پرش به محتوا

افشار: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''افشار، يا اَوْشار،''' نام يك گروه بزرگ قومي- عشيره‌اي از اقوام ترك زبان پراكنده‌ در بيشتر نقاط ايران. افشارها از تركان اُغوز يا تركمان و يكي از 22 تيرة اغوز بوده است.<sup>1</sup> اوشار يا اَوْشَر را نام يكي از 4 فرزند بولدوزخان، پسر سوم اغوز، و آن را...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''افشار، يا اَوْشار،''' نام يك گروه بزرگ قومي- عشيره‌اي از اقوام ترك زبان پراكنده‌ در بيشتر نقاط ايران.  
'''[[افشار]]، یا اوْشار،''' نام یک گروه بزرگ قومی- عشیره‌ای از اقوام ترک زبان پراکنده‌ در بیشتر نقاط ایران.  


افشارها از تركان اُغوز يا تركمان و يكي از 22 تيرة اغوز بوده است.<sup>1</sup> اوشار يا اَوْشَر را نام يكي از 4 فرزند بولدوزخان، پسر سوم اغوز، و آن را به معناي «چالاك و به شكار جانوران مُهَوّس نوشته‌اند.<sup>2</sup> افشارها نام خود را احتمالاً از نام او گرفته‌اند.<sup>3</sup>  
افشارها از ترکان اُغوز یا ترکمان و یکی از 22 تیره اغوز بوده است<ref>کاشغری، محمود. '''''دیوان لغات‌الترک'''''. استانبول: 1333ق، 1/56؛ نیزنک: رشیدالدین فضل‌الله. '''''جامع‌التواریخ'''''. به کوشش بهمن کریمی. تهران: 1338، اقبال، 1/35-36.</ref>. اوشار یا اوْشَر را نام یکی از 4 فرزند بولدوزخان، پسر سوم اغوز، و ان را به معنای «چالاک و به شکار جانوران مُهَوّس نوشته‌اند<ref>رشیدالدین، 1/40.</ref>. افشارها نام خود را احتمالاً از نام او گرفته‌اند<ref>Lockhart, L., '''''Nadir Shah''''', Lahore: 1976, 17.</ref>.


افشارها از کهن‌ترین و نيرومند‌ترين ايلات ترك زبان بوده‌اند.<sup>4</sup> نام افشار در دورة سلجوقيان (429-700ق/1037-1300م) چنان وحشت‌انگيز بود كه مردم تركمان، ازبك و تاتار كودكان خود را با گفتن «اوشارگَلْدي» (افشار آمد) مي‌ترساندند.<sup>5</sup> افشار يكي از ايل‌هاي تشكيل‌دهندة سپاهيان شاه اسماعيل‌ اول صفوي (حك 907-930ق / 1502-1524م)<sup>6</sup> و از ايلات عمده و معتبر قزلباش بوده است.<sup>7</sup> سران و اميران طايفه‌هاي افشار در جنگ‌هاي پادشاهان صفوي با عثماني‌ها و ازبك‌ها و نيز در سپاه نادرشاه نقش بزرگي داشتند. بخش بزرگي از سپاهيان قاجار را نيز مردان طايفه‌هاي افشار تشكيل مي‌دادند.<sup>8</sup>  
افشارها از کهن‌ترین و نیرومند‌ترین ایلات ترک زبان بوده‌اند<ref>  فیلد، هنری. '''''مردم‌شناسی ایران'''''. ترجمه عبدالله فریار، تهران: 1343، ابن‌سینا، 49.</ref>. نام افشار در دوره سلجوقیان (429-700ق/1037-1300م) چنان وحشت‌انگیز بود که مردم ترکمان، ازبک و تاتار کودکان خود را با گفتن «اوشارگَلْدی» (افشار امد) می‌ترساندند<ref>قدوسی، محمدحسین. '''''نادرنامه'''''. مشهد:    ، 1339، 18.</ref>. افشار یکی از ایل‌های تشکیل‌دهنده سپاهیان شاه اسماعیل‌ اول صفوی (حک 907-930ق / 1502-1524م) <ref>Lockhart , L., "The Persian Army in The Safavi Period", '''''Der Islam''''' , Berlin;   1959, 88.</ref> و از ایلات عمده و معتبر قزلباش بوده است<ref>مستوفی، ابوالحسن. '''''گلشن‌مراد'''''. به کوشش غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: 1369، 156-157.</ref>. سران و امیران طایفه‌های افشار در جنگ‌های پادشاهان صفوی با عثمانی‌ها و ازبک‌ها و نیز در سپاه نادرشاه نقش بزرگی داشتند. بخش بزرگی از سپاهیان قاجار را نیز مردان طایفه‌های افشار تشکیل می‌دادند<ref>EI<sup>2</sup>, 1/240.</ref>.


