پرش به محتوا

پارسیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''پارسيان'''، زردشتيان مقيم كشور هند.  
'''[[پارسیان]]'''، زردشتیان مقیم کشور هند.  


پس از فتح ايران به دست سپاه عرب و مسلمان شدن ايرانيان، شماري از آنان همچنان بر دين نياكان باقي ماندند. گروهي از اينان، احتمالاً در سدة 7 يا 9م، يا حتي پس از آن، از نواحي شرقي ايران جلاي وطن كردند و به سرزمين هند رفتند. منبع اصلي روايت كوچ گروه اصلي اين مهاجران، اثري منظوم به نام «قصة سنجان» است كه در 1600م سروده شده است.<sup>1</sup> بر اساس اين داستان و نيز روايت‌هاي ديگر، اين گروه با كشتي خود را به سنجان، واقع در ايالت گجرات هند، رساندند و پس از كسب اجازه از راجة آنجا در اين شهر اقامت گزيدند<sup>2</sup> و آتش بهرام را در آنجا بنياد نهادند. اين آتشگاه كه «ايرانشاه» نام گرفت، از آن پس كانون فعاليت‌هاي ديني ايشان شد.<sup>3</sup> پارسيان بلافاصله پس از استقرار در سرزمين جديد، نخست به كشاورزي پرداختند و با رونق يافتن كارشان، شماري از آنان در شهرها و روستاهاي ديگر گجرات پراكنده شدند و علاوه بر كشاورزي، به صنعتگري و تجارت نيز روي آوردند. اين پراكندگي كه حوزة كار روحانيت پارسي را گسترش مي‌داد، سبب پيدايش مراكز متعدد ديني شد.<sup>4</sup>
پس از فتح ایران به دست سپاه عرب و مسلمان شدن ایرانیان، شماری از آنان همچنان بر دین نیاکان باقی ماندند. گروهی از اینان، احتمالاً در سده 7 یا 9م، یا حتی پس از آن، از نواحی شرقی ایران جلای وطن کردند و به سرزمین هند رفتند. منبع اصلی روایت کوچ گروه اصلی این مهاجران، اثری منظوم به نام «قصه سنجان» است که در 1600م سروده شده است<ref>بهمن بن کی قباد. مقدمه '''''قصه سنجان، داستان مهاجرت زردشتیان از ولایت ایران به هندوستان.''''' حیدرآباد: لطف‌الدوله اورینتل ریسرچ انستیتوت، 1963م، ص 2.</ref>. بر اساس این داستان و نیز روایت‌های دیگر، این گروه با کشتی خود را به سنجان، واقع در ایالت گجرات هند، رساندند و پس از کسب اجازه از راجه آنجا در این شهر اقامت گزیدند<ref>بهمن بن کی قباد. همان. ص 29 به بعد؛ بویس، مری. '''''زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها.''''' ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 198؛


در اواخر سدة 13 يا 15م، و پس از تصرف گجرات به دست مسلمانان، سنجان نيز تحت حكومت آنان قرار گرفت و تا مدت‌ها پارسيان با جابجايي آتش مقدس خود سعي در حفظ آن داشتند. در 1578م، پس از موفقيت يكي از موبدان در معرفي دين پارسيان در دربار اكبر شاه مغول، جامعة پارسي موقعيت بهتري يافت. بنا به درخواست پارسيان، اكبرشاه از شاه عباس صفوي اعزام يك روحاني ايراني براي انجام امور پارسيان را تقاضا كرد و بدين ترتيب رابطة اين جامعه با سرزمين مادري و جامعة زردشتي ايران از سر گرفته شد.<sup>5</sup>  
Boyce, M. '''''Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, P. 166.</ref> و آتش بهرام را در آنجا بنیاد نهادند. این آتشگاه که «ایرانشاه» نام گرفت، از آن پس کانون فعالیت‌های دینی ایشان شد<ref>  بویس. همان. ص 198-199؛ Boyce. Ibid. PP. 166-167 .</ref>.  پارسیان بلافاصله پس از استقرار در سرزمین جدید، نخست به کشاورزی پرداختند و با رونق یافتن کارشان، شماری از آنان در شهرها و روستاهای دیگر گجرات پراکنده شدند و علاوه بر کشاورزی، به صنعتگری و تجارت نیز روی آوردند. این پراکندگی که حوزه کار روحانیت پارسی را گسترش می‌داد، سبب پیدایش مراکز متعدد دینی شد<ref>بویس، مری. «دیانت زرتشتی در دوران متأخر»، '''''دیانت زرتشتی'''''. ترجمه فریدون وهمن، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 139.</ref>.


