پرش به محتوا

تخت جمشید: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''تخت جمشيد،''' پارْسَه يا تخت جمشيد، با شكوه‌ترين بناي ايراني دورة هخامنشيان، در 57 كيلومتري شيراز نزديك مرودشت و بر سر راه نقش رستم و پاسارگاد. بناي كنوني تخت جمشيد بخشي از شهر پارْسَه (به يوناني پرسِپُليس[1]) در دامنة كوه مهر (رحمت) و كانون معن...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''تخت جمشيد،''' پارْسَه يا تخت جمشيد، با شكوه‌ترين بناي ايراني دورة هخامنشيان، در 57 كيلومتري شيراز نزديك مرودشت و بر سر راه نقش رستم و پاسارگاد.  
'''[[تخت جمشید]]،''' پارْسَه یا تخت جمشید، با شکوه‌ترین بنای ایرانی دوره هخامنشیان، در 57 کیلومتری شیراز نزدیک مرودشت و بر سر راه نقش رستم و پاسارگاد.  


بناي كنوني تخت جمشيد بخشي از شهر پارْسَه (به يوناني پرسِپُليس[1]) در دامنة كوه مهر (رحمت) و كانون معنوي و محل برگزاري جشن‌هاي نوروزي<sup>1</sup> و گردهمايي اقوام شاهنشاهي هخامنشي براي مراسم بارعام بوده است. اين بنا را در دورة ساسانيان سَت سيتان (صد ستون)، در دورة اسلامي چهل ستون و چهل منار مي‌ناميدند و بعداً بر اساس اساطير ملي با انتساب به جمشيد، تخت جمشيد ناميده شد. آغاز بنا در دورة داريوش اول در سال‌هاي 518-520 پ.م بوده كه پس از وي هر يك از پادشاهان هخامنشي بخشي بر آن افزودند. در 330 پ.م به دستور اسكندر مقدوني آن را آتش زدند و غارت كردند.  
بنای کنونی تخت جمشید بخشی از شهر پارْسَه (به یونانی پرسِپُلیس[ Persepolis]) در دامنه کوه مهر (رحمت) و کانون معنوی و محل برگزاری جشن‌های نوروزی<ref>شاپورشهبازی، علیرضا. '''''شرح مصور تخت جمشید'''''. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1375، ص 14. </ref> و گردهمایی اقوام شاهنشاهی هخامنشی برای مراسم بارعام بوده است. این بنا را در دوره ساسانیان سَت سیتان (صد ستون)، در دوره اسلامی چهل ستون و چهل منار می‌نامیدند و بعداً بر اساس اساطیر ملی با انتساب به جمشید، تخت جمشید نامیده شد. آغاز بنا در دوره داریوش اول در سال‌های 518-520 پ.م بوده که پس از وی هر یک از پادشاهان هخامنشی بخشی بر آن افزودند. در 330 پ.م به دستور اسکندر مقدونی آن را آتش زدند و غارت کردند.  


پارسه نماد عظمت و اقتدار هخامنشيان و ثروتمندترين شهر زير آسمان بود.<sup>2</sup> براي بناي آن، هنرمندان، حجاران، پيكرتراشان، معماران، طراحان و مصالح و ابزار ساخت بنا مانند سنگ‌هاي تزئيني، لاجورد، عقيق، فيروزه، چوب يا كاو آبنوس، عاج، زيورها و هر آنچه را نياز بود از سرزمين‌هاي تابع شاهنشاهي آوردند. داريوش در كتيبة بناي آپاداناي شوش اشاره‌اي به مصالح و سرزمين‌هاي توليد كننده و چگونگي بناي آن كاخ دارد كه به سان آپاداناي تخت جمشيد بود. ملت‌هاي تابعه «از سرزمين سكاهاي آن سوي سغد تا حبشه، از هند تا سپارت»،<sup>3</sup> در بناي پارسه، آفرينش هنري و دميدن روح وحدت فرهنگي و تمدني در «زيارتگاه و كانون معنوي و روحاني مملكت»<sup>4</sup> سهيم بودند. رايزني هنري اقوام مختلف با استفاده از روح كاونده، انتخاب‌گر، هماهنگ كننده و هويت دهندة ايراني به آفرينش يكي از شاهكارهاي تمدني جهان انجاميد.<sup>5</sup>  
پارسه نماد عظمت و اقتدار هخامنشیان و ثروتمندترین شهر زیر آسمان بود<ref>'''''Diodorus of Sicily, English Translation''''', by, C. Bard Ford Wells, London, Harvard, 1970, V8, P. 319.</ref>. برای بنای آن، هنرمندان، حجاران، پیکرتراشان، معماران، طراحان و مصالح و ابزار ساخت بنا مانند سنگ‌های تزئینی، لاجورد، عقیق، فیروزه، چوب یا کاو آبنوس، عاج، زیورها و هر آنچه را نیاز بود از سرزمین‌های تابع شاهنشاهی آوردند. داریوش در کتیبه بنای آپادانای شوش اشاره‌ای به مصالح و سرزمین‌های تولید کننده و چگونگی بنای آن کاخ دارد که به سان آپادانای تخت جمشید بود. ملت‌های تابعه «از سرزمین سکاهای آن سوی سعد تا حبشه، از هند تا سپارت»، <ref>کخ، هایدماری. '''''از زبان داریوش.''''' ترجمه پرویز رجبی، تهران: کارنگ، 1376، ص 94.</ref>در بنای پارسه، آفرینش هنری و دمیدن روح وحدت فرهنگی و تمدنی در «زیارتگاه و کانون معنوی و روحانی مملکت» <ref>پوپ، آرتور اوپهام. '''''معماری ایران'''''. ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران: خوارزمی، 1346، ص 23.</ref> سهیم بودند. رایزنی هنری اقوام مختلف با استفاده از روح کاونده، انتخاب‌گر، هماهنگ کننده و هویت دهنده ایرانی به آفرینش یکی از شاهکارهای تمدنی جهان انجامید<ref>باستانی‌راد، حسن. '''''تلاقی تمدن‌ها در تخت جمشید'''''. مجله گزارش گفت‌وگو، س اول، ش 5، بهمن و اسفند1381، ص 119. </ref>.


