پرش به محتوا

نهضت مشروطه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''مشروطه''': اولين نهضت آزادي‌خواهي در ايران كه منتهي به تشكيل قوه مقننه شد، از كلمه شارت[1] به معناي قانون اساسي و كلمه جارتا انگليسي به معناي تضمين حقوق اساسي مردم گرفته شده و معادل كلمه كنستي توسيون[2] فرانسه به معني حكومت قانوني<sup>1</sup> و محدود...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''مشروطه''': اولين نهضت آزادي‌خواهي در ايران كه منتهي به تشكيل قوه مقننه شد، از كلمه شارت[1] به معناي قانون اساسي و كلمه جارتا انگليسي به معناي تضمين حقوق اساسي مردم گرفته شده و معادل كلمه كنستي توسيون[2] فرانسه به معني حكومت قانوني<sup>1</sup> و محدود كردن استبداد و ايجاد دموكراسي سياسي مي‌باشد كه از طريق عثماني وارد ايران شد.<sup>2</sup> از همان ابتدا جدالهاي بسياري بر سر لفظ مشروطه وجود داشت و عده‌اي خواهان استعمال كنستي توسيون و عده‌اي ديگر به خصوص شاه و درباريان و عده‌اي از روحانيون خواهان لفظ مشروعه به جاي آن بودند<sup>3</sup> و بعدها با تلاش همين گروه لفظ مشروعه به مشروطه الحاق شد و ماده‌اي مبني بر نظارت پنج تن از مجتهدين جامع الشرايط بر قانون اساسي در قانون گنجانده شد.<sup>4</sup> اطلاق نهضت به مشروطه نيز يه اين دليل است كه نهضت جنبش و يا حركتي منظم و با دوام براي رسيدن به هدف اجتماعي- سياسي معين براساس نقشه معين است در حالي‌كه انقلاب به تغيير ناگهاني در هر نظام اجتماعي- سياسي منجر مي‌شود.<sup>5</sup> و مشروطه خواهان براي قانون قيام كردند. يعني هدف اصلي نهضت مشروطه محدود نمودن سلطنت در چهار چوب قانون بود كه در آن اعمال گسترده قدرت مطلق و خودكامه ناممكن باشد<sup>6</sup>، تا ساير آرمانهاي اجتماعي و سياسي به ويژه پيشرفت اقتصادي در رفاه اجتماعي و اعتبار ملي بدست آيد.<sup>7</sup>  
'''[[مشروطه]]''': اولین نهضت آزادی‌خواهی در ایران که منتهی به تشکیل قوه مقننه شد، از کلمه شارت[Charte] به معنای قانون اساسی و کلمه جارتا انگلیسی به معنای تضمین حقوق اساسی مردم گرفته شده و معادل کلمه کنستی توسیون[ Constitution] فرانسه به معنی حکومت قانونی<ref>تقی‌زاده سیدحسن، «لفظ مشروطه»، اطلاعات ماهانه، ش 5 مرداد 1333.</ref> و محدود کردن استبداد و ایجاد دموکراسی سیاسی می‌باشد که از طریق عثمانی وارد ایران شد<ref>ملائی‌توانی علیرضا، '''''مشروطه و جمهوری'''''، تهران: نشر گستره. 1381، ص 37.</ref>از همان ابتدا جدالهای بسیاری بر سر لفظ مشروطه وجود داشت و عده‌ای خواهان استعمال کنستی توسیون و عده‌ای دیگر به خصوص شاه و درباریان و عده‌ای از روحانیون خواهان لفظ مشروعه به جای آن بودند<ref>تقی‌زاده، همان. صدر محسن، '''''خاطرات صدرالاشراف'''''، تهران: انتشارات وحید، 1364، ص 176. هم‌چنین، فرزاد جهان‌بین، «بررسی علل اختلافات علمای مشروطه‌خواه در خیال مشروطه و مفاهیم مرتبط با آن»، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، سال 10 شماره 38، تابستان 85، صص82-57.</ref> و بعدها با تلاش همین گروه لفظ مشروعه به مشروطه الحاق شد و ماده‌ای مبنی بر نظارت پنج تن از مجتهدین جامع الشرایط بر قانون اساسی در قانون گنجانده شد<ref>صدر، '''''خاطرات صدرالاشراف''''' 176- 175.</ref>. اطلاق نهضت به مشروطه نیز یه این دلیل است که نهضت جنبش و یا حرکتی منظم و با دوام برای رسیدن به هدف اجتماعی- سیاسی معین براساس نقشه معین است در حالی‌که انقلاب به تغییر ناگهانی در هر نظام اجتماعی- سیاسی منجر می‌شود<ref>روشه ‌گی، '''''تغییرات اجتماعی'''''، ترجمة منصور وثوقی، تهران: نشرنی 1376، صص 83- 82.</ref>و مشروطه خواهان برای قانون قیام کردند. یعنی هدف اصلی نهضت مشروطه محدود نمودن سلطنت در چهار چوب قانون بود که در آن اعمال گسترده قدرت مطلق و خودکامه ناممکن باشد<ref>ملائی‌توانی، همان، ص 27.</ref>، تا سایر آرمانهای اجتماعی و سیاسی به ویژه پیشرفت اقتصادی در رفاه اجتماعی و اعتبار ملی بدست آید<ref>  کاتوزیان محمدعلی همایون، '''''اقتصاد سیاسی ایران از مشروطه تا پایان سلسله پهلوی'''''، ترجمه کامبیز عزیزی و محمدرضا نفیسی، تهران: مرکز، 1371، ص 103.</ref>.


پيشينه تفكر مشروطه خواهي به اوايل سلسله قاجاريه كه دوره‌گذار از نظام گذشته به نظام جديد قانوني و دمكراتيك مي‌باشد برمي‌گردد و در ابتدا به صورت عدالت‌خواهي مطرح شد.<sup>8</sup> با توجه به شكستهاي نظامي و ضعف اقتصادي ايران و افزايش حضور دولتهاي خارجي در ايران اولين انديشه آزادي‌خواهي از طريق مسافران فرنگ وارد ايران شد و ميرزا صالح شيرازي در سفرنامه خود انگلستان را ولايت آزاد، مجلس عوام را مشورت خانه و نمايندگان را وكيل‌‌الرعايا معرفي مي‌كند و روشنفكراني چون فتحعلي آخوندزاده، محمدخان سبينكي، ميرزا يوسف‌خان مستشارالدوله، ملكم‌‌خان به معرفي حكومت قانون و مفهوم آزادي مي‌پرازند.<sup>9</sup> مسافرتهاي ناصرالدين شاه به فرنگ و تدوين رساله‌ قانون توسط ملكم خان بر او نيز زمينه‌هاي ذهني او را براي ايجاد نهادهاي مدني فراهم‌كرده و به ميرزا حسين خان سپهسالار دستور تشكيل مجلس وزرا با دارالشوراي كبراي دولتي را داد كه با حضور شش وزير و چند شاهزاده و اعيان و اشراف تشكيل شد و شاه طي دستخطي بخشي از اختيارات خود را به اين نهاد واگذار كرد.<sup>10</sup> اين مجلس بيشتر مجلس تشريفاتي و مجري دستورارت شاه بود.<sup>11</sup> به غير از اين مجلس با تاليفات و ترجمه‌هاي آثار غربي كه حاصل مسافرتهاي به فرنگ بود مفاهيمي چون حريت، نظام پارلماني، مشورت‌خانه وارد ادبيات سياسي ايران شد و آشنايي با اين مفاهيم و قانون مشروطه باعث شد تا فرمان تاسيس عدالتخانه از طرف مظفرالدين شاه چندان مورد توجه قرار نگيرد و مشروطه طلبان به دنبال تحصيل مشروطيت و برقراري قانون باشند. در واقع عدالت‌خواهي با قانون طلبي و انقلاب و آزادي در نظام مشروطه تجلي پيدا كرد و مشروطيت در كليت جامعه ايراني پديد آمد كه نه تنها متعلق و بر عليه هيچ گروه و يا طبقه‌اي نبود بلكه علي استبداد و خود كامگي حاكمان و سلطه قدرتهاي خارجي بود.<sup>12</sup>  
پیشینه تفکر مشروطه خواهی به اوایل سلسله قاجاریه که دوره‌گذار از نظام گذشته به نظام جدید قانونی و دمکراتیک می‌باشد برمی‌گردد و در ابتدا به صورت عدالت‌خواهی مطرح شد<ref>  تکمیل همایون ناصر «'''''از جنبش عدالت‌خواهی تا مشروطیت'''''»، در کتاب '''''مشروطه‌خواهی ایرانیان'''''، به کوشش ناصر تکمیل همایون تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1383، ص 22.</ref>با توجه به شکستهای نظامی و ضعف اقتصادی ایران و افزایش حضور دولتهای خارجی در ایران اولین اندیشه آزادی‌خواهی از طریق مسافران فرنگ وارد ایران شد و میرزا صالح شیرازی در سفرنامه خود انگلستان را ولایت آزاد، مجلس عوام را مشورت خانه و نمایندگان را وکیل‌‌الرعایا معرفی می‌کند و روشنفکرانی چون فتحعلی آخوندزاده، محمدخان سبینکی، میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله، ملکم‌‌خان به معرفی حکومت قانون و مفهوم آزادی می‌پرازند<ref>حائری عبدالهادی، '''''تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق'''''، تهران: امیرکبیر 1364، ص 12 و 30 به بعد.</ref>. مسافرتهای ناصرالدین شاه به فرنگ و تدوین رساله‌ قانون توسط ملکم خان بر او نیز زمینه‌های ذهنی او را برای ایجاد نهادهای مدنی فراهم‌کرده و به میرزا حسین خان سپهسالار دستور تشکیل مجلس وزرا با دارالشورای کبرای دولتی را داد که با حضور شش وزیر و چند شاهزاده و اعیان و اشراف تشکیل شد و شاه طی دستخطی بخشی از اختیارات خود را به این نهاد واگذار کرد<ref>اعتمادالسلطنه محمد حسین خان، '''''تاریخ منتظم ناصری'''''، تصحیح محمد اسماعیل رضوانی تهران: دنیای کتب 1367، ص 2018، محمد تقی دامغانی، '''''صد سال پیش از این'''''، تهران: شکسپیر، 2537، ص 73- 84.</ref>. این مجلس بیشتر مجلس تشریفاتی و مجری دستورارت شاه بود<ref>بامداد مهدی، '''''شرح رجال ایران'''''، تهران: زوار 1347، ج 2، ص 359.</ref>. به غیر از این مجلس با تالیفات و ترجمه‌های آثار غربی که حاصل مسافرتهای به فرنگ بود مفاهیمی چون حریت، نظام پارلمانی، مشورت‌خانه وارد ادبیات سیاسی ایران شد و آشنایی با این مفاهیم و قانون مشروطه باعث شد تا فرمان تاسیس عدالتخانه از طرف مظفرالدین شاه چندان مورد توجه قرار نگیرد و مشروطه طلبان به دنبال تحصیل مشروطیت و برقراری قانون باشند. در واقع عدالت‌خواهی با قانون طلبی و انقلاب و آزادی در نظام مشروطه تجلی پیدا کرد و مشروطیت در کلیت جامعه ایرانی پدید آمد که نه تنها متعلق و بر علیه هیچ گروه و یا طبقه‌ای نبود بلکه علی استبداد و خود کامگی حاکمان و سلطه قدرتهای خارجی بود<ref>تکمیل همایون، صص 19- 18و 28.</ref>.