پس از سال‌ها كه پارسيان از زبان مادري خود دور افتاده و زبان گجراتي را پذيرفته بودند، به ناچار به ترجمة متون ديني خود به زبان‌هاي سنسكريت و گجراتي پرداختند و براي حفظ متون ديني خود، به گردآوري نسخه‌هاي متون از ايران و استنساخ آنها پرداختند.<sup>6</sup> تا مدت‌ها، يعني ميان سده‌هاي 15 تا 17م، پارسيان با ارسال پيك به ايران پرسش‌هاي ديني خود را از روحانيان زردشتي اين كشور مطرح و پاسخ‌هاي لازم را دريافت مي‌كردند. در 1780م بر اثر اختلاف تقويم، پارسيان به دو گروه قدمي‌ها و شاهنشاهي‌ها تقسيم شدند، قدمي‌ها پيرو تقويم قديمي يا ايراني و شاهنشاهي‌ها پيرو تقويم زرتشتيان هند بودند.<sup>7</sup>  
در اواخر سده 13 یا 15م، و پس از تصرف گجرات به دست مسلمانان، سنجان نیز تحت حکومت آنان قرار گرفت و تا مدت‌ها پارسیان با جابجایی آتش مقدس خود سعی در حفظ آن داشتند. در 1578م، پس از موفقیت یکی از موبدان در معرفی دین پارسیان در دربار اکبر شاه مغول، جامعه پارسی موقعیت بهتری یافت. بنا به درخواست پارسیان، اکبرشاه از شاه عباس صفوی اعزام یک روحانی ایرانی برای انجام امور پارسیان را تقاضا کرد و بدین ترتیب رابطه این جامعه با سرزمین مادری و جامعه زردشتی ایران از سر گرفته شد<ref>بویس. همان. ص 140-141.</ref>.


شمار قابل توجهي از پارسيان، طي چندين سده فعاليت اجتماعي و اقتصادي در سرزمين هند، توانستند به ويژه در صنايع مختلف پيشرفت‌هايي حاصل كنند. اين گروه به سبب توانائي‌هاي مالي به ياري جامعة پارسي هند و زردشتيان ايران برخاستند و بدينسان توانستند انسجام ديني و فرهنگي دو جامعه را حفظ نمايند.<sup>8</sup>  
پس از سال‌ها که پارسیان از زبان مادری خود دور افتاده و زبان گجراتی را پذیرفته بودند، به ناچار به ترجمه متون دینی خود به زبان‌های سنسکریت و گجراتی پرداختند و برای حفظ متون دینی خود، به گردآوری نسخه‌های متون از ایران و استنساخ آنها پرداختند<ref>Haug, M. and E. W. West, '''''Essays on the Sacred Language, Writings, and Religion of the Parsis'''''. London: 1891, PP. 55ff.</ref>. تا مدت‌ها، یعنی میان سده‌های 15 تا 17م، پارسیان با ارسال پیک به ایران پرسش‌های دینی خود را از روحانیان زردشتی این کشور مطرح و پاسخ‌های لازم را دریافت می‌کردند. در 1780م بر اثر اختلاف تقویم، پارسیان به دو گروه قدمی‌ها و شاهنشاهی‌ها تقسیم شدند، قدمی‌ها پیرو تقویم قدیمی یا ایرانی و شاهنشاهی‌ها پیرو تقویم زرتشتیان هند بودند<ref>بویس. همان. ص 142-144.</ref>.


شمار قابل توجهی از پارسیان، طی چندین سده فعالیت اجتماعی و اقتصادی در سرزمین هند، توانستند به ویژه در صنایع مختلف پیشرفت‌هایی حاصل کنند. این گروه به سبب توانائی‌های مالی به یاری جامعه پارسی هند و زردشتیان ایران برخاستند و بدینسان توانستند انسجام دینی و فرهنگی دو جامعه را حفظ نمایند<ref>Karaka, D. F., '''''History of the Parsis'''''. London: Mac Millan, 1884, Vol. II, PP. 242ff</ref>.