تخت جمشيد از بناهاي ديگر هخامنشيان در پاسارگاد و شوش و بناهاي بابل، آشور، اورارتو، مصر و دولت شهرهاي يوناني و ايوني متأثر بود، صفه (سكو، تخت‌گاه) آن با صفه‌سازي اورارتويي، ستون‌ها با ستون‌سازي‌هاي يوناني و مصري، پيكره‌ها با پيكره‌هاي آشوري، لعاب‌كاري‌هاي آجري با هنر بابلي نزديكي دارد اما با ظرافت، تلطيف و هماهنگي هنرمندانه‌اي از همة آنها مجزا و شكوهمندتر است.<sup>6</sup>
تخت جمشید از بناهای دیگر هخامنشیان در پاسارگاد و شوش و بناهای بابل، آشور، اورارتو، مصر و دولت شهرهای یونانی و ایونی متأثر بود، صفه (سکو، تخت‌گاه) آن با صفه‌سازی اورارتویی، ستون‌ها با ستون‌سازی‌های یونانی و مصری، پیکره‌ها با پیکره‌های آشوری، لعاب‌کاری‌های آجری با هنر بابلی نزدیکی دارد اما با ظرافت، تلطیف و هماهنگی هنرمندانه‌ای از همه آنها مجزا و شکوهمندتر است<ref>Felix Dutz, Warner, '''''Perse Polis and Archaelogical, sites in fars''''', Tehran, Soroush, 1977, P. 300.</ref>.


باروي ستبر دژگونة پارسه در شمال 300، در شرق 430 در جنوب 390 و در غرب 455 متر و دربردارندة صفه‌اي است كه با تراشيدن و انباشتن دامنة كوه به وجود آمده و بناها بر روي آن ساخته شده‌اند.  
باروی ستبر دژگونه پارسه در شمال 300، در شرق 430 در جنوب 390 و در غرب 455 متر و دربردارنده صفه‌ای است که با تراشیدن و انباشتن دامنه کوه به وجود آمده و بناها بر روی آن ساخته شده‌اند.  