عوامل و زمينه‌هاي نهضت را بايد در طول حكومت قاجار و وقايع و حوادث بين‌المللي جستجو كرد كه به اختصار مي‌توان آنها را اينگونه بيان كرد. دخالتهاي خارجي در ايران و شكست‌هاي نظامي در برابر روس و انگليس و رقابتهاي اين دو قدرت در ايران و زبوني پادشاهان ايران در مقابل آنها در حاليكه روسيه از ژاپن و انگلستان در سرزمين ترانسوال آفريقاي جنوبي شكست خوردند و در خود اين كشورها نيز حكومتهاي مشروطه داير شده بود، اعطاي امتيازات گسترده به اتباع و دولتهاي خارجي كه اين امتيازات اقتصاد ايران را در اختيار دولتهاي خارجي قرار مي‌داد و باعث مخالفت‌هاي در جامعه مي‌شد. از جمله مقاومت منفي مردم در جريان امتياز تنباكو به رهبري روحانيت كه باعث لغو اين امتياز شد. و يا اقدامات نوز بلژيكي در گمرك و ماليه باعث مخالفتهاي زيادي شد. اقدامات اصلاحي و روشنگرانه افرادي چون عباس ميرزا، اميركبير، سيدجمال‌الدين اسدآبادي، ميرزاحسين خان سپهسالار، ميرزا يوسف مشارالدوله، ميرزا صالح شيرازي، طالبوف تبريزي، ملكم خان و... اقدام مطبوعاتي مثل ثريا در قاهره و اختر در استانبول در نشر افكار آزادي خواهانه، اقدام ميرزا حسن رشديه در تاسيس مدارس نوين و تاسيس مدارس خارجي در ايران، فعاليت روحانيوني مثل طباطبايي، بهبهاني، شيخ احمد روحي، ميرزا آقاخان كرماني و ميرزا حسن خبيرالملك، ترور ناصرالدين شاه  بدست ميرزاي كرماني و سلطنت مظفرالدين شاه كه ضمن آشنايي با قانون خوي و خصلت آرامي داشت، روي كار آمدن امين‌الدوله و اقدامات او، اقدامات استبدادي عين‌الدوله صدراعظم و علاءالدوله حاكم تهران و اقدامات افرادي چون ملك المتكلمين و سيد جمال‌الدين واعظ در آگاهي دادن به مردم.<sup>13</sup>
عوامل و زمینه‌های نهضت را باید در طول حکومت قاجار و وقایع و حوادث بین‌المللی جستجو کرد که به اختصار می‌توان آنها را اینگونه بیان کرد. دخالتهای خارجی در ایران و شکست‌های نظامی در برابر روس و انگلیس و رقابتهای این دو قدرت در ایران و زبونی پادشاهان ایران در مقابل آنها در حالیکه روسیه از ژاپن و انگلستان در سرزمین ترانسوال آفریقای جنوبی شکست خوردند و در خود این کشورها نیز حکومتهای مشروطه دایر شده بود، اعطای امتیازات گسترده به اتباع و دولتهای خارجی که این امتیازات اقتصاد ایران را در اختیار دولتهای خارجی قرار می‌داد و باعث مخالفت‌های در جامعه می‌شد. از جمله مقاومت منفی مردم در جریان امتیاز تنباکو به رهبری روحانیت که باعث لغو این امتیاز شد. و یا اقدامات نوز بلژیکی در گمرک و مالیه باعث مخالفتهای زیادی شد. اقدامات اصلاحی و روشنگرانه افرادی چون عباس میرزا، امیرکبیر، سیدجمال‌الدین اسدآبادی، میرزاحسین خان سپهسالار، میرزا یوسف مشارالدوله، میرزا صالح شیرازی، طالبوف تبریزی، ملکم خان و... اقدام مطبوعاتی مثل ثریا در قاهره و اختر در استانبول در نشر افکار آزادی خواهانه، اقدام میرزا حسن رشدیه در تاسیس مدارس نوین و تاسیس مدارس خارجی در ایران، فعالیت روحانیونی مثل طباطبایی، بهبهانی، شیخ احمد روحی، میرزا آقاخان کرمانی و میرزا حسن خبیرالملک، ترور ناصرالدین شاه  بدست میرزای کرمانی و سلطنت مظفرالدین شاه که ضمن آشنایی با قانون خوی و خصلت آرامی داشت، روی کار آمدن امین‌الدوله و اقدامات او، اقدامات استبدادی عین‌الدوله صدراعظم و علاءالدوله حاکم تهران و اقدامات افرادی چون ملک المتکلمین و سید جمال‌الدین واعظ در آگاهی دادن به مردم<ref>کسروی احمد، '''''تاریخ مشروطه ایران'''''، تهران: امیرکبیر، 1373، صص 8- 47، هم‌چنین ملک‌زاده مهدی، '''''تاریخ انقلاب مشروطیت ایران'''''، تهران، علمی، 1362، صفحات متعدد، ناظم‌الاسلام کرمانی میرزامحمد، '''''تاریخ بیداری ایرانیان'''''، به کوشش علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1346، براون ادوارد، '''''انقلاب مشروطیت ایران'''''، ترجمه مهری قزوینی، تهران: امیرکبیر، 1376.</ref>.


جريان انقلاب: سفر مظفرالدين شاه به فرنگ و اقدامات علي‌اصغرخان اتابك اعظم در سركوب مردم باعث شد تا روحانيون او را تكفير كردند و شاه نيز در بازگشت او را عزل و عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله را به صدارت برداشت.<sup>14</sup> در اين ميان اقدام ركن‌الدوله حاكم كرمان باعث ايجاد شورشي شد كه عين‌الدوله محمدعلي ميرزا ظفرالسلطنه را براي سركوبي شورش فرستاد. امري كه باعث مخالفت انجمن مليون به رهبري بهبهاني و طباطبايي شد.<sup>15</sup> اما اقدام عين‌الدوله در ايجاد مانع بين مردم و شاه و سركوبي آزادي‌خواهان باعث اعتراض افرادي چون ملك المتكلمين و سيد جمال‌الدين واعظ اصفهاني در مسجد شاه شد كه عين‌الدوله آنها را پراكنده ساخته و مردم و علما و روحانيون به عبدالعظيم پناه برده و سفير عثماني را واسطه بين خود و شاه قرار دادند و درخواستهاي خود مبني بر اجراي قوانين اسلام، عزل مسيونوژ بلژيكي از گمركات، عزل علاءالدوله حاكم تهران و تاسيس عدالتخانه را به اطلاع شاه رساندند كه شاه با آنها به جز عزل نوز موافقت كرده و به مشيرالدوله دستور بازگرداندن روحانيون را داد.<sup>16</sup>ولي اقدام دوباره عين‌الدوله در توقيف روحانيون باعث اعتراضاتي شد و شاه را مجبور به صدور فرمان تاسيس عدالتخانه در ذي‌القعده 1323ه‍/1905م و عزل علاءالدوله حاكم تهران كرد.<sup>17</sup>  
جریان انقلاب: سفر مظفرالدین شاه به فرنگ و اقدامات علی‌اصغرخان اتابک اعظم در سرکوب مردم باعث شد تا روحانیون او را تکفیر کردند و شاه نیز در بازگشت او را عزل و عبدالمجید میرزا عین‌الدوله را به صدارت برداشت<ref>افشاری پرویز، '''''صدراعظم‌های سلسله قاجاریه'''''، تهران: وزارت خارجه 1373، ص 223 به بعد.</ref>. در این میان اقدام رکن‌الدوله حاکم کرمان باعث ایجاد شورشی شد که عین‌الدوله محمدعلی میرزا ظفرالسلطنه را برای سرکوبی شورش فرستاد. امری که باعث مخالفت انجمن ملیون به رهبری بهبهانی و طباطبایی شد<ref>کسروی، همان، ص 54- 52، حامد الگار، '''''نقش روحانیت در جنبش مشروطه'''''، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران: توس 1356، صص 339- 338.</ref>. اما اقدام عین‌الدوله در ایجاد مانع بین مردم و شاه و سرکوبی آزادی‌خواهان باعث اعتراض افرادی چون ملک المتکلمین و سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی در مسجد شاه شد که عین‌الدوله آنها را پراکنده ساخته و مردم و علما و روحانیون به عبدالعظیم پناه برده و سفیر عثمانی را واسطه بین خود و شاه قرار دادند و درخواستهای خود مبنی بر اجرای قوانین اسلام، عزل مسیونوژ بلژیکی از گمرکات، عزل علاءالدوله حاکم تهران و تاسیس عدالتخانه را به اطلاع شاه رساندند که شاه با آنها به جز عزل نوز موافقت کرده و به مشیرالدوله دستور بازگرداندن روحانیون را داد<ref>کسروی، ص 69- 67، آدمیت فریدون، '''''ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران'''''، تهران: پیام 355، صص ر156.</ref>. ولی اقدام دوباره عین‌الدوله در توقیف روحانیون باعث اعتراضاتی شد و شاه را مجبور به صدور فرمان تاسیس عدالتخانه در ذی‌القعده 1323ه‍/1905م و عزل علاءالدوله حاکم تهران کرد<ref>هدایت مهدی قلی، '''''خاطرات و خطرات'''''، تهران: زوار 1375، ص 141.</ref>.