'''مآخذ:'''
       .


1-    بهمن بن كي قباد. مقدمة '''''قصة سنجان، داستان مهاجرت زردشتيان از ولايت ايران به هندوستان.''''' حيدرآباد: لطف‌الدوله اورينتل ريسرچ انستيتوت، 1963م، ص 2.


2-    بهمن بن كي قباد. همان. ص 29 به بعد؛ بويس، مري. '''''زرتشتيان، باورها و آداب ديني آنها.''''' ترجمة عسكر بهرامي، تهران: ققنوس، 1381، ص 198؛
'''[[پارسیان]]'''، قومی ایرانی با مذهب زردشتی و از مهاجران ایران به هند در سده 2 قمری.  


Boyce, M. '''''Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, P. 166.
با فتح ایران به دست مسلمانان 21ق / 642م. برخی از مزدیسنان از دژ سنجان در خواف نیشابور برای «پاسداری از دین نیاکان خود»<ref>زرین کوب، عبدالحسین. «فتح ایران به دست اعراب و پی‌آمد آن»، '''''تاریخ ایران دانشگاه کمبریج'''''. به کوشش  ر. ن. فرای، ترجمه حسن انوشه. تهران: 1363، امیرکبیر، ج4، ص34.</ref> به هرمز و از راه دریایی خلیج فارس به گجرات هند رفتند و به پارسیان شهرت یافتند<ref>Hinnells. J. R. "persis", '''''Encyclopedia of Islamn''''', Vol 5, p 273.</ref>. بعدها شاعری بهدین به نام قباد نوساری[Navsari] این واقعه را در قصه سنجان ( ؟ ق / 1600م) به زبان حماسی آورد. از آنجا که پارسیان در انجام برخی آداب دینی تردید داشتند با زرتشتیان ایران مکاتبه کردند. اکبر شاه گورکانی که به گفت و گوی ادیان علاقه‌مند بود راه را بر آنان هموار ساخت<ref>بویس، مری. '''''زردشتیان'''''. ترجمه عسگر بهرامی، تهران: 1381، ققنوس، ص209-205. </ref>.  اگر چه پارسیان در سده یازدهم قمری برابر میلادی به همکاری با استعمارگران پرتغالی و انگلیسی به ویژه در بمبئی پرداختند اما در سده دوازدهم برابر میلادی در سازندگی بمبئی تأثیر فراوان گذاردند که بنای اسکله، کارخانه نخ‌تابی و تشکیل نخستین نهاد پارسیان از اقدامات آنان بود<ref>منفرد، افسانه. «پارسیان»، '''''دانشنامه جهان اسلام'''''. تهران: 1379، بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج5، ص391.</ref>. پارسیان در قرار گرفتن هند در مسیر انقلاب صنعتی و ورود مدرنیسم به آن کشور و تبدیل کردن هند به نیروی اقتصادی و صنعتی تأثیر‌گذار بودند. اگر چه پارسیان در آغاز سده بیستم میلادی رهبری جامعه زردشتیان را عهده‌دار بودند اما با استقلال هند و پاکستان اهمیت اقتصادی و نفوذ سیاسی آنان افول کرد و به اروپا، آمریکای‌شمالی و استرالیا مهاجرت کردند. پارسیان با توانایی مالی که دارند در مطالعات ایران‌شناسی، انتشار متون اوستایی و پهلوی، کمک به کرسی‌های ایران‌پژوهی و تأسیس آن‌ها کوشا هستند<ref>آبادیان، فرهاد. «سهم پارسیان هند در نگهداری فرهنگ ایران»، '''''مجله هنر و مردم'''''. سال 16،  شماره 181،  آبان 1356، ص59.</ref>. مجاورت طولانی پارسیان با هندوان باعث شد که در یکدیگر تأثیراتی بگذارند، نهضت آذرکیوان که دیانت زردشتی را با ریاضت هندی، عقاید نو افلاطونی، یهودی، مسیحی، مانوی و اسلام درآمیخت و مذهبی نو معروف به آئین آذر کیوان بنیان نهاد گونه‌ای از این تأثیر و تأثر پارسیان در هند است<ref>مجتبایی، فتح‌الله. «آذرکیوان»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1369، بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص259-247.</ref>. مهم‌ترین نهاد رسمی پارسیان پنجایت[Pandjait] (انجمن پنج نفره) در بمبئی است که رسیدگی به مسائل پارسیان از وظایف آن است. انجمن‌های دیگری در اروپا و آمریکای‌شمالی نیز وجود دارد، اما تقسیم شدن پارسیان به دو فرقه شاهنشاهی و قدیمی بر اثر اختلاف بر سر تقویم که از اواسط سده 12ق/18م روی داد<ref>اوشیدری، جهانگیر'''''. دانشنامه مزدیسنا'''''. تهران: 1371، نشر مرکز، ص370.</ref> در تأسیس‌چنین انجمن‌هایی تأثیرگذار بوده است. مهم‌ترین جشن پارسیان به مانند سایز زردشتیان جشن نوروز است و جشن‌های دیگر ایرانی را نیز با شکوه تمام برگزار می‌کنند. پارسیان اکنون در اروپا، آمریکا، پاکستان، شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس، آفریقا پراکنده‌اند اما پایگاه اصلی آنان بمبئی در هند می‌باشند و با زردشتیان ایران روابط خود را قطع نکردند.  