سرزمين اصلي افشارها دشت قبچاق در تركستان بود. در اواخر دورة سلجوقي دسته‌اي از افشارها از آن‌جا به ايران آمدند و گروهي از آن‌ها، ظاهراً در دهة 540ق/ 1145 یا 1646 م به خوزستان مهاجرت كردند.<sup>9</sup> در دورة پادشاهي طهماسب اول صفوي (حك 930-984ق / 1524-1576م) ظاهراً حدود 10 هزار خانوار افشار در كهگيلويه مي‌زيستند و دو تن از سران طايفه‌هاي آن به نام‌هاي مهديقلي سلطان و حيدرقلي سلطان در شوشتر و دزفول حكومت مي‌كردند.<sup>10</sup> در شرح شورش افشار‌هاي رامهرمز در 1005ق/1596م از دو طايفة گُندوزلو و اَرَشلو افشار نام مي‌برند.<sup>11</sup> گندوزلو از عمده‌ترين افشارهاي خوزستان بودند كه رفته رفته يك ايل مستقل را تشكيل دادند،<sup>12</sup> كه در منطقه‌ای از حوالي شوشتر تا دزفول سكني داشتند و دِه بُلَيتي در نزديك شوشتر محل خان‌نشين آن‌ها بوده است.<sup>13</sup>  
سرزمین اصلی افشارها دشت قبچاق در ترکستان بود. در اواخر دوره سلجوقی دسته‌ای از افشارها از ان‌جا به ایران امدند و گروهی از ان‌ها، ظاهراً در دهه 540ق/ 1145 یا 1646 م به خوزستان مهاجرت کردند<ref>وصاف. '''''تاریخ'''''. تحریر عبدالمحمد ایتی، تهران: 1346، 86؛ نیزنک: کسروی، احمد. '''''کاروند'''''. به کوشش یحیی ذکاء، تهران: 1356، امیرکبیر، 48، حاشیه 1.</ref>. در دوره پادشاهی طهماسب اول صفوی (حک 930-984ق / 1524-1576م) ظاهراً حدود 10 هزار خانوار افشار در کهگیلویه می‌زیستند و دو تن از سران طایفه‌های ان به نام‌های مهدیقلی سلطان و حیدرقلی سلطان در شوشتر و دزفول حکومت می‌کردند<ref>اسکندر، بیک‌منشی. '''''عالم‌ارای عباسی'''''. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1350، امیرکبیر، 140،227؛ روملو، حسن. '''''احسن‌التواریخ'''''. به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران: 1357، 380.</ref>. در شرح شورش افشار‌های رامهرمز در 1005ق/1596م از دو طایفه گُندوزلو و ارَشلو افشار نام می‌برند<ref>اسکندر، بیک‌منشی. 524-525.</ref>. گندوزلو از عمده‌ترین افشارهای خوزستان بودند که رفته رفته یک ایل مستقل را تشکیل دادند، <ref>فیلد، 51.</ref>که در منطقه‌ای از حوالی شوشتر تا دزفول سکنی داشتند و دِه بُلَیتی در نزدیک شوشتر محل خان‌نشین ان‌ها بوده است<ref>کیهان، مسعود. '''''جغرافیای مفصل ایران.''''' تهران: 1311، 2/92؛ کسروی، 46؛ لایارد، هنری و دیگران. '''''سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان'''''. ترجمه مهراب امیری. تهران: 1371، 42-43.</ref>.


