پرش به محتوا

سلوکیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''سلوكيان'''، سلسلة امپراتوري مقدوني حاكم بر ايران پس از اسكندر (64-312 پ.م)، پس از مرگ اسكندر مقدوني و بروز كشمكش‌هاي بسيار، قلمرو او ميان سردارانش سلوكوس[1]، بطلميوس[2] و آنتي پاتر[3] تقسيم شد. سلوكوس پس از نبرد اپسوس[4] (301پ.م) امپراتوري سلوكيان را د...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
   
   
'''سلوكيان'''، سلسلة امپراتوري مقدوني حاكم بر ايران پس از اسكندر (64-312 پ.م)، پس از مرگ اسكندر مقدوني و بروز كشمكش‌هاي بسيار، قلمرو او ميان سردارانش سلوكوس[1بطلميوس[2] و آنتي پاتر[3] تقسيم شد. سلوكوس پس از نبرد اپسوس[4] (301پ.م) امپراتوري سلوكيان را در متصرفات اسكندر در ايران تا مرزهاي هند گسترش داد و با تصرف ليديه[5] و شهرهاي تحت تسلط يونان تا سواحل درياي سياه و مديترانه پيش رفت.<sup>1</sup> پس از مرگ سلوكوس (282پ.م) ثبات و يكپارچگي نسبي سلوكيان دگرگون شد و حتي دوران آنتيوخوس سوم[6] (187-223 پ.م) كه يكپارچگي در امپراتوري ايجاد شد تأثيري در روند فروپاشي آن نداشت. در نهايت (پومپه) پمپه[7] سردار رومي با بهره‌گيري از اختلافات دروني خاندان سلوكي بازماندة امپراتوري را كه منحصر به سوريه بود، ضميمة امپراتوري روم كرد. (64پ.م).<sup>2</sup>  
'''[[سلوکیان]]'''، سلسله امپراتوری مقدونی حاکم بر ایران پس از اسکندر (64-312 پ.م)، پس از مرگ اسکندر مقدونی و بروز کشمکش‌های بسیار، قلمرو او میان سردارانش سلوکوس[Seleucusبطلمیوس[ Batlamyuse] و انتی پاتر[Anti Pater] تقسیم شد. سلوکوس پس از نبرد اپسوس[Ipsus] (301پ.م) امپراتوری سلوکیان را در متصرفات اسکندر در ایران تا مرزهای هند گسترش داد و با تصرف لیدیه[Lydia] و شهرهای تحت تسلط یونان تا سواحل دریای سیاه و مدیترانه پیش رفت<ref>پیرنیا، حسن (مشیر الدوله). '''''تاریخ باستان'''''. تهران: چاپخانه مجلس شورای ملی، 1313، ج3 ص 2535.</ref>. پس از مرگ سلوکوس (282پ.م) ثبات و یکپارچگی نسبی سلوکیان دگرگون شد و حتی دوران انتیوخوس سوم[Antiochus III ] (187-223 پ.م) که یکپارچگی در امپراتوری ایجاد شد تأثیری در روند فروپاشی ان نداشت. در نهایت (پومپه) پمپه[Pompey] سردار رومی با بهره‌گیری از اختلافات درونی خاندان سلوکی بازمانده امپراتوری را که منحصر به سوریه بود، ضمیمه امپراتوری روم کرد. (64پ.م)<ref>زرین کوب، عبدالحسین. '''''تاریخ مردم ایران (پیش از اسلام).''''' تهران: امیرکبیر، 1364. ص288.</ref>.


