پرش به محتوا

افشار

از ویکی ایران

افشار، یا اوْشار، نام یک گروه بزرگ قومی- عشیره‌ای از اقوام ترک زبان پراکنده‌ در بیشتر نقاط ایران.

افشارها از ترکان اُغوز یا ترکمان و یکی از 22 تیره اغوز بوده است[۱][۲]. اوشار یا اوْشَر را نام یکی از 4 فرزند بولدوزخان، پسر سوم اغوز، و آن را به معنای «چالاک و به شکار جانوران مُهَوّس نوشته‌اند[۳]. افشارها نام خود را احتمالاً از نام او گرفته‌اند[۴].

افشارها از کهن‌ترین و نیرومند‌ترین ایلات ترک زبان بوده‌اند[۵]. نام افشار در دوره سلجوقیان (429-700ق/1037-1300م) چنان وحشت‌انگیز بود که مردم ترکمان، ازبک و تاتار کودکان خود را با گفتن «اوشارگَلْدی» (افشار امد) می‌ترساندند[۶]. افشار یکی از ایل‌های تشکیل‌دهنده سپاهیان شاه اسماعیل‌ اول صفوی (حک 907-930ق / 1502-1524م) [۷] و از ایلات عمده و معتبر قزلباش بوده است[۸]. سران و امیران طایفه‌های افشار در جنگ‌های پادشاهان صفوی با عثمانی‌ها و ازبک‌ها و نیز در سپاه نادرشاه نقش بزرگی داشتند. بخش بزرگی از سپاهیان قاجار را نیز مردان طایفه‌های افشار تشکیل می‌دادند[۹].

سرزمین اصلی افشارها دشت قبچاق در ترکستان بود. در اواخر دوره سلجوقی دسته‌ای از افشارها از ان‌جا به ایران امدند و گروهی از آن‌ها، ظاهراً در دهه 540ق/ 1145 یا 1646 م به خوزستان مهاجرت کردند[۱۰]. در دوره پادشاهی طهماسب اول صفوی (حک 930-984ق / 1524-1576م) ظاهراً حدود 10 هزار خانوار افشار در کهگیلویه می‌زیستند و دو تن از سران طایفه‌های آن به نام‌های مهدیقلی سلطان و حیدرقلی سلطان در شوشتر و دزفول حکومت می‌کردند[۱۱][۱۲]. در شرح شورش افشار‌های رامهرمز در 1005ق/1596م از دو طایفه گُندوزلو و ارَشلو افشار نام می‌برند[۱۳]. گندوزلو از عمده‌ترین افشارهای خوزستان بودند که رفته رفته یک ایل مستقل را تشکیل دادند، [۱۴] که در منطقه‌ای از حوالی شوشتر تا دزفول سکنی داشتند و دِه بُلَیتی در نزدیک شوشتر محل خان‌نشین آن‌ها بوده است[۱۵][۱۶][۱۷].

دسته دیگری از افشارها در دوره استیلای مغول بر ترکستان (اواخر سده 13 م/ اواخر سده 6ق) از ترکستان به آذربایجان مهاجرت کردند[۴][۱۸][۱۹]. نخستین گروه افشار که در اورمیه استقرار یافتند، ظاهراً از همراهان گرگین‌بیک اوصالوی افشار در 802 ق/1400م ( ← اصانلو، ایل) بودند[۲۰]. برخی طایفه‌های قاسملو، ایمانلو، ارشلو، گندوزلو، بکشلو و کوه‌گلو را از طوایف عمده افشارهای اورمیه نام برده‌اند[۲۱]. نادرشاه که از طایفه قرقلوی افشارهای ابیورد خراسان بود، گروهی از افشارهای اورمیه را به نواحی دیگر ایران کوچاند[۲۲].

افشارهای کازرونِ فارس احتمالاً در اوایل دوره صفوی از خراسان، یا از نواحی مرکزی ایران به ان ناحیه مهاجرت کردند و سرانشان حدود 250 سال در ان‌جا حکمرانی کردند[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶]. در فهرست اسامی تیره‌های اینانلو* به تیره «افشار اوشاغی» (فرزندان افشار) و در ایل قشقایی* به تیره «افشار کرمانی» اشاره کرده‌اند[۲۷].