در آغاز راه ورود به صفه از جنوب بوده كه بعدها خشايارشا در برابر دروازة همة ملت‌ها پلكاني بزرگ در دو رديف كه هر كدام 111 پله به درازاي 90/6 متر، پهناي 30 و بلندي 10 سانتي‌متر دارد بنا كرد.<sup>7</sup> دروازة ملت‌ها با سه دروازه به غرب، شرق و جنوب (رو به آپادانا) به دستور وي ساخته شد در ضلع غربي دو گاو نر و در ضلع شرقي دو پيكره با سر انسان، تنة گاو و بال عقاب جرزها را بر پشت دارند. اين دروازه محل انتظار ميهمانان براي بار يافتن به نزد شاه بود. بناي آپادانا كه ساخت آن را داريوش آغاز كرد و در دورة خشايارشا به پايان رسيده، با شكوه‌ترين و وسيع‌ترين (3660 متر مربع) بناي تخت جمشيد است كه اكنون به جز پي‌هاي بنا، برخي ستون‌ها، پلكان‌هاي شمالي و شرقي چيزي از آن بر جاي نمانده است، تالار آن 36 ستون و سه ايوان شرقي، شمالي و غربي هر كدام 12 ستون به ارتفاع تقريبي 20 متر دارند و برخوردار از 3 بخش پاية ستون، ساقه و سر ستون مي‌باشند.<sup>8</sup> داريوش يك جفت لوحة زرين و سيمين (33×33 سانتي‌متر) در چهار جعبة سنگي به يادبود بنا در پي‌هاي آن گذاشته بود. زيباترين و با شكوه‌ترين نقش‌ها و حجاري‌هاي تخت جمشيد را مي‌توان بر روي پلكان‌هاي ورودي آپادانا يافت. صحنة بارعام، سپاهيان جاويدان، مادي‌ها و پارسيان در فضايي آگنده از گل‌هاي نيلوفر، سرو، كتيبه‌هايي به خط ميخي و سه زبان پارسي باستان، عيلامي و بابلي، پيكرة شيري كه گاوي را مي‌درد و در ميان خطوط موازي گل‌هاي 12 پر و هيئت‌هاي نمايندة ملت‌هاي تابعه به اين ترتيب نگاريده شده‌اند: مادي‌ها، خوزيان، ارمنيان، هراتيان، بابليان، سوريه‌اي‌ها، رخجي‌ها، كيليليه‌اي‌ها، كاپادوكيه‌اي‌ها، مصريان، سكاهاي تيز خود، ايونيان، پارتيان، گنداريان، بلخيان، اسگرديان، سغديان و خوارزميان، هنديان، اسكودريان، تازيان، درنگيان، ليبيان، جشنيان.<sup>9</sup> اين‌گروه‌ها در حالي كه هدايايي به همراه دارند، شادمانه، آرام و متين گام برمي‌دارند و توسط بارسالارهاي مادي‌ها و پارسيان براي ورود به آپادانا راهنمايي مي‌شوند.  
در آغاز راه ورود به صفه از جنوب بوده که بعدها خشایارشا در برابر دروازه همه ملت‌ها پلکانی بزرگ در دو ردیف که هر کدام 111 پله به درازای 90/6 متر، پهنای 30 و بلندی 10 سانتی‌متر دارد بنا کرد <ref>شاپورشهبازی، علیرضا. '''''تخت جمشید'''''. دانشنامه جهان اسلام. تهران: بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1375، ص 702. </ref>. دروازه ملت‌ها با سه دروازه به غرب، شرق و جنوب (رو به آپادانا) به دستور وی ساخته شد در ضلع غربی دو گاو نر و در ضلع شرقی دو پیکره با سر انسان، تنه گاو و بال عقاب جرزها را بر پشت دارند. این دروازه محل انتظار میهمانان برای بار یافتن به نزد شاه بود. بنای آپادانا که ساخت آن را داریوش آغاز کرد و در دوره خشایارشا به پایان رسیده، با شکوه‌ترین و وسیع‌ترین (3660 متر مربع) بنای تخت جمشید است که اکنون به جز پی‌های بنا، برخی ستون‌ها، پلکان‌های شمالی و شرقی چیزی از آن بر جای نمانده است، تالار آن 36 ستون و سه ایوان شرقی، شمالی و غربی هر کدام 12 ستون به ارتفاع تقریبی 20 متر دارند و برخوردار از 3 بخش پایه ستون، ساقه و سر ستون می‌باشند<ref>گیرشمن، رومن. '''''هنر ایران در دوره هخامنشی'''''. ترجمه عیسی بهنام، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1336، ص 210-245. </ref>. داریوش یک جفت لوحه زرین و سیمین (33×33 سانتی‌متر) در چهار جعبه سنگی به یادبود بنا در پی‌های آن گذاشته بود. زیباترین و با شکوه‌ترین نقش‌ها و حجاری‌های تخت جمشید را می‌توان بر روی پلکان‌های ورودی آپادانا یافت. صحنه بارعام، سپاهیان جاویدان، مادی‌ها و پارسیان در فضایی آگنده از گل‌های نیلوفر، سرو، کتیبه‌هایی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی، پیکره شیری که گاوی را می‌درد و در میان خطوط موازی گل‌های 12 پر و هیئت‌های نماینده ملت‌های تابعه به این ترتیب نگاریده شده‌اند: مادی‌ها، خوزیان، ارمنیان، هراتیان، بابلیان، سوریه‌ای‌ها، رخجی‌ها، کیلیلیه‌ای‌ها، کاپادوکیه‌ای‌ها، مصریان، سکاهای تیز خود، ایونیان، پارتیان، گنداریان، بلخیان، اسگردیان، سغدیان و خوارزمیان، هندیان، اسکودریان، تازیان، درنگیان، لیبیان، جشنیان<ref>اشمیت، اریشن. ف. '''''تخت جمشید'''''. تهران: فرانکلین و امیرکبیر، 1342، ص 84-89. </ref>.  این‌گروه‌ها در حالی که هدایایی به همراه دارند، شادمانه، آرام و متین گام برمی‌دارند و توسط بارسالارهای مادی‌ها و پارسیان برای ورود به آپادانا راهنمایی می‌شوند.  