3-    بويس. همان. ص 198-199؛ Boyce. Ibid. PP. 166-167 .
== نیز نگاه کنید به ==


4-    بويس، مري. «ديانت زرتشتي در دوران متأخر»، '''''ديانت زرتشتي'''''. ترجمة فريدون وهمن، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ص 139.
== مآخذ ==


5-    بويس. همان. ص 140-141.
== منبع اصلی ==
 
دانشنامه ایران
6-             Haug, M. and E. W. West, '''''Essays on the Sacred Language, Writings, and Religion of the Parsis'''''. London: 1891, PP. 55ff.
 
7-    بويس. همان. ص 142-144.
 
8-             Karaka, D. F., '''''History of the Parsis'''''. London: Mac Millan, 1884, Vol. II, PP. 242ff.
 
 
'''پارسيان'''، قومي ايراني با مذهب زردشتي و از مهاجران ايران به هند در سدة 2 قمري.
 
با فتح ايران به دست مسلمانان 21ق / 642م. برخي از مزديسنان از دژ سنجان در خواف نيشابور براي «پاسداري از دين نياكان خود»<sup>1</sup> به هرمز و از راه دريايي خليج فارس به گجرات هند رفتند و به پارسيان شهرت يافتند.<sup>2</sup> بعدها شاعري بهدين به نام قباد نوساري[1] اين واقعه را در قصة سنجان ( ؟ ق / 1600م) به زبان حماسي آورد. از آنجا كه پارسيان در انجام برخي آداب ديني ترديد داشتند با زرتشتيان ايران مكاتبه كردند. اكبر شاه گورکاني كه به گفت و گوي اديان علاقه‌مند بود راه را بر آنان هموار ساخت.<sup>3</sup> اگر چه پارسیان در سدة يازدهم قمري برابر میلادی به همكاري با استعمارگران پرتغالي و انگليسي به ويژه در بمبئي پرداختند اما در سدة دوازدهم برابر میلادی در سازندگي بمبئي تأثير فراوان گذاردند كه بناي اسكله، كارخانة نخ‌تابي و تشكيل نخستين نهاد پارسيان از اقدامات آنان بود.<sup>4</sup> پارسيان در قرار گرفتن هند در مسير انقلاب صنعتي و ورود مدرنيسم به آن كشور و تبديل كردن هند به نيروي اقتصادي و صنعتي تأثير‌گذار بودند. اگر چه پارسيان در آغاز سده بيستم ميلادي رهبري جامعة زردشتيان را عهده‌دار بودند اما با استقلال هند و پاكستان اهميت اقتصادي و نفوذ سياسي آنان افول كرد و به اروپا، آمريكاي‌شمالي و استراليا مهاجرت كردند. پارسيان با توانايي مالي كه دارند در مطالعات ايران‌شناسي، انتشار متون اوستايي و پهلوي، كمك به كرسي‌هاي ايران‌پژوهي و تأسيس آن‌ها كوشا هستند.<sup>5</sup> مجاورت طولاني پارسيان با هندوان باعث شد كه در يكديگر تأثيراتي بگذارند، نهضت آذركيوان كه ديانت زردشتي را با رياضت هندي، عقايد نو افلاطوني، يهودي، مسيحي، مانوي و اسلام درآميخت و مذهبي نو معروف به آئين آذر كيوان بنيان نهاد گونه‌اي از اين تأثير و تأثر پارسيان در هند است.