پرش به محتوا

دیه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ديه،''' مالي است كه در صورت وقوع جنايت بر نفس و يا كمتر از آن بر اعضاي بدن يا ايراد جرح، بايد ادا شود.<sup>1</sup> ديد بر وزن «عده» مأخوذ از «ودي» است.<sup>2</sup> در تاريخ و اقوام گذشته موارد زيادي از احكام صادره دربارۀ ديد وجود دارد؛ همانطور كه داوود پيام...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''ديه،''' مالي است كه در صورت وقوع جنايت بر نفس و يا كمتر از آن بر اعضاي بدن يا ايراد جرح، بايد ادا شود.<sup>1</sup> ديد بر وزن «عده» مأخوذ از «ودي» است.<sup>2</sup> در تاريخ و اقوام گذشته موارد زيادي از احكام صادره دربارۀ ديد وجود دارد؛ همانطور كه داوود پيامبر به ديه حكم مي‌كرد و قبل از آن نيز بين فرزندان ابراهيم بدان عمل مي‌شد.<sup>3</sup> در ترجمۀ مقاله دارست فرانسوي، دربارۀ حقوق اسلام آمده، پيش از اسلام مجازات قتل به وسيلۀ اولياي مقتول تا پنج نسل اجرا مي‌شد تا اين كه پرداخت خون بها (ديه) قرار داد متاركه بين خانواده‌ها امضاء شد.<sup>4</sup> در آن زمان قصد قاتل مورد توجه قرار نمي‌گرفت و ميان جنايت عمد و خطا تفاوتي قائل نمي‌شدند.<sup>5</sup> و دريافت عوض و مال، امري ناخوشايند به شمار مي‌آمد.<sup>6</sup> اما در اين عصر، قانون مجازات اسلامي، مجازات قتل عمد را قصاص مي‌داند و در صورت جنايت بر اعضاي بدن انجام عمل را دربارۀ جاني تأكيد مي‌كند.<sup>7</sup> و مادۀ 15 همين قانون چنين تعريف مي‌كند، ديد مالي است كه از طرف شارع، براي جنايت تعيين شده است.<sup>8</sup> خداوند در قرآن كريم، به صراحت از ديد نام برده و اين جزو نصوص قرآني است كه شك و شبهه‌اي در آن راه ندارد و مخالفت با آن، مخالفت با قانون صريح خداوند مي‌باشد.<sup>9</sup> اما در عبارات فقها بر آنچه ديه واجب مي‌شود سه لفظ است، اول «ديه» كه بيشتر استعمال در جنايت مي‌باشد و گاهي در جنايت طرف يعني عضو نيز استعمال مي‌شود، دوم «ارش» اعم از آنكه شارع تقديري براي آن نموده باشد يا نه، سوم «خلافت» كه حكومت هم استعمال مي‌شود، و شارع تقديري در خصوص آن ننموده است.<sup>10</sup>  
'''دیه،''' مالی است كه در صورت وقوع جنایت بر نفس و یا كمتر از آن بر اعضای بدن یا ایراد جرح، باید ادا شود<ref>موسوی خمینی، روح الله'''''. تحریرالوسیله'''''. قم: جماعۀ المدرسین، مؤسسه نشر اسلامی، ج2، 1363، ص553.</ref>. دید بر وزن «عده» مأخوذ از «ودی» است<ref name=":0">محقق حلی. ابوالقاسم'''''. شرایع الاسلام'''''. ترجمۀ احمد یزدی، تهران: وزارت ارشاد، 1369، ص1970.</ref>. در تاریخ و اقوام گذشته موارد زیادی از احكام صادره دربارۀ دید وجود دارد؛ همانطور كه داوود پیامبر به دیه حكم می‌كرد و قبل از آن نیز بین فرزندان ابراهیم بدان عمل می‌شد<ref>صالحی، فاضل. '''''دید یا مجازات مالی'''''. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، حوزۀ علمیه، 1376، ص26.</ref>. در ترجمۀ مقاله دارست فرانسوی، دربارۀ حقوق اسلام آمده، پیش از اسلام مجازات قتل به وسیلۀ اولیای مقتول تا پنج نسل اجرا می‌شد تا این كه پرداخت خون بها (دیه) قرار داد متاركه بین خانواده‌ها امضاء شد<ref>صالحی، فاضل. '''''دید یا مجازات مالی'''''. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، حوزۀ علمیه، 1376، ص27.</ref>. در آن زمان قصد قاتل مورد توجه قرار نمی‌گرفت و میان جنایت عمد و خطا تفاوتی قائل نمی‌شدند<ref>گرجی، ابوالقاسم. '''''دیات'''''. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1382، ص18.</ref> و دریافت عوض و مال، امری ناخوشایند به شمار می‌آمد<ref>گرجی، ابوالقاسم. '''''دیات'''''. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1382، ص19.</ref>. اما در این عصر، قانون مجازات اسلامی، مجازات قتل عمد را قصاص می‌داند و در صورت جنایت بر اعضای بدن انجام عمل را دربارۀ جانی تأكید می‌كند<ref>مادۀ 205و269 قانون مجازات اسلامی.</ref>، و مادۀ 15 همین قانون چنین تعریف می‌كند، دید مالی است كه از طرف شارع، برای جنایت تعیین شده است<ref>ماده 15 قانون مجازات اسلامی.</ref>. خداوند در قرآن كریم، به صراحت از دید نام برده و این جزو نصوص قرآنی است كه شك و شبهه‌ای در آن راه ندارد و مخالفت با آن، مخالفت با قانون صریح خداوند می‌باشد<ref>سوره 4/91و92.</ref>. اما در عبارات فقها بر آنچه دیه واجب می‌شود سه لفظ است، اول «دیه» كه بیشتر استعمال در جنایت می‌باشد و گاهی در جنایت طرف یعنی عضو نیز استعمال می‌شود، دوم «ارش» اعم از آنكه شارع تقدیری برای آن نموده باشد یا نه، سوم «خلافت» كه حكومت هم استعمال می‌شود، و شارع تقدیری در خصوص آن ننموده است<ref name=":0" />.