داريوش در جنوب غربي آپادانا، كاخ اختصاصي خود را بنا نهاد كه به نام تچر يا تالار آيينه (كه ديوارها از سنگ مرمري‌نما است) خوانده شده است كه داراي تالار مركزي 12 ستوني، اتاق‌هاي جانبي، دهليزها، پلكان، و بر سكويي كه سه متر بالاتر از آپادانا است قرار گرفته است. درون كاخ بر روي جرزها و ديوارها كتيبه‌هايي است كه نشان از حضورشان و اميران ايراني در دوران ساساني، ديلمي، سلجوقي، اتابكان، تيموري، صفوي و قاجار است كه نشان از اهميت اين تخت و بارگاه در نزد آنان در دوره‌هاي بعد دارد.<sup>10</sup>  
داریوش در جنوب غربی آپادانا، کاخ اختصاصی خود را بنا نهاد که به نام تچر یا تالار آیینه (که دیوارها از سنگ مرمری‌نما است) خوانده شده است که دارای تالار مرکزی 12 ستونی، اتاق‌های جانبی، دهلیزها، پلکان، و بر سکویی که سه متر بالاتر از آپادانا است قرار گرفته است. درون کاخ بر روی جرزها و دیوارها کتیبه‌هایی است که نشان از حضورشان و امیران ایرانی در دوران ساسانی، دیلمی، سلجوقی، اتابکان، تیموری، صفوی و قاجار است که نشان از اهمیت این تخت و بارگاه در نزد آنان در دوره‌های بعد دارد<ref>مصطفوی، محمدتقی. '''''اقلیم پارس'''''. تهران: 1343، ص 338-351.</ref>.


سه بناي آپادانا، دروازة همة ملت‌ها و تچر از آنجا كه در جانب غربي صفه، بر فراز باروي ستبر سنگي و مشرف بر دشت مرودشت قرار دارند از دل‌انگيزترين منظره‌هاي تخت جمشيد برخوردارند.  
سه بنای آپادانا، دروازه همه ملت‌ها و تچر از آنجا که در جانب غربی صفه، بر فراز باروی ستبر سنگی و مشرف بر دشت مرودشت قرار دارند از دل‌انگیزترین منظره‌های تخت جمشید برخوردارند.  


