پرش به محتوا

تخت جمشید

از ویکی ایران
تخت جمشید، قابل بازیابی از https://www.asriran.com/fa/news/1054091/%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B9

تخت جمشید، پارْسَه یا تخت جمشید، با شکوه‌ترین بنای ایرانی دوره هخامنشیان، در 57 کیلومتری شیراز نزدیک مرودشت و بر سر راه نقش رستم و پاسارگاد.

بنای کنونی تخت جمشید بخشی از شهر پارْسَه (به یونانی پرسِپُلیس[ Persepolis]) در دامنه کوه مهر (رحمت) و کانون معنوی و محل برگزاری جشن‌های نوروزی[۱] و گردهمایی اقوام شاهنشاهی هخامنشی برای مراسم بارعام بوده است. این بنا را در دوره ساسانیان سَت سیتان (صد ستون)، در دوره اسلامی چهل ستون و چهل منار می‌نامیدند و بعداً بر اساس اساطیر ملی با انتساب به جمشید، تخت جمشید نامیده شد. آغاز بنا در دوره داریوش اول در سال‌های 518-520 پ.م بوده که پس از وی هر یک از پادشاهان هخامنشی بخشی بر آن افزودند. در 330 پ.م به دستور اسکندر مقدونی آن را آتش زدند و غارت کردند.

پارسه نماد عظمت و اقتدار هخامنشیان و ثروتمندترین شهر زیر آسمان بود[۲]. برای بنای آن، هنرمندان، حجاران، پیکرتراشان، معماران، طراحان و مصالح و ابزار ساخت بنا مانند سنگ‌های تزئینی، لاجورد، عقیق، فیروزه، چوب یا کاو آبنوس، عاج، زیورها و هر آنچه را نیاز بود از سرزمین‌های تابع شاهنشاهی آوردند. داریوش در کتیبه بنای آپادانای شوش اشاره‌ای به مصالح و سرزمین‌های تولید کننده و چگونگی بنای آن کاخ دارد که به سان آپادانای تخت جمشید بود. ملت‌های تابعه «از سرزمین سکاهای آن سوی سعد تا حبشه، از هند تا سپارت»، [۳]در بنای پارسه، آفرینش هنری و دمیدن روح وحدت فرهنگی و تمدنی در «زیارتگاه و کانون معنوی و روحانی مملکت» [۴] سهیم بودند. رایزنی هنری اقوام مختلف با استفاده از روح کاونده، انتخاب‌گر، هماهنگ کننده و هویت دهنده ایرانی به آفرینش یکی از شاهکارهای تمدنی جهان انجامید[۵].

تخت جمشید از بناهای دیگر هخامنشیان در پاسارگاد و شوش و بناهای بابل، آشور، اورارتو، مصر و دولت شهرهای یونانی و ایونی متأثر بود، صفه (سکو، تخت‌گاه) آن با صفه‌سازی اورارتویی، ستون‌ها با ستون‌سازی‌های یونانی و مصری، پیکره‌ها با پیکره‌های آشوری، لعاب‌کاری‌های آجری با هنر بابلی نزدیکی دارد اما با ظرافت، تلطیف و هماهنگی هنرمندانه‌ای از همه آنها مجزا و شکوهمندتر است[۶].

باروی ستبر دژگونه پارسه در شمال 300، در شرق 430 در جنوب 390 و در غرب 455 متر و دربردارنده صفه‌ای است که با تراشیدن و انباشتن دامنه کوه به وجود آمده و بناها بر روی آن ساخته شده‌اند.

در آغاز راه ورود به صفه از جنوب بوده که بعدها خشایارشا در برابر دروازه همه ملت‌ها پلکانی بزرگ در دو ردیف که هر کدام 111 پله به درازای 90/6 متر، پهنای 30 و بلندی 10 سانتی‌متر دارد بنا کرد [۷]. دروازه ملت‌ها با سه دروازه به غرب، شرق و جنوب (رو به آپادانا) به دستور وی ساخته شد در ضلع غربی دو گاو نر و در ضلع شرقی دو پیکره با سر انسان، تنه گاو و بال عقاب جرزها را بر پشت دارند. این دروازه محل انتظار میهمانان برای بار یافتن به نزد شاه بود. بنای آپادانا که ساخت آن را داریوش آغاز کرد و در دوره خشایارشا به پایان رسیده، با شکوه‌ترین و وسیع‌ترین (3660 متر مربع) بنای تخت جمشید است که اکنون به جز پی‌های بنا، برخی ستون‌ها، پلکان‌های شمالی و شرقی چیزی از آن بر جای نمانده است، تالار آن 36 ستون و سه ایوان شرقی، شمالی و غربی هر کدام 12 ستون به ارتفاع تقریبی 20 متر دارند و برخوردار از 3 بخش پایه ستون، ساقه و سر ستون می‌باشند[۸].