با افزايش اعتراضات به اقدامات عين‌الدوله و در تظاهراتي دو نفر به نامهاي سيد حسن و سيد عبدالحميد كشته شدند و عده‌اي از علما و روحانيون در مسجد شاه اجتماع، عده‌اي به قم مهاجرت و گروهي از كسبه به اصناف نيز به سفارت انگلستان پناه بردند و درخواستهايي مبني بر بازگرداندن علما و روحانيون از قم. اعطاي فرمان امنيت عمومي، جلوگيري از توقيف و شكنجه، افتتاح عدالتخانه، قصاص قاتلان مردم و رفع موانع بازگشت تبعيد شدگان را توسط گرانت‌دف[3] كاردار انگلستان به اطلاع دولت رساندند كه عين‌الدوله مخالفت كرد.<sup>18</sup> ولي با افزايش شمار مشروطه و رسيدن تلگراف‌هايي از تبريز، اصفهان، شيراز و نجف در حمايت از مشروطه، افتتاح دارالشوراي ملي مهمترين خواست معترضان شد و شاه ضمن عزل عين‌الدوله، درخواستهاي معترضان را قبول و در 14 جمادي‌الثاني 1324/ 13 مرداد 1285/ 1906م فرمان مشروطيت را صادر نمود و سه روز بعد يعني 17 جمادي‌الثاني فرمان تكميلي ديگري صادر و كلمه ملت جاي طبقات و مجلس شوراي اسلامي به جاي مجلس شوراي ملي را گرفت و تاكيد شد كه در تنظيم قوانين و نظامنامه بايد قوانين اسلام مد نظر قرار گيرد.<sup>19</sup>
با افزایش اعتراضات به اقدامات عین‌الدوله و در تظاهراتی دو نفر به نامهای سید حسن و سید عبدالحمید کشته شدند و عده‌ای از علما و روحانیون در مسجد شاه اجتماع، عده‌ای به قم مهاجرت و گروهی از کسبه به اصناف نیز به سفارت انگلستان پناه بردند و درخواستهایی مبنی بر بازگرداندن علما و روحانیون از قم. اعطای فرمان امنیت عمومی، جلوگیری از توقیف و شکنجه، افتتاح عدالتخانه، قصاص قاتلان مردم و رفع موانع بازگشت تبعید شدگان را توسط گرانت‌دف[Gront Duff] کاردار انگلستان به اطلاع دولت رساندند که عین‌الدوله مخالفت کرد<ref>ناظم‌الاسلام کرمانی مجلد اول، ص 404 به بعد. ملک‌زاده، مجلد اول، ص 235- 382.</ref>.  ولی با افزایش شمار مشروطه و رسیدن تلگراف‌هایی از تبریز، اصفهان، شیراز و نجف در حمایت از مشروطه، افتتاح دارالشورای ملی مهمترین خواست معترضان شد و شاه ضمن عزل عین‌الدوله، درخواستهای معترضان را قبول و در 14 جمادی‌الثانی 1324/ 13 مرداد 1285/ 1906م فرمان مشروطیت را صادر نمود و سه روز بعد یعنی 17 جمادی‌الثانی فرمان تکمیلی دیگری صادر و کلمه ملت جای طبقات و مجلس شورای اسلامی به جای مجلس شورای ملی را گرفت و تاکید شد که در تنظیم قوانین و نظامنامه باید قوانین اسلام مد نظر قرار گیرد<ref>کسروی، ص 122- 120، هدایت، '''''خاطرات و خطرات'''''، ص 142- 141، ناظم‌‌الاسلام کرمانی، مجلد، اول ص 443.</ref>.


با امضاي نظام‌نامه انتخابات در 13 رجب 1324 توسط شاه، انتخابات تهران برگذار و مجلس با حضور 60 نفر مركب از شاهزادگان، علما و طلاب، بازرگان، مالكان، پيشه‌وران و اصناف در 18 شعبان 1326ه‍/ 1908م با حضور وزيران و نمايندگان سياسي خارجي و علما در كاخ گلستان رسماً افتتاح شد و صنيع‌‌الدوله به رياست و وثوق‌الدوله نايب رئيس اول و امين‌القرب نايب رئيس دوم انتخاب و مجلس كار خود را بعد از حضور نمايندگان شهرستانها آغاز كرد<sup>20</sup> و قانون اساسي مشروطه در پنجاه و يك ماده در 14 ذيقعده 1324 به امضاي شاه رسيد. قانون اساسي مشروطه شامل موادي چون تشكيل و وظايف مجلس و حدودو حقوق آن، چگونگي اظهار مطالب به مجلس، شرايط تشكيل مجلس سنا و چگونگي انحلال مجلس بود.<sup>21</sup> مهمترين اقدام مجلس اول را مي‌توان اخراج مستشاران بلژيكي از ايران و عدم وامخواهي از دول بيگانه دانست و تاسيس بانك هم با كشته شدن ارباب پرويز زرتشتي متوقف ماند.<sup>22</sup> با مرگ مظفرالدين شاه محمدعلي شاه در 14 ذي‌الحجه 1324 تاج‌گذاري كرد و با دعوت نكردن نمايندگان مجلس به مراسم تاج‌گذاري در صدد مخالفت با مشروطه و براندازي آن با كمك روسيه برآمد. مهمترين اقدام محمدعلي شاه در تثبيت مشروطه امضاي متمم قانون اساسي در 29 شعبان 1325 بود<sup>23</sup> كه در يكصد و هفت اصل به تصويب رسيد و شامل كلياتي در مورد مذهب و پرچم رسمي، حدود و ثغور ايران، مصونيت مال و جان اتباع بيگانه، قواي مملكت، اختيارات نمايندگان مجلس، حقوق سلطنت، اختيارات شاه و هيات وزيران، قوه قضائيه، انجمنهاي ايالتي و ولايتي و طرز انتخاب نمايندگان آن، مالياتها و تشكيل ديوان محاسبات، قشون و ... بود و اصل دوم آن تاكيد داشت پنج نفر از مجتهدين جامع‌الشرايط بر قانون اساسي نظارت نمايند.<sup>24</sup>  
با امضای نظام‌نامه انتخابات در 13 رجب 1324 توسط شاه، انتخابات تهران برگذار و مجلس با حضور 60 نفر مرکب از شاهزادگان، علما و طلاب، بازرگان، مالکان، پیشه‌وران و اصناف در 18 شعبان 1326ه‍/ 1908م با حضور وزیران و نمایندگان سیاسی خارجی و علما در کاخ گلستان رسماً افتتاح شد و صنیع‌‌الدوله به ریاست و وثوق‌الدوله نایب رئیس اول و امین‌القرب نایب رئیس دوم انتخاب و مجلس کار خود را بعد از حضور نمایندگان شهرستانها آغاز کرد <ref>مروارید یوش، '''''ادوار مجلس قانونگذاری در دوران مشروطیت'''''، تهران: اوحدی 1377، ج1، 89- 85.</ref> و قانون اساسی مشروطه در پنجاه و یک ماده در 14 ذیقعده 1324 به امضای شاه رسید. قانون اساسی مشروطه شامل موادی چون تشکیل و وظایف مجلس و حدودو حقوق آن، چگونگی اظهار مطالب به مجلس، شرایط تشکیل مجلس سنا و چگونگی انحلال مجلس بود<ref>ناظم‌الاسلام کرمانی، مجلد اول، ص 32- 48. هدایت مهدی قلی‌خان، '''''طلوع مشروطیت'''''، به کوشش امیر اسماعیل، تهران: جام 1363، ص 29- 31.</ref>. مهمترین اقدام مجلس اول را می‌توان اخراج مستشاران بلژیکی از ایران و عدم وامخواهی از دول بیگانه دانست و تاسیس بانک هم با کشته شدن ارباب پرویز زرتشتی متوقف ماند<ref>مروارید، ص 192- 197، ملک‌زاده، 402 به بعد ناظم‌الاسلام کرمانی مجلد دوم، 14- 85.</ref>با مرگ مظفرالدین شاه محمدعلی شاه در 14 ذی‌الحجه 1324 تاج‌گذاری کرد و با دعوت نکردن نمایندگان مجلس به مراسم تاج‌گذاری در صدد مخالفت با مشروطه و براندازی آن با کمک روسیه برآمد. مهمترین اقدام محمدعلی شاه در تثبیت مشروطه امضای متمم قانون اساسی در 29 شعبان 1325 بود <ref>نوایی عبدالحسین «قانون اساسی ایران و متمم آن چگونه تدوین شده»، مجله یادگار، شماره 5، جلد چهار بهمن 1326، ناظم‌الاسلام کرمانی ص 85.</ref> که در یکصد و هفت اصل به تصویب رسید و شامل کلیاتی در مورد مذهب و پرچم رسمی، حدود و ثغور ایران، مصونیت مال و جان اتباع بیگانه، قوای مملکت، اختیارات نمایندگان مجلس، حقوق سلطنت، اختیارات شاه و هیات وزیران، قوه قضائیه، انجمنهای ایالتی و ولایتی و طرز انتخاب نمایندگان آن، مالیاتها و تشکیل دیوان محاسبات، قشون و ... بود و اصل دوم آن تاکید داشت پنج نفر از مجتهدین جامع‌الشرایط بر قانون اساسی نظارت نمایند<ref>صدر، '''''خاطرات صدرالاشراف'''''، ص 176، ناظم‌الاسلام کرمانی مجلد دوم ص32- 56. ایرانشهر، نشریه کمسیون ملی یونسکو در ایران، نشریه شماره 22، جلد دوم، ص 1018- 1020.</ref>.