كاخ هديش كه گمان مي‌رود ساخت آن در دورة داريوش آغاز شده باشد و كتيبه‌هايي از خشايارشا دارد، تالار ايوان‌دار پايين اين كاخ كه از آن به عنوان حرمسرا استفاده مي‌شده، اكنون موزه است و كاخ سه‌دري يا كاخ مركزي كه تصويرسازي‌هايي از بزرگان پارسي و مادي در حال گفتگو دارد كه از اين رو آن را تالار شورا نيز ناميده‌اند، مهم‌ترين بخش‌هاي جنوبي صفه تخت‌جمشيد را تشكيل مي‌دهند.<sup>11</sup> كاخ صدستون كه در مشرق آپادانا و از بناهاي اردشير پسر خشايارشا بوده و در برابر آن دروازة نيمه‌تمام بنا شده است بيشه‌اي از ستون‌هاي مزين را مي‌ماند كه بر جرزهاي آن سپاهيان ايراني در پنج رديف 10 تايي در زير تخت روان شاهي نقش شده‌اند. آب‌انبار در دامنة كوه، سيستم آب‌رساني و كانال كشي بستر صفة تخت جمشيد كه خود از شاهكارهاي هنري در طراحي‌هاي نخستين اين بنا مي‌باشد، آرامگاه‌هاي شاهان هخامنشي، اردشير دوم، اردشير سوم، و داريوش سوم كه هر كدام به مانند حجاري‌هاي نقش رستم آرامگاه را در سينة كوه با حجاري‌هايي از درگاه، ستون، تخت روان شاهي بر فراز سر 28 نمايندة ملت‌هاي تابع و تمثال اهورا مزدا نمايش مي‌دهند از ديگر بخش‌هاي تخت جمشيد هستند. خزانه كه در گوشة جنوب شرقي قرار دارد به عنوان محل نگهداري هدايا و ثروت‌هاي هنگفت پارسه در زمان حملة اسكندر به غارت رفت، در آتش‌سوزي مهيب او تخريب شد<sup>12</sup> و اندك آثاري كه از آن‌همه بر جاي ماند و پس از كاوش‌هاي باستان‌شناسان غربي در موزه احداث شده در تخت جمشيد قرار گرفت و يا به موزة ملي ايران باستان انتقال يافت تنها بخش اندكي از آن آثار گرانبهاست كه اكنون در موزه‌هاي غربي مي‌توان آن‌ها را يافت. نقش برجسته‌هاي تخت جمشيد از محاسبات رياضي و هندسي و نجومي ويژه‌اي برخوردارند كه نشان از هنرمندي طراحان اين مجموعه دارد<sup>13</sup> از اين خزانه الواح گلي بسياري به دست آمد كه نشان از حساب‌هاي دقيق در پرداخت مزد كاركنان و هنرمندان در ساخت بناي تخت جمشيد دارد كه جرج كامرون برخي از آنها را ترجمه و منتشر كرده است.<sup>14</sup> از اين الواح مي‌توان نظام اداري شاهنشاهي هخامنشي و چگونگي بناي تخت جمشيد را بازيافت.<sup>15</sup> ارنست هرتفلد، اريك اشميت[2]، جرج كامرون، سامي، مصطفوي و دانشمنداني ديگر از جمله كساني بودند كه در كاوش‌هاي تخت جمشيد تلاش‌هاي فراوان انجام دادند. تخت جمشيد اكنون به عنوان يكي از آثار و يادمان‌هاي جهاني از جايگاه ويژه‌اي در ميان آثار تمدن دوران باستان برخوردار است اما اين ميراث جهاني نيازمند حفاظت، پاسداري و مرمت اساسي است كه از گزند روزگار مصون بماند.  
کاخ هدیش که گمان می‌رود ساخت آن در دوره داریوش آغاز شده باشد و کتیبه‌هایی از خشایارشا دارد، تالار ایوان‌دار پایین این کاخ که از آن به عنوان حرمسرا استفاده می‌شده، اکنون موزه است و کاخ سه‌دری یا کاخ مرکزی که تصویرسازی‌هایی از بزرگان پارسی و مادی در حال گفتگو دارد که از این رو آن را تالار شورا نیز نامیده‌اند، مهم‌ترین بخش‌های جنوبی صفه تخت‌جمشید را تشکیل می‌دهند<ref>سلطان‌زاده، حسین. '''''تخت جمشید، (از ایران چه می‌دانم؟ / 3)'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ج 4، 135، ص 59. </ref>. کاخ صدستون که در مشرق آپادانا و از بناهای اردشیر پسر خشایارشا بوده و در برابر آن دروازه نیمه‌تمام بنا شده است بیشه‌ای از ستون‌های مزین را می‌ماند که بر جرزهای آن سپاهیان ایرانی در پنج ردیف 10 تایی در زیر تخت روان شاهی نقش شده‌اند. آب‌انبار در دامنه کوه، سیستم آب‌رسانی و کانال کشی بستر صفه تخت جمشید که خود از شاهکارهای هنری در طراحی‌های نخستین این بنا می‌باشد، آرامگاه‌های شاهان هخامنشی، اردشیر دوم، اردشیر سوم، و داریوش سوم که هر کدام به مانند حجاری‌های نقش رستم آرامگاه را در سینه کوه با حجاری‌هایی از درگاه، ستون، تخت روان شاهی بر فراز سر 28 نماینده ملت‌های تابع و تمثال اهورا مزدا نمایش می‌دهند از دیگر بخش‌های تخت جمشید هستند. خزانه که در گوشه جنوب شرقی قرار دارد به عنوان محل نگهداری هدایا و ثروت‌های هنگفت پارسه در زمان حمله اسکندر به غارت رفت، در آتش‌سوزی مهیب او تخریب شد <ref>پلوتارک. '''''حیات مردان نامی'''''. ترجمه رضا مشایخی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1346، ج 3، ص 386. </refاندک آثاری که از آن‌همه بر جای ماند و پس از کاوش‌های باستان‌شناسان غربی در موزه احداث شده در تخت جمشید قرار گرفت و یا به موزه ملی ایران باستان انتقال یافت تنها بخش اندکی از آن آثار گرانبهاست که اکنون در موزه‌های غربی می‌توان آن‌ها را یافت. نقش برجسته‌های تخت جمشید از محاسبات ریاضی و هندسی و نجومی ویژه‌ای برخوردارند که نشان از هنرمندی طراحان این مجموعه دارد <ref>رُف، مایکل. '''''نقش برجسته‌ها و حجاران تخت جمشید'''''. ترجمه هوشنگ غیاثی‌نژاد، تهران: سازمان میراث فرهنگی، 1373. </ref> از این خزانه الواح گلی بسیاری به دست آمد که نشان از حساب‌های دقیق در پرداخت مزد کارکنان و هنرمندان در ساخت بنای تخت جمشید دارد که جرج کامرون برخی از آنها را ترجمه و منتشر کرده است<ref>Cameron. G. G. '''''Perse Polis Treasury Tablets''''', JNES, 18, 1958.</ref>. از این الواح می‌توان نظام اداری شاهنشاهی هخامنشی و چگونگی بنای تخت جمشید را بازیافت<ref>کُخ، هایدماری. '''''پژوهش‌های هخامنشی'''''. ترجمه امیرحسین شالچی، تهران: نشر آتیه، 1379، ص 60-84.</ref>ارنست هرتفلد، اریک اشمیت[E. F. Shchmidt]، جرج کامرون، سامی، مصطفوی و دانشمندانی دیگر از جمله کسانی بودند که در کاوش‌های تخت جمشید تلاش‌های فراوان انجام دادند. تخت جمشید اکنون به عنوان یکی از آثار و یادمان‌های جهانی از جایگاه ویژه‌ای در میان آثار تمدن دوران باستان برخوردار است اما این میراث جهانی نیازمند حفاظت، پاسداری و مرمت اساسی است که از گزند روزگار مصون بماند.  


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
== مآخذ ==


1-     شاپورشهبازي، عليرضا. '''''شرح مصور تخت جمشيد'''''. تهران: سازمان ميراث فرهنگي كشور، 1375، ص 14.
== منبع اصلی ==
 
دانشنامه ایران
2-    '''''Diodorus of Sicily, English Translation''''', by, C. Bard Ford Wells, London, Harvard, 1970, V8, P. 319.
 