دستة ديگري از افشارها در دورة استيلاي مغول بر تركستان (اواخر سدة 13 م/ اواخر سدة 6ق) از تركستان به آذربايجان مهاجرت كردند.<sup>14</sup> نخستين گروه افشار كه در اورميه استقرار يافتند، ظاهراً از همراهان گرگين‌بيك اوصالوي افشار در 802 ق/1400م ( ← اصانلو، ايل) بودند.<sup>15</sup> برخي طايفه‌هاي قاسملو، ايمانلو، ارشلو، گندوزلو، بكشلو و كوه‌گلو را از طوايف عمدة افشارهاي اورميه نام برده‌اند.<sup>16</sup> نادرشاه كه از طايفة قرقلوي افشارهاي ابيورد خراسان بود، گروهي از افشارهاي اورميه را به نواحي ديگر ايران كوچاند.<sup>17</sup>  
دسته دیگری از افشارها در دوره استیلای مغول بر ترکستان (اواخر سده 13 م/ اواخر سده 6ق) از ترکستان به اذربایجان مهاجرت کردند<ref>استرابادی، محمدمهدی. '''''جهانگشای نادری'''''. تهران: 1368، 26؛ نیزنک: مینورسکی، ولادیمیر. '''''تاریخچه نادرشاه'''''. ترجمه رشید یاسمی، تهران: 1313؛.Lockhart, Nader shah, 17 </ref>. نخستین گروه افشار که در اورمیه استقرار یافتند، ظاهراً از همراهان گرگین‌بیک اوصالوی افشار در 802 ق/1400م ( ← اصانلو، ایل) بودند<ref>افشارمحمودلو، عبدالرشید. '''''تاریخ افشار'''''. به کوشش محمود رامیان و پرویز شهریار افشار، تبریز: 1342، 12-13.</ref>. برخی طایفه‌های قاسملو، ایمانلو، ارشلو، گندوزلو، بکشلو و کوه‌گلو را از طوایف عمده افشارهای اورمیه نام برده‌اند<ref>Nikitine, B., "Les Afšārs d' Urumiyeh , J.A. Paris. 1929, vol. CCxiv, 105-109.</ref>. نادرشاه که از طایفه قرقلوی افشارهای ابیورد خراسان بود، گروهی از افشارهای اورمیه را به نواحی دیگر ایران کوچاند<ref>idem , 88.</ref>.


افشارهای کازرونِ فارس احتمالاً در اوايل دورة صفوي از خراسان، يا از نواحي مركزي ايران به آن ناحیه مهاجرت كردند و سرانشان حدود 250 سال در آن‌جا حكمراني كردند.<sup>18</sup> در فهرست اسامي تيره‌هاي اينانلو<sup>*</sup> به تيرة «افشار اوشاغي» (فرزندان افشار) و در ايل قشقايي<sup>*</sup> به تيرة «افشار كرماني» اشاره كرده‌اند.<sup>19</sup>  
افشارهای کازرونِ فارس احتمالاً در اوایل دوره صفوی از خراسان، یا از نواحی مرکزی ایران به ان ناحیه مهاجرت کردند و سرانشان حدود 250 سال در ان‌جا حکمرانی کردند<ref>حسینی‌فسایی، حسن'''''. فارسنامه ناصری'''''. به کوشش منصور رستگار فسایی. تهران: 1367، امیرکبیر، 2/1440؛ مظلوم‌زاده، محمدمهدی. «طایفه افشار کازرون». '''''نامواره دکتر محمود افشار'''''. به کوشش ایرج افشار و کریم اصفهانیان، تهران: 1367، 4/2438؛ حسین فسایی، 2/1440، 1442؛ Iranica. 1/583-584 </ref>. در فهرست اسامی تیره‌های اینانلو<sup>*</sup> به تیره «افشار اوشاغی» (فرزندان افشار) و در ایل قشقایی<sup>*</sup> به تیره «افشار کرمانی» اشاره کرده‌اند<ref>فسایی، 2/1576، 1582.</ref>.