از ديگر عوامل فروپاشي اين امپراتوري شكل‌گيري و توسعة دو امپراتوري اشكانيان و روم در شرق و غرب آن و اختلافات آخرين شاهان سلوكي با يهوديان بود. شهر سلوكيه[8] بر ساحل دجله و در نزديكي بابل، پايتخت شرقي سلوكيان و شهر انطاكيه[9] در ساحل اورونت[10] در سوريه پايتخت غربي آنان بود كه اين دو شهر با يك جادة شاهي به يكديگر مي‌پيوستند.<sup>3</sup> قلمرو سلوكيان 25 تا 28 ساتراپ[11] داشت كه هريك از آن‌ها در يكي از مناطق سه‌گانة امپراتوري قرار داشتند. هرساتراپ به بخش‌هاي كوچكتري به نام آپارخي[12] و هريك از آپارخي‌ها به چند هپارخي[13] تقسيم مي‌شد.<sup>4</sup> در رأس هر ساتراپ يك استراتك[14] كه عهده‌دار امور نظامي و اداري بود و در كنار او يك مأمور امور مالي به نام اكونوم[15] قرار داشت. در عين حال چندين شهر دولت يوناني‌نشينِ برخوردار از حق خودمختاري اما تابع سلوكيان بودند. ارتش سلوكي متشكل از نيروهاي يوناني و مزدوران قبايل داوطلب ايراني بود و نيروهاي اصلي آن را واحدهاي مركب سوار و زره‌پوش و پيادگان سنگين اسلحه تشكيل مي‌دادند. اقتصاد دولت سلوكي مبتني بر تجارت، درآمدهاي گمركي و ماليات بود. ماليات‌ها بسيار سنگين بودند و به جز خاندان سلطنتي، اقشار مرفه و صاحبان امتيازات، قشرهاي ديگر جامعه به شدت تحت فشار بودند. ماليات بر درآمد سرانة ارضي، تجارت، ازدواج، تولد، مرگ و نمك برخي از اين ماليات‌ها بودند.<sup>5</sup> اگرچه از زمان اسكندر، مقدونيان در ازدواج با ايرانيان، مانند ازدواج سلوكوس با شاهزادة ايراني براي اتحاد ميان ايراني و يوناني مي‌كوشيدند، اما ايرانيان در پذيرش فرهنگ هلني[16] كه سلوكيان مروج آن بودند مقاومت نشان مي‌دادند<sup>6</sup> و حتي در القاي فرهنگ و تمدن ايراني پيروز بودند. هنر و معماري سلوكيان نيز تحت تأثير يونان بود. در اين دوران شهرسازي رونق چشمگيري پيدا كرد و شهرهاي زيادي طبق نقشه هماهنگ متأثر از شهرسازي‌ هلني ساخته شدند. برآمدن اشكانيان نه تنها به عمر سياسي سلوكيان پايان داد بلكه در مقابل فرهنگ و تمدن هلني از فرهنگ و تمدن ايراني به دفاع برخاست.  
از دیگر عوامل فروپاشی این امپراتوری شکل‌گیری و توسعه دو امپراتوری اشکانیان و روم در شرق و غرب ان و اختلافات اخرین شاهان سلوکی با یهودیان بود. شهر سلوکیه[Seleucia] بر ساحل دجله و در نزدیکی بابل، پایتخت شرقی سلوکیان و شهر انطاکیه[Antioch] در ساحل اورونت[Orontes] در سوریه پایتخت غربی انان بود که این دو شهر با یک جاده شاهی به یکدیگر می‌پیوستند<ref>دیاکونف. م. '''''اشکانیان'''''. مترجم کریم کشاورز، تهران: پیام، 1351، ص24.</ref>قلمرو سلوکیان 25 تا 28 ساتراپ[Satrap] داشت که هریک از ان‌ها در یکی از مناطق سه‌گانه امپراتوری قرار داشتند. هرساتراپ به بخش‌های کوچکتری به نام اپارخی[Eparchy] و هریک از اپارخی‌ها به چند هپارخی[Hyparchy] تقسیم می‌شد<ref>  میرسعیدی، نادر. '''''ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص61.</ref>. در رأس هر ساتراپ یک استراتک[Strategos] که عهده‌دار امور نظامی و اداری بود و در کنار او یک مأمور امور مالی به نام اکونوم[15] قرار داشت. در عین حال چندین شهر دولت یونانی‌نشینِ برخوردار از حق خودمختاری اما تابع سلوکیان بودند. ارتش سلوکی متشکل از نیروهای یونانی و مزدوران قبایل داوطلب ایرانی بود و نیروهای اصلی ان را واحدهای مرکب سوار و زره‌پوش و پیادگان سنگین اسلحه تشکیل می‌دادند. اقتصاد دولت سلوکی مبتنی بر تجارت، درامدهای گمرکی و مالیات بود. مالیات‌ها بسیار سنگین بودند و به جز خاندان سلطنتی، اقشار مرفه و صاحبان امتیازات، قشرهای دیگر جامعه به شدت تحت فشار بودند. مالیات بر درامد سرانه ارضی، تجارت، ازدواج، تولد، مرگ و نمک برخی از این مالیات‌ها بودند<ref>گیرشمن، رومن. '''''ایران از اغاز تا اسلام'''''. مترجم محمود بهفروزی، تهران: جامی، 1379، ص233.</ref>اگرچه از زمان اسکندر، مقدونیان در ازدواج با ایرانیان، مانند ازدواج سلوکوس با شاهزاده ایرانی برای اتحاد میان ایرانی و یونانی می‌کوشیدند، اما ایرانیان در پذیرش فرهنگ هلنی[Hellenist] که سلوکیان مروج ان بودند مقاومت نشان می‌دادند <ref>ویسهوفر، یوزف. '''''ایران باستان (از 550 پیش از میلاد تا 650 میلادی).''''' مترجم مرتضی ثاقب‌فر، تهران: ققنوس، 1377، ص 143.</ref> و حتی در القای فرهنگ و تمدن ایرانی پیروز بودند. هنر و معماری سلوکیان نیز تحت تأثیر یونان بود. در این دوران شهرسازی رونق چشمگیری پیدا کرد و شهرهای زیادی طبق نقشه هماهنگ متأثر از شهرسازی‌ هلنی ساخته شدند. برامدن اشکانیان نه تنها به عمر سیاسی سلوکیان پایان داد بلکه در مقابل فرهنگ و تمدن هلنی از فرهنگ و تمدن ایرانی به دفاع برخاست.