<sup>6</sup> مهم‌ترين نهاد رسمي پارسيان پنجايت[2] (انجمن پنج نفره) در بمبئي است كه رسيدگي به مسائل پارسيان از وظايف آن است. انجمن‌هاي ديگري در اروپا و آمريكاي‌شمالي نيز وجود دارد، اما تقسيم شدن پارسيان به دو فرقه شاهنشاهي و قديمي بر اثر اختلاف بر سر تقويم كه از اواسط سدة 12ق/18م روي داد<sup>7</sup> در تأسيس‌چنين انجمن‌هايي تأثيرگذار بوده است. مهم‌ترين جشن پارسيان به مانند سايز زردشتيان جشن نوروز است و جشن‌هاي ديگر ايراني را نيز با شكوه تمام برگزار مي‌كنند. پارسيان اكنون در اروپا، آمريكا، پاكستان، شيخ‌نشين‌هاي خليج‌فارس، آفريقا پراكنده‌اند اما پايگاه اصلي آنان بمبئي در هند مي‌باشند و با زردشتيان ايران روابط خود را قطع نكردند. (نیزنک: پارسیان،  
 
 
مآخذ:
 
1.    زرين كوب، عبدالحسين. «فتح ايران به دست اعراب و پي‌آمد آن»، '''''تاريخ ايران دانشگاه كمبريج'''''. به كوشش  ر. ن. فراي، ترجمة حسن انوشه. تهران: 1363، اميركبير، ج4، ص34.
 
2.     Hinnells. J. R. "persis", '''''Encyclopedia of Islamn''''', Vol 5, p 273.
 
3.  بويس، مري. '''''زردشتيان'''''. ترجمة عسگر بهرامي، تهران: 1381، ققنوس، ص209-205.
 
4.  منفرد، افسانه. «پارسيان»، '''''دانشنامة جهان اسلام'''''. تهران: 1379، بنياد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج5، ص391.
 
5. آباديان، فرهاد. «سهم پارسيان هند در نگهداري فرهنگ ايران»، '''''مجلة هنر و مردم'''''. سال 16،  شمارة 181،  آبان 1356، ص59.
 
6. مجتبايي، فتح‌الله. «آذركيوان»، '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: 1369، بنياد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج1، ص259-247.
 
7. اوشيدري، جهانگير'''''. دانشنامة مزديسنا'''''. تهران: 1371، نشر مركز، ص370.


== نویسنده مقاله ==
حسن شیخ
حسن شیخ
----[1]. Navsari
[2]. Pandjait

نسخهٔ ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۵۷

پارسیان، زردشتیان مقیم کشور هند.  

پس از فتح ایران به دست سپاه عرب و مسلمان شدن ایرانیان، شماری از آنان همچنان بر دین نیاکان باقی ماندند. گروهی از اینان، احتمالاً در سده 7 یا 9م، یا حتی پس از آن، از نواحی شرقی ایران جلای وطن کردند و به سرزمین هند رفتند. منبع اصلی روایت کوچ گروه اصلی این مهاجران، اثری منظوم به نام «قصه سنجان» است که در 1600م سروده شده است[۱]. بر اساس این داستان و نیز روایت‌های دیگر، این گروه با کشتی خود را به سنجان، واقع در ایالت گجرات هند، رساندند و پس از کسب اجازه از راجه آنجا در این شهر اقامت گزیدند[۲] و آتش بهرام را در آنجا بنیاد نهادند. این آتشگاه که «ایرانشاه» نام گرفت، از آن پس کانون فعالیت‌های دینی ایشان شد[۳]. پارسیان بلافاصله پس از استقرار در سرزمین جدید، نخست به کشاورزی پرداختند و با رونق یافتن کارشان، شماری از آنان در شهرها و روستاهای دیگر گجرات پراکنده شدند و علاوه بر کشاورزی، به صنعتگری و تجارت نیز روی آوردند. این پراکندگی که حوزه کار روحانیت پارسی را گسترش می‌داد، سبب پیدایش مراکز متعدد دینی شد[۴].