ديه در متون فقهي، موضوع مشروح و مفصل كتاب‌هاي فقهي است و داراي ابواب و فصول متعددي است و براي هر جزء از بدن انسان حكمي دارد.<sup>11</sup> فقهاي شيعه چون فقهاي ديگر مذاهب اسلامي ديۀ زن را در موارد قتل، نصف ديۀ مرد مي‌دانند.<sup>12</sup> موضوع احكام ديات در عصر حاضر از مشكلات دادگاه كيفري مي‌باشد، لذا از 1371 كتاب ديات كه در آن اقسام، مقادير و احكام ديات آمده، شروع به رونويسي شد.<sup>13</sup> علاوه بر آن كتاب‌هاي بسياري پيرامون ديه نوشته شده از آن جمله شرايع از محقق حلي، 2- لمعه و شرح آن از شهيد اول و شهيد ثاني، 3- جواهرالكلام از صاحب جواهر، 4- تحريرالوسيله از امام خميني(ره)، 5- اجراي احكام جرايي (حدود قصاص ـ ديات) از كرماني، 6- مجموعۀ قوانين حقوق جرايي (ايران. قوانين و احكام)، 7- ديات ترجمۀ مسالك الافهام از محمد ابوالحسن، 8- قانون مجازات اسلامي (حدود، قصاص، ديات).
دیه در متون فقهی، موضوع مشروح و مفصل كتاب‌های فقهی است و دارای ابواب و فصول متعددی است و برای هر جزء از بدن انسان حكمی دارد<ref>صالحی، فاضل. '''''دید یا مجازات مالی'''''. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، حوزۀ علمیه، 1376، ص35.</ref>. فقهای شیعه چون فقهای دیگر مذاهب اسلامی دیۀ زن را در موارد قتل، نصف دیۀ مرد می‌دانند<ref>سروستانی، ابراهیم. تفاوت '''''زن و مرد در دید و قصاص'''''. انتشارات سفیر، ماده 209 و 273 قانون مجازات اسلامی، 1380، ص108.</ref>. موضوع احكام دیات در عصر حاضر از مشكلات دادگاه كیفری می‌باشد، لذا از 1371 كتاب دیات كه در آن اقسام، مقادیر و احكام دیات آمده، شروع به رونویسی شد<ref>برغانی، محمدتقی (شهید ثانی). دیات '''''(كیفر جرائم بر جسم در حقوق اسلام)'''''. با مقدمه و تحقیق: عبدالحسین شهیدی صالحی، انتشارات حدیث امروز، 1382، ص81. </ref>.