3-     كخ، هايدماري. '''''از زبان داريوش.''''' ترجمة پرويز رجبي، تهران: كارنگ، 1376، ص 94.
 
4-     پوپ، آرتور اوپهام. '''''معماري ايران'''''. ترجمة غلامحسين صدري افشار، تهران: خوارزمي، 1346، ص 23.
 
5-     باستاني‌راد، حسن. '''''تلاقي تمدن‌ها در تخت جمشيد'''''. مجلة گزارش گفت‌وگو، س اول، ش 5، بهمن و اسفند1381، ص 119.
 
6-    Felix Dutz, Warner, '''''Perse Polis and Archaelogical, sites in fars''''', Tehran, Soroush, 1977, P. 300.
 
7-     شاپورشهبازي، عليرضا. '''''تخت جمشيد'''''. دانشنامة جهان اسلام. تهران: بنياد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1375، ص 702.
 
8-     گيرشمن، رومن. '''''هنر ايران در دورة هخامنشي'''''. ترجمة عيسي بهنام، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1336، ص 210-245.
 
9-     اشميت، اريشن. ف. '''''تخت جمشيد'''''. تهران: فرانكلين و اميركبير، 1342، ص 84-89.
 
10-  مصطفوي، محمدتقي. '''''اقليم پارس'''''. تهران: 1343، ص 338-351.
 
11-  سلطان‌زاده، حسين. '''''تخت جمشيد، (از ايران چه مي‌دانم؟ / 3)'''''. تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، ج 4، 135، ص 59.
 
12-  پلوتارك. '''''حيات مردان نامي'''''. ترجمة رضا مشايخي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1346، ج 3، ص 386.
 
13-  رُف، مايكل. '''''نقش برجسته‌ها و حجاران تخت جمشيد'''''. ترجمة هوشنگ غياثي‌نژاد، تهران: سازمان ميراث فرهنگي، 1373.
 
14-  Cameron. G. G. '''''Perse Polis Treasury Tablets''''', JNES, 18, 1958.
 
15-  كُخ، هايدماري. '''''پژوهش‌هاي هخامنشي'''''. ترجمة اميرحسين شالچي، تهران: نشر آتيه، 1379، ص 60-84.


== نویسنده مقاله ==
حسن باستانی راد
حسن باستانی راد
----[1]. Persepolis
[2]. E. F. Shchmidt

نسخهٔ ‏۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۳۵

تخت جمشید، پارْسَه یا تخت جمشید، با شکوه‌ترین بنای ایرانی دوره هخامنشیان، در 57 کیلومتری شیراز نزدیک مرودشت و بر سر راه نقش رستم و پاسارگاد.

بنای کنونی تخت جمشید بخشی از شهر پارْسَه (به یونانی پرسِپُلیس[ Persepolis]) در دامنه کوه مهر (رحمت) و کانون معنوی و محل برگزاری جشن‌های نوروزی[۱] و گردهمایی اقوام شاهنشاهی هخامنشی برای مراسم بارعام بوده است. این بنا را در دوره ساسانیان سَت سیتان (صد ستون)، در دوره اسلامی چهل ستون و چهل منار می‌نامیدند و بعداً بر اساس اساطیر ملی با انتساب به جمشید، تخت جمشید نامیده شد. آغاز بنا در دوره داریوش اول در سال‌های 518-520 پ.م بوده که پس از وی هر یک از پادشاهان هخامنشی بخشی بر آن افزودند. در 330 پ.م به دستور اسکندر مقدونی آن را آتش زدند و غارت کردند.

پارسه نماد عظمت و اقتدار هخامنشیان و ثروتمندترین شهر زیر آسمان بود[۲]. برای بنای آن، هنرمندان، حجاران، پیکرتراشان، معماران، طراحان و مصالح و ابزار ساخت بنا مانند سنگ‌های تزئینی، لاجورد، عقیق، فیروزه، چوب یا کاو آبنوس، عاج، زیورها و هر آنچه را نیاز بود از سرزمین‌های تابع شاهنشاهی آوردند. داریوش در کتیبه بنای آپادانای شوش اشاره‌ای به مصالح و سرزمین‌های تولید کننده و چگونگی بنای آن کاخ دارد که به سان آپادانای تخت جمشید بود. ملت‌های تابعه «از سرزمین سکاهای آن سوی سعد تا حبشه، از هند تا سپارت»، [۳]در بنای پارسه، آفرینش هنری و دمیدن روح وحدت فرهنگی و تمدنی در «زیارتگاه و کانون معنوی و روحانی مملکت» [۴] سهیم بودند. رایزنی هنری اقوام مختلف با استفاده از روح کاونده، انتخاب‌گر، هماهنگ کننده و هویت دهنده ایرانی به آفرینش یکی از شاهکارهای تمدنی جهان انجامید[۵].