در اواخر سده 13 یا 15م، و پس از تصرف گجرات به دست مسلمانان، سنجان نیز تحت حکومت آنان قرار گرفت و تا مدت‌ها پارسیان با جابجایی آتش مقدس خود سعی در حفظ آن داشتند. در 1578م، پس از موفقیت یکی از موبدان در معرفی دین پارسیان در دربار اکبر شاه مغول، جامعه پارسی موقعیت بهتری یافت. بنا به درخواست پارسیان، اکبرشاه از شاه عباس صفوی اعزام یک روحانی ایرانی برای انجام امور پارسیان را تقاضا کرد و بدین ترتیب رابطه این جامعه با سرزمین مادری و جامعه زردشتی ایران از سر گرفته شد[۵].

پس از سال‌ها که پارسیان از زبان مادری خود دور افتاده و زبان گجراتی را پذیرفته بودند، به ناچار به ترجمه متون دینی خود به زبان‌های سنسکریت و گجراتی پرداختند و برای حفظ متون دینی خود، به گردآوری نسخه‌های متون از ایران و استنساخ آنها پرداختند[۶]. تا مدت‌ها، یعنی میان سده‌های 15 تا 17م، پارسیان با ارسال پیک به ایران پرسش‌های دینی خود را از روحانیان زردشتی این کشور مطرح و پاسخ‌های لازم را دریافت می‌کردند. در 1780م بر اثر اختلاف تقویم، پارسیان به دو گروه قدمی‌ها و شاهنشاهی‌ها تقسیم شدند، قدمی‌ها پیرو تقویم قدیمی یا ایرانی و شاهنشاهی‌ها پیرو تقویم زرتشتیان هند بودند[۷].

شمار قابل توجهی از پارسیان، طی چندین سده فعالیت اجتماعی و اقتصادی در سرزمین هند، توانستند به ویژه در صنایع مختلف پیشرفت‌هایی حاصل کنند. این گروه به سبب توانائی‌های مالی به یاری جامعه پارسی هند و زردشتیان ایران برخاستند و بدینسان توانستند انسجام دینی و فرهنگی دو جامعه را حفظ نمایند[۸].

       .


پارسیان، قومی ایرانی با مذهب زردشتی و از مهاجران ایران به هند در سده 2 قمری.