داریوش یک جفت لوحه زرین و سیمین (33×33 سانتی‌متر) در چهار جعبه سنگی به یادبود بنا در پی‌های آن گذاشته بود. زیباترین و با شکوه‌ترین نقش‌ها و حجاری‌های تخت جمشید را می‌توان بر روی پلکان‌های ورودی آپادانا یافت. صحنه بارعام، سپاهیان جاویدان، مادی‌ها و پارسیان در فضایی آگنده از گل‌های نیلوفر، سرو، کتیبه‌هایی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی، پیکره شیری که گاوی را می‌درد و در میان خطوط موازی گل‌های 12 پر و هیئت‌های نماینده ملت‌های تابعه به این ترتیب نگاریده شده‌اند: مادی‌ها، خوزیان، ارمنیان، هراتیان، بابلیان، سوریه‌ای‌ها، رخجی‌ها، کیلیلیه‌ای‌ها، کاپادوکیه‌ای‌ها، مصریان، سکاهای تیز خود، ایونیان، پارتیان، گنداریان، بلخیان، اسگردیان، سغدیان و خوارزمیان، هندیان، اسکودریان، تازیان، درنگیان، لیبیان، جشنیان[۹]. این‌گروه‌ها در حالی که هدایایی به همراه دارند، شادمانه، آرام و متین گام برمی‌دارند و توسط بارسالارهای مادی‌ها و پارسیان برای ورود به آپادانا راهنمایی می‌شوند.

داریوش در جنوب غربی آپادانا، کاخ اختصاصی خود را بنا نهاد که به نام تچر یا تالار آیینه (که دیوارها از سنگ مرمری‌نما است) خوانده شده است که دارای تالار مرکزی 12 ستونی، اتاق‌های جانبی، دهلیزها، پلکان، و بر سکویی که سه متر بالاتر از آپادانا است قرار گرفته است. درون کاخ بر روی جرزها و دیوارها کتیبه‌هایی است که نشان از حضورشان و امیران ایرانی در دوران ساسانی، دیلمی، سلجوقی، اتابکان، تیموری، صفوی و قاجار است که نشان از اهمیت این تخت و بارگاه در نزد آنان در دوره‌های بعد دارد[۱۰].

سه بنای آپادانا، دروازه همه ملت‌ها و تچر از آنجا که در جانب غربی صفه، بر فراز باروی ستبر سنگی و مشرف بر دشت مرودشت قرار دارند از دل‌انگیزترین منظره‌های تخت جمشید برخوردارند.

کاخ هدیش که گمان می‌رود ساخت آن در دوره داریوش آغاز شده باشد و کتیبه‌هایی از خشایارشا دارد، تالار ایوان‌دار پایین این کاخ که از آن به عنوان حرمسرا استفاده می‌شده، اکنون موزه است و کاخ سه‌دری یا کاخ مرکزی که تصویرسازی‌هایی از بزرگان پارسی و مادی در حال گفتگو دارد که از این رو آن را تالار شورا نیز نامیده‌اند، مهم‌ترین بخش‌های جنوبی صفه تخت‌جمشید را تشکیل می‌دهند[۱۱]. کاخ صدستون که در مشرق آپادانا و از بناهای اردشیر پسر خشایارشا بوده و در برابر آن دروازه نیمه‌تمام بنا شده است بیشه‌ای از ستون‌های مزین را می‌ماند که بر جرزهای آن سپاهیان ایرانی در پنج ردیف 10 تایی در زیر تخت روان شاهی نقش شده‌اند.