علاوه بر آن كتاب‌های بسیاری پیرامون دیه نوشته شده از آن جمله شرایع از محقق حلی، 2- لمعه و شرح آن از شهید اول و شهید ثانی، 3- جواهرالكلام از صاحب جواهر، 4- تحریرالوسیله از امام خمینی(ره)، 5- اجرای احكام جرایی (حدود قصاص ـ دیات) از كرمانی، 6- مجموعۀ قوانین حقوق جرایی (ایران. قوانین و احكام)، 7- دیات ترجمۀ مسالك الافهام از محمد ابوالحسن، 8- قانون مجازات اسلامی (حدود، قصاص، دیات).


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.   موسوي خميني، روح الله'''''. تحريرالوسيله'''''. قم: جماعۀ المدرسين، مؤسسه نشر اسلامي، ج2، 1363، ص553.
== مآخذ ==
 
2.   محقق حلي. ابوالقاسم'''''. شرايع الاسلام'''''. ترجمۀ احمد يزدي، تهران: وزارت ارشاد، 1369، ص1970.
 
3.   صالحي، فاضل. '''''ديد يا مجازات مالي'''''. قم: دفتر تبليغات اسلامي، حوزۀ علميه، 1376، ص26.
 
4.   همان. ص27.
 
5.   گرجي، ابوالقاسم. '''''ديات'''''. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1382، ص18.
 
6.   همان. ص19.
 
7.   مادۀ 205و269 قانون مجازات اسلامي.
 
8.   ماده 15 قانون مجازات اسلامي.
 
9.   سوره 4/91و92.
 
10. '''''شرايع''''' '''''الاسلام'''''. همانجا.
 
11. '''''ديد''''' '''''يا''''' '''''مجازات''''' '''''مالي'''''. ص35.
 
12. سروستاني، ابراهيم. تفاوت '''''زن و مرد در ديد و قصاص'''''. انتشارات سفير، ماده 209 و 273 قانون مجازات اسلامي، 1380، ص108.
 
13. برغاني، محمدتقي (شهيد ثاني). ديات '''''(كيفر جرائم بر جسم در حقوق اسلام)'''''. با مقدمه و تحقيق: عبدالحسين شهيدي صالحي، انتشارات حديث امروز، 1382، ص81.
 
