پرش به محتوا

ساموئل خاچیکیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «خاچيكيان، ساموئل، (1303ـ1380 ش) كارگردان، فيلم‌نامه‌نويس‌، تدوين‌گر و سازندة آنونس. خاچيكيان نخستين فيلم‌ساز ارمني تبار ايراني است كه در تبريز متولد شد. فعاليت‌ هنري‌ را با تئاتر در «كلوب‌ ارامنه‌» آغاز كرد.<sup>1</sup> نخستين ‌بار در تاريخ ‌س...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
خاچيكيان، ساموئل، (1303ـ1380 ش) كارگردان، فيلم‌نامه‌نويس‌، تدوين‌گر و سازندة آنونس. خاچيكيان نخستين فيلم‌ساز ارمني تبار ايراني است كه در تبريز متولد شد.  
خاچیکیان، ساموئل، (1303ـ1380 ش) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس‌، تدوین‌گر و سازنده آنونس. خاچیکیان نخستین فیلم‌ساز ارمنی تبار ایرانی است که در تبریز متولد شد.  


فعاليت‌ هنري‌ را با تئاتر در «كلوب‌ ارامنه‌» آغاز كرد.<sup>1</sup> نخستين ‌بار در تاريخ ‌سينماي‌ ايران‌ براي‌ فيلم‌ دختري‌ از شيراز (به كارگرداني خودش، 1332) «آنونس» (پيش‌نمايش) كوتاهي‌ ساخت.<sup>2</sup> از نيمه‌هاي‌ فيلم‌ بازگشت‌ (1332) تدوين‌ فيلم‌هايش‌ را خود به ‌عهده‌ گرفت، و در نورپردازي‌ و كار فيلم‌بردارانش نيز با ذوق‌ورزي دخالت‌ مي‌كرد، و موسيقي متن ‌فيلم‌هايش‌ هم به ‌انتخاب‌ خودش‌ بود.<sup>3</sup> از 1333 فيلم‌هاي پليسي و جنايي ساخت و فيلم‌هاي بعدي‌اش را با پيگيري در همين «گونه» فيلم‌هاي سينمايي ادامه داد. در مطبوعات به «هيچكاك سينماي ايران» شهرت داشت،<sup>4</sup> اما خودش تأثير از فيلم‌هاي هيچكاك را رد مي‌كرد.<sup>5</sup>
فعالیت‌ هنری‌ را با تئاتر در «کلوب‌ ارامنه‌» آغاز کرد<ref>حیدری، غلام (1371). «ساموئل خاچیکیان: یک گفت‌وگو». انتشارات نگاه، ص 15.</ref>. نخستین ‌بار در تاریخ ‌سینمای‌ ایران‌ برای‌ فیلم‌ دختری‌ از شیراز (به کارگردانی خودش، 1332) «آنونس» (پیش‌نمایش) کوتاهی‌ ساخت<ref>مرادی کوچی، شهناز (1369). «نامه فیلمخانه ملی ایران»، مقاله «ویژگی‌های آنونس در سینمای ایران». شماره دوم، ص 92.</ref>. از نیمه‌های‌ فیلم‌ بازگشت‌ (1332) تدوین‌ فیلم‌هایش‌ را خود به ‌عهده‌ گرفت، و در نورپردازی‌ و کار فیلم‌بردارانش نیز با ذوق‌ورزی دخالت‌ می‌کرد، و موسیقی متن ‌فیلم‌هایش‌ هم به ‌انتخاب‌ خودش‌ بود<ref>جیرانی، فریدون (1373). «نقد سینما»، مقاله «توقف در یک نقطه». شماره 2، ص 93.</ref>. از 1333 فیلم‌های پلیسی و جنایی ساخت و فیلم‌های بعدی‌اش را با پیگیری در همین «گونه» فیلم‌های سینمایی ادامه داد. در مطبوعات به «هیچکاک سینمای ایران» شهرت داشت<ref name=":0">داریوش، هژیر (1334). «امید ایران». نقدی بر فیلم چهارراه حوادث. شماره 43، ص 21.</ref>، اما خودش تأثیر از فیلم‌های هیچکاک را رد می‌کرد<ref>حیدری، غلام (1371). «ساموئل خاچیکیان: یک گفت‌وگو». انتشارات نگاه، ص 43 و 128 و 129.</ref>.