نخستین گروه‌های افشار در آغاز دوره صفوی به خراسان رفتند. قرقلوهای افشار در زمان شاه اسماعیل اول (907- 930 ق/ م 1502- 1524 م) از آذربایجان به ابیورد خراسان مهاجرت کردند[۲۸]. گروه بزرگ دیگری از افشارهای نواحی مختلف آذربایجان در دوره شاه عباس اول (996-1038ق / 1587-1629م) به خراسان کوچانده شدند[۲۹]. نادرشاه افشار (1148-1160ق / 1735-1747م) در 1143ق حدود 12هزار خانوار افشار را همراه عشایر دیگر از فارس، عراق و آذربایجان به خراسان کوچاند[۳۰].

نخستین گروه از افشارهایی که به کرمان مهاجرت کردند، طایفه قاسملو، در حدود 916ق / 1510م بوده است. افشارهای کرمان تا زمان کریمخان زند قدرت داشتند و تنی چند از آن‌ها در آن‌جا حکومت می‌کردند[۳۱]. افشارهای کرمان از عمده‌ترین ایلات و طوایف کرمان به شمار می‌رفته‌اند و شمار تیره‌های ان را میان 50 تا 80 تیره نام برده‌اند،[۳۲] که به 3 گروه عمده جهانشاهی، عمویی و میرحبیبی تقسیم می‌شدند.