نخستين گروه‌هاي افشار در آغاز دورة صفوي به خراسان رفتند. قرقلوهاي افشار در زمان شاه اسماعيل اول (907- 930 ق/ م 1502- 1524 م) از آذربايجان به ابيورد خراسان مهاجرت كردند.<sup>20</sup> گروه بزرگ ديگري از افشارهاي نواحي مختلف آذربايجان در دورة شاه عباس اول (996-1038ق / 1587-1629م) به خراسان كوچانده شدند.<sup>21</sup> نادرشاه افشار (1148-1160ق / 1735-1747م) در 1143ق حدود 12هزار خانوار افشار را همراه عشاير ديگر از فارس، عراق و آذربايجان به خراسان كوچاند.<sup>22</sup>
نخستین گروه‌های افشار در اغاز دوره صفوی به خراسان رفتند. قرقلوهای افشار در زمان شاه اسماعیل اول (907- 930 ق/ م 1502- 1524 م) از اذربایجان به ابیورد خراسان مهاجرت کردند<ref>استرابادی، 26-27.</ref>. گروه بزرگ دیگری از افشارهای نواحی مختلف اذربایجان در دوره شاه عباس اول (996-1038ق / 1587-1629م) به خراسان کوچانده شدند<ref>محمدکاظم. '''''عالم‌ارای نادری'''''. به کوشش محمدامین ریاحی، تهران: 1364، 1/4-5.</ref>. نادرشاه افشار (1148-1160ق / 1735-1747م) در 1143ق حدود 12هزار خانوار افشار را همراه عشایر دیگر از فارس، عراق و اذربایجان به خراسان کوچاند<ref>استرابادی، 179-180.</ref>.


نخستين گروه از افشارهايي كه به كرمان مهاجرت كردند، طايفة قاسملو، در حدود 916ق / 1510م بوده است. افشارهاي كرمان تا زمان كريمخان زند قدرت داشتند و تني چند از آن‌ها در آن‌جا حكومت مي‌كردند.<sup>23</sup> افشارهاي كرمان از عمده‌ترين ايلات و طوايف كرمان به شمار مي‌رفته‌اند و شمار تيره‌هاي آن را ميان 50 تا 80 تيره نام برده‌اند،<sup>24</sup> كه به 3 گروه عمدة جهانشاهي، عمويي و ميرحبيبي تقسيم مي‌شدند.
نخستین گروه از افشارهایی که به کرمان مهاجرت کردند، طایفه قاسملو، در حدود 916ق / 1510م بوده است. افشارهای کرمان تا زمان کریمخان زند قدرت داشتند و تنی چند از ان‌ها در ان‌جا حکومت می‌کردند<ref>باستانی‌پاریزی، محمدابراهیم. «افشارها در تاریخ و سیاست کرمان». '''''نامواره دکتر محمود افشار'''''. به کوشش ایرج افشار و کریم اصفهانیان، تهران: 1366، 4/1503-1505؛</ref>. افشارهای کرمان از عمده‌ترین ایلات و طوایف کرمان به شمار می‌رفته‌اند و شمار تیره‌های ان را میان 50 تا 80 تیره نام برده‌اند،<ref>وزیری‌کرمانی، احمدعلی. '''''تاریخ کرمان'''''. به کوشش محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران: 1364، ، 198-199.</ref>که به 3 گروه عمده جهانشاهی، عمویی و میرحبیبی تقسیم می‌شدند.


گروهي از افشارها نيز احتمالاً در دورة صفوي در منطقة خمسة زنجان سكني گرفته بودند. افشارهاي خمسه، كه به «افشار دَويراني» معروف‌اند، از آذربايجان به آن‌جا آمده بودند.<sup>25</sup> گروهي از افشارها در آبادي‌هاي جلگه‌اي اسدآباد همدان، كه به «جلگة افشار» شهرت دارد،<sup>26</sup> دسته‌اي از آن‌ها در آبادي‌هاي پيرامون قزوين و ناحيه‌اي از قزوين به نام «افشاريه»،<sup>27</sup> گروهي نيز در حوالي تهران، در نواحي ميان تهران و قزوين و در دهستان افشاريه از توابع ساوجبلاغ كرج<sup>28</sup> و شماري از آن‌ها نيز در اصفهان، يزد، مازندران و جاهاي ديگر به‌سر مي‌برند.<sup>30</sup>  
گروهی از افشارها نیز احتمالاً در دوره صفوی در منطقه خمسه زنجان سکنی گرفته بودند. افشارهای خمسه، که به «افشار دَویرانی» معروف‌اند، از اذربایجان به ان‌جا امده بودند<ref>فیلد، 203.</ref>. گروهی از افشارها در ابادی‌های جلگه‌ای اسداباد همدان، که به «جلگه افشار» شهرت دارد،<ref> '''''فرهنگ جغرافیایی ایران: ابادی‌ها'''''. تهران: 1328-1331، 5/107؛ جمالی‌ اسدابادی، ابوالحسن. «چند سند از طایفه افشار اسداباد»، '''''بررسی‌های تاریخی'''''، تهران: 1354، 245.</ref>دسته‌ای از ان‌ها در ابادی‌های پیرامون قزوین و ناحیه‌ای از قزوین به نام «افشاریه»، <ref>اسکندر بیک‌منشی، 1/892.</ref>گروهی نیز در حوالی تهران، در نواحی میان تهران و قزوین و در دهستان افشاریه از توابع ساوجبلاغ کرج <ref> '''''کیهان'''''. 2/112؛ '''''فرهنگ جغرافیایی ایران'''''. 1/117.</ref> و شماری از ان‌ها نیز در اصفهان، یزد، مازندران و جاهای دیگر به‌سر می‌برند<ref>مثلاً، نک: ساروی، محمد فتح‌الله. '''''تاریخ محمدی'''''. به کوشش غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: 1371، 100-101؛ شیروانی، زین‌العابدین. '''''بستان‌السیاحه'''''. تهران: 1315، 106؛ کسروی، 50.</ref>.