با اقدامات محمدعلي شاه اختلافات بين مشروطه خواهان و مستبدين زيادتر شد و روزنامه‌هايي چون صور اسرافيل به مديريت جهانگيرخان شيرازي، مساوات به مديريت سيد محمدرضاي شيرازي، روح‌القدس به مديريت سلطان‌العلما نقش مهمي در بسيج مردم عليه شاه داشتند و كميته انقلاب ملي كه توسط افرادي چون ملك‌المتكلمين، سيدجمال‌الدين واعظ، صوراسرافيل، مساوات، تقي‌‌زاده و ... تشكيل شده بود به دفاع از مشروطه برخاست.<sup>25</sup> محمدعلي شاه با مشاهده حمايت علماي نجف از جمله ملاكاظم خراساني، ميرزا آقا حسين تهراني و حاج شيخ‌عبدالله مازندراني در ابتدا با قرار دادن عضدالملك به عنوان واسطه درخواستهاي مشروطه خواهان در مورد تبعيد امير بهادر جنگ، مجدالدوله، شاپشال روسي و ... را قبول نمود<sup>26</sup> ولي با رد درخواست شاه در مورد افزايش اختيارات خود توسط مجلس در 22 جمادي‌الاول 1326 به نيروهاي قزاق به رهبري لياخوف روسي[4] دستور به توپ بستن مجلس را داد و مشروطه طلبان عليرغم مقاومت زياد شكست خورد و عده‌ زيادي دستگير شدند كه از ميان آنها و طباطبايي به خراسان، بهبهاني به كربلا تبعيد و صوراسرافيل، ملك‌المتكليمن، سلطان العلماي خراساني و سيد جمال‌الدين واعظ كشته و عده‌اي چون دهخدا، تقي‌زاده، دولت‌آبادي و ... به سفارتخانه‌هاي خارجي پناه بردند.<sup>27</sup>  
با اقدامات محمدعلی شاه اختلافات بین مشروطه خواهان و مستبدین زیادتر شد و روزنامه‌هایی چون صور اسرافیل به مدیریت جهانگیرخان شیرازی، مساوات به مدیریت سید محمدرضای شیرازی، روح‌القدس به مدیریت سلطان‌العلما نقش مهمی در بسیج مردم علیه شاه داشتند و کمیته انقلاب ملی که توسط افرادی چون ملک‌المتکلمین، سیدجمال‌الدین واعظ، صوراسرافیل، مساوات، تقی‌‌زاده و ... تشکیل شده بود به دفاع از مشروطه برخاست<ref>ناظم‌الاسلام کرمانی مجلد دوم، ص 87 به بعد. ملک‌زاده مجلد اول ص 419- 415.</ref>. محمدعلی شاه با مشاهده حمایت علمای نجف از جمله ملاکاظم خراسانی، میرزا آقا حسین تهرانی و حاج شیخ‌عبدالله مازندرانی در ابتدا با قرار دادن عضدالملک به عنوان واسطه درخواستهای مشروطه خواهان در مورد تبعید امیر بهادر جنگ، مجدالدوله، شاپشال روسی و ... را قبول نمود <ref>هدایت، '''''طلوع مشروطیت'''''، ص 57 به بعد.</ref>ولی با رد درخواست شاه در مورد افزایش اختیارات خود توسط مجلس در 22 جمادی‌الاول 1326 به نیروهای قزاق به رهبری لیاخوف روسی[ Colonel Liokhov] دستور به توپ بستن مجلس را داد و مشروطه طلبان علیرغم مقاومت زیاد شکست خورد و عده‌ زیادی دستگیر شدند که از میان آنها و طباطبایی به خراسان، بهبهانی به کربلا تبعید و صوراسرافیل، ملک‌المتکلیمن، سلطان العلمای خراسانی و سید جمال‌الدین واعظ کشته و عده‌ای چون دهخدا، تقی‌زاده، دولت‌آبادی و ... به سفارتخانه‌های خارجی پناه بردند<ref>کسروی، ص 635 به بعد، '''''خاطرات صدرالاشراف'''''، ص 178- 192. ناظم‌الاسلام، ص 160- 164.</ref>


با اين اقدام شمار مخالفت‌ها و مقاومت‌ها در شهرهاي ديگر از جمله تبريز شروع شد و مشروطه خواهان تبريز به رهبري ستارخان و باقرخان با كمك دموكراتهاي قفقاز عليرغم محاصره گسترده تبريز توسط عين‌الدوله مقاومت كرد و شاه در 8 ربيع‌الاول 1327 مجبور به صدور دستخط استقرار مشروطيت شد.<sup>28</sup> ولي مجاهدين بختياري به رهبري سردار اسعد بختيار و مجاهدين گيلاني به رهبري محمدولي خان نصرالسلطنه سپهدار ويفرم خان و مجاهدين تبريز به رهبري ستارخان و باقرخان راهي تهران شد. در 27 جمادي‌الثاني 1327/ 25 تيرماه 1288/ 1909م وارد تهران شدند و محمدعلي شاه به سفارت روس پناه برد.<sup>29</sup>  
با این اقدام شمار مخالفت‌ها و مقاومت‌ها در شهرهای دیگر از جمله تبریز شروع شد و مشروطه خواهان تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان با کمک دموکراتهای قفقاز علیرغم محاصره گسترده تبریز توسط عین‌الدوله مقاومت کرد و شاه در 8 ربیع‌الاول 1327 مجبور به صدور دستخط استقرار مشروطیت شد<ref>ناظم‌الاسلام کرمانی، مجلد دوم، 403- 402.</ref>. ولی مجاهدین بختیاری به رهبری سردار اسعد بختیار و مجاهدین گیلانی به رهبری محمدولی خان نصرالسلطنه سپهدار ویفرم خان و مجاهدین تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان راهی تهران شد. در 27 جمادی‌الثانی 1327/ 25 تیرماه 1288/ 1909م وارد تهران شدند و محمدعلی شاه به سفارت روس پناه برد<ref>هدایت، '''''طلوع مشروطیت'''''، ص 103- 101، ملک‌زاده، ص مجلد سوم، ص 1236- 1171، ناظم‌الاسلام کرمانی، ص 494.</ref>.


با فتح تهران اجتماع بزرگي از مليون و سران مشروطه در بهارستان تشكيل و براي اداره امور 22 نفر برگزيده شدند و احمدشاه با نيابت عضدالملك به قدرت رسيد.<sup>30</sup> انتخابات مجلس هم طبق طرح انجمن ايالتي آذربايجان در جمادي‌الثاني 1327ه‍ 1909م در سراسر كشور تشكيل و با انتخاب نمايندگان تهران در اول ذيقعده 1327ه‍ 1909م مجلس دوم افتتاح شد و مستشارالدوله به رياست مجلس انتخاب شد.<sup>31</sup>  تركيب مجلس مركب از انقلابيون(دموكرات عاميون) و اعتداليون (اجتماعيون عاميون)، حزب انفاق و ترقي و مستقل‌ها بود كه با افزايش اختلافات ترورها هم آغاز و سيد عبدالله بهبهاني از اعتداليون و عليمحمدخان تربيت و سيد عبدالرزاق از دموكراتها كشته و تقي‌زاده مجبور به ترك وطن گرديد.<sup>32</sup>
با فتح تهران اجتماع بزرگی از ملیون و سران مشروطه در بهارستان تشکیل و برای اداره امور 22 نفر برگزیده شدند و احمدشاه با نیابت عضدالملک به قدرت رسید<ref>ناظم‌الاسلام کرمانی، مجلد دوم، ص 494- 495، هدایت، ص 103.</ref>. انتخابات مجلس هم طبق طرح انجمن ایالتی آذربایجان در جمادی‌الثانی 1327ه‍ 1909م در سراسر کشور تشکیل و با انتخاب نمایندگان تهران در اول ذیقعده 1327ه‍ 1909م مجلس دوم افتتاح شد و مستشارالدوله به ریاست مجلس انتخاب شد<ref>مروارید، 89- 85، ملک‌زاده، مجلد سوم، 1287- 1301.</ref>.  


با تصويب قانون منع حمل اسلحه در 26 رجب 1328ه‍ 1910م سردار اسعد ويفرم خان به خلع‌السلاح مجاهدين پرداختند كه منتهي به ماجراي پارك اتابك و زخمي شدن ستارخان گرديد.<sup>33</sup> در اين اوضاع آشفته محمدعلي شاه هم وارد دشت گرگان شد و همزمان با سالارالدوله و شعاع‌السلطنه حملات خود را عليه مشروطه طلبان شروع كرد كه نيروهاي دولتي به رهبري سران بختياري ويفرم خان و معزالسلطان آنها را شكت دادند.<sup>34</sup> مجلس دوم براي حل مشكل مالي بعد از آشوبها، مورگان شوستر آمريكايي را استخدام كرد كه با مخالفت روسها مواجه شده و با اولتيماتيومي خواستار اخراج او شدند و حتي نيروهاي خود را وارد مناطق شمالي كرد، مجلس در مقابل اين اولتيماتيوم مقاومت كرد اما ناصرالملك با قبول التيماتيوم مجلس را منحل و روساي حزب دمكرات و جمعي از اعتداليون را به قم تبعيد كرد و يك دوره ركود سه ساله مشروطه آغاز شد<sup>35</sup> و تا به سن قانوني رسيدن احمد شاه در 27 شعبان 1332ه‍ 1914م ادامه يافت. البته ناصرالملك تحت فشار افكار عمومي و احزاب به خصوص انجمن ايالتي تبريز فرمان انتخابات دوره سوم مجلس را صادر كرد و مجلس سوم در 16 محرم 1333/ 3 آذر 1293ش 1915م به وسيله احمد شاه افتتاح شد و نمايندگان آن تركيبي از 31 دمكرات، 29 اعتدالي 14 علميه و 20 نفر بي‌طرف بودند.<sup>36</sup> مجلس سوم در طول حيات خود گرفتار مسائل جنگ جهاني اول، مهاجرت به قم و كرمانشاه، تشكيل دولت ملي و نفت جنوب و كميته مجازات و ... بود.<sup>37</sup> ولي در كل جنگ‌هاي جهاني اول و مسائل آن باعث انحلال مجلس سوم شد، مساله‌اي كه در نظر عده‌اي به معناي پايان دوران مشروطيت عنوان شده است.<sup>38</sup> اما انحلال مجلس سوم ضربه سختي به مشروطيت بود نه پايان آن چون در مجالس بعدي حيات ملي با حضور نمايندگان برجسته‌اي چون آيت‌الله مدرس و دكتر مصدق و عده‌اي ديگر ادامه پيدا كرد و ثمره اين حيات در مجلس چهاردهم و شانزدهم با ملي شدن صنعت نفت نمود پيدا كرد.<sup>39</sup> مهمترين حوادث و وقايع مجالس چهارم وپنجم كودتاي سال 1299، قرارداد 1919، قيامهاي خياباني و پسيان و ميرزاكوچك خان جنگلي، جموري‌خواهي رضاخان مساله نفت و در نهايت انقراض قاجار و تشكيل سلسله پهلوي (آبان 1304/ ربيع‌الثاني 1344) بود كه با تشكيل سلسله پهلوي دوره جديدي در حيات تاريخ ايران آغاز شد.<sup>40</sup>
ترکیب مجلس مرکب از انقلابیون(دموکرات عامیون) و اعتدالیون (اجتماعیون عامیون)، حزب انفاق و ترقی و مستقل‌ها بود که با افزایش اختلافات ترورها هم آغاز و سید عبدالله بهبهانی از اعتدالیون و علیمحمدخان تربیت و سید عبدالرزاق از دموکراتها کشته و تقی‌زاده مجبور به ترک وطن گردید<ref>اتحادیه منصوره، '''''پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت'''''، تهران: گستره 1361، صص 221 به بعد.</ref>.  