آب‌انبار در دامنه کوه، سیستم آب‌رسانی و کانال کشی بستر صفه تخت جمشید که خود از شاهکارهای هنری در طراحی‌های نخستین این بنا می‌باشد، آرامگاه‌های شاهان هخامنشی، اردشیر دوم، اردشیر سوم، و داریوش سوم که هر کدام به مانند حجاری‌های نقش رستم آرامگاه را در سینه کوه با حجاری‌هایی از درگاه، ستون، تخت روان شاهی بر فراز سر 28 نماینده ملت‌های تابع و تمثال اهورا مزدا نمایش می‌دهند از دیگر بخش‌های تخت جمشید هستند. خزانه که در گوشه جنوب شرقی قرار دارد به عنوان محل نگهداری هدایا و ثروت‌های هنگفت پارسه در زمان حمله اسکندر به غارت رفت، در آتش‌سوزی مهیب او تخریب شد [۱۲]و اندک آثاری که از آن‌همه بر جای ماند و پس از کاوش‌های باستان‌شناسان غربی در موزه احداث شده در تخت جمشید قرار گرفت و یا به موزه ملی ایران باستان انتقال یافت تنها بخش اندکی از آن آثار گرانبهاست که اکنون در موزه‌های غربی می‌توان آن‌ها را یافت. نقش برجسته‌های تخت جمشید از محاسبات ریاضی و هندسی و نجومی ویژه‌ای برخوردارند که نشان از هنرمندی طراحان این مجموعه دارد [۱۳].

از این خزانه الواح گلی بسیاری به دست آمد که نشان از حساب‌های دقیق در پرداخت مزد کارکنان و هنرمندان در ساخت بنای تخت جمشید دارد که جرج کامرون برخی از آنها را ترجمه و منتشر کرده است[۱۴]. از این الواح می‌توان نظام اداری شاهنشاهی هخامنشی و چگونگی بنای تخت جمشید را بازیافت[۱۵]. ارنست هرتفلد، اریک اشمیت[E. F. Shchmidt]، جرج کامرون، سامی، مصطفوی و دانشمندانی دیگر از جمله کسانی بودند که در کاوش‌های تخت جمشید تلاش‌های فراوان انجام دادند. تخت جمشید اکنون به عنوان یکی از آثار و یادمان‌های جهانی از جایگاه ویژه‌ای در میان آثار تمدن دوران باستان برخوردار است اما این میراث جهانی نیازمند حفاظت، پاسداری و مرمت اساسی است که از گزند روزگار مصون بماند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. شاپورشهبازی، علیرضا. شرح مصور تخت جمشید. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1375، ص 14.
  2. Diodorus of Sicily, English Translation, by, C. Bard Ford Wells, London, Harvard, 1970, V8, P. 319.
  3. کخ، هایدماری. از زبان داریوش. ترجمه پرویز رجبی، تهران: کارنگ، 1376، ص 94.
  4. پوپ، آرتور اوپهام. معماری ایران. ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران: خوارزمی، 1346، ص 23.
  5. باستانی‌راد، حسن. تلاقی تمدن‌ها در تخت جمشید. مجله گزارش گفت‌وگو، س اول، ش 5، بهمن و اسفند1381، ص 119.
  6. Felix Dutz, Warner, Perse Polis and Archaelogical, sites in fars, Tehran, Soroush, 1977, P. 300.
  7. شاپورشهبازی، علیرضا. تخت جمشید. دانشنامه جهان اسلام. تهران: بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1375، ص 702.
  8. گیرشمن، رومن. هنر ایران در دوره هخامنشی. ترجمه عیسی بهنام، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1336، ص 210-245.
  9. اشمیت، اریشن. ف. تخت جمشید. تهران: فرانکلین و امیرکبیر، 1342، ص 84-89.
  10. مصطفوی، محمدتقی. اقلیم پارس. تهران: 1343، ص 338-351.
  11. سلطان‌زاده، حسین. تخت جمشید، (از ایران چه می‌دانم؟ / 3). تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ج 4، 135، ص 59.
  12. پلوتارک. حیات مردان نامی. ترجمه رضا مشایخی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1346، ج 3، ص 386.
  13. رُف، مایکل. نقش برجسته‌ها و حجاران تخت جمشید. ترجمه هوشنگ غیاثی‌نژاد، تهران: سازمان میراث فرهنگی، 1373.
  14. Cameron. G. G. Perse Polis Treasury Tablets, JNES, 18, 1958.
  15. کُخ، هایدماری. پژوهش‌های هخامنشی. ترجمه امیرحسین شالچی، تهران: نشر آتیه، 1379، ص 60-84.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

پیوند به بیرون

میراث جهانی تخت جمشید، قابل بازیابی از https://www.persepolis.ir/

نویسنده مقاله

حسن باستانی راد