«نورپردازي‌ جنايي‌» اصطلاحي‌ بود كه براي‌ مجموعه‌اي از فيلم‌هايش مانند فيلم‌هاي ‌چهارراه‌ حوادث‌<sup>*</sup> (1333)، طوفان‌ در شهر ما (1336)، فرياد نيمه‌شب‌ (1339)، به‌كار مي‌برد. با اين فيلم‌ها از نورپردازي تئاتري ـ‌ كه در سينماي ايران مرسوم بود ـ‌ فاصله گرفت، و به «نورپردازي سينمايي» تمايل نشان داد.<sup>6</sup> از بابت غافل‌گيري‌ يا ايجاد دلهره‌ و حالت تعليق‌  قايل‌ به‌ «نفس‌بُر» كردن تماشاگران فيلم‌هايش بود، و بيش‌تر به جلوه‌هاي‌ ظاهري تعقيب‌ و گريز، يا به‌ آتش‌ كشيدن‌ يك‌ ساختمان ‌يا سقوط اتومبيل به دره و مانند اين‌ها مي‌انديشيد.
«نورپردازی‌ جنایی‌» اصطلاحی‌ بود که برای‌ مجموعه‌ای از فیلم‌هایش مانند فیلم‌های [[چهار راه حوادث|‌چهارراه‌ حوادث‌]]<sup>*</sup> (1333)، طوفان‌ در شهر ما (1336)، فریاد نیمه‌شب‌ (1339)، به‌کار می‌برد. با این فیلم‌ها از نورپردازی تئاتری ـ‌ که در سینمای ایران مرسوم بود ـ‌ فاصله گرفت، و به «نورپردازی سینمایی» تمایل نشان داد<ref name=":0" />. از بابت غافل‌گیری‌ یا ایجاد دلهره‌ و حالت تعلیق‌  قایل‌ به‌ «نفس‌بُر» کردن تماشاگران فیلم‌هایش بود، و بیش‌تر به جلوه‌های‌ ظاهری تعقیب‌ و گریز، یا به‌ آتش‌ کشیدن‌ یک‌ ساختمان ‌یا سقوط اتومبیل به دره و مانند این‌ها می‌اندیشید.


فيلم‌هايش‌‌ در دهة‌ 1350، در مقايسه ‌با فيلم‌هايش در سال‌هاي دهة‌ 1340‌، موفقيت‌هاي‌ زيادي‌ كسب‌ نكردند. بنابراين به ساختن همه‌ نوع‌ فيلمي تمايل نشان داد‌: كمدي‌ (ديوار شيشه‌اي‌،1350حادثه‌اي‌ (بوسه‌ بر لب‌هاي‌ خونين‌،1352) و پليسي‌ (اضطراب‌، 1354). در سال‌هاي‌ پس‌ از انقلاب‌ فيلم پرفروش ‌عقاب‌ها (1363) را ساخت‌؛ اما از آن‌ پس‌ با ساختن يوزپلنگ‌ (1364)، چاووش‌ (1369) و بلوف‌ (1371) استقبالي‌ از فيلم‌هاي او نشد‌. در 77 سالگي، پس از يك دوره بيماري آلزايمر در تهران درگذشت.<sup>7</sup>
فیلم‌هایش‌‌ در دهه 1350، در مقایسه ‌با فیلم‌هایش در سال‌های دهه 1340‌، موفقیت‌های‌ زیادی‌ کسب‌ نکردند. بنابراین به ساختن همه‌ نوع‌ فیلمی تمایل نشان داد‌: کمدی‌ (دیوار شیشه‌ای‌،1350حادثه‌ای‌ (بوسه‌ بر لب‌های‌ خونین‌،1352) و پلیسی‌ (اضطراب‌، 1354). در سال‌های‌ پس‌ از انقلاب‌ فیلم پرفروش ‌عقاب‌ها (1363) را ساخت‌؛ اما از آن‌ پس‌ با ساختن یوزپلنگ‌ (1364)، چاووش‌ (1369) و بلوف‌ (1371) استقبالی‌ از فیلم‌های او نشد‌. در 77 سالگی، پس از یک دوره بیماری آلزایمر در تهران درگذشت<ref>«فیلم» (1380). شماره 278، ص 36.</ref>.


نيز نك: «چهارراه حوادث» و «نقش ارامنه در سينماي ايران».
عباس بهارلو
 
 
'''مآخذ:'''
 
1.    '''''«ساموئل خاچيكيان: يك گفت‌وگو»'''''. غلام حيدري، انتشارات نگاه، 1371، ص 15.


2.    «نامة فيلمخانة ملي ايران»، شمارة دوم، زمستان 1369، مقالة '''''«ويژگي‌هاي آنونس در سينماي ايران»'''''. شهناز مرادي كوچي، ص 92، همچنين «فيلم»، شمارة 49، ارديبهشت 1366، ص 7 ديده شود.
نیز نک: «چهارراه حوادث» و «نقش ارامنه در سینمای ایران».


3.    «نقد سينما»، شمارة 2، تابستان 1373، مقالة '''''«توقف در يك نقطه»'''''. نوشتة فريدون جيراني، ص 93.
== کتابشناسی ==
 
4.    '''''«اميد ايران»'''''. شمارة 43، يك‌شنبه 13 فروردين 1334، ص 21، نقدي بر فيلم '''''چهارراه حوادث.''''' نوشتة هژير داريوش.
 