با فتح ایران به دست مسلمانان 21ق / 642م. برخی از مزدیسنان از دژ سنجان در خواف نیشابور برای «پاسداری از دین نیاکان خود»[۹] به هرمز و از راه دریایی خلیج فارس به گجرات هند رفتند و به پارسیان شهرت یافتند[۱۰]. بعدها شاعری بهدین به نام قباد نوساری[Navsari] این واقعه را در قصه سنجان ( ؟ ق / 1600م) به زبان حماسی آورد. از آنجا که پارسیان در انجام برخی آداب دینی تردید داشتند با زرتشتیان ایران مکاتبه کردند. اکبر شاه گورکانی که به گفت و گوی ادیان علاقه‌مند بود راه را بر آنان هموار ساخت[۱۱]. اگر چه پارسیان در سده یازدهم قمری برابر میلادی به همکاری با استعمارگران پرتغالی و انگلیسی به ویژه در بمبئی پرداختند اما در سده دوازدهم برابر میلادی در سازندگی بمبئی تأثیر فراوان گذاردند که بنای اسکله، کارخانه نخ‌تابی و تشکیل نخستین نهاد پارسیان از اقدامات آنان بود[۱۲]. پارسیان در قرار گرفتن هند در مسیر انقلاب صنعتی و ورود مدرنیسم به آن کشور و تبدیل کردن هند به نیروی اقتصادی و صنعتی تأثیر‌گذار بودند. اگر چه پارسیان در آغاز سده بیستم میلادی رهبری جامعه زردشتیان را عهده‌دار بودند اما با استقلال هند و پاکستان اهمیت اقتصادی و نفوذ سیاسی آنان افول کرد و به اروپا، آمریکای‌شمالی و استرالیا مهاجرت کردند. پارسیان با توانایی مالی که دارند در مطالعات ایران‌شناسی، انتشار متون اوستایی و پهلوی، کمک به کرسی‌های ایران‌پژوهی و تأسیس آن‌ها کوشا هستند[۱۳]. مجاورت طولانی پارسیان با هندوان باعث شد که در یکدیگر تأثیراتی بگذارند، نهضت آذرکیوان که دیانت زردشتی را با ریاضت هندی، عقاید نو افلاطونی، یهودی، مسیحی، مانوی و اسلام درآمیخت و مذهبی نو معروف به آئین آذر کیوان بنیان نهاد گونه‌ای از این تأثیر و تأثر پارسیان در هند است[۱۴]. مهم‌ترین نهاد رسمی پارسیان پنجایت[Pandjait] (انجمن پنج نفره) در بمبئی است که رسیدگی به مسائل پارسیان از وظایف آن است. انجمن‌های دیگری در اروپا و آمریکای‌شمالی نیز وجود دارد، اما تقسیم شدن پارسیان به دو فرقه شاهنشاهی و قدیمی بر اثر اختلاف بر سر تقویم که از اواسط سده 12ق/18م روی داد[۱۵] در تأسیس‌چنین انجمن‌هایی تأثیرگذار بوده است. مهم‌ترین جشن پارسیان به مانند سایز زردشتیان جشن نوروز است و جشن‌های دیگر ایرانی را نیز با شکوه تمام برگزار می‌کنند. پارسیان اکنون در اروپا، آمریکا، پاکستان، شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس، آفریقا پراکنده‌اند اما پایگاه اصلی آنان بمبئی در هند می‌باشند و با زردشتیان ایران روابط خود را قطع نکردند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

حسن شیخ

  1. بهمن بن کی قباد. مقدمه قصه سنجان، داستان مهاجرت زردشتیان از ولایت ایران به هندوستان. حیدرآباد: لطف‌الدوله اورینتل ریسرچ انستیتوت، 1963م، ص 2.
  2. بهمن بن کی قباد. همان. ص 29 به بعد؛ بویس، مری. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 198؛ Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 166.
  3.   بویس. همان. ص 198-199؛ Boyce. Ibid. PP. 166-167 .
  4. بویس، مری. «دیانت زرتشتی در دوران متأخر»، دیانت زرتشتی. ترجمه فریدون وهمن، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 139.
  5. بویس. همان. ص 140-141.
  6. Haug, M. and E. W. West, Essays on the Sacred Language, Writings, and Religion of the Parsis. London: 1891, PP. 55ff.
  7. بویس. همان. ص 142-144.
  8. Karaka, D. F., History of the Parsis. London: Mac Millan, 1884, Vol. II, PP. 242ff
  9. زرین کوب، عبدالحسین. «فتح ایران به دست اعراب و پی‌آمد آن»، تاریخ ایران دانشگاه کمبریج. به کوشش  ر. ن. فرای، ترجمه حسن انوشه. تهران: 1363، امیرکبیر، ج4، ص34.
  10. Hinnells. J. R. "persis", Encyclopedia of Islamn, Vol 5, p 273.
  11. بویس، مری. زردشتیان. ترجمه عسگر بهرامی، تهران: 1381، ققنوس، ص209-205.
  12. منفرد، افسانه. «پارسیان»، دانشنامه جهان اسلام. تهران: 1379، بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج5، ص391.
  13. آبادیان، فرهاد. «سهم پارسیان هند در نگهداری فرهنگ ایران»، مجله هنر و مردم. سال 16،  شماره 181،  آبان 1356، ص59.
  14. مجتبایی، فتح‌الله. «آذرکیوان»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1369، بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص259-247.
  15. اوشیدری، جهانگیر. دانشنامه مزدیسنا. تهران: 1371، نشر مرکز، ص370.