تخت جمشید از بناهای دیگر هخامنشیان در پاسارگاد و شوش و بناهای بابل، آشور، اورارتو، مصر و دولت شهرهای یونانی و ایونی متأثر بود، صفه (سکو، تخت‌گاه) آن با صفه‌سازی اورارتویی، ستون‌ها با ستون‌سازی‌های یونانی و مصری، پیکره‌ها با پیکره‌های آشوری، لعاب‌کاری‌های آجری با هنر بابلی نزدیکی دارد اما با ظرافت، تلطیف و هماهنگی هنرمندانه‌ای از همه آنها مجزا و شکوهمندتر است[۶].

باروی ستبر دژگونه پارسه در شمال 300، در شرق 430 در جنوب 390 و در غرب 455 متر و دربردارنده صفه‌ای است که با تراشیدن و انباشتن دامنه کوه به وجود آمده و بناها بر روی آن ساخته شده‌اند.

در آغاز راه ورود به صفه از جنوب بوده که بعدها خشایارشا در برابر دروازه همه ملت‌ها پلکانی بزرگ در دو ردیف که هر کدام 111 پله به درازای 90/6 متر، پهنای 30 و بلندی 10 سانتی‌متر دارد بنا کرد [۷]. دروازه ملت‌ها با سه دروازه به غرب، شرق و جنوب (رو به آپادانا) به دستور وی ساخته شد در ضلع غربی دو گاو نر و در ضلع شرقی دو پیکره با سر انسان، تنه گاو و بال عقاب جرزها را بر پشت دارند. این دروازه محل انتظار میهمانان برای بار یافتن به نزد شاه بود. بنای آپادانا که ساخت آن را داریوش آغاز کرد و در دوره خشایارشا به پایان رسیده، با شکوه‌ترین و وسیع‌ترین (3660 متر مربع) بنای تخت جمشید است که اکنون به جز پی‌های بنا، برخی ستون‌ها، پلکان‌های شمالی و شرقی چیزی از آن بر جای نمانده است، تالار آن 36 ستون و سه ایوان شرقی، شمالی و غربی هر کدام 12 ستون به ارتفاع تقریبی 20 متر دارند و برخوردار از 3 بخش پایه ستون، ساقه و سر ستون می‌باشند[۸]. داریوش یک جفت لوحه زرین و سیمین (33×33 سانتی‌متر) در چهار جعبه سنگی به یادبود بنا در پی‌های آن گذاشته بود. زیباترین و با شکوه‌ترین نقش‌ها و حجاری‌های تخت جمشید را می‌توان بر روی پلکان‌های ورودی آپادانا یافت. صحنه بارعام، سپاهیان جاویدان، مادی‌ها و پارسیان در فضایی آگنده از گل‌های نیلوفر، سرو، کتیبه‌هایی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی، پیکره شیری که گاوی را می‌درد و در میان خطوط موازی گل‌های 12 پر و هیئت‌های نماینده ملت‌های تابعه به این ترتیب نگاریده شده‌اند: مادی‌ها، خوزیان، ارمنیان، هراتیان، بابلیان، سوریه‌ای‌ها، رخجی‌ها، کیلیلیه‌ای‌ها، کاپادوکیه‌ای‌ها، مصریان، سکاهای تیز خود، ایونیان، پارتیان، گنداریان، بلخیان، اسگردیان، سغدیان و خوارزمیان، هندیان، اسکودریان، تازیان، درنگیان، لیبیان، جشنیان[۹]. این‌گروه‌ها در حالی که هدایایی به همراه دارند، شادمانه، آرام و متین گام برمی‌دارند و توسط بارسالارهای مادی‌ها و پارسیان برای ورود به آپادانا راهنمایی می‌شوند.

داریوش در جنوب غربی آپادانا، کاخ اختصاصی خود را بنا نهاد که به نام تچر یا تالار آیینه (که دیوارها از سنگ مرمری‌نما است) خوانده شده است که دارای تالار مرکزی 12 ستونی، اتاق‌های جانبی، دهلیزها، پلکان، و بر سکویی که سه متر بالاتر از آپادانا است قرار گرفته است. درون کاخ بر روی جرزها و دیوارها کتیبه‌هایی است که نشان از حضورشان و امیران ایرانی در دوران ساسانی، دیلمی، سلجوقی، اتابکان، تیموری، صفوی و قاجار است که نشان از اهمیت این تخت و بارگاه در نزد آنان در دوره‌های بعد دارد[۱۰].

سه بنای آپادانا، دروازه همه ملت‌ها و تچر از آنجا که در جانب غربی صفه، بر فراز باروی ستبر سنگی و مشرف بر دشت مرودشت قرار دارند از دل‌انگیزترین منظره‌های تخت جمشید برخوردارند.

