آب چین: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
آب چیننده یا قطیفه (به [[عربی]]) در لغت به پارچه یا جامهای اطلاق میشده است که پس از غسل دادن مرده، او را بهوسیله آن خشک میکردهاند<ref>جمالالدین انجو، حسینبن حسن. '''''فرهنگ جهانگیری'''''. ج 1. ذیل "آبچین".</ref>. در عُرفِ کاتبان متأخر بهگونهای از [[کاغذ]] گفته میشده که سیاهی و مرکّب نوشته تر و آبگین را توسط آن خشک میکردهاند<ref>دهخدا، علیاکبر. '''''لغتنامه'''''. ذیل "آبچین".</ref>. این نوع [[کاغذ]] که "مداد پاککن" و "کاغذ آب خشککن" نیز نامیده شده<ref>شاد، محمد پادشاهبن غلام محییالدین. '''''فرهنگ جامع فارسی [آنندراج]'''''. ذیل "مدادپاککن" و "کاغذ".</ref><ref>معین، محمد. '''''فرهنگ فارسی'''''. ذیل "کاغذ".</ref>. بهلحاظ آنکه الیاف آن از بافتی فشرده برخوردار نیست، با سرعت، آب مرکّب مانده بر حروف و نوشتهها را به خود میکشد. به همین سبب آن را جاذب و هم کاغذ نشاف خواندهاند<ref>مایل هروی، نجیب. '''''کتابآرایی در تمدن اسلامی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، [https://www.islamic-rf.ir/ بنیاد پژوهشهای اسلامی]، 1372، ص604، 757.</ref>. | آب چیننده یا قطیفه (به [[عربی]]) در لغت به پارچه یا جامهای اطلاق میشده است که پس از غسل دادن مرده، او را بهوسیله آن خشک میکردهاند<ref>جمالالدین انجو، حسینبن حسن. '''''فرهنگ جهانگیری'''''. ج 1. ذیل "آبچین".</ref>. در عُرفِ کاتبان متأخر بهگونهای از [[کاغذ]] گفته میشده که سیاهی و مرکّب نوشته تر و آبگین را توسط آن خشک میکردهاند<ref>دهخدا، علیاکبر. '''''لغتنامه'''''. ذیل "آبچین".</ref>. این نوع [[کاغذ]] که "مداد پاککن" و "[[کاغذ]] آب خشککن" نیز نامیده شده<ref>شاد، محمد پادشاهبن غلام محییالدین. '''''فرهنگ جامع فارسی [آنندراج]'''''. ذیل "مدادپاککن" و "کاغذ".</ref><ref>معین، محمد. '''''فرهنگ فارسی'''''. ذیل "کاغذ".</ref>. بهلحاظ آنکه الیاف آن از بافتی فشرده برخوردار نیست، با سرعت، آب مرکّب مانده بر حروف و نوشتهها را به خود میکشد. به همین سبب آن را جاذب و هم [[کاغذ]] نشاف خواندهاند<ref>مایل هروی، نجیب. '''''کتابآرایی در تمدن اسلامی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، [https://www.islamic-rf.ir/ بنیاد پژوهشهای اسلامی]، 1372، ص604، 757.</ref>. | ||
البته کاربرد صورتهای مفرد و ترکیبی این واژه، در حوزه کتابت و نسخهنویسی، پیشینهای دیرینه ندارد و ظاهراً از سده 10 ق. به بعد که گونههای کاغذ فرنگی به مشرقزمین راه و رواج یافته است. با کاغذ مورد بحث آشنا شدهاند. پیش از آن، کاتبان، نوشتهها را در معرض هوا میگذاشته و خشک میکردهاند<ref>مایل هروی، نجیب. '''''کتابآرایی در تمدن اسلامی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، [https://www.islamic-rf.ir/ بنیاد پژوهشهای اسلامی]، 1372، ص757.</ref> یا بر نوشته آبگین و تر، خاک نرم و ماسه میریخته و آب مرکّب و سیاهی را میگرفته و به این عمل "خاکپاشی" میگفتهاند. معزالدین استرآبادی در کشکول خویش این عمل کاتبان را از زمره آداب کتابت برشمرده و، بهاستناد حدیث نبوی: "اذا کتب احدکم فلیتربه فانّ التراب مبارک"، آن را مؤکد کرده است<ref>مایل هروی، نجیب. '''''کتابآرایی در تمدن اسلامی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، [https://www.islamic-rf.ir/ بنیاد پژوهشهای اسلامی]، 1372، ص631.</ref>. | البته کاربرد صورتهای مفرد و ترکیبی این واژه، در حوزه کتابت و نسخهنویسی، پیشینهای دیرینه ندارد و ظاهراً از سده 10 ق. به بعد که گونههای [[کاغذ]] فرنگی به مشرقزمین راه و رواج یافته است. با کاغذ مورد بحث آشنا شدهاند. پیش از آن، کاتبان، نوشتهها را در معرض هوا میگذاشته و خشک میکردهاند<ref>مایل هروی، نجیب. '''''کتابآرایی در تمدن اسلامی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، [https://www.islamic-rf.ir/ بنیاد پژوهشهای اسلامی]، 1372، ص757.</ref> یا بر نوشته آبگین و تر، خاک نرم و ماسه میریخته و آب مرکّب و سیاهی را میگرفته و به این عمل "خاکپاشی" میگفتهاند. معزالدین استرآبادی در کشکول خویش این عمل کاتبان را از زمره آداب کتابت برشمرده و، بهاستناد حدیث نبوی: "اذا کتب احدکم فلیتربه فانّ التراب مبارک"، آن را مؤکد کرده است<ref>مایل هروی، نجیب. '''''کتابآرایی در تمدن اسلامی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، [https://www.islamic-rf.ir/ بنیاد پژوهشهای اسلامی]، 1372، ص631.</ref>. | ||
در عملِ خاکپاشی بر نوشتههای تر، کاتبان از ماسه قرمز یا خاک استفاده میکردهاند و به این مناسبت، ظرفی مانند دوات چوبی یا فلزی با سوراخهایی بسیار کوچک و تَنگ داشتهاند که خاک نرم یا ماسه را در آن میکرده و بر نوشته میپاشیدهاند. این ظرف را کاتبان عربیزبان مِرمَلَه و مِترَبَه میخواندهاند<ref>قَلقَشَندی، احمدبن علی. '''''صبحالاعشی'''''. قاهره: دارالکتب السلطانیه، 1963 م. = 1383 ق. = 1342، ج 2، ص 478-479.</ref>. | در عملِ خاکپاشی بر نوشتههای تر، کاتبان از ماسه قرمز یا خاک استفاده میکردهاند و به این مناسبت، ظرفی مانند دوات چوبی یا فلزی با سوراخهایی بسیار کوچک و تَنگ داشتهاند که خاک نرم یا ماسه را در آن میکرده و بر نوشته میپاشیدهاند. این ظرف را کاتبان عربیزبان مِرمَلَه و مِترَبَه میخواندهاند<ref>قَلقَشَندی، احمدبن علی. '''''صبحالاعشی'''''. قاهره: دارالکتب السلطانیه، 1963 م. = 1383 ق. = 1342، ج 2، ص 478-479.</ref>. | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
نجیب مایلهروی | نجیب مایلهروی | ||
[[رده:ارتباطات]] | [[index.php?title=رده:ارتباطات]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۲۱
آب چیننده یا قطیفه (به عربی) در لغت به پارچه یا جامهای اطلاق میشده است که پس از غسل دادن مرده، او را بهوسیله آن خشک میکردهاند[۱]. در عُرفِ کاتبان متأخر بهگونهای از کاغذ گفته میشده که سیاهی و مرکّب نوشته تر و آبگین را توسط آن خشک میکردهاند[۲]. این نوع کاغذ که "مداد پاککن" و "کاغذ آب خشککن" نیز نامیده شده[۳][۴]. بهلحاظ آنکه الیاف آن از بافتی فشرده برخوردار نیست، با سرعت، آب مرکّب مانده بر حروف و نوشتهها را به خود میکشد. به همین سبب آن را جاذب و هم کاغذ نشاف خواندهاند[۵].
البته کاربرد صورتهای مفرد و ترکیبی این واژه، در حوزه کتابت و نسخهنویسی، پیشینهای دیرینه ندارد و ظاهراً از سده 10 ق. به بعد که گونههای کاغذ فرنگی به مشرقزمین راه و رواج یافته است. با کاغذ مورد بحث آشنا شدهاند. پیش از آن، کاتبان، نوشتهها را در معرض هوا میگذاشته و خشک میکردهاند[۶] یا بر نوشته آبگین و تر، خاک نرم و ماسه میریخته و آب مرکّب و سیاهی را میگرفته و به این عمل "خاکپاشی" میگفتهاند. معزالدین استرآبادی در کشکول خویش این عمل کاتبان را از زمره آداب کتابت برشمرده و، بهاستناد حدیث نبوی: "اذا کتب احدکم فلیتربه فانّ التراب مبارک"، آن را مؤکد کرده است[۷].
در عملِ خاکپاشی بر نوشتههای تر، کاتبان از ماسه قرمز یا خاک استفاده میکردهاند و به این مناسبت، ظرفی مانند دوات چوبی یا فلزی با سوراخهایی بسیار کوچک و تَنگ داشتهاند که خاک نرم یا ماسه را در آن میکرده و بر نوشته میپاشیدهاند. این ظرف را کاتبان عربیزبان مِرمَلَه و مِترَبَه میخواندهاند[۸].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ جمالالدین انجو، حسینبن حسن. فرهنگ جهانگیری. ج 1. ذیل "آبچین".
- ↑ دهخدا، علیاکبر. لغتنامه. ذیل "آبچین".
- ↑ شاد، محمد پادشاهبن غلام محییالدین. فرهنگ جامع فارسی [آنندراج]. ذیل "مدادپاککن" و "کاغذ".
- ↑ معین، محمد. فرهنگ فارسی. ذیل "کاغذ".
- ↑ مایل هروی، نجیب. کتابآرایی در تمدن اسلامی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1372، ص604، 757.
- ↑ مایل هروی، نجیب. کتابآرایی در تمدن اسلامی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1372، ص757.
- ↑ مایل هروی، نجیب. کتابآرایی در تمدن اسلامی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1372، ص631.
- ↑ قَلقَشَندی، احمدبن علی. صبحالاعشی. قاهره: دارالکتب السلطانیه، 1963 م. = 1383 ق. = 1342، ج 2، ص 478-479.
منبع اصلی
آب چین(1381). دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی ایران. جلد اول، تهران: انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.
نویسنده مقاله
نجیب مایلهروی index.php?title=رده:ارتباطات