با تصویب قانون منع حمل اسلحه در 26 رجب 1328ه‍ 1910م سردار اسعد ویفرم خان به خلع‌السلاح مجاهدین پرداختند که منتهی به ماجرای پارک اتابک و زخمی شدن ستارخان گردید<ref>شمیم علی اصغر، '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''، تهران: مدبر، 1379، ص 541.</ref>. در این اوضاع آشفته محمدعلی شاه هم وارد دشت گرگان شد و همزمان با سالارالدوله و شعاع‌السلطنه حملات خود را علیه مشروطه طلبان شروع کرد که نیروهای دولتی به رهبری سران بختیاری ویفرم خان و معزالسلطان آنها را شکت دادند<ref>ملک‌زاده، همان، جلد 6- 5› صص 79- 1378، کاظم‌زاده، '''''روس و انگلیس در ایران'''''، ترجمه منوچهر امیری، تهران: انقلاب اسلامی، 1371.</ref>.  مجلس دوم برای حل مشکل مالی بعد از آشوبها، مورگان شوستر آمریکایی را استخدام کرد که با مخالفت روسها مواجه شده و با اولتیماتیومی خواستار اخراج او شدند و حتی نیروهای خود را وارد مناطق شمالی کرد، مجلس در مقابل این اولتیماتیوم مقاومت کرد اما ناصرالملک با قبول التیماتیوم مجلس را منحل و روسای حزب دمکرات و جمعی از اعتدالیون را به قم تبعید کرد و یک دوره رکود سه ساله مشروطه آغاز شد <ref>اتحادیه، پیدایش و تحول ...، ص 326- 333، دهخوارقانی، '''''وقایع ناصر و توضیح مرام'''''، با مقدمه علی سیاهپوش تهران: دنیا، 2536، صفحات متعدد.</ref> و تا به سن قانونی رسیدن احمد شاه در 27 شعبان 1332ه‍ 1914م ادامه یافت. البته ناصرالملک تحت فشار افکار عمومی و احزاب به خصوص انجمن ایالتی تبریز فرمان انتخابات دوره سوم مجلس را صادر کرد و مجلس سوم در 16 محرم 1333/ 3 آذر 1293ش 1915م به وسیله احمد شاه افتتاح شد و نمایندگان آن ترکیبی از 31 دمکرات، 29 اعتدالی 14 علمیه و 20 نفر بی‌طرف بودند<ref>اتحادیه منصوره، '''''احزاب سیاسی در مجلس سوم'''''، تهران: نشر تاریخ ایران، 1371، صص 70 به بعد.</ref> .مجلس سوم در طول حیات خود گرفتار مسائل جنگ جهانی اول، مهاجرت به قم و کرمانشاه، تشکیل دولت ملی و نفت جنوب و کمیته مجازات و ... بود<ref>'''''خاطرات صدرالاشراف'''''، ص 222- 228، مروارید، 288- 291 و 311.</ref>. ولی در کل جنگ‌های جهانی اول و مسائل آن باعث انحلال مجلس سوم شد، مساله‌ای که در نظر عده‌ای به معنای پایان دوران مشروطیت عنوان شده است<ref>اتحادیه منصوره، '''''احزاب سیاسی دوره مشروطیت'''''، چاپ شده در کنار انقلاب مشروطیت (مقاله دانشنامه ایرانیکا)، ترجمه پیمان متین، تهران: امیرکبیر، 1383، ص 139.</ref>. اما انحلال مجلس سوم ضربه سختی به مشروطیت بود نه پایان آن چون در مجالس بعدی حیات ملی با حضور نمایندگان برجسته‌ای چون آیت‌الله مدرس و دکتر مصدق و عده‌ای دیگر ادامه پیدا کرد و ثمره این حیات در مجلس چهاردهم و شانزدهم با ملی شدن صنعت نفت نمود پیدا کرد<ref>تکمیل همایون، '''''مقدمه‌ای بر کتاب انقلاب مشروطه'''''، پیشین، ص 45.</ref>. مهمترین حوادث و وقایع مجالس چهارم وپنجم کودتای سال 1299، قرارداد 1919، قیامهای خیابانی و پسیان و میرزاکوچک خان جنگلی، جموری‌خواهی رضاخان مساله نفت و در نهایت انقراض قاجار و تشکیل سلسله پهلوی (آبان 1304/ ربیع‌الثانی 1344) بود که با تشکیل سلسله پهلوی دوره جدیدی در حیات تاریخ ایران آغاز شد<ref>هدایت، '''''طلوع مشروطیت'''''، ص 210- 245 و خاطرات و خطرات، ص 311- 309 و 349- 360 هم‌چنین آبادیان، حسین، '''''بحران مشروطیت در ایران'''''، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1383، ص 46 به بعد.  </ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''''مآخذ'''''
== مآخذ ==
 
1-    تقي‌زاده سيدحسن، «لفظ مشروطه»، اطلاعات ماهانه، ش 5 مرداد 1333.
 
2-    ملائي‌تواني عليرضا، '''''مشروطه و جمهوري'''''، تهران: نشر گستره. 1381، ص 37.
 
3-    تقي‌زاده، همان. صدر محسن، '''''خاطرات صدرالاشراف'''''، تهران: انتشارات وحيد، 1364، ص 176. هم‌چنين، فرزاد جهان‌بين، «بررسي علل اختلافات علماي مشروطه‌خواه در خيال مشروطه و مفاهيم مرتبط با آن»، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، سال 10 شماره 38، تابستان 85، صص82-57.
 
4-    صدر، '''''خاطرات صدرالاشراف''''' 176- 175.
 
5-    روشه ‌گي، '''''تغييرات اجتماعي'''''، ترجمة منصور وثوقي، تهران: نشرني 1376، صص 83- 82.
 
6-    ملائي‌تواني، همان، ص 27.
 
7-    كاتوزيان محمدعلي همايون، '''''اقتصاد سياسي ايران از مشروطه تا پايان سلسله پهلوي'''''، ترجمه كامبيز عزيزي و محمدرضا نفيسي، تهران: مركز، 1371، ص 103.
 
8-    تكميل همايون ناصر «'''''از جنبش عدالت‌خواهي تا مشروطيت'''''»، در كتاب '''''مشروطه‌خواهي ايرانيان'''''، به كوشش ناصر تكميل همايون تهران: مركز بازشناسي اسلام و ايران، 1383، ص 22.
 
9-    حائري عبدالهادي، '''''تشيع و مشروطيت در ايران و نقش ايرانيان مقيم عراق'''''، تهران: اميركبير 1364، ص 12 و 30 به بعد.
 
10-  اعتمادالسلطنه محمد حسين خان، '''''تاريخ منتظم ناصري'''''، تصحيح محمد اسماعيل رضواني تهران: دنياي كتب 1367، ص 2018، محمد تقي دامغاني، '''''صد سال پيش از اين'''''، تهران: شكسپير، 2537، ص 73- 84.
 
11-  بامداد مهدي، '''''شرح رجال ايران'''''، تهران: زوار 1347، ج 2، ص 359.
 
12-  تكميل همايون، صص 19- 18و 28.
 
13-  كسروي احمد، '''''تاريخ مشروطه ايران'''''، تهران: اميركبير، 1373، صص 8- 47، هم‌چنين ملك‌زاده مهدي، '''''تاريخ انقلاب مشروطيت ايران'''''، تهران، علمي، 1362، صفحات متعدد، ناظم‌الاسلام كرماني ميرزامحمد، '''''تاريخ بيداري ايرانيان'''''، به كوشش علي اكبر سعيدي سيرجاني، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1346، براون ادوارد، '''''انقلاب مشروطيت ايران'''''، ترجمه مهري قزويني، تهران: اميركبير، 1376.
 
14-  افشاري پرويز، '''''صدراعظم‌هاي سلسله قاجاريه'''''، تهران: وزارت خارجه 1373، ص 223 به بعد.
 
15-  كسروي، همان، ص 54- 52، حامد الگار، '''''نقش روحانيت در جنبش مشروطه'''''، ترجمه ابوالقاسم سري، تهران: توس 1356، صص 339- 338.
 
16-  كسروي، ص 69- 67، آدميت فريدون، '''''ايدئولوژي نهضت مشروطيت ايران'''''، تهران: پيام 355، صص ر156.
 
17-  هدايت مهدي قلي، '''''خاطرات و خطرات'''''، تهران: زوار 1375، ص 141.
 