کاخ هدیش که گمان می‌رود ساخت آن در دوره داریوش آغاز شده باشد و کتیبه‌هایی از خشایارشا دارد، تالار ایوان‌دار پایین این کاخ که از آن به عنوان حرمسرا استفاده می‌شده، اکنون موزه است و کاخ سه‌دری یا کاخ مرکزی که تصویرسازی‌هایی از بزرگان پارسی و مادی در حال گفتگو دارد که از این رو آن را تالار شورا نیز نامیده‌اند، مهم‌ترین بخش‌های جنوبی صفه تخت‌جمشید را تشکیل می‌دهند[۱۱]. کاخ صدستون که در مشرق آپادانا و از بناهای اردشیر پسر خشایارشا بوده و در برابر آن دروازه نیمه‌تمام بنا شده است بیشه‌ای از ستون‌های مزین را می‌ماند که بر جرزهای آن سپاهیان ایرانی در پنج ردیف 10 تایی در زیر تخت روان شاهی نقش شده‌اند. آب‌انبار در دامنه کوه، سیستم آب‌رسانی و کانال کشی بستر صفه تخت جمشید که خود از شاهکارهای هنری در طراحی‌های نخستین این بنا می‌باشد، آرامگاه‌های شاهان هخامنشی، اردشیر دوم، اردشیر سوم، و داریوش سوم که هر کدام به مانند حجاری‌های نقش رستم آرامگاه را در سینه کوه با حجاری‌هایی از درگاه، ستون، تخت روان شاهی بر فراز سر 28 نماینده ملت‌های تابع و تمثال اهورا مزدا نمایش می‌دهند از دیگر بخش‌های تخت جمشید هستند. خزانه که در گوشه جنوب شرقی قرار دارد به عنوان محل نگهداری هدایا و ثروت‌های هنگفت پارسه در زمان حمله اسکندر به غارت رفت، در آتش‌سوزی مهیب او تخریب شد [۱۲]و اندک آثاری که از آن‌همه بر جای ماند و پس از کاوش‌های باستان‌شناسان غربی در موزه احداث شده در تخت جمشید قرار گرفت و یا به موزه ملی ایران باستان انتقال یافت تنها بخش اندکی از آن آثار گرانبهاست که اکنون در موزه‌های غربی می‌توان آن‌ها را یافت. نقش برجسته‌های تخت جمشید از محاسبات ریاضی و هندسی و نجومی ویژه‌ای برخوردارند که نشان از هنرمندی طراحان این مجموعه دارد [۱۳] از این خزانه الواح گلی بسیاری به دست آمد که نشان از حساب‌های دقیق در پرداخت مزد کارکنان و هنرمندان در ساخت بنای تخت جمشید دارد که جرج کامرون برخی از آنها را ترجمه و منتشر کرده است[۱۴]. از این الواح می‌توان نظام اداری شاهنشاهی هخامنشی و چگونگی بنای تخت جمشید را بازیافت[۱۵]. ارنست هرتفلد، اریک اشمیت[E. F. Shchmidt]، جرج کامرون، سامی، مصطفوی و دانشمندانی دیگر از جمله کسانی بودند که در کاوش‌های تخت جمشید تلاش‌های فراوان انجام دادند. تخت جمشید اکنون به عنوان یکی از آثار و یادمان‌های جهانی از جایگاه ویژه‌ای در میان آثار تمدن دوران باستان برخوردار است اما این میراث جهانی نیازمند حفاظت، پاسداری و مرمت اساسی است که از گزند روزگار مصون بماند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

حسن باستانی راد

  1. شاپورشهبازی، علیرضا. شرح مصور تخت جمشید. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1375، ص 14.
  2. Diodorus of Sicily, English Translation, by, C. Bard Ford Wells, London, Harvard, 1970, V8, P. 319.
  3. کخ، هایدماری. از زبان داریوش. ترجمه پرویز رجبی، تهران: کارنگ، 1376، ص 94.
  4. پوپ، آرتور اوپهام. معماری ایران. ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران: خوارزمی، 1346، ص 23.
  5. باستانی‌راد، حسن. تلاقی تمدن‌ها در تخت جمشید. مجله گزارش گفت‌وگو، س اول، ش 5، بهمن و اسفند1381، ص 119.
  6. Felix Dutz, Warner, Perse Polis and Archaelogical, sites in fars, Tehran, Soroush, 1977, P. 300.
  7. شاپورشهبازی، علیرضا. تخت جمشید. دانشنامه جهان اسلام. تهران: بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1375، ص 702.
  8. گیرشمن، رومن. هنر ایران در دوره هخامنشی. ترجمه عیسی بهنام، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1336، ص 210-245.
  9. اشمیت، اریشن. ف. تخت جمشید. تهران: فرانکلین و امیرکبیر، 1342، ص 84-89.
  10. مصطفوی، محمدتقی. اقلیم پارس. تهران: 1343، ص 338-351.
  11. سلطان‌زاده، حسین. تخت جمشید، (از ایران چه می‌دانم؟ / 3). تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ج 4، 135، ص 59.
  12. پلوتارک. حیات مردان نامی. ترجمه رضا مشایخی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1346، ج 3، ص 386.
  13. رُف، مایکل. نقش برجسته‌ها و حجاران تخت جمشید. ترجمه هوشنگ غیاثی‌نژاد، تهران: سازمان میراث فرهنگی، 1373.
  14. Cameron. G. G. Perse Polis Treasury Tablets, JNES, 18, 1958.
  15. کُخ، هایدماری. پژوهش‌های هخامنشی. ترجمه امیرحسین شالچی، تهران: نشر آتیه، 1379، ص 60-84.