تلخيص از «اَفشار»، نوشتة علي بلوكباشي
تلخیص از «افشار»، نوشته علی بلوکباشی


''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي''، 1379، 9/492-498
''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی''، 1379، 9/492-498


== مآخذ ==


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==
 
1.     كاشغري، محمود. '''''ديوان لغات‌الترك'''''. استانبول: 1333ق، 1/56؛ نيزنك: رشيدالدين فضل‌الله. '''''جامع‌التواريخ'''''. به كوشش بهمن كريمي. تهران: 1338، اقبال، 1/35-36.
 
2.     رشيدالدين، 1/40.
 
3.      Lockhart, L., '''''Nadir Shah''''', Lahore: 1976, 17.
 
4.     فيلد، هنري. '''''مردم‌شناسي ايران'''''. ترجمة عبدالله فريار، تهران: 1343، ابن‌سينا، 49.
 
5.     قدوسي، محمدحسين. '''''نادرنامه'''''. مشهد:    ، 1339، 18.
 
6.      Lockhart , L., "The Persian Army in The Safavi Period", '''''Der Islam''''' , Berlin;   1959, 88.
 
7.     مستوفي، ابوالحسن. '''''گلشن‌مراد'''''. به كوشش غلامرضا طباطبايي‌مجد، تهران: 1369، 156-157.
 
8.      EI<sup>2</sup>, 1/240.
 
9.     وصاف. '''''تاريخ'''''. تحرير عبدالمحمد آيتي، تهران: 1346، 86؛ نيزنك: كسروي، احمد. '''''كاروند'''''. به كوشش يحيي ذكاء، تهران: 1356، اميركبير، 48، حاشية 1.
 
10.  اسكندر، بيك‌منشي. '''''عالم‌آراي عباسي'''''. به كوشش ايرج افشار، تهران: 1350، اميركبير، 140،227؛ روملو، حسن. '''''احسن‌التواريخ'''''. به كوشش عبدالحسين نوايي، تهران: 1357، 380.
 
11.  اسكندر، بيك‌منشي. 524-525.
 
12.  فيلد، 51.
 
13.  كيهان، مسعود. '''''جغرافياي مفصل ايران.''''' تهران: 1311، 2/92؛ كسروي، 46؛ لايارد، هنري و ديگران. '''''سيري در قلمرو بختياري و عشاير بومي خوزستان'''''. ترجمة مهراب اميري. تهران: 1371، 42-43.
 
14.  استرابادي، محمدمهدي. '''''جهانگشاي نادري'''''. تهران: 1368، 26؛ نيزنك: مينورسكي، ولاديمير. '''''تاريخچة نادرشاه'''''. ترجمة رشيد ياسمي، تهران: 1313؛.Lockhart, Nader shah, 17
 
15.  افشارمحمودلو، عبدالرشيد. '''''تاريخ افشار'''''. به كوشش محمود راميان و پرويز شهريار افشار، تبريز: 1342، 12-13.
 
16.   Nikitine, B., "Les Afšārs d' Urumiyeh , J.A. Paris. 1929, vol. CCxiv, 105-109.
 
17.  idem , 88.
 