18-  ناظم‌الاسلام كرماني مجلد اول، ص 404 به بعد. ملك‌زاده، مجلد اول، ص 235- 382.
 
19-  كسروي، ص 122- 120، هدايت، '''''خاطرات و خطرات'''''، ص 142- 141، ناظم‌‌الاسلام كرماني، مجلد، اول ص 443.
 
20-  مرواريد يوش، '''''ادوار مجلس قانونگذاري در دوران مشروطيت'''''، تهران: اوحدي 1377، ج1، 89- 85.
 
21-  ناظم‌الاسلام كرماني، مجلد اول، ص 32- 48. هدايت مهدي قلي‌خان، '''''طلوع مشروطيت'''''، به كوشش امير اسماعيل، تهران: جام 1363، ص 29- 31.
 
22-  مرواريد، ص 192- 197، ملك‌زاده، 402 به بعد ناظم‌الاسلام كرماني مجلد دوم، 14- 85.
 
23-  نوايي عبدالحسين «قانون اساسي ايران و متمم آن چگونه تدوين شده»، مجله يادگار، شماره 5، جلد چهار بهمن 1326، ناظم‌الاسلام كرماني ص 85.
 
24-  صدر، '''''خاطرات صدرالاشراف'''''، ص 176، ناظم‌الاسلام كرماني مجلد دوم ص32- 56. ايرانشهر، نشريه كمسيون ملي يونسكو در ايران، نشريه شماره 22، جلد دوم، ص 1018- 1020.
 
25-  ناظم‌الاسلام كرماني مجلد دوم، ص 87 به بعد. ملك‌زاده مجلد اول ص 419- 415.
 
26-  هدايت، '''''طلوع مشروطيت'''''، ص 57 به بعد.
 
27-  كسروي، ص 635 به بعد، '''''خاطرات صدرالاشراف'''''، ص 178- 192. ناظم‌الاسلام، ص 160- 164.
 
28-  ناظم‌الاسلام كرماني، مجلد دوم، 403- 402.
 
29-  هدايت، '''''طلوع مشروطيت'''''، ص 103- 101، ملك‌زاده، ص مجلد سوم، ص 1236- 1171، ناظم‌الاسلام كرماني، ص 494.
 
30-  ناظم‌الاسلام كرماني، مجلد دوم، ص 494- 495، هدايت، ص 103.
 
31-  مرواريد، 89- 85، ملك‌زاده، مجلد سوم، 1287- 1301.
 
32-  اتحاديه منصوره، '''''پيدايش و تحول احزاب سياسي مشروطيت'''''، تهران: گستره 1361، صص 221 به بعد.
 
33-  شميم علي اصغر، '''''ايران در دوره سلطنت قاجار'''''، تهران: مدبر، 1379، ص 541.
 
34-  ملك‌زاده، همان، جلد 6- 5› صص 79- 1378، كاظم‌زاده، '''''روس و انگليس در ايران'''''، ترجمه منوچهر اميري، تهران: انقلاب اسلامي، 1371.
 
35-  اتحاديه، پيدايش و تحول ...، ص 326- 333، دهخوارقاني، '''''وقايع ناصر و توضيح مرام'''''، با مقدمه علي سياهپوش تهران: دنيا، 2536، صفحات متعدد.
 
36-  اتحاديه منصوره، '''''احزاب سياسي در مجلس سوم'''''، تهران: نشر تاريخ ايران، 1371، صص 70 به بعد.
 
37-  '''''خاطرات صدرالاشراف'''''، ص 222- 228، مرواريد، 288- 291 و 311.
 
38-  اتحاديه منصوره، '''''احزاب سياسي دوره مشروطيت'''''، چاپ شده در كنار انقلاب مشروطيت (مقاله دانشنامه ايرانيكا)، ترجمه پيمان متين، تهران: اميركبير، 1383، ص 139.
 
39-  تكميل همايون، '''''مقدمه‌اي بر كتاب انقلاب مشروطه'''''، پيشين، ص 45.
 
40-  هدايت، '''''طلوع مشروطيت'''''، ص 210- 245 و خاطرات و خطرات، ص 311- 309 و 349- 360 هم‌چنين آباديان، حسين، '''''بحران مشروطيت در ايران'''''، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، 1383، ص 46 به بعد. 


== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران


== نویسنده مقاله ==
اکبر قاسمی
اکبر قاسمی
----[1] - Charte
[2] - Constitution
[3]- Gront Duff
[4] - Colonel Liokhov

نسخهٔ ‏۴ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۴۷

مشروطه: اولین نهضت آزادی‌خواهی در ایران که منتهی به تشکیل قوه مقننه شد، از کلمه شارت[Charte] به معنای قانون اساسی و کلمه جارتا انگلیسی به معنای تضمین حقوق اساسی مردم گرفته شده و معادل کلمه کنستی توسیون[ Constitution] فرانسه به معنی حکومت قانونی[۱] و محدود کردن استبداد و ایجاد دموکراسی سیاسی می‌باشد که از طریق عثمانی وارد ایران شد[۲]. از همان ابتدا جدالهای بسیاری بر سر لفظ مشروطه وجود داشت و عده‌ای خواهان استعمال کنستی توسیون و عده‌ای دیگر به خصوص شاه و درباریان و عده‌ای از روحانیون خواهان لفظ مشروعه به جای آن بودند[۳] و بعدها با تلاش همین گروه لفظ مشروعه به مشروطه الحاق شد و ماده‌ای مبنی بر نظارت پنج تن از مجتهدین جامع الشرایط بر قانون اساسی در قانون گنجانده شد[۴]. اطلاق نهضت به مشروطه نیز یه این دلیل است که نهضت جنبش و یا حرکتی منظم و با دوام برای رسیدن به هدف اجتماعی- سیاسی معین براساس نقشه معین است در حالی‌که انقلاب به تغییر ناگهانی در هر نظام اجتماعی- سیاسی منجر می‌شود[۵]. و مشروطه خواهان برای قانون قیام کردند. یعنی هدف اصلی نهضت مشروطه محدود نمودن سلطنت در چهار چوب قانون بود که در آن اعمال گسترده قدرت مطلق و خودکامه ناممکن باشد[۶]، تا سایر آرمانهای اجتماعی و سیاسی به ویژه پیشرفت اقتصادی در رفاه اجتماعی و اعتبار ملی بدست آید[۷].

پیشینه تفکر مشروطه خواهی به اوایل سلسله قاجاریه که دوره‌گذار از نظام گذشته به نظام جدید قانونی و دمکراتیک می‌باشد برمی‌گردد و در ابتدا به صورت عدالت‌خواهی مطرح شد[۸]. با توجه به شکستهای نظامی و ضعف اقتصادی ایران و افزایش حضور دولتهای خارجی در ایران اولین اندیشه آزادی‌خواهی از طریق مسافران فرنگ وارد ایران شد و میرزا صالح شیرازی در سفرنامه خود انگلستان را ولایت آزاد، مجلس عوام را مشورت خانه و نمایندگان را وکیل‌‌الرعایا معرفی می‌کند و روشنفکرانی چون فتحعلی آخوندزاده، محمدخان سبینکی، میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله، ملکم‌‌خان به معرفی حکومت قانون و مفهوم آزادی می‌پرازند[۹]. مسافرتهای ناصرالدین شاه به فرنگ و تدوین رساله‌ قانون توسط ملکم خان بر او نیز زمینه‌های ذهنی او را برای ایجاد نهادهای مدنی فراهم‌کرده و به میرزا حسین خان سپهسالار دستور تشکیل مجلس وزرا با دارالشورای کبرای دولتی را داد که با حضور شش وزیر و چند شاهزاده و اعیان و اشراف تشکیل شد و شاه طی دستخطی بخشی از اختیارات خود را به این نهاد واگذار کرد[۱۰]. این مجلس بیشتر مجلس تشریفاتی و مجری دستورارت شاه بود[۱۱]. به غیر از این مجلس با تالیفات و ترجمه‌های آثار غربی که حاصل مسافرتهای به فرنگ بود مفاهیمی چون حریت، نظام پارلمانی، مشورت‌خانه وارد ادبیات سیاسی ایران شد و آشنایی با این مفاهیم و قانون مشروطه باعث شد تا فرمان تاسیس عدالتخانه از طرف مظفرالدین شاه چندان مورد توجه قرار نگیرد و مشروطه طلبان به دنبال تحصیل مشروطیت و برقراری قانون باشند. در واقع عدالت‌خواهی با قانون طلبی و انقلاب و آزادی در نظام مشروطه تجلی پیدا کرد و مشروطیت در کلیت جامعه ایرانی پدید آمد که نه تنها متعلق و بر علیه هیچ گروه و یا طبقه‌ای نبود بلکه علی استبداد و خود کامگی حاکمان و سلطه قدرتهای خارجی بود[۱۲].

عوامل و زمینه‌های نهضت را باید در طول حکومت قاجار و وقایع و حوادث بین‌المللی جستجو کرد که به اختصار می‌توان آنها را اینگونه بیان کرد. دخالتهای خارجی در ایران و شکست‌های نظامی در برابر روس و انگلیس و رقابتهای این دو قدرت در ایران و زبونی پادشاهان ایران در مقابل آنها در حالیکه روسیه از ژاپن و انگلستان در سرزمین ترانسوال آفریقای جنوبی شکست خوردند و در خود این کشورها نیز حکومتهای مشروطه دایر شده بود، اعطای امتیازات گسترده به اتباع و دولتهای خارجی که این امتیازات اقتصاد ایران را در اختیار دولتهای خارجی قرار می‌داد و باعث مخالفت‌های در جامعه می‌شد. از جمله مقاومت منفی مردم در جریان امتیاز تنباکو به رهبری روحانیت که باعث لغو این امتیاز شد. و یا اقدامات نوز بلژیکی در گمرک و مالیه باعث مخالفتهای زیادی شد. اقدامات اصلاحی و روشنگرانه افرادی چون عباس میرزا، امیرکبیر، سیدجمال‌الدین اسدآبادی، میرزاحسین خان سپهسالار، میرزا یوسف مشارالدوله، میرزا صالح شیرازی، طالبوف تبریزی، ملکم خان و... اقدام مطبوعاتی مثل ثریا در قاهره و اختر در استانبول در نشر افکار آزادی خواهانه، اقدام میرزا حسن رشدیه در تاسیس مدارس نوین و تاسیس مدارس خارجی در ایران، فعالیت روحانیونی مثل طباطبایی، بهبهانی، شیخ احمد روحی، میرزا آقاخان کرمانی و میرزا حسن خبیرالملک، ترور ناصرالدین شاه  بدست میرزای کرمانی و سلطنت مظفرالدین شاه که ضمن آشنایی با قانون خوی و خصلت آرامی داشت، روی کار آمدن امین‌الدوله و اقدامات او، اقدامات استبدادی عین‌الدوله صدراعظم و علاءالدوله حاکم تهران و اقدامات افرادی چون ملک المتکلمین و سید جمال‌الدین واعظ در آگاهی دادن به مردم[۱۳].