'''مآخذ:'''
== ماخذ == 


1-    پيرنيا، حسن (مشير الدوله). '''''تاريخ باستان'''''. تهران: چاپخانة مجلس شوراي ملي، 1313، ج3 ص 2535.
== نیز نگاه کنید به == 


2-    زرين كوب، عبدالحسين. '''''تاريخ مردم ايران (پيش از اسلام).''''' تهران: اميركبير، 1364. ص288.
== منبع اصلی ==
 
دانشنامه ایران   
3-    دياكونف. م. '''''اشكانيان'''''. مترجم كريم كشاورز، تهران: پيام، 1351، ص24.
 
4-    ميرسعيدي، نادر. '''''ايران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1382، ص61.
 
5-    گيرشمن، رومن. '''''ايران از آغاز تا اسلام'''''. مترجم محمود بهفروزي، تهران: جامي، 1379، ص233.
 
6-    ويسهوفر، يوزف. '''''ايران باستان (از 550 پيش از ميلاد تا 650 ميلادي).''''' مترجم مرتضي ثاقب‌فر، تهران: ققنوس، 1377، ص 143.


== نویسنده مقاله ==
مهرداد شباهنگ
مهرداد شباهنگ
----[1]. Seleucus
[2]. Batlamyuse
[3]. Anti Pater
[4]. Ipsus
[5]. Lydia
[6]. Antiochus III
[7]. Pompey
[8]. Seleucia
[9]. Antioch
[10]. Orontes
[11]. Satrap
[12]. Eparchy
[13]. Hyparchy
[14]. Strategos
[15].
[16]. Hellenist

نسخهٔ ‏۳ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۲۰

سلوکیان، سلسله امپراتوری مقدونی حاکم بر ایران پس از اسکندر (64-312 پ.م)، پس از مرگ اسکندر مقدونی و بروز کشمکش‌های بسیار، قلمرو او میان سردارانش سلوکوس[Seleucus]، بطلمیوس[ Batlamyuse] و انتی پاتر[Anti Pater] تقسیم شد. سلوکوس پس از نبرد اپسوس[Ipsus] (301پ.م) امپراتوری سلوکیان را در متصرفات اسکندر در ایران تا مرزهای هند گسترش داد و با تصرف لیدیه[Lydia] و شهرهای تحت تسلط یونان تا سواحل دریای سیاه و مدیترانه پیش رفت[۱]. پس از مرگ سلوکوس (282پ.م) ثبات و یکپارچگی نسبی سلوکیان دگرگون شد و حتی دوران انتیوخوس سوم[Antiochus III ] (187-223 پ.م) که یکپارچگی در امپراتوری ایجاد شد تأثیری در روند فروپاشی ان نداشت. در نهایت (پومپه) پمپه[Pompey] سردار رومی با بهره‌گیری از اختلافات درونی خاندان سلوکی بازمانده امپراتوری را که منحصر به سوریه بود، ضمیمه امپراتوری روم کرد. (64پ.م)[۲].