18.  حسيني‌فسايي، حسن'''''. فارسنامة ناصري'''''. به كوشش منصور رستگار فسايي. تهران: 1367، اميركبير، 2/1440؛ مظلوم‌زاده، محمدمهدي. «طايفة افشار كازرون». '''''ناموارة دكتر محمود افشار'''''. به كوشش ايرج افشار و كريم اصفهانيان، تهران: 1367، 4/2438؛ حسین فسايي، 2/1440، 1442؛ Iranica. 1/583-584
 
19.  فسايي، 2/1576، 1582.
 
20.  استرآبادي، 26-27.
 
21.  محمدكاظم. '''''عالم‌آراي نادري'''''. به كوشش محمدامين رياحي، تهران: 1364، 1/4-5.
 
22.  استرابادي، 179-180.
 
23.  باستاني‌پاريزي، محمدابراهيم. «افشارها در تاريخ و سياست كرمان». '''''ناموارة دكتر محمود افشار'''''. به كوشش ايرج افشار و كريم اصفهانيان، تهران: 1366، 4/1503-1505؛
 
Sykes, P.M., '''''Ten Thousand Miles in Persia''''' , NewYork: 1902, 67-68.
 
24.  وزيري‌كرماني، احمدعلي. '''''تاريخ كرمان'''''. به كوشش محمدابراهيم باستاني پاريزي، تهران: 1364، ، 198-199.
 
25.  فيلد، 203.
 
26.  '''''فرهنگ جغرافيايي ايران: آبادي‌ها'''''. تهران: 1328-1331، 5/107؛ جمالي‌ اسدآبادي، ابوالحسن. «چند سند از طايفة افشار اسدآباد»، '''''بررسي‌هاي تاريخي'''''، تهران: 1354، 245.
 
27.  اسكندر بيك‌منشي، 1/892.
 
28.  '''''كيهان'''''. 2/112؛ '''''فرهنگ جغرافيايي ايران'''''. 1/117.
 
29.  مثلاً، نك: ساروي، محمد فتح‌الله. '''''تاريخ محمدي'''''. به كوشش غلامرضا طباطبايي‌مجد، تهران: 1371، 100-101؛ شيرواني، زين‌العابدين. '''''بستان‌السياحه'''''. تهران: 1315، 106؛ كسروي، 50.


== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران


== نویسنده مقاله ==
علی بلوکباشی
علی بلوکباشی

نسخهٔ ‏۱۱ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۰۲

افشار، یا اوْشار، نام یک گروه بزرگ قومی- عشیره‌ای از اقوام ترک زبان پراکنده‌ در بیشتر نقاط ایران.

افشارها از ترکان اُغوز یا ترکمان و یکی از 22 تیره اغوز بوده است[۱]. اوشار یا اوْشَر را نام یکی از 4 فرزند بولدوزخان، پسر سوم اغوز، و ان را به معنای «چالاک و به شکار جانوران مُهَوّس نوشته‌اند[۲]. افشارها نام خود را احتمالاً از نام او گرفته‌اند[۳].

افشارها از کهن‌ترین و نیرومند‌ترین ایلات ترک زبان بوده‌اند[۴]. نام افشار در دوره سلجوقیان (429-700ق/1037-1300م) چنان وحشت‌انگیز بود که مردم ترکمان، ازبک و تاتار کودکان خود را با گفتن «اوشارگَلْدی» (افشار امد) می‌ترساندند[۵]. افشار یکی از ایل‌های تشکیل‌دهنده سپاهیان شاه اسماعیل‌ اول صفوی (حک 907-930ق / 1502-1524م) [۶] و از ایلات عمده و معتبر قزلباش بوده است[۷]. سران و امیران طایفه‌های افشار در جنگ‌های پادشاهان صفوی با عثمانی‌ها و ازبک‌ها و نیز در سپاه نادرشاه نقش بزرگی داشتند. بخش بزرگی از سپاهیان قاجار را نیز مردان طایفه‌های افشار تشکیل می‌دادند[۸].