5.    '''''«ساموئل خاچيكيان: يك گفت‌وگو»'''''. غلام حيدري، انتشارات نگاه، 1371، ص 43 و 128 و 129.
 
6.    همان.
 
7.    '''''«فيلم»'''''. شمارة 278، آذر 1380، ص 36.
 
 
عباس بهارلو

نسخهٔ ‏۲۸ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۲:۵۷

خاچیکیان، ساموئل، (1303ـ1380 ش) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس‌، تدوین‌گر و سازنده آنونس. خاچیکیان نخستین فیلم‌ساز ارمنی تبار ایرانی است که در تبریز متولد شد.

فعالیت‌ هنری‌ را با تئاتر در «کلوب‌ ارامنه‌» آغاز کرد[۱]. نخستین ‌بار در تاریخ ‌سینمای‌ ایران‌ برای‌ فیلم‌ دختری‌ از شیراز (به کارگردانی خودش، 1332) «آنونس» (پیش‌نمایش) کوتاهی‌ ساخت[۲]. از نیمه‌های‌ فیلم‌ بازگشت‌ (1332) تدوین‌ فیلم‌هایش‌ را خود به ‌عهده‌ گرفت، و در نورپردازی‌ و کار فیلم‌بردارانش نیز با ذوق‌ورزی دخالت‌ می‌کرد، و موسیقی متن ‌فیلم‌هایش‌ هم به ‌انتخاب‌ خودش‌ بود[۳]. از 1333 فیلم‌های پلیسی و جنایی ساخت و فیلم‌های بعدی‌اش را با پیگیری در همین «گونه» فیلم‌های سینمایی ادامه داد. در مطبوعات به «هیچکاک سینمای ایران» شهرت داشت[۴]، اما خودش تأثیر از فیلم‌های هیچکاک را رد می‌کرد[۵].

«نورپردازی‌ جنایی‌» اصطلاحی‌ بود که برای‌ مجموعه‌ای از فیلم‌هایش مانند فیلم‌های ‌چهارراه‌ حوادث‌* (1333)، طوفان‌ در شهر ما (1336)، فریاد نیمه‌شب‌ (1339)، به‌کار می‌برد. با این فیلم‌ها از نورپردازی تئاتری ـ‌ که در سینمای ایران مرسوم بود ـ‌ فاصله گرفت، و به «نورپردازی سینمایی» تمایل نشان داد[۴]. از بابت غافل‌گیری‌ یا ایجاد دلهره‌ و حالت تعلیق‌  قایل‌ به‌ «نفس‌بُر» کردن تماشاگران فیلم‌هایش بود، و بیش‌تر به جلوه‌های‌ ظاهری تعقیب‌ و گریز، یا به‌ آتش‌ کشیدن‌ یک‌ ساختمان ‌یا سقوط اتومبیل به دره و مانند این‌ها می‌اندیشید.

فیلم‌هایش‌‌ در دهه 1350، در مقایسه ‌با فیلم‌هایش در سال‌های دهه 1340‌، موفقیت‌های‌ زیادی‌ کسب‌ نکردند. بنابراین به ساختن همه‌ نوع‌ فیلمی تمایل نشان داد‌: کمدی‌ (دیوار شیشه‌ای‌،1350)، حادثه‌ای‌ (بوسه‌ بر لب‌های‌ خونین‌،1352) و پلیسی‌ (اضطراب‌، 1354). در سال‌های‌ پس‌ از انقلاب‌ فیلم پرفروش ‌عقاب‌ها (1363) را ساخت‌؛ اما از آن‌ پس‌ با ساختن یوزپلنگ‌ (1364)، چاووش‌ (1369) و بلوف‌ (1371) استقبالی‌ از فیلم‌های او نشد‌. در 77 سالگی، پس از یک دوره بیماری آلزایمر در تهران درگذشت[۶].

عباس بهارلو

نیز نک: «چهارراه حوادث» و «نقش ارامنه در سینمای ایران».

کتابشناسی

  1. حیدری، غلام (1371). «ساموئل خاچیکیان: یک گفت‌وگو». انتشارات نگاه، ص 15.
  2. مرادی کوچی، شهناز (1369). «نامه فیلمخانه ملی ایران»، مقاله «ویژگی‌های آنونس در سینمای ایران». شماره دوم، ص 92.
  3. جیرانی، فریدون (1373). «نقد سینما»، مقاله «توقف در یک نقطه». شماره 2، ص 93.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ داریوش، هژیر (1334). «امید ایران». نقدی بر فیلم چهارراه حوادث. شماره 43، ص 21.
  5. حیدری، غلام (1371). «ساموئل خاچیکیان: یک گفت‌وگو». انتشارات نگاه، ص 43 و 128 و 129.
  6. «فیلم» (1380). شماره 278، ص 36.