 
اسدالله معظمی گودرزی

نسخهٔ ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۱۷

دیه، مالی است كه در صورت وقوع جنایت بر نفس و یا كمتر از آن بر اعضای بدن یا ایراد جرح، باید ادا شود[۱]. دید بر وزن «عده» مأخوذ از «ودی» است[۲]. در تاریخ و اقوام گذشته موارد زیادی از احكام صادره دربارۀ دید وجود دارد؛ همانطور كه داوود پیامبر به دیه حكم می‌كرد و قبل از آن نیز بین فرزندان ابراهیم بدان عمل می‌شد[۳]. در ترجمۀ مقاله دارست فرانسوی، دربارۀ حقوق اسلام آمده، پیش از اسلام مجازات قتل به وسیلۀ اولیای مقتول تا پنج نسل اجرا می‌شد تا این كه پرداخت خون بها (دیه) قرار داد متاركه بین خانواده‌ها امضاء شد[۴]. در آن زمان قصد قاتل مورد توجه قرار نمی‌گرفت و میان جنایت عمد و خطا تفاوتی قائل نمی‌شدند[۵] و دریافت عوض و مال، امری ناخوشایند به شمار می‌آمد[۶]. اما در این عصر، قانون مجازات اسلامی، مجازات قتل عمد را قصاص می‌داند و در صورت جنایت بر اعضای بدن انجام عمل را دربارۀ جانی تأكید می‌كند[۷]، و مادۀ 15 همین قانون چنین تعریف می‌كند، دید مالی است كه از طرف شارع، برای جنایت تعیین شده است[۸]. خداوند در قرآن كریم، به صراحت از دید نام برده و این جزو نصوص قرآنی است كه شك و شبهه‌ای در آن راه ندارد و مخالفت با آن، مخالفت با قانون صریح خداوند می‌باشد[۹]. اما در عبارات فقها بر آنچه دیه واجب می‌شود سه لفظ است، اول «دیه» كه بیشتر استعمال در جنایت می‌باشد و گاهی در جنایت طرف یعنی عضو نیز استعمال می‌شود، دوم «ارش» اعم از آنكه شارع تقدیری برای آن نموده باشد یا نه، سوم «خلافت» كه حكومت هم استعمال می‌شود، و شارع تقدیری در خصوص آن ننموده است[۲].

دیه در متون فقهی، موضوع مشروح و مفصل كتاب‌های فقهی است و دارای ابواب و فصول متعددی است و برای هر جزء از بدن انسان حكمی دارد[۱۰]. فقهای شیعه چون فقهای دیگر مذاهب اسلامی دیۀ زن را در موارد قتل، نصف دیۀ مرد می‌دانند[۱۱]. موضوع احكام دیات در عصر حاضر از مشكلات دادگاه كیفری می‌باشد، لذا از 1371 كتاب دیات كه در آن اقسام، مقادیر و احكام دیات آمده، شروع به رونویسی شد[۱۲].

علاوه بر آن كتاب‌های بسیاری پیرامون دیه نوشته شده از آن جمله شرایع از محقق حلی، 2- لمعه و شرح آن از شهید اول و شهید ثانی، 3- جواهرالكلام از صاحب جواهر، 4- تحریرالوسیله از امام خمینی(ره)، 5- اجرای احكام جرایی (حدود قصاص ـ دیات) از كرمانی، 6- مجموعۀ قوانین حقوق جرایی (ایران. قوانین و احكام)، 7- دیات ترجمۀ مسالك الافهام از محمد ابوالحسن، 8- قانون مجازات اسلامی (حدود، قصاص، دیات).

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. موسوی خمینی، روح الله. تحریرالوسیله. قم: جماعۀ المدرسین، مؤسسه نشر اسلامی، ج2، 1363، ص553.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ محقق حلی. ابوالقاسم. شرایع الاسلام. ترجمۀ احمد یزدی، تهران: وزارت ارشاد، 1369، ص1970.
  3. صالحی، فاضل. دید یا مجازات مالی. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، حوزۀ علمیه، 1376، ص26.
  4. صالحی، فاضل. دید یا مجازات مالی. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، حوزۀ علمیه، 1376، ص27.
  5. گرجی، ابوالقاسم. دیات. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1382، ص18.
  6. گرجی، ابوالقاسم. دیات. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1382، ص19.
  7. مادۀ 205و269 قانون مجازات اسلامی.
  8. ماده 15 قانون مجازات اسلامی.
  9. سوره 4/91و92.
  10. صالحی، فاضل. دید یا مجازات مالی. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، حوزۀ علمیه، 1376، ص35.
  11. سروستانی، ابراهیم. تفاوت زن و مرد در دید و قصاص. انتشارات سفیر، ماده 209 و 273 قانون مجازات اسلامی، 1380، ص108.
  12. برغانی، محمدتقی (شهید ثانی). دیات (كیفر جرائم بر جسم در حقوق اسلام). با مقدمه و تحقیق: عبدالحسین شهیدی صالحی، انتشارات حدیث امروز، 1382، ص81.