سرزمین اصلی افشارها دشت قبچاق در ترکستان بود. در اواخر دوره سلجوقی دسته‌ای از افشارها از ان‌جا به ایران امدند و گروهی از ان‌ها، ظاهراً در دهه 540ق/ 1145 یا 1646 م به خوزستان مهاجرت کردند[۹]. در دوره پادشاهی طهماسب اول صفوی (حک 930-984ق / 1524-1576م) ظاهراً حدود 10 هزار خانوار افشار در کهگیلویه می‌زیستند و دو تن از سران طایفه‌های ان به نام‌های مهدیقلی سلطان و حیدرقلی سلطان در شوشتر و دزفول حکومت می‌کردند[۱۰]. در شرح شورش افشار‌های رامهرمز در 1005ق/1596م از دو طایفه گُندوزلو و ارَشلو افشار نام می‌برند[۱۱]. گندوزلو از عمده‌ترین افشارهای خوزستان بودند که رفته رفته یک ایل مستقل را تشکیل دادند، [۱۲]که در منطقه‌ای از حوالی شوشتر تا دزفول سکنی داشتند و دِه بُلَیتی در نزدیک شوشتر محل خان‌نشین ان‌ها بوده است[۱۳].

دسته دیگری از افشارها در دوره استیلای مغول بر ترکستان (اواخر سده 13 م/ اواخر سده 6ق) از ترکستان به اذربایجان مهاجرت کردند[۱۴]. نخستین گروه افشار که در اورمیه استقرار یافتند، ظاهراً از همراهان گرگین‌بیک اوصالوی افشار در 802 ق/1400م ( ← اصانلو، ایل) بودند[۱۵]. برخی طایفه‌های قاسملو، ایمانلو، ارشلو، گندوزلو، بکشلو و کوه‌گلو را از طوایف عمده افشارهای اورمیه نام برده‌اند[۱۶]. نادرشاه که از طایفه قرقلوی افشارهای ابیورد خراسان بود، گروهی از افشارهای اورمیه را به نواحی دیگر ایران کوچاند[۱۷].

افشارهای کازرونِ فارس احتمالاً در اوایل دوره صفوی از خراسان، یا از نواحی مرکزی ایران به ان ناحیه مهاجرت کردند و سرانشان حدود 250 سال در ان‌جا حکمرانی کردند[۱۸]. در فهرست اسامی تیره‌های اینانلو* به تیره «افشار اوشاغی» (فرزندان افشار) و در ایل قشقایی* به تیره «افشار کرمانی» اشاره کرده‌اند[۱۹].

نخستین گروه‌های افشار در اغاز دوره صفوی به خراسان رفتند. قرقلوهای افشار در زمان شاه اسماعیل اول (907- 930 ق/ م 1502- 1524 م) از اذربایجان به ابیورد خراسان مهاجرت کردند[۲۰]. گروه بزرگ دیگری از افشارهای نواحی مختلف اذربایجان در دوره شاه عباس اول (996-1038ق / 1587-1629م) به خراسان کوچانده شدند[۲۱]. نادرشاه افشار (1148-1160ق / 1735-1747م) در 1143ق حدود 12هزار خانوار افشار را همراه عشایر دیگر از فارس، عراق و اذربایجان به خراسان کوچاند[۲۲].

نخستین گروه از افشارهایی که به کرمان مهاجرت کردند، طایفه قاسملو، در حدود 916ق / 1510م بوده است. افشارهای کرمان تا زمان کریمخان زند قدرت داشتند و تنی چند از ان‌ها در ان‌جا حکومت می‌کردند[۲۳]. افشارهای کرمان از عمده‌ترین ایلات و طوایف کرمان به شمار می‌رفته‌اند و شمار تیره‌های ان را میان 50 تا 80 تیره نام برده‌اند،[۲۴]که به 3 گروه عمده جهانشاهی، عمویی و میرحبیبی تقسیم می‌شدند.

گروهی از افشارها نیز احتمالاً در دوره صفوی در منطقه خمسه زنجان سکنی گرفته بودند. افشارهای خمسه، که به «افشار دَویرانی» معروف‌اند، از اذربایجان به ان‌جا امده بودند[۲۵]. گروهی از افشارها در ابادی‌های جلگه‌ای اسداباد همدان، که به «جلگه افشار» شهرت دارد،[۲۶]دسته‌ای از ان‌ها در ابادی‌های پیرامون قزوین و ناحیه‌ای از قزوین به نام «افشاریه»، [۲۷]گروهی نیز در حوالی تهران، در نواحی میان تهران و قزوین و در دهستان افشاریه از توابع ساوجبلاغ کرج [۲۸] و شماری از ان‌ها نیز در اصفهان، یزد، مازندران و جاهای دیگر به‌سر می‌برند[۲۹].