جریان انقلاب: سفر مظفرالدین شاه به فرنگ و اقدامات علی‌اصغرخان اتابک اعظم در سرکوب مردم باعث شد تا روحانیون او را تکفیر کردند و شاه نیز در بازگشت او را عزل و عبدالمجید میرزا عین‌الدوله را به صدارت برداشت[۱۴]. در این میان اقدام رکن‌الدوله حاکم کرمان باعث ایجاد شورشی شد که عین‌الدوله محمدعلی میرزا ظفرالسلطنه را برای سرکوبی شورش فرستاد. امری که باعث مخالفت انجمن ملیون به رهبری بهبهانی و طباطبایی شد[۱۵]. اما اقدام عین‌الدوله در ایجاد مانع بین مردم و شاه و سرکوبی آزادی‌خواهان باعث اعتراض افرادی چون ملک المتکلمین و سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی در مسجد شاه شد که عین‌الدوله آنها را پراکنده ساخته و مردم و علما و روحانیون به عبدالعظیم پناه برده و سفیر عثمانی را واسطه بین خود و شاه قرار دادند و درخواستهای خود مبنی بر اجرای قوانین اسلام، عزل مسیونوژ بلژیکی از گمرکات، عزل علاءالدوله حاکم تهران و تاسیس عدالتخانه را به اطلاع شاه رساندند که شاه با آنها به جز عزل نوز موافقت کرده و به مشیرالدوله دستور بازگرداندن روحانیون را داد[۱۶]. ولی اقدام دوباره عین‌الدوله در توقیف روحانیون باعث اعتراضاتی شد و شاه را مجبور به صدور فرمان تاسیس عدالتخانه در ذی‌القعده 1323ه‍/1905م و عزل علاءالدوله حاکم تهران کرد[۱۷].

با افزایش اعتراضات به اقدامات عین‌الدوله و در تظاهراتی دو نفر به نامهای سید حسن و سید عبدالحمید کشته شدند و عده‌ای از علما و روحانیون در مسجد شاه اجتماع، عده‌ای به قم مهاجرت و گروهی از کسبه به اصناف نیز به سفارت انگلستان پناه بردند و درخواستهایی مبنی بر بازگرداندن علما و روحانیون از قم. اعطای فرمان امنیت عمومی، جلوگیری از توقیف و شکنجه، افتتاح عدالتخانه، قصاص قاتلان مردم و رفع موانع بازگشت تبعید شدگان را توسط گرانت‌دف[Gront Duff] کاردار انگلستان به اطلاع دولت رساندند که عین‌الدوله مخالفت کرد[۱۸]. ولی با افزایش شمار مشروطه و رسیدن تلگراف‌هایی از تبریز، اصفهان، شیراز و نجف در حمایت از مشروطه، افتتاح دارالشورای ملی مهمترین خواست معترضان شد و شاه ضمن عزل عین‌الدوله، درخواستهای معترضان را قبول و در 14 جمادی‌الثانی 1324/ 13 مرداد 1285/ 1906م فرمان مشروطیت را صادر نمود و سه روز بعد یعنی 17 جمادی‌الثانی فرمان تکمیلی دیگری صادر و کلمه ملت جای طبقات و مجلس شورای اسلامی به جای مجلس شورای ملی را گرفت و تاکید شد که در تنظیم قوانین و نظامنامه باید قوانین اسلام مد نظر قرار گیرد[۱۹].

با امضای نظام‌نامه انتخابات در 13 رجب 1324 توسط شاه، انتخابات تهران برگذار و مجلس با حضور 60 نفر مرکب از شاهزادگان، علما و طلاب، بازرگان، مالکان، پیشه‌وران و اصناف در 18 شعبان 1326ه‍/ 1908م با حضور وزیران و نمایندگان سیاسی خارجی و علما در کاخ گلستان رسماً افتتاح شد و صنیع‌‌الدوله به ریاست و وثوق‌الدوله نایب رئیس اول و امین‌القرب نایب رئیس دوم انتخاب و مجلس کار خود را بعد از حضور نمایندگان شهرستانها آغاز کرد [۲۰] و قانون اساسی مشروطه در پنجاه و یک ماده در 14 ذیقعده 1324 به امضای شاه رسید. قانون اساسی مشروطه شامل موادی چون تشکیل و وظایف مجلس و حدودو حقوق آن، چگونگی اظهار مطالب به مجلس، شرایط تشکیل مجلس سنا و چگونگی انحلال مجلس بود[۲۱]. مهمترین اقدام مجلس اول را می‌توان اخراج مستشاران بلژیکی از ایران و عدم وامخواهی از دول بیگانه دانست و تاسیس بانک هم با کشته شدن ارباب پرویز زرتشتی متوقف ماند[۲۲]. با مرگ مظفرالدین شاه محمدعلی شاه در 14 ذی‌الحجه 1324 تاج‌گذاری کرد و با دعوت نکردن نمایندگان مجلس به مراسم تاج‌گذاری در صدد مخالفت با مشروطه و براندازی آن با کمک روسیه برآمد. مهمترین اقدام محمدعلی شاه در تثبیت مشروطه امضای متمم قانون اساسی در 29 شعبان 1325 بود [۲۳] که در یکصد و هفت اصل به تصویب رسید و شامل کلیاتی در مورد مذهب و پرچم رسمی، حدود و ثغور ایران، مصونیت مال و جان اتباع بیگانه، قوای مملکت، اختیارات نمایندگان مجلس، حقوق سلطنت، اختیارات شاه و هیات وزیران، قوه قضائیه، انجمنهای ایالتی و ولایتی و طرز انتخاب نمایندگان آن، مالیاتها و تشکیل دیوان محاسبات، قشون و ... بود و اصل دوم آن تاکید داشت پنج نفر از مجتهدین جامع‌الشرایط بر قانون اساسی نظارت نمایند[۲۴].

با اقدامات محمدعلی شاه اختلافات بین مشروطه خواهان و مستبدین زیادتر شد و روزنامه‌هایی چون صور اسرافیل به مدیریت جهانگیرخان شیرازی، مساوات به مدیریت سید محمدرضای شیرازی، روح‌القدس به مدیریت سلطان‌العلما نقش مهمی در بسیج مردم علیه شاه داشتند و کمیته انقلاب ملی که توسط افرادی چون ملک‌المتکلمین، سیدجمال‌الدین واعظ، صوراسرافیل، مساوات، تقی‌‌زاده و ... تشکیل شده بود به دفاع از مشروطه برخاست[۲۵]. محمدعلی شاه با مشاهده حمایت علمای نجف از جمله ملاکاظم خراسانی، میرزا آقا حسین تهرانی و حاج شیخ‌عبدالله مازندرانی در ابتدا با قرار دادن عضدالملک به عنوان واسطه درخواستهای مشروطه خواهان در مورد تبعید امیر بهادر جنگ، مجدالدوله، شاپشال روسی و ... را قبول نمود [۲۶]ولی با رد درخواست شاه در مورد افزایش اختیارات خود توسط مجلس در 22 جمادی‌الاول 1326 به نیروهای قزاق به رهبری لیاخوف روسی[ Colonel Liokhov] دستور به توپ بستن مجلس را داد و مشروطه طلبان علیرغم مقاومت زیاد شکست خورد و عده‌ زیادی دستگیر شدند که از میان آنها و طباطبایی به خراسان، بهبهانی به کربلا تبعید و صوراسرافیل، ملک‌المتکلیمن، سلطان العلمای خراسانی و سید جمال‌الدین واعظ کشته و عده‌ای چون دهخدا، تقی‌زاده، دولت‌آبادی و ... به سفارتخانه‌های خارجی پناه بردند[۲۷].

با این اقدام شمار مخالفت‌ها و مقاومت‌ها در شهرهای دیگر از جمله تبریز شروع شد و مشروطه خواهان تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان با کمک دموکراتهای قفقاز علیرغم محاصره گسترده تبریز توسط عین‌الدوله مقاومت کرد و شاه در 8 ربیع‌الاول 1327 مجبور به صدور دستخط استقرار مشروطیت شد[۲۸]. ولی مجاهدین بختیاری به رهبری سردار اسعد بختیار و مجاهدین گیلانی به رهبری محمدولی خان نصرالسلطنه سپهدار ویفرم خان و مجاهدین تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان راهی تهران شد. در 27 جمادی‌الثانی 1327/ 25 تیرماه 1288/ 1909م وارد تهران شدند و محمدعلی شاه به سفارت روس پناه برد[۲۹].

با فتح تهران اجتماع بزرگی از ملیون و سران مشروطه در بهارستان تشکیل و برای اداره امور 22 نفر برگزیده شدند و احمدشاه با نیابت عضدالملک به قدرت رسید[۳۰]. انتخابات مجلس هم طبق طرح انجمن ایالتی آذربایجان در جمادی‌الثانی 1327ه‍ 1909م در سراسر کشور تشکیل و با انتخاب نمایندگان تهران در اول ذیقعده 1327ه‍ 1909م مجلس دوم افتتاح شد و مستشارالدوله به ریاست مجلس انتخاب شد[۳۱].