گروهی از افشارها نیز احتمالاً در دوره صفوی در منطقه خمسه زنجان سکنی گرفته بودند. افشارهای خمسه، که به «افشار دَویرانی» معروف‌اند، از آذربایجان به آن‌جا آمده بودند[۳۳]. گروهی از افشارها در آبادی‌های جلگه‌ای اسدآباد همدان، که به «جلگه افشار» شهرت دارد،[۳۴][۳۵] دسته‌ای از آن‌ها در ابادی‌های پیرامون قزوین و ناحیه‌ای از قزوین به نام «افشاریه»، [۳۶]گروهی نیز در حوالی تهران، در نواحی میان تهران و قزوین و در دهستان افشاریه از توابع ساوجبلاغ کرج [۳۷][۳۸] و شماری از آن‌ها نیز در اصفهان، یزد، مازندران و جاهای دیگر به‌سر می‌برند[۳۹][۴۰][۴۱][۴۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. کاشغری، محمود. دیوان لغات‌الترک. استانبول: 1333ق، جلد1، ص.56.
  2. رشیدالدین فضل‌الله. جامع‌التواریخ. به کوشش بهمن کریمی. تهران: 1338، اقبال، جلد 1، ص. 35-36.
  3. رشیدالدین فضل‌الله. جامع‌التواریخ. به کوشش بهمن کریمی. تهران: 1338، اقبال، جلد 1،ص. 40.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Lockhart, L., Nadir Shah, Lahore: 1976, 17.
  5.   فیلد، هنری. مردم‌شناسی ایران. ترجمه عبدالله فریار، تهران: 1343، ابن‌سینا،ص.49.
  6. قدوسی، محمدحسین. نادرنامه. مشهد:    ، 1339،ص. 18.
  7. Lockhart , L., "The Persian Army in The Safavi Period", Der Islam , Berlin;   1959, 88.
  8. مستوفی، ابوالحسن. گلشن‌مراد. به کوشش غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: 1369، 156-157.
  9. EI2, 1/240.
  10. وصاف. تاریخ. تحریر عبدالمحمد ایتی، تهران: 1346، 86؛ نیزنک: کسروی، احمد. کاروند. به کوشش یحیی ذکاء، تهران: 1356، امیرکبیر، 48، حاشیه 1.
  11. اسکندر، بیک‌منشی. عالم‌آرای عباسی. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1350، امیرکبیر،ص.140،227.
  12. روملو، حسن. احسن‌التواریخ. به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران: 1357، 380.
  13. اسکندر، بیک‌منشی. عالم‌ارای عباسی. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1350، امیرکبیر،ص. 524-525.
  14. فیلد، هنری. مردم‌شناسی ایران. ترجمه عبدالله فریار، تهران: 1343، ابن‌سینا، ص. 51.
  15. کیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران. تهران: 1311، جلد 2، ص. 92.
  16. لایارد، هنری و دیگران. سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان. ترجمه مهراب امیری. تهران: 1371، 42-43.
  17. کسروی، 46.
  18. استرابادی، محمدمهدی. جهانگشای نادری. تهران: 1368، ص.26.
  19. مینورسکی، ولادیمیر. تاریخچه نادرشاه. ترجمه رشید یاسمی، تهران: 1313.
  20. افشارمحمودلو، عبدالرشید. تاریخ افشار. به کوشش محمود رامیان و پرویز شهریار افشار، تبریز: 1342، 12-13.
  21. Nikitine, B., "Les Afšārs d' Urumiyeh , J.A. Paris. 1929, vol. CCxiv, 105-109.
  22. Nikitine, B., "Les Afšārs d' Urumiyeh , J.A. Paris. 1929, vol. CCxiv, p.88.
  23. حسینی‌فسایی، حسن. فارسنامه ناصری. به کوشش منصور رستگار فسایی. تهران: 1367، امیرکبیر، جلد 2، ص. 1440.
  24. مظلوم‌زاده، محمدمهدی. «طایفه افشار کازرون». نامواره دکتر محمود افشار. به کوشش ایرج افشار و کریم اصفهانیان، تهران: 1367، جلد 4، ص. 2438.
  25. حسینی‌فسایی، حسن. فارسنامه ناصری. به کوشش منصور رستگار فسایی. تهران: 1367، امیرکبیر، جلد 2، ص، 1440-1442.
  26. Iranica. 1/583-584
  27. حسینی‌فسایی، حسن. فارسنامه ناصری. به کوشش منصور رستگار فسایی. تهران: 1367، امیرکبیر، جلد 2، ص، 1576-1582.
  28. استرآبادی، محمدمهدی. جهانگشای نادری. تهران: 1368، ص.26-27.
  29. محمدکاظم. عالم‌آرای نادری. به کوشش محمدامین ریاحی، تهران: 1364، جلد 1، ص. 4-5.
  30. استرآبادی، محمدمهدی. جهانگشای نادری. تهران: 1368، ص.179-180.
  31. باستانی‌پاریزی، محمدابراهیم. «افشارها در تاریخ و سیاست کرمان». نامواره دکتر محمود افشار. به کوشش ایرج افشار و کریم اصفهانیان، تهران: 1366، جلد 4، ص. 1503-1505.
  32. وزیری‌کرمانی، احمدعلی. تاریخ کرمان. به کوشش محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران: 1364، ص.198-199.
  33. فیلد، هنری. مردم‌شناسی ایران. ترجمه عبدالله فریار، تهران: 1343، ابن‌سینا،ص 203.
  34.  فرهنگ جغرافیایی ایران: آبادی‌ها. تهران: 1328-1331، جلد 5، ص. 107.
  35. جمالی‌ اسدآبادی، ابوالحسن. «چند سند از طایفه افشار اسدآباد»، بررسی‌های تاریخی، تهران: 1354،ص. 245.
  36. اسکندر، بیک‌منشی. عالم‌آرای عباسی. به کوشش ایرج افشار، تهران: 1350، امیرکبیر، جلد 1، ص. 892.
  37. کیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران. تهران: 1311، جلد 2، ص. 112.
  38. فرهنگ جغرافیایی ایران: آبادی‌ها. تهران: 1328-1331، جلد 1، ص. 117.
  39. مثلاً، نک: ساروی، محمد فتح‌الله. تاریخ محمدی. به کوشش غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: 1371، 100-101.
  40. شیروانی، زین‌العابدین. بستان‌السیاحه. تهران: 1315، ص. 106.
  41. کسروی، 50.
  42. تلخیص مقاله بلوکباشی، علی. «افشار»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1379، جلد 9، ص. 492-498.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی