پرش به محتوا

مکتب اصفهان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اصفهان. مكتب،''' مكتبي هنري در نقاشي كه در اوايل دوران صفوي در اصفهان پديد آمد. با انتقال پايتخت از قزوين به اصفهان در زمان شاه عباس در 1006ق/ 1597م<sup>1</sup> رفته رفته اين شهر به نماد قدرت و ثبات سياسي و مركز فرهنگي ايران تبديل شد. فعاليت‌هاي چشم‌گير...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''اصفهان. مكتب،''' مكتبي هنري در نقاشي كه در اوايل دوران صفوي در اصفهان پديد آمد. با انتقال پايتخت از قزوين به اصفهان در زمان شاه عباس در 1006ق/ 1597م<sup>1</sup> رفته رفته اين شهر به نماد قدرت و ثبات سياسي و مركز فرهنگي ايران تبديل شد. فعاليت‌هاي چشم‌گيري كه براي ساختن و آرايش كاخ‌ها و بناهاي عمومي آغاز شد، چهرة‌ ديگري به اين پايتخت نوساز بخشيد و سفارش‌هاي ديوارنگاري باعث شد، هنرمندان كم‌كم از سنت كتاب‌سازي فاصله بگيرند.<sup>2</sup> عامل ديگري كه باعث سست شدن پيوند نقاشي و ادبيات شد، به وجود آمدن قشر جديدي از بازرگانان ثروتمند و هنرپرور بود.<sup>3</sup> اين حاميان جديد چون توان سفارش دادن نسخ مصور ادبي را نداشتند به طراحي‌ها و سياه‌قلم‌هايي در قالب مرقع بسنده مي‌كردند.<sup>4</sup> موضوعات اين نگاره‌ها اكثراً وقايع روزمره و تك چهره‌هاي كارگرها، شيوخ، درباريان، جوانان خوش پوش و حرفه و... بود.<sup>5</sup> شيوه‌اي كه محمدي،<sup>*</sup> پيش از اين، در بازنمايي واقعگرايانة موضوع‌هاي روزمره پيش نهاده بود، اكنون اساس كار استاداني چون صادق‌بيگ<sup>*</sup> و رضا عباسي<sup>*</sup> قرار گرفت.<sup>6</sup> صادق بيگ سرپرستي كتابخانة شاهي را بر عهده داشت و ديري نگذشت كه نگارگر جواني به نام رضا عباسي به كارگاه شاهي راه يافت.<sup>7</sup> اين دو استاد سالخورده و جوان در كارگاه سلطنتي شاه عباس با هم به رقابت پرداختند.<sup>8</sup> ايشان سبك و اسلوبي را پايه‌ريزي كردند كه بعداً به مكتب اصفهان معروف شد ـ نگارگران برجسته‌اي مانند محمد قاسم،<sup>*</sup> افضل‌الحسني،<sup>*</sup> محمد يوسف، <sup>*</sup> معين مصور، <sup>*</sup> شفيع عباسي<sup>*</sup> و بسياري نگارگران ديگر از اين مكتب پيروي مي‌كردند.<sup>9</sup>
اصفهان. مکتب، مکتبی هنری در نقاشی که در اوایل دوران صفوی در [[اصفهان]] پدید آمد. با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان در زمان شاه عباس در 1006ق/ 1597م<ref>پاکباز، روئین (1378). دائرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ص 32.</ref> رفته رفته این شهر به نماد قدرت و ثبات سیاسی و مرکز فرهنگی ایران تبدیل شد. فعالیت‌های چشم‌گیری که برای ساختن و آرایش کاخ‌ها و بناهای عمومی آغاز شد، چهره دیگری به این پایتخت نوساز بخشید و سفارش‌های دیوارنگاری باعث شد، هنرمندان کم‌کم از سنت کتاب‌سازی فاصله بگیرند<ref>پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 119.</ref>. عامل دیگری که باعث سست شدن پیوند نقاشی و ادبیات شد، به وجود آمدن قشر جدیدی از بازرگانان ثروتمند و هنرپرور بود<ref>پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 124.</ref>. این حامیان جدید چون توان سفارش دادن نسخ مصور ادبی را نداشتند به طراحی‌ها و سیاه‌قلم‌هایی در قالب مرقع بسنده می‌کردند<ref>پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 98.</ref>. موضوعات این نگاره‌ها اکثراً وقایع روزمره و تک چهره‌های کارگرها، شیوخ، درباریان، جوانان خوش پوش و حرفه و... بود<ref>کن‌بای، شیلا (1378). نقاشی ایرانی. مترجم مهدی حسینی، تهران: دانشگاه هنر، ص98.</ref>. شیوه‌ای که محمدی،<sup>*</sup> پیش از این، در بازنمایی واقعگرایانة موضوع‌های روزمره پیش نهاده بود، اکنون اساس کار استادانی چون صادق‌بیگ<sup>*</sup> و رضا عباسی<sup>*</sup> قرار گرفت<ref name=":0">پاکباز، روئین (1378). دائرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ص 33.</ref>. صادق بیگ سرپرستی کتابخانة شاهی را بر عهده داشت و دیری نگذشت که نگارگر جوانی به نام رضا عباسی به کارگاه شاهی راه یافت<ref>پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 120.</ref>. این دو استاد سالخورده و جوان در کارگاه سلطنتی شاه عباس با هم به رقابت پرداختند<ref>رابینسن، ب. و (1376). هنر نگارگری ایران. ترجمة دکتر یعقوب آژند، تهران: مولی، ص72.</ref>. ایشان سبک و اسلوبی را پایه‌ریزی کردند که بعداً به مکتب اصفهان معروف شد ـ نگارگران برجسته‌ای مانند محمد قاسم،<sup>*</sup> افضل‌الحسنی،<sup>*</sup> محمد یوسف، <sup>*</sup> معین مصور، <sup>*</sup> شفیع عباسی<sup>*</sup> و بسیاری نگارگران دیگر از این مکتب پیروی می‌کردند<ref name=":0" />.


علی بوذری


'''مآخذ:'''
== کتابشناسی ==
 
1.     پاكباز، روئين. '''''دائرةالمعارف هنر'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1378، ص32.
 
2.     پاكباز، روئين. '''''نقاشي ايراني از ديرباز تا امروز'''''. تهران: نارستان، 1379، ص119.
 
3.     پاكباز، روئين. '''''نقاشي ايراني از ديرباز تا امروز'''''. همان، ص124.
 
4.     پاكباز، روئين. '''''نقاشي ايراني از ديرباز تا امروز'''''. همان، ص98.
 
5.     كن‌باي، شيلا. '''''نقاشي ايراني'''''. مترجم مهدي حسيني، تهران: دانشگاه هنر، 1378، ص98.
 
6.     پاكباز، روئين. '''''دائرةالمعارف هنر'''''. همان، ص33.
 
7.     پاكباز، روئين'''''. نقاشي ايراني از ديرباز تا امروز'''''. همان، ص120.
 
8.     رابينسن، ب. و'''''. هنر نگارگري ايران'''''. ترجمة دكتر يعقوب آژند، تهران: مولي، 1376، ص72.
 
9.     پاكباز، روئين'''''. دائرةالمعارف هنر'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1378، ص33.
 
علی بوذری

نسخهٔ ‏۸ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۲۹

اصفهان. مکتب، مکتبی هنری در نقاشی که در اوایل دوران صفوی در اصفهان پدید آمد. با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان در زمان شاه عباس در 1006ق/ 1597م[۱] رفته رفته این شهر به نماد قدرت و ثبات سیاسی و مرکز فرهنگی ایران تبدیل شد. فعالیت‌های چشم‌گیری که برای ساختن و آرایش کاخ‌ها و بناهای عمومی آغاز شد، چهره دیگری به این پایتخت نوساز بخشید و سفارش‌های دیوارنگاری باعث شد، هنرمندان کم‌کم از سنت کتاب‌سازی فاصله بگیرند[۲]. عامل دیگری که باعث سست شدن پیوند نقاشی و ادبیات شد، به وجود آمدن قشر جدیدی از بازرگانان ثروتمند و هنرپرور بود[۳]. این حامیان جدید چون توان سفارش دادن نسخ مصور ادبی را نداشتند به طراحی‌ها و سیاه‌قلم‌هایی در قالب مرقع بسنده می‌کردند[۴]. موضوعات این نگاره‌ها اکثراً وقایع روزمره و تک چهره‌های کارگرها، شیوخ، درباریان، جوانان خوش پوش و حرفه و... بود[۵]. شیوه‌ای که محمدی،* پیش از این، در بازنمایی واقعگرایانة موضوع‌های روزمره پیش نهاده بود، اکنون اساس کار استادانی چون صادق‌بیگ* و رضا عباسی* قرار گرفت[۶]. صادق بیگ سرپرستی کتابخانة شاهی را بر عهده داشت و دیری نگذشت که نگارگر جوانی به نام رضا عباسی به کارگاه شاهی راه یافت[۷]. این دو استاد سالخورده و جوان در کارگاه سلطنتی شاه عباس با هم به رقابت پرداختند[۸]. ایشان سبک و اسلوبی را پایه‌ریزی کردند که بعداً به مکتب اصفهان معروف شد ـ نگارگران برجسته‌ای مانند محمد قاسم،* افضل‌الحسنی،* محمد یوسف، * معین مصور، * شفیع عباسی* و بسیاری نگارگران دیگر از این مکتب پیروی می‌کردند[۶].

علی بوذری

کتابشناسی

  1. پاکباز، روئین (1378). دائرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ص 32.
  2. پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 119.
  3. پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 124.
  4. پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 98.
  5. کن‌بای، شیلا (1378). نقاشی ایرانی. مترجم مهدی حسینی، تهران: دانشگاه هنر، ص98.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ پاکباز، روئین (1378). دائرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ص 33.
  7. پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایرانی از دیرباز تا امروز. تهران: نارستان، ص 120.
  8. رابینسن، ب. و (1376). هنر نگارگری ایران. ترجمة دکتر یعقوب آژند، تهران: مولی، ص72.