ترکیب مجلس مرکب از انقلابیون(دموکرات عامیون) و اعتدالیون (اجتماعیون عامیون)، حزب انفاق و ترقی و مستقل‌ها بود که با افزایش اختلافات ترورها هم آغاز و سید عبدالله بهبهانی از اعتدالیون و علیمحمدخان تربیت و سید عبدالرزاق از دموکراتها کشته و تقی‌زاده مجبور به ترک وطن گردید[۳۲].

با تصویب قانون منع حمل اسلحه در 26 رجب 1328ه‍ 1910م سردار اسعد ویفرم خان به خلع‌السلاح مجاهدین پرداختند که منتهی به ماجرای پارک اتابک و زخمی شدن ستارخان گردید[۳۳]. در این اوضاع آشفته محمدعلی شاه هم وارد دشت گرگان شد و همزمان با سالارالدوله و شعاع‌السلطنه حملات خود را علیه مشروطه طلبان شروع کرد که نیروهای دولتی به رهبری سران بختیاری ویفرم خان و معزالسلطان آنها را شکت دادند[۳۴]. مجلس دوم برای حل مشکل مالی بعد از آشوبها، مورگان شوستر آمریکایی را استخدام کرد که با مخالفت روسها مواجه شده و با اولتیماتیومی خواستار اخراج او شدند و حتی نیروهای خود را وارد مناطق شمالی کرد، مجلس در مقابل این اولتیماتیوم مقاومت کرد اما ناصرالملک با قبول التیماتیوم مجلس را منحل و روسای حزب دمکرات و جمعی از اعتدالیون را به قم تبعید کرد و یک دوره رکود سه ساله مشروطه آغاز شد [۳۵] و تا به سن قانونی رسیدن احمد شاه در 27 شعبان 1332ه‍ 1914م ادامه یافت. البته ناصرالملک تحت فشار افکار عمومی و احزاب به خصوص انجمن ایالتی تبریز فرمان انتخابات دوره سوم مجلس را صادر کرد و مجلس سوم در 16 محرم 1333/ 3 آذر 1293ش 1915م به وسیله احمد شاه افتتاح شد و نمایندگان آن ترکیبی از 31 دمکرات، 29 اعتدالی 14 علمیه و 20 نفر بی‌طرف بودند[۳۶] .مجلس سوم در طول حیات خود گرفتار مسائل جنگ جهانی اول، مهاجرت به قم و کرمانشاه، تشکیل دولت ملی و نفت جنوب و کمیته مجازات و ... بود[۳۷]. ولی در کل جنگ‌های جهانی اول و مسائل آن باعث انحلال مجلس سوم شد، مساله‌ای که در نظر عده‌ای به معنای پایان دوران مشروطیت عنوان شده است[۳۸]. اما انحلال مجلس سوم ضربه سختی به مشروطیت بود نه پایان آن چون در مجالس بعدی حیات ملی با حضور نمایندگان برجسته‌ای چون آیت‌الله مدرس و دکتر مصدق و عده‌ای دیگر ادامه پیدا کرد و ثمره این حیات در مجلس چهاردهم و شانزدهم با ملی شدن صنعت نفت نمود پیدا کرد[۳۹]. مهمترین حوادث و وقایع مجالس چهارم وپنجم کودتای سال 1299، قرارداد 1919، قیامهای خیابانی و پسیان و میرزاکوچک خان جنگلی، جموری‌خواهی رضاخان مساله نفت و در نهایت انقراض قاجار و تشکیل سلسله پهلوی (آبان 1304/ ربیع‌الثانی 1344) بود که با تشکیل سلسله پهلوی دوره جدیدی در حیات تاریخ ایران آغاز شد[۴۰].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

اکبر قاسمی

  1. تقی‌زاده سیدحسن، «لفظ مشروطه»، اطلاعات ماهانه، ش 5 مرداد 1333.
  2. ملائی‌توانی علیرضا، مشروطه و جمهوری، تهران: نشر گستره. 1381، ص 37.
  3. تقی‌زاده، همان. صدر محسن، خاطرات صدرالاشراف، تهران: انتشارات وحید، 1364، ص 176. هم‌چنین، فرزاد جهان‌بین، «بررسی علل اختلافات علمای مشروطه‌خواه در خیال مشروطه و مفاهیم مرتبط با آن»، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، سال 10 شماره 38، تابستان 85، صص82-57.
  4. صدر، خاطرات صدرالاشراف 176- 175.
  5. روشه ‌گی، تغییرات اجتماعی، ترجمة منصور وثوقی، تهران: نشرنی 1376، صص 83- 82.
  6. ملائی‌توانی، همان، ص 27.
  7.   کاتوزیان محمدعلی همایون، اقتصاد سیاسی ایران از مشروطه تا پایان سلسله پهلوی، ترجمه کامبیز عزیزی و محمدرضا نفیسی، تهران: مرکز، 1371، ص 103.
  8.   تکمیل همایون ناصر «از جنبش عدالت‌خواهی تا مشروطیت»، در کتاب مشروطه‌خواهی ایرانیان، به کوشش ناصر تکمیل همایون تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1383، ص 22.
  9. حائری عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران: امیرکبیر 1364، ص 12 و 30 به بعد.
  10. اعتمادالسلطنه محمد حسین خان، تاریخ منتظم ناصری، تصحیح محمد اسماعیل رضوانی تهران: دنیای کتب 1367، ص 2018، محمد تقی دامغانی، صد سال پیش از این، تهران: شکسپیر، 2537، ص 73- 84.
  11. بامداد مهدی، شرح رجال ایران، تهران: زوار 1347، ج 2، ص 359.
  12. تکمیل همایون، صص 19- 18و 28.
  13. کسروی احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران: امیرکبیر، 1373، صص 8- 47، هم‌چنین ملک‌زاده مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، علمی، 1362، صفحات متعدد، ناظم‌الاسلام کرمانی میرزامحمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1346، براون ادوارد، انقلاب مشروطیت ایران، ترجمه مهری قزوینی، تهران: امیرکبیر، 1376.
  14. افشاری پرویز، صدراعظم‌های سلسله قاجاریه، تهران: وزارت خارجه 1373، ص 223 به بعد.
  15. کسروی، همان، ص 54- 52، حامد الگار، نقش روحانیت در جنبش مشروطه، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران: توس 1356، صص 339- 338.
  16. کسروی، ص 69- 67، آدمیت فریدون، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران، تهران: پیام 355، صص ر156.
  17. هدایت مهدی قلی، خاطرات و خطرات، تهران: زوار 1375، ص 141.
  18. ناظم‌الاسلام کرمانی مجلد اول، ص 404 به بعد. ملک‌زاده، مجلد اول، ص 235- 382.
  19. کسروی، ص 122- 120، هدایت، خاطرات و خطرات، ص 142- 141، ناظم‌‌الاسلام کرمانی، مجلد، اول ص 443.
  20. مروارید یوش، ادوار مجلس قانونگذاری در دوران مشروطیت، تهران: اوحدی 1377، ج1، 89- 85.
  21. ناظم‌الاسلام کرمانی، مجلد اول، ص 32- 48. هدایت مهدی قلی‌خان، طلوع مشروطیت، به کوشش امیر اسماعیل، تهران: جام 1363، ص 29- 31.
  22. مروارید، ص 192- 197، ملک‌زاده، 402 به بعد ناظم‌الاسلام کرمانی مجلد دوم، 14- 85.
  23. نوایی عبدالحسین «قانون اساسی ایران و متمم آن چگونه تدوین شده»، مجله یادگار، شماره 5، جلد چهار بهمن 1326، ناظم‌الاسلام کرمانی ص 85.
  24. صدر، خاطرات صدرالاشراف، ص 176، ناظم‌الاسلام کرمانی مجلد دوم ص32- 56. ایرانشهر، نشریه کمسیون ملی یونسکو در ایران، نشریه شماره 22، جلد دوم، ص 1018- 1020.
  25. ناظم‌الاسلام کرمانی مجلد دوم، ص 87 به بعد. ملک‌زاده مجلد اول ص 419- 415.
  26. هدایت، طلوع مشروطیت، ص 57 به بعد.
  27. کسروی، ص 635 به بعد، خاطرات صدرالاشراف، ص 178- 192. ناظم‌الاسلام، ص 160- 164.
  28. ناظم‌الاسلام کرمانی، مجلد دوم، 403- 402.
  29. هدایت، طلوع مشروطیت، ص 103- 101، ملک‌زاده، ص مجلد سوم، ص 1236- 1171، ناظم‌الاسلام کرمانی، ص 494.
  30. ناظم‌الاسلام کرمانی، مجلد دوم، ص 494- 495، هدایت، ص 103.
  31. مروارید، 89- 85، ملک‌زاده، مجلد سوم، 1287- 1301.
  32. اتحادیه منصوره، پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت، تهران: گستره 1361، صص 221 به بعد.
  33. شمیم علی اصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران: مدبر، 1379، ص 541.
  34. ملک‌زاده، همان، جلد 6- 5› صص 79- 1378، کاظم‌زاده، روس و انگلیس در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران: انقلاب اسلامی، 1371.
  35. اتحادیه، پیدایش و تحول ...، ص 326- 333، دهخوارقانی، وقایع ناصر و توضیح مرام، با مقدمه علی سیاهپوش تهران: دنیا، 2536، صفحات متعدد.
  36. اتحادیه منصوره، احزاب سیاسی در مجلس سوم، تهران: نشر تاریخ ایران، 1371، صص 70 به بعد.
  37. خاطرات صدرالاشراف، ص 222- 228، مروارید، 288- 291 و 311.
  38. اتحادیه منصوره، احزاب سیاسی دوره مشروطیت، چاپ شده در کنار انقلاب مشروطیت (مقاله دانشنامه ایرانیکا)، ترجمه پیمان متین، تهران: امیرکبیر، 1383، ص 139.
  39. تکمیل همایون، مقدمه‌ای بر کتاب انقلاب مشروطه، پیشین، ص 45.
  40. هدایت، طلوع مشروطیت، ص 210- 245 و خاطرات و خطرات، ص 311- 309 و 349- 360 هم‌چنین آبادیان، حسین، بحران مشروطیت در ایران، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1383، ص 46 به بعد.