مبانی فرقه‌ی اشعری در کل نوعی جبهه گیری و مخالفت با روش عقل گرایی و استدلالی معتزله بوده‌است. آنان می‌گفتند اعتبار مطلقِ عقل به دفاع از دیانت منجر نمی‌شود، بلکه به واسطه‌ی عقل، ایمان و دیانت از میان می‌رود. قرآن همیشه ایمان به غیب را اصل اساسی می‌داند که مبنای ایمان هم هست لذا غیب از برهان عقلی برتر است[۲]. موارد بسیاری از اختلافات اشاعره با معتزله در کتاب‌ها ذکر شده‌است، اما اهم این اختلافات موارد زیر است:

  • اشعری می‌گوید:

بد و نیک کارها همه آفریده‌ی خداوند است و بنده را به‌هیچ وجه اختیار نیست[۳].

ولی معتزله می‌گوید:

خداوند سرچشمه‌ی اعمال خیر است و اعمال شر در اختیار بندگان است و مخلوق انسان‌هاست[۴].

  • اشعری می‌گوید:

رکن اصلی ایمان عقیده‌ی قلبی است وگفتار و کردار از فروع آن است. اما در باور معتزله ایمان سه رکن دارد. اعتقاد به قلب، گفتار به زبان و عمل به ارکان.

  • اشعری می‌گوید:

صفات خداوند قایم به ذات واجب‌الوجود است[۵].

اما معتزله می‌گوید:

صفات خداوند عین ذات اوست.

  • اشعری منکر حسن و قبح عقلی است اما معتزله آن را باور دارد.
  • اشعری معتقد به رؤیت خداوند در قیامت و رستخیز است، اما معتزله آن را مردود می‌داند.
  • اشعری منکر نظریه‌ی «المنزلة بین‌المنزلتین» است.
  • اشعری خلود در نار را منکر است، در حالی‌که معتزله به آن باور دارد.
  • اشعری در مسایل سیاسی امامت را به اختیار امت می‌داند، ولی معتزله به نص و اختیار می‌داند.
  • اشعری کلام خدا را بالذات معجزه می‌داند و آن را مخلوق نمی‌شمارد بلکه قدیم می‌داند، اما معتزله معتقد است که کلام خداوند مخلوق و حادث است[۶].
  • اشعری می‌گوید:

ایمان و طاعت به توفیق الهی، و کفر و معصیت به خذلان الهی است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفا، ذبیح‌الله . تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، ۱۳۶۶، ص ۲۷۷.
  2. کوربن، هانری. تاریخ فلسفه‌ی اسلامی. تهران: کویر، ۱۳۸۸، ص۱۶۳.
  3. الشهرستانی، محمد بن عبد‌الکریم. الملل والنحل (ترجمه افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۵۹.
  4. دهخدا، لغت‌نامه، ذیل اشاعره
  5. الشهرستانی، محمد بن عبد‌الکریم. الملل والنحل (ترجمه افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص۵۸.
  6. الشهرستانی، محمد بن عبد‌الکریم. الملل والنحل (ترجمه افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۵۸.

منبع اصلی

تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

احمد تمیم داری