تلخیص از «افشار»، نوشته علی بلوکباشی

دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1379، 9/492-498

مآخذ

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی

  1. کاشغری، محمود. دیوان لغات‌الترک. استانبول: 1333ق، 1/56؛ نیزنک: رشیدالدین فضل‌الله. جامع‌التواریخ. به کوشش بهمن کریمی. تهران: 1338، اقبال، 1/35-36.
  2. رشیدالدین، 1/40.
  3. Lockhart, L., Nadir Shah, Lahore: 1976, 17.
  4.   فیلد، هنری. مردم‌شناسی ایران. ترجمه عبدالله فریار، تهران: 1343، ابن‌سینا، 49.
  5. قدوسی، محمدحسین. نادرنامه. مشهد:    ، 1339، 18.
  6. Lockhart , L., "The Persian Army in The Safavi Period", Der Islam , Berlin;   1959, 88.
  7. مستوفی، ابوالحسن. گلشن‌مراد. به کوشش غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: 1369، 156-157.
  8. EI2, 1/240.
  9. وصاف. تاریخ. تحریر عبدالمحمد ایتی، تهران: 1346، 86؛ نیزنک: کسروی، احمد. کاروند. به کوشش یحیی ذکاء، تهران: 1356، امیرکبیر، 48، حاشیه 1.
  10. اسکندر، بیک‌منشی. عالم‌ارای عباسی. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1350، امیرکبیر، 140،227؛ روملو، حسن. احسن‌التواریخ. به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران: 1357، 380.
  11. اسکندر، بیک‌منشی. 524-525.
  12. فیلد، 51.
  13. کیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران. تهران: 1311، 2/92؛ کسروی، 46؛ لایارد، هنری و دیگران. سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان. ترجمه مهراب امیری. تهران: 1371، 42-43.
  14. استرابادی، محمدمهدی. جهانگشای نادری. تهران: 1368، 26؛ نیزنک: مینورسکی، ولادیمیر. تاریخچه نادرشاه. ترجمه رشید یاسمی، تهران: 1313؛.Lockhart, Nader shah, 17
  15. افشارمحمودلو، عبدالرشید. تاریخ افشار. به کوشش محمود رامیان و پرویز شهریار افشار، تبریز: 1342، 12-13.
  16. Nikitine, B., "Les Afšārs d' Urumiyeh , J.A. Paris. 1929, vol. CCxiv, 105-109.
  17. idem , 88.
  18. حسینی‌فسایی، حسن. فارسنامه ناصری. به کوشش منصور رستگار فسایی. تهران: 1367، امیرکبیر، 2/1440؛ مظلوم‌زاده، محمدمهدی. «طایفه افشار کازرون». نامواره دکتر محمود افشار. به کوشش ایرج افشار و کریم اصفهانیان، تهران: 1367، 4/2438؛ حسین فسایی، 2/1440، 1442؛ Iranica. 1/583-584
  19. فسایی، 2/1576، 1582.
  20. استرابادی، 26-27.
  21. محمدکاظم. عالم‌ارای نادری. به کوشش محمدامین ریاحی، تهران: 1364، 1/4-5.
  22. استرابادی، 179-180.
  23. باستانی‌پاریزی، محمدابراهیم. «افشارها در تاریخ و سیاست کرمان». نامواره دکتر محمود افشار. به کوشش ایرج افشار و کریم اصفهانیان، تهران: 1366، 4/1503-1505؛
  24. وزیری‌کرمانی، احمدعلی. تاریخ کرمان. به کوشش محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران: 1364، ، 198-199.
  25. فیلد، 203.
  26.  فرهنگ جغرافیایی ایران: ابادی‌ها. تهران: 1328-1331، 5/107؛ جمالی‌ اسدابادی، ابوالحسن. «چند سند از طایفه افشار اسداباد»، بررسی‌های تاریخی، تهران: 1354، 245.
  27. اسکندر بیک‌منشی، 1/892.
  28.  کیهان. 2/112؛ فرهنگ جغرافیایی ایران. 1/117.
  29. مثلاً، نک: ساروی، محمد فتح‌الله. تاریخ محمدی. به کوشش غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: 1371، 100-101؛ شیروانی، زین‌العابدین. بستان‌السیاحه. تهران: 1315، 106؛ کسروی، 50.