از دیگر عوامل فروپاشی این امپراتوری شکل‌گیری و توسعه دو امپراتوری اشکانیان و روم در شرق و غرب ان و اختلافات اخرین شاهان سلوکی با یهودیان بود. شهر سلوکیه[Seleucia] بر ساحل دجله و در نزدیکی بابل، پایتخت شرقی سلوکیان و شهر انطاکیه[Antioch] در ساحل اورونت[Orontes] در سوریه پایتخت غربی انان بود که این دو شهر با یک جاده شاهی به یکدیگر می‌پیوستند[۳]. قلمرو سلوکیان 25 تا 28 ساتراپ[Satrap] داشت که هریک از ان‌ها در یکی از مناطق سه‌گانه امپراتوری قرار داشتند. هرساتراپ به بخش‌های کوچکتری به نام اپارخی[Eparchy] و هریک از اپارخی‌ها به چند هپارخی[Hyparchy] تقسیم می‌شد[۴]. در رأس هر ساتراپ یک استراتک[Strategos] که عهده‌دار امور نظامی و اداری بود و در کنار او یک مأمور امور مالی به نام اکونوم[15] قرار داشت. در عین حال چندین شهر دولت یونانی‌نشینِ برخوردار از حق خودمختاری اما تابع سلوکیان بودند. ارتش سلوکی متشکل از نیروهای یونانی و مزدوران قبایل داوطلب ایرانی بود و نیروهای اصلی ان را واحدهای مرکب سوار و زره‌پوش و پیادگان سنگین اسلحه تشکیل می‌دادند. اقتصاد دولت سلوکی مبتنی بر تجارت، درامدهای گمرکی و مالیات بود. مالیات‌ها بسیار سنگین بودند و به جز خاندان سلطنتی، اقشار مرفه و صاحبان امتیازات، قشرهای دیگر جامعه به شدت تحت فشار بودند. مالیات بر درامد سرانه ارضی، تجارت، ازدواج، تولد، مرگ و نمک برخی از این مالیات‌ها بودند[۵]. اگرچه از زمان اسکندر، مقدونیان در ازدواج با ایرانیان، مانند ازدواج سلوکوس با شاهزاده ایرانی برای اتحاد میان ایرانی و یونانی می‌کوشیدند، اما ایرانیان در پذیرش فرهنگ هلنی[Hellenist] که سلوکیان مروج ان بودند مقاومت نشان می‌دادند [۶] و حتی در القای فرهنگ و تمدن ایرانی پیروز بودند. هنر و معماری سلوکیان نیز تحت تأثیر یونان بود. در این دوران شهرسازی رونق چشمگیری پیدا کرد و شهرهای زیادی طبق نقشه هماهنگ متأثر از شهرسازی‌ هلنی ساخته شدند. برامدن اشکانیان نه تنها به عمر سیاسی سلوکیان پایان داد بلکه در مقابل فرهنگ و تمدن هلنی از فرهنگ و تمدن ایرانی به دفاع برخاست.

ماخذ

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

مهرداد شباهنگ

  1. پیرنیا، حسن (مشیر الدوله). تاریخ باستان. تهران: چاپخانه مجلس شورای ملی، 1313، ج3 ص 2535.
  2. زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران (پیش از اسلام). تهران: امیرکبیر، 1364. ص288.
  3. دیاکونف. م. اشکانیان. مترجم کریم کشاورز، تهران: پیام، 1351، ص24.
  4.   میرسعیدی، نادر. ایران باستان. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص61.
  5. گیرشمن، رومن. ایران از اغاز تا اسلام. مترجم محمود بهفروزی، تهران: جامی، 1379، ص233.
  6. ویسهوفر، یوزف. ایران باستان (از 550 پیش از میلاد تا 650 میلادی). مترجم مرتضی ثاقب‌فر، تهران: ققنوس، 1377، ص 143.